|
راه عباس شدن (کلنا عباسک یا مهدی)
|
|
۱۶:۱۲, ۱۷/دی/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/دی/۹۳ ۱۵:۲۶ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() کلنا عباسکَ یا مهدی
کارگاه خودسازی سربازان امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) با تاملی در : زیارت حضرت عباس (علیه السلام) ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ چند روز پیش داشتم زندگی نامه ی شیخ مفید رو می خوندم. تا اینکه به آخرین مرحله ی زندگی ایشون رسیدم : از دنیا رفتن. این چند بیت منسوبه به حضرت صاحب الامر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که در مرثیه ی جناب شیخ مفید گفته اند و در قبر ایشان هم نوشته شده : لا صوت الناعی بفقدک انّه یوم علی آل الرسول عظیم إن کان قد غیّبت فی جدث الثری فالعلم و التوحید فیک مقیم و القائم المهدی بفرح کلما تلیت علیک من الدروس علیم کاش خبر درگذشتت داده نمی شد که این روز بر آل رسول خدا سنگین است! گرچه در دل خاک پنهان شدی، به وسیله ی تو عدل و توحید پابرجا مانَد. و حضرت مهدی، هرگاه تدریس تو را می شنید، خوشحال می شد!
دنبال جواب این سوال و نمونه های دیگه ای بودم که فقدان شخصی، باعث ناراحتی یه معصوم شده باشه که به بزرگترین نمونش رسیدم: حضرت عباس (علیه السلام) و اون جمله ی معروف امام خطاب به ایشان که : الان انکسر ظهری...
اصلا یه کلام : راه عباس شدن چیه؟؟ |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱:۰۹, ۲۵/دی/۹۳
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ وَ هُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لا مَعَ عَدُوِّكُمْ إِنِّي بِكُمْ وَ بِإِيَابِكُمْ [وَ بِآبَائِكُمْ] مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ بِمَنْ خَالَفَكُمْ وَ قَتَلَكُمْ مِنَ الْكَافِرِينَ تا خدا حكم كند، و او بهترين حكم كنندگان است. پس با شمايم تنها با شما نه با دشمن شما، من به شما و بازگشتتان مؤمن، و به آنانكه با شما مخالفت كردند ،و شمار را كشتند كافرم. لحن این فرازها، رنگ و بویی از جامعه کبیره دارد. همین قدر فهمیده می شود که عباس "تالی تلو" امام معصوم است ... همین! راه عباس شدن باز است، ولی هیچ کس عباس نمی شود ..... روایتی است محقق عالی قدر سید محمدعلی شاه عبدالعظیمی نقل کرده که : قمر بنی هاشم از مقاماتی شبیه مراتب معصومین برخوردار است. روایت شده که چون امام سجاد (علیه السلام) بعداز واقعه کربلا برای دفن آن پیکرها حضور یافت، به بنی اسد اجازه عنایت کرد تا آن اجساد مطهر را به خاک بسپارند وتنها پیکر سیدالشهدا و عمویش را استثنا کرد و اظهار داشتند که خود به تنهایی به دفن آنها خواهند پرداخت و فرمودند: با من کسانی هستند که یاری ام دهند. واضح است که امام را باید امام، غسل و کفن نمایند، ولی سوال اینجاست که چه حقیقت و سری است که عمو را هم ....... همه این ها سخنان امام صادق (علیه السلام) است، ماهم ایمان داریم به بازگشتنش. باز می گردد در داستان رجعت : اِنّی بِکُم وَ بِایابِکُم مِنَ المومنین ... "تو می آیی، شهیدان باز می گردند و آوینی روایت می کند فتح نهایی را" ان شاءالله ... ۞۞۞۞۞۞۞۞
قَتَلَ اللهُ اُمَّةً قَتَلَتکُم بِالاَیدی وَالاَلسُن
خدا بكشد امّتى را كه شما را با دستها و زبانهايشان كشتند کشتن با دست را فهمیده بودیم، با سلاح و با شمشیر. اما با زبان چگونه می توان کسی را کشت؟؟؟ این را از اهل روضه باید پرسید که می گویند عباس در روز تاسوعا مرد، ولی در روز عاشورا شهید شد. امان از قصه امان نامه شمر ........ به همان نسبت که کشتن دو گونه است (با دست و با زبان : بالایدی و السن) یاری هم دو گونه است:
اللهم اجعلنی من انصاره و اعوانه...
|
|||
|
|
۱۲:۰۹, ۲۷/دی/۹۳
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
" و الله ان قطعتموا یمینی،انی احاما ابدا عن دینی " راز عباس شدن آن است که دین عباس (علیه السلام) جز حسین (علیه السلام) نبود... ![]() پرچمدار حق - استاد فرشچیان
|
|||
|
|
۰:۱۹, ۲۸/دی/۹۳
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم سپس وارد روضه شو، و خود را به ضريح بچسبان و بگو: ![]() السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ اما صبر کن ! تو از این زیباتری، زیباتر از این جلوه گری کن، چنان که امام صادق (علیه السلام) توصیفت کرد، نقاب از چهره بردار!!! تو بنده شایسته ی خدایی، دیگر برای اثبات زیبایی ات نیازی به ماه پاره بودن نداری!
محمد مصطفی (صلی الله علیه وآله) هم که باشی، رسول بودنت آن قدر دل ربایی نمی کند که عبد بودنت ... مگر در تشهد هر روزه نمازها این حقیقت جریان ندارد؟ اول او را به زیور عبد می ستاییم بعداز آن شهادت به رسول بودنش ... نور عبد بودنت همه چشم ها را خیره کرده است، بر زندگی تیره دل های ماهم بتاب! اَلسَّلامُ عَلَیکَ اَیُّهَا العَبدُ الصَّالِحُ ... ۞۞۞۞۞۞۞۞
همه در کربلا با حسین اعتبار می گیرند، او "ابـــاعبـــداللــه" است و همه عاشوراییان به اعتبار پدر بندگان بودنش(اباعبدالله)، فرزند اویند. چرا که همه خود را به ساحت عبد خدا شدن رسانده اند. و هنوز این در برای کسانی که عزم بنده شدن داشته باشند، باز است. تا حسین پدر آنها شود و آنها فرزند حسین. و هرچه نسبت عبد بیشتر شود، قرب و نزدیکی با حسین بیشتر؛ تا رسیدن به مقام قرب به واسطه صلاح و پاکی دل، به رمز عبد صالح رسیدن و عباس شدن: اَلسَّلامُ عَلَیکَ اَیُّهَا العَبدُ الصَّالِحُ ...
و این است راز نزدیکی عباس به حسین، "عبد صالح" به "اباعبدالله"
۞۞۞۞۞۞۞۞
همه کربلاییان را به مدال افتخار عبد بودن می ستایند، از حسین ابا"عبد"الله ......... تا عباس"عبد"صالح و این مرام خداست در همیشه ی قرآنش که این مدال را بر سینه ی همه ی پیامبرانش هم زده است : نِعمَ العَبدُ
۞۞۞۞۞۞۞۞
کربلا مجمع خاک ساران و بندگان است، همه در گودال مقتل خویش شکسته اند ... "در این سرا شکسته دلی می خرند و بس بازار خود فروشی از آن سوی دیگر است" عُجب و کبر و غرور و منیّت را به حریم کربلا راهی نیست هرکه باشی باید خاک شوی تا حسینـــی شوی. تـربـت کـــربــلایـمان کـن ...
|
|||
|
|
۱۸:۵۵, ۳۰/دی/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/دی/۹۳ ۱۹:۰۲ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ
الْمُطِيعُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ سَلَّمَ راز مطیع خدا بودن، عبد بودن است، و راه رشد در مسیر عبودیت، رسیدن به صلاح و همه این مراتب با عمل دراین مسیر به دست می آید، و عمل بدون اطاعت حاصل نمی شود. کسی که مطیع خدا و رسول شد، صالح می شود و کسی که صالح شد، شیرینی عبد بودن را احساس می کند. نسبت عمل صالح با صفات و ذات انسان: عمل صالح (المطیع لله) بر روی صفات انسان (الصالح) مؤثر است و صفات (الصالح) بر روی ذات انسان (العبد) و این سه، حلقه وار در یکدیگر مؤثرند. برای رسیدن به مقام عبودیت باید صالح بودن و صلاح به عمل صالح داشت که تجلی اش اطاعت از خدا و رسول است. اطاعت را ازخدا و رسول تا امیرالمؤمنین، امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) پیش بردن و تا کربلا رساندن استقامتی عباسی می خواهد: "المطیع لله ..." تا ... "والحسین"
۞۞۞۞۞۞۞۞ در پیشانی فراخت اثر سجده بود، مثل ماهی پیدا بود، اصلا ماه در خورشیدچهره ات تلاقی داشت، چنان که امام صادق فرمودند: "کان بین عینیه اثر السجود" نشان سجده در پیشانی ات داشتی : نشان بندگی... همه اصحاب عاشورا اهل سجده بودند حتی در آخرین لحظات و در اوج سجده ها، آن سجده طولانی در گودال ... اباالفضل نماینده و علم دار این قافله است ... ۞۞۞۞۞۞۞۞
هنرش جنگاوری بود، دشمن از شمشیرش که هیچ، از نگاهش هم واهمه داشت. اما فرمان امام به جنگ نبود، عباس باشی و دست به شمشیر نبری؟! تخصصت جنگیدن باشد وباز تیزی شمشیر، دسته غلاف راببوسد و از خونی سیراب نشود؟ و عباس هیچ نگفت، چون عباس بود، چشم به فرمان حسین اَلمُطیعُ للهِ وَ لِرَسولِه وَ لِاَمیرِالمُؤمِنینَ وَ الحَسَنِ وَ الحُسَینِ چه سخت است عباس باشی، با این حال ساقی بشوی ... این فراز ادامه دارد... |
|||
|
|
۰:۳۶, ۲/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم عباس را برای جنگ آفریده اند اما هروقت حسین فرمان دهد!ولی حسین دراین شرایط از او جنگ نخواسته است، از او آب می خواهد. این همه خشم در بازوان را جز در راه سقایت کودکان خرج مکن! حسین این را از تو خواسته است، همین را. باید همه در سلام به تو این را آشکارا بفهمند که مطیع بودی، حرکت در آن مسیر که حسین از تو می خواهد. اگر امام سخن بگوید و مامومان هم همان را در دل قبول داشته باشند، ولایت مدار بودن سخت نیست. زیرا آنچه عقل همه حکم کرده است، امام نیز گفته است. چه بسا به خاطر دلشان تبعیت کنند.اما شاخص و معیار ولایت مداری، آن وقتی است که امام حرفی بزند بر خلاف همه معادلات ذهنی مامومان! اینجا که حکم دل با حکم ولی خدا دوتا است، اینجا محل امتحان است. امام سخن از رفتن می گوید و همه مامومان (ماموم نماها) سخن دیگری! راحت ترین جا برای تشخیص ولایت مداری همین جاست ! و سکوت، بالاترین گفتاری است که می تواند مطیع بودن را نشان دهد. تبعیت بی چون و چرا . یک لحظه از حسین جدا نشو تا راه زندگی ولایت مدارانه را با تو بهتر بیاموزیم، خود را به ما بهتر نشان ده که ما از حرکات صامت تو درس ها را خواهیم گرفت، درس اطاعت بی قید و شرط (المطیع لله) "وَ اِذَا قُرِئَ القُرآنُ فَاستَمِعوا لَهُ وَاَنصِتُوا لَعَلَّکُم تُرحَمونَ" (اعراف/204) ۞۞۞۞۞۞۞۞
این که هنر و تخصصت چیست خیلی مهم نیست، این که اولویت تو چه باشد هم در اینجا خیلی مهم نیست، باید ببینی چه از تو می خواهند؟ بگو چه باید بیاورم نه اینکه چه دارم!
اولویت سلحشوری، جنگاوری و پهلوانی کنار می رود با یک گوشه چشم امام! اولویت "تو" مهم نیست، اولویت "امام" را ببین! همیشه دعوا سر اولویت است و همه کارها رنگی از انتخاب و تصمیم می گیرد و گاه ساده ترین کارها مهم می شوند و گاه مهم ترین اولویت ها بی مقدار! اولویت امام سقا شدن است؟ باشد.
گاه صدای قدم زدن بالاترین ذکر می شود ... اگر امام بگوید. گاه این کار از خواندن قرآن هم بالاتر است، چون این عمل به قرآن است : تلاوت قرآن ناطق. شب عاشورا کمتر توانست قرآن بخواند ولی بی شک ذکرش در عرش، سرود فرشتگان بود. از صدای ذکرهای او دل دشمن می لرزید. و همان ذکر، نرم ترین ترنم لالایی بود برای گوش کودکان حرم. صدای گام های عباس که به فرمان امام اطراف خیمه ها قدم می زد و آرامش در دل دوستان و ترس در دل دشمنان می ریخت، از هر ذکری بالاتر بود، چرا که "امام" فرموده بود.
|
|||
|
|
۱۸:۵۶, ۷/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
السَّلامُ عَلیکَ وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتهُ وَ مَغفِرَتهُ وَ رِضوانُه وَعَلی روحِکَ وَبَدَنکَ ... باید هم خدا همه ی هستی اش را به پایت بریزد، باید طبق طبق به تو صله ارزانی دارد : سلامش را، رحمتش را، برکاتش را، رضوانش را... بر تمام وجودت از سر تا قدم. چون تو هم تمام وجودت را به پای خدا ریختی، به پای ولی اش : دستانت را، چشمانت را، سرت را، آبرویت را، خودت را! سلام و رحمت و برکت و رضوان حق گوارایت باد!
السَّلامُ عَلیکَ وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتهُ وَ مَغفِرَتهُ وَ رِضوانُه وَعَلی روحِکَ وَبَدَنکَ ۞۞۞۞۞۞۞۞
خوشا این هم نفسی ها و هم راهی ها که امام صادق (علیه السلام) را هم به سلام وا می دارد،
سلام بر روحش نه فقط، که سلام بر آن پــیـــــکـــری که در جوار او و از فیض نورانیت روحش کسب بزرگی کرد و لایق شد، لایق سلام امام ... اکسیری است هم راهی و هم قدمی
خاک بی ارزش و پست به یمن هم راهی چند روزه امام حسین تربت اعلی می شود: خــــــاک کــــــربلا
خاک با نفس حسین فیض می برد ... پیکر مقدس عباس که جای خود دارد ... چه لیاقتی دارد این بدن، خوشا بر احوالش و گوارا باد سلام امام بر او ... ۞۞۞۞۞۞۞۞
هرکه با این آستان مرتبط شد عزیز شد،
از "خاک" گرفته تا پیکر "خاکی" عباس. هر خاکی اینجا شرف حضور یافت، افلاکی شد. کاش دست دل های خاکی زائرانش را نیز بگیرد، آماده هستی؟ |
|||
|
|
۰:۵۸, ۱۴/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم اَشهَدُ وَ اُشهِدُاللهَ اَنَّکَ مَضَیتَ عَلی ما مَضی بهِ البَدریّونَ
آن قدر این حقایق را بگو و از تکرار خسته نشو تا برسی.وَ المُجاهِدونَ فی سَبیلِ اللهِ المُناصِحونَ لَه فی جِهادِ اَعدائِه المُبالِغونَ فی نُصرَةِ اَولیائهِ الذّابّونَ عَن اَحِبّائه ...... آن قدر به این دل مرده تلقین بده تا حقیقت زنده و زایای زیارت را احساس کند. آن قدر به این فضایل شهادت بده تا خوشه ناچیزی از خرمن فضایلش نصیب تو نیز بشود : اَشهَدُ وَ اُشهِدُاللهَ اَنَّکَ مَضَیتَ عَلی ما مَضی عَلَیهِ البَدریّونَ ...
اَشهَدُ اَنَّکَ قَد بَالَغتَ فی النَّصیحَةِ ... اَشهَدُ اَنَّکَ لَم تَهِن وَلَم تَنکُل ... بگذار پژواک "اشهد"هایت در کنار علقمه بپیچد به مقامات عباس گواهی بده، اقرار کن به فضل ابوالفضایلی اش! ذکر فضیلت، دل را نورانی می کند. ۞۞۞۞۞۞۞۞
راه القای اندیشه از کلمه است. باید دانست اثر حرف هایی که انسان می زند، چه اثری بر خودش دارد. کسی که سیاهی عالم را تصویر کند،خودش سیاه می شود وکم کم نمی تواند جز سیاهی بگوید. وکسی که همیشه از صبح بگوید، نهایتا صبح خواهد شد. باید فضایل عباس را شهادت داد تا همه دل ها به سمت او رو بیاورند به سمت دروازه ی ورود به کربلا! کربلا آرمان شهری است که دل ها را باخود خدایی می کند. ۞۞۞۞۞۞۞۞
تکرار معجزه می کند، آن قدر بگو ... تمرین کن ... سعی کن ... می شود! اگر اهل حلم نیستی، خودت را شبیه کن، شبیه انسان های اهل حلم، آن وقت ... اِن لَم تَکُن حَلیماً فَتَحَلَّم ...
(می دانید این گروه چه اتفاق قشنگی را در زندگی تجربه خواهند کرد؟ حکمت 207 نهج البلاغه جواب سوال شماست!)
هرکس باید قدر گفته هایش را بداند، تاثیر کلام بر ساخت خویشتن خویش. هرکس از شب بگوید، شب خواهد شد. و هرکس از حسین بگوید، حسینی ... برای همین باید هر هفته در هیأت شور گرفت: حـســیــن حـســیــن حـســیــن
هرکس از حسین بگوید حسینی می شود. هرکس مقامات عباس را شهادت بدهد در محضر عباس، ابالفضلی خواهد شد؛ ان شاءالله ... به مدد خود عباس علیه السلام شهادت به فضیلت عباس بدهی، اقرار کنی همه خوبی هارا در وصفش ولی باز رنگی از او نگیری؟ ......... عجب محظوری!!! ولی غم مدار که عباس دستت را خواهد گرفت. ساقی پیاله گردان کربلا هرکس را که تشنه است، سیراب می کند؛ تشنه هستی ؟؟؟ ۞۞۞۞۞۞۞۞
گواهی می دهم و خدارا گواه می گیرم که تو همان راهی را که جنگاوران و شهدای بدر رفتند، پیمودی. اَشهَدُ وَ اُشهِدُاللهَ اَنَّکَ مَضَیتَ عَلی ما مَضی عَلیه البَدریّونَ
در اینجا تشبیه به بدریون برای تقریب اذهان به بصیرت نافذ حضرت ابوالفضل است؛ زیرا مجاهدان بدر از چنان بینش و بصیرتی برخوردار بودند که علی رغم ضعف خود، کمی نفرات و تجهیزات و در حالی که دو اسب و هفتاد شتر بیشتر نداشتند، با قوت ایمان و سلاح بصیرت در زیر پرچم نبوت به استقبال مرگ رفته، شمشیرهای قریش را درهم شکسته و با امداد سه هزار ملائکه آنان را کشتند یا اسیر کردند. بدین ترتیب به اولین پیروزی که پایه های اسلام را قوی ساخت، نائل آمدند. |
|||
|
|
۱۲:۰۱, ۱۵/بهمن/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/بهمن/۹۳ ۱۲:۰۶ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم اَشهَدُ اَنَّکَ قَد بالَغتَ فی النَّصیحَةِ وَ اَعطَیتَ غایَةَ المَجهودِ فَبَعَثَکَ اللهُ فی الشُّهَداءِ وَ جَعَلَ روحَکَ مَعَ اَرواحِ السُّعَداءِ وَ اَعطاکَ مِن جِنانِهِ اَفسَحَها مَنزِلاً وَ اَفضَلَها غُرَفاً ... همان گونه که مراتب ایمان و معرفت متفاوت است، مراتب عمل هم گوناگون است. و بینش صاحب هر کردار در عملش سنجیده می شود. شک نیست که هریک از شهیدان دشت نینوا هرچند که منتهای جانبازی و ایثار را نموده باشد، اما شهید علقمه از آنجا که بصیرتش نافذتر، علمش فزون تر، ایمانش پایدارتر، هدفش والاتر و حدود وجودی اش فراتر است. به این خاطر است که امام صادق او را با خطاب «مبالغه در خیرخواهی» ستوده اند. این فضیلتی مختص به قمربنی هاشم است. ۞۞۞۞۞۞۞۞
قانون شهادت: اَشهَدُ اَنَّکَ ..... شهادت می دهم:
۞۞۞۞۞۞۞۞
این نظام همیشه جواب خواهد داد. در زیارت حضرت مسلم هم این فرازها هست: قد بلغت درجه الشهدا »»»
1. بما نصحت لله و لرسوله 2. مجتهدا بذلت نفسک برای رسیدن به درجه شهدا باید به این فراز عمل کرد: ناصح و خیرخواه دیگران بودن ... قد بالغت فی النصیحة
زیارت ناحیه هم صدای این حقیقت است. ویژگی امام حسین (علیه السلام) همین بود: کنت للاُمة ناصحا این که دنبال این باشی که دست همه را بگیری،حتی اگر بی دست باشی مثل ساقی ... چون سیدالشهدا از همه راغب تر بود، "سید" الشهدا شد. ۞۞۞۞۞۞۞۞
ظاهرا شهادت یک حادثه نیست، یک نقطه نیست ... یک جریان است و فقط در تجلی تیر و خون و شمشیر و ... خلاصه نمی شود. راز شهادت، تلاش است که در امتداد خودش به جایزه شهید شدن می انجامد.
اصل شهادت در همان جهاد و مبالغه در مجاهدت است (وَ اَعطَیتَ غایَةَ المَجهودِ) که به دنبالش شهادت است (فَبَعَثَکَ اللهُ فی الشُّهَداءِ) شهادت برای دلخوشی مجاهدان است، در پایان خط زندگی دنیا! این طور اگر در بستر هم بمیری شهیدی. قال رسول الله صلی الله علیه وآله: ألا مَن ماتَ عَلی حُبِ آلِ محمّدٍ ماتَ شَهیدا. شهادت یک سبک زندگی است.
سبک زندگی، نه سبک مرگ !!! |
|||
|
|
۲:۰۰, ۱۷/بهمن/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/بهمن/۹۳ ۱۲:۱۹ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
وَ رَفَعَ ذِکرَکَ فی عِلّیِّینَ اگر قرآن بهترین "قانون" است، کربلا بهترین "اجرا" است، بهترین اجرای قرآن. با زمین کربلا آیات آسمانی را بهتر می شود به تماشا نشست. برای درک مقامت باید دست به دامن قرآن شد. امام صادق (علیه السلام) در زیارت تو با زبان راز سخن گفته است، فقط قرآن شناسان حق دارند به حریم عباس وارد شوند. آستان قرآن هم از ناپاکان دور از دست رس است : "لا یَمَسُّهُ الّا المُطَهَّرونَ" (الواقعه - 79) با قرآن باید زیارت نامه ات را همراه شد، اصلا تو خود ترجمان قرآن و عترتی! همراه همیشگی قرآن و حسین، زیارتت را هم باید با همراهی این دو فهمید. به ما اجازه ورود به آستانت را می دهی؟
خودت پاکمان کن تا زیارتت را آشناتر شویم. ۞۞۞۞۞۞۞۞
تو بهانه قرآن فهمی ما شدی، عباس! داستان تو ما را به مرور مجدد قرآن کشاند. ذکر تو توفیق تلاوت دوباره ی قرآن است. این بار ترجمان آیات را در چشمان تو دیدیم. "وَ رَفَعَ ذِکرَکَ فی عِلّیِّینَ" بالا برد یاد تورا در عالم بالا. نام تو در علیین بلند مرتبه است همان جا که مقام نامه اعمال نیکان آنجاست : کَلّا اِنَّ کِتابَ الاَبرارِ لَفی عِلّیینَ (المطففین - 18) چنان نیست که آنها (درباره معاد) می پندارند، بلکه نامه اعمال نیکان در"علیین"است! جایگاه ذکر تو محفل ابرار و نیکان است و نام تو و مرام تو ابرار آفرین. خدا نامت را در علیین بلند آوازه کرده تا در آنجا هم طلایه دار باشی، علم دار ابرار! ۞۞۞۞۞۞۞۞
اگر ابرار در بهشت جرعه نوش اند پس بی گمان ساقی شان تویی! اِنَّ الاَبرارَ یَشرِبونَ مِن کَأسٍ کانَ مِزاجُها کَافُوراً (الانسان - 5)
تو آن ها را می نوشانی که زلال و پاک باشند، فقط ابرار را. اما از پسر علی (علیه السلام) بعید است ناپاکان را محروم کند! بله، قطعا از جام های بهشتی نیکان می نوشند... اما آن ها که ناپاکند چه؟ و خدا عباس را برای دست گیری آنان فرستاد ...
علامه قاضی می فرمودند: همه عالم در قبضه ی حسین است اما پیش کارش عباس است. عباس ناپاکان را ابتدا پاک می کند،آن گاه به آنها از جامی می نوشاند که باعطر خوشی آمیخته. با ابرار مردن دعای همیشگی ما بوده ، اما نمی دانستیم که لذت دیدار تو را از خدا می خواستیم. رَبَّنا اِنَّنا سَمِعنا مُنادیا یُنادی لِلایمانِ اَن آمِنوا بِرَبِّکُم فَآمَنّا رَبَّنا فَاغفِر لَنا ذُنوبَنا
وَ کَفِّر عَنّا سَیِئاتِنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الاَبرار (آل عمران - 193) خدایا ما را با عبــاس بمیران. او که ذکرش را خدا در عالم بالا بلندمرتبه کرد. وَ تَوَفَّنا مَعَ الاَبرار ... |
|||
|
|
۴:۰۷, ۱۷/بهمن/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/بهمن/۹۳ ۴:۰۸ توسط نورالسادات.)
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
السلام علیک یا قمرالعشیره باز در معرکه ها نوبت جولان شده است شير از بيشه سر آورده رجز خوان شده است کيست اين مرد که هنگامه ي تيرش پيداست تک سواري که فقط رد مسيرش پيداست موج برخاسته و کوه تلاطم کرده سر بدزديد که يک شير تبسم کرده آمده تا که بگيرد نفس طوفان را آمده تا بخرد آبروي ميدان را مشک بر دوش هواي دل دريا دارد پسر سوم زهرا چه تماشا دارد تند باد است که مي چرخد و جانکاه بود اشهد ان علياً ولي الله بود چشمها مات علي باز به خيبر رفته اين جوان کيست که اينقدر به حيدر رفته گره اي زد به دو ابرو و نفس بند آمد قلعه و خيبر و در را همه را کند آورد لحظه ي سخت نبرد است گل لبخندش نام زهرا و علي نقش به بازو بندش رقص تيغش چه عجيب است هنر مي خواهد ديدن حضرت عباس جگر مي خواهد هو هوي تيغه ي او وه چه شتابي دارد پس هر ضربه به جا ردّ شهابي دارد بعد هر ضربه ي او تازه همه مي فهمند که دو نيمند و يا اينکه به مويي بندند لرزه مي افکند آن دم که قدم مي کوبد سر زينب به سلامت که علم مي کوبد پاي او ريخته هر کس که سري داشته است چه خياليست حرم را علم افراشته است باز مي ايد و مشکش پر آبست هنوز وقت لالايي آرام رباب است هنوز آه از آن روز که مي ديد که لبها خشک است مشک هاي حرمش بين دو دريا خشک است رفت يک بار دگر شاد کند دلها را تا به خيمه بکشاند يقه ي دريا را دختري گفت فرات از لب او مي آيد دلتان قرص بخوابيد عمو مي آيد ولي اي واي نيامد نفس گلها حيف چقدر منتظرش بود رباب اما حيف به کمين چند هزاري دل نخلستانند شير مي آيد و از ترس همه پنهانند دست را بس که کريم است همانجا بخشيد حاجت هر چه که تير است به يکجا بخشيد تير از چار طرف خورده ولي جان دارد پدر مشک ببين مشک به دندان دارد گرچه هر تير خودش را به تن او جا کرد باز هم حرمله اينجا گره اش را وا کرد السلام علیک یاباب الحوایج
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: besmellah2.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8127576700/besmellah2.jpg)


![[تصویر: n00033813_b.jpg]](http://s4.picofile.com/file/8164346642/n00033813_b.jpg)

![[تصویر: dakhel.jpg]](http://s4.picofile.com/file/8164501284/dakhel.jpg)
