کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ای کاش خاک بودم
۱۷:۱۹, ۲۰/بهمن/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/بهمن/۹۳ ۲۲:۴۴ توسط رهگذر..)
شماره ارسال: #1

ای کاش خاک بودم!
آنچه سبب فریفته شدن ما می‌شود، این لذت‌های دنیاست و از این روی سکه دنیا است که ما از مسیر صحیح عبودیت منحرف می‌شویم و به آن مقامی که باید برسیم، نمی‌رسیم، سقوط می‌کنیم و نه تنها بالا نمی‌رویم، که روز به روز پست‌تر می‌شویم تا جایی که آرزو می‌کنیم: یَا لَیْتَنِی کُنتُ تُرَابًا (نبأ/ 40)
[تصویر: 4123168928108119205157361365822011232138.jpg]
آیا دنیا فریب خانه شیطان و یا عبادت گاه اولیاء است؟!
الهی اسکنتنا دارا حفرت لنا حفر مکرها، و علقتنا بایدی المنایا فی حبائل غدرها، فالیک نلتجی من مکائد خدعها، و بک نعتصم من الاغترار بزخارف زینتها، فانها المهلکه طلابها، المتلفه حلالها، المحشوه بالافات، المشحونه بالنکبات».(مناجات زاهدین)
خدایا! تو ما را در سرایی سکنا داده‌ای که چاله‌های مکر را برای ما حفر کرده است، دام‌هایی از روی مکر و نیرنگ گسترده که ما را در چنگال مرگ آویزان کرده است. پس به تو پناه می‌بریم از این همه کیدها و مکرهای فریبکارانه اش. و به تو چنگ می‌زنیم از این که به زینت‌ها و زیورهایش مغرور شویم؛ زیرا این دنیاست که طالبانش را هلاک و ساکنانش را تباه می‌کند؛ سرایی پر از آفت‌ها و نکبت‌ها.
این عبارت‌ها بیان گر چگونگی توصیف دنیا است. اما درباره این توصیف‌ها سؤالاتی به ذهن می‌آید که مناسب است قدری بر آن‌ها درنگ کنیم. نخست درباره مفاهیمی چون: مکر، خدعه، غدر و کید که به دنیا نسبت دادیم؛ خانه‌ای که مکر می‌کند، نیرنگ می‌زند و فریب می‌دهد؛ پرسش این است که چطور مکر می‌کند، فریب می‌دهد و دام می‌گسترد؟
همچنین باید پرسید چرا خداوند دنیا را مکار و حیله گر آفریده است؟ و نیز چرا ما را در این دنیای پر از آفات و نکبت‌ها و حیله‌ها قرار داده است؟ این پرسش بعضی آیات قرآن را هم در برمی گیرد: «فَلَا تَغُرَّنَّکُمُ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا وَلَا یَغُرَّنَّکُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ »(لقمان ، 33) حیات دنیا فریبنده است. این پرسش وقتی جدی‌تر می‌شود که به روایاتی برمی خوریم که از مذمت کردن دنیا نهی شده است. " متجر اولیاءالله." (بحارالانوار/70/921) دنیا تجارت خانه اولیاء خداست.
[/font][font=B Nazanin]
[b]هرچه خداوند آفریده نیکو است و عالم هم مخلوق خداست. ممکن است برخی از عناصر این عالم، یعنی زمین، آسمان، ستارگان، خورشید، ماه، انسان‌ها، حیوانات، درختان و گیاهان برای بعضی نفع و برای بعضی دیگر ضرر داشته باشد؛ ولی از نظر قرآن تمام دنیا دارای حسن است
به راستی حیله، مکر و خدعه دنیا با تعبیر تجارت خانه اولیای خدا چگونه جمع می‌شود؟
بدون شک در قرآن و روایات، به خصوص در نهج‌البلاغه، عبارات زیادی در نکوهش دنیا آمده است. قرآن درباره زندگی دنیا لحن نکوهش آمیزی دارد؛ اما روایتی است که اگر کسی لعن دنیا کند، دنیا در جوابش می‌گوید: خدا لعنت کند آن کسی را که از من و تو گناهکار تر است. یعنی من چه گناهی کرده‌ام که من را لعنت می‌کنی، تویی که مستحق لعنتی و گناهکار
. (وسایل الشیعه/7/905)
اما تعابیری که در ابتدای بحث به آن‌ها اشاره شده است، دنیا را خیلی گناهکار معرفی می‌کند. هم دنیا را دارای مکر و نیرنگ معرفی می‌کند و هم پر از آفات و نکبت‌ها! بنابراین، شایسته است برای بررسی از محکمات شروع کنیم تا به تدریج به حل متشابهات نائل شویم.
بی شک این عالم از آن جهتی که مخلوق خداست، گناه، زشتی و قباحتی ندارد. در قرآن کریم آمده است: « الَّذِی أَحْسَنَ کُلَّ شَیْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنسَانِ مِن طِینٍ »(سجده/7) هرچه خداوند آفریده نیکو است و عالم هم مخلوق خداست. ممکن است برخی از عناصر این عالم، یعنی زمین، آسمان، ستارگان، خورشید، ماه، انسان‌ها، حیوانات، درختان و گیاهان برای بعضی نفع و برای بعضی دیگر ضرر داشته باشد؛ ولی از نظر قرآن تمام دنیا دارای حسن است.
از طرفی هم، دنیا یک موجود ذی‌شعوری که درصدد دشمنی با ما باشد و بخواهد ما را فریب بدهد، نیست. آیا ستارگان، دریا و کوه‌ها در صددند برای ما نقشه‌ای طرح کنند و ما را فریب دهند؟! آن موجودات، در حال تسبیح خدا هستند: «زمین و آسمان به خدا عرض کردند ما مطیع هستیم.» (فصلت/11)
[تصویر: 117911943011010511291561328810234227164224.jpg]
راه ورود به حیطه‌ی گناه چیست؟
فرض کنید انسان در معرض انجام کار زشتی قرار می‌گیرد. کسانی که اصلاً مبتلا به گناه نشوند اندکند. البته ما یقین داریم چهارده معصوم و انبیاء و بعضی از امام‌زاده‌های بزرگوار مثل: حضرت ابوالفضل(علیه السلام)، حضرت علی اکبر(علیه السلام) و حضرت معصومه(سلام الله علیها) معصوم اند و گناهی مرتکب نمی‌شوند. اما دیگران کمابیش، اگرچه گناه صغیره ای هم باشد، به آن مبتلا می‌شوند. به راستی چه طور آدمی به گناه مبتلا می‌شود؟ مگر چه چیزی در گناه است؟ اولین چیزی که سبب می‌شود ما سراغ گناه، اگرچه کوچک برویم، لذتی است که در آن هست.
در واقع غرایز حیوانی، ما را برای درک آن لذت به طرف آن گناه سوق می‌دهند. اگر لذتی نبود، آدم عاقل سراغ گناه نمی‌رفت؛ اگرچه آن‌هایی که عقل کاملی دارند، هیچ گاه سراغ گناه نمی‌روند.
با این حال این که چطور می‌شود گناه می‌کنیم لذتی است که در آن وجود دارد؛ لذتی که شاید در کار حلال در حداقل باشد. این عامل و شرط وقوع گناه است. گاهی مسئله از گونه‌ای دیگر است. آدمی خیال می‌کند که فلان گناه لذت زیادی دارد، اما پس از انجام، به آن لذت مطلوب خود نمی‌رسد. در واقع گاهی یک لذت در نظر آدم، بسیار، جلوه می‌کند، آن چنان را آن چنان تر نشان می‌دهد به طوری که لذت‌های دیگر در برابرش کوچک می‌شود. اما پس از انجام آن انسان می‌فهمد که این لذت آن قدر ارزش نداشته است. قرآن این عامل را به شیطان نسبت می‌دهد: « وَإِذْ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ » (انفال/ 48) تزیین یک لذت توسط شیطان! این هم عامل دیگری است که به انجام گناه کمک می‌کند.
عوامل ارتکاب گناه
بنابراین سه عامل سبب ارتکاب گناه می‌شود؛ نخست، هوای نفس است که همان تمایلات انسان و غرایز است. دوم، تزیینات شیطان و سوم دنیا است؛ جایی که گناه در آن به انجام می‌رسد: « زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاء وَالْبَنِینَ وَالْقَنَاطِیرِ الْمُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِکَ مَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الْمَآبِ »(آل عمران/ 14)
هدایت فطری و عقلی و هدایت انبیاء الهی برای این است که ما این راه را بشناسیم و به سوی آن حرکت کنیم. پس اگر چیزی باعث شد که ما از این راه منحرف شویم، همانا حیله، فریب و مکر می‌شود
دنیا این‌ها است: مزرعه و باغ و کشاورزی، موقعیت‌های اجتماعی، اسب‌ها و اتومبیل‌های زیبا، طلا و نقره، دلار و یورو؛ گزینه‌هایی که آدم را جذب می‌کند. اگر خوردنی‌ها و پوشیدنی‌ها و... نباشد، در واقع وسیله ارتکاب گناه هم نیست. گویی که شرایطی در این عالم است که باید برای تهیه یک چیز بسیار زحمت کشید، با دیگران جنگید و از چنگ دیگران درآورد. این تزاحمات و این شرایط خاص، منشأ گناهان است. اگر فراوانی بود و همه چیز در همه جا در دسترس بود، دیگر گناهی نمی‌شد. ما نیازمند هوا هستیم که همه جا و به قدر کافی هست. من نفس می‌کشم. دیگران هم نفس می‌کشند، برای آن دعوا نمی‌کنیم و بنابراین گناهی هم نمی‌شود. اگر همه خواسته‌های انسان این طور بود، یعنی هیچ مزاحمی نبود، دعوایی هم نبود و هیچ گناهی هم اتفاق نمی‌افتاد. علت، تزاحمات دنیا است. ظلم‌ها، قتل‌ها، جنایت‌ها، خیانت‌ها و دنبالش دروغ‌ها و تهمت‌ها برای این است که آدمی می‌خواهد چیزی را به چنگ بیاورد که دیگری نداشته باشد؛ حال می‌خواهد پول، زن، فرزند، مقام، یا هر چیز دیگری باشد.
دنیا، سکه دو رو
غیر از اراده و تصمیم نهایی انسان که سه عامل یا شرط باید دست به دست هم دهند تا گناه انجام پذیرد. گفتنی است برای ما فاعل افعال به خصوص آنجایی که پای یک عامل ذی‌شعور در کار باشد، همان عامل ذی‌شعور است. فاعل ذی‌شعور در ارتکاب گناه، هم ما هستیم و هم شیطان. یعنی هم از نظر عقلی و هم از نظر ادبیات قرآن و روایات، نسبت این فعل به همه عواملش صحیح است، هم چنان که به فاعل‌های طولی هم صحیح است. بنابراین اگر ما در چاله افتادن را به دنیا نسبت دهیم به خطا نرفته‌ایم. چرا که دنیا، یکی از آن سه عامل است. هم چنین همین نقش عاملیت دنیا برای فریضه‌ای چون عبادت هم قابل تعمیم است. اگر این دنیا نبود، مسجد و مدرسه و صحنه جهاد و انفاقی نبود، کار خوبی هم انجام نمی‌گرفت و ثوابی هم نوشته نمی‌شد. پس این دنیا یک سکه دو روست. از یک سو به تکامل ما کمک می‌کند: متجر اولیاء الله، مسجد ملائکه الله، یعنی اولیاء خدا از فرصت‌هایی که در دنیا برایشان فراهم می‌شود، سودهای کلان می‌برند. از سوی دیگر، سبب انحراف بسیاری می‌شود.
[تصویر: 2525235102201158919725084981844410133221.jpg]
پس باید انسان را هشیار کرد و او را از افتادن در چاه‌ها و دام‌ها حذر داد. معمولاً پزشکان نسبت به مرض‌ها، میکروب‌ها، باکتری‌ها، امراض مسری هشدار می‌دهند. آیا کار پزشک فقط این است که بگوید: آب خنک، نان گرم و گوشت بره بخورید؟ پزشک باید از ضررها حذر دهد و از بیماری‌ها پیشگیری کند.
چرا تعبیر فریب، مکر، حیله و غدر در میان است؟
فرض کنید راهزنی می‌خواهد کسی را که مقصدی دارد از راه خارجش کند. در این صورت آن راهزن راهی و شرایطی را فراهم می‌کند که آن فرد را فریب دهد، او را از راه به در کند تا بتواند اموالش را بدزدد یا بلایی سرش بیاورد.این مکرها و حیله‌ها برای این است که آدمی را از راه صحیح به یک راه دیگری بکشند. انسان برای هدف بسیار عالی و مقدسی آفریده شده است: «إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَةً »(بقره /30) یعنی جانشین خدا و همانا این تعبیر یعنی در عمر بی نهایتی در همسایگی خدا باشیم: «رَبِّ ابْنِ لِی عِندَکَ بَیْتًا فِی الْجَنَّةِ ، (تحریم/11) فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِیکٍ مُّقْتَدِرٍ »(قمر/ 55). هدایت فطری و عقلی و هدایت انبیاء الهی برای این است که ما این راه را بشناسیم و به سوی آن حرکت کنیم. پس اگر چیزی باعث شد که ما از این راه منحرف شویم، همانا حیله، فریب و مکر می‌شود. بنابراین وقتی دانستیم آن روی سکه دنیا ما را به لذت‌های نامشروع می‌خواند و سبب انحراف می‌شود، آن گاه می‌توانیم بگوییم دنیا ما را فریب می‌دهد. یعنی این لذت‌های دنیا، به خصوص وقتی شیطان آن‌ها را تزیین کند، سبب انحراف می‌شود، هم چنان که برای غارت اموال مسافری، او را به کج راهه و بی‌راهه می کشانند. پس از این جهت دنیا باعث غرور ما است و در این جا غرور به معنای فریب دادن است، نه آن غروری که در اصطلاح فارسی، برای مثال، می‌گویند غرور جوانی.
زمانی که آرزو می کنیم که ای کاش خاک بودم!
بنابراین آنچه سبب فریفته شدن ما می‌شود، این لذت‌های دنیاست و از این روی سکه دنیا است که ما از مسیر صحیح عبودیت منحرف می‌شویم و به آن مقامی که باید برسیم، نمی‌رسیم، سقوط می‌کنیم و نه تنها بالا نمی‌رویم، که روز به روز پست‌تر می‌شویم تا جایی که آرزو می‌کنیم: یَا لَیْتَنِی کُنتُ تُرَابًا (نبأ/ 40)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mohammad reza ، تمنا ، محمدهادی ، Lancelot ، mahdy30na
۲۲:۴۳, ۲۴/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #2

آرزوی کافرقطب الدین علامه شیرازی،به فضل و کمال و ظرافت مشهور و میان او و شیخ اجلّ سعدی مُطایَبه و شوخی معمول بود. یکی از اتابکان شیراز ساختن مسجدی را شروع کرد.خود او هم دست به کار شد و مردم نیز برای خشنودی او سر کار حاظر می شدند.سعدی و قطب الدین هم گاهی در آنجا حضور می یافتند. اتابک علاوه بر حسن و جمال ذاتی هنوز موهای صورتش نرسته بود.روزی هنگام نصب خشتی مقداری گِل بر صورت اتابک افتاد،قطب الدین این آیه را خواند:یا لیتنی کنت ترابا:ای کاش، خاک بودم.
اتابک نفهمید که وی چه گفت:از شیخ سعدی پرسید:قطب چه گفت؟
سعدی گفت:
یقول الکافر یا لیتنی کنت ترابا:کافر میگوید:ای کاش خاک بودم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمدهادی ، شیدا ، آفتاب ، Lancelot ، mahpare ، mahdy30na
۲۲:۵۳, ۲۴/بهمن/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/بهمن/۹۳ ۲۳:۴۷ توسط محمدهادی.)
شماره ارسال: #3
آواتار
در روایتی هست که مخالفین می گویند ای کاش شیعه بودم، چون مولا علی بن ابی طالب ابوتراب است. و یا لیتنی کنت ترابا یعنی ای کاش شیعه بودم

اصل روایت:
در علل الشرایع، ج 1، ص
156
عَنْ عَبَايَةَ بْنِ رِبْعِيٍّ قَالَ‏ قُلْتُ لِعَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ لِمَ كَنَّى رَسُولُ اللَّهِ ص عَلِيّاً ع أَبَا تُرَابٍ قَالَ لِأَنَّهُ صَاحِبُ الْأَرْضِ وَ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى أَهْلِهَا بَعْدَهُ وَ بِهِ بَقَاؤُهَا وَ إِلَيْهِ سُكُونُهَا وَ لَقَدْ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ إِنَّهُ إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ وَ رَأَى الْكَافِرُ مَا أَعَدَّ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لِشِيعَةِ عَلِيٍّ مِنَ الثَّوَابِ وَ الزُّلْفَى وَ الْكَرَامَةِ قَالَ يَا لَيْتَنِي كُنْتُ تُرَاباً يَعْنِي مِنْ شِيعَةِ عَلِيٍّ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ يَقُولُ الْكافِرُ يا لَيْتَنِي كُنْتُ تُرابا

عباية بن ربعى مى ‏گويد: به عبد اللَّه بن عبّاس گفتم: چرا رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله كنيه على عليه السّلام را ابو تراب قرار داد؟
ابن عباس گفت: زيرا امير المؤمنين عليه السّلام صاحب زمين و حجّت خدا بعد از رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله بر اهل زمين بوده و به وجود حضرتش زمين باقى است و آرامش آن منتهى به آن جناب مى ‏شود، از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله شنيدم كه مى‏ فرمود:
روز قيامت وقتى كفّار ثواب و قرب و كرامتى را كه حقّ تبارك و تعالى براى شيعيان امير المؤمنين عليه السّلام آماده نموده ملاحظه كردند مى ‏گويند: كاش ما خاك بوديم‏.


تا حبّ علی و آل او یافته ایم
کام دل خویش مو به مو یافته ایم
وز دوستی علی و اولاد علی است
در هر دو جهان گر آبرو یافته ایم


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، آفتاب ، Lancelot ، mohammadhadi ، رهگذر. ، mahdy30na ، mkashipazha
۲۱:۳۰, ۲۵/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #4

خدایا کمک کن آن روز نیاید که آدم بگوید ای کاش خاک بودم...
سر تا پای خودم را که خلاصه کنم، می شوم ته یک کف دست خاک که ممکن بود یک تکه آجر باشد توی دیوار یک خانه، یا قلوه سنگ روی شانه یک کوه،
یا مشتی سنگ ریزه که ته اقیانوس؛ یا حتی خاک یک گلدان باشد، خاک همین گلدان پشت پنجره!
یک کف دست خاک ممکن است هیچ وقت، هیچ اسمی نداشته باشد و تا همیشه خاک باقی بماند؛ فقط خاک...
اما حالا یک کف دست خاک وجود دارد که خدا به او اجازه داده نفس بکشد، ببیند ، بشنود ، بفهمد ،جان داشته باشد ، انتخاب کند ، عوض بشود ، تغییر کند...
وای خدای بزرگ!
من چقدر خوشبختم! من همان خاک انتخاب شده هستم، همان خاکی که با بقیه خاک ها فرق می کند. من آن خاکی هستم که توی دست های خدا ورزیده شده ام و خدا از نفسش در آن دمیده
من آن خاک قیمتی ام. حالا می فهمم چرا فرشته ها حسودی شان می شد؟
اما اگر این خاک، این خاک برگزیده ، خاکی که اسم دارد ، قشنگترین اسم دنیا را ، خاکی که نور چشمی و عزیز دردانه خداست...
اگر نتواند تغییر کند ، اگر نتواند عوض شود ، اگر نتواند عوض شود ، اگر نتواند انتخاب کند ، اگر همین طور خاک باقی بماند ، اگر آن آخر که قرارست برگردد و خود جدیدش را تحویل بدهد ،
سرش را بیندازد پایین و بگوید: ( یا لیتنی کنت ترابا ) ای کاش خاک بودم...
این وحشتناک ترین جمله است که یک آدم می تواند بگوید: یعنی این که حتی نتوانسته خاک باشد، چه برسد به آدم!
یعنی اینکه...
خدایا دستمان را بگیر و نیاور آن روزی را که هیچ آدمی چنین بگوید.
ای کاش خاک بودم[/b]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahpare ، شیدا ، محمدهادی ، mahdy30na
۰:۰۹, ۲۸/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #5

ای کاش خاک بودم
«... یا لَیتنی کُنتُ تراباً...»
چشمانم را گاهی می گذارم بر هم
و خودم را و همه عالم را می سپارم به فراموشی خاک
می گذارم بادی از غفلت ببرد تکه های همه ذرات وجودم را
تنها می مانم من ِ بی من بی خویش
آنگاه مرگ را می اندیشم:
«...وای بر من ای کاش خاک بودم و نبودم آدم...»
تن من می لرزد
و درختان هم نیز
و زمین هم گاهی
قلب من منتظر حادثه ایست
پیرامونم
غفلت قهقهه هاست
مستی عربده هاست
آتش وسوسه هاست
شعله های هوس از هر طرفم می خوانند
و سکوت تردید بر دو راهی سقوط یا ملکوت
گاه گاهی هم شیونی می شنوم
مرگ در پشت در خانه ماست
«...وای بر من ای کاش خاک بودم و نبودم آدم...»
آسمان می غرد
طوفانی است برپا
برف می بارد
در دلم دلهره ایست
قلب من منتظر حادثه ایست
به عقب می نگرم
رد پاهایم نیست
همه مدفون شده است زیر بوران زمان
به چه دل می بندیم
جز سپیدی فراموشی پشت سر رنگی نیست
عمر من باغی بود
لحظه ها رهگذرانی که سبدهاشان در زیر ردا پر شد از میوه شیرین حیات
و گذشتند
و مرا هیچ نماند جز کالی رؤیایی پوچ
جز زمستانی سرد...
زوزه باد انگار سخن از حادثه ای می گوید
تن من می لرزد
و در ختان هم نیز
و زمین هم گاهی
قلب من منتظر حادثه ایست
و سرانجام زمین می لرزد
کوه ها سست
خورشید، سیاه
آسمان، شَقّه شده
و کواکب ریزان
داس مرگ در درو خرمن جان انسان
و دمیدن در صور
و ترازوها...
«...وای بر من ای کاش خاک بودم و نبودم آدم...»
چشمانم را گاهی می گذارم بر هم
و خودم را و همه عالم را می سپارم به فراموشی خاک
قلب من منتظر حادثه ایست.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy30na
۱۶:۳۹, ۳۰/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #6
آواتار
(۲۵/بهمن/۹۳ ۲۱:۳۰)رهگذر. نوشته است:  
خدایا کمک کن آن روز نیاید که آدم بگوید ای کاش خاک بودم...
[/font][font=Tahoma]
سر تا پای خودم را که خلاصه کنم، می شوم ته یک کف دست خاک که ممکن بود یک تکه آجر باشد توی دیوار یک خانه، یا قلوه سنگ روی شانه یک کوه،
یا مشتی سنگ ریزه که ته اقیانوس؛ یا حتی خاک یک گلدان باشد، خاک همین گلدان پشت پنجره!
یک کف دست خاک ممکن است هیچ وقت، هیچ اسمی نداشته باشد و تا همیشه خاک باقی بماند؛ فقط خاک...
اما حالا یک کف دست خاک وجود دارد که خدا به او اجازه داده نفس بکشد، ببیند ، بشنود ، بفهمد ،جان داشته باشد ، انتخاب کند ، عوض بشود ، تغییر کند...
وای خدای بزرگ!
من چقدر خوشبختم! من همان خاک انتخاب شده هستم، همان خاکی که با بقیه خاک ها فرق می کند. من آن خاکی هستم که توی دست های خدا ورزیده شده ام و خدا از نفسش در آن دمیده
من آن خاک قیمتی ام. حالا می فهمم چرا فرشته ها حسودی شان می شد؟
سلام
متنتون خیلی زیبا بود اما حسادت فرشتگان؟! Huh
فکر میکنم تنها کسی که حسادت کرد شیطان بود که از جنس فرشتگان نبود بلکه جن هست و به علت کثرت عبادت به درگاه خدا و در بین فرشتگان راه یافته بود.
ممنون میشم اگر تصحیح بفرماییدSmile
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا