|
اسلام واقعی
|
|
۰:۳۵, ۵/فروردین/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/فروردین/۹۴ ۰:۳۸ توسط قاتل مرگ.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
<این مطلبو خودم نوشتم کپی نیست و اگه اشکالاتی داره به بزرگواری خودتون ببخشید>
[b]دین اسلام یعنی تسلیم شدن در برابر خداوند و دستوراتش, حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به پیامبری برگزیده شد و دین اسلام را به مردم ابلاغ کرد و گفت به اسلام بگروید و مسلمان شوید که همانا این خواست خداوند است. آری حضرت محمد گفت مسلمان شوید یک کلمه (مسلمان) پیامبر ما را به وحدت دعوت کرد. ایشان نگفتند گروهی شیعه و گروهی سنی شوید. او گفت مسلمان شوید. یک کلمه(مسلمان). توجه کنید که شیعه , سنی و شاخه های دیگر پس از رحلت پیامبر به وجود آمد و دلیل به وجود آمدن این القاب و شاخه ها به سبب اختلاف عقیده شخصی افراد پس از پیامبر بود. ما مسلمانان با شیعه سنی خطاب کردن خود, خودمان را از دین حقیقی اسلام دور میکنیم. اگر میخواهیم خداوند و پیامبر از ما راضی شود و امانت او را حفظ کنیم باید این القاب تفرقه اندازانه را کنار بگذاریم و خود را یک مسلمان خالص و ناب بگردانیم. دوباره میپرسم آیا پیامبر ما را به دسته های مختلف تقسیم کرد؟؟ (خیر) پس بیایید یک دل و یک زبان شویم و خود را مسلمان بنامیم نه شیعه و سنی و... بهترین راه رهایی از دروغ و تفرقه رجوع به عقل است. عقلی که بهترین آفریده خدا و وسیله سعادت اوست. ما با مراجعه به عقل خود میتوانیم خرافات را کنار بزنیم. همچنان که قرآن به طور مکرر ما را به تفکر دعوت میکند. هر چه بر سر مسلمانان آمده به خاطر کوتاهی از این مسئله بوده است. فقط این را به خاطر بسپارید که جنگ برای تصاحب ذهن و روح شما پایانی ندارد. ذهنی که آزادانه می اندیشد همیشه مورد ترس دیکتاتورها و استعمارگران بوده است. تفرقه بهترین وسیله برای ضعیف کردن یک حرکت , مذهب یا ملت است. پس از آن بپرهیزید. اختلافات را کنار بگزارید و به مشترکات اهمیت دهید. بسیار شده که کسی از من پرسیده شیعه هستی یا سنی ؟ من در جواب گفته ام هیچکدام!!! من مسلمانم مگر پیامبر ما را به دو مذهب تقسیم کرده؟؟؟[/b]
|
|||
|
۱:۰۶, ۵/فروردین/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/فروردین/۹۴ ۱:۱۱ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
یاد مرحوم به آبادی و بقیه شون رو گرامی نمیدارم
بحث تکراریه شیعه شاخه نیست شیعه همون اسلامه و اسلام اصلیه که غدیر رو انکار نکرد و فراموش کار نبود برادران اهل تسنن ما هم بخاطر یه باند خبیث در بی خبری بسر میبرن و البته موظفن تحقیق کنند و ما هم باید کمکشون کنیم |
|||
|
|
۱:۳۰, ۵/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
(۵/فروردین/۹۴ ۱:۰۶)عبدالرحمن نوشته است: یاد مرحوم به آبادی و بقیه شون رو گرامی نمیدارمتشکر از اینکه منو آگاه کردی چون فکر میکردم اسلام شاخه ای از شیعه است
|
|||
|
۱:۳۴, ۵/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
خدارو شکر که آگاه شدید بلاخره یه نفر به روشنایی هدایت بشه ینفره
|
|||
|
|
۱:۴۵, ۵/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
این که شما می فرمایید بسیار خوب و پسندیده است و ما هم دنبال وحدت هستیم البته وحدت نه فریب . خب اگر کمی از شعار دور شویم و به شعور نزدیک شویم باید دید ریشه از کجاست ما چه چیزی را می خواهیم یکی کنیم . با اجازه شما یک گریزی به تاریخ بزنیم
قضیه از این قرار بود که پس از کشته شدن خلیفهی دوم (عمر)، سران سقیفه و بزرگان اقوامی که با خلفای اول و دوم بیعت کرده بودند، نزد امیرالمؤمنین (علیه السلام) رفته و به او گفتند: یا علی، اگر بپذیری که بر اساس کتاب خدا، سنت رسول و روش [سنت] شیخین عمل کنی، با تو بیعت میکنیم و خلافت را به تو میسپاریم. اما حضرت نپذیرفته و فرمودند: من بر اساس کتاب خدا، سنت رسول و اجتهاد خویش عمل خواهم نمود. آنها نیز رفتند و با همین شرایط با عثمان بیعت کردند و از آن پس کسانی که [سنت شیخین، یعنی ابوبکر و عمر] را پذیرفتهاند، «اهل سنت» نامیده شدند. البته عوام اهل سنت را فریب میدهند که منظور ما «سنت الرسول» است، اما چنین نیست، چرا که «سنت الرسول»، مانند کتاب از موارد اشتراک بود و نه انفراق.
ریشهی اختلافات به همان ابتدای بعثت حضرت رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و طول زندگی مبارک ایشان بر میگردد. یعنی با توجه به عنایات ویژهی حضرت به امیرالمؤمنین و معرفی ایشان از همان ابتدا به عناوینی چون: برادر، وصی، خلیفه بعد از من، قسیم بهشت و جهنم، دروازهی علم و ...، مسلمانان به دو گروه یاران حضرت علی (علیه السلام) و دشمنان و حاسدین تقسیم بودند، اما این اختلاف به صورت تشکیلاتی نبود تا آن که در ماجرای «سقیفه»، تشکیلات مخالفان علی (علیه السلام) سازماندهی شد و پس از کشته شدن خلیفهی دوم، رسماً نامهای «شیعهی علی» و «سنت شیخین» به عنوان دو گروه، دو جریان و یا دو حزب مطرح گردید.
لذا مغایر با آن چه به اذهان عمومی القاء میکنند، اختلافات ایجاد شده در ابتدا بر سر مباحث نظری در اصول یا تفاوت فتوا در برخی از احکام نبود، بلکه اختلاف بر سر عمل نکردن به وصیت و دستور پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در غدیر غم و بر سر «حکومت» آغاز گردید.
خب گمان می کنم تا همین مقدار کافی باشد . حالا شما بفرمایید الان چکار کنیم با توجه ریشه اختلافات ؟
یعنی بر موضوع امامت خط بطان بکشیم در حالی که اهل سنت ضمن نقل و تأیید مباحث مربوط به امامت (ولایت، عصمت، شفاعت، حکومت و ...) توسط علمای به نام و در واقع مراجعشان، موضوعی تحت عنوان «امامت» را نمیتوانند بپذیرند، چرا که به صورت خودکار مباحث دیگر را زیر سؤال میبرد، اما اغلب آنها (به غیر از ناصبیها و وهابیها که نه شیعه هستند و نه سنی)، برای اهل بیت (علیه السلام) احترام ویژهای قایل هستند. تا آن جا که ابوحنیفه میگوید: اگر دو سال نزد امام صادق علیهالسلام درس نخوانده بودم هلاک میشدم و امام شافع در آن قصیدهی معروفش میگوید: اگر حب علی و آل علی رافضی بودن است، من خود اول رافضی هستم. پس بهترین کار در حال حاضر حفظ احترامات و حرمت های دو طرفه است و با درایت و نیک اندیشی بزرگان هفته وحدت در نظر گرفته شده و می بینیم که حضرت آقا توهین به عایشه را حتی حرام کرده چراکه نباید احساسات برداران مسلمان اهل سنت ما خدشه دار شود حرمت شکنی شود و امثال این اقدامات . ما باید بر دوستی بکوشیم نه بر ...
این مصلحت امروزی است . این اسلامی که شما می گویید فلسفه اش چیست احکامش را از کجا می آورد علمایش کیست بر کدام مسلک هستند . این اسلام شما باید چیزی برای عرضه داشته باشد نه صرفا یک اسم باشد
|
|||
|
|
۸:۴۹, ۵/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
(۵/فروردین/۹۴ ۱:۳۰)قاتل مرگ نوشته است: تشکر از اینکه منو آگاه کردی چون فکر میکردم اسلام شاخه ای از شیعه استاسلام شاخه از شیعه نیست ، خود شیعه است. شیعه هم چیزی فراتر از اسلام نیست ، خود اسلامه. حتی شیعیان اهل سنت هم هستند ، سنت نبوی و امامان اهل تسنن هم گروهی از مسلمانان هستند که سنت نبوی رو دست و پا شکسته به اندازه منافع سردمدارانشون پذیرفتند. شاید مثال بزنم واضح تر بشه. مثلا شما PHD در زمینه فیزیک هسته ای داری و من لیسانس فیزیک دارم ، من می آم لیسانس فیزیک خودم رو اسمش رو می گذارم فیزیک و توی بوق و کرنا می کنم ، تعداد لیسانسه ها هم بیشتره ، پس یک جماعتی میشیم و میگیم ما فیزیک اصل هستیم و این هایی که فیزیک هسته ای خوندند فیزیک بلد نیستند و .... اون وقت شما که PHD داری روت اسم هسته ای گذاشته میشه و بعد هم با تبلیغات بهت می چسبونند بی سواد و ... . در صورتی که هر آدم عادلی اگر بشینه فکر کنه درک می کنه که شما نه تنها فیزیکدان هستی ، بلکه درجات بسیار زیادی بالاتر هستی البته این مثال کاملی نبود ، ولی خوب فکر می کنم منظور رو برسونه. |
|||
|
|
۸:۵۸, ۵/فروردین/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/فروردین/۹۴ ۸:۵۹ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
آقای قاتل مرگ کسی شما رو مجبور کرده درباره چیزی که نمیدونید اظهار نظر کنید؟ حالا من تعابیر دیگه بکار نمیبرم که بهتون بر نخوره بعد هم که کسی جوابی بهتون میده با تمسخر باهاش مواجهه صورت میدید که بسیار حرکت زشتی بود. ولی این متن کوتاه شما حد اقل نصفش عامل ایجاد شبهه در اساس اسلام هستش. کی گفته این تفکر شما صحیحه ، کی گفته اختلافات صرفا سلایق شخصی هست و از گفتن نام مذاهب باید خودداری کنیم؟ عقاید شما مشکلات بسیار بنیادینی دارن و من دوستانه توصیه میکنم هرچه سریعتر به تحقیق و برطرف کردن اشکالات بپردازید که انسان از فردای خودش خبر ندارد متن بالا رو خوندم یاد یه منافقی افتادم که چند سال پیش در یکی از شبکه های وهابی ولی به اسم عالم شیعه حضور پیدا کرد و به اسم وحدت تمام عقاید شیعه رو منکر شد. بینندگان زنگ میزدن از غدیر سوال میکردن میگفت بخاطر وحدت نباید ازش حرف بزنیم.... |
|||
|
|
۱۲:۴۳, ۵/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
حدیث دال بر 73 فرقه شدن امت بعد از پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و مدرک آن
پرسش: آیا حدیثی در رابطه با اینکه اسلام به 73 فرقه تقسیم شده است و یک فرقه صحیح است، وجود دارد؟ درجه و رتبه صحت و سندیت آن چیست؟ آیا عدد 73 دلالت بر تقسیمات بزرگتری هم دلالت دارد. زیرا که در تفسیر حدیث به ما گفته می شود که یهود و مسیح هم به ترتیب به 71 و 72 فرقه تقسیم شدند اما به لحاظ عددی و شماره ای، خیلی بیشتر از اینهاست. پاسخ: به نقل از اهل سنت: اهل سنت از ابی هریره نقل میکنند که رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: « افترقت الیهود علی احدی و سبعین فرقه الخ » یعنی: یهود بر 71 فرقه و نصاری به هفتاد فرقه و امت من بر هفتاد و سه فرقه تقسیم می شود. همچنین اهل سنت از عبدالله بن عمر از رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل میکنند که فرمودند: « لیأتین علی امتی ما اتی علی بنی اسرائیل تفرق بنو اسرائیل الخ » یعنی بر پیروان من همان رود که بر بنی اسرائیل رفت و بدانسان که اینان هفتاد و دو گروه گردیدهاند، امت من نیز یک گروه بیشتر و به هفتاد و سه گروه شوند و همه آنها در دوزخ باشند مگر یک دسته که رستگار گردند، چون از وی پرسیدند که ای پیامبر خدا، آن دسته کیانند؟ فرمود: « ما انا علیه و اصحابی » یعنی آن دسته که من و یارانم بر آنیم. و باز از عبدالله پسر عمر از پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل میکنند، همانطور که بنی اسرائیل به هفتاد و یک امت تقسیم شدند، امت من به هفتاد و دو فرقه تقسیم میشوند. همه آنها در دوزخند جز یک گروه و آن دسته، اهل سنت و جماعت هستند ( و هی الجماعه ). این چند حدیث از اهل سنت نقل شد که در اولی گروه نجات یافته از دوزخ را « ما انا علیه و اصحابی » و در حدیث دیگر « و هی الجماعه » نقل میکند. [1] به نقل از شیعه: عن علی ابن ابی طالب، قال سمعت رسول الله «ص»: بقول ان امت موسی افترقت بعده علی احدی و سبعین فرقة فرقة منها ناجیة الخ. علی علیه السلام میفرماید: از رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شنیدم که فرمودند: به درستی که امت موسی بعد از موسی هفتاد و یک فرقه گردیدند که از آنها یک فرقه اهل نجاتند و هفتاد فرقه دیگر در دوزخند و امت حضرت عیسی بعد از عیسی به هفتاد و دو فرقه تقسیم شدند که یک فرقه آنها اهل نجات و هفتاد و یک فرقه آن در دوزخند و بدرستی که امت من بعد از من زود باشد که بر هفتاد و سه فرقه تقسیم شوند که یک فرقه از آنها نجات یافته و هفتاد و دو فرقه آنها در دوزخند. و در بعض روایات دیگر نقل شده از آن حضرت (علیه السلام) در آخر روایت میفرماید: فقلت یا رسول آله و ما الناجیه فقال «ص» التمسک بما انت و اصحابک، پس گفتم: آن فرقه نجات یافته کیانند، رسول اکرم «ص» فرمودند: آنها که چنگ بدامان تو زنند و اصحاب تو باشند اهل نجاتند. [2] این حدیث از نظر سند و نقل در کتب اهل سنت و جماعت و در کتب شیعه، تواتر اجمالی دارد. تواتر یعنی آنقدر به طرق و روایات گونانون نقل شده که احتمال کذب و دروغ بودن آن داده نمیشود و معمولا روایاتی که تواتر داشته باشند فی الجمله مورد قبول است. و اگر احادیث به حد تواتر نرسند، باید راویان حدیث مورد وثوق بوده باشند و وثاقت روات به وسیله قواعد علم رجال ثابت شود، پس ملاک صحیح بودن حدیث و اعتبارش، وثاقت روات است. معنی حدیث و گفتار علما درباره افتراق الامة بعد النبی: بغدادی مؤلف کتاب «الفرق بین الفرق» ص 14، بعد از ذکر مختصر 73 فرقه که به عقیده نویسنده دسته بندی شده، میگوید: این جمله را که برشمردیم هفتاد و دو گروهند که 23 دسته آن روافض (شیعه) و بیست دسته خوارج و بیست دسته قدریه و پنج دسته مُرجئه و سه دسته نجاریه و دستههای دیگر بکریه و کرامیه و جهمیه که روی هم هفتاد و دو فرقه میشوند. و چون نویسنده کتاب (ابومنصور بغدادی، متوفی 429) سنّی است، یک فرقه اهل نجات را طبق حدیثی که در بالا ذکر شد، اهل سنت و جماعت میداند و حدیث « ما انا علیه و اصحابی » را از بین احادیث اختیار میکند و این حدیث را در اول کتاب خویش آورده و اساس و انشعاب فرق اسلامی را طبق آن حدیث به 73 فرقه تقسیم بندی کرده است و همین کار یعنی تفسیم امت بر طبق حدیث به 73 فرقه را جرجانی و مقریزی از علما عامه انجام دادهاند. اما ابن حزم، از علمای عامه، در کتاب «الفصل فی الملل و النحل» ج 2، ص 88، ضمن قبول این حدیث، اعتماد بر تقسیم بندی علمای خودشان نکرده و با ذکر مواضع و عقائد فرق، یک تقسیم دیگری برای فرق اسلامی کرده است. غزالی در کتاب « فیصل التفرقه بین الاسلام و الزندقه » میگوید: برداشت من از این حدیث این است که به غیر از زنادقه (از دین برگشتگان) همه امت رسول اکرم «ص» اهل نجاتند. کلام خاور شناسان و مستشرقان درباره این حدیث: 1- پالگراد گوید: این عدد اشاره به هفتاد شاگرد مسیح است که در انجیل مکرر از آنان سخن رفته است. 2- اشناین شنیدر، خاور شناس آلمانی قول 71 فرقه شدن یهود را به هفتاد نفر بنی اسرائیل که موسی برگزید و به کوه طور (برای گرفتن الواح) برد، برگردانیده است. 3- اسلام شناس معروف، گلد زیهر، در کتاب «العقیده و الشریعه» و مجله تاریخ ادیان، این حدیث را اشتباه میداند و میگوید این حدیث طبق نوشته صحیح بخاری، ج 1، ص 8، درست است. در حدیث بخاری آمده است: ایمان هفتاد و اندی شعبه است که برترین آنها گفتن « لا اله الا الله » و پائین ترین آنها برطرف کردن آزار از راه مردم است و شرم شعبهای از ایمان است. بعد میگوید: اگر این حدیث تحریف نشده باشد عدد هفتاد دلالت بر کثیر و مبالغه میکند و نظائر آن در قرآن و سنت زیاد است و منظور رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، ظاهرا پیش بینی آن بوده است که بعد از او مسلمانان به فرقه های کثیری تقسیم خواهند شد و باز میگوید: غالبا فرقه هایی که در کتب فرق و مذاهب اسلامی و از جمله آنها در کتاب «الفرق بین الفرق» بغدادی آمده است، بی اصل و ساختگی است و نوعا مردانی آزاده بودند که در مقابل حکومت بنیامیه و بنی عباس قیام میکردند و علما دربار آنها را بیاد کفر و زندقه میگرفتند، شیعه را رافضی گفتند و طرفداران هشام بن حکم شاگرد امام صادق را مجسّمه (قائل به جسم بودن خدا) دانستند. [3] نقد و بررسی: در روایتی که در اول بحث از طرق شیعه نقل کردیم آمده بود: ان امتی ستفرق بعدی علی ثلثه و سبعین فرقه [4] و امت رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تا قیامت است و در طول زمان زیاده از 73 است. پس باید عدد 73 و امثال آن را حمل بر کثرت کرد. ظاهراً رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) میفرماید بعد از من فرقههای زیادی پیدا میشوند که فقط اصحاب و یاران علی (علیه السلام) اهل نجات هستند و بقیه معذبند. http://www.hawzah.net/fa/Question/View/12471 |
|||
|
|
۱۳:۰۶, ۵/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
شيعه و حتى لفظ شيعه چيزي نبوده كه بعد از رحلت پيامبر به وجود بياد
حتى در أحاديث پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هم لفظ شيعه به كار رفته. مثل حديثي كه حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) : ميفرمايند يا علي تو و شيعيان ات (پيروانت) رستگارانيد و در بهشت هستيد . حتى در زمان پيامبر هم به بعضي از صحابه پيامبر شيعه علي ميگفتند. باز هم از اين دست موارد هست اينا هم همه تو اينترنت هست اگر واقعا دنبال تحقيق در مورد حقيقت هستيد ، بريد نگاه كنيد (الان با گوشي آنلايلنم) ضمنا اگر واقعا مسلمان هستيد ، با توجه به مطلبي كه جناب أنصار المهدي قرار دادن حتما فرقه اصلي و درست رو با تحقيق انتخاب كنيد پ.ن: جناب قاتل مرگ شما هم داري رويه ي عده اي كه سابقا در اين تالار بودند رو تكرار ميكنيد ، اول تاپيك هاي قبيليتون رو به سرانجام برسونيد بعد تاپيك هاي مختلف و جديد بزنيد |
|||
|
|
۱۶:۵۶, ۵/فروردین/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/فروردین/۹۴ ۱۷:۰۵ توسط قاتل مرگ.)
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
(۵/فروردین/۹۴ ۱:۴۵)میم.حسین.الف نوشته است:این اسلامی نیست که من میگم اسلامی هست که وجود داره. اسلام یه دونه است احکام و قواعدش رو هم 1400 ساله که علمای مختلف دارن به مردم میگن. احکام جداگانه ای نداره. اینکه شیعه حق هست یا سنی بحث من نیست. در واقع من خودم بعضی احکام شیعه را بهتر از قواعد سنی میدانم. بحث راجب کنار گذاشتن خط فاصله هاست و اینکه خود را مسلمان بنامیم اصلا چیز بدی نیست. (۵/فروردین/۹۴ ۱۳:۰۶)انتصـار نوشته است: شيعه و حتى لفظ شيعه چيزي نبوده كه بعد از رحلت پيامبر به وجود بيادپس قبول داری که شیعه به معنای پیرو است. اینکه من پیرو حضرت محمد و امامان هستم توش شکی نیست پس چرا باید با شیعه یعنی پیرو نامیدن خود و فقط به خاطر یک کلمه این همه فاصله بین مسلمین بیفتد |
|||
|
|
|
|











