کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 5 رای - 4.4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
طی الارض و عبور از موانع با توسل به امام جواد (علیه السلام )
۲۲:۵۴, ۲/مهر/۹۳
شماره ارسال: #1
آواتار
طی الارض و عبور از موانع با توسل به امام جواد (علیه السلام )
این قصه را مرحوم علامه ی مجلسی (رض) نقل کرده اند که :
مردی به نام علی بن خالد که زیدی مذهب بود و پس از امامت امام سجاد (علیه السلام ) به امامت زید بن علی ، فرزند آن حضرت معتقد شد و به امامت امام باقر (علیه السلام ) و امامان پس از آن حضرت اعتقاد نداشت گفته است : روزی شنیدم مردی را از شام دستگیر کرده و بر گردنش زنجیر نهاده ، به عراق آورده و زندانش کرده اند ( به اتهام اینکه ادعای نبوت کرده است ) من تعجب کردم و خواستم او را از نزدیک ببینم که چگونه آدمی است .
رفتم با زندان بان ها رابطه ای برقرار کردم تا ترتیب ملاقاتم را با او دادند.وقتی رفتم و او را دیدم و صحبت کردم ، او را آدم عاقل و فهمیده ای یافتم و دیدم معقول نیست او ادعای نبوت کرده باشد.
پرسیدم : مطلب چه بوده که شما را متهم کرده اند ؟
گفت : اصل جریان این است که من در شام ، در جایی معروف به رأس الحسین ، مدت ها مشغول عبادت بودم تا یک روز دیدم مرد بزرگواری نزد من آمد و گفت : برخیز و همراه من بیا ، من نیز مانند کسی که مجذوب شده باشد از جا برخاستم و همراهش شدم .چند قدمی که رفتیم با کمال تعجب دیدم در مسجد کوفه هستم ! از من پرسید : اینجا را می شناسی ؟ گفتم : بله ؛ اینجا مسجد کوفه است. او مشغول نماز شد و من هم نماز خواندم.بعد حرکت کرد و من هم دنبالش رفتم ، چند قدم که رفتیم ؛ دیدم در مسجد مدینه هستم ، فرمود : اینجا را می شناسی ؟ گفتم : بله ، اینجا مسجد مدینه است.آنجا هم مشغول نماز و زیارت شد ، من هم نماز خواندم و زیارت کردم.بعد از چند قدمی که رفتیم ، دیدم در مکه و مسجد الحرام هستم ، طواف بیت کردیم و نماز خواندیم.بعد از چند لحظه دیدم در جای اول خودم ؛ یعنی در شام و رأس الحسین (علیه السلام ) هستم .خیلی تعجب کردم که این چه سِیری بود ! ناگهان او هم از چشم من غایب شد.
تا یک سال از این جریان گذشت و سال دیگر باز در همان مکان ، همان شخص نزد من آمد و به من گفت : برخیز و با من باید ؛ باز همان برنامه ی سال قبل تکرار شد .وقتی که به موضع خود در شام برگشتم.
و او خواست از من جدا شود ، قسمش دادم که تو را به حق آن کسی که این قدرت را به تو داده است ، خود را معرفی کن.تأملی کرد و فرمود : من محمد بن علی بن موسی الرضا هستم.فهمیدم که حضرت امام جواد (علیه السلام ) است.
این مطلب گذشت و مردم با خبر شدند و در مجالس نقل شد تا به گوش وزیر رسید .
محمد بن عبدالملک زیات ، وزیر خلیفه ی عباسی ، آدم جباری بود و با آل علی (علیه السلام ) هم دشمنی داشت.
او دستور داد مرا بردند و بدون مقدمه زنجیر بر گردنم نهادند و متهمم کردند که ادعای نبوت کرده ام ؛ تا اینکه مرا اینجا آورده و زندانم کرده اند.
علی بن خالد گوید : من خیلی دلم به حال او سوخت که چنین مرد بزرگوار و محترمی را اینگونه گرفتارش کرده اند.گفتم : مایل هستید گزارش حال شما را به وزیر بدهم؟ شاید برای او اشتباه شده باشد. گفت : مانعی نیست.
من برای وزیر نامه ای نوشتم که حال او چنین است و ادعای نبوت نکرده و متهمش کرده اند ؛ و امیدوار بودم که آزادش کنند ولی پس از مدتی جواب آمد ، دیدم زیر آن نامه نوشته است : به او بگو همان کسی که تو را در یک روز از شام به کوفه و مدینه و مکه برده و برگردانده است ، هم او بیاید و تو را از زندان بیرون بیاورد !
دیدم مطلب را به مسخره گرفته و کینه توزانه بر خورد کرده است.خیلی متأسف شدم و تصمیم گرفتم بروم و دوباره او را ببینم و دلداریش بدهم و بگویم فعلاً چاره ای نیست ، صبر کن تا شاید فرجی حاصل شود.
وقتی که به زندان رفتم دیدم غوغا و ازدحام عجیبی در اطراف زندان برپاست. پاسبان ها و زندان بان ها شدیداً مضطربند و این سمت و آن سمت می روند و سخت ناراحتند. پرسیدم : چه شده است ؟ گفتند : آن مرد شامی که ادعای نبوت کرده و محبوس بود مفقود شده است.با اینکه درهای زندان بسته بوده هیچ معلوم نیست چه شده ؟ آیا به زمین فرو رفته یا به آسمان صعود کرده ؟! نفهمیدیم !!
من با خود گفتم : بله ، همان کسی که او را در یک روز از شام به کوفه و مدینه و مکه برده و برگردانده است ، هم او را نجاتش داده است.همین علی بن خالد ، راوی جریان ؛ گفته است : من اول زیدی مذهب بودم ؛ آن روز مستبصر { آگاه به حقیقت شدن } شدم و حقیقت را فهمیدم و به امامت امام جواد (علیه السلام ) و دیگر امامان (علیهم السلام) معتقد شدم.
بحارالانوار جلد 50 صفحه 38 ، امام جواد (علیه السلام) دردانه هدایت صفحه 17 (مولف : آیت الله ضیاء آبادی )
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rezamohammadi ، حضرت عشق ، MAHDI59 ، m.hossein ، عبدالرحمن ، قلب ، aminrafael3 ، Ali#59 ، MohammadSadra ، mohammad reza ، محب الزهرا ، محمدهادی ، Eve ، انتصـار ، دل خسته ، fiftynine ، اولولالباب ، سیمرغ ، فاطمه خانم ، mahdy30na ، mahdyshr ، بچه های گمنام ، حدیث عشق ، Hadith ، mhvvhm ، joseffist ، أین المنتظر ، جواد مخبریان ، میکا ، غریب ، مجنون العباس ، در جستجوی سختی ، میثم2 ، علی املشی ، Anti gods ، vahrakan ، سدرة المنتهی

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱:۰۳, ۲۳/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #11
آواتار
أَنْتَ الجَوادُ وَأَنا البَّخِيل

وهَلْ يَرْحَمُ البَّخِيلَ إِلاّ الجَوادُ

مَوْلايَ يامَوْلاي...


من ... گره های کورِ ...
زندگی ام را ... به تو سپرده ام ...

دریاب ...


جانم جواد الائمه"ع"

این جوان کیست که سیمای پیمبر دارد...
بنویسید رضا هم علی اکبر دارد!!

شهادت امام جواد(علیه السلام)جوانترین شهید معصوم برشیعیان تسلیت باد

آجرک الله یاصاحب الزمان ویا علی ابن موسی الرضا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجنون العباس ، mahdy30na ، سید ابراهیم ، در جستجوی سختی ، آفتاب ، میم.حسین.الف ، سدرة المنتهی ، حضرت عشق ، Anti gods ، vahrakan
۱۴:۲۱, ۲۳/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #12
آواتار
شفای ناشنوا

شخصی به نام ابوسلمه می گوید:
خدمت امام جواد علیه السلام رسیدم در حالی که به ناشنوایی شدیدی دچار بودم.
از امام خواستم مرا شفا دهد.

امام علیه السلام بر سر و گوشم دستی کشید و دعایی خواند ، آن‌گاه فرمود:«بشنو.»


سوگند به خدا در آن لحظه شفا یافتم و از آن پس ، صداهای ضعیفی را که هیچ‌کس نمی‌شنود، من با گوش‌هایم می‌شنوم.


منابع:
بحار الانوار، ج 50، ص 57.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: در جستجوی سختی ، میم.حسین.الف ، سدرة المنتهی ، حضرت عشق ، Anti gods ، vahrakan
۲۲:۵۰, ۱۱/شهریور/۹۵
شماره ارسال: #13
آواتار
یا جواد الائمه ادرکنی
HeartHeartHeart
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سدرة المنتهی ، میثم2 ، بیداری اندیشه ، علی املشی ، Anti gods ، vahrakan
۹:۳۱, ۱۲/شهریور/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/شهریور/۹۵ ۹:۵۲ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #14

نقل قول:بحارالانوار جلد 50 صفحه 38 ، امام جواد (علیه السلام) دردانه هدایت صفحه 17 (مولف : آیت الله ضیاء آبادی )
بحار الانوار مجموعه ای از تمام روایات موجود (اعم از صحیح و ناصحیح) است.

معمولاً در نقل حکایات به صحت احادیث توجه زیادی نمی شود، چون اعتقاد بر این است که حتی اگر یک روایت جعلی بتواند موجب افزایش عشق مردم به ائمه شود، ذکر آن مفید است.

http://www.askdin.com/showthread.php?t=55543
نقل قول:به طور کلی اعتبار و استواری لازم برای هر مطلبی متناسب با این است که از آن چه انتظاری داریم و به چه منظوری می خواهیم از آن متن استفاده کنیم.
اگر بخواهیم اعتقاداتمان را بر امری بنا سازیم باید آن چیز محکم و استوار باشد،(1) نمیتوان اعتقادات را بر داستانهایی که سند درستی ندارند و امثال آن بنا نمود؛ اما گاهی هدف انسان کشف اعتقاد حقه نیست، بلکه با دلائل برهانی در جای خودش امامت، افضلیت، عصمت و قدرت کرامت امیرالمومنین(علیه السلام) اثبات شده است و اکنون به دنبال افزایش عشق به آن حضرت(علیه السلام) در دل مخاطب یا توصیه های اخلاقی و امثال آن هستیم، در اینجا میتوان از داستان ها و حکایات بهره گرفت و عجیب بودن آنها(مادامی که عقل ستیز نباشد) و با اعتقادات ما در تعارض نباشد مشکلی ندارد. چون ما به دنبال بهره بردن اعتقادی از آنها نیستیم.
قرآن کریم هم پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را برای تشویق به دین از طرق مختلف متناسب با مخاطب، و مناسب با هدفی که انتظار دارد ، دعوت نموده است: «ادْعُ إِلى‏ سَبيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتي‏ هِيَ أَحْسَن‏»؛ با حكمت، و با اندرز نيكو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى كه نيكوتر است، استدلال و مناظره كن‏(2)
معنى" حكمت"- بطورى كه در مفردات آمده به معناى اصابه حق و رسيدن به آن به وسيله علم و عقل است، و اما" موعظه" به اين معنا تفسير شده كه كارهاى نيك طورى يادآورى شود كه قلب شنونده از شنيدن آن بيان، رقت پيدا كند، و در نتيجه تسليم گردد، و اما" جدال" عبارت از سخن گفتن از طريق نزاع و غلبه جويى است‏. بنابراين، اين سه طريقى كه خداى تعالى براى دعوت بيان كرده با همان سه طريق منطقى، يعنى برهان و خطابه و جدل منطبق مى‏ شود.(3)
لذا همان طور که حکمت و برهان در جای خودش کارآمد است، استدلالات خطابی که نیازی نیست برهانی باشند نیز در جای خود کارآمد بوده و نقش مثبت خود را در تحریک مخاطب خواهند داشت.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۳۰, ۱۲/شهریور/۹۵
شماره ارسال: #15
آواتار
(۱۲/شهریور/۹۵ ۹:۳۱)سعدی نوشته است:  بحار الانوار مجموعه ای از تمام روایات موجود (اعم از صحیح و ناصحیح) است.

معمولاً در نقل حکایات به صحت احادیث توجه زیادی نمی شود، چون اعتقاد بر این است که حتی اگر یک روایت جعلی بتواند موجب افزایش عشق مردم به ائمه شود، ذکر آن مفید است.

http://www.askdin.com/showthread.php?t=55543
سلام


امام ظرف اسما خداوند متعال و مظهر اسما پرودگار است


مقام امام بالاترین در عوالم وجود است و تمام عالم چون نگین انگشتری در کف دستان امام است


امام اسم اعظم پرودگار است


درباره مقام انسان کامل آیات و روایات زیادی وجود دارد که از عقل انسان هایی که در چاه طبیعت مانده اند فرسنگها فاصله دارد


طی الارض کاری است که از غیر معصوم هم ساخته است چه برسد به امامان معصوم که مظهر اسما و صفات حضرت احدیت هستند
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی ، میثم2 ، آفتاب ، Anti gods ، vahrakan
۱۳:۳۷, ۱۲/شهریور/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/شهریور/۹۵ ۱۳:۴۲ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #16

سلام جناب قلب
مسئله اینه که این روایت نمی تونه به عنوان اثباتی بر اعتقادات تلقی بشه. چون درستی خود این روایت اثبات نشده. اما به عنوان یک داستان یا حکایت میشه بهش نگاه کرد.
نکته ای که گفته شد با استناد به نظر کارشناسان دینیه. می تونید به لینک زیر مراجعه کنید:
http://www.askdin.com/showthread.php?t=55543
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۲۴, ۱۲/شهریور/۹۵
شماره ارسال: #17
آواتار
(۱۲/شهریور/۹۵ ۱۳:۳۷)سعدی نوشته است:  سلام جناب قلب
مسئله اینه که این روایت نمی تونه به عنوان اثباتی بر اعتقادات تلقی بشه. چون درستی خود این روایت اثبات نشده. اما به عنوان یک داستان یا حکایت میشه بهش نگاه کرد.
نکته ای که گفته شد با استناد به نظر کارشناسان دینیه. می تونید به لینک زیر مراجعه کنید:
http://www.askdin.com/showthread.php?t=55543
سلام


چنانچه روایت یا حدیثی مطابق با قرآن و احادیث دیگر باشد هرچند از لحاظ سند ضعیف باشد اصل ماجرا درست است ولی ممکن است فرع ان دارای ایراد باشد


در اون لینکی که قرار دادید اومده امام با حیوانات صحبت میکند که چون مطابق با داستان حضرت سلیمان ع در قرآن است اصل ماجرا صحیح است و داشتن چنین قدرتهایی از امامان کاملاً صحیح است هرچند ممکن است فرع مطلب که همان داستان باشد صحیح نباشد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میثم2 ، سعدی ، آفتاب ، Anti gods ، vahrakan
۱۸:۴۲, ۱۲/شهریور/۹۵
شماره ارسال: #18

جناب قلب
فرض کنید روایتی داریم در مورد شهادت دادن یک شیر بر حقانیت امام علی (علیه السلام)

اگر امامت ایشان بر ما ثابت شده باشه، می تونیم احتمال درستی این حکایت رو در نظر بگیریم. اما در این صورت چه نیازی داریم به شهادت اون شیر؟

اگر هم برامون اثبات نشده باشه، این حکایت باعث اثباتش نمیشه؛ چون خود حکایت زیر سواله. به هر صورت ما نیازی به یک روایت غیر معتبر نداریم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Bidel.s ، Anti gods
۱۹:۰۸, ۱۲/شهریور/۹۵
شماره ارسال: #19
آواتار
[quote='سعدی' pid='370111' dateline='1472825540']
جناب قلب
فرض کنید روایتی داریم در مورد شهادت دادن یک شیر بر حقانیت امام علی (علیه السلام)

اگر امامت ایشان بر ما ثابت شده باشه، می تونیم احتمال درستی این حکایت رو در نظر بگیریم. اما در این صورت چه نیازی داریم به شهادت اون شیر؟

اگر هم برامون اثبات نشده باشه، این حکایت باعث اثباتش نمیشه؛ چون خود حکایت زیر سواله. به هر صورت ما نیازی به یک روایت غیر معتبر نداریم.
[/quo
سلام


اینجا مخاطب این سخنان مسلمان و شیعه هستند و ما درباره مباحث فلسفی حرف نمیزنیم


این استدلال شما صحیح نیست به این خاطر که در قرآن از اینگونه ماجراها زیاد اومده مثل حضرت سلیمان ع


خب معلومه اگر کسی به وجود خداوند متعال و پیامبر ص و قران معتقد نیست پس این داستان ها رو هم قبول نداره ولی برای یک مسلمان حتماً فایده داشته که خداوند متعال در قرآن آورده و باعث تقویت عقیده و ایمان میشود



به همین نسبت اهل بیت علیهم السلام هم کاره بیهوده نمی کنن و حتماً لازم بوده که حدیثی را بگویند ولی مخاطب هر حدیثی فرق دارد و اینگونه احادیث به درد افراد معتقد و با ایمان می خورد


یعنی اگر یک شخص کافر ببیند یک شیر بر حقانیت امام علی علیه السلام شهادت میدهد با قبل از این اتفاق یکی است!!!!!
بله اگر داستان و حدیث به او بگوییم قبول نمی کند ولی اگر ببیند قطعاً تاثیر دارد


اما شخص معتقد با خواندن اینگونه موارد هم عقایدش محکمتر و ايمانش افزایش می یابد


البته که اعتقاد و ایمان دارای مراتبی است به همین خاطر اینگونه موارد وجود دارد


به هرصورت وقتی گفته میشه یک روایت ضعیف سند است این بدان معنی نیست که آن روایت اشتباه است بلکه یعنی احتمال دارد درست نباشد


در پست قبلی هم گفتم اهل بیت علیهم السلام به ما گفته اند هر حدیث یا روایتی را که شنیدیم با قرآن تطبیق دهیم چنانچه درست نبود آن را کنار بگذاریم و این روایت هم با داستان حضرت سلیمان ع تایید میشود که امامان چنین قدرتهایی دارند


وسلام
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی ، آفتاب ، میثم2 ، Anti gods ، vahrakan
۱۹:۱۹, ۱۲/شهریور/۹۵
شماره ارسال: #20

در مورد بچه ها چطور؟

اگر این روایتها رو به بچه ها بگیم؛ باور می کنند و ایمان میارند. اما این ایمان پایه محکمی نداره. پذیرش یک اعتقاد باید با دلایل درست و محکم باشه (این یکی از واجبات دینیه که متاسفانه تا حدی مغفول واقع شده)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  (A+)چرا و چگونه سيّدالشّهدا (علیه السلام) تنها شد (مقاله ویژه!!!)# علی 110 14 13,555 ۲۶/فروردین/۹۷ ۱۴:۳۷
آخرین ارسال: imaneavare_59
  چرا پرچم گنبد حرم امام حسین علیه السلام سرخ است؟ در جستجوی سختی 2 2,244 ۱۰/آبان/۹۴ ۱۵:۱۱
آخرین ارسال: Mohammad Trust
Rainbow امام علی (علیه السلام) از نگاه دانشمندان bahareh 1 1,947 ۲۱/شهریور/۹۴ ۱۹:۱۱
آخرین ارسال: Bamdaad
  عدل علی {علیه السلام}... {قضاوتهاى حضرت} بچه های گمنام 36 11,687 ۵/مرداد/۹۴ ۱۰:۱۲
آخرین ارسال: بچه های گمنام
  حسین علیه السلام آمد عمار رهبری 3 2,582 ۱/خرداد/۹۴ ۱۱:۲۱
آخرین ارسال: عمار رهبری
  قصه های قرآنی - حضرت هود علیه السلام جواد مخبریان 0 1,703 ۲۲/بهمن/۹۳ ۱۰:۲۹
آخرین ارسال: جواد مخبریان
  قصه های قرآنی - حضرت نوح علیه السلام جواد مخبریان 0 1,616 ۲۱/بهمن/۹۳ ۲۲:۱۲
آخرین ارسال: جواد مخبریان

پرش در بین بخشها:


بالا