|
نماز بر شهدای کربلا و دفن آنها .....
|
|
۰:۵۸, ۱۴/آبان/۹۳
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
نماز بر شهدای کربلا و دفن آنها....
هیچ کس جز امام معصوم نباید عهده دار غُسل و کفن و دفن امام قبل از خود شود؛ پس از واقعه عاشورا نیز حضرت امام سجاد با معجزه ی الهی به کربلا بازگشت و عهدهدار کفن و دفن حضرت امام حسین علیه السلام و سایر شهدای کربلا شد . در تاریخ چنین آمده است که عدهای از قبیله بنی اسد به تشویق همسرانشان به کربلا رفتند تا بدن مطهر امام حسین علیه السلام و یارانشان را دفن کنند، اما چون همه اجساد بدون سر بود و بر اثر ضربات شمشیر پاره پاره شده بود و حتی لباسهایشان نیز به تاراج رفته بود، هیچ یک از شهدا قابل شناسایی نبودند و بنیاسد متحیر مانده بودند چه کنند. در این هنگام اسب سواری ناشناس نزد آنها آمد و گفت:« برای چه به اینجا آمدهاید؟» گفتند:« برای دفن این اجساد مطهر؛ ولی آنها را نمی شناسیم.» آن سوار با شنیدن این سخن با صدای بلند گریه کرد و صدا زد: « وااباعبدالله!» سپس به آنها فرمود: « من شمارا راهنمایی میکنم.» آنگاه از اسب پیاده شد و از کنار پیکرهای پاره پاره عبورکرد تا ناگهان نگاهش به جسد مطهر حسین علیه السلام افتاد . آن را در آغوش کشید و با چشمی گریان و حالی اندوه بار صدازد:« ای پدر! با کشته شدن تو چشم مردم شام روشن شد و بنی امیّه شاد شدند. بعد ازتو غم و اندوه ما بسیار طولانی خواهد بود. » سپس مشتی خاک از کنار آن پیکر برداشت و ناگهان قبر آمادهای پدیدار شد. بدن پاره پاره ی حسین علیه السلام را در قبر گذاشت و در حالی که به شدت گریه می کرد، فرمود: «آفرین بر آن زمینی که پیکر پاک تو را در بر گرفته است. دنیا پس از تو تاریک و آخرت به نور تو روشن شده است . دیگر شبها خواب ندارم و اندوهم را پایانی نیست ، تا اینکه خداوند اهل بیت تو را به تو ملحق گرداند و در ماوای تو جای دهد . درود من بر تو ای فرزند رسول خدا و رحمت خداوند بر تو باد.» سپس روی خاک آن قبر مطهر نوشت :« هذا قبر الحسین بن علیبن ابی طالب الذی قتلو عطشانا غریبا» ( این قبر حسین فرزند علی بن ابیطالب است که تشنه و غریب کشته شد.) آن گاه بدن مقدس حضرت علی بن الحسین (علی اکبر علیه السلام) را پایین پای امام حسین به خاک سپرد وبعد دستور داد سایر شهدای اهل بیت علیه السلام را در نزدیکی قبر امام در یک محل دفن کردند و سپس به همراهی «بنی اسد » به کنار نهر علقمه رفت و بدن قطعه قطعه حضرت ابوالفضل علیه السلام را پیدا کرد. خود را روی آن بدن مطهر انداخت و در حالی که به شدت گریه میکرد، فرمود:« پس از تو ای ماه بنی هاشم، خاک بر دنیا ببارد! بر تو درود میفرستم و بر تو رحمت خداوند را می طلبم.» سپس دستور داد قبری بکنند و آن بدن مطهر را نیز به خاک سپرد. وقتی برخاست و سوار اسب شد تا برود، بنی اسد دامن او راگرفتند و گفتند:« تو را به حق این افرادی که به خاک سپردی، به ما بگو تو کیستی؟» فرمود: «من علی بن الحسین هستم. آمدم تا بدن پدرم حسین علیه السلام و یارانش را دفن کنم و اکنون به زندان ابن زیاد بر میگردم.» بنابر بعضی از روایات، ماجرای دفن شهیدان کربلا در روزسیزدهم محرم سال 61 هجری قمری رخ داده است. باید توجه داشت که اگرچه در این روایات، از نماز حضرت سجاد بر اجساد شهدا یادی به میان نیامده، ولی حضرت سجاد علیه السلام قطعا بر بدن آنها نماز خوانده و سپس آنها را به خاک سپرده است. چرا که بنی اسد پس از آن روز تا سالیان سال بر سایر قبایل عرب فخر میکردند که «ما بر حسین علیه السلام و اصحابش نماز گزاردیم و آنها را دفن کردیم.» منابع:
بحارالانوار،ج 48،ص 27 - معالی السبطین، ج 2، ص66 الی 70 (نفس المهموم، صفحه 388) «کامل» شیخ بهائی |
|||
|
|
۲:۵۲, ۱۴/آبان/۹۳
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
گفتاری از علامه ی بزرگوار جوادی آملی پیرامون تدفین آقا امام حسین (علیه السلام) جریان سیّدالشهداء نه تنها در قبر بینظیر بود، در حال جان دادن هم بینظیر بود. در حال جان دادن هم که شنیدهاید؛ چون آنجا هم مستحب است، یا جزء آداب احتضار است که اگر کسی مُحتضر است، در حال جان دادن است؛ کسی دست به سینهاش نگذارد. این محتضر است، بالأخره در کشاکش مرگ است؛ گفتند: دست به سینهاش نگذارید، بگذارید آسان جان بدهد. خانوادههای شاهد، بدانند فرزندانشان برای یک همچنین امامی رفتند؛ با او محشورند! وجود مبارک أبی عبدالله(علیه السلام) که در قتلگاه تمام قسمتهای چشمان مطهرش را خون گرفت، چشمان مطهرش بسته بود؛ دید این سینه سنگین شده؛ فرمود: کیستی؟ هر که هستی بدان، جای بلندی نشستهای. «لَقَدِ ارْتَقَیتَ مُرتَقاً عَظیماً طالَما قَبَّلَهُ رَسُول الله...» (ناسخ التواریخ / ج2 / ص 390) هر که هستی، بدان اینجا خیلی بلند است. اینجا را پیغمبر مکرر میبوسید. دیگران میدیدند وجود مبارک پیغمبر این دکمهها را باز میکند، از یقه تا این قسمت سینه را مکرر میبوسد. نمیدانستند رازش چیست! چه اینکه لبان مطهر أبی عبدالله را هم میبوسد، نمیدانستند که رازش چیست! وجود مبارک امام سجاد (علیه السلام) شبی که آمدند تا بدن شهدای کربلا را دفن کنند، همه را معرفی کرد، دستور داد همه آن ابدان را بیاورند پائین پای وجود مبارک سیّدالشهداء(علیه السلام)؛ با کمک بنی اسد آن ابدان دفن میشدند.
نوبت به 2 تا بدن که رسید، شخصاً این بدنها را دفن کرد و به اینها اجازه نداد. یکی بدن مبارک قمر بنی هاشم بود، چون به عمویش خیلی اظهار ارادت میکرد. در «الأمالی لِلصدوق» صفحه 463 آمده است «إنَّ لِعَمِیَّ العَباسْ دَرَجَهً یَغبِطُهُ بِهَا جَمیعُ الشُّهَداء یُومَ القِیامَه ...» خیلی به عمویش احترام میکرد. حالا از مقامات قمر بنی هاشم چه خبر داشت، ما اطلاعی نداریم. خُب او کسی است که بالأخره هم وجود مبارک سیّدالشهداء به قمر بنی هاشم فرمود: من به فدای تو، اِرکَبْ بِنَفسِی اَنتْ ... هم امام صادق(علیه السلام) درباره او یک زیارت عظیمی دارد، هم امام سجاد این حرف را زد. با این 2 تا بدن یک کار اختصاصی کرد؛ که شخصاً وارد قبر شد، این بدنها را شخصاً به قبر برد و شخصاً دفن کرد. و اگر میگفتند: شما به تنهائی چگونه این بدن را دفن می کنید، می فرمود: إنَّ مَعِیَ مَنْ یُعینُنِی؛ با من کسانی هستند که من را کمک کنند. جزء آداب دفن این است که وقتی مرده را در قبر گذاشتند، این کفن را از صورتش باز میکنند، این صورت را روی خاک میگذارند، 2 ـ 3 بار این جمله را با خدای سبحان میگویند: عَفوَکَ، عَفوَکَ، عَفوَکْ. حالا وجود مبارک امام سجاد(علیه السلام) بدن مطهر سیّدالشهداء(علیه السلام) را به قبر سپرد. میخواهد کفن از صورتش بردارد، صورت مطهرش را روی خاک بگذارد، بگوید: عَفوَکَ، عَفوَکَ! هیچ مصیبتی به اندازه مصیبت امام سجاد(علیه السلام) نیست؛ با این بدن چه کرد... آجرک الله، بقیة الله... |
|||
|
|
۲۰:۲۱, ۱۴/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/آبان/۹۳ ۲۰:۲۲ توسط آفتاب.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
قالَ امام سجاد (علیه السلام):
منبع : ادب الطف، ج 1، ص236، به نقل از کامل الزیارات، ص 268. |
|||
|
|
۱۸:۲۰, ۱۵/آبان/۹۳
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
در زمینه وضعیت جسمانی حضرت سجاد علیه السلام در روز عاشورا نقلهای تاریخی متفقند که آن حضرت در این روز دچار بیماری شدیدی بودند، به صورتی که مطلقاً از امکان حضور در نبرد برخوردار نبوده و در خیمه مخصوص استراحت می کردند و حضرت زینب سلام الله علیها مرتب از ایشان پرستاری می نموده اند و حالشان طوری بوده که حتی نمی توانستند در مقابل پای پدر بایستند. اولین نقل قولی که از حضرت علی بن الحسین علیه السلام _ در روز عاشورا انجام شده این است که حضرت فرمود: چون سپاه دشمن به دست حضرت حسین علیه السلام رو نمود . آن حضرت دستش را بلند نموده و عرض کرد: «اللهم انت ثقتی فی کلَ رب. . . » تا آخر دعای بلند و ملکوتی حضرت حسین علیه السلام نقل قول دیگری که از حضرت سجاد علیه السلام در روز عاشورا رسیده، مربوط به قصه تناول یک سیب از طرف پدرشان است. نقل قولی از حضرت که امام سجاد علیه السلام میفرمایند: از او شنیدم که این را ساعتی قبل از شهادتش می فرمود. همچنین حضرت زین العابدین علیه السلام فرموده اند: چون که امر بر حضرت حسین بن علی بن ابی طالب سخت شد کسانی که با او بودند به او نگریستند پس حضرتش به خلاف همه آنان بود. چرا که آنان هر چه امر مشکلتر و سخت ترمی شد، رنگشان تغییر می کرد و ارکان بدنشان می لرزید و قلوبشان فاتف بود. ولی امام حسین علیه السلام و بعضی از همراهانش که از خصائص اصحاب او بودند، رنگهایشان می درخشید و اعضاء و جوارحشان آرام می گرفت و نفوسشان از حالت آرامش برخوردار بود. پس بعضی از آنان به بعض دیگر گفتند که: نگاه کنید ابداً از مرگ باکی ندارد . و سپس حضرت سجاد علیه السلام سخنانگوهر بار پدر را خطاب به اصحابش نقل می کنند. (برای مطالعه بیشتر مراجعه کنید به«موسوعه کلمات الحسین » اعداد و عهد تحقیقات باقرالعلوم صفحه 497) همچنین از حضرت زین العابدین علیه السلام روایت شده استکه فرمود: پدرم در روزی که کشته شد، در حالی که خونها { از بدنش } می جوشید من رابه سینه چسبانید و فرمود: «ای پسرم، از من حفظ کن دعایی را که فاطمه صلوات اللهعلیها من را تعلیم نمود و رسول الله صلی الله علیه و آله او را تعلیم کرده بود وجبرئیل به پیامبر در حاجتها و امور مهم و غم و غصه ها تعلیم داده بود و همچنین درامور مهمی که از آسمان نازل می شود و کارهای بزرگ و سهمگین؛ فرمود بخوان: بحق یس والقرآن الحکیم، و بحق طه و القرآن العظیم، یا من یقدر علیحوائج السائلین، یا من یعلم ما فی الضمیر، یا منفّس ان المکروبین، یا راحم الشیخالکبیر، یا رازق الطفل الصغیر، یا من لا یحتاج الی التفسیر، صلی علی محمد و آلمحمد و افعل بی کذا و کذا ». و بالاخره آخرین مطلبی که از حضرت زین العابدین علیهالسلام در روز عاشورا تا قبل از شهادت حضرت امام حسین علیه السلام نقل شده است مربوط به آخرین وداع ایشان با پدرشان می باشد منابع: بحارالانوار،ج 45،ص54 معانی الاخبار، ص 218 دعوات راوندی، ص 54، حدیث137 |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| آیا همه شهدای کربلا شیعه بودند؟ | mahdy30na | 6 | 3,285 |
۱۲/اسفند/۹۶ ۱۷:۰۴ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| کربلا چگونه کربلا شد؟(لهوف نامه) | صبح صادق | 4 | 2,179 |
۱۲/آذر/۹۲ ۱۹:۱۳ آخرین ارسال: صبح صادق |
|
| زندگی نامه ی شهدای کربلا " ویژه ی ماه محرم " و معرفی اصحاب امام حسین (علیه السلام) | Gryffen | 33 | 13,779 |
۲۲/آذر/۹۱ ۱:۵۲ آخرین ارسال: ats |
|







