کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
از مذاکرات محرمانه "دومة الجندل" چه می دانید؟
۱۷:۱۷, ۳۰/فروردین/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/فروردین/۹۴ ۱۷:۲۵ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


از مذاکرات محرمانه "دومة الجندل" چه می دانید؟



«دومة‌الجندل» مکانی است مابین عراق و شام (تقریبا منطقه‌ای بی‌طرف) که ابوموسی اشعری و عمروعاص، طی یک توافق نوشته‌شده، 8 ماه فرصت مذاکره داشتند تا در فاصله آتش‌بسِ موقت میان سپاه امام علی (علیه‌السلام) و سپاه معاویه (که از شام به بهانه انتقام عثمان و قبضه‌کردن خلافت مسلمانان آمده بود) به داوری بنشینند. مبنای داوری هم طبق کلیات توافقنامه حکمیت قرآن و سنت پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود.


تقریبا همه از نتیجه حکمیت و کلاه گشاد عمرو عاص در دومة‌الجندل خبر داریم.

  • اما ابوموسی را چقدر می‌شناسیم؟ آیا او فردی بوده ساده‌لوح، کم‌سواد و کم‌بهره از اسلام و فاقد سابقه مبارزاتی؟ و یا برعکس؟ و نیز عمروعاص را چقدر می‌شناسیم و از سابقه اسلام‌ستیزی و مسلمانی او چقدر می‌دانیم؟


  • موافقان و مخالفان توافق دومة‌الجندل چه کسانی بودند و بعدها چه کردند؟ مذاکرات محرمانه دومة‌الجندل و نتایج آن چه آثاری بر جامعه گذاشت؟ آیا نتیجه مذاکرات به استحکام حکومت اسلامی انجامید یا معاویه را به مقام امیرالمؤمنینی رساند؟



اول: ابوموسی اشعری که بود؟

1. نامش عبدالله بن قیس، معروف به ابوموسی اشعری. مردی زیبارو، کوتاه‌قامت و لاغراندام، با صورتی‌ کم‌مو. دارای صدایی زیبا و رسا در قرائت قرآن، چندان که به آوای خوش در تلاوت مشهور بود.


2. اصالتا یمنی بوده و در مکه مسلمان شده است. بنابر نقلی جزو مهاجران به حبشه بوده است (این نشان از سابقه بالای مسلمانی و مبارزاتی ابوموسی دارد).


3. در زمان پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و در جنگ طائف، بعد از شهادت برادرش ابوعامر، فرماندهی سپاه را به عهده گرفت و پیروز شد.


4. معلم و مدرس قرآن و احکام در مکه به امر پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)


5. فرماندار بخشی از سرزمین یمن به امر حضرت رسول –در سال دهم هجرت-.


6. ادامه ریاست بر بخشی از یمن در دوره خلافت ابوبکر.


7. 12سال حکمرانی بر بصره در دوره خلافت عمر.


8. اولین بار، او به عمر، لقب امیرالمؤمنین داد.


9. فرمانده سپاه بصره و فرمانده نبرد شوشتر. فتح خوزستان، فارس و حتی اصفهان، تحت فرماندهی ابوموسی صورت گرفت.


10. محموله ثروتش را در جنگ بصره بر 40 استر بار کرده و همراه سپاه برد تا همراهش باشد.


11. حکمرانی کوفه در زمان عثمان.


12. عزل او از ولایت کوفه در زمان حکومت امام علی (علیه‌السلام) به دلیل کوتاهی در تجمیع سپاه برای نبرد جمل

(ابوموسی تحت فشار شدید مردم کوفه با امام علی (علیه‌السلام) بیعت کرد و خود راضی به این بیعت نبود. او جنگ جمل را مسلمان‌کشی و نبرد با همسر پیامبر شمرده و دوری مردم را از آن بهترین تصمیم می‌دانست. امام در ابتدای کار با اصرار مالک اشتر بر این‌که مردم از ابوموسی راضی‌اند، او را تا مدتی بر حکمرانی کوفه باقی می‌گذارند اما در اثر کوتاهی‌اش در جمع‌آوری سپاه برای جمل، در نامه‌ای او را به شدت سرزنش و عزل می‌کنند).




نکته:
ابوموسی‌ایی که در مذاکرات دومة‌الجندل، نتیجه را به رغم همۀ دلواپسی‌ها و نگرانی‌های امام و یارانش (مالک اشتر، ابن عباس و...) به معاویه وامی‌گذارد، کلکسیونی از افتخارات مبارزاتی و اسلامی است. او فردی عامی و عادی نیست اما دشمن از او زیرک‌تر است و از هیچ نیرنگی غافل نمی‌شود.



دوم: عمروعاص که بود؟


1. عمروبن عاص، فرزند وائل (وائل از کسانی بود که در هجو و آزار پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اشعار بسیار سرود و به نفرین حضرت گرفتار شد و مرد. وائل کسی است که حضرت را ابتر خطاب کرد. آیات 94 تا 96 سوره حجر در مذمت او و سایر مسخره‌کنندگان نازل شده است).


2. مادرش سلمی (یا لیلی) ملقب به نابغه و از زنان بدکاره و فاحشه دوره جاهلیت در مکه و صاحب پرچم بود. چون بعد از وضع حمل عمرو، پدرش ناشناخته بود، مادرش او را به وائل نسبت داد (او را دست به خرج‌تر از ابوسفیان می‌دانست! با این همه ابوسفیان، عمرو را فرزند خود می‌نامید و البته که از همه هم بیشتر به او شبیه بود).


3. او را برای استهزاء ابن‌النابغه می‌نامیدند (به اعتبار نام مادرش) چون پدرش واقعا شناخته‌شده نبود.


4. اعراب او را فردی شجاع و بسیار حیله‌گر می‌دانستند.


5. نفرین‌شده پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به جهت شدت آزاری که حضرت از او می‌دید.


6. قبل از اسلام‌آوردن به شدت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را می‌آزرد و مسخره می‌کرد. یک‌بار در سجده نماز شکمبه شتر بر پشت حضرت ‌گذاشت که کثافات آن بر بدن مبارکشان ریخت. حضرت در حال سجده اشک می‌ریخت و نفرینش می‌کرد.


7. هنگام مهاجرت زینب (دختر پیامبر ) به مدینه، به هودج او چنان حمله کرد که بچه‌اش از ترس حمله عمروعاص سقط شد. در این واقعه هم حضرت، عمروعاص را نفرین می‌کنند. (پیامبر چهار دختر از حضرت خدیجه داشتند که حضرت فاطمه (سلام الله علیها) از همه کوچک‌تر بودند).


8. در جنگ بدر و احد علیه مسلمانان حضور فعال داشته و در جنگ خندق از فرماندهان سپاه قریش علیه پیامبر بوده است.


9. نماینده کفار قریش برای بازگرداندن مهاجران مسلمان از حبشه که البته موفق نشد.


10. در سال هشتم هجری، به همراه خالدبن ولید در مدینه اسلام آورد اما به شرط آنکه اعمال زشت گذشته‌اش بخشیده شود. [ظاهرا توبه کرده است!]


11. از طرف پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مأمور شد تا برای جنگ با شامیان از سرزمین اجدادی‌اش نیرو جمع کند.


12. از جمله کسانی که برای دعوت پادشاهان به اسلام، نامه برده است.


13. در روزهای آخر حیات حضرت رسول (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ، ایشان عمروعاص را برای فرمانداری عمان، به خارج از مدینه فرستادند.


14. از افراد نزدیک به ابوبکر و عمر و مسئول جمع‌آوری زکات از مناطق مختلف در دوران خلفای اول و دوم.


15. فرمانده سپاه ابوبکر برای فتح شام.


16. فرمانده فاتح فلسطین و اردن در زمان عمر (که به دستور عمر، حکمرانی شامات را به معاویه سپرد و رهسپار فتح مصر شد و آن‌جا فتح را کرد).


17. عزل از حکمرانی مصر به دستور عثمان و آغاز دشمنی عمروعاص با او.


18. تحریک مردم و صحابه بر قتل عثمان

(در زمان قتل عثمان او خود را از مدینه دور کرده و در قصرش در وادی‌السباع ساکن شده بود. هنگام شنیدن خبر قتل خلیفه گفت: او را کشتم در حالی که خود در وادی‌السباع هستم! نقل شده روزی عمروعاص به عایشه گفت: کاش در جنگ جمل کشته می‌شدی تا ما مرگ تو را وسیله سرزنش علی می‌کردیم).



19. پس از قتل عثمان، او دعوت معاویه را برای جنگ با خلیفه مسلمین (امام علی) پذیرفت، اما به شرط حکومت بر مصر و کسب همه دارایی آن.


20. شرکت در جنگ صفین و طراحی نیرنگ قرآن‌های بر ‌نیزه و مذاکرات دومة‌الجندل و حکمیت.


21. نماینده سپاه شام در مذاکرات محرمانه دومة‌الجندل (او با اغوای صحابه پرسابقه‌ای چون ابوموسی نتیجه مذاکرات را به نفع معاویه تمام کرد).


22. حکومت بر مصر در دوره معاویه.



نکته:
عمروعاص در مذاکرات دومة‌الجندل، 85 ساله است. او در 90 سالگی و در منصب حکمرانی مصر می‌میرد.


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مفاد پیمان حکمیت در جنگ صفین:

نکته:
به کلی‌گویی و ابهامات بندهای توافق‌نامه دقت کنید؛
از جمله این‌که مشخص نمی‌کنند اصل نزاع بر سر چه بوده است. معلوم نمی‌شود کدام اختلاف بناست طبق قرآن حل بشود! جنگ داخلی صفین، 65 هزار مسلمان را به کشتن می‌دهد. بانی این جنگ ویرانگر داخلی، سهم‌خواهی معاویه است.


1. هر دو گروه بر داوری قرآن و مراجعه به آن در موارد اختلاف رضایت می‌دهند.

2. علی و پیروانش ابوموسی اشعری را به عنوان ناظر و داور برگزیدند و معاویه و پیروانش عمرو عاص را.


نکته:
امام علی‌(علیه السلام)، ابن عباس و مالک اشتر را از طرف خود برای حکمیت اجباری معرفی کردند اما 20هزار شمشیر به دست سپاه به رهبری اشعث بن قیس (منافق کوفه) گفتند فقط ابوموسی و لاغیر. برخی دلائل آن‌ها چنین بود: یمنی‌بودن ابوموسی و سکوت و توقف او در جنگ جمل و عدم نبرد با همسر پیامبر که مانع کشتن مسلمانان می‌شد!



3. اگر در مواردی داوری قرآن به کار نیاید، به سنت و سیره پیامبر مراجعه خواهند کرد.

4. به اختلاف دامن نمی‌زنند و از هوی و هوس پیروی نمی‌کنند.

5. جان و مال و ناموس هر دو داور تا هنگامی که از حق فراتر نروند، محترم است.

6. اگر یکی از دو داور پیش از انجام وظیفه بمیرد، امام آن گروه، داور عادلی را به جای او بر می‌گزیند.

7. اگر یکی از پیشوایان پیش از داوری بمیرد، پیروان او می‌توانند فردی را به جای او برگزینند.

8. اگر داوران به تعهد خود عمل نکنند، امت حق دارد از داوری آن‌ها بیزاری جوید.

9. از زمان نگارش پیمان حکمیت تا انقضای آن، جان و مال و ناموس مردم در امن و امان است.

10. سلاح‌ها تا پایان دوره صلح باید بر زمین نهاده شوند و راه‌ها امن گردند؛ و در این مورد، میان حاضر و غایب در این واقعه، تفاوتی نیست.

11. بر هر دو داور لازم است در جایی میان عراق و شام اقامت کنند و جز کسانی که آنها می‌خواهند، کسی در آن جا حاضر نشود.

12. اگر هر دو داور بر طبق کتاب خدا و سنت پیامبر داوری نکنند، مسلمانان به نبرد خود ادامه خواهند داد و هیچ تعهدی میان طرفین نیست.



نکته:
طبق بند 9، صلحی موقت میان طرفین پدید می‌آمد و طبق بند 11، مذاکرات محرمانه می‌ماند و طرفین هر مقدار از اطلاعات را که خودشان می‌خواستند و برای هر که صلاح می‌دانستند منتشر می‌کردند.

جالب آن‌که در طی این مذاکرات محرمانه که جز ابوموسی کسی از طرف سپاه امام علی (علیه‌السلام) حضور نداشت، در طرف مقابل عبدالله‌بن عمر، مغیرةبن شعبه و عبدالله بین زبیر نزد معاویه آمده بودند و در جریان ملاقات عمروعاص با ابوموسی حضور داشتند!


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نتیجه مذاکرات در دومة‌الجندل:

  • فراموشی اصلِ نزاع امام علی (علیه‌السلام) با معاویه. امام به عنوان خلیفه مسلمانان، از معاویه خواسته بود تا حکومت شام را تحویل بدهد اما او تمرد کرده و به بهانه انتقام خون عثمان و البته با انگیزه کسب اصل خلافت به عراق لشکرکشی کرده بود.
  • سپاه اسلام هنگام حرکت به سمت صفین، یک‌دست و هم‌دل بودند اما در بازگشت به وضوح دچار تفرقه شده و دودسته شدند. انحراف خوارج (موافقان متعصب حکمیت و مذاکره) و شورش علیه نظام اسلامی محصول مذاکرات دومة‌الجندل بود.

  • ضرب‌الاجل اعلام نتیجة مذاکرات حداکثر 8 ماه بود. در این مدت سپاه و حکومت اسلامی، در بلاتکلیفی به سر می‌برده و برای برخورد با منافقان و دشمنان داخلی و خارجی کم‌توان شده بود.
  • روز اعلام نتیجه مذاکرات، ابوموسی امام را از خلافت عزل کرد و عمروعاص در آخرین پرده نیرنگ، معاویه را به خلافت مسلمین منصوب کرد و کسی هم نپرسید که مگر بنا نبود قرآن حاکم شود پس داوری قرآن کجا و چطور بود؟

  • امام علی‌‍ (علیه السلام) فرمودند: چون نتیجه مذاکرات برخلاف تعهدات اولیه و خارج از حکمیتِ قرآن بوده، نتیجه را نمی‌پذیرد.
  • اصل وقوع مذاکرات دومة‌الجندل و نتیجه آن سبب اختلاف‌نظر شدید میان مردم عراق و حکومت تازه‌تأسیس امام شد. این اختلافات چندان بالا گرفت که نه تنها مردم برای نبرد با معاویه هم‌دل و حاضر نشدند بلکه این چند دستگی به بروز جنگ‌های داخلی نظیر جنگ نهروان انجامید و عملا سپاه امام از هم گسیخت.

  • موافقان سرسخت مذاکرات، بعد از مدتی به مخالفان افراطی مذاکره تبدیل شده و امام را به دلیل قبول حکمیت، کافر دانستند و گفتند علی باید به کفرش اقرار کرده و از آن توبه کند و الا خلافت او را نمی‌پذیریم.
  • از تبعات سوء مذاکرات محرمانه دومة‌الجندل، هم‌قسم‌شدن برخی خوارج (موافقان متعصب مذاکرات) در قتل امام علی (علیه‌السلام) و معاویه و عمروعاص بود که البته تنها به شهادت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) انجامید.

  • مردم شام بعد از اعلام نتایج مذاکرات دومة‌الجندل، معاویه را امیرالمؤمنین خطاب کردند و این یعنی آن‌چه را که معاویه با جنگ نتوانسته بود به دست بیاورد، پشت میز مذاکرات محرمانه و با روشی ظاهرا مقبول در عرصه سیاسی و افکار عمومی به چنگ آورده بود.


.

امضای مصباح
[تصویر: photo_2017_04_20_14_10_20.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۰:۵۴, ۴/دی/۹۵
شماره ارسال: #11
آواتار
(۴/دی/۹۵ ۱۰:۵۰)سعدی نوشته است:  313 گرامی
تکنولوژی غنی سازی رو ایران داره اما تکنولوژی ساخت نیروگاه رو روسها به ما نمیدن. نشونه اش هم اینه که فاز دوم نیروگاه بوشهر رو قراره روسها بسازند.
من یواش یواش دارم به این نتیجه میرسم شما تنها به دنبال اتلاف وقت بچه های تالار هستید و این رویکرد مناسبی نیست.

تکرار شبهه های نخ نما شده ی قبلی که بارها جواب داده شده چه معنی داره؟ جواب هاش تو همین تالار هم وجود داره.

امضای MohammadSadra
كَلّا إِنَّ مَعِيَ رَبّي سَيَهدينِ
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۱۰, ۴/دی/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/دی/۹۵ ۱۱:۱۵ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #12

جدیداً این شیوه بحث مد شده که در جواب میگن: "این چیزی که میگی شبهه نخ نماست"، "تو خودتو به خواب زدی و با لگذ نمیشه بیدارت کرد"، "من جواب دارم ولی ظرفیت شنیدن نداری" و از این حرفها.

اما به هر حال فازهای بعدی نیروگاه بوشهر رو هم قراره روسها بسازند:
http://www.farsnews.com/13950423001296

روسها هم معروفند به اینکه انتقال تکنولوژی انجام نمیدن. اون تکنولوژی که در اون به خودکفایی رسیده ایم، غنی سازی است. یعنی سوخت هسته ای رو می تونیم تامین کنیم.

به هر حال، حرف من این بود که بدون یک بررسی دقیق و بدون اینکه به جنبه های مختلف مسئله توافق هسته ای توجه بشه نباید اون رو به یک واقعه تاریخی ارتباط داد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۴۶, ۴/دی/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/دی/۹۵ ۱۱:۴۶ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #13
آواتار
شما به خودتون زحمت نمیدید جواب های ما رو تو تاپیک های همین تالار مطالعه کنید

کسی که جواب میده رو هم باز اعتنایی به جوابش نمی کنید.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۱۳, ۴/دی/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/دی/۹۵ ۱۲:۵۰ توسط III I III.)
شماره ارسال: #14

قصه همون قصه لگد هست جناب محمدصدرا
جايي كه اثبات كرديم اشتباه طرف رو باز به در و ديوار ميزنه
ميگه من چي رو منكر ميشم
بعد مياد ميگه شما جواب نداري
لگد قصه عجيبي هست!


طرف برگشته به دزد بيت المال ميگه ذخيره نظام باز از اين شخصيت والا مقام حمايت ميشه
طرف گلستان كرده مملكت رو با برجام، از خودشون ميگن دستاوردش تقريباً‌ هيچ هست! اشتباه كرديم اعتماد كرديم و...
باز از اين موجوداتي كه يا آگاه نيستند يا اگه آگاهانه انجام دادن خائنن سينه چاكانه حمايت ميشه
من واقعاً‌ در عجب از اين قدرت خود توجيهي كه ... هم ديگه فايده نداره...

سنگ پاي قزوين ديگه بايد جاش رو به يه سري چيزاي ديگه بده!

تيشه به ريشه اقتصاد و فرهنگ و قواي نظامي و قدرت ديپلماسي اين مملكت زدن
باز حمايت ميكنه
با حماقت تمام مشكل آب خوردن مملكت را با به برجام وصل كردن بعد با تمام وقاحت تو روز روشن به راحتي آب خوردن به دروغ ميگن دولت در اجراي اقتصاد مقاومتي بسيار جدي است

پشت سر هم تركمان چاي مي بندن
اون از نابودي مپنا با قرار داد توربين
اون از نابودي كشتي سازي با قرار داد كشتي
اون از نابودي كشاورزي با واردات بي رويه
اون از نابودي فرهنگ با دسته گل هاي جنتي (به عنوان يك نمونه، يك موجودي كه اين دو نمونه از اظهاراتش هستSad اعتقاد به خدا مال دوران توحش انسان‌هاست؛ عباس يك افسانه تاريخي هست كه شيخ عباس اون رو از شاهنامه كپي كرده) رو دعوت كردن از اين بل هم اضل تجليل كردن.

آدم ميمونه جه قدر توجيه كنه آدم خودش رو...

امضای III I III
[تصویر: DORUQ-359x450.jpg]

يكي از دو نفر بالا داره دروغ ميگه
لعنت خدا بر دروغ گوياني كه با وقاحت تمام به ملت دروغ مي‌گن!
شرح همه خطوط قرمز نقض شده رهبري در برجام
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۱۸, ۴/دی/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/دی/۹۵ ۲۱:۵۳ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #15

سلام دوستان گرامی
اون بخشی از صنعت هسته ای که در مذاکرت ازش گذشتیم، غنی سازی 20 درصد بود و نیروگاه آب سنگین. یه سری محدودیتها هم در مورد میزان غنی سازی مجاز اعمال شد.

غنی سازی 20 درصدی برای ما کاربرد نداره. فقط برخی میگن که ما در مقابل کنار گذاشتنش باید امتیازات بیشتری می گرفتیم:
http://irannuc.ir/content/2171
حقیقتش ما که در جریان مذاکرات نبوده این نمی تونیم این رو به سادگی بگیم. شاید اگر تیم دیگری مذاکرات رو بر عهده داشت نمی تونست به توافق بهتری برسه. ضمن اگر مذاکره ای صورت نمی گرفت، اصلاً این امتیاز گرفتن منتفی میشد و غنی سازی 20 درصد میشد یه کار بیهوده.

در مورد این که آیا نیروگاه آب سنگین مورد نیاز کشور هست یا خیر، و اینکه آیا این حجم غنی سازی برای ما کافی است یا نه هم باید به متخصصش رجوع کرد. نمیگم نظر شما غلطه، شاید رجوع به متخصص و انجام یه بررسی درست و حسابی، صحت نظر شما رو نشون بده. اما این "بررسی درست و حسابی" از طریق ربط دادن مذاکرات هسته ای به حکمیت ممکن نیست؛ چون مذاکرات هسته ای با حکمیت فرق داره. هم شرایط متفاوته و هم مسائلی که روی اونها بحث میشه با هم فرق می کنند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۹:۴۱, ۵/دی/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/دی/۹۵ ۱۰:۰۷ توسط III I III.)
شماره ارسال: #16

عرض كردم كه بحث با شما آب در هاون كوبيدن است
شما با توجيهات خوش باش!

همين بچه‌ها كه غني‌سازي رو كه معدود كشورهايي در جهان بومي توليد كردن!
نيروگاه هم مي‌ساختن! كه سخت‌‌تر از اونش رو انجام دادن!
منتها محبوبهاي شما كه سينه چاكانه ازشون دفاع مي كنيد مملكت رو به ويرانه تبديل كردن با تركمانچايهاي پياپي


همانگونه كه گفتم شما كه به بديهات اقرار نمي كنيد با توجيهاتتون خوش باشيد...

(۴/دی/۹۵ ۱۰:۵۴)MohammadSadra نوشته است:  من یواش یواش دارم به این نتیجه میرسم شما تنها به دنبال اتلاف وقت بچه های تالار هستید و این رویکرد مناسبی نیست.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۰:۳۹, ۵/دی/۹۵
شماره ارسال: #17

313 گرامی
شاید شما بعد از یک تحقیق درست و حسابی به این نتیجه برسید که نظراتتون صحیحه. اما این تحقیق نمی تونه از طریق ربط دادن مذاکرات هسته ای به حکمیت انجام بشه. چون مذاکرات هسته ای مثل حکمیت نیست و ربط دادن اینها به همدیگه فقط یک مغلطه است.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۳۴, ۵/دی/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/دی/۹۵ ۱۲:۰۱ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #18
آواتار
(۵/دی/۹۵ ۱۰:۳۹)سعدی نوشته است:  313 گرامی
شاید شما بعد از یک تحقیق درست و حسابی به این نتیجه برسید که نظراتتون صحیحه. اما این تحقیق نمی تونه از طریق ربط دادن مذاکرات هسته ای به حکمیت انجام بشه. چون مذاکرات هسته ای مثل حکمیت نیست و ربط دادن اینها به همدیگه فقط یک مغلطه است.
اتفاقاً مثل حکمیت هست.

رفیقتون مذاکرات رو به مذاکرات امام حسن تشبیه کردند و بعد انگ مذاکره به امام حسین زدند و بعد هم گفتند مذاکرات ما همینطور بوده.

ما هم مزید اطلاع رفیقتون فرمودیم که قرینه درست تاریخیش میشه مذاکرات دومه الجندل و رفیقتون هم معادل ابوموسی اشعری در مذاکرات هستند. آخه یه جاهایی احساس امام حسن بودن بهشون دست داده بود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۳۵, ۵/دی/۹۵
شماره ارسال: #19

سلام
خب اون میشه یه مغلطه دیگه که باید پاسخش با منطق داده بشه. هر چه بیشتر منطق در جامعه حاکم بشه، جامعه سالمتری خواهیم داشت.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۵۶, ۵/دی/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/دی/۹۵ ۲۱:۰۲ توسط عمار94.)
شماره ارسال: #20
آواتار
(۴/دی/۹۵ ۲۰:۱۸)سعدی نوشته است:  غنی سازی 20 درصدی برای ما کاربرد نداره. فقط برخی میگن که ما در مقابل کنار گذاشتنش باید امتیازات بیشتری می گرفتیم:

بزرگوار به نظرت راکتور تهران داره با پهن الاغ کار میکنه !Big Grin

امضای عمار94
سعی کردم که خودم را از میان بردارم تا هرچه هست خدا باشد و خدا را شکر بر این تصمیم وفادار مانده‌ام. البته آنچه که انسان می نویسد همیشه تراوشات درونی خود او است- همه هنرها اینچنین‌اند کسی هم که فیلم می‌سازد اثر تراوشات درونی خود اوست- اما اگر انسان خود را در خدا فانی کند آنگاه این خداست که در آثار ما جلوه‌گر می‌شود. حقیر اینچنین ادعائی ندارم اما سعی‌ام بر این بوده است. شهید اوینی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا