|
در سایه سار وحی(اثربخش ترین آیات قرآن در زندگی من)
|
|
۱۲:۱۲, ۱۴/دی/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/اردیبهشت/۹۰ ۲۳:۴۱ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان، الوعده وفا، همونطور که قول داده بودم پستِ در سایه سار وحی با محوریت قرآن مجید ایجاد شد.
و به قول محمدِ عزیز، سعی میشه نابترین معارف در باره قرآن مجید، در اون ارائه بشه به کمک دوستان البته حساسیت کار در این بخش بسیار بالاست دوستانی که انشا الله میخواهند در این پست مطلب بگذارند خواهشاً مختصر و مفید باشه در بسیاری از مواقع 14 معصوم علیهما سلام در ذیل آیات شریفه روایاتی رو ذکر کرده اند و توضیحاتی از سوی خود ائمه درباره آیه ارائه شده که دوستان حتی الامکان از این روایات هم در توضیح آیات شریفه استفاده کنند بعلاوه پیشنهاد اکیدِ حقیر، بر استفاده دوستان از تفسیر گرانسنگ المیزان است برای توضیح دادن روایات و تفسیر اونها همچنین باز تاکید میکنم سعی کنید ناب ترین مطالب رو ارائه بدید از نظر حقیر مهمترین معیار ناب بودن اینه که اون آیه و مطلب بر روی خود نویسنده ی مطلب اثر ویژه و ملموسی داشته باشه و برای خود نویسنده در درجه اول بسیار مفید و کاربردی بوده باشه اولین آیه ای رو که تقدیم دوستان میکنم یکی از آیاتی هست که خود من بسیار از اون لذت بردم و استفاده کردم: لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ الْكِتابِ وَ النَّبِيِّينَ وَ آتَى الْمالَ عَلى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكينَ وَ ابْنَ السَّبيلِ وَ السَّائِلينَ وَ فِي الرِّقابِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكاةَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَ الصَّابِرينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حينَ الْبَأْسِ أُولئِكَ الَّذينَ صَدَقُوا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ (177- بقره) نيكى، (تنها) اين نيست كه (به هنگام نماز،) روىِ خود را به سوى مشرق و (يا) مغرب كنيد (و تمام گفتگوى شما، در باره قبله و تغيير آن باشد و همه وقت خود را مصروف آن سازيد) بلكه نيكى (و نيكوكار) كسى است كه به خدا، و روز رستاخيز، و فرشتگان، و كتاب (آسمانى)، و پيامبران، ايمان آورده و مال (خود) را، با همه علاقهاى كه به آن دارد، به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق مىكند نماز را برپا مىدارد و زكات را مىپردازد و (همچنين) كسانى كه به عهد و پیمان خود وفا مىكنند و در برابر محروميتها و بيماريها و در ميدان جنگ، صبر و استقامت به خرج مىدهند اينها كسانى هستند كه راست مىگويند و (گفتارشان با اعتقادشان هماهنگ است) و اينها هستند پرهيزكاران! (177) شأن نزول آیه همانطور که در پرانتزِ توضیحات معنای آیه هم آمده واقعه ی برگشتن قبله از بيت المقدس بسوى كعبه و جدال و بگو مگو بسيار یهودیان متکبر و مسیحیان و مسلمین در این باره هست که خیلی این بُعدش مورد نظر حقیر نیست. در شأن این آیه شریفه رسول اکرم صلوات الله علیه می فرمایند: هر كس باين آيه عمل كند ايمان خود را به كمال رسانده باشد. (4- تفسير صافى ج 1 ص 161) این آیه بسیار آیه فوق العاده ای است و مراتب ایمان در این آیه مرحله به مرحله ذکر شده ایمان در نازلترین درجه اون از اعتقاد به خدا آغاز میشه و اعتقاد به آخرت، من در زندگی افراد زیادی رو دیدم که به خدا و آخرت ایمان دارند اما به پیغمبر اکرم نه، معلوم میشه این یه مرحله بالاتر از ایمان هست، اما در ادامه میاد با افزودن هر قید مراحل ایمان رو سخت تر و سخت تر میکنه. من خیلی ها رو دیدم که اهل انفاق و بخششند اما کمتر کسی رو دیدم که از محبوبترین و عزیزترین داراییهاش انفاق کنه و خداوند در این آیه میگه از شروط قرار گرفتن در میان نیکوکاران حقیقی اینه که از با ارزشترین ومحبوبترین اموالت انفاق کنی. یکی از بزرگترین درسهایی که من گرفتم در این آیه اینه که برای انفاق، خداوند یک اولویت بندی بسیار دقیق و حسابشده تعیین کرده. یعنی چی؟ یعنی مستحب است شدیداً قبل از هر چیز ما به خویشاوندان مستحق خود انفاق کنیم و تا سایرین و تا مستحقی در بین خویشان ما هست چندان جایز نیست که اون رو به دیگری بدیم چه را که حق بیشتری برگردن ما هست نسبت به خویشانمان تا دیگران! در آیه دیگه ای در همین سوره بقره باز این خویشان رو هم اولویت بندی میکنه: يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَيْرٍ فَلِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبينَ وَ الْيَتامى وَ الْمَساكينِ وَ ابْنِ السَّبيلِ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَليمٌ (215) از تو سؤال مىكنند چه چيز انفاق كنند؟ بگو: «هر خير و نيكى (و سرمايه سودمند مادى و معنوى) كه انفاق مىكنيد، بايد براى پدر و مادر و نزديكان و يتيمان و مستمندان و درماندگان در راه باشد.» و هر كار خيرى كه انجام دهيد، خداوند از آن آگاه است. (لازم نيست تظاهر كنيد، او مىداند). (215) همونطور که مشاهده میکنید اینجا پدر و مادر رو بر هر خویشاوند و هر شخصی مقدم دونسته! یعنی خدا میگه اگه پدر و مادرتون مستحق بودن باید به اونها انفاق کنید نه کس دیگه چون بیش از هر کس بر گردن ما حق دارند!!!! و بعد از پدر و مادر و خویشاوندان نوبت میرسه به یتیمان که خداوند بی اندازه نسبت به ایتام حساس است و ما احادیث حیرت انگیزی از ثواب رسیدگی به ایتام و عقاب و عذاب حقیقتاً وحشتناکی برای خیانت در مال و حق یتیم داریم، بعد از ایتام نوبت میرسه به مساکین، یه توضیح مهم در مورد مسکین بدم: ببینید مسکین به فقیری میگن که اظهار گدایی نمیکنه و عزت خودش رو حفظ میکنه بعلاوه مسکین از فقیر بد حال تر است اما شما میدونی فقیر و محتاج است!!!!!!!!! بعد از مساکین نوبت میرسه به در راه ماندگان و نکته ی بسیار جالب اینه که در آخرین مراحل نوبت میرسه به سائل یا همون گدای خودمون که در بسیاری از مواقع اولین نفر دربین این گروه دریافت کنندگان انفاقند و در نهایت هم نوبت میرسه به بردگان و شاید به نوعی زندانیان امروز البته در روایات استثنا ها ای هم داریم به طور مثال شخصی که گرسنگی ممکن است به ایمانش صدمه جدی بزنه در حالی که همین گرسنگی برای زن و فرزندمان بی ایمانی به همراه نداره اینجا باید اون گرسنه رو اولویت داد ولی به هر حال روند عمومی انفاق به همین شکل است که در قرآن اومده. در قید بعدی باز کار رو سخت تر میکنه: ببینید دوستان من خیلی ها رو دیدم که به اون عقایدی که اول گفتم معتقدند و اهل انفاق هم هستند اما زیر بار نماز نمیرن و نماز نمیخونن!!!! نماز در قرآن، خودش یه بحث مفصل میخواد که اگه توفیقی بود و عمری در پستهای بعدی خدمت دوستان تقدیم میکنم. در قید بعدی باز هم کار رو سخت تر میکنه یعنی پای حقوق مالی واجب، مانند خمس و زکات رو به میون میاره. دوستان من خیلی ها رو دیدم که هزار هزار و ملیون ملیون انفاق میکنن اما زیر یک قرون خمس یا زکات نمیرن و این هم بحث مفصلی میطلبد که مجالش اینجا نیست. در قید بعدی کار رو و اقعاً سخت میکنه و من خودم از اینجا به بعد واقعاً کم میارم متأسفانه (البته امید به فضل خدا و عنایت امام زمان دارم تا من هم روزی آدم بشم انشاالله) در اینجا قید وفای به عهد رو مطرح میکنه که کار حقیقتاً سختیه!! در حدیث است که ((شیعیان ما رو در دو هنگام بشناسید یکی در هنگام اول وقت نماز (با پرداختن به نماز اول وقت) و دیگری در هنگام رسیدن موعد وفای به عهد (که باید به قولی که داده اند عمل کنند)) دوستان وفای به عهد خیلی خیلی گسترده است، ما به دیگران قول میدیم و باید پاش وایسیم ما به خدا قول میدیم و باید پاش وایسیم و ما بارها و بارها به خودمون قول دادیم که خیلی کارا بکنیم امّا آیا پای قولمون به خودمون وایسادیم؟ در مرحله آخر هم یه قید بسیار خفن میاره و اون صبر هست در روایت داریم که ((صبر در ایمان به منزله سر در بدن است!!!)) و در روایات سه جور صبر داریم، اول صبر بر معصیت، بالاخره بسیاری از معاصی شیرینی هایی برای نفس داره و باید در برابر وسوسه های نفس و شیطان ایستاد وصبر کرد دوم صبر بر مصیبت، در زندگی هر انسانی مصیبت هایی از بیماری ها و ازدست دادن عزیزان و از بین رفتن اموال و... رخ میده که کاری از دست انسان ساخته نیست و به نوعی مقدرات است و وظیفه ما در برابر این مصایب صبر است سوم صبر بر طاعت، بسیار از واجبات برای نفس انسان سخت و گران و ناخوشایند است در مراحل اولیه مانند سختی روزه و جهاد و... اما واجب الهی تحت هر شرایط از سوی بنده مومن باید بجا آورده بشه هرچند سخت باشه و باید بر سختی ها و مشکلاتش صبر کرد و پایدار بود حال، کسی که تمام این صفات رو داشت، در ادعای ایمانش از نظر خداوند متعال صادق است و خداوند او را در زمره صدیقین و ابرار و متقین حقیقی قرار میده و خدا میدونه که چه برکاتی در قرار گرفتن انسان در میان این گروه ها وجود داره!! در پیایان این قسمت حدیث بسیار زیبایی از امام باقر علیه السلام رو مرتبط با مضمون این آیه شریفه تقدیم دوستان میکنم: ابو حمزه ثمالى- رحمه اللَّه گويد: از امام باقر (علیه السلام) شنيدم كه مىفرمود: چهار چيز است كه در هر كس باشد اسلام او كامل است، و بر ايمانش يارى مىشود، و گناهانش از وى پاك مىگردد، و بديدار خدا رود در حالى كه از او خرسند است، و اگر سراپايش را گناه فرا گرفته باشد خداوند آنها را بريزد. و آن چهار چيز عبارتند از: وفا به عهدى كه انسان با خدا مىبندد، و راستگوئى با مردم، و شرم و حيا از آنچه كه نزد خدا و مردم زشت مىنمايد، و خوش خلقى با خانواده و ساير مردم. و چهار چيز است كه در هر يك از مؤمنين باشد خداوند او را در برترين درجات بهشت در غرفهاى فوق غرفه ديگر در جايگاه شرف، بتمام معنى جاى دهد: آن كس كه يتيمى را پناه دهد و بخوبى از وى پذيرائى كند و چون پدرى مهربان براى او باشد، و آن كس كه به ناتوانى رحم كند و او را يارى دهد و كفايت نمايد، و آن كس كه هزينه زندگى پدر و مادرش را بپردازد و با آنان به نرمى و نيكى رفتار كند و اندوهگينشان نسازد، و آن كس كه با غلام خود بدخلقى و ناسازگارى نكند و او را در كارهايش كمك نمايد و نسبت به بازخريد خود اگر طاقت ندارد مجبورش نسازد. امالى شيخ مفيد-ترجمه استادولى، متن، ص: 185 گزیده ای از تفسیر گرانسنگ المیزان رو هم در مورد این آیه شریفه خدمت دوستان تقدیم میکنم: این آیه شریفه ذکر اوصاف ابرار و نیکوکاران است و می خواهد نشان دهد که مفهوم خالى از مصداق و حقيقت، هيچ اثرى و فضيلتى ندارد. و اين خود روش مرسومِ قرآن در تمامى بياناتش است كه وقتى ميخواهد مقامات معنوى را بيان كند، با شرح احوال و تعريف رجال دارنده آن مقام، بيان ميكند و به بيان مفهوم تنها قناعت نميكند. و سخن كوتاه آنكه جمله: (وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ) تعريف ابرار و بيان حقيقت حال ايشان است كه: هم در مرتبه اعتقاد تعريفشان مىكند و هم در مرتبه اعمال و هم اخلاق، در باره اعتقادشان ميفرمايد: (مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ) و در باره اعمالشان ميفرمايد: (أُولئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا)، و در باره اخلاقشان ميفرمايد. (وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ). و در تعريف اولى كه از ايشان كرده، فرموده: (كسانى هستند كه ايمان به خدا و روز جزا و ملائكه و كتاب و انبياء دارند)، و اين تعريف شامل تمامى معارف حقهاى است كه خداى سبحان ايمان به آنها را از بندگان خود خواسته و مراد به اين ايمان، ايمان كامل است كه اثرش هرگز از آن جدا نمىشود و تخلف نميكند، نه در قلب، و نه در جوارح، در قلب تخلف نميكند، چون صاحب آن ایمان حقیقی دچار شك و اضطراب و يا اعتراض و يا در پيشامدى ناگوار دچار خشم نميگردد. و در اخلاق و اعمال هم تخلف نميكند، (چون وقتى ايمانِ كامل در دل پيدا شد، اخلاق و اعمال هم اصلاح ميشود). بعد از اين تعريف درباره اعتقاداتشان، به بيان پارهاى از اعمالشان پرداخته، ميفرمايد: (وَ آتَى الْمالَ عَلى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبى، وَ الْيَتامى، وَ الْمَساكِينَ، وَ ابْنَ السَّبِيلِ، وَ السَّائِلِينَ، وَ فِي الرِّقابِ، وَ أَقامَ الصَّلاةَ، وَ آتَى الزَّكاةَ) و از جمله اعمال آنان نماز را بر شمرده كه حكمى است مربوط به عبادت كه در آيه (إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ، نماز از فحشاء و منكر نهى مىكند. (عنكبوت- 45) و نيز در آيه: (وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي، نماز را براى يادآورى من بپا بدار (طه-14)، در اهميت آن سخن رفته است، از دیگر نشانه های اعمال مومنین کامل، زكات را كه حكمى است مالى و مايه صلاح معاش ذكر فرموده.. "وفاى به عهد، صبر و صدق، سه صفت مؤمنين" خداى سبحان بعد از ذكر پارهاى از اعمال آنان بذكر پارهاى از اخلاقشان پرداخته، از آن جمله وفاى به عهدى كه كردهاند، و صبر در باساء و ضراء و صبر در برابر دشمن و ناگواريها و سختی های جنگ را ميشمارد و عهد عبارتست از التزام به چيزى و عقد قلبى بر آن و هر چند خداى تعالى آن را در آيه مطلق آورده، لكن بطورى كه بعضى گمان كردهاند شامل ايمان و التزام به احكام دين نميشود، براى اينكه دنبالش فرموده: (اذا عاهدوا وقتى كه عهد مىبندند)، معلوم مىشود منظور از عهد نامبرده عهدهايى است كه گاهى با يكديگر مىبندند (و يا با خدا مىبندند، مانند نذر و قسم و امثال آن) ولكن اطلاق عهد در آيه شريفه شامل تمامى وعدههاى انسان و قولهايى كه اشخاص ميدهد ميشود، مثل اينكه بگويد: (من اين كار را ميكنم، و يا اين كارى كه مىكردم ترك مىكنم) و نيز شامل هر عقد و معامله و معاشرت و امثال آن مىشود. و صبر عبارتست از ثبات بر شدائد، در مواقعى كه مصائب و يا جنگى پيش مىآيد و اين دو خلق يعنى وفاى به عهد و صبر هر چند شامل تمامى اخلاق فاضله نميشود و لكن اگر این دو خلق (صبر و وفای به عهد) در كسى پيدا شد، بقيه آن خلقها نيز پيدا ميشود. و اين دو خلق يكى متعلق به سكون است و ديگرى متعلق به حركت، وفاى به عهد متعلق به حركت و صبر متعلق به سكون، پس در حقيقت ذكر اين دو صفت از ميان همه اوصاف مؤمنين به منزله اين است كه فرموده باشد: مؤمنين وقتى حرفى ميزنند، پاى حرف خود ايستادهاند و از عمل به گفته خود شانه خالى نميكنند. و اما اين كه براى بار دوم مؤمنين را معرفى نموده كه (أُولئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا) براى اين بود كه صدق، وصفى است كه تمامى فضائل علم و عمل را در بر ميگيرد، ممكن نيست كسى داراى صدق باشد و عفت و شجاعت و حكمت و عدالت، چهار ريشه اخلاق فاضله را نداشته باشد، چون آدمى به غير از اعتقاد و قول و عمل، چيز ديگرى ندارد و وقتى بنا بگذارد كه جز راست نگويد، ناچار ميشود اين سه چيز را با هم مطابق سازد، يعنى: نكند مگر آنچه را كه ميگويد و نگويد مگر آنچه را كه معتقد است وگر نه دچار دروغ ميشود. بنا بر اين اگر کسی بنا گذاشت كه حقیقتاً جز راست نگويد، تنها چيزى را ميگويد كه بدان معتقد است و تنها عملى را ميكند كه مطابق گفتارش است، در اين هنگام است كه ايمان خالص و اخلاق فاضله و عمل صالح، همه با هم برايش فراهم ميشود. هم چنان كه در جاى ديگر نيز در شان مؤمنان فرموده: (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ، وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ، اى كسانى كه ايمان آوردهايد، از خدا بترسيد و با راستگويان باشيد). (توبة- 119) و اما تعريفى كه براى بار سوم از آنان كرد و فرمود: (أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ)، براى بيان كمال ايشان است، چون برو نیکی و صدق اگر به حد كمال نرسند، تقوى دست نميدهد. یا علی و التماس دعا |
|||
|
| آغاز صفحه 6 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱:۰۵, ۲۲/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #51
|
|||
|
|||
|
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم حمایت از حرف حق
اگه در جایی حرف حق گفته بشه و پیامی از طرف خدا به بندهاش برسه، من چی کار می کنیم؟ آیا از حرف خدا حمایت می کنم و یا مثل دیگران اون حرف و گوینده اش را در بهترین حالت تنها رها می کنم. من مشکلات خودم را دارم، من زندگی خودم را دارم، راهم دور است، بی خبرم، از مردم شهر و از گفتن حقیقت می ترسم. آیا اینها کافی نیست؟!؟ داستانی که می خوام بگم درباره مردی هست که وقتی صدای دعوت پیامبران را در شهر خود شنید به سوی آنان شتافت. با اینکه فاصله دوری از آنها داشت ولی این فاصله را بهانه قرار نداد با اینکه می دونست مردم شهر بدترین رفتار را با پیامبران و او خواهند داشت، بازهم از حمایت از رسولان خدا دست نکشید و در آخر او را به شهادت رسانند مردی که در آیه 20 سوره مبارکه یس گفته شده: از دور ترین نقطه شهر خودش را به پیامبران و مردم می رسونه تا ما بهانه ای برای سختی و دوری راه و یا بی خبری یا ... نداشته باشیم اون مرد در مقابل همه سختی ها می ایسته وَ جَاءَ مِنْ أَقْصَا الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعَى قَالَ يَقَوْمِ اتَّبِعُواْ الْمُرْسَلِين
و از دورترين نقطه شهر مردى شتابان آمد، گفت: اى قوم من! از اين فرستادگان [خدا] پيروى كنيد. همیشه به این آیه فکر می کنم که چرا در سوره ای در قلب قرآن چنین قصه ای روایت می شه آیا ممکنه یک روز و یا هر روز ما نیز در چنین امتحانی قرار بگیریم
امتحانی که ممکنه برای سربلند بیرون آمدن از اون باید جانمان را فدا کنیم |
|||
|
|
۱۰:۲۷, ۲۲/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #52
|
|||
|
|||
|
با سلام
از وقتي اين تاپيك گذاشته شده باعث شده كه هر وقت قرآن مي خونم روي مفهوم آيات بيشتر حساس بشم. تا حالا در مورد آيه ي 22 سوره ابراهيم تفكر كرده ايد: وَقَالَ الشَّيْطَانُ لَمَّا قُضِيَ الأَمْرُ إِنَّ اللّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدتُّكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَمَا كَانَ لِيَ عَلَيْكُم مِّن سُلْطَانٍ إِلاَّ أَن دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلاَ تَلُومُونِي وَلُومُواْ أَنفُسَكُم مَّا أَنَاْ بِمُصْرِخِكُمْ وَمَا أَنتُمْ بِمُصْرِخِيَّ إِنِّي كَفَرْتُ بِمَآ أَشْرَكْتُمُونِ مِن قَبْلُ إِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ اين پاسخي است كه شيطان در روز قيامت به گنهكاران مي دهد. چنين مىگويد: «و شيطان هنگامى كه كار حساب بندگان صالح و غير صالح پايان پذيرفت (و هر كدام به سرنوشت و پاداش و كيفر قطعى خود رسيدند) به پيروان خود چنين مىگويد: خداوند به شما وعده حق داد و من نيز به شما وعده دادم (وعدهاى پوچ و بىارزش چنانكه خودتان مىدانستيد) سپس از وعدههاى خود تخلف جستم» (وَ قالَ الشَّيْطانُ لَمَّا قُضِيَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ) و بعد اضافه مىكند: «من بر شما تسلط و اجبار و الزامى نداشتيم، تنها اين بود كه از شما دعوت كردم، شما هم با ميل و اراده خود پذيرفتيد» (وَ ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي) «بنابراين مرا هرگز سرزنش نكنيد، بلكه خويشتن را سرزنش كنيد» (فَلا تَلُومُونِي وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ) «نه من مى توانم (در برابر حكم قطعى و مجازات پروردگار) به فرياد شما برسم و نه شما مىتوانيد فريادرس من باشيد» (ما أَنَا بِمُصْرِخِكُمْ وَ ما أَنْتُمْ بِمُصْرِخِيَّ). «من اكنون (اعلام مى كنم كه) از شرك شما در باره خودم كه از قبل داشتيد (و اين كه اطاعت مرا هم رديف اطاعت خدا قرار داديد) بيزارم و كافرم» (إِنِّي كَفَرْتُ بِما أَشْرَكْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ). بدانيد «براى ستمكاران قطعا عذاب دردناكى است» (إِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ). برگزيده تفسير نمونه، ج2، ص: 505 چرا از آيات خداوند غافل رد مي شيم! برهاني قوي تر از اين هست كه ما گناه نكيم ولي باز ما جرئت گناه كردن پيدا مي كنيم؟! نمي دونم اگر خدايي نكرده در آخرت گناهكار شناخته بشيم و همين صحنه برامون اتفاق بيفته ديگر روي سر بلند كردن را خواهيم داشت؟ |
|||
|
|
۱۳:۵۴, ۲۲/اردیبهشت/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/اردیبهشت/۹۰ ۱۳:۵۵ توسط zarati313.)
شماره ارسال: #53
|
|||
|
|||
|
آیاتی که خبر از رحمت و غفران الهی می دهد بسیار برایم لذت بخش است
نقل شده است : یکی از علما ، عالمی را (که از دنیا رفته بود) در خواب دید که به مقام عالی و ارجمندی رسیده ، از او سوال کرد به چه سبب به این مقام رسیدی ؟ گفت : به واسطه ی حسن ظنی که به خدا داشتم و کسی به خیر و خوبی دنیا و آخرت نمی رسد ، مگر به داشتن حسن ظن به خدای متعال ، پس سزاوار است که بنده گمان خوب به خدا داشته باشد ؛ زیرا وسیله ی بزرگی است برای سعادت او ، و چه چیز بهتر از این می شود ؟ زیرا که خدای تعالی می فرماید : «من نزد گمان خوب بنده ام هستم .» کتاب «ارشاد» روایتی برای سبب نزول آیه ی شریفه ی «نبی عبادی انی انا الغفور الرحیم» نقل کرده است که : روزی رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بر جمعی عبور کردند که می خندیدند ، پس آن حضرت ایستاد و فرمود : «آیا می خندید ؟ اگر می دانستید آن چه را که من می دانم (از عذابهای الهی) هر آینه کمتر می خندیدید و بسیار بر حال خود گریه می کردید.» پس جبرئیل نازل شد و عرض کرد : یا رسول الله ! خدایت سلام می رساند و می فرماید : «نبی عبادی انی انا الغفور الرحیم و ان عذابی هو العذاب الالیم» (حجر،49-50) یعنی : (ای رسول ما !) بندگان مرا آگاه ساز و مژده بده ایشان را ، که من بسیار آمرزنده و مهربانم و نیز آنها را بترسان که عذاب من بسیار سخت و دردناک است . یکی از آیاتی که اولین بار وقتی روی محرابی که نوشته شده بود خوندم و خیلی لذت بردم و ... این آیه بود: نَبىْ عِبَادِى أَنى أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ (ای رسول ما !) بندگان مرا آگاه ساز و مژده بده ایشان را ، که من بسیار آمرزنده و مهربانم لذت بیشتر را زمانی می برید که دقت کنید : 1- تا کید خداوند بر استفاده از ضمیر متکلم وحده : بندگان من، مطمئنا من، من. ای قربون این من گفتنت برم من. و بدانید: 2- غفر: بالا تر از عفو و صفح است. عفو: یعنی بخشش. زمانی که کسی کار خطایی انجام می دهد و ما او را می بخشیم می گویند که او را عفو کردیم. صفح: یعنی علاوه بر بخشیدن آن فرد ، خطای او را به کلی فراموش کنیم و هرگز به روی او نیاوریم غفر: یعنی علاوه بر بخشش فرد و فراموش کردن گناه او، خطای او را تبدیل به حسنه کنیم. و خداوند غفار است. |
|||
|
|
۱۰:۰۲, ۲۳/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #54
|
|||
|
|||
|
ای نام تو بهترین سرآغاز
پرندگان همه ستایش و نیایش خدا می کنند سوره نور، آیه 41 أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ آيا نديدي كه براي خدا تسبيح ميكنند تمام آنان كه در آسمانها و زمينند و همچنين پرندگان به هنگامي كه بر فراز آسمان بال گستردهاند، هر يك از آنها نماز و تسبيح خود را ميداند، و خداوند به آنچه انجام ميدهند عالم است ![]() به نقل از: پارس قرآن
|
|||
|
|
۱۱:۵۷, ۲۷/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #55
|
|||
|
|||
|
بسم الله
يا وَيْلَتى لَيْتَني لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَليلاً (28- فرقان) اى واى بر من، كاش فلان (شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نكرده بودم! دوستان این آیه خیلی مهمیه... بعضی دوستی ها نه تنها باعث ندامت اخروی میشه، بلکه باعث ندامت دنیوی میشه و یک موقع بخاطر یک دوستی کوچک میبینیم که پیش خدا خیلی بیشتر ازین حرفا شرمنده ایم. یا الله
|
|||
|
|
۲۰:۱۱, ۳۰/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #56
|
|||
|
|||
|
از دیدگاه قرآن، بالاترین نعمتها در آخرت چیست؟
در آیة 72 سورة توبه آمده است: "وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِین...وَرِضْوَ َنٌ مِّنَ اللَّهِ أَکْبَرُ ذَ َلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیم خداوند به مردان و زنان با ایمان، باغهایی از بهشت وعده داده....و ]خشنودی و[ رضای خدا، ]از همة اینها[ برتر است; و پیروزی بزرگ، همین است!" در این آیه، به یک نعمت معنوی اشاره شده که از همه چیز برتر و بزرگتر است و هیچ کس نمیتواند آن لذت معنوی و احساس روحانی را که به یک انسان، به خاطر توجه رضایت و خشنودی خدا از او دست میدهد، توصیف کند، و به گفتة بعضی مفسران، حتی گوشهای از این لذت روحانی، از تمام بهشت و نعمتها و مواهب گوناگون و رنگارنگ و بی پایانش، برتر و بالاتر است. در پایان آیه، به این مطلب اشاره میکند که رضایت خدا، پیروزی بزرگی است. (تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 7، ص 39، دارالکتب الاسلامیة) . . هم چنین در آیة 119 مائده میخوانیم: "قَالَ اللَّه...رَّضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ ذَ َلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ خداوند میگوید:... هم خداوند از آنها خشنود است، و هم آنها از خدا خشنودند; این رستگاری بزرگ است!" در این آیه، پس از بیان باغهای بهشت با آن همه نعمتهایش، نعمت خشنودی خداوند از بندگان و بندگان از خداوند را بیان میکند و به دنبال آن "ذلک الفوز العظیم" را میآورد و این نشان میدهد تا چه اندازه این رضایت دو جانبه، دارای اهمیت است، زیرا ممکن است انسان، غرق عالیترین نعمتها باشد، ولی هنگامی که احساس کند مولا و معبود و محبوب از او ناراضی است، تمام آن نعمتها و مواهب در کام جانش تلخ میشود. (تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 5، ص 139، دارالکتب الاسلامیة) |
|||
|
|
۱۹:۱۹, ۴/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #57
|
|||
|
|||
|
بسم الله
![]() ![]() «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی رَسُولِ اللهِ اٌسْوَۀٌ حَسَنَۀٌ» «همانا وجود رسول خدا برای شما الگوئی نیکوست». «ا،س،و» به معنای اقتدا کردن و راضی بودن به رفتار الگو و در احوال مثل او بودن است. کلمه اسوه در قرآن سه بار استفاده شده است که دو بار آن درباره حضرت ابراهیم (علیه السلام)، و یک بار آن درمورد پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) میباشد:البته قرآن از کلمه اسوه فقط در جاهای نیکو استفاده کرده است تا به انسانها بفهماند که افراد خوب را برای خود الگو بگیرند.
سوپر استارهای شما کدام گروه است و چرا؟ یا الله
|
|||
|
|
۱۸:۵۵, ۵/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #58
|
|||
|
|||
|
تاثیرگذارترین آیه تو زندگی من آیه ی پنجم سوره ی حمد بوده:
ایاک نعبد و ایاک نستعین این آیه یه روز سر نماز توجهمو به خودش جلب کرد.تو این آیه کلمه ی ایاک در اول جمله اومده یعنی تاکید شده که خدایا فقط فقط فقط فقط تورا میپرستیم و فقط فقط فقط از تو یاری میخواهیم.بعد از نماز کلی با خودم فکر کردم و دیدم من هر جا به یه مشکلی بر میخورم اول از همه تمام راه های ممکن رو انتخاب میکنم و آخرش اگه هیچ جوری مشکلم حل نشد میرم پیش خدا و از خدا کمک میخوام.یه دنیا شرمنده شدم که روزی حد اقل5بار به خدا میگم تنها از تو یاری میخوام ولی پای عمل که میرسه خدا را میذارم آخر لیست یاری دهتده ها.بعد اون هرکاری داشتم فقط به خدا گفتم و زندگیم واقعا دچار تغییر شد خدا خودش کارها رو درست میکنه |
|||
|
|
۱۹:۱۶, ۵/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #59
|
|||
|
|||
|
سلام
من یه کاری رو جدیداً شروع کردم شخصاً به لطف خدا جواب گرفتم وقتی وسوسه میشم به خصوص در مواقع تنهایی... این آیه ی شریف رو زیاد توی دلم تکرار میکنم و بهش فکر میکنم والعاقبة للمتقین عاقبت از آن متقین و پرهیزگاران است . . . |
|||
|
|
۲۱:۵۸, ۷/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #60
|
|||
|
|||
|
قیامت ؛ راهی بس سخت و تکان دهنده !!!
یکى از دردناکترین منازل پس از مرگ، منزل هولناک آخرت است ، قیامت است که نگرانی و دلهره اش بزرگ و عظیم است ، بلکه از هر نگرانی و دلهره، بزرگتر و فزع و گرفتاریش "فزع اکبر" است و خداوند در وصف آن در سوره اعراف آیه 187 مى فرماید: هُوَ ثَقُلَتْ فِی السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لاَ تَأْتِیكُمْ إِلاَّ بَغْتَةً
فرارسیدن قیامت در (بر اهل) آسمانها و زمین، سنگین و دشوار و گران است، فرا نرسد شما را مگر به یکباره و ناگاه و بدون آنکه شما را خبر دهد! |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| زندگی با چراغ ها زیباست (حیات طیبه با قرآن)ویژه رمضان94 | حسن عزتي | 39 | 29,380 |
۲۵/تیر/۹۴ ۱۸:۴۲ آخرین ارسال: السا |
|
| امید بخشترین آیه قرآن کریم کدام است؟ | مرتضی اقبالی | 2 | 1,951 |
۲۳/اردیبهشت/۹۴ ۰:۰۱ آخرین ارسال: أین المنتظر |
|
| امیدبخشترین آیه قرآن کریم کدام است؟ | MESSENGER | 0 | 1,384 |
۲۸/فروردین/۹۴ ۲۰:۰۰ آخرین ارسال: MESSENGER |
|
| ✿ زندگی خوب،در سایه سار قرآن ✿ | حسن عزتي | 22 | 15,637 |
۲۸/بهمن/۹۳ ۱۰:۳۰ آخرین ارسال: حسن عزتي |
|
| تدبر در آیات قرآن(جالبترین آیاتی که در هر روز با آن مواجه شدیم) | علی 110 | 254 | 98,028 |
۲۲/تیر/۹۳ ۱۹:۳۶ آخرین ارسال: ghoran |
|
| خورشید و حرکت سایه ها در قرآن | HermeS | 0 | 1,312 |
۱/خرداد/۹۳ ۱۵:۰۸ آخرین ارسال: HermeS |
|
| امید بخشترین آیه قرآن کدام است؟ | mohammad reza | 7 | 4,697 |
۲۵/فروردین/۹۳ ۲۲:۰۱ آخرین ارسال: عالم مقدس ملکوت |
|











![[تصویر: parande.jpg]](http://www.parsquran.com/gallery/box/parande.jpg)
![[تصویر: star.jpg]](http://s1.picofile.com/file/6517118708/star.jpg)
![[تصویر: AyehGod.gif]](http://img.tebyan.net/TS/Persian/Maaref/Quran/AyehGod.gif)