|
جشنواره ی فیلم فجر
|
|
۲۰:۲۰, ۱۳/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/بهمن/۹۰ ۲۰:۳۲ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
سلام. با توجه به آغاز سی امین دوره ی جشنواره ی فیلم فجر از دیشب ( چهارشنبه، دوازدهم بهمن ) و اخبار و حواشی احتمالی این جشنواره تصمیم گرفتم این جستار رو ایجاد کنم تا همه ی مطالب خبری و تحلیلی در اینجا جمع آوری شوند. اول شاید لازم باشه کمی راجع به تاریخچه ی این جشنواره صحبت کنیم. به نقل از ویکیپدیا : جشنوارهٔ بینالمللی فیلم فجر جشنوارهای سینمایی است که از سال ۱۳۶۱ تاکنون معمولاً در دهه فجر هر سال در تهران برگزار میگردد. تاکنون بیست و نه دوره از این جشنواره برگزار شده است که آخرین آن از تاریخ ۱۶ الی ۲۶ بهمن ماه ۱۳۸۹ بود. این جشنواره توسط بنیاد سینمایی فارابی و زیر نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار میشود. جشنواره تا سال ۱۳۷۴ فقط به تولیدات سالانهٔ سینمای ایران میپرداخت. از سال ۱۳۷۴ جشنواره به صورت بینالمللی برگزار میشود و علاوه بر سینمای ایران، در بخش بینالملل به بررسی فیلمهایی از سینمای جهان میپردازد. در بخشهای رقابتی این جشنواره، شرکتکنندگان برای کسب جایزهٔ مخصوص که «سیمرغ بلورین» نام دارد با هم رقابت میکنند. دیپلم افتخار و لوح زرین از دیگر جوایز این جشنواره می باشند. طی سالیان اخیر مسابقههای سینمای مستند و فیلم کوتاه نیز به بخش سینمای ایران اضافه شدهاست. آمار برندگان جایزه سیمرغ پرویز پرستویی اولین جوانی بود که جایزه سیمرغ گرفت.او در ۲۸ سالگی به خاطر بازی در فیلم دیار عاشقان از دومین جشنواره فیلم فجردر سال۱۳۶۲ سیمرغ گرفت. گلشیفته فراهانی جوانترین بازیگری است که سیمرغ گرفته او در ۱۴ سالگی به خاطر بازی در فیلم درخت گلابی سیمرغ شانزدهمین جشنواره فیلم فجر را در سال ۱۳۷۶ رادر بخش بینالملل گرفت. رقیه چهره آزاد در ۸۱ سالگی برای بازی در فیلم مادر سیمرغ گرفت و مسنترین برنده این جایزهاست. از دوره سوم ۱۳۶۳ تا دوره ششم ۱۳۶۶ سن تمامی برندگان سیمرغ بالای ۴۰ سال بودهاست. مهدی اسدی در ۱۲ سالگی دیپلم افتخار را برای بازی در فیلم بهار گرفت تا در دورهٔ چهارم ۱۳۶۴ جوانترین بازیگری باشد که تا کنون روی سن رفتهاست. از دورهٔ شانزدهم ۱۳۷۶ تا بیست و سوم ۱۳۸۳ حداقل یک بازیگر زیر سی سال بوده که سیمرغ گرفتهاست. جوانترین بازیگری که سیمرغ نقش اول را گرفته حسین عابدینی است. او به خاطر بازی در فیلم باران در ۲۰ سالگی سیمرغ دوره نوزدهم ۱۳۷۹ را گرفت. بهرام رادان با گرفتن سیمرغ دوره بیست و دوم ۱۳۸۲ برای فیلم شمعی در باد دوم است. جوانترین بازیگر زنی که سیمرغ بازیگر اول را گرفته ترانه علیدوستی است. او در ۱۸ سالگی برای بازی در فیلم من ترانه ۱۵ سال دارم سیمرغ دوره بیستم ۱۳۸۰ را گرفت. باران کوثری در ۲۱ سالگی در دوره بیست و پنجم ۱۳۸۵، میترا حجار در ۲۳ سالگی در دوره هجدهم ۱۳۷۶، رویا نونهالی در ۲۴ سالگی در دوره هفتم ۱۳۶۷ و مینا لاکانی در ۲۵ سالگی در دوره سیزدهم ۱۳۷۳ در ردههای بعدی قرا دارند. خسرو شکیبایی و بیتا فرهی برای بازی در فیلم هامون به همراه محمدرضا فروتن و هدیه تهرانی در فیلم قرمز تنها زوجهای سینمایی میباشند که برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد و زن سال در یک فیلم شده اند. ------------------------------ بنابراین اگر خبر مهم و یا تحلیلی داشتید می توانید از همین تاپیک اقدام کنید. موفق بمانید و در پناه حق |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱:۰۲, ۱۸/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
به نظر ( زمانی شخصی میتواند در مورد موضوعی نظر بدهد که حداقل 10 دقیقه راجع به آن فکر کرده یا مطالعه کرده باشد ) من ، هر انسانی یک وقت آزاد (free time ) دارد و بنا به فعالیت آن شخص این زمان متغیر است.
چگونه محاسبه کردن ( free time ) : به طور مثال برای یک کارمند: 1-محاسبه زمانی که او در طول روز های هفته از منزل تا محل کار را می پیماید. 2-محاسبه زمانی که درطول روز و در طی هفته در محل کار به سر می برد. 3-محاسبه زمانی که در طول روز های هفته صرف غذا خوردن میکند. 4-محاسبه زمان خواب طبق مثال فوق برای بند (1) = 12 ساعت ، بند(2) = 36 ساعت ، بند(3) = 14 ساعت ، بند(4) = 54 ساعت Free Time = 168- 12 -36 -14- 54 = 52 برای یک کارمند که در مثال ذکر شد ، در هفته 52 ساعت وقت آزاد وجود دارد. سوال اینجاست که این 52 ساعت صرف چه کاری مشود؟ جواب : 1- صرف تلویزیون تماشاکردن 2-صرف وب گردی 3- استراحت و ... مطالعات نشان داده که اکثر خانواده ها مناسب ترین کار را در وقت آزاد خود ، تماشای تلویزیون میدانند. ![]() نکته مهم اینجاست که سینما و محصولات آن ( فیلم ها ) نقش بسزایی در وقت آزاد هر شخص دارد که باید صرف آموزش آکادمیک و فرهنگی آن شخص با توجه به سن او باشد. در سینما و تلویزیون ایران چه مقدار به این مسائل توجه می شود؟..... |
|||
|
|
۹:۴۸, ۱۸/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
رقیه چهره آزاد در ۸۱ سالگی برای بازی در فیلم «مادر» سیمرغ بلورین گرفت و مسنترین برنده این جایزهاست.
|
|||
|
|
۱۷:۲۱, ۱۸/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
وحیدجلیلی جشنوارهي فیلم فجر را میتوان از جنبههای بسیار بررسی کرد؛ اولین جنبه شاید در دل نام آن نهفته باشد که بای لفظ سینمای «ایران» که در این جشنواره استفاده میشود را بررسی کرد که به نظر چندان درست نیست. سینمای قالب امروزمان فقط سینمای تهران است و نه سینمای ایران به همین ترتیب جشنوارهي فیلم فجر نیز به نظر میرسد بیشتر جشنوارهي سینمای تهران است تا سینمای ایران، حتی جشنوارهي سینمای شمال تهران و نه تمام تهران. جشنوارهي فیلم فجر بیش از آنکه ناظر به داشتههای فرهنگی ایران باشد، ناظر به نداشتهها یا آسیبهاست که اثرش گرفتن و یا کم کردن قدرت حرکت به سمتی مشخص برای فرهنگ جامعه است. جشنوارهي فیلم فجر بهدلیل انکار قابلیتها و ندیدن ظرفیتهای عظیمی که در جامعهي امروز ما وجود دارد، بیشتر از آنکه دعوت به حرکت باشد، دعوت به سکون و انحراف است. جشنوارهي فجر بهجای اینکه ظرفیتها و قوتهای سینمای ایران را نمایش دهد، به ویترینی برای ضریبدادن به اشتباهات موجود در جامعه و فرهنگ تبدیل شده است. همین کار باعث شده است جشنوارهي فجر اشتباهات و آسیبها را بیشتر و بزرگتر از واقعیت نمایش دهد و همین روند وارد سینما شده و لطمهاش به خود سینما نیز وارد شده است. این اتفاق باعث میشود بعضی فیلمها بیش از ظرفیت واقعی خود، در مجموعهي فیلمهای سینمای امروز کشور اعتبار پیدا میکنند. از دیگر کارکردهای جشنوارة فیلم فجر این است که مخاطب عام را از سینمای ایران میگیرد و ارتباط آنها را با سینما قطع میکند؛ دلیل کاملا روشن است، ورود تودههای مردم به سینما باعث شکستن ابهت روشنفکری حاکم بر سینما میشود! این ماجرا از دورهای که آقای خاتمی وزیر ارشاد بودند، باعنوان سینمای معنوی و عارفانه و انسانی و سینمای جهانی شروع شد که شکاف عمیقی بین تودههای مردم و سینمای کشور بهوجود آورد. بههمین دلیل است که پرمخاطبترین فیلمهای ایرانی هم حداکثر یک میلیون بیننده دارد که در مقایسه با جمعیت 70 میلیونی ایران بسیار ناچیز است. همین نگاه به اصطلاح روشنفکرانهي حاکم بر جشنوارهي فجر است که تودههای وسیع مردم را از سینما گرفته است و نتیجهاش سینمای بدون مخاطب امروز است. ایران یکی از معدود کشورهای جهان است که دارای صنعت سینمایی است و از این نظر بعد از امریکا و هندوستان در ردههای برتر جهان قرار دارد. تعداد بالای نیروهای تحصیلکرده و دورهدیده در سینما در بخشهای فنی و فیلمبرداری و گریم و... نشاندهندهي ظرفیت فراوان سینمای ایران است. بااینوجود، جریان سینما، جریان مثبتی نیست و روند تغیرات و پیشرفتها، روزهای بهتر برای سینمای ایران را نوید نمیدهد. لزوماً روند و جریان از اطلاعیهها و بیانیهها و فریادها معلوم نمیشود. گاهیاوقات با سکوت هم میتوان جریان ایجاد کرد. جریانسازی از طریق سکوت یعنی اینکه امکانی را در مهمترین دورههای حیات کشور، با توجه نکردن و پرداخت نکردن به آن، از انقلاب و مردم و نظام دریغ میکنند. این همان جریانسازی منفی است که در اوایل انقلاب صورت گرفت است. شهید آوینی هم در این باره معتقد بودند که «در کشوری که درگیر جنگ با تمام دنیاست، بهجای اینکه اهالی سینما، مردم و سینماییها را تشویق کنند که کشور را برای ورود به جنگ تهییج و بسیج کنند، آنان را به عالم هپروت میبرند. این جریانسازی منفی باعث میشود در اوج جنگ هشتساله، جشنوارهي فجر به فیلم "مترسک سیمرغ بلورین بدهد که فیلمی خانوادگی است و هیچ اثری از دفاع مقدس و جنگ در آن دیده نمیشود.» همین اتفاق در اوج جنگ نرم نیز به وقوع پیوست. جشنواره فجر به گزینهای رأی داد که دشمنان دیرینة ملت ایران هم در جشنوارههای مختلفشان به آن رأی دادند. هفت سیمرغ بلورین "جدایی نادر از سیمین مؤکد همین جریانسازی منفی است. جشنوارة فجر همان سیگنالی را به جامعة مخاطب میدهد که غربیها تلاش میکنند آن را به سمت ما ساطع کنند و به جامعة ایرانی منتقل کنند. وقتی در فضای نخبگان دانشگاهی و رسانهای و هنری که هریک حوزهي نفوذ متفاوت و زیادی دارند، جریانی ایجاد میشود و منجر به فضاسازی میشود بر بدنة مخاطب تأثیر بیشتری میگذارد و جریانسازی منفی به این ترتیب امتداد پیدا میکند. فیلمهای پرفروش سالهای اخیر مثل "آژانس شیشهای، "لیلی با من است، "از کرخه تا راین و "اخراجیها علاقة مردم به گونهای خاص را نشان میدهند؛ اما کسی نیست که به این علاقه توجه کند و آن را پیگیری کند. نتیجهي این بیتوجهی ساخته نشدن فیلمهایی شایسته در این موضوع است. که از مهمترین علتهای بروز این مشکلات، تصمیمهای مدیران در این حوزه است. البته عمدهي کسانی که عنوان مدیر فرهنگی را در این عرصه یدک میکشند یا مدیر نیستند یا فرهنگی یا هر دو. افرادی سیاسی به عرصهي فرهنگ وارد شدهاند و به خاطر سیاسیکارهای هر روزه به تعامل با منورالفکران پرداختهاند. دربارهي نحوهي برگزاری جشنواره نیز میتوان اشکالات عمده را در ساختار و تفکر آن مشاهده کرد. ایجاد تغییر و نوآوری در جشنواره بسیار عالی است؛ اما در حال حاضر نوآوریها در جشنواره فقط به تغییر شکل برگزاری محدود شده است. مدتهاست تغییرات محتوایی روشنفکری و لیبرالی به سینمای ایران نفوذ کرده است؛ اما دستاندرکاران جشنواره چون جرئت نمیکنند سیاستهای جشنواره را متناسب با نیازهای روز انقلاب و نظام جمهوری اسلامی اعلام و تنظیم کنند، تلاش میکنند فقط تغییرات شکلی در برگزاری جشنواره ایجاد کنند. سینمای امروز ما، به افرادی شجاع و فهیم و امین نیاز دارد. در سینمایی که حاشیه بر متن آن غلبه کرده است افرادی شجاع میخواهد تا تغییراتی کلی در روند کار سینما ایجاد کنند. افرادی که فضای پیرامونی که رسانهها و محافل هنری و جشنوارهای آن را ایجاد میکنند و خلاف واقعیت سینمای ایران است را کنترل کنند و تغییر دهند. همین فضای حاکم بر سینما است که در جشنوارهي سال قبل، بهجای فیلمهایی مثل "یه حبه قند و "راه آبی ابریشم، باعث شد "جدایی نادر از سیمین جایزه بگیرد. که علتش هم همان نگاههای سیاسی، روشنفکرانه، ضدایرانی و غربپرست حاکم بر جشنواره است. ریشهي مشکل این است که مدیران فرهنگی و نخبگان فرهنگی ما با قضایا شخصی و سلیقهای رفتار میکنند و نگاه استراتژیک ندارند. بههمین دلیل با وجود ادعای ضدغربیبودن، دقیقاً همسو با خواست غرب عمل میکنند. نگاهی که باعث شد مدیریت جدید سینمایی علاقهای نداشته باشد تا فیلم "راه آبی ابریشم جایزه بگیرد فقط به این دلیل که در دورهي قبلی ساخته شده بود! دراینمیان، برگزاری جشنوارههایی متناسب با الگوهای انقلابی، مثل جشنوارهي عمار حلقههای مکمل مناسبی برای سینمای ایران به نظر میرسد. حتی اگر جشنوارهي فجر هم بسیار ایدهئال بود، باز هم مشابه این جشنواره باید شکل بگیرد. انقلاب اسلامی آنقدر بزرگ و دارای مضامین و سوژههای ناگفته است که دهها جشنواره هم برای بهتصویرکشیدن قابلیتهایی که بعد از شروع نهضت امامخمینی(رحمة الله علیه) در ایران ایجاد شد و فضایی دراماتیک را برای سینمای ایران بهوجود آورد، کفایت نمیکند. میتوان جشنوارههایی مخصوص فیلمهای اردوهای جهادی یا شهدای ترور یا فضاهای پشت جبهه در زمان دفاع مقدس برگزار کرد. البته در کنار اینها، باید برای جشنوارهي فجر بهخاطر قدمت و تَیَمُنی که با ایام دههي فجر پیدا کرده است، جایگاه ویژهای قائل شد. یکی از جنبههایی که جشنوارهي عمار متذکر آن میشود این است که سینمای ایران میتواند به موضوعات انقلابی بپردازد و آنها را به جامعه منتقل کند و خود جشنوارهها هم میتوانند از ظرفیتهای دراماتیک این موضوعات برای رشد و جذب مخاطب بیشتر استفاده کند. جشنوارهي عمار تلاش میکند که وقفهي بیستساله و فضای مصنوعی را که روشنفکری بهمرور بر سینمای ایران حاکم کرده است، جبران کند و سینمای ایران را به روند طبیعی خودش برگرداند. به همین دلیل است که جشنوارهي عمار هم سیاسی است، هم دینی، انقلابی، اجتماعی و فرهنگی؛ زیرا دیانت ما عین سیاست ماست و سیاست ما عین دیانت ما. منبع: سينما رسانه
|
|||
|
۱:۴۵, ۲۴/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
گروه فرهنگی مشرق ـ مراسم پایانی این دوره جشنواره فیلم فجر یکشنبه شب با حضور سینماگران و مدیران سینمایی در تالار وحدت تهران برگزار شد.
در این مراسم برگزیدگان چهار بخش مسابقه سینمای ایران، فیلمهای اول، مستندهای بلند و مواد تبلیغی جوایز خود را دریافت کردند. اسامی برگزیدگان سیامین جشنواره فیلم فجر به این شرح است: هترین فیلم از نگاه تماشاگران : «برف روی کاجها» ساخته پیمان معادی بهترین فیلم: دیپلم افتخار: «روزهای زندگی» سعید سعدی و سیما فیلم و «ضد گلوله» رضا رخشان دیگر نامزدها: «ملکه» سیدابوالقاسم حسینی و بنیاد سینمایی فارابی، «نارنجیپوش» داریوش مهرجویی، «پل چوبی» علی سرتیپی و مهدی داوری، «بوسیدن روی ماه» منوچهر محمدی بهترین کارگردانی: سیمرغ بلورین: پرویز شیخطادی برای «روزهای زندگی» دیگر نامزدها: داریوش مهرجویی «نارنجیپوش»، محمدعلی باشهآهنگر «ملکه»، همایون اسعدیان «بوسیدن روی ماه»، مانی حقیقی «پذیرایی ساده» بهترین فیلمنامه: سیمرغ بلورین: مصطفی کیایی برای «ضدگلوله» دیگر نامزدها: «بوسیدن روی ماه» همایون اسعدیان، «روزهای زندگی» پرویز شیخطادی، «ملکه» محمدرضا گوهری و محمدعلی باشهآهنگر، «نارنجیپوش» وحیده محمدیفر و داریوش مهرجویی، بهترین بازیگر مرد: سیمرغ بلورین: فرهاد اصلانی برای «خرس» و «زندگی خصوصی» دیگر نامزدها: حمید فرخنژاد «گشت ارشاد» و «روزهای زندگی»، رضا عطاران «خوابم میآد»، حسین یاری «یک سطر واقعیت»، میلاد کیمرام «ملکه»، مصطفی زمانی «یه عاشقانه ساده» بهترین بازیگر زن: سیمرغ بلورین: هنگامه قاضیانی برای «روزهای زندگی»، دیپلم افتخار بهناز جعفری برای «تلفن همراه رئیس جمهور» دیگر نامزدها: لیلا حاتمی «نارنجیپوش»، مهناز افشار «پل چوبی»، شیرین یزدانبخش «بوسیدن روی ماه»، ترانه علیدوستی «پذیرایی ساده» بهترین بازیگر مکمل مرد: سیمرغ بلورین: اکبر عبدی برای «خوابم میآد» دیگر نامزدها: حمیدرضا آذرنگ «ملکه»، ساعد سهیلی «گشت ارشاد»، افشین هاشمی «بیخداحافظی»، پولا کیمیایی «گشت ارشاد»، احمد مهرانفر «یه عاشقانه ساده» بهترین بازیگر مکمل زن: سیمرغ بلورین: یکتا ناصر برای «یکی میخواد باهات حرف بزنه» دیگر نامزدها: ویشکا آسایش «برف روی کاجها»، شبنم مقدمی «بوسیدن روی ماه»، میترا حجار «نارنجی پوش»، بیتا فرهی «در انتظار معجزه» بهترین فیلمبرداری: سیمرغ بلورین: امیر کریمی برای «روزهای زندگی»، دیپلم افتخار: حسن پویا برای «راه بهشت» دیگر نامزدها: علیرضا زریندست «ملکه»، حسین جعفریان «بوسیدن روی ماه»، تورج منصوری «پل چوبی»، بهترین تدوین: سیمرغ بلورین: هایده صفییاری برای «نارنجیپوش» دیگر نامزدها: وارژ کریممسیحی و مهدی سعدی «روزهای زندگی»، سعید شاهسواری «بیخداحافظی»، مهدی حسینیوند «گیرنده»، نیما جعفری جوزانی «ضد گلوله» بهترین موسیقی: سیمرغ بلورین: حسین علیزاده برای «ملکه»، دیپلم افتخار: ناصر چشمآذر برای «گشت ارشاد»، دیگر نامزدها: محمدرضا علیقلی «روزهای زندگی»، فردین خلعتبری «یک روز دیگر»، بردیا کیارس «سلام بر فرشتگان» بهترین طراحی صحنه و لباس: سیمرغ بلورین: عباس بلوندی برای «ملکه» دیگر نامزدها: علی نصیرینیا «روزهای زندگی»، پروین صفری «پل چوبی»، شهرام قدیریفر «شور شیرین»، لیلا حاتمی «پله آخر» نامزدهای بهترین چهرهپردازی: سیمرغ بلورین: عباس صالحی برای «روزهای زندگی» دیگر نامزدها: سعید ملکان «ملکه»، ایمان امیدواری «خوابم میآد»، رسول سیدعربی «آمین خواهیم گفت»، عبدالله اسکندری «یه عاشقانه ساده» بهترین صدابرداری: سیمرغ بلورین: ساسان نخعی برای «بوسیدن روی ماه» دیگر نامزدها: نظامالدین کیایی «نارنجیپوش»، رضا تهرانی «روزهای زندگی»، پرویز آبنار«بیخداحافظی»، عباس رستگارپور «ملکه» بهترین صداگذاری: سیمرغ بلورین: محمدرضا دلپاک برای «خرس»، دیپلم افتخار: فرامرز ابوالصدق برای «روزهای زندگی» دیگر نامزدها: امیرحسین قاسمی «ملکه»، پرویز آبنار «بیخداحافظی»، مهران ملکوتی «ضد گلوله» بهترین جلوههای ویژه بصری: سیمرغ بلورین: کامران سحر خیز، امیر سحرخیز، سیدهادی اسلامی برای «سلام بر فرشتگان، دیپلم افتخار: حسن ایزدی برای «ملکه» دیگر نامزدها: فرهاد یوسفی، سعید حاجیمیری «بیداری»، حسین افشار «راه بهشت»، حسین صفا «روزهای زندگی» بهترین جلوههای ویژه میدانی: سیمرغ بلورین: محسن روزبهانی برای «روزهای زندگی» دیگر نامزدها: محسن روزبهانی «ملکه»، و «ضد گلوله»، جواد شریفیراد «شور شیرین»، عباس شوقی «خوابم میآد»، حمید رسولیان «گشت ارشاد»، حمید سلیمانی «راه بهشت» جایزه ویژه هیئت داوران: داریوش مهرجویی برای «نارنجیپوش» بهترین فیلنامه اقتباسی: علی مصفا برای «پله آخر» سیمرغ زرین دبیر جشنواره: رسول صدرعاملی برای فیلم «در انتظار معجزه» و همچنین به تهیهکننده فیلم «شور شیرین» فیلم منتخب مردمی در بخش بینالملل: «ملکه» فیلمهای اول بهترین فیلم: سیمرغ بلورین: «گیرنده» محمد قهرمانی و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی دیگر نامزدها: محمدرضا تخت کشیان و جواد فرحانی «خوابم میآد»، عبدالحسین و محمد ابوالحسنی «تهران 1500»، حسن علیمردانی و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی «سلام بر فرشتگان»، ابراهیم اصغری «پنجشنبه آخر ماه» بهترین کارگردانی: سیمرغ بلورین: رضا عطاران برای «خوابم میآد»، لوح تقدیر: مانلی شجاعیفرد برای «میگرن»، دیگر نامزدها: مهرداد غفارزاده «گیرنده»، فرزاد اژدری «سلام برفرشتگان»، پیمان معادی «برف روی کاجها» بهترین فیلمنامه: دیپلم افتخار: اکبر روح، مهرداد موفق یامی و مهرداد غفارزاده برای «گیرنده» دیگر نامزدها: علی مینایی و ابراهیم اصغری «پنجشنبه آخر ماه»، پیمان معادی «برف روی کاجها»، مجید اسماعیلی «داستان سامرا» بهترین بازیگر مرد: دیپلم افتخار: سعید راد برای «گیرنده»، لوح تقدیر: ناصر گیتیجاه برای «خوابم میآد»، دیگر نامزدها: رضا عطاران «خوابم میآد»، محمود پاکنیت «پنجشنبه آخر ماه»، امین حیایی «پیشونی سفید» بهترین بازیگر زن: دیپلم افتخار: مهناز افشار برای «برف روی کاجها» دیگر نامزدها: نیکی کریمی «من همسرش هستم»، باران کوثری «بغض»، هنگامه قاضیانی «میگرن»، پانتهآ بهرام «میگرن» بهترین دست آورد هنری یا فنی: دیپلم افتخار: کارگروهی جلوههای رایانهای فیلم «تهران 1500»، لوح تقدیر: روانبخش صادقی برای «فیلادلفی» دیگر نامزدها: سیدمحمود صدیقی «داستان سامرا»، امیر سحرخیز، کامران سحرخیز و سیدهادی اسلامی «سلام بر فرشتگان» مواد تبلیغی بهترین عکس: سیمرغ بلورین: جواد جلالی «بدرود بغداد»، دیپلم افتخار:آرزو اتحاد برای «سیزده 59» دیگر نامزدها: مهرداد امینی «ورود آقایان ممنوع»، مریم تختکشیان «زندگی با چشمان بسته»، مهدی دلخواسته «پایان نامه» بهترین پوستر: دیپلم افتخار:احسان برابادی برای «اینجا بدون من» دیگر نامزدها: محمد روحالامین «اینجا بدون من»، امیرشیبان خاقانی «مرهم»، بهزاد خورشیدی «یه حبه قند»، عبدالحمید خزایی برای فیلم «شکارچی شنبه»، «آقا یوسف» در بخش بینالملل بهترین آنونس: دیپلم افتخار:مهدی سعدی برای «اینجا بدون من» دیگر نامزدها: نازنین مفخم «گلچهره»، میثم مولایی «یه حبه قند»، امیرشیبان خاقانی «ورود آقایان ممنوع» و «مرهم» مستندها بهترین فیلم مستند: سیمرغ بلورین: «در جستوجوی پلنگ ایرانی» فتحالله امیری و صداوسیمای مرکز مازندران دیگر نامزدها: «مهرجویی کارنامه چهل ساله» مانی حقیقی، فرهاد توحیدی، «بهترین مجسمه دنیا» حبیب احمدزاده بهترین کارگردانی: سیمرغ بلورین: مانی حقیقی برای «مهرجویی کارنامه چهل ساله» دیگر نامزدها: «بهترین مجسمه دنیا» حبیب احمدزاده، «در جستوجوی پلنگ ایرانی» فتحالله امیری، «اپیزود هملت در مجموعهی کهریزک چهارنگاه» محسن امیریوسفی، «خلیج فارس» ارد عطارپور بهترین تصویربرداری: دیپلم افتخار: محمد لطیفیان برای «وقتی ابرها پایین میآیند» دیگر نامزدها: «البرز» ارسطو مداحی گیوی، «دیلمان بهشت نیاکان» محمدرضا قوامپور بهترین تدوین: دیپلم افتخار: بهمن کیارستمی و پیمان خاکسار برای «اپیزود هملت در مجموعه کهریزک چهارنگاه» دیگر نامزدها: «بهترین مجسمه دنیا» مجید شتی، «وقتی ابرها پایین میآیند» معین کریمالدینی و «مهرجویی کارنامه چهل ساله» بهمن کیارستمی، پیمان خاکسار و مانی حقیقی بهترین تحقیق و پژوهش: دیپلم افتخار: ارد عطارپور و سعید ملیح برای «خلیج فارس» دیگر نامزدها: «1559» محمدرضا ابوالحسنی، «در جستوجوی پلنگ ایرانی» باقر نظامی بلوچی، محمدصادق فرهادینیا، یزدان سینکایی، رحمان اسحاقی تیموری. جایزه ویژه هیئت داوران بخش مستند: «بهترین مجسمه دنیا» حبیب احمدزاده |
|||
|
|
۱۳:۵۷, ۲۵/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
اختتامیه جشنواره فیلم فجر امسال با یک اقدام بی سابقه همراه بود؛ پخش مستقیم این برنامه از شبکه تلویزیونی «آی فیلم». حتما شگفتزده شدید، ولی این واقعیت دارد. پس از سی سال برگزای جشن سینمای ایران، پخش مراسم اختتامیه آن از یکی از شبکههای صدا و سیما که پوشش عمومی ندارد، اقدامی بیسابقه قلمداد میشود!
به گزارش «تابناک»، هرچند جشنواره امسال به سبک فستیوالهای معتبر خارجی با مراسم فرش قرمز برگزار شد، ولی به مانند این فستیوالها با یک مراسم جذاب اختتامیه پایان نیافت و مانند هر سال در سالنی که آکنده از علاقهمندان به سینما بود، در عین بی سلیقگی برگزار شد و مانند سالهای گذشته، مردم امکان دیدن این مراسم از تلویزیون را نداشتند؛ اما چرا ما امکان دیدن جشنهای اینچنین را در تلویزیون نداریم؟! پخش مستقیم (بخوانید با دیرکرد) این برنامه از شبکه «آی فیلم» نیز با بیسیلقگیهای فراوان و کیفیت پایین فیلمبرداری همراه بود که ندیدنش بهتر از دیدن آن بود. اکنون کافی است که یک هفته پس از برگزاری مراسم اسکار در خیابانهای تهران به دنبال دی وی دیهای این مراسم بگردید. خیلی راحت امکان دسترسی به ویدئوهای این مراسم خواهد بود. بی گمان، تقاضای مخاطبان داخلی برای دیدن مراسمی از این دست، کم از دیدن مراسم اختتامیه اسکار نیست، به ویژه اینکه دستاندرکاران این جشن، ستارههای سینمای خودی هستند که طرفداران بی شماری در میان مردم دارند، ولی این رویداد تا کنون رخ نداده است. ولی اکنون که تصمیم به پخش مستقیم این مراسم از یکی از شبکههای تلویزیونی گرفته شده، چرا بدون هیچ گونه آگاهیرسانی خاصی، این مراسم را از شبکه آی فیلم پخش کردند؟ این در حالی بود که در بخشهایی از این برنامه، یک کارشناس به زبان عربی همراه با دوبله فارسی (!) در میان پخش برنامه، مصاحبههایی را انجام میداد که البته در ادامه پخش این روند اصلاح شد. ولی همچنان این پرسش باقی است که چرا تلویزیون برای پخش این مراسم ـ برای نمونه ـ شبکه ملی را که مخاطب مشخصی از اقشار جامعه دارد، برنگزیده و این کار بی سابقه را از شبکهای که یکی از زبانهایش عربی است و با هدف جذب مخاطب در میان کشورهای عرب زبان راهاندازی شده، برگزیده است؟! چرا مخاطبان داخلی که مهمترین منبع تأمین هزینههای تلویزیون از طریق پرداخت آبونمان هستند، نمیتوانند مراسمی اینچنین را ـ که همه عوامل آن ستارههای سینمای ایران هستند و تلویزیون و سینما به ایفای نقش پرداختهاند ـ ببیند و سهمشان از جشنهای ملی و مذهبی در تلویزیون، دیدن خوشمزگیهای مجریهای به ظاهر بامزه تلویزیون است! بحث اصلی این است که پخش مراسم اختتامیه جشنوارهای که برگزار کنندگانش دولتی هستند و عواملش همه در درون ایران فعالیت میکنند، هیچگاه نباید در یک شبکه خاص تلویزیونی ـ که پوشش سراسری ندارد ـ پخش شود، بلکه باید در صورت پخش، این حق را برای همه مخاطبان ایرانی قایل شد که در صورت تمایل، بتوانند از این برنامه بهره گیرند. در پایان باید گفت، دستاندرکاران برگزاری این جشن بزرگ و جشنهایی از این قبیل، بد نیست غیر یاد گرفتن برگزاری فرش قرمر، مراسمی از این دست را که البته در نوع خود کار جذابی است، اندکی به سلیقه مخاطب داخلی هم اخترام بگذارند و با ذایقهسنجی مناسب، جای جشنهای ملی از این دست را در میان مخاطبان داخلی باز کنند. به هر حال و با همه این انتقادات، همین که ضرورت پخش تلویزیونی چنین جشنوارهای در میان مسئولان احساس شده است، خود به نوبه خود جای تقدیر دارد. بیسلیقگی و پوشش ندادن عمومی برای مردمی که علاقهمندند، نواقصی هستند که شاید با تذکراتی اینچنین در سالهای آینده رفع شود. |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| نگاهی به فیلم ماجرای نیم روز(جشنواره 35) | Silence | 17 | 5,792 |
۲۶/بهمن/۹۵ ۳:۱۶ آخرین ارسال: Silence |
|
| سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر | هادی... | 13 | 6,402 |
۲۵/بهمن/۹۴ ۲۱:۴۸ آخرین ارسال: MEEAAD |
|
| برندگان سی و دومین جشنواره فیلم فجر | revenger | 0 | 1,244 |
۲۳/بهمن/۹۲ ۲:۰۳ آخرین ارسال: revenger |
|
| اخبار جشنواره فیلم فجر را از اینجا پیگیری کنید... | هادی... | 3 | 2,725 |
۵/بهمن/۹۲ ۱۹:۲۷ آخرین ارسال: نورالسادات |
|
| بحث و گفتگو پیرامون * جشنواره فیلم فجر* | عبدالرحمن | 5 | 2,840 |
۴/بهمن/۹۲ ۱۷:۲۱ آخرین ارسال: عبدالرحمن |
|
| ثبت نام در جشنواره فیلم فجر | هادی... | 3 | 2,481 |
۳۰/دی/۹۲ ۱۹:۱۵ آخرین ارسال: هادی... |
|
| جشنواره فیلم فجر 92، پر محتوا ترین جشنواره سالهای اخیر | مجتبی110 | 5 | 3,566 |
۶/دی/۹۲ ۰:۴۷ آخرین ارسال: azade |
|












