|
در تاريخ اسلام ريزش ها و رويش ها فراوان بوده اند و ما بايد از آنها عبرت بگيريم. اما براي من داستان زبير بسيار غم انگيزتر است. چرا؟ چون او با بقيه فرق داشت او مثل سلمان از اهل بيت بود! او خودش خوب بود اما وقتي زندگي اش به تفصيل رسيد به گذشته اش پشت كرد. براي فهم حقيقي ماجراي زبير اول زندگي اش را مرور كنيم (اين بند بر گرفته از مجله راه، شماره50 و51، ص72 است):
مي گويند در راه اسلام اولين شمشير را زبير كشيد، در هيچ يك از غزوات غايب نبود و به او گفتندسيف الاسلام. مي گويندپيامبر فرمود هر نبي حواري اي دارد و حواري من زبير است. به عنوان چهارمين و پنجمين مسلمان از اونام برده اند. در شواري شش نفره تنها كسي بود كه به علي عليه السلام رأي داد و در سقيفه و در غربت كوچه هاي بني هاشم (كه همه مردم مرتد شدند جز سه چهارنفر)، او براي اهل بيت شمشير كشيد. اما تحليل هاي مورخين بر اين است كه او در زمان خليفه سوم دچار روحيه اشرافي شد طوري كه ثروتي كه از او باقي ماند را بسيار زيادتر از سقف مال حلالي كه اميرالمؤمنين عليه اسلام اعلام فرمودند (4هزار درهم) گزارش كرده اند: 35ميليون تا 52 ميلون درهم و هزار كنيز و اسب و خانه هاي در مصر و كوفه و اسكندريه!
آيا اين تمام ماجراي داستان غم انگيز زبير بود؟ نه، سخن اصلي باقي است. علت اصلي ارتداد او اشرافيت نبود بلكه «زبير دائماً از ما اهل بيت بود تا اينكه فرزند شومش، عبدالله، رشد كرد» (حكمت453نهج البلاغه). از خانواده فاسد و رفيق بد شنيده بوديم اما پسر آدمي چگونه پدر را منحرف مي كند؟!
به نظر من ايمان بايد تفصيل پيدا كند، خطاب قرآن كه مي گويد يا ايهاالذين امَنوا امِنوا (نساء/136). يعني اي كساني كه ايمان داريد ايمانتان را تفصيل بدهيد و به همه چيزهايي كه بايد ايمان بياوريد ايمان بياوريد، همانطور كه در ادامه مي گويد به خدا و رسول و ملائكه و كتب ايمان بياوريد. زبير اول مؤمن بود اما حقيقت تلخ اين است كه خداوند از امكان جنگ ميان مؤمنين خبر داده است! و ان طائفتان من المؤمنين اقتتلوا ... و گرچه وظيفه اوليه صلح بين برادران است اما ممكن است يكي بر ديگري ستم كند پس به خاطر حقيقتي تلخ اجازه صادر شده كه فقاتلوا التي تبغي...(حجرات/9). به نظرم مهمترين مصداق اين جنگ جنگ جمل است و مهمترين مصاديق اين مومنين زبير. زبير پيوسته با ايمانش جنگيد اما اين ايمان وقتي بود كه پاره تن زبير از او جدا نشده و رشد نكرده بود. وقتي فرزند آدمي بزرگ مي شود ايمان محك مي خورد تا ببينيم آيا ظرفيت سير از ايمان (اجمالي) به ايمان (تفصيلي) وجود دارد يا نه؟ و ديديم كه زبير طاقت تفصيل نداشت ... و اي كاش زبير وارث نداشت...
|