|
خانمهاي شاغل بخوانند. دليل برتري كار خانه به بيرون
|
|
۱۶:۲۰, ۷/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/آبان/۹۳ ۱۶:۲۶ توسط مصطفي مازح7610.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
با سلام و عرض ادب. اين مطلب نقل قول از يك وبلاگ يك خانم هست جالب بود اينجا قرار دادم بخونيد..
امروز که اومدم و اون دوتا نظر دیشب رو دیدم، هم خنده ام گرفت و هم دلم به حال چنین آدمهایی سوخت ... متاسفانه توی کامنتهای خصوصی خیلی از این دست افاضات هست که من دیگه نخونده دیلیتشون میکنم ... اما خیلیها هستند که حقیقتا نمی تونند درک کنند که من چرا با توجه به تحصیلکرده بودنم قبول کرده ام که با افتخار، تمام وقتم رو برای خونه و زندگیم بذارم. به این یکی توجه کنید: " ... از سبک نوشتن و اداره وبلاگت معلومه آدم خلاقی هستی. از اینهمه تسلطتت به ایات و احادیث و استفاده بجا و مناسب ازشون هم معلومه هوش و حافظت از حد نرمال بالاتره ... مومن و محجبه هم هستی و توی این نظام خرت میره ... مدرک دانشگاه تهران رو هم داری که همه جا روی دست میبرنش! ... هر جور حساب کنی برای آدمی مثل تو کار پیدا کردن مثل آب خوردنه. من نمیتونم بفهمم چرا خودت رو اسیر خونه کرده ای؟ ... من اگه جای تو بودم پادشاهی میکردم برای خودم، همسرداری سیخی چنده؟! ... اون مال زنهای دوره قجره که مجبور بودن نونشونو از دست شوهرشون بگیرن. نه مال زن قرن 21 که خودش یه پا مرده! ... ... به خدا من مزاحم نیستم. فقط دوست دارم بدونم چرا این کار رو میکنی؟ اگه دلیلت قانع کننده باشه قول میدم کارم رو ول کنم و بچسبم به خونه و زندگیم و همسرداریم ... فقط خواهش میکنم جوابم رو بده ... شاید این سوال خیلیها باشه و تو بتونی بهشون کمک کنی ... " فکر میکنم حالا وقتشه که دلیل اصلی توی خونه موندنم رو بگم. شاید به درد کسانیکه که حقیقتاً دنبال حقیقتند بخوره و مثل من تکلیفشون رو روشن کنه: دیگه فکر کنم همه تون بدونید که من هم تا چند ماه قبل علیرغم توی خونه بودن، به این کار اعتقادی نداشتم و صرفاً به خاطر اینکه همسرجان دوست نداشت بیرون کار کنم، سر کار نمیرفتم. اما این که دقیقاً چی شد که نظرم عوض شد و این نگاه جهادی رو به ماجرا پیدا کردم رو تا حالا براتون نگفته بودم ... اواخر دی ماه بود. در ادامه تحقیقات برای کتابم، رسیدم به جنگ احد ... فکر کنم همه تون بدونید که جنگ احد تنها غزوه در صدر اسلام هست که مسلمانها توش شکست خوردند. اونهم یک شکست خییییلی فجیع! ... اما عجیب اینجاست که مسلمانها اولش با وجود تمام سختیها و کم بودن نیرو و تجهیزاتشون، بر مشرکین پیروز شدند. و درست وقتی پیروزیشون حتمی بود و مشرکین داشتند فرار میکردند و وقت تقسیم غنایم بود، ضربه نابود کننده به اونها وارد شد. میدونین از کجا؟ پشت میدان جنگ یه تپه بود به نام تپه احد. این تپه موقعیت استراتژیکی داشت و دست هرکس می افتاد میتونست به میدان جنگ مسلط بشه. اول اون تپه دست مسلمانها بود. پیامبر با درایت آسمانیشون این نکته رو فهمیدند و 50 نفر از نیروهای زبده رو مامور مراقبت از این تپه کردند و گفتند: شما باید همینجا بمونید و از این تپه مراقبت کنید. جهاد شما در میدان نبرد نیست، بلکه اینه که هر طور شده نذارید این تپه به دست دشمن بیفته. برای همین هر اتفاقی که برای ما افتاد، چه پیروز بشیم و چه شکست بخوریم و حتی اگه همه مون کشته بشیم، شما باید از جاتون تکون نخورید و این تپه رو حفظ کنید. فهمیدید؟ همه گفتن: بععععله یا رسول الله. شما از ما جون بخواین! برین خیالتون راحت باشه که ما همینجا هستیم و مثل تخم چشممون از این تپه مراقبت میکنیم! ... اما افسوس که این فقط در حد حرف بود. وقتی مسلمانها پیروز شدند و مشرکین فرار کردند، وقت تقسیم غنایم شد. اونها از دور میدیدند که همه داشتن تند و تند سهمشون رو از غنائم برمیداشتند و سر اینها بی کلاه مونده بود ... و این شد که دهنها آب افتاد و زمزمه ها شروع شد: _ این دیگه چه جور جهادیه که ما باید اینجا وایسیم و بقیه برن وسط میدون و حالش رو ببرن؟ ... پس سهم ما چی میشه؟ مگه ما مسلمون نیستیم؟ ... حتی شاید بعضیها گفتن: بریم بابا، کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من! ;0) ... و این شد که بیشترشون ول کردن و رفتن دنبال مال دنیا و فقط فرمانده شون موند با چند نفر معدود که گفتن: پیامبر اینجا رو به ما سپردن. پس از اینجا تکون نمیخوریم، تا وقتیکه خودشون بیان و بگن دیگه کافیه! اینجا بود که یکی از فرماندهان مشرکین به نام خالد بن ولید - که از همون اول از دور حواسش به این تپه بود - از فرصت استفاده کرد و با نیروهاش حمله کرد و اون چند نفری که مونده بودند رو به شهادت رسوند و تپه رو تصرف کرد. و بعد اون سپاه تازه نفس از پشت سر به مسلمانهای از همه جا بیخبر که داشتند بغل بغل غنیمت جمع میکردند، حمله کردند ... و این شد سرآغاز شکست تاریخی مسلمانها و شهادت حضرت حمزه ... و تا یک قدمی شهادت پیش رفتن پیامبر مهربانیها، طوری که دندان مبارکشون شکست ... و بیش از 90 زخم برداشتن حضرت امیر و کلی ماجرای دلخراش دیگه. همه ش به خاطر اینکه چند نفر فکر کردند عقلشون بهتر از پیامبری میرسه، که با آسمانها در ارتباطه و از حقیقت هر چیز آگاهه ... پیامبری که خداوند به صراحت در وصفشون گفته: و ما ینطق عن الهوی . ان هو الا وحی یوحی و او هیچ سخنی را از روی میل و سلیقه خودش نمیگوید، و تمام سخنانش وحی الهیست که بر قلبش الهام میگردد ... چند لحظه چشمهام رو بستم و در دلم گفتم: عجب آدمای پستی بودن! آخه مگه ممکنه آدم از زبون پیامبرش بشنوه که شما جهادت اینه که همینجا بایستی و هر اتفاقی افتاد از جات جم نخوری، بعد به همین سادگی مطابق نظر خودش عمل بکنه، و د برو که رفتی؟!
تا چند روز ذهنم درگیر این ماجرا بود و هرچی بد و بیراه بلد بودم از ورای تاریخ نثارشون میکردم و خیالم راحت بود که اگه من جای اونها بودم جزو همونهایی میشدم که موندن و به جهادشون وفادار موندن.
در همین خیال خوش بودم که یک روز وقتی داشتم به خودم و زندگیم فکر میکردم، ناگهان همه چیز مثل تکه های پازل سر جای خودش قرار گرفت و تمام هارت و پورتهام رو باطل کرد. چی؟ یه جمله خییییلی معروف که هرکدوممون هزار بار شنیدیمش :
[b]اینکه یادم اومد که پیامبر به من بعنوان یک زن مسلمان فرموده اند: " جهاد المرء حسن التبعل " جهاد زن خوب همسرداری کردن است ... یعنی گفتن: ای خانم رضوان! شما از طرف من مامور این بخش از دنیای اسلامی. تپه احد شما این خونه و زندگی شماست و این همسرجان که باید به بهترین نحو براش همسری کنی ... تپه احد شما قلب همسرته که باید مراقب باشی همیشه فقط و فقط در تصرف عشق الهیش به تو باشه و کاری کنی که هیچ جا و هیچ کس رو به بودن توی این خونه و در کنار تو ترجیح نده ... سرت رو بالا بگیر و با افتخار برای انجام این ماموریت مهم تلاش کن. چون اگه موفق بشی، این خونه به یک دژ نفوذ ناپذیر تبدیل میشه که من دیگه خیالم راحته که دشمن از طریق آدمهای این خونه، کاری از پیش نمی بره ... و حالا من با تمام هوشم، با تمام خلاقیتم، با مدرک دانشگاه تهرانم و با هر نعمتی که خدا بهم داده، ایستاده ام و با افتخار از تپه احد زیبایی که پیامبرم به من سپرده اند، مراقبت میکنم ... و افتخار میکنم که تمام تمرکزم و توانم رو در خدمت اجرای ماموریتی گذاشته ام که از لبان مبارکشون خطاب به شخص من صادر شده ... و عاجزانه از خدا میخوام که اونقدر دنیا دوست نباشم، که به طمع جمع مال و عنوان و مدارج بالای علمی محل ماموریتم رو ترک کنم ... **** حقیقت اینه که اگه افق دیدمون رو یک کم بالاتر بیایم، می بینیم که هرکدوم از خانه های دنیای اسلام یک تپه احده، و یک موقعیت استراتژیک. که اگه درست حفظ بشه و دشمن نتونه بهش نفوذ کنه شکست دادن اسلام محاله. چون توی اون خونه انسانهای متعادل و از همه لحاظ تامین شده ای بار میان که دیگه نقطه ضعفی ندارند که دشمن بتونه با کمک اون کارش رو پیش ببره ... و در فضای شاد و آرامش بخش اون خونه ها، بچه های نرمال و به دور از عقده های روانی بار میان که به نوبه خودشون آینده اسلام رو تضمین میکنند ... و مراقبت از این نقاط استراتژیک به عهده موجود توانائیه به نام زن، که خدا از قبل تمام سلاحهایی که برای این عملیات مهم نیاز داره رو در وجودش جاسازی کرده : توانایی محبت، توانایی دلبری از مرد، توانایی مدیریت هم زمان چند کار، توانایی گذشت و بخشیدن، هوش زنانه برای حس کردن انواع خطرهایی که ممکنه امنیت این مکان رو تهدید کنه ... اما الان توی جامعه چی میبینیم؟ من اصلاً به اون قشر از خانومها که اصلاً مقوله ای به نام دین براشون محلی از اعراب نداره کاری ندارم. اونها کلاً تفکراتشون و ارزشهاشون رو از جای دیگه ای میگیرن و مسلماً فرمایش پیامبر براشون ارزشی نداره ... مخاطب من خیل خانمهای به ظاهر مسلمان و محجبه ای هستند که به طمع جمع غنیمت – بخونید کسب درآمد و موقعیت شغلی و حتی خدمت به اسلام و مسلمین و نشان دادن نقش اجتماعی زن مسلمان – تپه احدشون رو رها کرده اند و اون رو دودستی تقدیم دشمن کرده اند. و بعد مینالن که چرا همسرمون همه ش پای ماهواره ست، چرا سر و گوشش میجنبه؟، چرا بچه هام با ایمان نیستن و همه ش سرشون رو با چت و دوستیهای گناه آلود گرم میکنن، چرا در زندگیمون ارامش نیست؟، چرا هر چی میدوم به اونچه که میخوام نمیرسم؟ ... چرا ... چرا ... چرا ... ( اون خانوم قدسی توی سریال میوه ممنوعه که یادتون هست. ) خوب دوست عزیز، وقتی شما به همین سادگی حرف پیامبرت رو – که اونهمه ادعا داری که دوستش داری و داری به دینش عمل میکنی - هر روز صبح زیر پات له میکنی و میری سر کار، توقع داری چه برکتی توی زندگیت جاری بشه؟ ... خودت که یه آدم عادی هستی تحمل داری کسی به چیزی که ازش خواسته ای اینطور بی توجهی کنه؟ خداوند می فرماید: بل الانسان علی نفسه بصیره. ولو القی معاذیره ... بلکه انسان خودش بهتر از هر کس دیگر از اعماق وجود خود آگاه است. حتی اگر به ظاهر برای توجیه خود عذر و بهانه هایی بیاورد ... من نمیخوام حکم کلی صادر کنم و بگم هیچ زنی نباید فعالیت خارج از خونه داشته باشه ... اصلاً خودم رو در این حد نمیدونم ... فقط این رو میدونم که هرکس خودش بهتر از همه به نفس خودش اشراف داره و میدونه که چند مرده حلاجه. اگه کسی می بینه بین خودش و خدای خودش سربلنده که کار کردنش در بیرون خونه هیییییییچ لطمه ای به جهاد مقدسش وارد نمیکنه، خوش به سعادتش. بره و از هر دوتاش لذت ببره ... اما من خودم دیدم نمیتونم همزمان هم به کار بیرونم برسم و هم ماموریتی که پیامبرم به عهده گذاشتند رو ، اونطور که شان مطلب هست، درست انجام بدم. برای همین با افتخار، بجای اینکه برم دنبال جمع غنیمت دنیا، تمام هم و غمم رو روی اجرای امر وجود نازنینی گذاشته ام که نور اصلی خلقته ... بله من همه کار میکنم تا بهشون نشون بدم پیامشون رو از ورای 14 قرن شنیده ام و دارم بهش عمل میکنم ... دیگران هم هر طور خودشون تشخیص میدن درستته عمل کنند ... وعده ما کنار حوض کوثر ... این دنیا با تمام سختیهاش دیر یا زود تموم میشه ... اما من در میان تمام کارها و تلاشهام امیدم به اینه که در اون روز هولناک که هیچکس از خشم خدا در امان نیست، اون پیامبر مهربانیها با محبت به من خواهند نگریست، و به من خواهند گفت: آفرین دخترم! ماموریتت رو به نحو احسن انجام دادی. من از شما راضیم و بنابراین خدا هم از شما راضیست. حالا نوبت من هست که به قولم عمل کنم. بفرما و از هر دری که دوست داری به بهشت وارد شو! *... اونوقت من با شادی تمام باب الشهدا رو انتخاب خواهم کرد، و به ملائکه ای که من رو به سمت بهشت میبرند، چشمکی خواهم زد و خواهم گفت: [b]! Mission completed * پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرموده اند: اگر زن نماز پنج وقت را به درستی بخواند، و ماه رمضان روزه بگیرد، و عفت و پاکدامنی را رعایت کند، و از شوهرش اطاعت نماید، و ولایت علی بن ابیطالب را در دل داشته باشد، در روز قیامت به او گفته می شود: از هر کدام از دروازه های بهشت که می خواهی، وارد شو! و در جای دیگر فرموده اند: هر زنی که هفت روز خدمت شوهرش را انجام بدهد خداوند هفت در از درهای آتش را بر او می بندد و درهای هشت گانه بهشت را بر او می گشاید که از هر در بخواهد وارد شود ... ايشان در وبلاگشان مطلب تكميلي ديگري هم قرار دادند براي مطالعه اينجا رو نگاه بفرماييد |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۶:۴۸, ۸/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/آبان/۹۳ ۱۶:۴۹ توسط Lord_Contemno.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
از یه فرماندهی شکست خورده میپرسن:"چی شد که شکست خوردی؟"
جواب میده:"به هزار و یک دلیل. اوّلیش این که مهمّاتمون تموم شده بود..." میگن:"بسه، بسه! نمیخواد بقیهش رو بگی." از یه خانم تحصیلکرده که قبلاً دوست داشته بیرون کار کنه میپرسن:"چی شد که شاغل نیستی؟" جواب میده:"به هزار و یک دلیل. اوّلیش این که شوهرم نمیذاشت..." -"بسه، بسه! نمیخواد بقیهش رو بگی." |
|||
|
|
۱۸:۱۶, ۸/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/آبان/۹۳ ۲۰:۲۸ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
متاسفانه این تاپیک موازی تاپیک چرا مردان مخالف کار زنان هست.!!!
متاسفم که اگه مساله ی دیگه تاپیک میخورد ناظر یا مدیر یا چه میدونم کاربر فعال میومد و میگفت مقتضی است کاربران رعایت فرمایند.تاپیک تکراری است.ضمن تشکر از کاربر گرامی مبحث بسته و در تاپیک موازی پست شما منتقل گردید.حالا این تاپیک ها برای شست و شوی ذهنی زن 1000000000000000 بار هم تکرار بشه با سیاست های تالار منافاتی نداره. ![]() بسه دیگه . شورشو دراوردید. زن باید تو زندگیش هر جوری که میتونه خونه دار،بچه دار،شاغل ،شاغل بچه دار،شاغل غیر بچه دار قوی و مستقل باشه.نشه زنی با از دست دادن همسرش اواره بشه.کاری از دستش برنیاد. بیایید و به من بگید تضمینی هست من بشینم خونه ی شوهر و فردا تو خیابون زد و مرد .من با چه پشتوانه ای به زندگیم ادامه بدم ؟ شوهر هم یه خونه ی اجاره ای داشته و یه حقوق کارمندی. تازه به فرض کارمند دولت هم باشه.کو استخدام.؟؟اکثریت شرکت و آزاد هستن . همه چی تو این مملکت به مویی بنده. من تو این شرایط بهتره با عقلم جلو برم. |
|||
|
|
۲۰:۴۶, ۸/آبان/۹۳
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
خانم اسکای.
هم من و هم خانم یاسین با شما موافق بودیم و موافقت خودمون رو هم اعلام کردیم. وااااقعا خوبه که حقوق و بیمه ای برای خانم خانه دار در نظر گرفته بشه. هر کاری یه اثر کوتاه مدت و یه اثر بلند مدت داره. اثر بلند مدت کارمندی خانم خونه رو من به چشم دیدم. به جون خودم و به جون خودت ضرره. شما به جز استقلال مالی یه نفع دیگه کارمندی زن رو نام ببرین. مادی هاااا. نه حس استقلال و ... جسمی و دنیوی و مادی... در درازمدت به جسم زن ضربه میزنه. وقتی هم همه من جمله شما نظراتتون رو تو تاپیکهای مشابه و این تاپیک مطرح کردین من تاپیکها رو ادغام خواهم کرد. |
|||
|
|
۲۱:۴۶, ۸/آبان/۹۳
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
نقل قول: کار کردن یه زن بستگی به اهدافش داره. استقلال مادی، شوهرش واسه تمکین، نفقه رو شرطی نمیکنه. تو خیابون نمی مونه اگه شوهرش رفت دیار باقی کنار حوری های بهشتی ![]() .دست مرد جماعت به طور موقتی نمیفته. .مرگ حقه. تو این دور و زمونه که کسی به داد کسی نمیرسه باید یه زن حواسشو جمع کنه . این همه درس و انرژی گذاشته، بالاخره باید نتیجشو ببینه.کسی که مخ ریاضی هست، بالاخره چیزی بوده که این استعداد رو خدا بهش داده. خدا مگه کار بیهوده میکنه. چرا خدا به یه زن مخ ریاضی میده.؟؟؟ این توانایی رو زن ببوسه و استفاده نکنه ؟ مساله ی جسمی هم ،مگه خانومایی که خانه دار هستن همه چار ستون بدنشون سالمه ؟ والا این خانومایی که من باشگاه میبینم ، اکثریت هم خانومای خانه دار هستن و بندگان خدا کمر درد و زانو درد و 100 تا مشکل جسمی دارن . نمیدونم تاساعت 5 کار کردن ،زن رو داغون میکنه ،4 تا بچه زاییدن نه ؟ والا جوری از زن میگن ، انگار به بچه داری که میرسه خود هرکوله اما به کار بیرون میرسه ،میشه خود شاخه ی سست گل رز ، ریحانه میشه. من حرفم اینه حتی یه خانوم خانه دار با بافتنی،کیف دوزی با چرم ، آرایشگری، خیاطی ، هر کاری که بلده واسه خودش یه حرفه دست و پا کنه . نباید ضعیف بمونه . بیمه ی مشاغل آزاد هست .میتونه بره خودشو بیمه مشاغل ازاد کنه. من به مرد جماعت به اندازه ی نخود هم اعتماد ندارم. اما گفتم زن نباید کاری کنه مرد پررو بشه، رو حقوق زن طمع داشته باشه. مرد رو حساس نکنه. بهونه گیر نکنه. هر چی آقاشون گفت گوش کنه .قورمه سبزی درست کنه . ![]() خودش یه پا جنیفر لوپز باشه . زن بودن اینه دیگه . باید همه ی این ها باشی . تا اموراتت بگذره . |
|||
|
|
۲۳:۴۷, ۸/آبان/۹۳
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
ببینید بچه ها!
زن به دلیل جنسیتی که داره باید باید باید ادامه نسل بده. چه یه دونه و چه 4 تا. باید باید باید هم به بچه برسه که در حق بچه اش ستم نکرده باشه و بچه هردمبیل بار نیاد. شماها طوری میگین انگار کار بیرون = کار خونه است. نه این اشتباهه. کار بیرون یه فعالیت مازاده. اگه کسی توانایی بدنی اش رو داره، انجام بده. خاله خانوم ما همسن منه. من 2 سال قبل از ایشون رفتم سر کار. سالی که رفت سر کار، بهش گفتم و الآن هم دارم به شماها میگم: قرارداد تمام وقت نبندین. فقط پاره وقت یا پروژه ای. اولاً این که هر کدوم از ماها که بریم سر کار، یه پسری از کار بیکار شده و همون پسر چون بی کاره زن نمیگیره و خودمون میترشیم. پس به جنس خودمون در دراز مدت ستم میکنیم. ثانیاً این که من به عنوان یه مادر وقت برای همون کار پاره وقت رو ندارم. اگه کس بخواد وقتی مادره همون کار پروژه ای یا پاره وقت رو هم انجام بده، 100% یه جایی باید از طفلش مایه بذاره. ثالثاً این که یکی به عنوان یه دختر مجرد یا متاهل اگه خواست کار کنه که وقتش هم داشت، حواسش باشه که اگه فول تایم بره سراغ کار اولویت هاش تغییر میکنه و دیگه پسرا رو لایق ازدواج نخواهد دونست. رابعاً این که اگه یکی به عنوان یه دختر مجرد یا زن متاهل اگه وقتش رو داشت که کار کنه، حواسش باشه که این بدن رو واسه زایمان احتیاج داره. اینجای صحبتم با شماست اسکای جان! کار بیرون جای کار خونه نیست. مازاد بر کار خونه است. من همه حرفم اینه که با این بدن های پوسیده ای که ما داریم، خداییش ستمه که کار بیش از ملزومات انجام بدیم. فاطمه خانوم! عزیزم! اگه ماها یه نسل زن های قربانی بشیم، توی نسل بعدی اونقدر پسرها کار دارن و بازار کار رونق پیدا میکنه که همون یه نفری از عهده خرج و برج زندگی برمیان. بلاخره نمیشه منکر شد، اشتباهی که شده رو بدون مجازات پاکش کرد. اگرم ما تاوانش رو ندیم، فرزندانمون میدن. اما در مورد مثالی که در مورد مخ ریاضی زدین: من یه نمونه مخ ریاضی بودم. با همسرم 3 سال شیرین تفاوت سنی دارم. 3 سال اول ازدواجمون هم سر کار میرفتم. بعد یکی از دوستام بهم گفت 10 سال دیگه اون سر و مر و گنده و من شکسته میشم. من همینجوریش بهم نمیخوره سنم اینقدر بالا باشه. اما با شوهرم که بیرون میرم کسی فکر نمیکنه از من بزرگ تر باشه. این به آدم برمیخوره. من با مخ ریاضی زندگیم رو طوری برنامه ریزی کردم که به قول قدیمیا سر سال شده شوهرمو حاجی کنم. حالا یکی هم میبینی واااقعاً دوست داره از علمش بهره ببره. من منکر این نمونه ها نمیشم و به نظرم خوبه که کار کنن. اما یه سوال میپرسم حضرت عباسی جواب بدین: چند درصد زن هایی که الآن تو کل دنیا کار میکنن، جزو اون نوابغی هستن که اگه از علمشون استفاده نکنن، ستمی به بشریت کردن؟ باور کنین شاید کمتر از 1 درصد هم باشه. با همه این اوصاف، من به هیچ وجه نه تو این تاپیک و نه تاپیک های مشابه نسخه کلی نپیچیدم. هستن آدمایی که مجبورن بیرون کار کنن. هستن آدمای نابغه که اگه کار نکنن بده. هستن پزشک ها. هستن معلم ها. هستن مشاورها. خیلی از زن ها هستن که باید کار کنن. اما این خیلی ها شاید کمتر از 10 درصد جامعه زنان نیروی کار ایران رو تشکیل بدن. خداییش این ستم به عناصر ذکور نیست؟ بیاید و یه کمپین بزنیم و اینقدر ناتوانی مردها رو بیشتر از این تو ذوقشون نزنیم. ![]() ![]() و کنارش در گوشی به خودمون بگیم که بدن ما هم نمیکشه 30 سال از 6 صبح تا 5 عصر کار کردن رو و در کنارش به خونه زندگی رسیدن و حداقل یکی زاییدن و حداکثر 4 تا زاییدن و راضی نگه داشتن همسر و تربیت فرزند و ... ستم به خودتونه. بذارین نیروی جوانی تون یکم تحلیل بره... حرف من براتون قابل درک تر میشه. تا اون روز یه کاری کنین. حداقلش این که تفریحی کار کنین. خودتون رو ملزم به کار نکنین. اگه بازم براتون شیرین بود، برین سراغ کار دائمی. اگر نبود، با خیال راحت ببوسینش و بذارینش کنار و از خاطراتش لذت ببرین. خوبه؟ |
|||
|
|
۱۰:۵۶, ۱۸/آبان/۹۳
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
خیلی سخت گرفتید
تو کجای دین امده که زن نباید شاغل باشه؟؟ چرا با دین داری داره قاطی میشه.. |
|||
|
۱۱:۵۷, ۱۸/آبان/۹۳
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
عاقا چرا هر چی می شه ما می گیم تو کجای دین امده تو کجای دین نیامده؟
یعنی چی خدا دین رو داده عقل رو هم داده...تو کجای دین امده حضرت زهرا با اون همه علم و فضیلت ارد اسیاب کنه خوونه جارو کنه نخ بریسه!!!نه بگین دیگه تو کجای دین اومده این بانویی که علم ما به اندازه تار موشون هم نیست بشینن تو خونه تازه خوشحالم باشن تازه یه روزایی غذا واسه بچه ها شونم نباشه...کجای دین اومده؟ اولا انچه شرط بلاغ بود زینب خانوم گفتن این که ما پنبه بکنیم تو گوشمون و مرغمون یه پا داشته باشه یا حداقل 5 دقیقه فکر کنیم به خودمون بستگی داره!!!! این که فک کنیم ظلمی که تو تاریخ به زنا شده باید الان از تک تک مردا تقاص پس بگیریم واونا رو صلابه بکشیم احمقانه ترین کاره چون تو مرحله اول خودمون رو نابود می کنیم ... پس بهتره واقع بین باشیم به جایی که بخوایم حق نداشته مون رو از جماعت مرد بگیریم حق داشته مون رو درست استیفا کنیم یه معلمی داشتم 30سال بود که دبیر بود از 6 صبح تا7 شب ...حالا بعد این همه سال می گفت دخترم بهم مامان نمی گه به اسم صدام می زنه انگار عادت نداره بگه مامان انقدر پول تو حسابم هست که دیگه ماه هاست چک حقوقیم رو نگاه نکرده می برم بانک از زندگی لذتی نبردم مهم ترین و شادترین لحظات زندگی بچه ها من جای دیگه و با بچه های مردم بودم و الان انقدر به کارم وابسته ام که نمی دونم بعد از بازنشستگی باید چیکار کنم.... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| خانم ها حتما بخوانند/آقایان هم بخوانند برای خانمها بگویند؟! | nasim.h | 1 | 2,239 |
۷/خرداد/۹۲ ۱۱:۰۳ آخرین ارسال: مهدی2012 |
|











کاربران رعایت فرمایند.تاپیک تکراری است.ضمن تشکر از کاربر گرامی مبحث بسته و در تاپیک موازی پست شما منتقل گردید.

، ریحانه میشه. 