|
کسی که طاقت ندارد لطفاً این حدیث قدسی را نخواند!!!$&
|
|
۱۹:۵۴, ۲۰/خرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/فروردین/۹۱ ۲۰:۵۴ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
خدای تعالی میفرماید:
به عزت و جلال و بزرگواری و جایگاه مرتفع عرشم سوگند، امید هر کس را که به جز به من امیدوار باشد حتماً و حتماً به وسیله ی نومیدی، خواهم برید و لباس مذلت و خواری در نزد مردم را حتماً حتماً به او خواهم پوشانید و او را از نزدیک شدن به بارگاهم حتماً حتماً دور خواهم ساخت! آیا در سختی ها جز مرا آرزو میکند؟ و حال آنکه سختی ها همه بدست من است و به کسی به جز من امید بسته است؟ و با حلقه ی فکر، درِ خانه ی غیر مرا میزند؟ و حال آنکه کلید در های بسته بدست من است و درِ خانه ی من به روی هر کسی که مرا بخواند باز است و کیست آنکه در مصیبت هایش مرا آرزو کرد و من رشته ی اتصال او را با خودم در آن مصیبت بریدم؟ و کیست آنکه در مقصودی که داشت امید به من بست و من امیدش را قطع کردم؟ نگهداری آرزهای بندگانم را خودم به عهده گرفتم ولی آنها به نگهداری من راضی نشدند و آسمان هایم را از فرشتگانی که از تسبیح خوانی من ملالتی به خود راه نمیدهند پر کردم و به ایشان دستور دادم که درهای میان من و بندگانم را نبندند ولی بندگانم به گفته ی من اعتماد نکردند. آنکس که مصیبتی از مصیبتها، شب هنگام به سراغش میاید مگر نمیداند که به جز من هیچ کس بر برطرف نمودن آن مصیبت مالک نیست؟ آیا بنده ی من مرا چنین می بیند که منی که پیش از سوال کردن و درخواست، عطا میکنم، پس از آنکه درخواست کند و از من سوال کند اجابتش نمیکنم؟؟؟ مگر من بخیلم که بنده ی من مرا به بخل نسبت میدهد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!! مگر بخشایش و کرم از آن من نیست؟ مگر گذشت و رحمت بدست من نیست؟ مگر من محل آرزوها نیستم؟ پس چه کسی رشته ی آرزوها را به جز من میتواند قطع کند؟ آنان که آرزومندند مگر نمیترسند از اینکه به جز من بر کسی امید میبندند؟؟؟ اگر همه ی اهل آسمانها و زمینم همگی آرزوها داشته باشندو آنگاه من به هر یک از آنان به اندازه ی همه یآنچه همگی آرزو دارند بدهم به قدر ذره ای از ملک من کم نمیشود و چگونه ممکن است کم شود ملکی که من خودم قیم و برپا دارنده ی آن هستم؟ ای بدا به حال آنان که از رحمت من ناامیداند و ای بدا به حال آنکه معصیت مرا بکند و احترام مرا نگاه ندارد . . منبع : کتاب لقالله ، تألیف عارف ربانی آیت الحق، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، ص 113 دوستانی که طاقت خواند این پست رو داشتند لطفاً اگه مایل بودند صادقانه حس خود رو بعد از خواند این حرفهای خدا بیان کنند! باتشکر |
|||
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۴:۱۰, ۳۰/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
وای! نمیدونم چی بگم.
خیلی تاثیر برانگیز بود. خدایا عاششقتم! |
|||
|
|
۱۳:۰۳, ۲۸/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
|
خدایا ما رو لحظه ای به خودمون وانگذار که معلوم نیست با جهلمون چه بلایی سر خودمون میاریم . ما بنده ها به رحمت بی منتهای تو تکیه کردیم که اینقدر بد شدیم . تو در خور خود کنی و ما در خور خویش . یا رب یا رب یا رب :s :s :s
|
|||
|
|
۱۲:۴۸, ۲۸/آبان/۹۰
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
|
الهی از من بگیر هرآنچه که تو را از من می گیرد...
خدایا خودت بهتر از هرکسی می دونی که ما کلمه ی خدا رو با بخشندگی، مهربونی، لطف، کرم، دوست داشتن و... مترادف می دونیم اما اینم بهتر از هر کسی می دونی که دونستن با باور داشتم خیلی متفاوته آره ما می دونیم تنها تویی که می تونی دستمونو بگیری اما وقتی کارمون گیره آخرین جایی که میایم در خونه توست غافل از اینکه هرجایی که سر زدیم تو همراهمون بودی اما چشمامونو باز نکردیم عادت کردیم چشم دلمونو ببندیمو فقط با چشم سر ببینیم خداجونم کمکمون کن به اون چیزهایی که می دونیم ایمان داشته باشیم و به اون چیزهایی که ایمان داریم عمل کنیم... |
|||
|
|
۱۳:۵۱, ۲۸/آبان/۹۰
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
|
آه.............................................................................................................
آهی به اندازه ی تمام تاریخ بشر در گلویم مانده. آهی که با هیچ حنجره ای نمی توان آن را کشید و هیچ گوشی یارای شنیدن آن نیست................................................ آه..... |
|||
|
۱۵:۰۶, ۲۰/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/دی/۹۰ ۱۸:۰۸ توسط چشم انتظار.)
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
|
یه وقتایی هست که آدم خیلی به خدا نزدیک میشه اون موقع چنان غرقش میشی که دیگه هیچی از این عالم رو احساس نمی کنی دیگه حتی دلت نمی خواد که با کسی حرف بزنی یا حتی بشنوی انگار همه چیز میشه تو و خدا .گذشت زمان رو احساس نمی کنی همه ی اینا یعنی عشقبازی عاشق و معشوق
![]() ![]() ![]() اون موقع اگه قرار باشه که بمیری باجون و دل مرگ رو می پذیری خواهش میکنم اگه به این مرحله ازاین معنویت رسیدید برای من و همه ی دوستان تالار هم دعا کنید
|
|||
|
۱۵:۲۳, ۲۰/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/دی/۹۰ ۱۵:۲۳ توسط somayeh.)
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
|
یا ستار العیوب دوست عزیز چقدر قشنگ سر کشی بنده رو نسبت به خدا گفتی . پس بیاید به هر نحوی که شده همدیگرو تشویق کنیم که بتونیم برای خدا خوب بندگی کنیم. ان شاءالله
|
|||
|
|
۱۶:۲۵, ۲۰/دی/۹۰
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
|
اتشمان زدی برادر ، زدست کوته خود زیر بارم که از بالا بلندان شرمسارم مگر زنجیر موئی گیردم دست وگرنه سربه شیدایی بر ارم
|
|||
|
|
۱۷:۱۷, ۲۰/دی/۹۰
شماره ارسال: #38
|
|||
|
|||
|
بسم ا...
سلام خجالت کشیدم از زنده بودن بدون ایمانم ...... |
|||
|
|
۱۸:۵۶, ۲۰/دی/۹۰
شماره ارسال: #39
|
|||
|
|||
|
سلام
راستش رفتم تو فکر دیدم راست میگیدا یاد این فرموده افتادم : خداوند به حضرت داود فرمودند هریک از بندگانم اگر با نیی خالص به من روی آمورد از کارش چاره جویی می کنم حتی اگر همه ی اهل آسمان ها و زمین بر علیه او باشند |
|||
|
|
۰:۱۲, ۷/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #40
|
|||
|
|||
|
همه ی این ها درست اما چرامن هرچی خداروصدا میکنم دعا میکنم و...جواب نمیگیرم؟؟؟بعضی وقتا فکر میکنم خدا به حرفهام گوش نمیده شاید هم انقد رصداش کردم براش تکراری شده
حدیث قشنگی بود اما فقط قشنگ!!!!!!!!!!!کاش وقتایی که واقعا نیاز داشتم صدامو بشنوه و یه کاری کنه میکرد هی صبر رو بهونه نمیکرد.اگه نا امیدی گناهه چرا خداخودش آدمو نا امید میکنه! بعضی وقتا بهش میگم اونجایی که گفتی بخوانید مرا تا اجابت کنم نگفتی اگه گناه کار بودین صدام نکنید پس چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| از ما نیست! (مقاله ی فوق ویژه) (طاقت ندارید نخوانید!)هر 40 مورد اضافه شد$# | علی 110 | 61 | 42,943 |
۱۴/دی/۹۲ ۲۳:۵۱ آخرین ارسال: ghaher313 |
|













