|
روزی رسان اوست ........
|
|
۱:۴۶, ۲/آذر/۹۳
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
روزىِ تو مى رسد ... قَالَ اللَّهُ تَعَالَى:
((يَا ابْنَ آدَمَ! فِى كُلِّ يَوْمٍ تُؤْتَى بِرِزْقِكَ وَ أَنْتَ تَحْزَنُ وَ يَنْقُصُ مِنْ عُمُرِكَ وَ أَنْتَ لَا تَحْزَنُ تَطْلُبُ مَا يُطْغِيكَ وَ عِنْدَكَ مَا يَكْفِيكَ)). ... خداى تعالى مى فرمايد: اى فرزند آدم ! رزق و روزىِ هر روزى كه بر تو مى گذرد ، بر تو مى رسد ، و تو براى روزيت دلتنگ و غمگينى ولى عمر تو مى گذرد و تو غصه اى ندارى. هر مقدار از روزى كه به تو مى رسد ، تو را كفايت مى كند ولى تو بيشتر مى خواهى كه موجب طغيان و سركشى تو مى شود . مستدرك الوسائل : ج 15، ص229. |
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۰:۵۲, ۲۲/دی/۹۳
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
در روایتی ابی حمزه ثمالی از امام باقر (علیه السلام) نقل می کند که ایشان فرمود: . «رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در حَجَّهُ الوداع فرمود: آگاه باشید که روح الامین به قلبم انداخت که هیچ انسانی نمی میرد مگر وقتی که رزقش را تا حدّ کمال خورده و دیگر در نزد خدا رزقی نداشته باشد .... ..... کافی، ج9، ص546
|
|||
|
|
۳:۲۹, ۲۴/دی/۹۳
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
|
امام علی (علیهالسلام) فرمودند: از جمله اندرزهای لقمان به فرزندش این بود که : فرزندم؛ کسی که در به دست آوردن روزی، یقینش به خدا اندک و نیتش به روزیرسان سست است، باید از این نکته عبرت آموزد که خداوند تبارک و تعالی، او را در سه مرحله از خلقتش روزی داد، بدون آن که خودش در آنها تلاش و تدبیری داشته باشد. . پس، خداوند تبارک و تعالی در مرحله چهارم نیز روزی او را خواهد داد ... . مرحله اول در رحم مادرش ... و مرحله دوم از شیر مادرش بود ... و مرحله سوم از درآمد والدینش روزی او را داد ... تا آن که بزرگ و فهمیده شد و مستقلاً به کسب درآمد پرداخت. در این هنگام، بر خود سخت گرفت و به پروردگارش بدگمان شد و از ترس تنگدستی و یقین نداشتن به جایگزین کردن نعمت از سوی خداوند تبارک و تعالی، حقوق خدا و مردم در مال خود را نادیده گرفت و خود و خانوادهاش را در سختی و تنگنا قرار داد. .......................................................... (الخصال: 122/114) |
|||
|
|
۱۵:۵۶, ۲۴/دی/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/دی/۹۳ ۱۵:۵۶ توسط saeed6121.)
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
|
خداوندا چقدر نادانیم...تو اشکارا مارا به عبادت مبخوانی و ما اشکارا تو را به تجارت میخواهیم....
ماخلقت الجن والانس الا لیعبدون |
|||
|
|
۲:۰۶, ۲۵/دی/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/دی/۹۳ ۲:۰۹ توسط آفتاب.)
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
|
به مورچه نگاه کن ....! ... ![]() حضرت علی علیه السلام فرمودند اُنظُرُوا إِلی النَّملَةِ فی صِغَرِ جُثَّتِها، و لَطافَةِ هیئتها، لا تَکادُ تُنالُ بلَحظِ البَصَرِ (النَّظَرِ) ... مَکفُولٌ برِزقِها، مَرزوقةٌ بوَفقِه، لا یَغفُلُها المَنَّ، و لا یَحرِمُها الدَیَّانُ، و لَو فی الصَّفا الیابِسِ، و الحَجَرِ الجامِسِ؛ این مورچه [ها] را بنگرید که با آن همه کوچکی و ظرافت اندام، که تقریباً به چشم نمیآید ... روزیاش تضمین شده و به او روزیِ فراخورِ حالش میرسد؛ [خداوند] منّان از او غافل نیست و [پروردگار] حسابگر، محرومش نساخته است، اگر چه در دل تخته سنگی صاف و خشک و یا در میان صخرهای سخت باشد. (نهجالبلاغه، خطبه 185) ![]() .... ![]() |
|||
|
|
۱:۱۵, ۲۹/بهمن/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/بهمن/۹۳ ۱:۲۴ توسط آفتاب.)
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
|
خدا ضامن روزی است ... ***************************** جناب آقای رضا بیگدلی گفتند: آقایمیرزا ابوالفضل قهوه چی تعریف می کردند: روزی با خود گفتم امروز در خانه می نشینم تا ببینم چه طور روزی به من می رسدو خداوند چگونه ضامن روزی من شده است؟ بنابراین در خانه را بستم و تنها نشستم. یک روز گذشت و از غذا خبری نشد. روز دوم هم به همین صورت سپری شد تا روز سوم که ضعف شدیدی وجودم را فرا گرفته بود و از غذا هم خبری نبود. بسیار ناراحت شده بودم و با عصبانیت به آقا حضرت ابوالفضل(ع) عرضکردم: آقاجان! من، هم نام شما می باشم، سه روز است که در این اتاق نشسته ام و هیچ غذایی نخورده ام و دارم تلف می شوم. طولی نکشید زنگ خانه به صدا درآمد، هنگامی که در را باز کردم، دیدم آقای مجتهدی با یک دستمال بسیار نو گلدوزی شده که در آن دو قابلمه قرار داشت پشت در ایستاده اند. بعد از سلام آن را به من داده و فرمودند: این هم غذا، بگیر و دیگر برای شکم به حضرت ابوالفضل(ع) شکایت و گله نکن. هنگامی که آقا تشریف بردند، دستمال را باز کرده، مشاهده کردم در یک قابلمه، برنج و در دیگری مرغ می باشد!! یک ماه از این واقعه گذشت. روزی یکی از دوستان آقای مجتهدی که از مشهد مقدس به قم آمده بود، به منزل ما آمد و سراغ آقا را گرفت. به او گفتم: از یک ماه قبل، در فلان روز که به منزل ما تشریف آورده بودند تا کنون ایشان را ندیده ام. آن شخص با تعجب فراوان پرسید در فلان روز آقا این جا بودند؟! گفتم: بله مگر ایرادی دارد؟ گفت: این غیر ممکن است؛ زیرا آقا ظهر همان روز در مشهد منزل ما تشریف داشتند. هنگامی که سفره را پهن کردیم و غذا را که برنج و مرغ بود در آن گذاردیم، ناگهان آقا از جا برخاسته و فرمودند: من باید فوراً بروم. به ایشان عرض کردم: آقاجان! ناهار را میل فرمایید، آن گاه بروید. فرمودند: عجله دارم و همین الان باید بروم. عرض کردم: پس باید غذای خود را همراه ببرید. با این که خیلی عجله داشتند قبول کردند. بنده هم فوراً دو قابلمه برداشتم و در یکی مرغ و در دیگری برنج ریختم و آنها را در دستمالی تمیز و گلدوزی شده پیچیدم و ایشان آن را همراه خود بردند . آقای میرزا ابوالفضل می گفت: با شنیدن این مطلب، از تعجب خشکم زد و حالت شوک به من دست داد!! چون نشانی که این شخص می داد، درست مطابق بود با همان روز، همان دستمال و قابلمه ای که آقای مجتهدی داده بودند. فوراً قابلمه ها ودستمال را آورده، به او نشان دادم، آن شخص نیز بسیار تعجب کرد و گفت: بله، اینها همان ظروف و دستمالی است که به آقای مجتهدی داده بودم!! این جا بود که هر دو متوجه شدیم در آن روز آقای مجتهدی با طی الارض از مشهد به قم آمده اند. خداوند متعال بدون شک ضامن روزی همه ی موجودات است، اما از طریق علل و اسباب، که در این جا به یکی از آنها که توسل جستن به یکی از اولیای الهی می باشد اشاره شده است. ********************** آقای حاج شیخ جعفر مجتهدی عارف بالله و عاشق دل سوخته ی اهل بیت علیهم السلام در بیست و هفتم جمادی الثانی سال 1343ه.ق مطابق با اول بهمن ماه 1303ه.ش در خانواده ای بسیار متدین و متمکن در شهر تبریز دیده به جهان گشودند و بعد از آن که عمر شریف و پربرکتشان را در پرتو زهد، تقوا، مجاهدت و معرفت در خدمت به اسلام و مسلمین صرف نمودند، در تاریخ ششم ماه مبارک رمضان 1416ه.ق مطابق با ششم بهمن 1374ه.ش هنگام ظهر روز جمعه، دار فانی راوداع و روح ملکوتی شان عروج کرد. لاله ای از ملکوت / ص 243. ******************************************* برگرفته از راسخون |
|||
|
|
۱۰:۵۰, ۲۹/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
|
سلام
سال اول ازدواج (سال 81)نزدیک عید اوضاع کاسبی خیلی خراب شد.پس اندازی هم نداشتم.دو روز مانده به عید بود و اه در بساط نداشتم.گفتم خدایا تو روزی رسانی مقداری شیرینی برای عید می خواهم و لباسی هم برای همسرم.یک ساعت نگذشته بود که یکی از دوستانم امد و گفت دو تا سوپرکامپیوتر هست قطعاتش را گرفته ایم و کسی زیر بار اسمبلش نمیره .برام می بندی؟ از خدا خواسته قبول کردم و اون شب را تا صبح هر دو تا را راه انداختم.صبح دوستم امد و گفت این سی هزار تومان دستمزد کار.با نصف ان لباس برای همسرم خریدم و نصف دیگر هم شیرینی برای مهمانان عید ----------------- موقع وضع حمل همسرم بود و اوضاع سختی داشت.برای هزینه بیمارستان نیاز به صد هزار تومان داشتم(سال 85 مبلغ زیادی بود)همسرم گفت چه می کنی؟ گفتم :غم روزی مخور بر هم مزن اوراق و دفتر را ...که قبل از طفل ایزد پر کند پستان مادر را..فردای ان روز دقیقا صد هزار تومان در امد مغازه شد و شب هم درد زایمان همسرم شروع شد و فردای ان روز هم فرزندم به دنیا امد. |
|||
|
|
۱۳:۱۳, ۲۹/بهمن/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/بهمن/۹۳ ۱۳:۱۳ توسط آفتاب پنهانی.)
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
|
روزی رسان خداست هیچ کسی ام بی روزی نمی زاره.
اما روش هایی که روزی رو می روسنه خیلی فرق داره. ...یکی طی میکشه یکی دارو تجویز می کنه یکی نقشه می کشه و همه روزی می گرن یا کم یا زیاد .البته کم و زیادش دست تلاش ما انسان هاست :و اما سوال مهم
آیا ما به عنوان یه مسلمان وظیفه نداریم واسطه روزی دیگران بشیم؟؟؟ . فقط توجه داشته باشید روزی تنها به معنی پول نیست روزی رسان خداست هیچ کسی ام بی روزی نمی زاره. اما روش هایی که روزی رو می روسنه خیلی فرق داره. یکی طی میکشه یکی دارو تجویز می کنه یکی نقشه می کشه و... همه روزی می گرن یا کم یا زیاد البته کم و زیادش دست تلاش ما انسان هاست. و اما سوال مهم:
آیا ما به عنوان یه مسلمان وظیفه نداریم واسطه روزی دیگران بشیم؟؟؟ . فقط توجه داشته باشید روزی تنها به معنی پول نیست
|
|||
|
|
۱۷:۵۴, ۱۶/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #38
|
|||
|
|||
|
در حجة الوداع ، پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) حلقه ی در کعبه را گرفت و رو به اصحاب کرد و فرمود : بدایند که روح الأمین به دل من الهام کرد که هیچ کس هرگز نمی میرد تا روزی اش تمام شود (یعنی تا آخرین سهم از روزی اش را نخورده، نمی میرد) پس از خدا بترسید و حرص نزنید (که روزی شما میرسد ولی به واسطه حرص زدن به حرام می افتید.) *** اصول کافی |
|||
|
|
۱۸:۱۵, ۱۴/مرداد/۹۴
شماره ارسال: #39
|
|||
|
|||
|
*ضمانت روزی موجودات قال الله الحکیم: «وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِی الأَرْضِ إِلاَّ عَلَی اللّهِ رِزْقُهَا وَیَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا کُلٌّ فِی کِتَابٍ مُّبِینٍ» (سوره هود آیه ۶) و هیچ جنبندهای در زمین نیست مگر اینکه روزیش بر عهده خداست و او قرارگاه و محل مردنش را میداند. همه اینها در کتابی روشن ثبت است. امیرالمومنین(علیه السلام) میفرمایند: «من عاش فعلیه رزقه» (نهجالبلاغه،خ طبه ۱۰۹) هر زندهای روزیش بر عهده خداست. و میفرمایند: «لکل ذی رمق قوت»(الکافی، ج ۸، ص۲۲) هر جانداری که رمقی دارد، روزی و قوتی هم دارد.
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |








![[تصویر: %D9%85%D9%88%D8%B1%DA%86%D9%872.jpg]](http://s4.picofile.com/file/8163892226/%D9%85%D9%88%D8%B1%DA%86%D9%872.jpg)
![[تصویر: %D9%85%D9%88%D8%B1%DA%86%D9%871.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8163891576/%D9%85%D9%88%D8%B1%DA%86%D9%871.jpg)
![[تصویر: %D9%85%D9%88%D8%B1%DA%86%D9%873.jpg]](http://s4.picofile.com/file/8163892484/%D9%85%D9%88%D8%B1%DA%86%D9%873.jpg)
