کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اصول دین؟
۱۶:۱۷, ۱۴/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #1

درود

گفته شده اصول دین تحقیقیست؟ حال سوالی دارم، اگر اصول دین تحقیقیست، چطور کسی که والدینش مسلمان بوده اند حق ندارد، به دینی غیر از اسلام گرایش پیدا کند؟ مگر اصول دین تحقیقی نیست؟ پس دیگر دین موروثی بی معناست و تحقیق هم حداقل چند سال زمان می برد

یحتمل در جواب خواهید گفت نه افراد حق دارن قلباً دینی غیر از اسلام را برگزینند اما علناً نباید اعلام کنند!!!!!

فی الواقع این مصداق هر آنچه برای خود می پسندی برای دیگران بپسند است؟!!

گذشته از آن وقتی افراد نتوانند دینی غیر از اسلام را تبلیغ کنند و باورهای قلبیشان را ترویج کنند، دیگر تحقیق به چه معناست؟ تحقیق وقتی معنا دارد که همگان بتوانند به راحتی عقایدشان را تبلیغ و ترویج کنند

Heart
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۴:۵۶, ۱۸/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #11
آواتار
(۱۸/اسفند/۹۳ ۱۳:۴۵)Ye Rahgozar نوشته است:  چه کپی پیست جالبی! دوست عزیز بنده هم میتونم 100ها خط کپی کنم و بعد هم به راحتی در همین تاپیک پیست بفرمایم!! Cool

کوتاه و مختصر جواب عرایضم را بدهید! لطفاً!

سلام وقتی شما چنین برداشتی دارین
(۱۵/اسفند/۹۳ ۲۳:۳۱)Ye Rahgozar نوشته است:  کاملاً جوابمو گرفتم = قدرت دست ماست، حق تبلیغ باوری غیر از باور ما رو نداری، مردم نادان و احمقن، حرف نزن، ممکنه گمراه شن، ما حق مطلقیم!


پاینده باشید....

بنده هم در مطلبی مفید و کمی طولانی خواستم بدونین برداشتتون اشتباه و نگاهتون نگاه متناقض با بیان اولتون هست
(۱۴/اسفند/۹۳ ۱۶:۱۷)Ye Rahgozar نوشته است:  درود

گفته شده اصول دین تحقیقیست؟ حال سوالی دارم، اگر اصول دین تحقیقیست، چطور کسی که والدینش مسلمان بوده اند حق ندارد، به دینی غیر از اسلام گرایش پیدا کند؟ مگر اصول دین تحقیقی نیست؟ پس دیگر دین موروثی بی معناست و تحقیق هم حداقل چند سال زمان می برد

یحتمل در جواب خواهید گفت نه افراد حق دارن قلباً دینی غیر از اسلام را برگزینند اما علناً نباید اعلام کنند!!!!!

فی الواقع این مصداق هر آنچه برای خود می پسندی برای دیگران بپسند است؟!!

گذشته از آن وقتی افراد نتوانند دینی غیر از اسلام را تبلیغ کنند و باورهای قلبیشان را ترویج کنند، دیگر تحقیق به چه معناست؟ تحقیق وقتی معنا دارد که همگان بتوانند به راحتی عقایدشان را تبلیغ و ترویج کنند

Heart

و اینکه شما رو با جهات مختلف این موضوع تحقیق و ازادی عقیده و بیان و تفاوتهاش اشنا کنم.
وگرنه همونطور که میدونین و قبلتر هم بیان کردم کسی مسلمون بشه برای من تو فرقی نداره و اجباری نیست.
شما نسبت به سوالی که داشتین پاسخی داده شد براتون و اینکه میخواین ادامه بدین باید مبانی رو که طرفین قبول دارن مشترکاتش رو بگیریم و روی اونها پیش بریم.
اصول دین تحقیق هستی و نه تقلیدی . و اینکه ازادی عقیده موجب میشه هر کسی عقایدش رو اعلام بکنه
شما که الان دارین عقادیتون رو بیان میکنید ایا خلاف هست ؟
شما اگه براهینی دارین بفرمایین همون طور که دین ما میکه

قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین

این یعنی اینکه ما ازادی عقیده رو میپذیریم .
ازادی بیان هم که همین هست شما و سایر دوستان خدا ناباور و امثالهم مطالبشون رو میگن .
جناب خدای متعال برای من و شمایی که در باره دین میخوایم تحقیقکنیم و بدور از تعصب باشه چی میفرماید؟
همون خدایی که هر دو قبول داریم

فبشر عباد ا الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه

همین خدا برای اینکه جبری در کار نباشه برای پذیرش مبانی حقه میفرماید

لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی فمن یکفر بالطاغوت و یؤمن بالله فقد استمسک بالعروة الوثقی لا انفصام لها و الله سمیع علیم


جناب Ye Rahgozar اگه خدای من و شما میخواست به اجبار شما رو دیدندار کنه و به بیان دیگه اگه قرار بود اصول دین و اساس دیانت اجباری باشه نمیفرمود

و لو شاء ربک لآمن من فی الارض کلهم جمیعا ا فانت تکره الناس حتی یکونوا مؤمنین

حال اینکه اگه شما خدا رو قبول دارین ، ( بحث انبیا رو در جای ودش با شما ادامه میدم ) پیامبری رو که فرستاد هیج جا نگفت اجباری باید بیایین و خا رو قبول کنین بلکه انبیا فقط به خدا انسانها رو دعوت میکردن و یاد اور میشدن.
براتون از نهج البلاغه نمونه اوردم که هدف انبیا چه بوده.

وَ یُثیروا لَهُم دَفائِنَ العُقول.
[/i]
نهج البلاغه خطبه 1
چون بحث اصول دین بحثی دینی هست بنده مستنداتم رو از روی مبانی قرانی براتون اوردم حال اینکه شما اساس نبوت رو هم میخواین قبول نداشته باشین .

شما اگه میخواین از بحث ارتداد هم به نفع خودتون استفاده کنید بنده برای اون هم از نگاه حقوقی و شرعی پاسخ دارم و در زمان مناسب پاسخ میدم.
[b]در پناه ثقلین باشید.
یا زهرا سلام الله

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۵:۱۳, ۱۸/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #12

بگذریم از اینکه جوابهاتون هیچ دخلی به سوال من نداره!

یه سوال ساده می پرسم، فرض کنید مسیحی ای در امریکا مسلمون بشه، واقعاً می پسندین که امریکایی ها جلوی تبلیغ اسلامش رو دقیقاً با استدلالهایی همچون استدلالهای شما بگیرن؟ یا نه تو بوق و کرنا می کنید، که یا ایها الناس یه مسیحی، مسلمون شد، برادر بزرگوار مهمترین اصل اخلاقی در تاریخ بشریت، هر آنچه برای خود می پسندی برای دیگران بپسند و هر آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران نپسند، بوده

در مورد سن تحقیق هم، فکر می کنم تازه از سن بلوغ تحقیق حقیقی آغاز می شود، به اون مطالبی که از بچگی به خورد بچه ها می دهند، تحقیق نمی گویند

و بماند که تو جامعه ای که فقط مسلمونها حق تبلیغ داشته باشن و محققین مخالف اسلام نتونن حرف بزنن، تحقیق اساساً بی معنیه! تحقیق وقتی معنی داره که همگان بتونن به راحتی باورهاشون رو عرضه کنن تا بتوان به درستی تصمیم گرفت، استدعا دارم نفرمایید که الان اینترنت و ... وجود داره، این هم از صدقه سری مدرنیته هست که اگه مدرنیته نبود، بسیاری به سرنوشت زنده یاد کسروی دچار می شدن(و باز بماند که با این حال هم عده ی کثیری، سرنوشتی مشابه کسروی داشتن)

فکر می کنم گفتنی ها گفته شد و ما بقی تکرار مکرراته!

پاینده باشید، بدرود
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجتبی110 ، پارمیس
۱۵:۳۰, ۱۸/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #13
آواتار
(۱۸/اسفند/۹۳ ۱۵:۱۳)Ye Rahgozar نوشته است:  بگذریم از اینکه جوابهاتون هیچ دخلی به سوال من نداره!

یه سوال ساده می پرسم، فرض کنید مسیحی ای در امریکا مسلمون بشه، واقعاً می پسندین که امریکایی ها جلوی تبلیغ اسلامش رو دقیقاً با استدلالهایی همچون استدلالهای شما بگیرن؟ یا نه تو بوق و کرنا می کنید، که یا ایها الناس یه مسیحی، مسلمون شد، برادر بزرگوار مهمترین اصل اخلاقی در تاریخ بشریت، هر آنچه برای خود می پسندی برای دیگران بپسند و هر آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران نپسند، بوده

در مورد سن تحقیق هم، فکر می کنم تازه از سن بلوغ تحقیق حقیقی آغاز می شود، به اون مطالبی که از بچگی به خورد بچه ها می دهند، تحقیق نمی گویند

و بماند که تو جامعه ای که فقط مسلمونها حق تبلیغ داشته باشن و محققین مخالف اسلام نتونن حرف بزنن، تحقیق اساساً بی معنیه! تحقیق وقتی معنی داره که همگان بتونن به راحتی باورهاشون رو عرضه کنن تا بتوان به درستی تصمیم گرفت، استدعا دارم نفرمایید که الان اینترنت و ... وجود داره، این هم از صدقه سری مدرنیته هست که اگه مدرنیته نبود، بسیاری به سرنوشت زنده یاد کسروی دچار می شدن(و باز بماند که با این حال هم عده ی کثیری، سرنوشتی مشابه کسروی داشتن)

فکر می کنم گفتنی ها گفته شد و ما بقی تکرار مکرراته!

پاینده باشید، بدرود

شما اگه پاسختون رو گرفتین برسیم به بحث ازادی بیان و ...
وگرنه ورود به بحث بدون نتیجه هست.
(۱۸/اسفند/۹۳ ۱۵:۱۳)Ye Rahgozar نوشته است:  مهمترین اصل اخلاقی در تاریخ بشریت، هر آنچه برای خود می پسندی برای دیگران بپسند و هر آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران نپسند،
اصل اخلاق اینه؟
جناب شما اگه وقت نکری تحقیق کنی گردن دیگری ننداز.
اگه تو جامعه ای باشی که حتی مسلمون هم توش نباشه بالاخره کسی یه عقیده ای داشته که به شما بده
حالا میخواد عقاید اسمانی باشه و یا زمین و و یا الحادی...
اینکه نمیخواسن اداکه بدین با خودتون هست وگرنه همونطور که گفتین
فکر می کنم گفتنی ها گفته شد و ما بقی تکرار مکرراته!
و اینکه روی نگاه خودتون تعصب دارین خودش نشون میده که جقدر اهل تحقیق هستین.
در پناه ثقلین باشید
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: رکن الهدی
۱۵:۳۷, ۱۸/اسفند/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/اسفند/۹۳ ۱۵:۳۷ توسط Ye Rahgozar.)
شماره ارسال: #14

(۱۸/اسفند/۹۳ ۱۵:۳۰)mahdy30na نوشته است:  اصل اخلاق اینه؟
جناب شما اگه وقت نکری تحقیق کنی گردن دیگری ننداز.
اگه تو جامعه ای باشی که حتی مسلمون هم توش نباشه بالاخره کسی یه عقیده ای داشته که به شما بده
حالا میخواد عقاید اسمانی باشه و یا زمین و و یا الحادی...
اینکه نمیخواسن اداکه بدین با خودتون هست وگرنه همونطور که گفتین
فکر می کنم گفتنی ها گفته شد و ما بقی تکرار مکرراته!
و اینکه روی نگاه خودتون تعصب دارین خودش نشون میده که جقدر اهل تحقیق هستین.
در پناه ثقلین باشید
تعصب؟ Big Grin
هر آنچه برای خود می پسندی برای دیگران بپسند کجاش عجیبه؟ یعنی اگه دوست ندارین با مسلمونها در سایر کشورها همون رفتاری بشه که شما با سایر عقاید در کشورهای اسلامی می کنید، خب طبیعتاً خودتون هم باید دست از این اعمال بردارید، خیلی سادست!
استدعا دارم، یکبار دیگر پستم رو بخونید، بنظرم اصلاً متوجه منظورم نشدین
استدلالهاتون هم حیرت آوره

قضاوت با خوانندگان!

حرفی نیست، پاینده باشید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجتبی110 ، پارمیس
۱۵:۴۲, ۱۸/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #15
آواتار
(۱۸/اسفند/۹۳ ۱۵:۳۷)Ye Rahgozar نوشته است:  تعصب؟ Big Grin
هر آنچه برای خود می پسندی برای دیگران بپسند کجاش عجیبه؟ یعنی اگه دوست ندارین با مسلمونها در سایر کشورها همون رفتاری بشه که شما با سایر عقاید در کشورهای اسلامی می کنید، خب طبیعتاً خودتون هم باید دست از این اعمال بردارید، خیلی سادست!
استدعا دارم، یکبار دیگر پستم رو بخونید، بنظرم اصلاً متوجه منظورم نشدین
استدلالهاتون هم حیرت آوره

قضاوت با خوانندگان!

حرفی نیست، پاینده باشید

دیدین همکار گرامی بدون نتیحه رها کردین این بحث رو
نکن برادر من از شاخه به شاخه دیگه نرو اینطوری خودت ضرر میکنی
شما اصول دین رو خواستی تو اسلام
پس چرا میری تو بحث دیگه؟
همین نشون میده که شما بحث چیز دیگس

شما میخوایم بگی ازادی بیان نداریم؟
الان کاری که شما میکنی چیه؟
اگه میگی ازادی عقیده نداریم هم باید بگم همین که نظراتتون خلاف نظرات بنده هست و داریم روش مباحثه میکنیم هم نشون میده ازادی عقیده هست.
شما همین رو حل کن بعد میریم تو کشور های دیگه
شما هم یکبار دیگه مباحث رو از ابتدا بخون ببین رو چیا قرار بود پبش بریم.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: رکن الهدی
۱۵:۴۹, ۱۸/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #16

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نظر دادن تو یک تالار اینترنتی، مصداق آزادی بیانه؟ نه بیاید اعدامم کنید!

تحقیق واقعی یعنی رسانه ها و امکانات به یک اندازه در اختیار تفکرات مختلف قرار بگیره، یا حداقل این امکان وجود داشته باشه که بقیه هم بتونن به راحتی کتابهاشون رو منتشر کنن و...

چرا به زور میخوای حرف خودتو به کرسی بنشونی؟

از اول هم عرض بنده این بود که تحقیقی بودن اصول دین با حکم ارتداد و... در تضاده، تاپیک رو برای همین زدم دیگه!


دوباره تکرار می کنم:


یه سوال ساده می پرسم، فرض کنید مسیحی ای در امریکا مسلمون بشه، واقعاً می پسندین که امریکایی ها جلوی تبلیغ اسلامش رو دقیقاً با استدلالهایی همچون استدلالهای شما بگیرن؟ یا نه تو بوق و کرنا می کنید، که یا ایها الناس یه مسیحی، مسلمون شد، برادر بزرگوار مهمترین اصل اخلاقی در تاریخ بشریت، هر آنچه برای خود می پسندی برای دیگران بپسند و هر آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران نپسند، بوده


در مورد سن تحقیق هم، فکر می کنم تازه از سن بلوغ تحقیق حقیقی آغاز می شود، به اون مطالبی که از بچگی به خورد بچه ها می دهند، تحقیق نمی گویند

و بماند که تو جامعه ای که فقط مسلمونها حق تبلیغ داشته باشن و محققین مخالف اسلام نتونن حرف بزنن، تحقیق اساساً بی معنیه! تحقیق وقتی معنی داره که همگان بتونن به راحتی باورهاشون رو عرضه کنن تا بتوان به درستی تصمیم گرفت، استدعا دارم نفرمایید که الان اینترنت و ... وجود داره، این هم از صدقه سری مدرنیته هست که اگه مدرنیته نبود، بسیاری به سرنوشت زنده یاد کسروی دچار می شدن(و باز بماند که با این حال هم عده ی کثیری، سرنوشتی مشابه کسروی داشتن)


فکر می کنم گفتنی ها گفته شد و ما بقی تکرار مکرراته!

پاینده باشید، بدرود
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجتبی110 ، پارمیس
۱۶:۳۰, ۱۸/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #17
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

فکر کنم یک مقدار در تعریف تبلیغ و همچنین
تحقیق مشکل دارن
شما مختارید هر چقدر میخوایید تحقیق کنید و اسلام این امر را ستوده و تبلیغ مقوله ای جدا.
شما راجع به هر موضوعی میخواهی تحقیق کنی در جهان امروز ازاد ترین کشور ایران و ازادترین دین اسلام است.

بعد در مورد تبلیغ یک سوال
ایا انسانیت و ازادی این اجازه را میدهد هر اندیشه ای تبلیغ شود هر چند ان اندیشه غلط و اشتباهش ثابت شده باشد(هم از نظر دینی و هم علمی و هم تجربه)؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجتبی110 ، mahdy30na ، سیمرغ
۱۶:۳۶, ۱۸/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #18

(۱۸/اسفند/۹۳ ۱۶:۳۰)عبدالرحیم نوشته است:  بسم الله الرحمن الرحیم

فکر کنم یک مقدار در تعریف تبلیغ و همچنین
تحقیق مشکل دارن
شما مختارید هر چقدر میخوایید تحقیق کنید و اسلام این امر را ستوده و تبلیغ مقوله ای جدا.
شما راجع به هر موضوعی میخواهی تحقیق کنی در جهان امروز ازاد ترین کشور ایران و ازادترین دین اسلام است.

بعد در مورد تبلیغ یک سوال
ایا انسانیت و ازادی این اجازه را میدهد هر اندیشه ای تبلیغ شود هر چند ان اندیشه غلط و اشتباهش ثابت شده باشد(هم از نظر دینی و هم علمی و هم تجربه)؟
باز برگشتیم سر خونه اول! فی الواقع از تکرار مکررات و جواب های حیرت آور دوستان خسته شدم، وقت کافی هم برای ادامه این بحث رو ندارم، آخرین پستم:

دوست عزیز اگه امروزه می توان تحقیق کرد و با تفکرات مختلف آشنا شد، بخاطر مدرنیته ست و بس!
بحث من سر پارادوکس های دینیست! شما بجای امروز 500 سال قبل را در نظر بگیرید، کما اینکه همین امروز هم حضرات تا اونجایی که بتونن جلوی نشر عقاید مخالف عقایدشون رو می گیرن، دیگه بیشتر از این واقعاً در توانشون نیست، به هر روی قرن 21ئه

در مورد ساحت تفکر هم بله، قطعاً ما تو ساحت تفکر هیچ حد و مرزی نداریم، وقتی یک ایده، عقیده یا... مطرح نشه و مورد کنکاش قرار نگیره، شما از کجا پی به درستی و یا غلطیش می برید؟!!!

خوش و خرم باشید و صد البته آزاده

بدرود
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۶:۵۳, ۱۸/اسفند/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/اسفند/۹۳ ۱۷:۰۳ توسط mahdy30na.)
شماره ارسال: #19
آواتار
(۱۸/اسفند/۹۳ ۱۵:۴۹)Ye Rahgozar نوشته است:  !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نظر دادن تو یک تالار اینترنتی، مصداق آزادی بیانه؟ نه بیاید اعدامم کنید!

تحقیق واقعی یعنی رسانه ها و امکانات به یک اندازه در اختیار تفکرات مختلف قرار بگیره، یا حداقل این امکان وجود داشته باشه که بقیه هم بتونن به راحتی کتابهاشون رو منتشر کنن و...

چرا به زور میخوای حرف خودتو به کرسی بنشونی؟

از اول هم عرض بنده این بود که تحقیقی بودن اصول دین با حکم ارتداد و... در تضاده، تاپیک رو برای همین زدم دیگه!


دوباره تکرار می کنم:


یه سوال ساده می پرسم، فرض کنید مسیحی ای در امریکا مسلمون بشه، واقعاً می پسندین که امریکایی ها جلوی تبلیغ اسلامش رو دقیقاً با استدلالهایی همچون استدلالهای شما بگیرن؟ یا نه تو بوق و کرنا می کنید، که یا ایها الناس یه مسیحی، مسلمون شد، برادر بزرگوار مهمترین اصل اخلاقی در تاریخ بشریت، هر آنچه برای خود می پسندی برای دیگران بپسند و هر آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران نپسند، بوده


در مورد سن تحقیق هم، فکر می کنم تازه از سن بلوغ تحقیق حقیقی آغاز می شود، به اون مطالبی که از بچگی به خورد بچه ها می دهند، تحقیق نمی گویند

و بماند که تو جامعه ای که فقط مسلمونها حق تبلیغ داشته باشن و محققین مخالف اسلام نتونن حرف بزنن، تحقیق اساساً بی معنیه! تحقیق وقتی معنی داره که همگان بتونن به راحتی باورهاشون رو عرضه کنن تا بتوان به درستی تصمیم گرفت، استدعا دارم نفرمایید که الان اینترنت و ... وجود داره، این هم از صدقه سری مدرنیته هست که اگه مدرنیته نبود، بسیاری به سرنوشت زنده یاد کسروی دچار می شدن(و باز بماند که با این حال هم عده ی کثیری، سرنوشتی مشابه کسروی داشتن)


فکر می کنم گفتنی ها گفته شد و ما بقی تکرار مکرراته!

پاینده باشید، بدرود

جناب شماوقتی میایین اینجا و اینکه الان بین من و شما مباحثه ای در مورد این موضوع شما هست ایا کسی دیگر هم مطالب رو میخونه یا نه؟
و اینکه شما وقتی اسم اینجا رو میخوین متوجه میشی که مکانی بریای گفتگو هست و این همون ازادی بیان و عقیده هست.
من نمیخوام حرف خودم رو به کرسی بنشونم این شمایی که دنبال جوابی کلیشه ای و اونی کهخودتون میخواید رو از من نگرفتین و برای همین مباحث مختلف رو میخواین پیش بکشین تا با خلط مباحث به خواسته خودتون برسین.
شما میل داری بحث رو از موضوعش خارج کنی ولی متاسفم
شما ممکنه نبی رو قبول نداشته باشی ولی به نقل از خودتون خدا روقبول اری
حال این خدا خودش میگه که
لا اِكراهَ فِى الدِّينِ
این اکراه چیه؟ایا در دین اجبار هستیا اینکه شما مکره شدین ؟
شما در دنیای امروزی که دیگه همه سعی بر این دارن که از منابع و فرصتهایی که در اختیارشون قرار میگیره تا بتونن تبلیغشون رو بکنن همونقدر هم کسایی که اهل هر دیانتی باشن سعی بر بلیغش دارن
از رسانه های مجازی و فضای مجازی و کتاب مجازی و ... گرفته تا کتابخانههای تخصصی /
شما با این وجود منکر این هسین که ازادی وجود نداره
جناب شما وقتی سوال داری میپرسی یا دنبال جوابی خاص هستی یا اینکه به دنبال جواب درست برای پاسختون بدون پیش پاسخ
همون خدایی که ما قبول دارم بعد از اینکه راهنما برای مخلوقاتش فرستاده میگه




فَبَشِّرْ[/i] عِبَادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ. یستمعون القول فیتبعون احسنه

خوب وقتی جنین خرفی میزن در مقام این هست که برترین کلام رو بپذیر


حالا شما دوست داری فقط کلام خودتون رو بپذیرین و کلامی دیگه رو گوش ندین و نشنوین[b]
، این یه چیزیه و اینکه میگین
هیج ازادی بیان و عقیده نیست یه چیز دیگه
شما حق در تحقیق داری تا به کلام اخسن برسی ولی اکه این وسطا بهکلام احست رسیدی ولی نخواستی بپذیری شامل حال



قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءكُمُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِوَكِيلٍ


جناب باید دقت کنین که
نقل قول:
در فقه اسلام ما یک « شاک » در حال تفحص و جستجوی حقیقت داریم و یک مرتد و معاند، و این دو با هم تفاوت اساسی دارند.
« شاک » آن کسی است که نمی خواهد به طور موروثی عقیده ای را باور کند و دینی را بپسندد، درباره ی آن چه که پدر و مادر و محیط خانواده و یا اجتماع درباره ی خدا و اسلام به او تلقین کرده اند تردید و دودلی دارد که مبادا این عین حقیقت نباشد ؟ و لذا به شک می افتد و برای کشف واقع و حقیقت دست به مطالعه و تلاش و تفحص می زند.
این شک و این کار از نظر اسلام مذموم و ناپسند نیست بلکه مورد تمجید نیز هست، چرا که در قرآن، ملل پیشین به خاطر تقلید از آبا و اجدادشان در مورد دین و مذهب مورد نکوهش قرار گرفته اند.
حتی از بیت المال مسلمانان باید امکانات مطالعاتیِ « شاک در حال تفحص » فراهم شود. چون ریشه ی این شک در معرفت و صداقت قرار گرفته است. شک گذرگاه بسیار خوب ولی توقف گاه بسیار زشت و ناپسندی است.
اما مسأله ارتداد یک مسأله خدعه و خیانت عقیدتی است و منشأ آن عناد و یا نفاق است.
سرنوشت کسی که به طور مادرزادی بی دست به دنیا می آید با سرنوشت کسی که در اثر بیماری خطرناک و سرایت کننده ای باید دستش قطع شود تفاوت دارد. ارتداد یک فرد مسلمان و مسلمان زاده همان بیماری عفونی لاعلاج و خطرناکی است که در پیکر یک امت پیدا می شود و حیات آن را تهدید می کند و لذا این عضو فاسد باید بریده شود.
مرتد معاندی است که به عنوان ستون پنجم دشمن اسلام و مسلمانان در درون امت رخنه داشته و از موقعیت طبیعی و فطریش سوء استفاده کرده است.

شما داری درباره عقاید اسلامی صحبتمیکنی پس باید طبق قواعد همین دین برخورد بشه درسته؟
در غیر این صورت میشه مثل اینکه شما تو این تالار با شرایط و قواعد اینجا مباحثه میکین ولی طبق قوانین تالار دیگه با شما برخورد بشه ایا این درسته؟



(۱۸/اسفند/۹۳ ۱۶:۳۶)Ye Rahgozar نوشته است:  باز برگشتیم سر خونه اول! فی الواقع از تکرار مکررات و جواب های حیرت آور دوستان خسته شدم، وقت کافی هم برای ادامه این بحث رو ندارم، آخرین پستم:

دوست عزیز اگه امروزه می توان تحقیق کرد و با تفکرات مختلف آشنا شد، بخاطر مدرنیته ست و بس!
بحث من سر پارادوکس های دینیست! شما بجای امروز 500 سال قبل را در نظر بگیرید، کما اینکه همین امروز هم حضرات تا اونجایی که بتونن جلوی نشر عقاید مخالف عقایدشون رو می گیرن، دیگه بیشتر از این واقعاً در توانشون نیست، به هر روی قرن 21ئه

در مورد ساحت تفکر هم بله، قطعاً ما تو ساحت تفکر هیچ حد و مرزی نداریم، وقتی یک ایده، عقیده یا... مطرح نشه و مورد کنکاش قرار نگیره، شما از کجا پی به درستی و یا غلطیش می برید؟!!!

خوش و خرم باشید و صد البته آزاده

بدرود
یعنی قبل از مدرنیته کسی اهل تحقیق نبود جناب؟
واقعا این حرفتون ادم رو میبره به 1 روز بعد از انقراض ماموتها
شما همینگه عقاید مدیرنیته خودتون رو بیان میکنین نشون میده کسی که میخواد جلو نشر حقایق رو بگیره و جنگی فرسایشی داشته باشه کیه
حال کمی دوستان مدرنیته رو بشناسیم البته متفاوت از اصل این بخث هست ولی بحث به اینجا کشیده شد خوبه بدونیم/
دوستان ببخشین همه اهل فضل هستن
ویژگی­های اصلی مدرنیته
مدرنیته یک عهد و یک عالم است. جهان مدرن به طور ماهوی با قرون وسطی و جهان باستان غربی و نیز عالم دینی تفاوت دارد. مدرنیته به لحاظ نظری دارای این ویژگی­ها است:
- بشرانگاری و اومانیسم
- تاکید و تکیه بر عقل جزوی نفسانیت مدار استیلاجو (عقل مدرن)
- اعتقاد به اصل پیشرفت تاریخی
- اصالت علم جدید
- جدا کردن اخلاق از تار و پود عالم
- تکنولوژی جدید و نظام تکنوکراسی
- سکولاریزم و سکولاریزه کردن امور
- بوروکراسی پیچیده مدرن
- نیهیلیسم به عنوان صفت ذات
- اعتقاد به قانون گذاری توسط عقل جزوی بشری و حق حاکمیت بشری
- سرمایه داری
زرشناس، شهریار، مبانی نظری غرب مدرن، تهران، انتشارات کتاب صبح، ص 37.

انسان مدرن اعتماد و اتکا به عقل خود کرد و در مقام شناسا در صحنه زندگی حضور پیدا کرد. دست به شناخت طبیعت و خود زد و پیشرفت های زیادی در حوزه های مختلف علمی برایش حاصل شد. انسان مدرن آرمانی چون شهر مدرن را در سر داشت. گمان می کرد با پیشرفت بی کران و غلبه بر طبیعت و تاریخ هر گونه رنج و کمبود در زندگی انسان پایان می یابد. بدین ترتیب با سرعت تمام دست به شناسایی طبیعت و همه قلمروهای ممکن هستی زد. در اواخر قرن نوزدهم در پیامدهای تحقق آرمان مدرنیته تردیدهایی ایجاد شد. نیچه جزو اولین متفکرانی بود که دست به سنجش گری و نقد مدرنیته زد و سعی کرد با تحلیل جدیدی از انسان و عقل انسان جایگاه جدیدی به انسان بخشد.
«مدرنیته دستاوردهای عظیم و مهمی را برای زندگی بشر در حوزه­های علمی و انسانی به ارمغان آورده است که نمی توان از آن چشم پوشید و تاثیر آن را در زندگی و رشد انسانی نادیده گرفت اما با توجه به تبعاتی که مدرنیته داشته است این نکته را نیز باید مورد توجه قرار دهیم که محدودیت ها و ماهیت عقل را بشناسیم. زیرا که شناخت آفت های عقل و نقد دنیای مدرن می تواند نگرشی را برای ما حاصل آورد که در زندگی از امکان خوش زیستنی که در دنیای مدرن برای ما فراهم می آورد بهره ببریم و هم از عوارض سوء آن در امان بمانیم. و در این راه نباید سنت خود بی توجه بمانیم بلکه باید سنت مداومت یک جریان همه جانبه تاریخی و فرهنگی باشد که تداوم و پیوستگی خود را در عین تحرک و پیشرفت، در مظاهر اساسی زبان، ادبیات، هنر، فلسفه و رسم و راه های زندگی نشان دهد. ما برای رابطه جدی گرفتن با گذشته خود نیازمند آن ایم که بر عقده های حقارت خودغلبه کنیم و دریابیم که پیشرفت به معنای ریشه کن کردن گذشته نیست. گذشته نقطه عزیمت ماست. ما باید بار دیگر دارای فرهنگ و ادبیات و هنر و فلسفه بشویم. اما این بدان معنا نیست که مرده ریگ های گذشته را به روش شرق شناسی و باستان شناسی جمع و جور کنیم بلکه این است که آنها را از نو تفسیر کنیم و معنا بدهیم و آگاهانه عناصر زنده آنها را در زبان و تفکر و ادب و هنر بکار گیریم.
ما باید همه آنچه را که غرب به ما آموخته است از نو بیاموزیم و نقادی کنیم و هرگز از یاد نبریم که سروری مادی تمدن غرب به معنای سروری مطلق همه معیارها و شیوه های زندگی و فرهنگ آن نیست.»
آشوری، داریوش، ما و مدرنیته، تهران، موسسه فرهنگی صراط، چ3، ص 11-10.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۷:۰۹, ۱۸/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #20

تا بحال این چنین قانع نشده بودم!!!!

از همه ی دوستان منصف استدعا دارم یکبار با دقت پست های بنده و جناب مهدی را بخوانند و خود، قضاوت کنند

از اول بحث یک سوال پرسیدم که ایشون به انحا مختلف از جواب دادن به آن طفره رفتند

سوالم سادست دوست عزیز و کمی پرخاشگرم:

من یک ایرانیم در قرن 7 هجری شمسی! بعد از سالها تحقیق از سن 15 سالگی تا 30 سالگی به مرور به این نتیجه رسیدم که اسلام حق نیست، آیا حق دارم در این رابطه در کشوری اسلامی کتاب بنویسم؟ نتایج تحقیقاتم را بازگو کنم؟ و...؟
اگر آره پس دیگر ارتداد چیست؟ و اگر نه که در آن صورت تحقیقی بودن اصول دین، کاملاً بی معنیست

جانِ دل، اگر جوابی نداری، بیخیال شو، پیلیـــز :دی

اینهارو هم تایپ کردم، صرفاً از این جهت که اگر انسان آزاده ای این مطالب را خواند، جواب ندادنم را دال بر قانع شدنم و یا درست بودن جواب های شما نگذارد ولی فی الواقع مرا از بحث کردن، پشیمان کردید!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا