کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
از مذاکرات محرمانه "دومة الجندل" چه می دانید؟
۱۷:۱۷, ۳۰/فروردین/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/فروردین/۹۴ ۱۷:۲۵ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


از مذاکرات محرمانه "دومة الجندل" چه می دانید؟



«دومة‌الجندل» مکانی است مابین عراق و شام (تقریبا منطقه‌ای بی‌طرف) که ابوموسی اشعری و عمروعاص، طی یک توافق نوشته‌شده، 8 ماه فرصت مذاکره داشتند تا در فاصله آتش‌بسِ موقت میان سپاه امام علی (علیه‌السلام) و سپاه معاویه (که از شام به بهانه انتقام عثمان و قبضه‌کردن خلافت مسلمانان آمده بود) به داوری بنشینند. مبنای داوری هم طبق کلیات توافقنامه حکمیت قرآن و سنت پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود.


تقریبا همه از نتیجه حکمیت و کلاه گشاد عمرو عاص در دومة‌الجندل خبر داریم.

  • اما ابوموسی را چقدر می‌شناسیم؟ آیا او فردی بوده ساده‌لوح، کم‌سواد و کم‌بهره از اسلام و فاقد سابقه مبارزاتی؟ و یا برعکس؟ و نیز عمروعاص را چقدر می‌شناسیم و از سابقه اسلام‌ستیزی و مسلمانی او چقدر می‌دانیم؟


  • موافقان و مخالفان توافق دومة‌الجندل چه کسانی بودند و بعدها چه کردند؟ مذاکرات محرمانه دومة‌الجندل و نتایج آن چه آثاری بر جامعه گذاشت؟ آیا نتیجه مذاکرات به استحکام حکومت اسلامی انجامید یا معاویه را به مقام امیرالمؤمنینی رساند؟



اول: ابوموسی اشعری که بود؟

1. نامش عبدالله بن قیس، معروف به ابوموسی اشعری. مردی زیبارو، کوتاه‌قامت و لاغراندام، با صورتی‌ کم‌مو. دارای صدایی زیبا و رسا در قرائت قرآن، چندان که به آوای خوش در تلاوت مشهور بود.


2. اصالتا یمنی بوده و در مکه مسلمان شده است. بنابر نقلی جزو مهاجران به حبشه بوده است (این نشان از سابقه بالای مسلمانی و مبارزاتی ابوموسی دارد).


3. در زمان پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و در جنگ طائف، بعد از شهادت برادرش ابوعامر، فرماندهی سپاه را به عهده گرفت و پیروز شد.


4. معلم و مدرس قرآن و احکام در مکه به امر پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)


5. فرماندار بخشی از سرزمین یمن به امر حضرت رسول –در سال دهم هجرت-.


6. ادامه ریاست بر بخشی از یمن در دوره خلافت ابوبکر.


7. 12سال حکمرانی بر بصره در دوره خلافت عمر.


8. اولین بار، او به عمر، لقب امیرالمؤمنین داد.


9. فرمانده سپاه بصره و فرمانده نبرد شوشتر. فتح خوزستان، فارس و حتی اصفهان، تحت فرماندهی ابوموسی صورت گرفت.


10. محموله ثروتش را در جنگ بصره بر 40 استر بار کرده و همراه سپاه برد تا همراهش باشد.


11. حکمرانی کوفه در زمان عثمان.


12. عزل او از ولایت کوفه در زمان حکومت امام علی (علیه‌السلام) به دلیل کوتاهی در تجمیع سپاه برای نبرد جمل

(ابوموسی تحت فشار شدید مردم کوفه با امام علی (علیه‌السلام) بیعت کرد و خود راضی به این بیعت نبود. او جنگ جمل را مسلمان‌کشی و نبرد با همسر پیامبر شمرده و دوری مردم را از آن بهترین تصمیم می‌دانست. امام در ابتدای کار با اصرار مالک اشتر بر این‌که مردم از ابوموسی راضی‌اند، او را تا مدتی بر حکمرانی کوفه باقی می‌گذارند اما در اثر کوتاهی‌اش در جمع‌آوری سپاه برای جمل، در نامه‌ای او را به شدت سرزنش و عزل می‌کنند).




نکته:
ابوموسی‌ایی که در مذاکرات دومة‌الجندل، نتیجه را به رغم همۀ دلواپسی‌ها و نگرانی‌های امام و یارانش (مالک اشتر، ابن عباس و...) به معاویه وامی‌گذارد، کلکسیونی از افتخارات مبارزاتی و اسلامی است. او فردی عامی و عادی نیست اما دشمن از او زیرک‌تر است و از هیچ نیرنگی غافل نمی‌شود.



دوم: عمروعاص که بود؟


1. عمروبن عاص، فرزند وائل (وائل از کسانی بود که در هجو و آزار پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اشعار بسیار سرود و به نفرین حضرت گرفتار شد و مرد. وائل کسی است که حضرت را ابتر خطاب کرد. آیات 94 تا 96 سوره حجر در مذمت او و سایر مسخره‌کنندگان نازل شده است).


2. مادرش سلمی (یا لیلی) ملقب به نابغه و از زنان بدکاره و فاحشه دوره جاهلیت در مکه و صاحب پرچم بود. چون بعد از وضع حمل عمرو، پدرش ناشناخته بود، مادرش او را به وائل نسبت داد (او را دست به خرج‌تر از ابوسفیان می‌دانست! با این همه ابوسفیان، عمرو را فرزند خود می‌نامید و البته که از همه هم بیشتر به او شبیه بود).


3. او را برای استهزاء ابن‌النابغه می‌نامیدند (به اعتبار نام مادرش) چون پدرش واقعا شناخته‌شده نبود.


4. اعراب او را فردی شجاع و بسیار حیله‌گر می‌دانستند.


5. نفرین‌شده پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به جهت شدت آزاری که حضرت از او می‌دید.


6. قبل از اسلام‌آوردن به شدت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را می‌آزرد و مسخره می‌کرد. یک‌بار در سجده نماز شکمبه شتر بر پشت حضرت ‌گذاشت که کثافات آن بر بدن مبارکشان ریخت. حضرت در حال سجده اشک می‌ریخت و نفرینش می‌کرد.


7. هنگام مهاجرت زینب (دختر پیامبر ) به مدینه، به هودج او چنان حمله کرد که بچه‌اش از ترس حمله عمروعاص سقط شد. در این واقعه هم حضرت، عمروعاص را نفرین می‌کنند. (پیامبر چهار دختر از حضرت خدیجه داشتند که حضرت فاطمه (سلام الله علیها) از همه کوچک‌تر بودند).


8. در جنگ بدر و احد علیه مسلمانان حضور فعال داشته و در جنگ خندق از فرماندهان سپاه قریش علیه پیامبر بوده است.


9. نماینده کفار قریش برای بازگرداندن مهاجران مسلمان از حبشه که البته موفق نشد.


10. در سال هشتم هجری، به همراه خالدبن ولید در مدینه اسلام آورد اما به شرط آنکه اعمال زشت گذشته‌اش بخشیده شود. [ظاهرا توبه کرده است!]


11. از طرف پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مأمور شد تا برای جنگ با شامیان از سرزمین اجدادی‌اش نیرو جمع کند.


12. از جمله کسانی که برای دعوت پادشاهان به اسلام، نامه برده است.


13. در روزهای آخر حیات حضرت رسول (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ، ایشان عمروعاص را برای فرمانداری عمان، به خارج از مدینه فرستادند.


14. از افراد نزدیک به ابوبکر و عمر و مسئول جمع‌آوری زکات از مناطق مختلف در دوران خلفای اول و دوم.


15. فرمانده سپاه ابوبکر برای فتح شام.


16. فرمانده فاتح فلسطین و اردن در زمان عمر (که به دستور عمر، حکمرانی شامات را به معاویه سپرد و رهسپار فتح مصر شد و آن‌جا فتح را کرد).


17. عزل از حکمرانی مصر به دستور عثمان و آغاز دشمنی عمروعاص با او.


18. تحریک مردم و صحابه بر قتل عثمان

(در زمان قتل عثمان او خود را از مدینه دور کرده و در قصرش در وادی‌السباع ساکن شده بود. هنگام شنیدن خبر قتل خلیفه گفت: او را کشتم در حالی که خود در وادی‌السباع هستم! نقل شده روزی عمروعاص به عایشه گفت: کاش در جنگ جمل کشته می‌شدی تا ما مرگ تو را وسیله سرزنش علی می‌کردیم).



19. پس از قتل عثمان، او دعوت معاویه را برای جنگ با خلیفه مسلمین (امام علی) پذیرفت، اما به شرط حکومت بر مصر و کسب همه دارایی آن.


20. شرکت در جنگ صفین و طراحی نیرنگ قرآن‌های بر ‌نیزه و مذاکرات دومة‌الجندل و حکمیت.


21. نماینده سپاه شام در مذاکرات محرمانه دومة‌الجندل (او با اغوای صحابه پرسابقه‌ای چون ابوموسی نتیجه مذاکرات را به نفع معاویه تمام کرد).


22. حکومت بر مصر در دوره معاویه.



نکته:
عمروعاص در مذاکرات دومة‌الجندل، 85 ساله است. او در 90 سالگی و در منصب حکمرانی مصر می‌میرد.


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مفاد پیمان حکمیت در جنگ صفین:

نکته:
به کلی‌گویی و ابهامات بندهای توافق‌نامه دقت کنید؛
از جمله این‌که مشخص نمی‌کنند اصل نزاع بر سر چه بوده است. معلوم نمی‌شود کدام اختلاف بناست طبق قرآن حل بشود! جنگ داخلی صفین، 65 هزار مسلمان را به کشتن می‌دهد. بانی این جنگ ویرانگر داخلی، سهم‌خواهی معاویه است.


1. هر دو گروه بر داوری قرآن و مراجعه به آن در موارد اختلاف رضایت می‌دهند.

2. علی و پیروانش ابوموسی اشعری را به عنوان ناظر و داور برگزیدند و معاویه و پیروانش عمرو عاص را.


نکته:
امام علی‌(علیه السلام)، ابن عباس و مالک اشتر را از طرف خود برای حکمیت اجباری معرفی کردند اما 20هزار شمشیر به دست سپاه به رهبری اشعث بن قیس (منافق کوفه) گفتند فقط ابوموسی و لاغیر. برخی دلائل آن‌ها چنین بود: یمنی‌بودن ابوموسی و سکوت و توقف او در جنگ جمل و عدم نبرد با همسر پیامبر که مانع کشتن مسلمانان می‌شد!



3. اگر در مواردی داوری قرآن به کار نیاید، به سنت و سیره پیامبر مراجعه خواهند کرد.

4. به اختلاف دامن نمی‌زنند و از هوی و هوس پیروی نمی‌کنند.

5. جان و مال و ناموس هر دو داور تا هنگامی که از حق فراتر نروند، محترم است.

6. اگر یکی از دو داور پیش از انجام وظیفه بمیرد، امام آن گروه، داور عادلی را به جای او بر می‌گزیند.

7. اگر یکی از پیشوایان پیش از داوری بمیرد، پیروان او می‌توانند فردی را به جای او برگزینند.

8. اگر داوران به تعهد خود عمل نکنند، امت حق دارد از داوری آن‌ها بیزاری جوید.

9. از زمان نگارش پیمان حکمیت تا انقضای آن، جان و مال و ناموس مردم در امن و امان است.

10. سلاح‌ها تا پایان دوره صلح باید بر زمین نهاده شوند و راه‌ها امن گردند؛ و در این مورد، میان حاضر و غایب در این واقعه، تفاوتی نیست.

11. بر هر دو داور لازم است در جایی میان عراق و شام اقامت کنند و جز کسانی که آنها می‌خواهند، کسی در آن جا حاضر نشود.

12. اگر هر دو داور بر طبق کتاب خدا و سنت پیامبر داوری نکنند، مسلمانان به نبرد خود ادامه خواهند داد و هیچ تعهدی میان طرفین نیست.



نکته:
طبق بند 9، صلحی موقت میان طرفین پدید می‌آمد و طبق بند 11، مذاکرات محرمانه می‌ماند و طرفین هر مقدار از اطلاعات را که خودشان می‌خواستند و برای هر که صلاح می‌دانستند منتشر می‌کردند.

جالب آن‌که در طی این مذاکرات محرمانه که جز ابوموسی کسی از طرف سپاه امام علی (علیه‌السلام) حضور نداشت، در طرف مقابل عبدالله‌بن عمر، مغیرةبن شعبه و عبدالله بین زبیر نزد معاویه آمده بودند و در جریان ملاقات عمروعاص با ابوموسی حضور داشتند!


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نتیجه مذاکرات در دومة‌الجندل:

  • فراموشی اصلِ نزاع امام علی (علیه‌السلام) با معاویه. امام به عنوان خلیفه مسلمانان، از معاویه خواسته بود تا حکومت شام را تحویل بدهد اما او تمرد کرده و به بهانه انتقام خون عثمان و البته با انگیزه کسب اصل خلافت به عراق لشکرکشی کرده بود.
  • سپاه اسلام هنگام حرکت به سمت صفین، یک‌دست و هم‌دل بودند اما در بازگشت به وضوح دچار تفرقه شده و دودسته شدند. انحراف خوارج (موافقان متعصب حکمیت و مذاکره) و شورش علیه نظام اسلامی محصول مذاکرات دومة‌الجندل بود.

  • ضرب‌الاجل اعلام نتیجة مذاکرات حداکثر 8 ماه بود. در این مدت سپاه و حکومت اسلامی، در بلاتکلیفی به سر می‌برده و برای برخورد با منافقان و دشمنان داخلی و خارجی کم‌توان شده بود.
  • روز اعلام نتیجه مذاکرات، ابوموسی امام را از خلافت عزل کرد و عمروعاص در آخرین پرده نیرنگ، معاویه را به خلافت مسلمین منصوب کرد و کسی هم نپرسید که مگر بنا نبود قرآن حاکم شود پس داوری قرآن کجا و چطور بود؟

  • امام علی‌‍ (علیه السلام) فرمودند: چون نتیجه مذاکرات برخلاف تعهدات اولیه و خارج از حکمیتِ قرآن بوده، نتیجه را نمی‌پذیرد.
  • اصل وقوع مذاکرات دومة‌الجندل و نتیجه آن سبب اختلاف‌نظر شدید میان مردم عراق و حکومت تازه‌تأسیس امام شد. این اختلافات چندان بالا گرفت که نه تنها مردم برای نبرد با معاویه هم‌دل و حاضر نشدند بلکه این چند دستگی به بروز جنگ‌های داخلی نظیر جنگ نهروان انجامید و عملا سپاه امام از هم گسیخت.

  • موافقان سرسخت مذاکرات، بعد از مدتی به مخالفان افراطی مذاکره تبدیل شده و امام را به دلیل قبول حکمیت، کافر دانستند و گفتند علی باید به کفرش اقرار کرده و از آن توبه کند و الا خلافت او را نمی‌پذیریم.
  • از تبعات سوء مذاکرات محرمانه دومة‌الجندل، هم‌قسم‌شدن برخی خوارج (موافقان متعصب مذاکرات) در قتل امام علی (علیه‌السلام) و معاویه و عمروعاص بود که البته تنها به شهادت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) انجامید.

  • مردم شام بعد از اعلام نتایج مذاکرات دومة‌الجندل، معاویه را امیرالمؤمنین خطاب کردند و این یعنی آن‌چه را که معاویه با جنگ نتوانسته بود به دست بیاورد، پشت میز مذاکرات محرمانه و با روشی ظاهرا مقبول در عرصه سیاسی و افکار عمومی به چنگ آورده بود.


.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۰:۴۵, ۵/دی/۹۵
شماره ارسال: #21

(۵/دی/۹۵ ۱۷:۵۶)عمار94 نوشته است:  بزرگوار به نظرت راکتور تهران داره با پهن الاغ داره کار میکنه !Big Grin
اگر اشتباه نکنم، طبق برجام، طرف متعهد شده که سوخت راکتور تهران رو تامین کنه. ضمن اینکه راکتور تهران حتی قبل از اینکه غنی سازی رو شروع کنیم هم فعال بوده.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۰۱, ۵/دی/۹۵
شماره ارسال: #22
آواتار
(۵/دی/۹۵ ۲۰:۴۵)سعدی نوشته است:  اگر اشتباه نکنم، طبق برجام، طرف متعهد شده که سوخت راکتور تهران رو تامین کنه. ضمن اینکه راکتور تهران حتی قبل از اینکه غنی سازی رو شروع کنیم هم فعال بوده.
دلیل ساخت سوخت 20 درصد این بود که دفعه قبل هم متعهد شده بودند و خلف وعده کردند و ایران رفت به سمت ساخت سوخت 20 درصد.

اینها به کدوم وعده وفا کردند که این دومیش باشه. جناب ظریف هم که معترف شدند که اشتباه کردند.

امضای MohammadSadra
كَلّا إِنَّ مَعِيَ رَبّي سَيَهدينِ
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۱۰, ۵/دی/۹۵
شماره ارسال: #23
آواتار
(۵/دی/۹۵ ۲۱:۰۱)MohammadSadra نوشته است:  دلیل ساخت سوخت 20 درصد این بود که دفعه قبل هم متعهد شده بودند و خلف وعده کردند و ایران رفت به سمت ساخت سوخت 20 درصد.

اینها به کدوم وعده وفا کردند که این دومیش باشه. جناب ظریف هم که معترف شدند که اشتباه کردند.

به نظرت خود اقایان نمیدونستند ! یا حداقل حدس نمیزدند برجام = کشک هست !
احتمال ساده لوح بودن اقایان صفر هست ! من هم با نظر سعدی تو این تاپیک موافقم ، رفتار این ها شبیه رفتار ابوموسی نیست !
ابوموسی اشعری واقعا ساده لوح بود و گول خورد !
اما سوالی که مطرح میشه اینه ! چرا با این که حدس زدن اخر ماجرا سخت نبود ،باز هم عده ای داشتند مذاکره مذاکره میکردند....

امضای عمار94
سعی کردم که خودم را از میان بردارم تا هرچه هست خدا باشد و خدا را شکر بر این تصمیم وفادار مانده‌ام. البته آنچه که انسان می نویسد همیشه تراوشات درونی خود او است- همه هنرها اینچنین‌اند کسی هم که فیلم می‌سازد اثر تراوشات درونی خود اوست- اما اگر انسان خود را در خدا فانی کند آنگاه این خداست که در آثار ما جلوه‌گر می‌شود. حقیر اینچنین ادعائی ندارم اما سعی‌ام بر این بوده است. شهید اوینی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۳۸, ۵/دی/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/دی/۹۵ ۲۱:۴۰ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #24
آواتار
(۵/دی/۹۵ ۲۱:۱۰)عمار94 نوشته است:  به نظرت خود اقایان نمیدونستند ! یا حداقل حدس نمیزدند برجام = کشک هست !
احتمال ساده لوح بودن اقایان صفر هست ! من هم با نظر سعدی تو این تاپیک موافقم ، رفتار این ها شبیه رفتار ابوموسی نیست !
ابوموسی اشعری واقعا ساده لوح بود و گول خورد !
اما سوالی که مطرح میشه اینه ! چرا با این که حدس زدن اخر ماجرا سخت نبود ،باز هم عده ای داشتند مذاکره مذاکره میکردند....
خطر از نقلاب برگشته ها، پشیمون ها، خسته ها، نفوذی ها و جاسوس ها رو امام خامنه ای گوشزد کردند.


جمعیت خائن، نفوذی، جاسوس، خسته از انقلاب، و دنیا گرا در صدد تهی کردن جمهوری اسلامی از ماهیت انقلابی خودش و حفظ ظاهر دینی اون هستند. چون با ظاهر دینی اینها می تونند بر گرده مردم سوار باشند و درآمدهای کلان داشته باشند و از اون طرف هم با کدخدا دعوا که ندارد، میتونند راحت جیبشون رو پر کنند.

داداش من، انقلاب هزینه داره، دعوا داره، شهادت و ... داره. اینها نمی خواهند و نمی تونند این هزینه ها رو بپردازند. بابا موقع جنگ هم تو گلاسکو و آمریکا دکتری می خوندند. این مردم بودند که میرفتند دم توپ.

اینها هدفشون تهی کردن انقلاب یا استحاله اون از درون و حقظ ظاهر دینی ایران هست.

مذاکرات برای این موضوع بود هسته ای بهانه بود.

پ.ن.
این یارو برای رهبری دتدون تیز کرده. نماینده نبوده که بوده، مجمع نبوده که بوده از همه مهمتر رییس جمهور نبوده که بوده. این داره برای ردای رهبری نقشه میکشه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۳۰, ۵/دی/۹۵
شماره ارسال: #25

نقل قول:جناب ظریف هم که معترف شدند که اشتباه کردند.
جناب محمد صدرا
طبق متن منتشر شده، آقای طریف فرموده اند که قرار بوده امتیازاتی علاوه بر برجام از طرف مقابل گرفته شود که در استراتژی انجام این کار اشتباه کرده اند:
http://www.ghatreh.com/news/nn35230072/%...9%88%DB%8C

متاسفانه برخی سعی کرده اند که منظور از این اشتباه را وارد شدن به مذاکرات وانمود کنند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۰۳, ۶/دی/۹۵
شماره ارسال: #26
آواتار
عاقبت اعتماد به دشمن!
محمد كاظم انبارلويي/6 دیماه 95
تاریخ انتشار :
دوشنبه ۶ دی ۱۳۹۵ ساعت ۰۶:۰۰
وزير امور خارجه در کميسيون امنيت ملي، صادقانه به دو اشتباه در گفتگوهاي ديپلماتيک پيرامون برجام اعتراف کرد؛

1- اعتماد به جان کري اشتباه بود
2- اينکه تنها با آمريکا مذاکره کرديم هم اشتباه بود

جريان رسانه اي وابسته به غرب و بزک کنندگان چهره کريه آمريکا در مقام لاپوشاني اين دو اعتراف برآمدند و به تکذيب آن پرداختند، اما کار از کار گذشته و ظريف چنين حرفي را زده بود و کافي است به نوار ضبط شده در کميسيون مراجعه کرده و حقيقت را دريافت.

در اينکه نمي شود به آمريکايي ها اعتماد کرد، شکي نيست. پنجاه سال است آمريکايي ها با ملت ايران سابقه خصومت، بدعهدي و پيمان شکني دارند. بارها از فتح لانه جاسوسي به اين طرف، آنها را آزموده ايم. چرا به آنها اعتماد کرديم، معلوم نيست! بارها رهبر معظم انقلاب در خلال مذاکرات به دولت و تيم مذاکره كننده هشدار دادند. اين هشدارها بايد در مفاد متني که امضاء کرديم خود را نشان مي داد، اما غفلت و عجله رئيس جمهور اجازه نداد به اين هشدارها توجه شود.

امروز دستگاه ديپلماسي در برابر بدعهدي آمريکا قرار دارد. در گفتگوهاي زير سقف و رد و بدل شدن ايميل ها و نيز نامه به موگريني، حرف هاي خوبي زده مي شود، اما مردم همچنان از آن بي خبر هستند. اگر اينها را به مردم بگوييد و مسير صداقت و «دانستن، حق مردم است» را طي کنيد، مشکل برجام حل مي شود. مقام معظم رهبري دوم تير ماه 94 در ديدار با مسئولين نظام فرمودند: «اگر حقايق امور با صداقت لازم و درستي براي مردم بيان شود، مردم خواهند ايستاد و مقاومت خواهند کرد.»

در گفتگوهاي 1+5، روسيه و چين ناديده گرفته شدند، در حالي که همان هنگام، آنها تقاضاي روابط راهبردي با تهران داشتند. درست است اروپا دنباله روي آمريکا در گفتگوها بود، اما ما براي آنها شأني قائل نبوديم و تحت پوشش 1+5 تنها با آمريکا گفتگو کرديم، در حالي که آمريکا احدي از 1+5 بود. اکنون گرفتار آمريکا هستيم که چه دموكرات و چه جمهوري خواه، در خصومت ورزي با ملت ايران، يک ذره ترديد ندارند و در اعمال و اجماع تحريم هاي جديد، خود را نشان داده اند.

رهبر معظم انقلاب در روز دوم فروردين 94 فرمودند: «فريب لبخند طرف مقابل را نخوريد، به وعده اي که مي دهد اعتماد نکنيد. چون وقتي خرش از پل گذشت برمي گردد و به ريش شما مي خندد. اينها اين قدر وقيح اند!» اما متأسفانه به اين هشدارها توجه نشد. رئيس جمهور با آنکه صريحاً گفته بود «ما چيزي را امضاء نمي کنيم مگر اينکه در همان روز همه تحريم هاي ظالمانه برداشته شود»، اما به وعده خود عمل نکرد. ما به تعهدات خود عمل کرديم اما آمريکا ما را به وعده هاي نسيه دلخوش کرد و آخر هم به آن عمل نکرد.

وزير امور خارجه در کميسيون امنيت ملي گفته است: «اگر استراتژي خودم را دنبال مي کردم اکنون با مشکل مواجه نمي شديم.» بايد از ايشان پرسيد استراتژي شما چه بود؟ براي مردم توضيح دهيد چه کسي بر خلاف استراتژي شما چيزي را تحميل کرد تا اينکه امروز اين گونه به بن بست برسيم؟

رئيس جمهور و دستگاه ديپلماسي کشور بايد صادقانه با مردم، پشت پرده گفتگوهاي برجام را بگويند و مسير اشتباهي را که رفته اند، اصلاح کنند. ديپلمات هاي ما بايد بدانند اين مقوله که «همه مسيرها به آمريکا ختم مي شود»، اشتباه است و از يک سوراخ نبايد چند بار گزيده شوند. اين به معناي نفي مذاکره و گفتگو نيست، بلکه به معناي هوشياري و هوشمندي در مذاکرات است. اگر توافقي هست نبايد چندپهلو باشد. نبايد قبل از اينکه طرف به عهد خود عمل مي كرد، ما عهدي را به منصه ظهور و عمل درمي آورديم. ما در اين مذاکرات با عمروعاص طرف بوديم و نبايستي سادگي و اشتباه ابوموسي اشعري را تکرار مي كرديم.

دولت در مقوله شکست برجام بايد به اين درک برسد که برجام يک مدل براي حل مشکلات نبوده، بلکه خود مشکلي شده افزون بر مشکلات کشور، که بايد آن را به نوعي حل کرد. چرا كه آمريکايي ها علاوه بر حفظ تحريم هاي قبلي براي تحريم هاي جديد در چارچوب برجام، کارسازي صورت مي دهند.

دولت بايد دور جديدي از هزينه اعتماد به آمريکا بپردازد اما بايد سعي کند اين هزينه را از جيب ملت پرداخت نکند. عمل به سياست هاي اقتصاد مقاومتي، دولت را از اين کار، نهي مي کند. به همين دليل امسال، سال اقدام و عمل به سياست هاي اقتصاد مقاومتي است. امروز برجام يک دردسر براي سياست خارجي و سياست داخلي و اقتصاد کشور است. سخن گفتن از دستاوردهاي آن توهين به شعور مردم است. ما بايد از برجام عبور کنيم و همان مسير درست گذشته را ادامه دهيم. مشکلات ما قبل از برجام به مراتب کمتر از بعد برجام بود.

آمريکا کوچک تر از آن است که به انقلاب ما آسيب برساند. نبايد فريب دکور نظامي آنها در منطقه و ويترين اقتصادي شان در جهان را بخوريم. اين ويترين و آن دکور به زودي از هم مي پاشد. انتخابات اخير آمريکا گوشه اي از اين فروپاشي را نشان داد. مشکلات و مصيبت هاي دروني آمريکا اجازه نمي دهد آنها بيش از اين جلو بيايند. فتح حلب نشان داد آنها ضعيف تر از آنند که فکر مي کنيم.

اخيراً آقاي هاشمي رفسنجاني در مورد دستاوردهاي برجام گفته است؛ «آنها که مي گويند برجام اثري نداشته، پاسخ خدا را چگونه مي دهند؟» خوب بود آقاي هاشمي در فضايي که وزير امور خارجه گفته است تحريم ها روي کاغذ برداشته شده و در اعتماد به کري اشتباه کردم! سيف مي گويد دستاورد برجام تقريباً هيچ بود! و آقاي صالحي مي گويد آمريکايي ها بارها دبه کرده اند و دستاوردي نداشتيم! چند دستاورد يا اثر برجام را ذکر مي کردند و حد اقل جواب مردم را مي دادند. خوب بود ايشان در حالي که برجام فتح الفتوح ناميده شده، يکي از فتوحات آن را ذکر كرده يا اينکه گفته شده برجام معجزه قرن است، يک چشمه از اين معجزه را بيان مي کردند.
برجام بخشي از بيت المال را که مصروف سرمايه گذاري در صنعت هسته اي شده بود، بر باد داد و فرصت هاي نظام و امکانات آن را براي مقابله با زورگويي قدرت هاي جهاني ناديده گرفت. آيا نبايد در مورد اين خسارت ها به خدا پاسخي داد؟ پاسخ به مردم را که فعلاً تعطيل کرده ايد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۸:۳۶, ۶/دی/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/دی/۹۵ ۱۸:۳۸ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #27

نقل قول:وزير امور خارجه در کميسيون امنيت ملي، صادقانه به دو اشتباه در گفتگوهاي ديپلماتيک پيرامون برجام اعتراف کرد؛
سلام جناب محمد صدرا
پست بالا رو خوندید؟

لطفاً با توجه به متن منتشر شده، مشخص بفرمایید که این اشتباه دقیقاً چه چیزی بوده:
http://www.ghatreh.com/news/nn35230072/%...9%88%DB%8C
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۱۲, ۶/دی/۹۵
شماره ارسال: #28
آواتار
من نظرم راجع به مذاکرات و برجام بی فرجام مشخصه و قبلاً هم گفتم ارسالهای من موجودند. این ترکمانچای کلاً اشتباه بوده.

اما در مورد سوال شما:

"بر اساس توافقی که با آقای کری کردیم و من الان دارم عرض می کنم بیرون نمی گم. ولی خدمت شما میگم من اشتباه کردم بر اساس یک توافقی که کردیم ما استراتژی خودمان را کنار گذاشتیم و بر مبنای آن توافق آمدیم آن را اعلام کردیم که تبدیل شد به موضع جمهوری اسلامی. من این را می پذیرم من اشتباه کردم عرض کنم به خدمتتان ولی ما اینکار را کردیم، گفتم در طول اجرای برجام هر دفعه ما می گفتیم. اعضای تیم آمریکایی محکم می گفتند این مخالف برجام نیست. می کشاندیم به آقای کری. آقای کری آقای مونیز می گفتند ما روشهایی داریم در کنگره در سنا که مانع می شویم از تصویب در سنا. همانطوری که قانون بوینگ را تصویب نکردند در سنا. تا دوشنبه ای که سه شنبه اش انتخابات ریاست جمهوری بود. در جلسه ای که آقای دکتر صالحی با آقای مونیز داشت آقای دکتر عراقچی هم بود آقای تخت روانچی نبود. تیم آمریکایی هم آقای استیومن بود. آقای مونیز گفت اگر برود سنا ما روشهایی داریم که جلویش را بگیریم. آقای استیومن گفته بود که چون توی مجلس چهارصد به یک تصویب شده بود که یعنی خیلی اکثریت بالایی بود که می دانید که وتوی رئیس جمهور با دو سوم رای نمایندگان می شکند به شرطی که هر دو مجلس دو سوم رای بدهند. گفته بود که اگر حالا ما وتو بکنیم که وتویمان رد بشود چی می شود؟"

بدون شرح
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۰۴, ۶/دی/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/دی/۹۵ ۲۲:۱۰ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #29

سلام
باید دید که منظور از "مذاکرات بین آقای ظریف و کری" چیست. طبق آنچه ایشان فرموده اند، اگرچه تمدید تحریمها منافاتی با برجام نداشته، اما ایشان قصد داشته اند که این امتیاز را هم فراتر از برجام دریافت کنند. آنجه به عنوان "مذاکره بین آقای ظریف و کری" ازش نام برده شده، مذاکره برای دریافت این امتیاز اضافه بوده نه اصل مذاکرات هسته ای.
نقل قول:یعنی خانم شرمن گفت تمدید ایسا خلاف برجام نیست با شما توافق داشتیم که کنگره را جدا کنیم. استراتژی تغییر کرده؟ دولت موظف باشد ایسا را اجرا نکند. بعد از اینکه تصویب هم بکنند اجراء نمی کنیم. گفتم نه ـ همکاران سختگیری کردند تا رسید به جلسه من و آقای کری توی جلسه من هم اصرار کردم که اگر کنگره ایسا را تصویب کند خلاف برجام است. آقای کری هم گفت من با حرف فلانی موافقم.

خانم شرمن گفت من با این نظر مخالفم آقای کری استدلال کرد. گفت من نظر فلانی را قبول دارم. خانم شرمن گفت خوب رئیس این است که مجبورم ما بپذیریم این شد مبنای اینکه تمدید ایسا (توی متن نیامد) می خواستیم توی متن بیاید توافق کردیم توی متن بیاید ولی آنها استدلال کردند اگر توی متن بیاید کنگره مخالفت می کند. انصافا آقای کری هم تا چهارشنبه به وقت خودشان روی حرف خودشان وایستادند. این توی دوران بعد از برجام بحث می کردیم تذکر می دادیم حال می گم ما چه کردیم. من توی نامه ای که سپتامبر برای خانم موگرینی نوشتم. نوشتم که این کار نباید بشود، به سازمان ملل هم نوشتم قوانین که تمام می شود و تمدیدش نقض برجام است. در صورتی که توی متن برجام نیست ها. این برداشت ماست.

یک کار زشتی که آقای قدوسی انجام داده اند، اتنشار صحبتهای انجام شده در یک جلسه محرمانه است. از اونجا که جلسه محرمانه بوده، آقای ظریف خیلی راحت بیان کرده اند که این خواسته ایران فراتر از برجام بوده. حالا با انتشار این بحثها، دیگه ایران نمی تونه این موضوع رو پیگیری کنه چون طرف مقابل می تونه با استناد به همین صحبتهای مثلاً محرمانه، بگه که خود ایرانی ها هم می دونند خواسته شون قانونی نیست ...

این کار آقای قدوسی بر خلاف مصالح ملیه. اما در عوض در جهت منافع حزبی هست ...

اون چیزی که تحت عنوان "اعتماد به آقای کری" ازش نام برده شده مربوط به این بحثه (که جدای از برجامه). وگرنه اساس برجام بر اعتماد نبوده.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۴۹, ۶/دی/۹۵
شماره ارسال: #30
آواتار
(۶/دی/۹۵ ۲۲:۰۴)سعدی نوشته است:  سلام
باید دید که منظور از "مذاکرات بین آقای ظریف و کری" چیست. طبق آنچه ایشان فرموده اند، اگرچه تمدید تحریمها منافاتی با برجام نداشته، اما ایشان قصد داشته اند که این امتیاز را هم فراتر از برجام دریافت کنند. آنجه به عنوان "مذاکره بین آقای ظریف
به نظرم شما نامه آخر ابوموسی اشعری رو در مورد نقض برجام بخونید بد نیست.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا