کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 4.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
پیچ و مهره های انسان
۱۷:۱۸, ۴/خرداد/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/خرداد/۹۴ ۱۵:۱۷ توسط یاســین.)
شماره ارسال: #1
آواتار
به نام خدا


سلام

1-تا حالا به این فکر کردین که چرا گاهی اوقات با اینکه کلی فکر کردین اما بازم اشتباه کردید ؟

2-تا حالا به این فکر کردید که چه جوری میشه علم حصولی رو به حضوری تبدیل کرد؟

3-فرق وسوسه با الهام چیه؟

4-چرا مردم بعضی کشورها رو براحتی میشه با شبکه های اجتماعی کنترل کرد؟


5-به نظرتون خشم بهتره یا مهربانی؟تو دار بودن بهتره یا ابراز کردن؟


به سوال اول و دوم فکر کنید،

از سوال سوم هم بگذرید.

سوال چهارم و پنجم رو جواب بدید،تا بعد بریم جلو و ببینیم این حرفا به چه دردی میخوره
.......
بعد نوشت: این سوالا خیلی مهم نیست و صرفا جهت ورود به بحث مطرح شد برای پیگیری مبحث اصلی به متن تاپیک مراجعه کنید.
این پست به بعد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saba ، مجید املشی ، Just God ، میم.حسین.الف ، السا ، سیمرغ ، Rangheshafagh ، پارمیس ، قلب ، Eve ، sagheb ، سید ابراهیم ، آفتاب ، soshiant ، azade ، شیدا ، mahdy30na

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۰:۲۶, ۱۵/خرداد/۹۴
شماره ارسال: #11
آواتار
سلام دوستان



اولین چیزی که در انسان فعال میشود حواس هستند ،درواقع ورودی های ما هستند.
هر حسی طهارت مخصوص به خودش رو داره.هر گناهی رو اگه ردیابی کنید به یه استفاده نادرست از حس میرسه.
مثلا اگه کسی تخیلات نامناسب داره یکی از علتهاش اینه که تصاویر نامناسب دیده.


حس => قوه خیال => قوه وهم => تعقل




البته این یه چرخه است که ان شاالله بعدا عکس کاملش رو میزارم.

اگه بخوام خلاصه بگیم ،خیال : در واقع این قوه مثل صندوق عکس میمونه که توانایی تلفیق تصاویر رو هم داره مثل غول زرد و از این چیزا.
قوه وهم:با استفاده از اون تصاویر گزاره های جزیی تولید میکنه.
مشروحشم در اینده
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Eve ، saba ، میم.حسین.الف ، السا ، سیمرغ ، شیدا ، محمد حسین ، mahdy30na
۲۰:۴۲, ۱۷/خرداد/۹۴
شماره ارسال: #12
آواتار
سلام
من فقط گزاره وار مینویسم وگرنه واسه هر خط میشه کلی بحث کرد.

خدا رو از ذات نمیتونیم بشناسیم چون علم یعنی احاطه داشتن و محدود به نامحدود نمیتونه احاطه داشته باشه.ما فقط میتونیم از طریق افعال و صفات خدا ،خدا رو بشناسیم.
قرب به خدا تنها از طریق علم و معرفت حاصل میشود.

برای ادما قدم اول برای شناخت خدا ،تسبیح هست.تسبیح یعنی حرکت در مسیر بدون انحراف.
در تسبیحات اربعه هم این سیر رو نشون داده.اول تسبیح بعد مقام حمد بعد (اسماشو بلد نیستم)لا اله الا الله و مقام تکبیر
تسبیح یعنی یه نقصی رو در خودمون میبینیم بعد میبینیم ک خدا از اون بری هست.در واقع تا ندونیم خدا چی نیست نمیتونیم بگیم چی هست.
هر چقدر توحید وارد ما بشه شرک خارج میشه پس به اندازه ای ک در توحید ضعف داریم ،شرک داریم.
یکی از دلایلی که نمیتونیم گناه نکنیم بخاطر اینکه حب و بغض هامون سر جاش نیست،یعنی مبدا میل ما مشکل داره.مثلا فکر کنید دو نفر رژیم دارن واسه شیرنی جات،نفر اول اصلا دوست نداره پس گرفتن رژیم براش اسونتره و نفر دوم عاشق شیرنی و دایم وسوسه میشه با اینکه میدونه براش ضرر داره.
پس در درجه اول باید مبدا میل ما عوض بشه ک با توسل به اهل بیت و تلاش خودمون اتفاق میفته.
مثلا چرا غیبت شیرینه اما حقیقت ملکوتی این عمل چیزی جز خوردن گوشت مردار اون شخص نیس.یعنی اگه کسی چشم بصیرت داشته باشه در اون لحظه اون شخص غیبت کننده رو در اون حالت میبینه.
شناخت تفصیلی خدا ،ایمان به همراه دارد.یعنی تفصیل توحید.یعنی بدونیم یه ادم موحد تو صف اتوبوس ،تو مهمونی،تو کلاس درس،تو تنهایی .... چیکار میکنه.یعنی خدا یه قانون کلی داده و ما با تفصیل و تفکر در اون ،توحید رو در زندگی جاری کنیم.و این مستلزم اینه که بدونیم خدا چیا و کیا رو دوست داره.در واقع اگه حب ما با حب خدا تنظیم شه،عقل ما میتونه اون الگو رو شکل بده ک البته خدا یه الگوی کامل هم برای ما فرستاده.حالا دقت روی کلمات قران ک میگه والله یحب .... میتونه به ما کمک کنه.مثلا داریم والله یحب المحسنین ،بعد ادم بره ببینه تو قران محسنین چه تصفاتی دارند.



ببخشید اگه فونتا بده ،با گوشی ام.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saba ، میم.حسین.الف ، Eve ، السا ، در جستجوی سختی ، شیدا ، سیمرغ ، محمد حسین ، آفتاب ، mahdy30na
۱۰:۱۰, ۱۸/خرداد/۹۴
شماره ارسال: #13
آواتار
سلام


در مورد مقام حمد هم چون اسمش اومد یه چیز بگم.
حمد یعنی شما یه حسنی در عالم میبینی و اونو در خودت فعال میکنی.مثلا بریم کوه چه صفتی خاص ذات کوه هست،استقامت و ایستادگی.... اگر ما اون صفت رو در خودمون فعال کنیم و اون حسن رو در خودمون نشون بدیم به مقام حمد رسیدیم و حامد شدیم.
حالا تو همه پدیده ها.البته تشخیص اینکه هر پدیده ایه چی در دلش داره،خودش مقاماتی میخواد.

البته همه اینها مراتب داره و صفر و صدی نیست.مراتب حمد،مراتب تسبیح و ...
ما اول با حواسمون اطراف رو میشناسیم.بعد در ذهنمون تصاویری ایجاد میشه ک قوه خیال هست.بعد قوه وهم این تصاویر رو بهم ربط میده.مثلا سیب در ذهنمون یه عکسی داره.سبز هم همینطور.اینا خیاله.اگه بگیم سیب سبز است.یه گزاره جزیی ایجاد کردیم با قوه وهممون.
وهم مثل فارسی معنی نمیده که میگیم طرف توهم زده ،یعنی چیزی ک وجود نداشته رو دیده.

حالا این چرخه باید کامل شه که به تعقل برسیم.یعنی از گزاره جزیی قانون کلی دربیاد.مثل همون استقرا و استنتاج.
حالا اگه در حس بمونیم و به عمل برسیم میشه گزاره حسی.اگه خیال باشه میشه علم خیالی و اگه از گزاره جزیی عمل ما صورت بگیره میشه علم ظنی.متاسفانه اکثرا ادما فعلشون در این حده،من جمله خودمون و به ندرت کسی به تعقل میرسه.

حالا در دوره های رشد.بچه ها اول حسشون کار میکنه.بعد خیال و بعد وهمشون.منتها با رشد بیشتر باید تعقل شکل میگرفت مثلا در سن 16 تا 22 (حالا هر کس فرق داره این حدودی بود)اما در ما فعال نشده.
یه بچه به اطوی سرد دست میزنه و هیچی نمیشه.پس حسش اینه ک هیچی نمیشه.اون وقت به اطوی داغ دست میزنه و مبسوزه.گزاره های بچه ها کاملا حسی و جزیی هست.
حالا حس مادیه اما درکش غیر مادیه.مثلا اگه بری سر کلاس و حواست پرت شه متوجه حرف استاد نمیشی.گوش ات شنیده اما چون اوجه قلب جای دیگه بوده ادراک نشده
قلب محل ادراکات انسانه.
اونجایی ک تیر از پای امام علی درمیارن هم همینه.توجه قلب کلا جای دیگه بوده.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: در جستجوی سختی ، میم.حسین.الف ، شیدا ، سیمرغ ، آفتاب ، السا
۱۰:۳۹, ۱۸/خرداد/۹۴
شماره ارسال: #14
آواتار
سلام خدمت خانم یاسین

اول از همه جا داره بابت این تاپیک ارزشمند از شما تشکر کنم
یه سوال داشتم
می خواستم بدونم منبع مطالب نوشته شده توی این تاپیک از کجا هست ؟

با تشکر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، saba ، شیدا ، سیمرغ ، آفتاب ، mahdy30na ، السا
۱۰:۴۸, ۱۸/خرداد/۹۴
شماره ارسال: #15
آواتار
سلام خیلی ممنون ک پرسیدین

اینا مباحث تدریس شده در مدرسه دانشجویی قران دانشگاه تهران هست .
از کتاب "ساختار وجودی انسان " نویسنده احمد رضا اخوت که از انتشارات خود مدرسه هست.

من خلاصه بحث هایی ک در کلاس بوده رو در حد توانم مینویسم ک اگه تذکری هست ممنون میشم دوستان گوشزد کنند.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: در جستجوی سختی ، saba ، شیدا ، سیمرغ ، آفتاب ، mahdy30na ، السا
۹:۴۵, ۲۰/خرداد/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/خرداد/۹۴ ۱:۴۱ توسط سیمرغ.)
شماره ارسال: #16
آواتار
سلام



وقتی در قران میگه حضرت داوود ذوالاید هست،نه اینکه دو تا دست داره،یعنی قوه اجرایی داره و الوالابصار یعنی در تشخیص حقایق عالم بیناس.
حالا فکر کنید وهابی ها تو قران اومده ید الله ،برای خدا جسم قایل شدند.
اینا در حس موندن.
بالا رفتن قوه خیال به صورت مثبت باعث بالا رفتن تفکر و میزان شهود انسان میشود.
قوه خیال میتونه چیزی رو خلق کنه ک وجود نداره.مثلا سیب ابی فیروزه ای،با هسته طلایی
جالبه نه؟میتونید بگید چه بویی داره؟


برای تقویت قوه تخیل وقتی داستانهای قران رو میخونید خودتون رو جای شخصیت های مختلف بزارید و ببینید اگه جای اونا بودید چیکار میکردید.اینطوری نقطه ضعف هامونم میتونیم پیدا کنیم.
در قران ارتباط بین اون گناه با عذاب رو پیدا کنید.
این خودش کمکیه برای انتقال ادم از حس و خیال به عقل.


مثلا سوره همزه
ادمیه ک دیگران رو تحقیر میکنه و دلشون رو میشکنه و خوردشون میکنه...
عذاب اون دنیا دقیقا اتش خورد کننده،اتشی ک از قلبشون میاد بیرون و از بالا مسلطه که حالت تحقیر داره.
کلا اون کار حقیقت واقعیی عمل طرف بوده.
اینا معنی کلماتی هستند ک در ایات و روایات هست و توجه انسان رو به حس جلب میکنه."
    • سمع: درک کردن صدا با گوش يا بوسيله قوه روحاني و نور باطني يا به سبب احاطه وجودي و قيّومي مطلق
    • بصر: علم پيدا کردن با چشم دل يا چشم قلب
    • نظر: ديدن با تعمق و تحقيق در موضوعي با چشم يا با بصيرت
    • راي: هر گونه نگاه چه با چشم يا قوه خيال و شهود روحاني يا قوه مخيله
    • يد: قوه مجريه انسان را گويند.
    • جلد: پوست محيط حافظ را گويند.
    • جوع، شبع، عطش: گرسنگي و سيري، تشنگي
    • ذوق: چشيدن نمونه­ای از خصوصيات چيزي، ممکن است اين بواسطه حواس چشيدني يا لمسي يا حس باطني باشد.
    • طعم: خوردن يا آشاميدن با اشتها و ذوق است.
    • اکل، شرب: اکل به معناي رسيدن به چيزي با از بين رفتن صورت آن، شرب به معناي آشاميدن در مورد مايعات بکار می­رود.

    • سقي: تهیه نوشیدنی و میل کردن آن
    • عذب، عذاب : به آن چيزي که ملايم طبع و حال است عذب و آن چيزي که ملايم طبع نيست عذاب گويند.

    • بشره: به معناي پوست است که از بشر گرفته شده و به معناي انبساطي است که در چهره هويدا می­شود. شايد استفاده از واژه­هاي بشارت يا اطلاق بشر بر انسان بي­مناسبت با معناي پوست ظاهر نباشد.

    • لمس: مالیدن با ظاهر بدن را گویند.

    • مسّ: قرار دادن چیزی بر چیز دیگر خواه با اراده یا بی اراده باشد.

    • مسح: به قرار دادن و کشیدن چیزی بر چیز دیگر گویند.

    • وجه: آن چيزي از شي است که بوسيله آن توجه صورت می­پذيرد و در آن معناي روبرو شدن هم هست.

    • عمي: نداشتن چشم را گویند، چه چشم ظاهر و چه چشم باطن که همان علم است.

    • غشی: پوشاندنی که چیزی را به طور کامل فرا گیرد و بر آن چیره شود.

    • سایر واژه­هایی که معنای پوشاندن می­دهد: ستر، تغطیه، موارات، جن، حجب، حجز، فصل و ...است.
در واقع یکی از اهداف خدا اینه که انسان رو از حس به تعقل ببره.

______________________
اگر پس از باز کردن فایل، پنجره‌ی آغاز برنامه میاد که نوشته "Opening in Protected View" و همونجور می‌مونه و باز نمیشه، باید اون پنجره رو ببندید و روی فایل راست‌کلیک کنید و به Properties برید و در پایین صفحه، دکمه‌ی Unblock رو بزنید و OK کنید.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: در جستجوی سختی ، Eve ، ام ابیها ، میم.حسین.الف ، شیدا ، سیمرغ ، محمد حسین ، آفتاب ، mahdy30na ، السا
۱۵:۰۴, ۲۶/خرداد/۹۴
شماره ارسال: #17
آواتار
سلام

طهارت روی قوای جسمی انسان هم تاثیر داره.هر کدوم از اون شکل ها طهارت مخصوص به خودش رو داره اگه گناهان مون رو ریشه یابی کنیم به یه عدم طهارت در حس میرسیم.
مثلا اگه تخیلاتمون بد هست چون ورودی تصاویری که بهش میدیم درست نیست.درواقع با تفکر به گناهان میتونیم ریشه اشو پیدا کنیم و با طهارت عملی اونو از بین ببریم.
واسه هر کسی هم میتونه متفاوت باشه.
طهارت عملی باعث افزایش علم میشه.
یعنی اگه من دوتا بودم یکی با طهارت و یکی نه،اونی ک طهارت داشت امادگی دریافت و فهم علمش بیشتر بود.
قوه خیال این امکان رو میده ک ما در ذهنمون تمام حواس رو داشته باشیم.مثل عالم خواب،یعنی میبینیم بدون استفاده از ابزار چشم.
یکی از کارکردهای دین اینه ک انسان رو از حواس ظاهری به عقل ببره.
عالم مثال ،عالم بین طبیعت و عقل هست و کارش انتقال حقایق به انسان .
در ایات و روایات هر جا از حس حرف زده شده دو جنبه مادی و معنوی داشته.درواقع اگه بخواین به کودک راستگویی رو یاد بدین کدوم بهتره؟
اینکه توضیح بدید راستگویی کار پسندیده ای است که هر گاه در درون ما علمی باشد و ما مطابق با واقع عمل یا سخن بگوییم...
یا قصه چوپان دروغگو رو تعریف کنیم؟
درواقع درک مفاهیم با علم تمثیل برای ما که هنوز به رشد عقلی نرسیدیم ملموس تره و ایات بهشت و جهنم در بطن خود همچین چیزی رو هم دارن.

..............

وهم
قوه وهمیه واسطه بین خیال و عقله
درواقع در تخیل ما تصویر تولید میکنیم.در وهم گزاره میسازیم
مثلا میدونیم گرما چیه،چای چیه
قوه وهمیه میگه چای گرم است.
هست و نیست جزیی تولید میکنه.
درواقع همون جملات استقرایی
حالا انسان میتونه چیزایی ک وجود نداره رو هم در ذهنش خلق کنه
غول زرد زیبا است
انسان اول باید جزییات رو درک کنه تا بتونه کلیات رو بفهمه
اما خب جزییات کامل نیست و عمل از روی علم جزیی افاتی داره.

مثلا دوستم جواب تلفن من رو نمیده
بعد من بگم چقدر بی ادبه جواب منو نداد
خب این گزاره کاملا جزییه
خیلی از چیزایی ک ما ناراحت میشیم بخاطر اینه ک از گزاره جزیی تصمیم میگیریم
مثلا جامعه ما ک توش شایعه زیاده
جامعه ما ک مردم بدون تعقل زود جو گیر میشن
مثل همون اتفاقی ک تو مهاباد افتاد
یه خبر میشنون و میرن ک عمل کنن
انسانی ک در این قسمت بمونه خطرناکه
حالا به کارهایی ک در طول روز انجام میدیم فکر کنیم
ببینیم چقدر دلیل عقلی پشتشه
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Eve ، ام ابیها ، آفتاب ، میم.حسین.الف ، محمد حسین ، mahdy30na ، السا ، در جستجوی سختی
۱:۴۷, ۲۸/خرداد/۹۴
شماره ارسال: #18
آواتار
سلام

حالا این علمی که الان دست ماست چیه؟
اکثر علم پزشکی وهمی(معنیه توهم نمیده،یعنی جزیی و استقراییه) هست دیگه چه برسه ب علوم انسانی
باز در علوم ریاضیات به تعقل خیلی نزدیکتریم
و همین وهم گرایی منجر به خطاهای زیاد علم پزشکی میشه
مثلا میگه اسفناج اهن داره پس همه تا میتونید بخورید
بعد کشف میشه اهن در کنار فلان عنصر از بدن دفع میشه و اصلا جذب نمیشه
درواقع هر جزیی رو در کل باید بررسی کرد و نه به تنهایی

الان که دیگه ضرب المثل شده،وقتی میگی فلان چیز بده،بقیه میگن ،این دکترا هر روز یه چیز میگن....
در حالیکه اگه به علم درست دست پیدا کنن به مرور زمان نقض نمیشه،نهایت گسترده تر میشه.
حالا تصور کنید اکثر علومی ک تا حالا کشف و اختراع شده وهمی هست.علمی ک از عقل بیاد بیرون جامع هست و به کسی اسیب نمیزنه.مثلا اختراع پلاستیک.اتوموبیل ....
اینا همه جایگزین داره ک بخاطر صغر سنی و بی راهه رفتن علم بشر هنوز کشف و اختراع نشده
حالا میشه فهمید ک وقتی میگن امام زمان بیاد فقط دو جز از 27 جز کشف شده یعنی چی


رفتار عقلی رو در پستهای بعدی بیشتر باز میکنیم.
مثلا دوست من کلی به من خوبی کرده ولی رفتیم مهمونی و یه تیکه ابدار انداخته.
گزاره وهمیش میشه من دیگه خوشم نمیاد ازش و باهاشم دیگه مهمونی نمیرم.اینجا فقط جز رو دیده.
عقلیش میشه اون بنده خدا همیشه خوبی کرده اما حالا شاید حالش خوب نبوده یا منظوری نداشته..
درواقع اون جز رو در کل دیده.
دقیقا میشه تعریف استدلال استقرایی و استنتاجی
یه مثال دیگه
رفتم مغازه از یه روسری خوشم اومده و میگم چقدر خوشگله و میخرم.کل استدلالم اینه ک چه خوشگله
حالا میام خونه میبینم عه،روسری کمی حریره و موهام معلومه و کلا جلوی نامحرم نمیشه استفاده کرد و بلااستفاده میشه.
گزاره عقلیش میشه:روسری رو برای چی میخوام؟حجاب گرفتن
ایا به اندازه کافی پوشانندگی داره؟
ایا به اندازه کافی بلند هست ؟....
یعنی با هدف نهایی ات چک میکنی،با اون کلیته چک میکنی
و اگه مناسب نبود نمیخری
(اینا فقط مثال بود،توش نمونید)
خود گزاره وهمی بد نیست،چون تا گزاره جزیی نباشه گزاره عقلی نمیاد.اگه یادتون باشه برای اثبات حکم گزاره استنتاجی از گزاره جزیی و استقرا استفاده میکردیم،چی بده؟
اینکه از رو وهم بدون در نظر گرفتن کل ماجرا،عمل کنیم.یعنی عمل ادم از رو گزاره جزیی باشه.


اگه سوالی داشتید یا مثالی که کمک به روند ماجرا میکنه،میتونید بگید.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy30na ، السا ، Eve ، در جستجوی سختی ، میم.حسین.الف
۱۲:۳۷, ۱/تیر/۹۴
شماره ارسال: #19
آواتار
سلام

این نقشه کلی هست.


اون قسمتهای زرد رنگ رو طی کردیم


ببخشید هر کاری کردم بهتر این عکس در نیومد



این چرخه ساختار وجودی انسان هست.


حالا از روی این راحتر میشه حرف زد.
اونجایی که از حواس پنجگانه به عمل تبدیل شده بیشتر در بچه ها نمود داره که اعمالشون غریزیه،کتری دست رو میسوزونه،پس دیگه دست نمیزنه(حتی به کتری سرد)

وقتی از استقرا حکم بدیم چون علممون جزیی هست،میشه علم ظنی،یعنی دوتا اداره رفتم دو تا کارمندش بداخلاق بوده،میگم تمام کارمندای اداره بداخلاق هستند.

و ایده ال ترین حالتش زمانی که ادم به تعقل برسه و با گزاره عقلی عمل کنه.که علم یقینی و فعل عمل صالح هست.

[تصویر: 20150616_1436147.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: در جستجوی سختی ، السا ، میم.حسین.الف
۱۵:۱۷, ۳۰/تیر/۹۴
شماره ارسال: #20
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

حیف که خودم نمیتونم این تاپیک رو ادامه بدم و متاسفانه وقتش رو ندارم.اما از همه دوستانی که علاقه مند بودن،ضمن عذر خواهی دعوت میکنم که فایل های صوتی این درس رو گوش بدن.

حداقل اش اینه که موقع قران خواندن ادم درک بهتری از کلمات یشعرون،یعقلون ،حسب،یتفکرون،ذکر و .... داشته باشه و متوجه بشه که مسیر رسیدن به هر کدوم از این کلمات،در سوره بر اساس چه فرایندی هست.

صوت کلاس

و علاقه مندان بیشتر میتونن با مدرسه قران و اهل بیت تماس بگیرند و از زمان برگزاری کلاس مطلع بشن و حضوری شرکت کنن.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، Eve ، در جستجوی سختی
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا