|
اسلام پاسکالی، ایمان است یا خود فریبی؟!
|
|
۲۳:۵۹, ۱۰/اردیبهشت/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/اردیبهشت/۹۴ ۰:۳۰ توسط مجتبی110. علت ویرایش: تصحیح ویدئو)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بنام خدا.
سلام. در باب باور به وجود خدا، موضوع شرط بندی پاسکال احتمالا معرف حضور دوستان هست. اما یک مرور کوچکی بر روی این برهان می کنیم. جناب پاسکال ، ریاضی دان و فیلسوف فرانسوی میگه گرچه وجود خدا هنوز اثبات نشده اما باور به وجود خدا طبق یه دو دوتا چهارتای ریاضی معقول تر است.
پس عقل حکم می کنه شما یک خداباور باشید. خب تا اینجا مقدمه عرض کردم. مهم نیست این برهان رو تابحال شنیده باشید یا خیر! اما تقریبا می شه گفت در ناخوداگاه اکثر مردم چنین استدلالی رسوخ کرده. و در واقع مبنای دین مداری اکثریت مردم همین است. البته خداباوری روی برهان پاسکال منتج می شه به تسلیم در برابر خدا [ی احتمالی]، نه ایمان و این یعنی خود فریبی، برای همینه که عنوان موضوع رو این چنین انتخاب کردم. اسلامِ [یا تسلیم] پاسکال مبنا، خود فریبیست نه ایمان! شمایی که خداپرست هستید آیا به درجه ی شهود رسیدید؟ و یا آیا با عقل خودتون خدا رو اثبات کردید؟ جواب تقریبا خیر هست. البته حق مدعیان جواب مثبت به سوالات بالا هم، از همین الان محفوظه. همانطور که حق مدعیان وجود قوری سماوی راسل و یا هیولای اسپاگتی پرنده (در مورد این دو خودتون سرچ کنید، حوصله توضیح ندارم!!) هم محفوظ هست. اما اگر نتونید اثبات کنید که جواب دو سوال بالا، "بله" هست باید قبول کنید که اسلام شما قماری بیش نبوده. البته یه جوابی هم به قمار کننده ها داده شده. زیاد استدلال بدی به نظر نمی رسه: این کلیپ 26 ثانیه ای رو ببینید:
...... مشتاق استدلال دوستان هم هستیم![]() |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۳:۱۹, ۱۲/اردیبهشت/۹۴
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
بسم االله الرحمن الرحیم
یقین یا ایمان مراتبی دارد که همه آنها باهم برابر نیستند . خداوند هم انسان ها رو به یقین بیشتر و ایمان بیشتر فراخوانده از طریق بیان همان آیه : یا ایها الذین آمنوا آمنوا . اینکه همه ایمان ها باهم برابر نیستند مسئله ای هست که در بین گفته های گرامیان مغفول مانده . نقل قول:علم الیقین: فرض کنید آتشی در نقطه ای افروخته شده است، و دیواری هم بین شما و آتش حائل است. اگر شما از اثر آتش (مثل دودی که از پشت دیوار بلند است) پی به وجود آتش ببرید، این علم الیقین است و این مانند آن است که کسی خدا را بشناسد و بدو ایمان آورد، اما از راه براهین عقلی. البته اینها مدارج خلاصه مدارج یقین هستند ... این طبیعی هست که وقتی بنده به عنوان یک انسان عادی نمی توانم از غیب اطلاع داشته باشم ، سخنان یک صاحب اطلاع رو که پیامبر گرامی اسلام و ائمه طاهرین هستند بپذیرم . این مرتبه شروع ایمان هست . حالا می توانم خودم رو رشد بدهم تا به شهود برسم و خودم هم درک کنم . اینکه این مرحله از یقین لازم هست مبرهن است ولی کافی نیست و رشد احتیاج دارد ! هیچ ایمانی الابختکی به دست آدم نمیرسد ! نقل قول:خب شما که به هر سوبنگرید روی او بینید، مبنای عقلی داره آیا. من که به هر سو می نگرم فیزیک بینم و قوانین فیزیکی می بینم! عقل تا جایی راه دارد که بتواند بسجد ! ایمان به خداوند در زمره ایمان به غیب هست و آگاهی از وجود او به وسیله دانندگانی هست که از غیب اطلاعات دارند و از این طریق می توان به او شناخت پیدا کرد . مگر با سانتی متر میشود وزن را سنجید ؟! خیر ! خداوند در همه جا قابل رویت هست و فقط کافی است تا ابزار روئیتش را به دست بیاوریم . همانطور که امیرالمونین این ابزار را داشت . فیزیک بنده خداوند است . خداوند فیزیک را ساخته و فیزیک از دستور خداوند تبعیت می کند . فکر نکنیم ایمان به خداوند منافات دارد با علوم . فقط موضوع این است که وسیله سنجش خداوند ، این علم ِ ناقص بشری نیست ! حریم عشق را درگه بسی بالاتر از عقل است ... یعنی عقل ، در یقین پیدا کردن به شکلی که شما ازش انتظار دارید ،، الکن هست .ابزار دیگر می طلبد ! هرجا لازم به توضیح داشت ، بفرمایید تا عرض کنم. |
|||
|
|
۱۳:۳۰, ۱۲/اردیبهشت/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/اردیبهشت/۹۴ ۱۳:۳۲ توسط مجتبی110.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
(۱۲/اردیبهشت/۹۴ ۰:۵۰)mohammad reza نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیم منظورم رو خوب نگفتم. هرگز نخواستم وجود خدا با عقل بسنجم. چون امکانش وجود نداره. و من خودم به این واقفم. صحبت راسل هم عقلانی نیست. به این هم واقفم. اصلا بحث سر این نبود. مشکل من اینه: نقل قول:منظور آنكه اگر كسى واقعا از روى صدق و صفا قدم در راه نهد و از صميم دل هدايت خود را از خداى خود طلب نمايد موفّق به هدايت خواهد شد اگرچه در امر توحيد نيز شكّ داشته باشد، بالا تر هم گفتم! با این مشکل دارم. چون جز با 4 تا داستان و قصه شما می تونید اینو اثبات کنید؟ خیر! و اگر قابل اثبات نباشه ، می رسیم به همون جمله : "خدایا چرا انقدر زحمت کشیدی خودتو پنهون کنی؟" در هر حال، من حاضرم ملحد باشم اما اسلامم روی قمار نباشه. |
|||
|
|
۱۵:۲۲, ۱۲/اردیبهشت/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/اردیبهشت/۹۴ ۱۵:۲۶ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
قمار وقتی اتفاق میافته که از روی دو احتمال ِ کاملا شانسی، یکی اتفاق بیافتد .
اما این منطق عقلانی هست که بنا بر شواهد متواتر، آخرت وجود دارد و عقل حکم میکند آدم برایش آماده باشد. مسئله بعدی که فرمودید و خداوند از دید مادی ما پنهان هست ...
باید قدم به قدم پیش برود ! کلاس اول برود ... تازه شروع کند به یادگرفتن الفبا ... کم کم پیشرفت کند ! آیا میشود گفت کلاس اول رفتن بی خود است و من یک راست دکتری می خواهم ! نه ! اما آیا کلاس اول رفتن به تنهایی کفایت می کند ؟ این هم خیر . کلاس اول رفتن فقط مقدمه است . برای یک هدف بزرگ ! یقین هم همین است . قدم به قدم رخ می دهد . انسان شروع می کند و اسلام می آورد و مراحل یک به یک یقین و ایمان ، جلوی او روشن میشود .
فرض کنیم خداوند با آن عظمت و جلاله وصف ناپذیر ، با اسم شاهد ، الان رودرروی ما ایستاده ، آیا جرات به انجام گناه داریم ؟ |
|||
|
|
۱۷:۰۴, ۱۲/اردیبهشت/۹۴
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام فاطمه خانوم اینکه خدا هم تو قرآن میفرمایند مگر عقل ندارید دلیلش شهود خداس. خدا مشهوده. ولی بزرگترین دانشمندان هم بعضا بودند که کلا منکر خدا میشدن بحث کلاس اول نیست الان خیلی از خداناباوران هستند که هرگز برای دنیا دست به آدم کشی نمیزنند دزدی نمیکنن..... نه برای تبعاتش فالهمها فجورها و تقواها میدونن اینکار کار خوبی نیست وگرنه برای زندگی بهتر چرا نباید مثل بقیه خداناباورها بود آقا مجتی شما ملحد باشی حاضری مثلا همسایه دشمنتون رو بکوشی تبعات اعدام رو بیخیال فکر کن قصاصی نیست نمیتونی چون تو شما اینجور برنامه ریزی نشده انسان تبعا میل به باطل داره اما این عامل بازدارنده چیه خدا تو قرآن میگه سوار کشتیها شدید طوفان میشه به خالصانه ترین شکل ممکن خدارو میخونید من یه تصادف وحشتناک کردم صدق الله ان شاء الله که سلامت باشید ولی امید وارم برای درک بنده این لحظه یک بار به هر شکلی براتون اتفاق بیوفته تا درک کنید تو اون لحظه واقعا چنگ میزنید به دامانش اللهم عجل الولیک الفرج حجه ابن الحسن بحق زینب صلوات اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم یا الله التماس دعا ی فرج |
|||
|
|
۱۸:۵۱, ۱۲/اردیبهشت/۹۴
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
سلام
آقا محمد رضا چرا حتما یه اتفاق بد مثل تصادف یه هر مشکل دیگه ایی باید بیوفته تا وجود خدارو درک کنیم!!!!!! |
|||
|
|
۱۹:۰۵, ۱۲/اردیبهشت/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/اردیبهشت/۹۴ ۱۹:۱۴ توسط محمدهادی.)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
(۱۲/اردیبهشت/۹۴ ۱۷:۰۴)mohammad reza نوشته است: ان شاء الله که سلامت باشید ولی امید وارم برای درک بنده این لحظه یک بار به هر شکلی براتون اتفاق بیوفته تا درک کنید ای بابا. الفرار تا آقا محمد رضا ما رو به کشتن نداده. البته کلا این جور تجربه ها ارزش علمی برای دیگران نداره، و فقط برای خود فردی که تجربه کرده معتبره و می تونه حجت باشه. حتی نباید پایه اعتقادات را هم بر این امور بنا کرد. در این زمینه کتاب تبیین براهین اثبات وجود خداوند متعال استاد جوادی ، ص 267 به بعد و نیز دو جلد کتاب هم به نام ارزش معرفت شناختی تجربه دینی از دیویس هست که آقای دکتر شیروانی و شیدانشید ترجمه اش کردند، مفیدند. الان همین داستان طبس، نمیشه به راحتی گفت که علل مادی دخالتی نداشتند و خدای متعال شن ها را امر کرده و .... حالا اگر شما بخواید یک آدم غیر مومن را با این جور جریانات مومن کنید، و بعد معلوم بشه که علل مادی در میان بوده، تمام پایه اعتقاد اون فرد رو بهم می ریزید. حضور حق و وجودش که غیر او وجودی نیست (نه اینکه باشه و ضعیف باشه) به این اباطیل نیازی نداره. در همین علل مادی روزانه برای اهلش به وضوح آشکاره، چونکه که فقط مسبب الاسباب رو می بینند. این نظرها بر سبب ها پرده هاست که نه هر دیدار صنعش را سزاست دیده ای باید سبب سوراخ کن تا حجب را بر کند از بیخ و بخ شاید امام راحل هم از ین جهت بود که گفت جریان طبس فلان بود. دیگه نه لزومی به تصادف و سقوط و ... است و نه ... آقا مجتبی بنده نفهمیدم مشکل شما با گزاره ای که عرض شد : هر کس حقیقتا طالب هدایت باشد، هدایت میشود، چیه؟ با ادله درون دینی شاید قابل اثبات باشه، اما برون دینی یا قابل اثبات نیست، یا سخته واقعا. جریانی که نقل شد مویده نه برهان. |
|||
|
|
۲۰:۲۹, ۱۲/اردیبهشت/۹۴
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
(۱۲/اردیبهشت/۹۴ ۱۷:۰۴)mohammad reza نوشته است: ان شاء الله که سلامت باشید ولی امید وارم برای درک بنده این لحظه یک بار به هر شکلی براتون اتفاق بیوفته تا درک کنید نه! خیلی ممنون ، همینجوری قول می رم درک کنم ![]() (۱۲/اردیبهشت/۹۴ ۱۹:۰۵)محمدهادی نوشته است: آقا مجتبی بنده نفهمیدم مشکل شما با گزاره ای که عرض شد : هر کس حقیقتا طالب هدایت باشد، هدایت میشود، چیه؟خب نمی شه دیگه. اون حس و حاله که باید بیاد، نیست. متوجهید منظورم رو؟ تغییر خاصی تو زندگی ایجاد نمی شه. آدم حس می کنه سر کاره
|
|||
|
|
۲۱:۲۰, ۱۲/اردیبهشت/۹۴
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
من طلب و جدّ وجد
هرکه طلب کند و جدیت ورزد، می یابد به قول حضرت مولانا (صلوات الله علیه): سایهٔ حق بر سر بنده بود عاقبت جوینده یابنده بود گفت پیغامبر که چون کوبی دری عاقبت زان در برون آید سری چون نشینی بر سر کوی کسی عاقبت بینی تو هم روی کسی چون ز چاهی میکنی هر روز خاک عاقبت اندر رسی در آب پاک ... آنک روزی نیستش بخت و نجات ننگرد عقلش مگر در نادرات |
|||
|
|
۲۱:۴۸, ۱۲/اردیبهشت/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/اردیبهشت/۹۴ ۲۱:۵۱ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
ببینید ... علوم رو ، قوانین حاکم بر طبیعت رو خداوند خلق کرده و قرار داده .
اینکه مسئله ای توجیه علمی پیدا کند و یا نکند ، خلاف این نیست که خداوند رو قبول داشته باشیم . مثلا ممکن هست کسی وقتی میمیرد ، بدنش خشک نشود یا نپوسد و تازه بماند و این توجیه علمی هم داشته باشد . مثلا بگویند زمین آن منطقه فلان بوده که باعث شده که پوسیدگی اتفاق نیافتد . اما این خداوند بوده که شرایط را طوری فراهم کرده که بدن نپوسد . یا یک موضوع توجیه علمی پیدا نکند ، اینها اصلا خلاف اراده خداوند نیست . خداوند به موجود می فرماید بشو ! موجود هم میشود !! چه طبق قانون طبیعت و چه خلاف قانون طبیعت . چون طبیعت تحت فرمان و اراده خداوند هست . (۱۲/اردیبهشت/۹۴ ۲۰:۲۹)مجتبی110 نوشته است: خب نمی شه دیگه. اون حس و حاله که باید بیاد، نیست. اینکه آدمی نشانه ای نمی بیند ، دلیل این نیست که نشانه ای نیست ! ![]() آدم اگر مواظب خودش باشد کم کم نشانه ها و ردپای خداوند پیدا میشود . (تضمینی) |
|||
|
|
۲۳:۲۹, ۱۲/اردیبهشت/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/اردیبهشت/۹۴ ۲۳:۳۱ توسط حق باور.)
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
این سخنان که از ائمه عليهم السلام يا از آقاى پاسکال نقل ميکنيد سخنى خاص نيست بلکه همون بشارت و انذار هست که در تمام اديان الهى وجود داره اما گويا کاربردى که ازش متصوره رو اشتباه متوجه شديد. کاربردش این نیست که بخاطرش کسی ایمان بیاره.
بشارت زندگى جاودانه در بهشت برای اینه که کسانی که قبل از اين به روشی دیگه پی به وجود خدا بردن از تشکيکهاى بنى اسرائيلى اى که نهايت دستاوردشون نيستى بعد از مرگ هست دست بشويند و همچنين راحت تر بتونن چشمهاشون رو بر متاع دنيا ببندند. انذار هم برای اینه که قلبهایی که در برابر حق سخت هستن از خوف خدا فرو بريزن مثل آيه ى زير. خداوند سبحان در سوره بقره آیه 74 مَثَل کسانی رو بیان میفرماید که دلشون به سختی ِ سنگ شده و با این حال برخى شون در دلشون محبت مداوم و پی در پی خداوند(با اسباب مختلف که يکى اش بندگان هست) مثل يک جويبار در دل سنگشون راه باز میکنه و نیز برخى که از خوف خدا دلشون فرو میریزه و اما برخى ديگه دلشون از سنگ هم سخت تر شده و به اين صورتها هم امکان هدايت ندارن. سوره بقره آيه 74: ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُم مِّن بَعْدِ ذَلِكَ فَهِيَ كَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَ إِنَّ مِنَ الْحِجَارَةِ لَمَا يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الأَنْهَارُ وَ إِنَّ مِنْهَا لَمَا يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْمَاء وَ إِنَّ مِنْهَا لَمَا يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللّهِ وَ مَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ سپس دلهاى شما بعد از اين [واقعه] سخت گرديد، همانند سنگ، يا سختتر از آن. و به راستی برخى از سنگها هستند که از آنها جويهايى بيرون میزند و به راستی برخی از آنها هستند که میشكافد و از آن آب خارج میشود و به راستی برخى از آنها هستند که از بيم خدا فرو میريزد. و خدا از آنچه میكنيد غافل نيست. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





...... مشتاق استدلال دوستان هم هستیم




حالا اون آقای داوکینز هم به نقل از راسل هم می گه خدایاچرا انقدر زحمت کشیدی خودتو قایم کنی!
ای وای مجتبی جونم

