کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
شنیدن صدای فقیر و نفهمیدن درد تیر
۱۲:۲۷, ۲۷/تیر/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/تیر/۹۴ ۱۲:۴۳ توسط محمدهادی.)
شماره ارسال: #1
آواتار
یه اشکال معروفی هست که چرا امیر المومنین علی علیه السلام وقتی تیر را در نماز از پای مبارکشان بیرون کشیدند، احساس نکردند، ولی صدای فقیر را در نماز شنیدند؟؟

سند دومی که متواتر یا نزدیک به تواتره، (و در قرآن عزیز هم اشاره شده)
سند اولی هم در ارشاد القلوب، ج2، ص 217 است.

اولا به قول استاد جوادی آملی،كوته‏ نظري است كسي خيال كند مقام معنوي اميرمؤمنان(عليه‌السلام) در همين حد خلاصه مي‏شود كه درد بيرون كشيدن تير از پاي مباركش را حس نكرد. چون مقامات انسان کامل از اینها فراتره

ثانیا اینکه شخصی بشه انقدر محو جمال یا کمال چیزی بشه که از بدن خودش غفلت پیدا کنه، مثال قرآنی داره:عده‏اي در جمال يوسف غرق شدند و دست خود را بريدند.: (قَطَّعنَ أيدِيَهُن)،حالا كسي كه در جمال يوسف‏آفرين غرق است، بيرون كشيدن تير را هرگز حس نمي‏كند. به قول مرحوم حكيم سبزواري(قدس‌سره) در اسرار الحکم، ص 619: «جايي كه جمالِ صوري يوسفي محدود، زنان را فاني كند، به نص كلام الهي كه (فَلَمّا رَاَينَهُ اَكبَرنَهُ وقَطَّعنَ اَيدِيَهُنّ) ، جمال مطلق كه هر جمالي ظلّ جمال اوست، چه خواهد كرد؟ خاصّه نسبت به عارفين در حال استغراق در ذكر و عبادت»

ثالثا تو این عالم، برخی از امور صبغه الهی دارند و برخیشون صبغه مادی. حضور قلب شایسته برای انسان کامل اینه که وقتی در نماز در محضر خداوند قرار می گیره، از امور الهی غفلت نداشته باشه، ولی به امور عادی و مادی توجه نکنه.

از طرف دیگه توجّه به درد پا منافي حضور قلب است،

ولي توجه به درخواست نيازمند با حضور قلب منافات نداره.چون ياري ضعيف صدقه است و مؤمن، مظهر لطف خداست.كسي كه غرق در عبادت خدا است، حرف فرستاده او را مي‏شنود، ولی درآوردن تير از پا و درد آن را كه امر نفساني و بدني است، احساس نمي‏كند.دپس اگر كسي صداي مستضعف مستمند را نشنود، انسان کامل نیست، چون حضور قلبی که سزاوار انسان کامل است رو نداره.

البته روشنه که کمک به فقیر، جنبه الهی ویژه ای داره، ولی باز در اثباتش مطلبی فقط اجمالی عرض کنم، یکی اینکه خداوند اخذ صدقات را به خودش نسبت داد:
أ لَمْ يَعْلَمُوا أنَّ اللَّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَ يَأْخُذُ الصَّدَقَات‏
فرمود خداوند خودش اخذ صدقه می کنه. و گویا بخاطر همین بود که امام باقر وقتی صدقه می داد صدقه را پس از وقوع در دست سائل مى‏بوييد و مى‏بوسيد و به قول امام راحل در چهل حدیث استشمام رايحه طيبه محبوب از آن مى‏كرد.


جواب فنی تر رو ان شاء الله در پست بعدی، عرض می کنم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجتبی110 ، شیدا ، soshiant ، آفتاب ، انتصـار ، بیداری اندیشه
۲۳:۳۷, ۲۷/تیر/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/تیر/۹۴ ۲۳:۴۲ توسط محمدهادی.)
شماره ارسال: #2
آواتار

بنا بر این روایت که هم اهل سنت نقل کردند و هم شیعه:

لا يزال عبدى المؤمن يتقرب بى حتي أحبه فإذا أحببته كنت سمعه الذى يسمع به و بصره الذى يبصر بها و لسانه الذى ينطق به و يده الّتى يبطش بها

همواره بنده مؤمن به من نزديك مي‌شود تا آن كه من او را دوست مي‌دارم، يعني اگر تا كنون او محب و من محبوب بودم اينك من محب او و او محبوب مي‌شود، و چون من محب او شدم، من در مقام فعل، گوش او مي‌شوم كه به آن مي‌شنود، و ديده او كه به آن مي‌بيند و زبان او كه با آن سخن مي‌گويد و دست او كه با آن حمله مي‌نمايد؛ يعني او با گوش، چشم، زبان و دست الهي، مي‌بيند و مي‌شنود و سخن مي‌گويد و كار مي‌كند.

اینکه معنی قرب نوافل چیه، داستان مفصلی داره، اما اجمالش اینه که:

همه مجاري ادراكي و تحريكي شخصی که نایل به قرب نوافل شده، به عهده خدا است. اگر او مي‏فهمد، با نور علمي خدا مي‏فهمد و اگر كاري انجام مي‏دهد، با قدرت خدا انجام مي‏دهد. اگر مي‏شنود، با سمع خدا مي‏شنود و اگر مي‏بيند، با بصيرت الهي مي‏بيند و اگر سخن مي‏گويد، با زبان الهي سخن مي‏گويد.

این همون فناییست که اهل معرفت می گن.

حالا با این مقدمه سخن استاد اساتید، مفسر یکه تاز و بی نظیر دو سه دهه اخیر (البته در میان رعیت) استاد جوادی آملی در مقدمه سرالصلوه امام راحل، را بخوانیم:

سرّ نماز، همه مجاري ادراكي و تحريكي نمازگزار را مظهر درك و فعل حق مي‏كند، از اين‏رو ممكن است نوك شكسته تيري را از پاي نمازگزار در حالت سجده بيرون آورند و او حس نكند و ناله مستمندي را در حال ركوع بشنود و انگشتر خويش را به او صدقه دهد؛ زيرا جمع اين دو حال از لحاظ ظاهر، بسي دشوار است؛ ولي از جهت راز نماز كاملاً سهل، چون اگر عبد سالك در پرتو «قُرب نوافل» به جايي برسد كه همه كارها را با مجاري ادراكي و تحريكي خداوند، در مقام ظهور فعلي انجام مي‏دهد و فعل خداوند حق است و باطل در آن راه ندارد، همه شئون جذب و دفع و ارسال و امساك او حق است و لازمش آن است كه بيرون ‏آوردن تير حس نشود، چون احساس آن خلاف حضور قلب است و باطل؛ ولي صداي مستمند را شنيدن و انگشتر به او صدقه دادن، حق است و موافق آن، پس سرّ نماز با عَلَنِ آن همتا نيست و با راز نماز مسائلي تحليل مي‏شود كه با عَلَنِ آن ميسور نيست.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب ، شیدا ، بیداری اندیشه ، سید ابراهیم ، aakbarib
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا