|
اربعین 1436 (حرف دل و زیارت از راه دور/ بحث در شبهات اربعین)
|
|
۱:۱۶, ۲۰/آذر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/آذر/۹۳ ۱:۳۶ توسط حضرت عشق.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() *********************************** ********************************* با سلام خدمت همه عزاداران مصباح الهدی و سفینة النجاة حضرت مولانا ابا عبد الله الحسین (سلام الله علیه) ----------------------------------------------- این تاپیک جهت دو امر ایجاد شده: 1- درد دل و زیارت حضرت از راه دور(برای زیارت ارعین) 2- مطرح کردن شبهات وارد شده در بحث زیارت روز اربعین ***** سلام بر تو ای میوه ی دل فاطمه (سلام الله علیها) خیلی دوست داشتم این اربعین من هم تو جمع زائرهایی که با پای پیاده و تاول زده تو اون روز های گرم و شب های سرد بیابان میان حرمت، باشم!اما...قصد داشتم با پای برهنه وسط ظهر گرم بیابان عراق قدم بردارم به سویت تا شاید کمی از حال و هوای کاروانی که ...، را درک کنم!خیلی شاید ها را با خودم مرور می کردم و برنامه های این چند روز را مرتب می نمودم که صدای زنگ تلفن همراهم،مرا از آن حال و هوا خارج و کرد!فهمیدم که دیگر دیر شده است و رفیقم برای خداحافظی با من تماس گرفته بود. دیگر نباید بی خود صابون به شکم می زدم و وعده های تو خالی به دلم می دادم!نمی دانم چه چیزی بین من و حرماربابم حائل شده! ------------------------------------------------------------ آیا کاروان اسرا اربعین همان سال به کربلا رفتند یا سال بعد؟ ***************** [align=START]حركت از شام بهرحال پس از هفت روز كه اهل بيت در شام بودند، به دستور يزيد، نعمان بن بشير(1) وسائل سفر آنان را فراهم نمود و به همراهى مردى امين آنان را روانه مدينه منوره كرد. (2)در هنگام حركت، يزيد امام سجاد عليه السلام را فرا خواند تا با او وداع كند، و گفت: خدا پسر مرجانه را لعنت كند! اگر من با پدرت حسين ملاقات كرده بودم، هر خواستهاى كه داشت، مىپذيرفتم! و كشته شدن را به هر نحوى كه بود، گرچه بعضى از فرزندانم كشته مىشدند از او دور مىكردم! ولى همانگونه كه ديدى شهادت او قضاى الهى بود! چون به وطن رفتى و در آنجا استقرار يافتى، پيوسته با من مكاتبه كن و حاجات و خواستههاى خود را براى من بنويس! (3) آنگاه دوباره نعمان بن بشير را خواست و براى رعايت حال و حفظ آبروى اهل بيت به او سفارش كرد كه شبها اهل بيت را حركت دهد و در پيشاپيش آنان خود حركت كند و اگر على بن الحسين را در بين راه حاجتى باشد برآورده سازد؛ و نيز سى سوار در خدمت ايشان مأمور ساخت؛ و به روايتى خود نعمان بن بشير را و به قولى بشير بن حذلم را با آنان همراه كرد. (4)و همانگونه كه يزيد سفارش كرده بود به آهستگى و مدارا طى مسافت كردند و به هنگام حركت، فرستادگان يزيد بسان نگهبانان گردا گرد آنان را مىگرفتند، و چون در مكانى فرود مىآمدند از اطراف آنان دور مىشدند كه به آسانى بتوانند وضو سازند. **** [align=START] اربعين[/b] [b]اهل بيت عليهم السلام به سفر خود ادامه دادند تا به دو راهى جاده عراق و مدينه رسيدند، چون به اين مكان رسيدند، از امير كاروان خواستند تا آنان را به كربلا ببرد، و او آنان را به سوى كربلا حركت داد، چون به كربلا رسيدند، جابر بن عبد الله انصارى (5) را ديدند كه با تنى چند از بنى هاشم و خاندان پيامبر براى زيارت حسين عليه السلام آمده بودند، همزمان با آنان به كربلا وارد شدند و سخت گريستند و ناله و زارى كردند و بر صورت خود سيلى زده و نالههاى جانسوز سر دادند و زنان روستاهاى مجاور نيز به آنان پيوستند، (6) زينب عليها السلام در ميان جمع زنان آمد و گريبان چاك زد و با صوتى حزين كه دلها را جريحه دار مىكرد مىگفت: «وا اخاه! وا حسيناه! وا حبيب رسول الله و ابن مكة و منا! و ابن فاطمة الزهراء! و ابن علي المرتضى! آه ثم آه!» پس بيهوش گرديد.آنگاه ام كلثوم لطمه به صورت زد و با صدايى بلند مىگفت: امروز محمد مصطفى و على مرتضى و فاطمه زهرا از دنيا رفتهاند؛ و ديگر زنان نيز سيلى به صورت زده و گريه و شيون مىكردند.سكينه چون چنين ديد، فرياد زد: وا محمداه! وا جداه! چه سخت است بر تو تحمل آنچه با اهل بيت تو كردهاند، آنان را از دم تيغ گذراندند و بعد عريانشان نمودند! (7)عطيه عوفى(8) مىگويد: با جابر بن عبد الله به عزم زيارت قبر حسين عليه السلام بيرون آمدم و چون به كربلا رسيديم جابر نزديك شط فرات رفته و غسل كرد و ردائى همانند شخص محرم بر تن نمود و هميانى را گشود كه در آن بوى خوش بود و خود را معطر كرد و هر گامى كه بر مىداشت ذكر خدا مىگفت تا نزديك قبر مقدس رسيد و به من گفت: دستم را بر روى قبر بگذار! چون چنين كردم، بر روى قبر از هوش رفت.من آب بر روى جابر پاشيدم تا به هوش آمد، آنگاه سه مرتبه گفت: يا حسين! سپس گفت: «حبيب لا يجيب حبيبه!» ، و بعد اضافه كرد: چه تمناى جواب دارى كه حسين در خون خود آغشته و بين سر و بدنش جدائى افتاده است! ! و گفت:"فاشهد انك ابن خيرالنبيين و ابن سيد المؤمنين و ابن حليف التقوى و سليل الهدى و خامس اصحاب الكساء و ابن سيد النقباء و ابن فاطمة سيدة النساء، و مالك لا تكون هكذا و قد غذتك كف سيدالمرسلين و ربيت في حجرالمتقين و رضعت من ثدي الايمان و فطمت بالاسلام فطبت حيا وطبت ميتا غير ان قلوب المؤمنين غير طيبة لفراقك و لا شاكة في الخيرة لك فعليك سلام الله و رضوانه و اشهد انك مضيت على ما مضى عليه اخوك يحيى بن زكريا."من گواهى مىدهم كه تو فرزند بهترين پيامبران و فرزند بزرگ مؤمنين مىباشى، تو فرزند سلاله هدايت و تقوايى و پنجمين نفر از اصحاب كساء و عبايى، تو فرزند بزرگ نقيبان و فرزند فاطمه سيده بانوانى، و چرا چنين نباشد كه دست سيدالمرسلين تو را غذا داد و در دامن پرهيزگاران پرورش يافتى و از پستان ايمان شير خوردى و پاك زيستى و پاك از دنيا رفتى و دلهاى مؤمنان را از فراق خود اندوهگين كردى پس سلام و رضوان خدا بر تو باد، تو بر همان طريقه رفتى كه برادرت يحيى بن زكريا شهيد گشت.آنگاه چشمش را به اطراف قبر گردانيد و گفت:"السلام عليك ايتها الارواح التي حلت بفناء الحسين و اناخت برحله، اشهد انكم اقمتم الصلوة و آتيتم الزكوة و امرتم بالمعروف و نهيتم عن المنكر و جاهدتم الملحدين و عبدتم الله حتى اتاكم اليقين."سلام بر شما اى ارواحى كه در كنار حسين نزول كرده و آرميديد، گواهى مىدهم كه شما نماز را بپا داشته و زكوة را ادا نموده و به معروف امر و از منكر نهى كرديد، و با ملحدين و كفار مبارزه و جهاد كرده، و خدا را تا هنگام مردن عبادت نموديد.و اضافه نمود: به آن خدائى كه پيامبر را به حق مبعوث كرد ما در آنچه شما شهدا در آن وارد شدهايد شريك هستيم.عطيه مىگويد: به جابر گفتم: ما كارى نكرديم! اينان شهيد شدهاند. گفت: اى عطيه! از حبيبم رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مىفرمود: «من احب قوما حشر معهم و من احب عمل قوم اشرك في عملهم» (9)؛هر كه گروهى را دوست داشته باشد با همانان محشور گردد، و هر كه عمل جماعتى را دوست داشته باشد در عمل آنها شريك خواهد بود. [/b][/align]*** [align=START] اربعين و اختلاف اقوال
[/b] [b]در تاريخ حبيب السير آمده است: يزيد بن معاويه سرهاى مقدس شهدا را در اختيار على بن الحسين عليهماالسلام قرار داد، و آن بزرگوار در روز بيستم ماه صفر آن سرها را به بدنهاى پاكشان ملحق نمود و آنگاه عازم مدينه طيبه گرديد. (10)ابوريحان بيرونى در آثارالباقيه گفته است: در روز بيستم ماه صفر، سر مقدس حسين عليه السلام به بدن مطهرش باز گردانيده و دفن شد به هنگامى كه اهل بيت امام حسين عليه السلام بعد از بازگشت از شام در روز اربعين جهت زيارت آمده بودند. (11)سيد ابن طاووس در اقبال مىگويد: چگونه روز بيستم ماه صفر، روز اربعين است در حالى كه حسين صلوات الله عليه روز دهم محرم به شهادت رسيد، بنابراين اربعين، روز نوزدهم ماه صفر بايد باشد. (12)آنگاه سيد مىگويد: محتمل است ماه محرم سال 61 كم بوده است، يعنى 29 روز بوده كه طبعا بيستم ماه صفر، روز اربعين است، و احتمال دارد كه ماه محرم تمام بوده ولى چون امام حسين عليه السلام در پايان روز عاشورا شهيد گرديده لذا روز عاشورا را به حساب نياوردهاند. و در مصباح آمده است: حرم حسين عليه السلام در روز بيستم ماه صفر به همراه على بن الحسين به مدينه رسيدند، و شيخ مفيد همين قول را اختيار كرده است، و در غير مصباح آمده است كه ايشان در روز بيستم ماه صفر بعد از مراجعت از شام به كربلا رسيدند. (13)همانگونه كه در نقلهاى ذكر شده مشهود است اهل بيت عليهم السلام در همان سالى كه حادثه كربلا رخ داد ـ سال 61 ـ پس از مراجعت از شام و در روز اربعين به كربلا آمدند، و يا اين كه در سنه 62 يعنى يك سال بعد از شهادت رهسپار كربلا شدهاند؛ و ما در اينجا به صورت اختصار عينا آنچه در اين رابطه گفته و يا نوشته شده است ذكر مىكنيم: قول اول: اهل بيت در همان سال 61 پس از مراجعت از شام و در روز بيستم صفر به كربلا وارد شدند، و اين همان قول صاحب تاريخ حبيب السير است كه قبلا بازگو كرديم، و در الآثارالباقيه ابوريحان نيز همين قول آمده و ظاهر عبارت سيد ابن طاووس در اللهوف هم همين مطلب را مىرساند (14) و ابن نما در مثيرالاحزان نيز همين قول را نقل كرده است. (15) قول دوم: اهل بيت عليهم السلام همان سال در روز بيستم صفر به كربلا و قبل از رفتن به شام از كربلا عبور نمودند و بر مزار شهيدان خود عزادارى كردند، و سپهر مؤلف ناسخ التواريخ بر اين قول است. و اين احتمال گرچه بعيد به نظر مىرسد، زيرا در نقلى بدان اشاره نشده است ولى احتمالى است كه ثبوتا مانعى ندارد و دليلى براى اثبات آن نيست. (16) [/font]قول سوم: آل البيت در سال 62، يعنى يك سال بعد و در روز بيستم صفر به كربلا آمدهاند. صاحب قمقام زخار مىگويد: مسافت و عادت تشريف فرمائى به حرم حضرت سيدالشهداء عليه السلام در روز اربعين سال 61 هجرى به كربلاى معلى مشكل، بلكه خلاف عقل است؛ زيرا امام حسين عليه السلام در روز عاشورا به درجه رفيع شهادت نائل آمد و عمربن سعد يك روز براى دفن كشتگان خود در آنجا توقف و روز يازدهم به جانب كوفه حركت كرد و از كربلاى معلى تا كوفه به خط مستقيم حدودا هشت فرسخ است، و چند روزى هم عبيدالله بن زياد اهل عصمت را در كوفه براى معرفى آنان و كار بزرگى كه صورت گرفته و ارعاب قبايل عرب نگاه داشت تا از يزيد خبر رسيد كه اهل حرم را به دمشق اعزام دارد و او هم اسيران را از راه حران و جزيره و حلب به شام فرستاد كه مسافت دورى است و فاصله كوفه تا دمشق به خط مستقيم تقريبا صد و هفتاد و پنج فرسخ است و پس از ورود به شام به روايتى تا شش ماه اهل بيت را نگاه داشتند تا آتش شعله ور غضب يزيد خاموش شد و پس از حصول اطمينان از عدم شورش مردم موافقت كرد كه حضرت سجاد با اهل حرم به مدينه بازگردد، پس چگونه اين همه وقايع مىتواند در چهل روز صورت گرفته باشد، قطعا ورود اهل بيت عليهم السلام به كربلا در سال ديگر بوده است (17) كه سال شصت و دو هجرى باشد و هر كس به نظر تدبر در اين مسأله بينديشد نامه نگار را تصديق خواهد كرد، و جابربن عبدالله هم در اربعين شصت و دو به زيارت مشرف شده است و شرافت جابر در اين است كه او اولين كسى است كه از صحابه كبار و مخلصين سوگوار به اين سعادت نايل آمده است، كفى به فخرا، و نامه نگار در اين قول منفرد است: مىگويم و مىآيمش از عهده برون! و الله ولى التوفيق. (18) قول چهارم: احتمال ديگرى وجود دارد كه اهل بيت ابتدا به مدينه آمدند و از مدينه عازم كربلا شدند و سر مقدس امام را نيز در اين سفر با خود برده و به بدن مطهر حسين عليه السلام ملحق نمودهاند، اما نه در اربعين سال 61 هجرى بلكه پس از مراجعت به مدينه به كربلا رفتهاند. ابن جوزى از هشام و بعضى ديگر نقل كرده است كه سر مقدس حسين عليه السلام با اسيران به مدينه آورده شد، و سپس به كربلا حمل گرديده است و با بدن مطهر دفن شده است. (19)و از بعضى از مورخان نقل شده است كه: صورت حال جريان اقتضاء مىكند كه اهل بيت در مدتى بيش از چهل روز از زمان شهادت امام حسين عليه السلام به عراق يا به مدينه رفته باشند، و بازگشت آنها به كربلا، ممكن است، ولى روز بيستم صفر نبوده است زيرا جابربن عبدالله انصارى هم از حجاز آمده بود و رسيدن خبر به حجاز و حركت جابر از آنجا قهراً زمانى بيش از چهل روز را مىطلبد. يا اين كه بايد بگوئيم جابر از مدينه نيامده بود بلكه از كوفه و يا از شهرى ديگر عازم كربلا شده بود. (20) *** [align=START] توقف در كربلا [/align]خاندان داغديده رسالت پس از ورود به كربلا براى شهيدان خود به عزادارى پرداختند، چون هنگام حركت بسوى كوفه اجازه عزادارى به آنان نداده بودند، و همانگونه كه سيد ابن طاووس در اللهوف نقل كرده است كه «و اقاموا المآتم المقرحة للاكباد» (21) «ماتمهاى جگرخراش بپا داشتند» ، و تا سه روز امر بدين منوال سپرى شد. (22) **** [align=START] منابع: 1- نعمان بن بشير همان كسى است كه هنگام ورود مسلم بن عقيل به كوفه از طرف يزيد امير كوفه بود، يزيد او را بركنار و به جاى او عبيد الله بن زياد را به امارت كوفه برگزيد. نعمان به شام آمد و از هوا داران معاويه و يزيد بود. پس از هلاكت يزيد، مردم را به بيعت عبدالله بن زبير فرا خواند، اهالى حمص با او مخالفت كرده و او را بعد از واقعه مرج راهط در سال شصت و چهار هجرى كشتند. (الاستيعاب،ج 4،ص 1496) .2- قمقام زخار،ص / 579.3- تاريخ طبرى،ج 5،ص/ 233.4- قمقام زخار،ص 579 / 5- او جابر بن عبدالله بن عمرو بن حرام انصارى است، مادرش نسيبه دختر عقبه مىباشد، در بيعت عقبه ثانيه در مكه با پدرش حضور داشته ولى كودك بوده است؛ بعضى او را از شركت كنندگان در جنگ بدر ذكر كردهاند؛ او با پيامبر صلى الله عليه و آله در 18 غزوه شركت نمود، و بعد از رسول خدا در صفين در خدمت على عليه السلام بوده و از كسانى است كه سنت پيامبر بسيار از او نقل شده است؛ او در آخر عمر نابينا گرديد؛ در سال 74 يا 78 و يا 79 در سن 94 سالگى در مدينه رحلت نمود. (الاستيعاب،ج 1،ص219) . 6- اللهوف،ص [font=Tahoma]82. /7- الدمعة الساكبة،ج 5،ص 162. / 8- عطيه عوفى را شيخ طوسى از اصحاب اميرالمؤمنين در رجال خود ذكر كرده و او معروف به بكالى است كه قبيلهاى از حمدان مىباشد، و او داراى تفسير قرآنى بوده است در پنج قسمت و خود او مىگويد: قرآن را با تفسيرش سه بار بر ابن عباس عرضه كردم و اما قرائت قرآن را هفتاد مرتبه نزد او قرائت نمودم. (تنقيح المقال 2/253) 9- بحارالانوار 65/ 130.10- نفس المهموم 466.11- مقتل الحسين مقرم 371.12- مسارالشيعه،ص 62. و مرحوم شيخ بهائى رحمة الله بر اساس همين احتمال روز اربعين را روز نوزدهم ماه صفر قرار داده است. (توضيح المقاصد،ص 6)13- قمقام زخار،ص 585.14- اللهوف، ص 82 .15- مثيرالاحزان،ص 107.16- ناسخ التواريخ، احوالات امام حسين 3/ 176.17- از اين مقدمات، نمىتوان نتيجه گرفت كه اهل بيت عليهم السلام در اربعين سال شصت و دو به كربلا آمدهاند؛ زيرا اولا نگاه داشتن اهل بيت در كوفه به مدت زياد، قطعى نيست با توجه به اين كه بعضى ورود اهل بيت را به شام در روز اول ماه صفر ذكر كردهاند ـ چنانچه گذشت ـ و آن مقدمات چون قطعى نيست بنابراين نتيجه قطعى هم بدست نمىدهد؛ ثانيا احتمال دارد همانگونه كه بعضى گفتهاند اهل بيت در همان سال 61 و قبل از رفتن به شام از مسير كربلا عبور كرده و بر قبور شهيدان عزادارى كرده باشند چنانچه مرحوم سپهر ـ مؤلف ناسخ التواريخ ـ گفته است، مضافا بر اين كه مرحوم قاضى طباطبائى رحمة الله كتابى بنام «تحقيق در روز اربعين امام حسين عليه السلام» تأليف نموده و تمام ايرادهاى وارده را مبنى بر آمدن اهل بيت در اربعين سال 61 را پاسخ داده است، بنابر اين به صرف استبعاد نمىتوان به نتيجه قطعى رسيد و آمدن اهل بيت را به كربلا مانند بعضى در اربعين اول انكار كرد .18- قمقام زخار،ج 586.19- تذكرة الخواص،ص 15. ولى در اين نقل مذكور نيست كه سر مقدس امام توسط چه كسى به كربلا حمل شده است، و آيا اهل بيت همراه سر مقدس به كربلا آمدهاند يا تنها سر مقدس به كربلا حمل و دفن شده است؟20- قمقام زخار،ص 586. ولى اين احتمال با تصريح بزرگانى همانند سيد ابن طاووس و ابن نما و شيخ بهائى كه جابر بن عبد الله و اهل بيت در روز اربعين همزمان در كربلا بودهاند منافات دارد .21- اللهوف،ص 82.22- ذريعة النجاة،ص 271. ------------------------------------------------------------------------------------- [/align]پ ن: ولی اگه از لحاظ عقلی بخوای حساب کنی،اینکه کاروان اسرا در اربعین سال بعد یعنی سال 62 هجری رفته باشند به کربلا قول نزدیک به واقع می تونه باشه! ***************************************************************** هرکه دارد هوس زیارت کرب و بلا از راه دور در اربعین بسم الله...هرکه دارد به سرش شور و نوا بسم الله...هرکه دارد سر همراهی ما بسم الله... منتظر متن های زیبای درد دل و زیارات شما هستم! ********** با این اقوال به نظر شما چطور است؟ آیا امکان داشت در اربعین همان سال 61 هجری کاروان اسرا وارد کربلا شده باشد؟ منتظر جوابتون به این سؤال تاریخی نیز هستم! [/align] |
|||
|
|
۱۳:۱۳, ۲۰/آذر/۹۳
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
تحلیلهافینگتنپستاز پیادهرویاربعین؛ بزرگترین زیارت جهان در حال انجام است؛ چرا تاکنون چیزی از آن نشنیدید؟ در حالی که این واقعه صرفاً در ارتباط با امور معنوی شیعیان است، سنیها، حتی مسیحیها، ایزدیها، زرتشتیها و صائبین در هردو فعالیت زیارت و خدمت به سایر زائرین و نیازمندان شرکت میکنند. ![]() متن زیر که توسط تحلیل گر سایت هافینگتن پست در وبلاگ این سایت نوشته شده است به مقولهی پیاده روی اربعین از دیدگاه حرکت عظیم جهان تشییع پرداخته است و این واقعه را رخدادی در کشور عراق بیان کرده است. در حالیکه نقش تمامی شیعیان جهان علی الخصوص ایرانیان و شیعیان ایران در این حرکت سیاسی و فرهنگی عظیم بر کسی پوشیده نیست. این واقعه حج مسلمانان و یا کومبه میلای (یک فستیوال هندی) نیست. واقعه ای است که به نام اربعین شناخته میشود. این واقعه بزرگترین گردهمایی جهان است و با این وجود،احتمالاً شما تا کنون چیزی در مورد آن نشنیدهاید. نه تنها شرکت کنندگان در این مراسم بیش از تعداد شرکت کنندگان در مراسم حج مکه است (با نسبت 5 برابر) حتی از کومبه میلای که هر سه سال یک بار برگزار میشود هم گسترده تر است. خلاصه اینکه، اربعین هر تجمع دیگری را در نظر کوچک میکند و در سال گذشته جمعیت آن به مرز 20 میلیون شرکت کننده رسید. این رقم حدود 60% کل جمعیت عراق است. ورای همه ی اینها، اربعین رخدادی منحصر به فرد است، چرا که علیرغم همه ی هرج و مرج ها و شرایط خطرناک عراق اتفاق میافتد. داعش به شیعیان به چشم دشمن قسم خورده نگاه میکند، و به همین دلیل هیچ چیز بدتر از دیدن تجمع عظیم زائران شیعه، برای نشان دادن ایمانشان،گروههای تروریستی را خشمگین نمیکند. حضور مسیحیان و زرتشتیان در پیاده روی اربعین اربعین یک ویژگی عجیب دیگر نیز دارد. در حالی که این واقعه صرفاً در ارتباط با امور معنوی شیعیان است،سنیها، حتی مسیحیها،ایزدیها،زرتشتیها و صائبین در هردو فعالیت زیارت و خدمت به سایر زائرین و نیازمندان شرکت میکنند. این یک ویژگی منحصر به فرد است که به یک رخداد مذهبی داده شده است و تنها میتواند یک معنی داشته باشد: مردم فارغ از رنگ پوست و عقیدهشان، حسین را به عنوان یک نماد جهانی و بدون مرز آزادی و شفقت میشناسند. علت اینکه شما هرگز در مورد این اتفاق چیزی نشنیدهاید احتمالاً به این حقیقت مربوط است که مطبوعات بیشتر نگران جنبههای منفی و جنایت آمیز و شایعات مهیج هستند تا جنبههای مثبت و الهام بخش. به خصوص زمانی که پای اسلام به میان میآید. اگر تنها صدها نفر از معترضان در لندن به خیابانها بیایند و شعار بدهند و یا در هنگ کنگ راهپیماییهایی اتفاق بیافتد و یا در روسیه مردم تظاهرات ضد پوتین انجام دهند، میگوییم سطح بالایی از دموکراسی در این کشورها وجود دارد و به سرعت در رسانهها منعکس میشود، اما یک گردهمایی 20 میلیونی با وجود وحشت و سرو صدای عراق، حتی موفق نمیشد به زیرنویس اخبار راه پیدا کند. علیرغم این که این رخداد دارای تمام عناصر حیاتی و ویژگیهای چشم نواز: ارقام بزرگ و گیج کننده، اهمیت سیاسی، پیام انقلابی، پیشینه تاریخی و اصل وجود است، یک تحریم غیر رسمی رسانه ای به این رویداد بسیار بزرگ تحمیل شده است. اما زمانی که چنین داستانی نقل میشود، آن هم با وجود تبر تحریریه رسانههای بزرگ، موجی از شکه شدنها و افکار عمیق را در مردم ایجاد میکند. نامی که او هرگز نشنیده بود: حسین در میان تعداد بیشمار افرادی که از این واقعه الهام گرفتهاند، یک مرد جوان استرالیایی وجود دارد که من سالها پیش او را ملاقات کردم، او به دین اسلام گرویده بود. بدیهی است که هیچ کس تصمیم به ایجاد چنین تغییر بزرگی در زندگیاش را به راحتی نمیگیرد. او در پاسخ به پرسشهای من گفت که تمام این داستان برای او از سال 2003 شروع شد. یک روز عصر، زمانی که اخبار نگاه میکرد، توسط یک صحنه که نشان میداد میلیونها نفر در حال رفتن به سمت یک شهر مذهبی به نام کربلا هستند، جذب شد.آنها شعار نام یک مرد را میدادند، نامی که او هرگز نشنیده بود: حسین. برای اولین بار بعد از چند دهه، اعمال دینی که قبلاً در عراق سرکوب میشد در حال انجام شدن بود و جهان نگاه اجمالی به آن انداخته بود. این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست؟ ![]() آنچه در آن خبر 60 ثانیه ای گزارش شد او را به شدت تکان داد، چرا که این صحنهها شبیه هیچ کدام از تصورات او نبودند. یک حرارت و اتصال که همه ی زائران را به برادههای آهن تبدیل کرده و همگی را با هم میکشد و به آنچه که تنها میتوان نام آن را مغناطیس غیر قابل مقاومت حسین نامید نزدیک تر میکند. او میگوید "اگر میخواهید یک دین زنده که تنفس میکند را ببینید، به کربلا بروید" چگونه یک مرد که در 1396 سال قبل کشته شده است،میتواند این چنین زنده باشد و امروز حضور قابل لمسی را به نمایش بگذارد که باعث شود میلیونها نفر برای او تجمع کنند و برای مشکل او چنان ناراحت باشند که گویی مشکل خودشان بوده است. چگونه است که این مردم با هم دچار مشکل و نزاع نمیشوند، علتی جز این که آنها همگی یک علاقه مشترک دارند وجود ندارد. از طرف دیگر اگر شما احساس کرده باشید که کسی خود را برای مبارزه برای حق آزادی شما درگیر کرده است، حقی که با شما عادلانه برخورد شود، حق شما برای یک زندگی با کرامت، شما با او همدردی خواهید کرد چرا که او برای عقاید شما به مبارزه برخواسته است. تراژدی نهایی حسین، نوه ی محمد اکرم، در میان مسلمانان به عنوان "شاه شهدا" پذیرفته شده است. او در کربلا در روزی به نام عاشورا در روز دهم ماه اسلامی محرم کشته شد. چرا که از دست دادن و وفاداری با خلیفه ی فاسد و ستمگر، یزید، خود داری کرده بود. او و خانواده و همراهانش توسط یک ارتش 30 هزار نفری در میانه ی صحرا محاصره شدند. از آب و غذا محروم شده و به خوفناکترین شیوه سر زده شدند. از آن روز تا امروز داستان او هزاران بار نقل شده است. به نقل از تاریخدان انگلیسی، ادوارد گیسون "با وجود وقوع این اتفاق در مکان و آب و هوایی بسیار متفاوت،صحنههای تراژدی حسین همدلی سردترین قلبها را نیز برمی انگیزد"از آن زمان تا کنون مسلمانان شیعه برای مرگ حسین در روز خاص عاشورا و چهل روز بعد از آن در روز اربعین سوگواری کردهاند. یک دوره ی چهل روزه که طول دوره ی عزاداری در سنت اسلام است. امسال اربعین در روز جمعه 12 دسامبر اتفاق خواهد افتاد. سفر طولانی من به کربلا سفر کردم تا خودم متوجه شوم که چرا این شهر این چنین مستی آور است. آنچه من شاهدش بودم به من اثبات کرد که حتی بزرگترین دوربینها هم برای به تصویر کشیدن روح این گردهمایی بزرگ و صلح آمیز کوچک است. سیلی از مردان، زنان، کودکان و بیش از همه زنان سیاه پوش از افق تا افق را پر میکنند. جمعیت آنقدر زیاد است که صدها مایل مسافت را مسدود میکند. فاصله ی 425 مایل بین اولین شهر مرزی عراق تا کربلا مسافرتی طولانی با ماشین است و باید به طور غیر قابل تصوری سخت باشد وقتی قرار است این مسیر با پای پیاده طی شود. طی این مسیر برای زائران دوهفته کامل طول میکشد. افرادی از تمام گروههای سنی خستگی راه رفتن در زیر آفتاب سوزان در طی روز و سرمای استخوان سوز در شب را متحمل میشوند.آنها حتی بدون اساسیترین تجهیزات سفر و یا کمپینگ از مسیر زمینهای ناهموار و تالابهای خطرناک سفر میکنند.آنها در کنار عشق سوزان و بزرگشان به حسین، چیز زیاد دیگری با خود حمل نمیکنند.پرچمها و پارچه نوشتهها، هفدفشان را به خود آنها و کل جهانیان یاد آوری میکند. آه ای جان، تو بعد از حسین بی ارزشی "مرگ و زندگی هردو نزد من یکی است، پس بگذار من را مجنون بخوانند" این پیام بخشی از دکلمه عباس، برادر ناتنی و سرلشکر مورد اعتماد حسین است، که او نیز در کربلا در حالی که سعی میکرد برای برادر و خواهر زادههای تشنهاش آب ببرد کشته شد. با این وضعیت خراب امنیت عراق که باعث میشود عراق در تیتر خبرهای جهان باشد، هیچ کس شک ندارد که این واقعه از هر لحاظ واقعی و قابل لمس است. [b]ناهار، شام و صبحانه مجانی ![]() برای به دست آوردن بینش بهتر، این را در نظر بگیرید: پس از رخ دادن زلزله هائیتی و با همدردی و حمایت جهانی، اتحادیه جهانی غذا در بهترین حالت توانست به 500 هزار نفر غذا رسانی کند. ارتش ایالات متحده عملیات متحدی را به راه انداخت و منابع گوناگونی از آژانسهای فدرال را به خدمت گرفت و در نهایت اعلام کرد که در طی گذشت 5 ماه ازین فاجعه انسانی 4.9 میلیون غذا به دست زلزله زدگان رسیده است حالا این را مقایسه کنید با بیش از 50 میلیون وعده غذایی در هر روز در اربعین، که برابر است با 700 میلیون وعده غذایی برای زائران در طی این مدت از زمان، که تماماً نه به وسیله ی ایالات متحده و خیریههای جهانی بلکه به وسیله ی کارگران فقیر و کشاورزانی که در طی سال کار میکنند تا بتوانند رضایت زائرین را جلب کنند فراهم میشود. همه چیز که شامل امنیت هم میشود توسط مبارزان داوطلب فراهم میگردد که با یک چشم مواظب داعش هستند و با چشم دیگر زائران را در طی این مسیر راهنمایی میکنند. یکی از گردانندگان موکب ها میگوید"برای آن که ببینید اسلام چه چیزی را آموزش میدهد، به آنچه که چند صد تروریست وحشی انجام میدهند توجه نکنید بلکه به فداکاری خاضعانه ای که میلیونها زائر عرب به نمایش میگذارند توجه کنید" در واقع نام شیعیان باید در چند زمینه در کتاب ثبت رکوردهای جهانی گینس ذکر شود:بزرگترین گردهمایی سالانه،طولانیترین میز غذاخوری مستمر، بالاترین میزان غذای رایگان به مردم، بیشترین و بالاترین میزان افراد داوطلب برای خدمت در یک واقعه منحصر که تمام آنها تحت خطر قریبالوقوع بمب گذاریهای انتحاری اتفاق میافتد. صمیمیت بی نظیر تنها نگاه به انبوه جمعیت، نفس شمارا بند میآورد و آنچه که به این نمایش عظیم اضافه میشود این است که هرچه شرایط امنیتی بدتر میشود افراد بیشتری انگیزه پیدا میکنند که تروریستها را به چالش بکشند و به آنها ثابت کنند که نمیتواند سد راه زائرین شوند. بنابراین، این مراسم سوگواری تنها یک مراسم مذهبی نیست، بلکه نشانه ی پر رنگی از مقاومت است.ویدیوهایی که به صورت آنلاین فرستاده شده است نشان میدهد که چگونه یک فرد بمب گذار در یک عملیات انتحاری خودش را به وسط جمعیت میرساند و منفجر میکند تا جمعیت زیادی را از بین ببرد، اما جمعیت شعار سر میدهند که: حتی اگر دست و پایمان قطع شود خود را به سرزمین مقدس خواهیم رساند انفجارهای وحشتناکی که در طی سال اتفاق میافتد به طور غالب زائران شیعه را هدف قرار میدهد و جانهای بیشماری را میگیرد که نشان دهنده خطراتی است که شیعیان مقیم عراق با آن مواجهاند و بیانگر نا امنی است که در کل کشور شیوع میکند. با این وجود به نظر نمیرسد که خطر مرگ بتواند جلوی مردم را بگیرد. جوان و پیر، عراقی و غیر عراقی، این سفر خطرناک را به جان میخرند تا به شهر مقدس برسند. برای یک مشاهده گر آسان نیست که متوجه شود چه چیزی زائران را این چنین به سمت خود میکشد. شما زنانی را میبینید که بچههایشان را در آغوش گرفتهاند، پیرمردهایی که در صندلی چرخ دار هستند، افرادی که عصا به دست دارند و حتی افراد نابینایی که با کمک عصای سفید میتوانند مسیر خود را پیدا کنند. من پدری را دیدم که از بصره کل مسیر را با پسر معلولش پیاده آمده بود. پسرک 12 ساله مبتلا به فلج مغزی بود و نمیتوانست بدون کمک راه برود، بنابراین پدر در مسیر طولانی از سفر کف پای پسر را روی پای خودش قرار میداد و زیر بازوانش را میگرفت تا باهم قدم بردارند. این اتفاق مانند داستان فیلمهای است که برنده اسکار میشوند. اما به نظر میرسد که هالیوود به قهرمانان افسانه ای بیشتر توجه میکند تا قهرمانان زندگی واقعی،آنهایی که دلاور و سر سپردهاند. ![]() آنها در حالی که برای بزرگترین فداکاری و جان نساری که تاکنون دیده شده است اشک میریزند و حسرت میخورند و وارد حرم مطهر میشوند. و این چنین است که هریک از آنها با مردی که هرگز او را ندیدهاند رابطه ای شخصی برقرار می کنند، با او صحبت میکنند و نامش را صدا میزنند.آنها به مقبرهاش چنگ میزنند و زمینی را که به ضریح منتهی میشود میبوسند.آنها به نحوی در و دیوارها را لمس میکنند که گویی در حال لمس کردن صورت یک دوست قدیمی و عزیز هستند. این یک چشم انداز زیبا از یک حماسه است. برای فهمیدن آنچه که این مردم را برمی انگیزد باید درکی از شخصیت و جایگاه امام حسین و رابطه روحی کسانی که آمدهاند تا او را بشناسند و با دریافت افسانه ی زندگی او ببالند داشت. اگر دنیا حسین، پیامش و جان نساری اش را شناخته بود، همه میتوانستند ریشههای باستانی داعش را پیدا کنند و بفهمند که عقیده ی این گروه برای مرگ و نابودی از کجا سرچشمه میگیرد.قرنها پیش بود که در کربلا بشریت شاهد بنیان گذاری وحشیگری و جنایت که در قتل حسین خلاصه شد، بود. این اتفاق مواجهه ظلمت مطلق با نور درخشان بود. مقابله ی فساد با فضیلت. ازین روست که روح حسین تا به امروز زنده مانده است و حضورش با تمام جنبههای زندگی این افراد گره خورده. داستان او مبارزه ی قهرمانانه برای زندگی بهتر را تشویق و تحسین میکند و هیچ تحریم رسانه ای نمیتواند نور او را خاموش کند. "حسین کیست؟"، سوالی با این عمق که میتواند باعث شود افراد دین خود را تغییر دهند تنها زمانی میتواند پاسخ داده شود که شما با پای پیاده به حرم حسین رفته باشید. [b]فرهنگ نیوز
[/b] |
|||
|
|
۱۴:۲۱, ۲۰/آذر/۹۳
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
جا مانده ایـــــم و شرح دل ما خجـــــــالت است زائـــــر شدن پیـــــاده یقیـــنا سعـــــادت است ✿ . ✿ . ✿ ویـــزا،بلیــــط، کـــرب و بـــلا مال خـــوب هاست سهم چو من پیامک «هستـــم به یادت» است یــــک اربعیـــن غــــــزل، بــــه امیـــــد عنایتـــــی این بغـــض من اگر چه خودش هم عنـــایت است چیــــزی بـــــــرای عرضـــــه ندارم مــــرا ببــــخش یعنی غـــزل ، نشانــــــه ی عـــــرض ارادت است ✿ . ✿ . ✿ ما هیــــــچ، ما گنـــــاه… فقـــــط جان مــــــادرت امضا بکـــــن که عاشقـــــت اهل شهـــادت است باشـــد حسیــــن(علیه السلام) ، کــــرب و بـلا مال خوب ها یک مهــــر تربــــت از تو برایــــــم کفایــــــت است… اللهـــــم ارزقنــــا کربــــــــــــلا … |
|||
|
|
۱۵:۳۴, ۲۰/آذر/۹۳
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
آیت الله سید احمد علم الهدی : یک روز پیش از زمانی که می خواستم به سفر معنوی عتبات عالیات مشرف شوم در خدمت آقا بودم ، عرضه داشتم فردا به کربلا می روم که آقا با یک نگاه حسرت آمیزی گفتند : ما را که فراموش نمی کنید ؟ ![]() روزی که عزیز فاطمه می آید با خامنه ای به کربلا می آییم ............... ![]() اللهم عجل الولیک الفرج |
|||
|
|
۱۶:۳۵, ۲۰/آذر/۹۳
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
![]() آقا جان این روز ها فقط نظاره گر هستم... نظاره گر اینکه چگونه دسته دسته عاشقانتان را به میعادگاهتان فرا میخوانید ایستاده ام وبه تفاوت عظیمی که با عاشقانتان دارم نگاه میکنم... ایستاده ام انگشت ندامت به دهان گرفته ام که چگونه توانسته ام دل شما را بشکنم که حتی در زمره ی زائران میلیونی تان هم قرارم نداده اید امروز ایستاده ام و با حسرت به جمع دعوت شده ها خیره شده ام... امروز هیچ کاری جز گوشه ای ایستادن و حسرت خوردن از دستم بر نمی آید... و طوماری از ندامت که پایان ندارد... در میان خیل عظیم حسرت ها دلم را فقط به یک چیز خوش کرده ام... و آن این است که حد اقل لیاقت این را داشته ام که از زائران شما التماس دعا بخواهم تا سلام مرا به شما برسانند. امروز می ایستم و فقط نگاه میکنم تا طریقه ی عاشقی را از عاشقان پیاده تان بیاموزم... به امید اینکه شاید روزی خود توفیق این را بیابم که با پای پیاده رسم عاشقی بیاموزم. این فقط پا به جاده رفتن نیست یک ملاقات ساده رفتن نیست می رسی تا خدا درنگ نکن این فقط یک پیاده رفتن نیست
|
|||
|
|
۱۸:۱۹, ۲۰/آذر/۹۳
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
با سلام.....
اول یه حقیقتی رو اعتراف کنم اونم اینه که متن چون زیاد بود نخوندم.ولی میدونم مخلص کلام به قول معروف چیه. خب منم به رسم ادب و برای اینکه دعوت کرده بودین شرکت کردم وگرنه چیز زیادی واسه گفتن ندارم. فقط کاش این زائرین عزیر این سفرشون رو یکم از لحاظ زمانی دیرتر انجام میدادن به خاطر خطر داعش و بمب گذاری و اینا میگم آخه توی فامیل خودمون هم داشتیم یه بنده خدایی میخواست بره مادرش می گفت حلالت نمیکنم اگه این موقع بری.... خلاصه سفر ایشون هم به خاطر مسائل دیگه ای عقب افتاد نه بخاطر مادرشون ولی فکر کنم خدا به حرف مامانه گوش کرد یه کاری کرد سفر ایشون جور نشه. ![]()
|
|||
|
۱۸:۴۱, ۲۰/آذر/۹۳
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
هروقت به این پرواز دست جمعی عشاق نگاه می کنم احساس می کنم با تمام قدم هایشان همراهم با تمام نفس هایشان هروله کردنها و حسین حسین گفتنشان با تمام وجود بوی تربتت را حس می کنم وقتی از تلوزیون پیرزن عراقی فقیر رو نشون می داد که به زوار التماس می کرد اشک می ریخت وازشون می خواست برای استراحت به خانه اوبروندبا خودم می گفتم تو چقدر عاشق آقایی تو چکار کرده ای وقتی اون پیرزن دست چند جوان عرب رو گرفت وبه خانه محقر اما گرم خود برد وقتی از تنها پولی که داشت برایشان سفره غذایی پهن کرد وقتی به او گفتن دیگر هیچ پولی برایت نمانده گفت خدا بزرگ است حسین از من راضی باشد از خودم خجالت کشیدم دیگر رویم نمی شود که شما رو صدا کنم عاشق واقعی آن پیرزن فقیر یود که با دیده کمی که داشت با کمر درد شدید تمام روز رو سر جاده به التماس زوار می گذروند...خدایا خودت می دونی چقدر دلتنگ آن شش گوشه هستم ...
|
|||
|
|
۲۱:۱۶, ۲۰/آذر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/آذر/۹۳ ۲۱:۲۲ توسط نرگس مهدوی.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
(۲۰/آذر/۹۳ ۱۸:۱۹)کوروش کبیر نوشته است: فقط کاش این زائرین عزیر این سفرشون رو یکم از لحاظ زمانی دیرتر انجام میدادن به خاطر خطر داعش و بمب گذاری و اینا میگم آخه توی فامیل خودمون هم داشتیم یه بنده خدایی میخواست بره مادرش می گفت حلالت نمیکنم اگه این موقع بری.... برادر من دو شب پیش راهی کربلا شد. با اینکه کاملا ناگهانی تصمیمی به رفتن گرفت ولی نه پدرم و نه مادرم باهاش مخالفت نکردن. من خودم هم که اصلا ذره ای به این چیزا فکر نمیکردم و دربارش نگران نبودم ولی درست لحظه ای که داشتیم برادرم رو از زیر قرآن رد میکردیم تا راهی شه یه اضطراب وحشتناکی وجودم رو گرفت به مادرم نگاه کردم تا شاید آرامشش به منم منتقل بشه دیدم بنده ی خدا از منم بدتره... فکر میکنم برادرم هم اون لحظه متوجه اضطراب ما شد و برای اینکه آروم بشیم گفت چند روز پیش برای سفرش استخاره کرده که خیلی هم خوب اومده. خودشم میگفت که تا قبل از اینکه استخاره کنه کمی تردید داشته ولی وقتی که استخاره کرد و با دیدن این آیات مصمم شد که حتما بره: نقل قول: وقتی که اینا رو گفت آرامشی تو وجود منو مادرم نشست که هیچ چیزی نمیتونه بهمش بزنه. همه چیز دست خداست. اگر قرار به ترسیدن باشه که از خونه نباید بیرون در بیایم چون خطر تصادف همواره مارو تهدید میکنه. این روز ها تنها حسرت دلم زیارت کربلاست دائم هم دارم خبر راهی شدن دوستان به کربلا رو میشنوم و آه حسرتم هر بار عمیق تر میشه. ![]() ![]() برای سلامتی همه ی زائرهای آقا: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم |
|||
|
|
۲۲:۱۱, ۲۰/آذر/۹۳
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
بله خوب صحبت های شمام درسته ولی خدا یا امام حسین هیچ کدوم مطمئن باشید راضی نیستن ما به قیمت آسیب زدن به خودمون یا خانواده مون راهی این سفر بشیم.
حالا جالبه بعضی ها اعتقاد دارن اگه این خطرها همراه سفر باشه ثوابش بیشتره!!!
|
|||
|
|
۰:۴۹, ۲۱/آذر/۹۳
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
اون دسته از عزیزانی که متن رو نخوندن که هیچ ولی اون هایی که حد اقل یه مقدار از متن و دو تا سؤال پایان پست رو دیدند، لطفا نظرشون رو راجع به این شبهه تاریخی هم بیان کنند!
ممنون از همه زائران از راه دور حضرت!
|
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: AKSGIF_aRarbaiengif_%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D...D9%866.gif]](http://s5.picofile.com/file/8105170768/AKSGIF_aRarbaiengif_%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1_%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9_%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B9%DB%8C%D9%866.gif)





![[تصویر: 819222_761.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1393/9/18/819222_761.jpg)
![[تصویر: 819225_856.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1393/9/18/819225_856.jpg)
![[تصویر: 819224_855.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1393/9/18/819224_855.jpg)
![[تصویر: 819235_717.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1393/9/18/819235_717.jpg)
![[تصویر: 566078605418531342321.jpg]](http://pelakyar.ir/wp-content/uploads/2014/12/566078605418531342321.jpg)
![[تصویر: 31077_449.jpg]](http://namehnews.ir/files/fa/news/1393/8/3/31077_449.jpg)

![[تصویر: %D9%BE%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%B1_%D9%BE%DB...%D9%86.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8104836542/%D9%BE%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D9%87_%D8%B1%D9%88%DB%8C_%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B9%DB%8C%D9%86.jpg)


