|
نماز بهتر
|
|
۱۹:۳۳, ۱۸/مهر/۹۴
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
تقریبا همه ما میدونیم که نماز خیلی خیلی خیلی خیلی مهمه و با نماز میشه به همه جا رسید و خودتون بهتر از من میدونید... حالا به نظرتون چه چیزهایی در اینکه نماز بهتری بخونیم تاثیر داره؟(حتی کوچکنرین مسائل) چندتای مهمشو خودم میگم بقیش رو شما کمکم کنید: 1- نماز اول وقت 2- نماز جماعت 3- نماز با حضور قلب و توجه به معنی نماز |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۳:۱۷, ۴/آبان/۹۴
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
(۴/آبان/۹۴ ۲۲:۲۲)میم.حسین.الف نوشته است: .نماز بخوانید درست می شود ![]() ملاعمر هم نماز می خواند بن لادن هم نماز می خواند عبدالوهاب هم نماز می خواند امثال شما هم نماز میخوانید وضع مملکت این است ببینید مسئولین ژاپن چه کردند که امور اداری , اجتماعی و... کشورشان نظم و سامان بهتری از مملکت ما دارد . احتمالا بطور پنهانی نماز می خوانند تا کسی از نحوه اصلاح امور مملکت اونها باخبر نشه
|
|||
|
۲۳:۲۵, ۴/آبان/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/آبان/۹۴ ۲۳:۳۲ توسط میم.حسین.الف.)
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
نقل قول:این شامورتی بازی ها که آمار و فلان و بهان برای اینه که یکی بیاد بگه کدوم آمار بعد بری آمار بدی بعد مشاجره و نهایتا بسته شدن تاپیک |
|||
|
|
۱۹:۳۷, ۶/آبان/۹۴
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
اینکه نماز برای ما فایده داره یا نه که بحث کردن نداره... یک نماز اول وقت به خاطر خدا بخون ببین چه تاثیری داره... این که خیلی روشنه...
بعدشم من 21 سال سن دارم ولی تا به حال از بین رفیق ها و آشناهام کسی رو ندیدم که به نماز واقعا اهمیت بده و خیلی هاشون که اکثرا نماز نمیخونن... بقیه هم که میخونن یا کلا اشتباه میخونن یا یه بار میخونن یه بار نمیخونن... و من هرچی فکر میکنم تا به حال بین دوستام و آشنایام کسی رو ندیدم که به نمازش یکم اهمیت بده و اول وقت و درست بخونه... با این وجود چطور توقع دارید که کشور ما مشکلی نداشته باشه؟ نباید نگاه کلی داشت برو زندگی اون بزرگایی که واقعا به نمازشون اهمیت میدن رو ببین. |
|||
|
|
۲۳:۴۰, ۸/آبان/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/آبان/۹۴ ۲۳:۳۰ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
(۴/آبان/۹۴ ۱۴:۲۰)مصباح نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیم تو تکمیل این پست و پست های قبلی : درکنار نیت خدایی داشتن برای همه ی کارهای روزانه مون، عزاداری بر سیدالشهدا و ... یه راه دیگه هم هست که ما رو به اون نماز اصلیه می رسونه و نه فقط نماز که ما رو به اون غایت و هدف اصلیه ی خلقتمون می رسونه ببینید ما آفریده شدیم که به اون کماله و غایتمون برسیم اگه قرار باشه کل تلاش و فعالیت ما برای رسیدن به این غایته، کل اون 30 دقیقه ای از 24 ساعت شبانه روز باشه که صرف نماز خوندنمون می شه، اون هم مطمئنا با این اوضاع که کل کاری که می کنیم همین نمازه هستش، پس به اون حضوره هم توی نماز نمی رسیم، این کار ناکامل، ما رو به اون هدفه و غایته نمی رسونه یعنی از این 24 ساعته من فقط 30 دقیقش رو صرف ابزار رسیدن به کماله کردم یعنی واقعا این بالابرندست؟؟ مابقی اوقاتمون هیچ؟؟!!! گفتن که نه. ما باید کل اوقاتمون رو توی حضور دائمی باشیم کل اوقاتمون رو به یاد خدا باشیم تا سر نماز هم به اون مشاهده و حضور اصلیه برسیم وقتی اینطور باشیم، نه تنها توی نماز مشاهده داریم، بلکه حتی توی خوابمون هم مشاهدات داریم مثلا اون موقع صبح که می شد، پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) میامدند به اصحابشون می فرمودند بیاید هرکدومتون تعریف کنید که دیشب چه خوابی رو دیدید! ببینید این حضور دائمی آدم رو به کجا می رسونه که حتی نه تنها توی نماز که طرف به معراج می رسه، حتی توی خوابش هم به معراج می ره و مشاهده داره. خوابش هم به طهارته رسیده حالا این حضوره دقیقا چیه؟؟ وقتی می گن حضور دائمی داشته باشین، همش به یاد خدا باشین، خدا رو شاهد ببینید، یعنی چی؟؟ مثلا ما وقتی داریم کاری رو می کنیم خب کل حواسمون می ره سمت اون کاره و اون پروژه و ... مثلا دارم درس می خونم یا رو یه مسئله ی ریاضی فکر می کنم (مثلا معادلات لاپلاس تو مختصات کروی )خب این حضور خدا رو چطور ایجادش کنم؟ این حضور رو چطور دائمی کنم؟ مثلا یه کلمه می خونم، خانوم فلانی میاد تو ذهنم بگم لااله الاالله؟؟!! خانم عزیزی، سبحان الله!!! خانم طاهری الله اکبر!! آقای پرورده استغفرالله!! اینطوری که نمی تونم زندگی کنم!!! یا درس بخونم!!! آقای بهجت گفتن که منظور از حضور دائم این نیست حضور دائم اینه که اون لحظه ای که دارم تصمیم می گیرم که یه کاری رو انجام بدم، می دونم دارم برای چی این کار رو می کنم می دونم این کار چه نفعی توی آخرت من، په برنامه ای توی زندگی من داره. وقتی این کار رو بکنیم، اون برنامه، اون کاره خودش می شه ذکر. خیلی حرفه این! یعنی لبمون ذکر نمی گه، ولی وقتی از ملکوت به این آدم نگاه شه، انگار داره این فرد دائم ذکر می گه مشکل من اینه که فکر می کنم، ارتباط با خدا، یعنی یه کار خاص، یعنی یه سکوت محضی که ایجاد کنم و باهاش حتما ذکر بگم البته نمی گم که اینها نه، منظورم اینه محدود نکنیم کارهای خوب رو بانو امین اصفهانی به قدری به کمالات رسیده بودن که از بزرگانمون می رفتن پیش ایشون از ادراکات ایشون استفاده می کردن از ایشون پرسیدن که شما مکاشفاتتون رو کی انجام می دادید؟ ایشون گفتن وقتی که خانه رو جارو می کردم!! یعنی خودمون رو محدود نکنیم از تیکه تیکه کارهامون استفاده کنیم و بهره ببریم تا نهایت اون طهارته نصیبمون بشه. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |











=====> آرزو که بر جوانان عیب نیست