|
ضرورت نبوت؟!
|
|
۱۵:۲۱, ۱۴/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
با درود و عرض ادب
فرض رو بر این میذاریم که خدایی هست، حال، سوالی که مطرح می شه این هست که چه نیازی به نبی داریم؟ می دونم تاپیک های دیگه ای هم در این رابطه وجود داره، امّا این تاپیک رو زدم تا تبدیل به تاپیک جامعی برای بحث و تبادل نظر در رابطه با تئوری نبوت بشه -استدعا دارم دوستان دست از خطابه سرایی بردارن، استدلال، استدلال، استدلال |
|||
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۵:۵۳, ۱۴/اسفند/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/اسفند/۹۳ ۱۵:۵۶ توسط Ye Rahgozar.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
(۱۴/اسفند/۹۳ ۱۵:۴۹)mahdy30na نوشته است:خوشحالم که لحنتون تغییر کرد و امیدوارم تا آخر بحث، حالت ارشادی پیدا نکنه بنده به خدا اعتقاد دارم!(هر چند که درک نمی کنم تو یک بحث استدلالی فرضی بودن یا نبودن این اعتقاد چه دخلی به جنبه ی استدلالی بحث داره) (۱۴/اسفند/۹۳ ۱۵:۵۲)انتصـار نوشته است: دین مگه برای پیامبر هست ؟! دین و قوانین دین را خدا تعیین میکند . پیامبر واسطه ای برای ارائه دین برای انسان هاستدوست عزیز شوخیتون گرفته؟!!! چرا بزور مفروضاتتون رو می خواید به دیگران تحمیل کنید؟ ممنون میشم بذارید بنده و جناب مهدی پیش بریم! چون اصلاً سر از پستهای شما در نمیارم! |
|||
|
۱۵:۵۸, ۱۴/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
ذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ انعام 102 (۱۴/اسفند/۹۳ ۱۵:۵۳)Ye Rahgozar نوشته است: خوشحالم که لحنتون تغییر کرد و امیدوارم تا آخر بحث، حالت ارشادی پیدا نکنهمگه بنده با شما نوع دیگه اغاز کلام کردم که لحنم برگرده؟ نه چه اجباری هست مگه شما دیندار بیش چه توفیقی برا من داره؟همونقدر که الان بی نیاز از دین میدونین خودتون رو ![]() میتونم بپرسم به چه خدایی اعتقاد دارین؟
|
|||
|
|
۱۶:۰۳, ۱۴/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
(۱۴/اسفند/۹۳ ۱۵:۵۸)mahdy30na نوشته است:عالم مطلق، قادر مطلق، خیرخواه مطلق
|
|||
|
۱۶:۱۳, ۱۴/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعًا الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِيِّ الأُمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَكَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ اعراف 158 خوب وقتی خدا رو قبول دارین چرا میگید که بر فرض اینکه خدایی باشه(۱۴/اسفند/۹۳ ۱۵:۲۱)Ye Rahgozar نوشته است: با درود و عرض ادباینو پرسیدم که بدونم شما الان خدا رو قبول کردین یا اینکه قبول داشتین
إِنَّ اللَّهَ عَالِمُ غَيْبِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ
فاطر 38 ایا کلام خدا رو هم قبول دارین؟ كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللّهُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ بقره 213 یه سوال کتابهای اسمانی رو قبول دارین؟ چون مبنای حقیقاتتون رو نگفتین چی هست و بر چه مبنا میخواین بدونین چرا باید اساسا نبوتی درکار باشه. |
|||
|
۱۶:۲۲, ۱۴/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
(۱۴/اسفند/۹۳ ۱۶:۱۳)mahdy30na نوشته است:دوست عزیز شما فرض کنید یک انسانی وجود دارد، که اولاً انسان است و بعد مبتنی بر برهان امکان و وجوب به این نتیجه رسیده که خدایی در کار است! حال این انسان در طول زندگیش با افرادی مواجه شده که حرف از دین و دینداری زده اند، هرچند که این مفاهیم برایش گنگ و مبهم بوده اند امّا می خواهد از این مفاهیم بیشتر سر در بیاورد! چرا؟ چون در طول زندگیش به کرّات از دوستان دیندارش در مورد ضرورت نبوت و... شنیده به همین سادگی... |
|||
|
۱۷:۴۱, ۱۴/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ وَلاَ يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إَلاَّ خَسَارًا اسرا 82 (۱۴/اسفند/۹۳ ۱۶:۲۲)Ye Rahgozar نوشته است: دوست عزیز شما فرض کنید یک انسانی وجود دارد، که اولاً انسان است و بعد مبتنی بر برهان امکان و وجوب به این نتیجه رسیده که خدایی در کار است!سلامی مجدد
اینطوری بهتر میشه اگه جملتون رو مینوشتین ![]() این فرد که حرفهای گنگ شنیده و براش مبهم بوده هیچوقت نشد که بپرسه چرا اینها گنگ صحبت میکنن؟ ![]() مثلا ، جناب یک رهگذر الان اومده و میخواد بپرسه و این نشون میده که میخواد ابهاماتش رو مطرح و براشون بصورت غیر متعصبانه پاسخ بگیره. اینطوری درسته دیگه؟ خوب جناب یک رهگذر بزاریم ببنیم که خدا چی میگه
براتون نمونه نقل میکنم از کلام خدا خداوند در تورات موسی علی نبینا و اله و علیه السلام سفر خروج20:3و4. «تو را خدایان دیگر غیر از من نباشد، هیچگونه بتی به شکل حیوان یا پرنده یا ماهی برای خود درست نکن. در برابر آنها زانو نزن و آنها را پرستش نکن» در کتاب تثنیه آمده است افرادی که از توحید تخلف نمایند، مجازات میشوند و مجازاتشان کشتن و سنگسار نمودن آنهاست.( تثنیه13و 17:26. ) الیشع میگوید:«حال دریافتم که در سراسر جهان خدایی، جز خدای اسرائیل نیست».( وم پادشاهان5:15 ) اشعیای دوم میگوید: «خداوند قدوس میگوید چه کسی میتواند با من برابری کند»( اشعیا40:26. ) بنی اسرائیل هرگاه این پیمان توحید را میشکستند و به پرستش بتها روی میآوردند عذاب بر آنها نازل میشد( عاموس5:6. ) وحضرت موسی نیز این هشدار را به آنها داده بود.( تثنیه6:15و14. ) خدای متعال در قران کریم میفرماید إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلاَ تُسْأَلُ عَنْ أَصْحَابِ الْجَحِيمِ
ما تو را به حق، براى بشارت و بيم دادن (مردم جهان) فرستاديم؛ و تو مسئول (گمراهى) دوزخيان (پس از ابلاغ رسالت) نيستى! خیلی روان اگه بخوام بگم کار انبیا چی بود باید بگم یاد اوری میکردن به توحید و یکتا پرستی و رجوع به فطرت برای اینکار و نیومدن اثبات کنن خدایی هم هست. ![]() حالا من یه سوال دارم و امیداورم با تامل پاسخ بدین که : خدایی که شما افریده (چون خدا رو قبول دارین ) میخواد به حال خودتون باشین و کاری به کارتون نداشته باشه یا اینکه میخواد مخلوقش رو به اعلا علیین برسونه؟ اکر افرید و کنار کشید وکاری به کارتون نداره که دیگه بحثی نیست ولی اگه نه ، میخواد شما رو رها نکنه و به مقامات بالا برسونه ادامه بدیم بحث رو در انتها از کلام امیر المومنین علی علیه السلام براتون نقل میکنم امیدوارم برای پاسختون مفید باشه . َاصْطَفي سُبْحَانَهُ مِنْ وَلَدَهِ أَنْبيَاءَ أَخَذَ عَلَي الْوَحْيِ مِيثَاقَهُمْ، وَعَلَي تَبْليغِ الرِّسَالَةِ أَمَانَتَهُمْ، لَمَّا بَدَّلَ أَکْثَرُ خَلْقِهِ عَهْدَ اللهِ إِلَيْهِمْ، فَجَهِلُوا حَقَّهُ، واتَّخَذُوا الْأَنْدَادَ مَعَهُ، وَاجْتَالَتْهُمُ الشَّيَاطِينُ عَنْ مَعْرفَتِهِ، وَاقتَطَعَتْهُمْ عَنْ عِبَادَتِهِ، فَبَعَثَ فِيهمْ رُسُلَهُ، وَوَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِياءَهُ، لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ، وَيُذَکِّرُوهُمْ مَنْسِيَّ نِعْمَتِهِ، وَيَحْتَجُّوا عَلَيْهِمْ بَالتَّبْلِيغِ، وَيُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ، وَيُرُوهُمْ آيَاتِ الْمَقْدِرَةِ: مِنْ سَقْفٍ فَوْقَهُمْ مَرْفُوعٍ، وَمِهَادٍ تَحْتَهُمْ مَوْضُوعٍ، وَمَعَايِشَ تُحْيِيهِمْ، وَآجَال تُفْنِيهمْ، وَأَوْصَاب تُهْرِمُهُمْ، وَأَحْدَاثٍ تَتَابَعُ عَلَيْهِمْ، وَلَمْ يُخْلِ اللهُ سُبْحَانَهُ خَلْقَهُ مِنْ نَبِيٍّ مُرْسَلٍ، أَوْ کِتَابٍ مُنْزَلٍ، أَوْ حُجَّةٍ لاَزِمَة، أَوْ مَحَجَّةٍ قَائِمَةٍ، رُسُلٌ لاتُقَصِّرُ بِهِمْ قِلَّةُ عَدَدِهِمْ، وَلاَ کَثْرَةُ المُکَذِّبِينَ لَهُمْ: مِنْ سَابِقٍ سُمِّيَ لَهُ مَنْ بَعْدَهُ، أَوْ غَابِرٍ عَرَّفَهُ مَنْ قَبْلَهُ. عَلَي ذْلِکَ نَسَلَتِ القُرُونُ، وَمَضَتِ الدُّهُورُ، وَسَلَفَتِ الْآبَاءُ، وَخَلَفَتِ الْأَبْنَاءُ. خداوند سبحان از ميان فرزندان آدم ، پيامبرانى برگزيد و از آنان پيمان گرفت که هر چه را که به آنها وحى مىشود ، به مردم برسانند و در امر رسالت او امانت نگه دارند ، به هنگامى که بيشتر مردم ، پيمانى را که با خدا بسته بودند ، شکسته بودند و حق پرستش او ادا نکرده بودند و براى او در عبادت شريکانى قرار داده بودند و شيطانها از شناخت خداوند ، منحرفشان کرده بودند و پيوندشان را از پرستش خداوندى بريده بودند . پس پيامبران را به ميانشان بفرستاد . پيامبران از پى يکديگر بيامدند تا از مردم بخواهند که آن عهد را که خلقتشان بر آن سرشته شده ، به جاى آرند و نعمت او را که از ياد بردهاند ، فرا ياد آورند و از آنان حجّت گيرند که رسالت حق به آنان رسيده است و [b]خردهاشان را که در پرده غفلت ، مستور گشته ، برانگيزند . و نشانههاى قدرتش را که بر سقف بلند آسمان آشکار است به آنها بنمايانند و هم آنچه را که بر روى زمين است و آنچه را که سبب حياتشان يا موجب مرگشان مىشود به آنان بشناسانند و از سختيها و مرارتهايى که پيرشان مىکند يا حوادثى که بر سرشان مىتازد ، آگاهشان سازند . خداوند بندگان خود را از رسالت پيامبران ، بىنصيب نساخت بلکه همواره بر آنان ، کتاب فرو فرستاد و برهان و دليل راستى و درستى آيين خويش را بر ايشان آشکار ساخت و راه راست و روشن را خود در پيش پايشان بگشود . پيامبران را اندک بودن ياران ، در کار سست نکرد و فراوانى تکذيب کنندگان و دروغ انگاران ، از عزم جزم خود باز نداشت . براى برخى که پيشين بودند ، نام پيامبرانى را که زان سپس خواهند آمد ، گفته بود و برخى را که پسين بودند ، به پيامبران پيشين شناسانده بود . (خطبه 1) در پناه خدا باشید |
|||
|
|
۱۴:۵۲, ۱۵/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
با سلام و وقت بخیر خدمت همکاران گرامی
جناب Ye Rahgozar ایا مایل به ادامه بحث نیستین یا اینکه علت رو پیدا کردین؟ هر زمان نیاز دیدین بگید به ادامه مباحثه بپردازیم اگه خواستین میتونین پیام خصوصی هم بدیدتا شروع مجدد رو انجام بدیم. |
|||
|
۱۳:۴۱, ۱۸/اسفند/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/اسفند/۹۳ ۱۳:۴۳ توسط Ye Rahgozar.)
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
بنده عرض می کنم ضرورت نبوت رو اثبات کنید، بعد شما آیه ای از قرآن می آورید و می فرمایید کلام خدا رو که قبول داری؟!
وقتی کسی نبی رو قبول نداشته باشه، چطور می تونه کتابش رو قبول داشته باشه؟!! |
|||
|
۱۵:۳۸, ۱۸/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
(۱۸/اسفند/۹۳ ۱۳:۴۱)Ye Rahgozar نوشته است: بنده عرض می کنم ضرورت نبوت رو اثبات کنید، بعد شما آیه ای از قرآن می آورید و می فرمایید کلام خدا رو که قبول داری؟!بنده فقط از قران شاهد مثال قید نکردم دقت کن برادر من خدا با شما چطور صحبت مبکنه میشه بگین؟ شاید خدایی که قبول دارین اصلا با شما کاری نداره و به امان خودتون رها کرده شما رو؟ شاید هم اصلا خدایی نیست>میتونه تو نگاه شما اینطوری باشه؟
|
|||
|
۱۵:۵۳, ۱۸/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
(۱۸/اسفند/۹۳ ۱۵:۳۸)mahdy30na نوشته است: بنده فقط از قران شاهد مثال قید نکردم دقت کن برادر منبا طبیعت، با قرار دادن قوه تعقل در آدمی، با زیبایی های هستی اگه خیلی علاقمندید، اصلاً همونطور که با انیباء! صحبت کرده! با منم صحبت می کنه! نه نجومست و نه رملست و نه خواب وحی حق والله اعلم بالصواب از پی روپوش عامه در بیان وحی دل گویند آن را صوفیان وحی دل گیرش که منظرگاه اوست چون خطا باشد چو دل آگاه اوست مؤمنا ینظر به نور الله شدی از خطا و سهو آمن آمدی
|
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |









