|
//اعلمیت برای رهبری واجب نیست , ولی لازم است//
|
|
۱۲:۳۷, ۳۱/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم رب الحیدر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام) // اعلمیت برای رهبری واجب نیست , ولی لازم است // اين سؤال، يکي از مسائل مورد بحث است که در کتب فقهي - تا آن جا که ديده ايم - کسي متعرض آن نشده است. از فحواي کلمات بعضي، مانند نراقي که مي گويد: « کسي بايد بر مسند حکم و رتق و فتق امور بنشيند که قبول حکم او بر مردم واجب باشد » ، به دست مي آيد که اجتهاد کافي است. امّا آن چه در اين مسئله مي توان گفت آن است که شرط اعلميت بايد از باب تعدد مطلوب باشد؛ بدان معنا که اگر فردي يافت شود که جميع شرايط رهبري، از حذاقت و درايت گرفته تا آگاهي بر شرايط پيچيده ي سياست ها را واجد باشد و علاوه بر آن اعلم هم باشد، قطعاً رهبري در او متعين گرديده و تصدي آن براي ديگري جايز نيست.« آيت الله حسن ممدوحي کرمانشاهی» حالا اگر من اعلمیت رو برای مرجعی غیر از آیت الله سید علی خامنه ای محتمل یا مسجل بدونم تکلیفم چیه ؟؟؟ |
|||
|
|
۱۴:۵۲, ۳۱/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
اولا شما همین طوری رهبر انتخاب نمیکنی که ...میری مجلس خبرگان انتخاب میکنی و اونا از طرف بقیه مردم رای میدن و رهبرشونو انتخاب میکنن.
دوما باز هم مجلس خبرگان و تشخیص مصلحت نظام ناظر بر اقدامات رهبری هستن و حتی میتونن رهبری رو منع کنن اما بادلیل. سوما شما یک نقطه سیاه از زندگی رهبرمون نمیتونی پیدا کنین و بیانات افراد مهمی چون نتانیاهو یا بان کی مون و یا حتی پوتین در مورد ایشون در فضای مجازی هست و میتونین مطالعه داشته باشین.اینا به غیر افرادی چون ایت الله بهجت و حسن زاده املی هستن.وگر نه تادلت بخواد از افراد مهم داخل کشورم رهبری رو تایید کردن.از رائفی تا عباسی و ازغدی... پس بهتره همین طوری نظری ندین...با تشکر |
|||
|
|
۱۵:۰۰, ۳۱/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
بحث اساسی همین است. ولایت فقیه مسأله ای انتخابی به آن معنایی که شما فرمودید نیست اخوی گرامی. شما اگر در مباحث فقهی کسی را غیر از امام خامنه ای اعلم می دانید، هیچ ایرادی ندارد از ایشان می توانید تقلید کنید، ولی مسأله رهبری امر جداگانه دیگری است. یا علی مدد
|
|||
|
|
۱۸:۱۸, ۳۱/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
بسم رب الحیدر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام) نقل قول:اولا شما همین طوری رهبر انتخاب نمیکنی که ...میری مجلس خبرگان انتخاب میکنی و اونا از طرف بقیه مردم رای میدن و رهبرشونو انتخاب میکنن. دوما باز هم مجلس خبرگان و تشخیص مصلحت نظام ناظر بر اقدامات رهبری هستن و حتی میتونن رهبری رو منع کنن اما بادلیل. سوما شما یک نقطه سیاه از زندگی رهبرمون نمیتونی پیدا کنین و بیانات افراد مهمی چون نتانیاهو یا بان کی مون و یا حتی پوتین در مورد ایشون در فضای مجازی هست و میتونین مطالعه داشته باشین.اینا به غیر افرادی چون ایت الله بهجت و حسن زاده املی هستن.وگر نه تادلت بخواد از افراد مهم داخل کشورم رهبری رو تایید کردن.از رائفی تا عباسی و ازغدی... اولاٌ من نخواستم رهبر انتخاب کنم ... دوماٌ انشالله که همه ما تمام کارامون رو فقط با در نظر گرفتن رضایت خداوند انجام بدیم ... سوماٌ من به دنبال پیدا کردن نقطه سیاه در زندگی ایشون نیستم و یا نظرات اشخاص درباره ایشون ... علویون نوشته است:امّا آن چه در اين مسئله مي توان گفت آن است که شرط اعلميت بايد از باب تعدد مطلوب باشد؛ بدان معنا که اگر فردي يافت شود که جميع شرايط رهبري، از حذاقت و درايت گرفته تا آگاهي بر شرايط پيچيده ي سياست ها را واجد باشد و علاوه بر آن اعلم هم باشد، قطعاً رهبري در او متعين گرديده و تصدي آن براي ديگري جايز نيست نقل قول:پس بهتره همین طوری نظری ندین...با تشکر همینطور بهتره که شما وقتی منظور مخاطبتون رو متوجه نشیدن همینطوری نظر ندین ...باتشکر. سید ابراهیم نوشته است:ولایت فقیه مسأله ای انتخابی به آن معنایی که شما فرمودید نیست اخوی گرامی. شما اگر در مباحث فقهی کسی را غیر از امام خامنه ای اعلم می دانید، هیچ ایرادی ندارد از ایشان می توانید تقلید کنید، ولی مسأله رهبری امر جداگانه دیگری است.
دقیقاٌ منظور منم همینه برادر محترم.من میگم اگر به فقیه ی که بر مسند ولایت امت تکیه زده آشکار بشه که شخصی اعلم تر از خودش با توانایهای مدیریتی برابر یا بیشتر از خودش در زمانش هست بر ایشون واجبه که رهبری رو به فقیه اعلم تر تسلیم کنن.آیاهمچنین سازوکاری در کشور ما که مدعی زمینه سازی برای ظهور حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه الشریف) رو داره وجود داره ؟چرا که در جامعه مهدوی نیل به سوی غایت هر خیری در صدر هست و حرکت به سمت مطلوب نکردن کم از انجام منکر نیست. دوستان لطفاٌ اگه میخوان پاسخ بدن شلوغش نکن و در چارچوب عقل و در صورت امکان مستند پاسخ بدن.دعوا نداریم. یا علی مدد. |
|||
|
|
۹:۴۷, ۱/اردیبهشت/۹۴
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
نه ما هم که شلوغ نکردیم.
![]() اتفاقا سوال به جا و مناسبی است. بسیار ممنونقابل توجه دوستان این است که یکی از کارهای مهم مجلس خبرگان دیده بانی است. این دیده بانی چند وجه دارد. که به دو وجه و جهت اساسی آن اشاره میکنم: 1- بررسی و پالایش عملکرد، نگاه و بیان رهبری در چالش های مختلف درونی و بیرونی. که اتفاقا در این مورد هر چند وقت یک بار در قالب بیانیه گزارش هم ارائه میگردد. 2- وضعیت سنجی بزرگان دیگر. این هم باز برای دو جهت: 1.برای انتخاب بهترین فرد و به قول شما فرد اعلم برای جانشینی ایشان 2. رصد فردی که همین امروز صلاحیت و اعلمیت ایشان نسبت به رهبر فعلی محرز شود. این را مطمئن باشید که این رصد و مطالعه نظری و میدانی همین الان در حال انجام است. (با مطالعه و اطلاع عرض میکنم) یا علی مدد |
|||
|
|
۱۳:۱۵, ۱/اردیبهشت/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/اردیبهشت/۹۴ ۱۳:۳۴ توسط صبح صادق.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
بسم رب الحیدر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام) با تشکر از سید ابراهیم عزیز. خوب تا اینجا معلوم شد که کناره گیری یا سلب رهبریت(در صورت عدم تسلیم) به شرط احراز اعلمیت یک فقیه دیگر یک اصل هستش و من هم با تذکر دوستان متوجه شدم که چنین ابزاری توسط نظر و رای مجلس خبرگان وجود داره , ولی خوب سوال من هنوز بی جواب سر جاشه. پرسش من از اولش هم همین بود که اگر این امر بر اعضاء یا حداکثر تاثیرگذار ایشان مسجل بشه آیا با توجه به شرایط حادی که امروز در روابط بین المللی و داخلی ما حاکم هستش یا در هر برهه دیگری از زمان میتونه وجود داشته باشه انجام این واجب بزرگ جاش رو با مصلحت اندیشی عوض نمی کنه(کسی جرات این کار رو به خودش میده).(یکم سخت شد) ببینید ساده ترش این میشه که اصل وجود یک ابزار برای انجامی هر کاری دلیل بر انجام اون کار نمیشه.در واقع دوستان تا اینجا فرمودن که این ساز و کار(جایگزینی اصلح) در کشور وجود داره ولی خوب آیا این کار درست انجام میشه یا نه هم یک ناظری می خواد دیگه نه؟ آیا این نظارتی برای حسن انجام این کار از سوی دستگاه یا نهاد مجری وجود داره؟ +دوستان توجه کنن که این فقط یک سواله و برای هر سوالی هم حتماٌ جوابی هست,ایضاٌ طرح هر پرسشی به معنی ابتلای امروز جامعه نیست بلکه محتمل دانستن پیش آمد اون دور از واقع بنظر نمیرسه پس همینطور که تا اینجا برادر عزیزمون منطقی پاسخ دادن خواهشاٌ دوستانی که جنبه طرح ایراد رو ندارن وارد بحث نشن+ ممنون , یا علی مدد. |
|||
|
|
۱۳:۴۸, ۱/اردیبهشت/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/اردیبهشت/۹۴ ۱۳:۴۹ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
علویون گرامی! باید مصلحت تعریف شود، گاهی خود مصلحت یعنی تغییر رهبری. یعنی با همان شرایط خاص منطقه ای و بین المللی که شما فرمودید، به این نتیجه برسند که بهترین کار همین است. حالا سوال باید این شود که طبق مقتضیات زمان این مصلحت را چه کسی و یا چه کسانی درک میکنند. همانطور که آیت الله مهدوی کنی(رحمة الله علیه) فرموده بودند: مسأله اساسی مجلس خبرگان حراست از جایگاه رهبری است. دقت بفرمایید فرمودند جایگاه رهبری. لذا مطمئن باشید اگر زمانی این افراد نخبه به این نتیجه رسیدند که وجود ایشان به جایگاه خود رهبری و ولایت فقیه ضربه می زند، با توجه به قانون و البته با رویکردی قانونی دست به عمل می زنند. در تکمیل توضیحاتم باید عرض کنم که یکی از کمیسیون های فعال مجلس نخبرگان، کمیسیون اصل ۱۰۷ و ۱۰۹ قانون اساسی است که درباره همه موارد مربوط به شرایط و صفات رهبر و درباره همه کسانی که در مظانّ رهبری قرار دارند، تحقیق و بررسی به عمل آورد و نتایج آن را به هیأت رئیسه ارائه میکند. باز اگر نقاط ابهامی بود، بفرمایید تا در حد توان پاسخگو باشم. یا علی مدد |
|||
|
|
۲۰:۰۸, ۱/اردیبهشت/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/اردیبهشت/۹۴ ۲۰:۰۸ توسط صبح صادق.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
بسم رب الحیدر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام) با تشکر از سید ابراهیم گرامی!(؟؟؟؟؟) با توجه به اینکه من هنوز یه سری ابهام برام در وجود اراده(جرات سیاسی) کافی برای انجام اینکار(در صورت احراز)وجود داره ولی فکر می کنم تقریباٌ جوابهای قابل قبولی داده شد و از آنجا که بیم دارم که ادامه طرح ابهامات به سوءتفاهم منجر بشه به همین اقناع نسبی قناعت می کنم و ختم مبحث رو اعلام می کنم. ![]() ممنون. |
|||
|
|
۲۱:۲۳, ۱/اردیبهشت/۹۴
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
(۳۱/فروردین/۹۴ ۱۲:۳۷)علویون نوشته است: بسم رب الحیدرسلام به نظرم این بحث شما یک اشکال اساسی دارد. شما یک جمله ای رو به صورت حکم قطعی بالای صحبتتون گذاشتید، و دارید با اون بحثی رو تحلیل می کنید که اصلا چنین حکمی رو اصل ندونسته!!!! حکم شما: اعلمیت برای رهبری واجب نیست , ولی لازم است سری به قانون اساسی جمهوری اسلامی، تدوین شده توسط فقهای انقلابی(منتخب مردم) و مصوب مردم می زنیم: اصل پنجم: در زمان غیب حضرت ولی عصر "عجل الله تعالی فرجه" در جمهوری اسلامی ایران ولایت امر و امامت امت بر عهده فقیه عادل و با تقوی، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است که طبق اصل یکصد و هفتم عهده دار آن می گردد. اصل یکصد و نهم: شرایط و صفات رهبر: 1 - صلاحیت علمی لازم برای افتاء در ابواب مختلف فقه. 2 - عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلام. 3 - بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافی برای رهبری. در صورت تعدد واجدین شرایط فوق، شخصی که دارای بینش فقهی و سیاسی قوی تر باشد مقدم است. اصل یکصد و هفتم: پس از مرجع عالیقدر تقلید و رهبر کبیر انقلاب جهانی اسلام و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت الله العظمی امام خمینی "قدس سره الشریف" که از طرف اکثریت قاطع مردم به مرجعیت و رهبری شناخته و پذیرفته شدند، تعیین رهبر به عهده خبرگان منتخب مردم است. خبرگان رهبری درباره همه فقها واجد شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصد و نهم بررسی و مشورت می کنند؛ هر گاه یکی از آنان را اعلم به احکام و موضوعات فقهی یا مسائل سیاسی و اجتماعی یا دارای مقبولیت عامه یا واجد برجستگی خاص در یکی از صفات مذکور در اصل یکصد و نهم تشخیص دهند او را به رهبری انتخاب می کنند و در غیر این صورت یکی از آنان را به عنوان رهبر انتخاب و معرفی می نمایند. رهبر منتخب خبرگان، ولایت امر و همه مسئولیت های ناشی از آن را بر عهده خواهد داشت. رهبر در برابر قوانین با سایر افراد کشور مساوی است. اصل یکصد و یازدهم: هر گاه رهبر از انجام وظایف قانونی خود ناتوان شود یا فاقد یکی از شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصد و نهم گردد، یا معلوم شود از آغاز فاقد بعضی از شرایط بوده است، از مقام خود بر کنار خواهد شد. تشخیص این امر به عهده خبرگان مذکور در اصل یکصد و هشتم می باشد. در صورت فوت یا کناره گیری یا عزل رهبر، خبرگان موظفند، در اسرع وقت نسبت به تعیین و معرفی رهبر جدید اقدام نمایند. تا هنگام معرفی رهبر، شورایی مرکب از رئیس........ ============================ همونطوری که مطالعه کردید، شرایط رهبری مطابق قانون اساسی، منحصر به اعلمیت به آن معنای مد نظر شما نشده... پس حکم شما اصلا مصداقی در جمهوری اسلامی ندارد! نقل قول:خوب تا اینجا معلوم شد که کناره گیری یا سلب رهبریت(در صورت عدم تسلیم) به شرط احراز اعلمیت یک فقیه دیگر یک اصل هستش و من هم با تذکر دوستان متوجه شدم که چنین ابزاری توسط نظر و رای مجلس خبرگان وجود داره , ولی خوب سوال من هنوز بی جواب سر جاشه.طبق قانون کنونی کشور، نه به شرط مد نظر شما. بلکه به تصریحات اصول مختلف و مخصوصا اصل 111 نقل قول:پرسش من از اولش هم همین بود که اگر این امر بر اعضاء یا حداکثر تاثیرگذار ایشان مسجل بشه آیا با توجه به شرایط حادی که امروز در روابط بین المللی و داخلی ما حاکم هستش یا در هر برهه دیگری از زمان میتونه وجود داشته باشه انجام این واجب بزرگ جاش رو با مصلحت اندیشی عوض نمی کنه(کسی جرات این کار رو به خودش میده).(یکم سخت شد)ضمانت اجرایی کارکرد صحیح مجلس خبرگان خود آنها هستند. این افرادی که در طول دوره های مختلف خبرگان در این مجلس بودن، اغلب از افراد خط مقدم و رنج کشیده اسلام و انقلاب بوده و هستن! نه گوشه نشین و بی توجه به وضع دنیا. از یک فرد که نه بر علیه شاه داد زده و نه بر علیه آمریکا و ظلم! واقعا انتظاری نیست ولی اینها که خودشون و خانوادشون رو فدای انقلاب کردن، به خاطر دلخوشی عده ای نمیان دنیا و آخرت خودشون رو فدا کنن ودر نهایت هم خبرگان از سراسر کشور و با آرای مردم انتخاب میشن.... |
|||
|
|
۱۳:۳۲, ۲/اردیبهشت/۹۴
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
(۱/اردیبهشت/۹۴ ۲۰:۰۸)علویون نوشته است: بسم رب الحیدر برادر عزیزم، ما به شما ارادت داریم . مطمئن باش هم هیچ سوء تفاهمی پیش نمیاد. با تشکر از پاسخ علائم الظهور، باز اگر ابهامی بود بفرمایید. یک تشکر و قدردانی گنده هم به شخص علویون عزیز بدهکارم، به این دلیل که با وجود اینکه می دانست مورد اتهام ویا ظن دیگر عزیزان واقع می شد، ولی شجاعانه سوال و نظر خودش را بیان نمود. دست مریزاد.
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |










اتفاقا سوال به جا و مناسبی است. بسیار ممنون
