|
دو دلم ؟(با حقیقت امروزم = هیئت تعطیل)
|
|
۲۰:۴۸, ۲۳/بهمن/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/بهمن/۹۳ ۲۰:۵۴ توسط صبح صادق.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم رب الحیدر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب (علیه السلام) یه مدت نبودم ... الانم فقط اومدم نظر خواهی کنم (کمک بگیرم) و برم ... دو تا تاپیک بود : موقع سینه زنی لخت شویم ؟؟ کلب گفتن ادب است یا بی ادبی؟ بچه هایی که درگیر بودن موضع من رو میدونن ... اما حالا قضیه برام یه جور دیگه است : (سوره حدید , آیه 25) به راستی (ما) پیامبران خود را با دلایل آشکار روانه کردیم و با آنها کتاب و ترازو فرود آوردیم تا مردم به دادگری برخیزند. راجع به تاپیک اول که معلومه : آنچه در روايات فراوان مورد سفارش و تأكيد است عزاداري و محزون و گريان بودن در مصيبت شهادت و مظلوميت و فقدان اولياي الهي به ويژه سالار شهيدان، امام حسين(علیه السلام) است. شكل عزاداري و چگونگي آن به حسب عرف و عادت و مراسم و فرهنگ جامعه اي مختلف است و در روايات بر شكل خاصي از آن تأكيد نشده است. لخت شدن در مراسم عزاداري كه در بعضي جاها معمول است تابع همين عرف و عادت است و داراي فضيلت و ارزش خاصي نمي باشد و هيچ گونه تأكيدي بر آن نشده بلكه در جاهايي كه اين مراسم در معرض ديد و تماشاي خانم ها مي باشد، ترك اين كار و با لباس عزاداري كردن بدون شك بهتر و مناسب تر است. بلكه اگر كمك به گناه باشد جايز نيست. ![]() اما دومی : برام ثابت شده که موجب وهن شیعه امیرالمومنین است و سو استفاده دشمنان.پس روشنه که جایز نیست. ولی انگار شیطون تو دلم میگه جدا شدن از هیئتمون(هیئتی که عمری توش عمرمو گذاشتم و توش احترامی دارم)برام ممکن نیست ... بهم کمک کنین ... |
|||
|
|
۲۱:۴۲, ۲۳/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
سلام
از چیزی ک دوست دارید انفاق کنید شما هم دارید بخاطر خدا ازش میگذرید قبول باشه برادر |
|||
|
|
۲۲:۰۹, ۲۳/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
(۲۳/بهمن/۹۳ ۲۰:۴۸)علویون نوشته است: ولی انگار شیطون تو دلم میگه جدا شدن از هیئتمون(هیئتی که عمری توش عمرمو گذاشتم و توش احترامی دارم)برام ممکن نیست ... چرا میخواید جدا بشید؟ چرا به همون آیه عمل نمی کنید؟ (۲۳/بهمن/۹۳ ۲۰:۴۸)علویون نوشته است: به راستی (ما) پیامبران خود را با دلایل آشکار روانه کردیم و با آنها کتاب و ترازو فرود آوردیم تا مردم به دادگری برخیزند. طبق این آیه قرار نیست که هر کسی اشتباهی کرد، پیامبرا بزارن برن. قراره سعی بر هدایت و نشان دادن راه بکنن. ما پیامبر نیستیم ولی وظیفه امر به معروف و نهی از منکر کم از آن نیست. شما سعیتون رو بکنید با بهترین شکل و صبر و تحمل، یکی یکی اشکالات خودتون و هیئت رو کم کنید فقط یک حالته که می تونید جدا بشید و اونم زمانیه که امر به معروف و نهی از منکر از شما ساقط بشه. که خیلی حالت خاصیه چون واجب عینیه! |
|||
|
|
۰:۵۰, ۲۴/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
✔ اولین وظیفه مسلمان در قبال محیط ناسالم اینه که اون رو تبدیل به محیط اسلامی کنه ✔ مرحله دوم: اگر خوف این بود که خود فرد یا خانواده یا نسلش در معرض گناه قرار بگیرد هجرت میکند ✔ و اگر شرایط هجرت نبود جهاد إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا فَأُولَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءَتْ مَصِيرًا(النساء/97) کساني که فرشتگان (قبض ارواح)، روح آنها را گرفتند در حالي که به خويشتن ستم کرده بودند، به آنها گفتند: «شما در چه حالي بوديد؟ (و چرا با اينکه مسلمان بوديد، در صف کفار جاي داشتيد؟!)» گفتند: «ما در سرزمين خود، تحت فشار و مستضعف بوديم.» آنها [= فرشتگان] گفتند: «مگر سرزمين خدا، پهناور نبود که مهاجرت کنيد؟!» و آیات بعدی آن _____________ دین اسلام از جنبه اجتماعی بر 2پایه استوار است: جهاد, هجرت هجرت: برای نجات ایمان از خانمان کوچ کردن و به سرزمین ایمان رفتن معنای دوم هجرت: دوری گزیدن از گناه جهاد: پیکار با دشمنان خدا معنای دوم جهاد: مبارزه با نفس پس اسلام دو هجرت دارد و دو جهاد و هردوی انها لازم است و هیچکدام جای دیگری را نمی گیرد.
«روان انسان انطور است، بعضی عوامل هستند که تا انسان آن را طی نکند آن پختگی مخصوصی را که باید پیدا کند، پیدا نمیکند. ... عواملی که در تربیت انسان مؤثر است، هر کدام به جای خود مؤثر است، هیچکدام جای دیگری را نمیگیرد. هجرت و جهاد هم عواملی هستند که چیز دیگری جای آنها را نمیگیرد. جهاد با نفس سر جای خود محفوظ است. هجرت از سیئات همچنین. اما هجرت عملی چیزی است که هجرت از سیئات جای آن را پر نمیکند و جهاد با دشمن هم جای جهاد با نفس را پر نمیکند. این است که اسلام هر دو را در کنار یکدیگر قرار میدهد.» ✔ و در مرحله آخر هم اگر نه شرایط جهاد بود و نه هجرت(منظور معنای اولیه جهادو هجرت است) برای مومن وظیفه اش این است که نیت هجرت و جهاد را به هنگام ضرورت در قلب و ذهن خود داشته باشد و قصد واقعی او هم همین باشد «چون همهی شرایء شرایط جهاد نیست و همهی شرایء شرایط هجرت نیست. پیغمبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تکلیف اشخاص را معین کرده است. فرموده است: تکلیف یک نفر مسلمان این است که در نیت جدی و قصد واقعی او همیشه چنین چیزی باشد که اگر وظیفهای ایجاب کرد هجرت کند، اگر وظیفهای ایجاب کرد، جهاد کند.» «آن کس که جنگ نکرده، یا فکر جنگ را در مغز خود نپرورانده است، وقتی بمیرد، در شعبهای از نفاق مرده است. افرادی که نیتشان چنین نیتی است که اگر وظیفه ایجاب کرد هجرت و جهاد کنند، ممکن است به پایهی مهاجرین و مجاهدین واقعی برسند.» ________________ راه هدایت هم همان ایه 125 سوره نحل نقل قول:ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِي أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ(النحل/125) با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشي که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسي بهتر ميداند چه کسي از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايتيافتگان داناتر است. موفق باشید صلوات |
|||
|
|
۱۹:۰۱, ۲۵/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
بسم رب الحیدر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب (علیه السلام) تشکر از عزیزانی که اظهار نظر کردند.خوب من پست اول رو احساسی نوشتم,حالا اجازه بدید با توجه به نظرات دوستان منطقی پیش بریم : 1- همانطور که گفتم برای من ثابت شده که موضعم(در واقع اعتقادم)که سخت روش پافشاری می کردم اشتباه بوده. 2- به جز عقیق عزیز که نرفتن من به هیئت(در واقع عوض کردن هیئت)رو انفاق دونستن دو عزیز دیگه بر این اعتقاد بودن که ابتدا باید تلاش کنم برای اینکه شرایط موجود رو عوض کنم و اگر نشد اونوقت دیگه نرم هیئت. حالا من فکر می کنم که به جز اینکه حتی فکر رفتنم به یه هیئت دیگه عذابم میده کار درست هم اینکه حداقل بخوام سعی کنم رفقام رو که یه عمر(منظور مدت زیاد هستش)رو نفس به نفسشون گریه کردم و ذکر ارباب رو دم گرفتم از اشتباه در بیارم. اما اجازه بدید ببینیم که اصل مشکل کجاست و چقدر این کار سخته : ببینید دوستان در مورد اول(همون لخت سینه زدن)نظر اکثر(در واقع همه)مراجع اینکه اگر مطمئن باشید که خانمها نبیند و ایجاد مفسده نکنه اشکالی نداره : خوب در این مورد فکر نکنم اصلا مشکلی باشه , چون زنانه و مردانه هیئت کلا از هم جدا است و خانمها هیچجوره دید ندارن و در هیئت ما فیلمبرداری انجام نمیشه و رو سایت هیئت هم فقط ضبط صوتی قرار میگیره. اما رد مورد دوم واقعا نمی دونم باید چی کار کنم , ببینید حرف من تقریبا تو هیئت خریدار داره(به لطف مادر یه آبرویی پیش بچه ها داریم).اما خداییش نمی دونم چطوری باید به بچه هایی که با این حال و هوا خو گرفتند و نفسشون به نفس همین نوحه ها بنده(فکر می کنن کار خودشون درست و بقیه نمی دونن کلب بودن برا ارباب یعنی چی؟)بگم که چند سال از عمرتون تا حالا به فنا بوده و باید یه چیز دیگه بشین تا ارباب اشکاتون رو خریدار باشه.گذشته از بچه ها یه پای ثابت قضیه ذاکرمونه که اون خودش یه مدعی ثابت این قضیه هستش. لطفا در نظر بگیرید که من تنهام و باید از پس کاری بر بیام که اصلا نمی دونم باید از کی و از کجا شروع کنم.لطفا نظرات کاربردی بدید.می دونم که خدا هست و خود ارباب هستن و خمایت می کنن ولی خودتونه بزارید جای من و نظر بدین. ممنون.ببخشید که طولانی شد.منتظر نظراتتون هستم. |
|||
|
|
۲۲:۴۵, ۲۵/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
سلام
خدا قوت برادر گرامی اتفاقا شما بهتر از ماها میتونید کمک کنید چون خودتون قبلا اون طوری فکر میکردید به خودتون فکر کنید و ببینید در وجودتون چه اتفاقی افتاد که یهو نظرتون عوض شد.اخه جالب اینه دلایلی که مطرح کردین اون زمان هم این دلایل بود،دلایل براتون بیشتر نشد،یه اتفاقی در درونتون افتاده که فقط خودتونم میدونید.باید به دوستانتون کمک کنید که این پروسه در انها هم اتفاق بیفته. نمیدونما اما راه حلی که به ذهنم میرسه اینه که اگه مثل ما در اون تاپیک مستقیم بخواین مطرح کنید،دوستانتون موضع میگیرند(ما هم در اون تاپیکا اشتباه کردیم ). خانم سیمرغ حرف جالبی زدن.باید دید الان موعظه اثر میکنه،یا حکمت،یا جدال احسن. هر کدوم از این قالبا ،متفاوتند و بیان متفاوتی هم میطلبه. |
|||
|
|
۲۲:۵۶, ۲۵/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
سلام
من با خوندن نظر دوستان،نظرم عوض شد. من اشتباه گفتم حق با دوستانه بالاخره اونا حق برادری به گردنتون دارن و نباید بهشون بی تفاوت باشید من چون حسی که شما بهشون دارید رو نداشتم ،پیشنهاد اشتباهی دادم |
|||
|
|
۲۳:۰۲, ۲۵/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
باسمه تعالی
همین که به این دو دلی رسیدید و متوجه شدید که کار آنها درست نیست .خیلی مهم است .این نشانه ی این است که به شما نظر شده . حالا باید شیطان را شکست بدهید. دعای هفدهم صحیفه سجادیه (برای پناه بردن از شیطان به خداوند است )را با ترجمه بخوانید انشا الله قاطع تصمیم می گیرید . متن صحيفه سجاديه با ترجمه استاد حسين انصاريان سایت http://www.erfan.ir/farsi/sahife/nsm_proj/nahgol/dispay/display.php?Vr_page=100 |
|||
|
|
۰:۳۵, ۲۶/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
(۲۵/بهمن/۹۳ ۱۹:۰۱)علویون نوشته است: بسم رب الحیدر سلام الحمدلله البته اینجا اساتید هستن و بهتر میتونن کمک کنن. بنده هم نظر خودم رو میگم به نظرم 2 مسئله مجزا اینجا داریم: 1-نیت 2-تاکتیک یا روش وقتی نیت ما برای رضای خدا باشه، اصلا به نتیجه اعمال فکر نمی کنیم. دوست داریم همه 7 میلیارد انسان از جمله خودمون به سوی کمال حرکت کنیم و در این راستا ما باید تلاش بکنیم، اما اگر نشد و جمع زیادی به راه اشتباه رفتن مهم اینه که ما وظیفه خودمون رو هر چه بهتر انجام داده باشیم. اما در باب تاکتیک یا روش یا نحوه بیان فکر کنم بهتر از هر کسی خودتون شرایط رو میدونه. هم با نوع مسئله آشنایید. هم با محیط و افراد و ... سخن بزرگان موثره؟ احادیث پیرامون وهن؟ یا عزت و کرامت انسان؟ دعوت از عالم آگاه؟ شرح حال خودتون؟ دیگه این که چه روشهایی در پیش بگیرید و یا چه ترکیبی از آنها رو خودتون بهتر می دونید اما در هر کدام بالاخره صبر و تحمل و امیدواری باید در نظر گرفته بشه ... اعتقادی که به سادگی به دست بیاد، راحت هم از دست میره خودتون هم خیلی با خودتون کلنجار رفتید
|
|||
|
|
۱۸:۵۵, ۲۶/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
اینجا رو مطالعه کنید نکات جالبی دوستان اشاره فرمودند http://forum.bidari-andishe.ir/thread-26858.html |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| گفتگو پیرامون علوم هیئت و نجوم(اموزش) | یا صاحب الزمان | 40 | 16,694 |
۲۷/تیر/۹۱ ۸:۰۹ آخرین ارسال: یا صاحب الزمان |
|





![[تصویر: resized_772057_466.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news_albums/357833/19081/resized/resized_772057_466.jpg)






