کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
*|* چـــگونه گـــناه نکنیــــــم؟! *|*
۲۰:۴۲, ۳۰/دی/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/دی/۹۳ ۲۰:۴۴ توسط سیمرغ. علت ویرایش: و اوست کسیکه توبه را از بندگانش می پذیرد ...)
شماره ارسال: #1
آواتار
[تصویر: 80043135781557518732.png]

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.



[تصویر: 81951335926038883086.jpg]


در آداب و معارف الهی، بر خلاف گفته رایج، انسان جایز الخطا نمی باشد بلکه ممکن الخطاست. یعنی اجازه انجام گناه و خطا را ندارد اما در صورت انجام آن راه توبه و بازگشت به سوی خدای متعال باز بوده و حتی به شرط شناخت عمیق از ضعف خود و ترمیم آن، به درجه ای بالاتر از مقام و مرتبه پیشین خود، دست پیدا می‌کند.
خودشناسی اصلی ترین راهکار دوری از گناه می باشد. یعنی انسان با شناخت خود و یافتن بیماری های روحی و اعتقادی خود، می تواند، با امداد الهی، به درمان و اصلاح خود پرداخته و به تدریج، از هرگونه فریفته شدن توسط شیطان جلوگیری نماید.
بنابراین، اولین گام برای مبارزه با شیطان، خودشناسی و یافتن راه های نفوذ شیطان به فرد می باشد.
بارها در قرآن و روایات معصومین اشاره شده است که شیطان، ارائه کننده گناه بوده و هیچ کس را مجبور به انجام گناه نگرده است!
از این روست که اعتراض گناهکاران مبنی بر فریفته شدن توسط شیطان، در روز قیامت از سوی خداوند، پذیرفته نمی باشد.


راه های نفوذ شیطان عبارتند از: وحی, وسوسه, القای امنیه باطل, راهزنی و محاصره کامل, القای وعده‎های روزانه و کوتاه مدت , تزیین و آراستن امور, تسویل, استزلال, تسویف, ایجاد نسیان و غفلت, امر کردن, استفزاز و اجلاب, همز, نزغ, استحواذ, استهواء, اضلال و ناامیدی از رحمت خدا

بعد از شرح هر یک از این موارد و شناخت گناه می پردازیم به راهکارها و اینکه چگونه گناه نکنیم.

____________
صلوات
منبع: جنبش مصاف



امضای سیمرغ

«الله اکبر، الموت لامریکا، الموت لاسراییل، اللعنه علی‌الیهود و النصر للاسلام»


[تصویر: 584748343_1_3_.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میم.حسین.الف ، بیداری12 ، قلب ، السا ، saeed6121 ، بیداری اندیشه ، مصباح ، 135 ، MohammadMeraj ، محمدهادی ، Ali#59 ، شیدا ، هادی... ، رضوانه ، mahdy30na ، یاســین ، فدايي ولايت ، Farzaneh ، آسمانه سجادی ، امیریان ، آفتاب ، انتصـار ، rezamohammadi ، شهرام ، mahyamatin ، آوا ، حسن عزتي ، Lancelot ، آفتاب پنهانی ، mosafer ، مجید املشی ، mkashipazha ، Fatemeee ، عبدالرحمن ، حضرت عشق ، شهیدطیبه واعظی ، | جستجوگر | ، صوت الحق ، غریب ، آیدا77

آغاز صفحه 6 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۲:۲۸, ۹/اردیبهشت/۹۴
شماره ارسال: #51
آواتار
"یا ســـتار العیـــوب"



اصل رام کردن نفس
این اصل یکی از اصول مهم و کاربردی در ترک گناه می‎باشد و در صورت به‎کارگیری و موفقیت در آن، خواهیم توانست نه تنها جلوی ارتکاب بسیاری از گناهان توسط خود را بگیریم، بلکه می‎توانیم این میزان را به عدد صفر نزدیک نماییم.
در توضیح آن، توجه به این نکته ضروری است که شیطان همواره در حال تلاش برای دور کردن ما از صراط مستقیم است و زمانی با ما کاری ندارد که به او رسیده و یا از او جلو زده ‎باشیم! به تعبیری، نفس ما تحت تربیت شیطان رشد یافته‎ و در صورت نبود استاد نیز می‎تواند کار خود را به خوبی انجام دهد. از این روست که در ماه مبارک رمضان که شیاطین در زنجیر هستند، نفس ما هنوز هم تمایل به ارتکاب گناه را دارد.

لازم به ذکر است که حتی بعد از ظهور حضرت ولی عصر (عجل الهک تعالی فرجه الشریف) نیز که شیطان توسط ایشان کشته می‎شود، باز نفس انسان‎ها، آنها را به بدی و انجام شر دعوت می‎کند. اما تربیت و نَفَس ولایی حضرت باعث کمرنگ شدن تاثیر این دعوت می‎گردد.
در توضیح رابطه نفس و شیطان باید گفت محل کار شیطان، نفس است. نفس می‎تواند به اندازه‎ای سرکش و قدرتمند شود که تا مرحله خدایی* فرد پیش رفته و قدرت بگیرد؛ از این رو نیاز است، نفس مورد تربیت عقل قرار گیرد تا شیطان اجازه سیطره بر آن را نیابد.
زیرا نفس همانند یک مرکب است که اگر رام شده و تحت اختیار ما باشد، می‎تواند ما را به مقصد اصلی که همان سعادت است برساند و اگر تربیت نشود، چموشی کرده و نه‎تنها ما را به مقصد نمی‎رساند بلکه باعث آسیب و آزارمان نیز می‎گردد.
می‎توان دو نوع نفس را در نظر گرفت:
1. نفس مثبت که از فطرت نشأت می گیرد.
2. نفس منفی که از غریزه‎ای که عقل بر آن حاکم نیست دستور می‎گیرد.
از این رو باید نفس را تابع عقل کنیم و یا به تعبیری عقل بر نفس حاکم باشد و این مرکب را، رام نماید. در این صورت به مرحله‎ای می‎رسیم که نفس ما، در مقابل خواسته‎های شیطان ایستادگی کرده و به آن پاسخ منفی می‎دهد.
باید توجه داشت انسان‎ها اسیر واژه دوست دارم به معنای تمایل داشتن هستند؛ یعنی دوست داشتن و تمایل داشتن فرد، که همان تمایل نفس به امور نادرست است، باعث گمراهی افراد و افتادن در دام شیطان شده‎است.
فلسفه مکاتب شیطان پرستی نیز چنین است «چنان کن هرچه خواهی کل شریعت بُوَد»؛ یعنی هرچه دلت خواست همان را انجام بده بدون توجه به هیچ چارچوب و قانونی.
این در حالی است که نه‎تنها در اسلام بلکه در هیچ کدام از ادیان ابراهیمی چنین دیدگاهی وجود ندارد و نفس فرد، نیازمند تربیت و اتخاذ مسیر صحیح است.

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب ، علی املشی ، حدیث عشق ، mahdy30na ، قلب ، حسن عزتي ، یاســین ، rezamohammadi ، مجید املشی ، غریب
۱۰:۲۲, ۱۴/اردیبهشت/۹۴
شماره ارسال: #52
آواتار
"یا ســـتار العیـــوب"



شرطی ساختن نفس
روش دیگری که می‎تواند نفس ما را از ارتکاب به گناه بازدارد، شرطی ساختن نفس است. نفس ما کاملا با شرطی سازی موافق است. یعنی می توان آن را شرطی و رام کرد و حتی آن را به گونه ای تربیت کرد که مقابل شیطان بایستد.
راه اصلی شرطی ساختن نفس، استفاده از عقل، است؛ یعنی عقل می‎تواند با اتخاذ راه‎های مناسب، نفس را در مسیر مثبت شرطی کند. (شرطی شدن بی هدف، نوعی عادت کردن است و مومن نباید به هیچ چیز عادت کند؛ حتی به ذکر مستحب در نماز.)
می‎توان برای شرطی کردن نفس از چیزهای کوچک شروع کرد و به مقابله با نفس پرداخت؛ آرام آرام نفس شرطی می شود و به این نتیجه می رسد که بر چیزی اصرار نورزد؛ زیرا در صورت این اقدام، با تحریم از سوی ما روبه رو می شود و بدین ترتیب نفس تربیت می‎گردد و نه تنها یاد می‎گیرد که جلوی عقل نایستد، بلکه به تعبیری هوای ما را دارد. زیرا دوست ندارد سختی بکشد.

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: قلب ، rezamohammadi ، Farzaneh ، مجید املشی ، mahdy30na ، غریب
۱۵:۱۹, ۱۷/اردیبهشت/۹۴
شماره ارسال: #53
آواتار
"یا ســـتار العیـــوب"



اصل رام کردن نفس _2
همان‎گونه که پیش از این اشاره نمودیم یکی از راه‎های رام کردن نفس، شکستن عادت‎های معمول و بدون حاصل می‎باشد. ممکن است عادت‎های معمول حتی گناه نیز نباشد، از این رو می‎توان از آن به «هوی» تعبیر کرد؛ قرآن در این زمینه می‎فرماید: وَ أَمّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّه وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى * فَاِنَّ الْجَنَّةَ هِىَالْمَأْوى (نازعات، 40-41)
در این آیه تاکید بر این شده است که کسانی که نفس خود را از "هوی" نهی می کنند.
همان‎گونه که گفته شد «هوی» ممکن است گناه نبوده و امری مباح باشد اما فرد در مسیر مبارزه با نفس از آن اجتناب می ورزد.
زیرا تلاش ما این است که نفس را به گونه ای تربیت کرده که نه تنها به ما دستور ندهد بلکه خود تحت سیطره و دستور عقل باشد. در این صورت نفسی رام داریم که نه تنها جرات پیشنهاد چیزی غیر اخلاقی به ما را ندارد بلکه حتی خود او، اسباب ما برای مبارزه با شیطان می‎گردد.
از این رو تقوا یعنی این بازدارندگی که افسار نفس را در دست عقل قرار می‎دهد و این همان پرهیزگاری است.
ماه رمضان ماه شکستن عادت هاست. ساعت خواب و برنامه غذایی ما تغییر می کند. و این اراده مبارزه با نفس افزایش می‎دهد.

ماه مبارک رمضان «نه» گفتن به نفس را به ما می آموزد. یعنی غذایی که در حالت عادی نه تنها حرام نیست بلکه در مواردی مستحب نیز هست در ماه رمضان حرام می شود و با خوردن آن تنبیه شدیدی به دنبال دارد.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: قلب ، مجید املشی ، mahdy30na ، غریب ، rezamohammadi
۱:۵۴, ۱۹/اردیبهشت/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/اردیبهشت/۹۴ ۱:۵۶ توسط سیمرغ.)
شماره ارسال: #54
آواتار
"یا ســـتار العیـــوب"

اصل مبارزه با گناه به‎وسیله مستحبات
در این اصل که یکی از اصول مهم مبارزه با نفس می باشد، با خدا عهد می بندیم که در صورت اهمال کاری در مورد هر کدام از واجبات یک عمل مستحبی را انجام دهیم؛ یعنی اگر نماز صبحمان قضا گردید، یک عملی که به نظرمان سخت می آید مانند روزه گرفتن را برای خود در نظر بگیریم.
در روند به کار بستن این اصل، در ابتدای مسیر، شیطان تلاش می‎کند که ما نه تنها آن واجب را انجام ندهیم بلکه از عهدی که با خدا در ازای عدم انجام آن واجب بسته ایم سر باز بزنیم.
مثلا نه تنها تلاش برای قضا شدن نماز صبح ما می‎کند بلکه تلاش می کند ما را از تنبیه آن یعنی روزه نیز باز دارد؛ زیرا شیطان به خوبی می‎داند شکستن عهد قساوت قلب می‎آورد و گناهان بعدی را در پی دارد.
در صورت مقاومت ما در مقابل شیطان، این پیام به او منتقل می شود که نباید برای دور کردن این بنده از یک واجب تلاش کند؛ زیرا همین امر باعث عبادت بیشتر و نتیجه تقرب بیشتر او به خدا می‎گردد و این باعث دلسرد شدن شیطان شده و حتی او را به این کار وا می دارد تا ما را به انجام آن واجب سوق دهد تا مستحبات تنبیهی آن را انجام ندهیم و ما در این مرحله شیطان را در خدمت خود در مسیر انجام واجبات قرار داده‎ایم.
  • در مسیر الهی هر اندازه که به عقل گوش داده و از تبعیت نفس دوری کنیم، موحدتر شده و از شرک و نفاق و کفر فاصله می‎گیریم.
در توضیح باید گفت شرک و نفاق و کفر یک چیز است یعنی هرجا ما به عقل گوش ندادیم کافر می‎شویم و به سمت شرک حرکت می‎کنیم اما مجبور می‎شویم که ظاهر موحدانه به خود بگیریم پس در نتیجه نفاق پیشه می‎کنیم.
اگر کسی به مبارزه با نفس بپردازد و در مسیر حق حرکت کند، آنگاه جزءی از اوامر الهی می‎شود که در طول اراده خدا قرار دارد؛ یعنی هرچه را که خدا بخواهد انجام می‎دهد، می‎بیند و می‎شنود آنگاه می‎شود ید الله، عین الله و اذن الله.
در این حالت است که جز خدا نمی بیند و به مقام رضایت الهی می رسد و این یعنی توحید محض. از این رو توحید همان ولایت است و آنچه که غیر از ولایت قرار دارد شرک است.
بنابراین می‎توان گفت وقتی یاران امام حسین علیه السلام در اثر مبارزه با نفس، در شبکه توحیدی ولایت امام قرار گرفتند گویی همه در وجود امام، و امام در وجود خدا ذوب شدند و از این روست که گویی در حادثه کربلا امام معصوم 72 بار و با هر شهید، به شهادت رسیدند و به همین دلیل است که امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در زیارت ناحیه مقدسه خطاب به شهدای کربلا می فرمایند «بابی انتم و امی»
پس مبارزه با نفس و قرار گرفتن در مسیر توحید می‎تواند ما را به این مرحله برساند که در وجود امام معصوم ذوب شده و با او یکی شویم و به مقام قرب الهی و سعادت ابدی نائل آییم.
و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
التماس دعا...

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: قلب ، مجید املشی ، mahdy30na ، غریب ، rezamohammadi
۱۰:۳۴, ۸/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #55
آواتار
حیف بود یک همچین تاپیک خوبی خاک بخورد....Smile

امضای سید ابراهیم
[تصویر: 70398176744835468767.png]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: غریب ، قلب
۱۱:۴۲, ۸/شهریور/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/شهریور/۹۴ ۱۲:۰۷ توسط محمدهادی.)
شماره ارسال: #56
آواتار
بسم الله

هو الآخر

منم تو این تالار و تواین تاپیک عزیز آخرین پستم را مینویسم و همه عزیزان را به خدا میسپارم

یه فقره از مناجات شعبانیه هست که راهکار اساسی ترک معصیت رو بیان میکنه و اون حب الله است
عاشق شو ارنه روزی کار جهان سرآید
ناخوانده نقش مقصود در کارگاه هستی


الهی لم یکن لی حول فانتقل به عن معصیتک الا فی وقت ایقظتنی لمحبتک

فرق این داروها داروها دیگه اینه که تمامی معاصی که بزرگترینشون منیت هست رو از بین میبره.
رزقنا الله

شورش عشق تو درهیچ سری نیست که نیست
<منظر روی تو زیب نظری نیست که نیست
نیست یک مرغ دلی کش نفکندی بقفس
<تیر بیداد تو تا پر به پری نیست که نیست
ز فغانم ز فراق رخ و زلفت بفغان
<سگ کویت همه شب تا سحری نیست که نیست
نه همین از غم او سینهٔ ما صد چاک است
<داغ او لاله صفت بر جگری نیست که نیست
موسی نیست که دعوی اناالحق شنود
<ورنه این زمزمه اندر شجری نیست که نیست
گوش اسرار شنو نیست وگرنه اسرار
<برش از عالم معنی خبری نیست که نیست

اللهم انی اسیلک حبک و حب من یحبک و حب کل عمل یوصلنی الیک

آقای قرهی فرمودند
سيّد هاشم حدّاد(اعلي اللّه مقامه الشّريف)‌، آن عارف بزرگ به بعضي از شاگردان و خصّيصينشان بيان فرمودند: من تضمين مي‌كنم، شما يك سال از هر گناه و فعل زشتي دوري بجوييد، اگر به مقام رفيع تالي تلو معصوم نرسيديد، فرداي قيامت نزد خدا هاشم را مؤاخذه كنيد. حرف بسيار سنگيني است.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rezamohammadi ، سید ابراهیم ، غریب ، قلب
۱۲:۱۹, ۸/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #57
آواتار
░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░
♥.......•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•. ♥ .•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•.......♥

دادگــاهــی بــرای اخـــ♥ـــلاق

بعضی رفتـارها و جرائم را نمی توان در هیچ دادگاه بشری در ترازو قرار داد و برایـشان مجـازات

تعیین کرد. اساساً دادگاه بشری هر قدر هم که دارای قوانین دقیق و ظریف و متقنی باشـد و

بر هر مبـنـای حقوقی که استـوار باشد، به دلیل محدودیت های فهم و درک انسـان و به دلیل

تمام محدودیت هایی که این دنیـای مادی دارد، در توانش نیست بسیاری از جرائـم انسانی و

اخلاقی را سنجـش کرده و برای عاملان آن ها قرار مجرمیّت صادر کنـد. گاهی به این دلیل که

هیـچ تـرازوی بـشـری ایـن قـابـلـیـت و تـوانـایـی را نـدارد که مقـدار آسیـب وارد آمده بر اثر این

جرم خاص را اندازه گیری کند. گاهی هم به این دلیل که آن جـرم اخلاقی انسانی آنقدر بزرگ

است و آنقدر تأثیـر ویرانگر دارد که نه تنها معیار محاسبه ای برای آن یافت نمیشود، بلکه هیچ

مجـازات بـشـری بـا آن بـرابـری نـمـی کـنـد. مـثـلا اگـر بـرای شـکـسـتـه شـدن قـسـمـتـی از

استخوان دست انسان، فلان مبلغ به عنـوان "دیه" تعیین می شود؛

.___..___.[تصویر: Broken_Hand.jpg]

دادگاه بـرای تعیین مبلغ "دیـه"، دو موضوع را محاسبـه می کند: اول هـزیـنــه هـای درمـانـی؛

و بعد هزینه ای که اگر این دست سالم بود، صاحبش در طول مدت نقاهت درمـان، با دستـش

کـار مـی کـرده و درآمـد داشتـه – اما حالا نمی تواند. قاضی با محاسبه ی ایـن دو، مبلغی را

تعیین کرده و حکم دیه را صادر میکند. این ها معیـارهایی هستنـد که گـرچـه همیشه آسـان و

دقیق نیست، اما به هرحال قابل محاسبـه هستند؛ ولی هـمـیـن دادگاه مـثـلاً برای "دردی که

شخص آسیب دیده تحمل کرده است" یا "غم و غصه ای که بر اثر این درد و جراحت به او وارد

شـده است" یـا "غصه ای که بـر اثر ایـن اتفاق بر اطرافیان ایـن شخص وارد آمـده است" و یـا

دیـگـر آثار معنـوی (غیـر مـادی) که هـمـیـن اتفاق به ظاهر ساده عامل آنها بوده است، دادگاه

بـرای هیـچ یک از اینـها تـرازوی مـحـاسبـه نـدارد. همچنیـن است بعضی جـرم های اخلاقی و

انسانی که کلاً برای آنها هیچ معیار قابل محاسبه ای وجود ندارد.

جرائم اخلاقی فاقد معیار محاسبه ای

مثلاً اگـر مـن حـرف یا رفتاری داشته باشم که توهین آمیز بوده و حرمت یا عـزت نفس یا شـأن

انسانی و اجتماعی شخصی را هدف گرفته باشد، این آسیبی که به شخصیـت مخـاطب وارد

آمده را هیچ دادگاهی نمی تـوانـد محاسبه کند. یا مثلا درباره ی رفتار آدم ها تحلیـلـی داشتـه

.___..___.[تصویر: Broken_Heart.jpg]

باشـم کـه مبتنـی بر سـوء ظن بـوده و در نهایت محبت و صمیمیتی را هدف گرفته باشد، برای

ایـن آسیب، هـیـچ دادگاه بشـری نمـی تواند مجـازات تعیین کند؛ و کلاً هرآنچه کـه به گونه ای

ابعاد روحی و معنوی انسان (مثل شخصیت و عزت و محبت و غصه و...) را هدف گرفته باشد،

اینـها را هیــچ دادگاهی نمی توانـد محاسبه کند. گاهی حتی یک کلمه یا یک نگاه کار خـودش

را می کند. این موضوع در دنیای مجازی نیز قابل درک است. نرم افزارهای ارتبـاطی، چـت روم،

تالار هـای گفتـگـو و غیـره، هر چند در برخی از آنها به واسطه ی گزینش افراد سعی می شود

که رفــتـارهـا به صـحـت نزدیک باشـد اما در موارد قابل توجهی، حواشی ها مانند پـرخاشگری،

اهانت، نزاع های مجازی و مواردی از این دست پررنگ است که بـایـد حواسمـان باشد که برای

بـعـضی از این مـوارد (جرائم) اخلاقی و انـسـانی کـلاً هـیـچ معیار قابل محاسبه ای وجود ندارد✿✿✿✿✿✿✿✿✿☼✿
.......•*¨`*•. .•*¨`*•. .•*¨`*•. .•*¨`*•.......
░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: غریب ، rezamohammadi ، قلب ، آیات
۱۸:۳۵, ۸/شهریور/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/شهریور/۹۴ ۱۸:۴۱ توسط MEEAAD.)
شماره ارسال: #58
آواتار
░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░
♥.......•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•. ♥ .•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•.......♥

دادگــاهــی بــرای اخـــ♥ـــلاق

آیت الله جوادی آملی – که سایه ایشان مستدام، بیانی حکیمانه دارند:

((هیچ ضمانت اجرایی برای "اخلاق" وجود ندارد مگر "ایـمـان" به معاد))

ایـمـان با اعتقاد متفاوت است. اعتقاد آن حقیقتـی است که همـه ی ما بـه عنـوان مسلمان با

عقل پذیرفتـه ایم؛ حالا یا تعبّداً و یا خیـلی آگاهانه باشد، تحقیقاً. امـا ایمـان هیـچ ارتباطی با این

اعتقاد ندارد. ایمـان آن حقیقتی است که وارد قلـــب می شود. آنگاه که وارد قلـــب شد، تمـام

اعضاء و جوارح انسان را در همه ی حالات هشیاری و غیر هشیاری، خواب و بیـداری، عصبانیت،

آرامش، ضرر و نفع و... تحت الشعاع و تحت تأثیر خود قرار می دهد.

آیت الله مجتبی تهرانی رضوان الله علیه تفصیل این بحث را در کتاب "دین و دینداری" از سلسله

مباحث "سلوک عاشورایی" بیان کرده اند. ایشان آنجا مفصل توضیح می دهند که اسلام زمـان

اباعبدالله علیه السلام ، "عقیده" بود؛ اما "ایمان" نبود.

.___..___.[تصویر: The_Book.jpg]

ممکن است به معاد "معتقد" باشیم؛ اما "مؤمـن" نباشیم. اینـجـاسـت که دقیـقـاً سر بزنـگاه که

حـواسـمـان پــرت می شـود، اشتـبـاهی می کنـیـم کـه وقتـی هیـچ دادگـاه بشـری نـمی تواند

آسـیـب هـای آن را مـحـاسبـه کنـد، لاجرم موکول می شود به دادگاه الهی که دادگاهی است،

بـرای "اخلاق" آن زمـان اسـت که هـرکـس ذره ای بدی کند (فمَن یَعمَل مثقالَ ذرّةٍ شرّاً یره)، نه

نتیـجـه و مجـازات عملـش را؛ بلکـه "خـود عـمـل" را در روز قیـامت می بینـد. یعنی دقیقاً همه ی

کارهایی که من در این دنیا انجام داده ام، در قیامت خود عمل مجسّم می شود و من از خودش

عذاب می کشم. گاهـی ایـن تجـسّـم عـمـل به صـورت آتـش اسـت و گـاهـی مـایـع مـذاب و...

گاهـی هـم آنـقـدر عمـل شرّ با وجود من عجین می شود که حقیقت وجودی ام در عین انسان

بودن، تبدیل میشود به حیوان! – پناه بر خدا.

امـا اگـر کـسـی بـه معاد "ایـمـان" داشـتـه بـاشـد، در هر لحظه و هرحالتی که بـاشد، حتی اگر

در حـال مـرگ هـم بـاشـد و بـزرگ تـرین ضررها متوجه او بـاشد، حواسش را خوب جمع می کند،

و کـلاهـش را مـحـکم می گیرد تا تنـدبادهـای دنیا اخلاق انسانی و ایمـانی اش را بر بـاد نـدهنـد✿✿✿✿✿✿✿✿✿☼✿

پ.ن: با خـــ♥ـــودم فکر می کنم دینـدار بودن چقدر سخـت است و با ایـن حرف ها که کلاهم پس معرکه است........ .
.......•*¨`*•. .•*¨`*•. .•*¨`*•. .•*¨`*•.......
░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: غریب ، rezamohammadi ، قلب
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا