کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
(C+)با امام سجاد علیه السلام چقدر آشناییم؟!!
۱۵:۰۹, ۱۸/آذر/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/دی/۸۹ ۱:۱۹ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
با یادگار کربلا
انحطاط فکری و اخلاقی جامعه در عصر امام سجاد(علیه السلام)
از نیمه¬ی دوم خلافت عثمان ، عده¬ای از اشراف قریش به دلیل بذل و بخشش خلفا از بیت المال، به مال اندوزی پراخته و در تجملات زندگی و خرید کنیزکان آوازه خوان با هم رقابت می کردند و کمکم عامه مردم نیز در این کارها به آنها اقتدا کردند و در عصر یزید حتی مکه و مدینه نیز از این آلودگی¬ها محفوظ نماندند و. چنانچه مسعودی می¬نویسد: «فساد و آلودگی یزید به اطرافیان او نیز سرایت کرد و ساز و آواز در مدینه آشکار گردید، مجالس بزم برپا شد و مردم آشکارا به شرابخواری پرداختند.» و این در حالی بود که در این شهر ها نه عالمان، آوازه خوانی را زشت میشمرند و نه عابدان با آن مخالفت میکردند.
بر مردمان سلیم پوشیده نیست که سکوت و بی اعتنایی در مقابل اعمال حرام؛ به تدریج بدل به سنت اجتماعی می گردد و ریشه فجایع غیر انسانی ای است که در تمام جوامع رخ می دهد، که فجیع ترین آن در حادثه کربلا رخ داد، و با اندکی غفلت و عصیان چه بسا که من و شما و جامعه ما را نیز فراگیرد... شاید هم که فراگرفته باشد!

وضعیت شیعیان در عصر امام سجاد
یکی از آثار زودرس حادثه ی جانگداز کربلا این بود که در اثر تدبیر و روشنگری امام سجاد (علیه السلام)، نقاب نفاق از چهره دستگاه معاویه برچیده شد و مردم دوباره به خاندان وحی روی آوردند، و این اقبال همان چیزی بود که از روز سقیفه به طرق مختلف سعی در رخ ندادنش و به انزوا کشیدن اهل بیت شده بود و در زمان معاویه به اوج خود رسیده بود لذا پس از حادثه ی عاشورا این روند معکوس شد لذا امام به بیان فتوا و نقل احادیث پیامبر(صلوات الله علیه) پرداخته و محل رجوع مسلمین شدند و احکام دین را از نو پایه¬ریزی کردند؛ زیرا در آن دوران جهل و جعل احادیث چنان زیاد شده بود که حتی برخی نمی¬دانستند چگونه نماز بخوانند و حج انجام دهند.

پند و دعا، بُرنده تر از خشم و شمشیر با توجه به شرایط معاصر امام

امام سجاد (علیه السلام) نمی¬توانست آشکارا رسالت خود را انجام دهد؛ زیرا به دلیل اقبال مردم فشارهای حکومت تشدید شده و امام و یارانشان مجبور به تقیه شدند؛ از این رو ایشان از طریق پند و دعا به تبیین معارف الهی و فرهنگ و اندیشه¬ی اصیل اسلامی و زدودن غبار جهل و تحریف از چهره¬ی اسلام و ارشاد مردم پرداختند که حاصل آن یکی صحیفه سجادیه است که پس از قرآن، در کنار نهج¬البلاغه، بزرگ¬ترین و غنی¬ترین گنجینه¬¬ی معارف الهی ست، و به «اخت القرآن»، «انجیل اهل بیت(علیه السلام)» و «زبور آل محمد(صلوات الله علیه)» معروف شده است،
و دیگری "رساله حقوق"است که متأسفانه بسیار ناشناخته مانده، این اثر بی نظیر، حاوی قوانین حقوقی است که ضامن حیات انسانی بشریت است و نیم نگاهی به آن، بیانگر جامعیت و اتصال آن به منبع فیض و علم الهی است. این حقوق 51 گانه در موارد ذیل قابل دسته بندی است:
الف) 1.حق خدا ب) 2.حق نفس
ج) حقوق اعضای هفتگانه بدن: 3.زبان 4.گوش 5.چشم 6.دست 7.پا 8.شکم 9.عورت
د) حقوق افعال شامل: 10.نماز 11.حج 12.روزه 13.صدقه 14.قربانی
ه) حقوق پیشوایان شامل:سلطان 16.معلم 17.مولا
و) حقوق توده¬ها و زیر¬دستان شامل: 18.رعیت 19.شاگردان 20. زن 21.بنده
ر) حقوق خویشاوندان شامل: 22.مادر 23.پدر 24.فرزند 25.برادر
ح) حقوق اجتماعی شامل: 26.مولایی که تو را آزاد کرده 27.بنده¬ای را که آزاد کرده¬ای 28.کسی را که به تو نیکی کرده 29.مؤذن 30.پیش نماز 31.همنشین 32.همسایه 33.رفیق 34.شریک 35.مال 36.طلبکار 37.معاشر 38.خصم مدعی 39.خصم مدعی علیه 40.مشورت¬خواه 41.مشاور 42.نصیحت¬خواه 43.نصیحت¬جو 44.بزرگ¬ترها 45.کوچک¬ترها 46.سائل 47.مسئول 48.شادکننده تو 49.بدکننده به تو 50.هم¬دینان 51.اهل ذمه

ادامه مبارزه ...
با وجود جو خفقان، امام ، از طریق بیان تفسیر قرآن، ایراد خطبه¬ها؛ روایات و ادعیه، خود را به عنوان امام حق و یگانه کسی که لایق جانشینی پیامبر اکرم میباشد معرفی ¬کردند،
برخی از مهمترین عوامل بحران های فکری زمان ایشان به قرار زیر است:
1- فاصله گرفتن جامعه از مکتب اهل¬بیت و محدودیت سیاسی برای ائمه
2- دامن¬زدن بنی¬امیه به اختلافات فکری و بهره¬برداری سیاسی از آن
3- گسترش بدون برنامه¬ی دامنه¬ی فتوحات اسلامی
به نظر حقیر این سه علت در هر عصری در جامعه اسلامی میتواند موجبات انحطاط جامعه را فراهم آورد
یعنی فاصله گرفتن کارگزارن و مردم از عمل به تعالیم اصیل اسلام
و دامن زدن به عوامل تفرقه افکن
و توسعه ی بدون توجه به مبانی مورد تأکید خدا و دین خدا.

از جمله مهمترین مبارزات امام را می¬توان به مبارزه با جبرگرایی و مبارزه با عالمان درباری اشاره کرد،
معاویه طلایه¬دار ترویج اعتقاد به جبر بود و با دست آویز قرار دادن آن تمام فساد و جور خود را توجیه میکرد.
همچنین امام که خطر عالمان درباری را جدی می¬دیدند مرتب به انذار آنها پرداخته به عنوان نمونه در ضمن نوشتن نامه¬ای توبیخ¬آمیز فرمودند: «... خدا در کتابش از علما عهد گرفته که حجت¬ها را برای مردم آشکارا بیان نمایند و آن¬ها را کتمان نکنند. بدان کمترین چیزی که کتمان کرده و سبک¬ترین باری که برداشته¬ای اینست که (با سکوتت) وحشت ستمگران را به انس تبدیل کرده¬ای و با نزدیک شدن به آنان و اجابت دعوتشان، هرگاه خواسته¬اند راه ستمگری را بر ایشان هموار کرده¬ای... بسیار بیمناکم که تو از آن گروهی باشی که خدای متعال فرموده: نماز را ضایع کردند، به دنبال شهوت¬ها رفتند و به زودی به کیفر گمراهی خود می¬رسند...»

از دیگر موارد مبارزاتی امام مبارزه با اعمال نظرهای شخصی در دین خدا و ترویج فقه ناب اسلامی بود و در این باره میفرمایند:
« با عقل¬های ناقص، رای¬های باطل و قیاس¬های فاسد، نمی¬توان دین خدا را شناخت و دریافت آن جز با تسلیم، محال است. هر کس تسلیم ما شد سالم گردید و هر کس به ما اقتدا کرد هدایت شد و هر کس به قیاس و رای عمل نمود هلاک شد و ...»

دوران امامتِ یادگارِ کربلا
دوره¬ی اسارت:
انجام رسالت افشای چهره¬ی پلید و جنایات هولناک امویان در صحرای کربلا، با ایراد خطبه¬های روشن¬گرانه در کنار عمه¬ی مکرمه¬شان حضرت زینب(سلام الله علیها) سرلوحه اقدامات ایشان گشت؛ امام در خطبه¬ی کوفه، حوادث کربلا را از دو بعد بررسی کردند: از یک سو جنایات ضد انسانی یزید و مزدورانش را برملا کردند و کوفیان را پیمان¬شکن و شریک جرم یزید معرفی نمودند و به عواقب وخیمی که در انتظارشان است آگاهی دادند و از طرفی شهادت آن حضرت و یارانش را در راه اصلاح امت جدشان و احیای دین خدا را به عنوان بزرگ¬ترین افتخار خود بیان کردند.
در ورود اهل¬بیت به مجلس یزید امام به او فرمود: «تو را به خدا قسم چه گمان می¬بری به رسول خدا، اگر ما را به این حال ببیند؟» از این سخنان قلب حاضران لرزید و به گریه افتادند. یزید حیا کرد و دستور داد بند از اسرا بردارند.
امام در خطبه خود بر فضائل پیامبر و اهل بیت(علیه السلام) چنان سخن راند که تا آن روز مردم شام به هیچ وجه نشنیده بودند، اقدام تبلیغاتی اسرا و حوادث شام سیمای جنایت¬کارانه ضد اسلامی یزید و عاملانش و حقانیت امام حسین(علیه السلام) و خاندانش را آشکارتر ساخت.
تأثیر این سخنان چنان بود ¬که یزید ترسید مردم شورش کنند، از این رو دست به اقداماتی چند زد از جمله:
1- ترور امام سجاد (علیه السلام) را طراحی کرد ولی موفق نشد.
2- برای جلوگیری از شرکت مردم در عزاداری اهل¬بیت بازماندگان کربلا را به زندان انتقال داد.
3- دست به عوامفریبی زد و در فاجعه¬ی کشته شدن امام حسین(علیه السلام) عبیدا... بن زیاد را مقصر معرفی کرد.
4- تغییر موضع داده و از خاندان امام حسین(علیه السلام) دلجویی کرده و به اکرام آن¬ها پرداخت و آن¬ها را بین بازگشت به مدینه و ماندن در شام مخیر نمود!

دوره¬ی قیامها و شورش¬ها:
از جمله اقدامات مهم امام برای رهبری جامعه شیعی، موضع¬گیری¬های به جا و به موقع ایشان در برابر قیام¬ها و شورش¬های عصر خویش بود، از جمله:
1- در قیام ضد اموی مردم مدینه به رهبری عبدالله بن زبیر که با انگیزه های آمیخته به قدرت طلبی انجام شده بود، با اینکه مردان زاهدی هم در آن شرکت داشتند، اما ماهیت اصیل شیعی نداشت، از این رو امام نمی¬خواست پل پیروزی قدرت طلبان گردد و نه در آن شرکت کردند و نه آن را تأیید کردند.
2- قیام مختار: امام به نامه¬ی مختار برای پیشرفت قیامش پاسخ مثبت نداد. زیرا از نتیجه آگاه بود و در آن شرایط خاص نباید کاری می¬کرد که نابودی شیعه را در پی داشته باشد.

دوره¬ی ثبات و سازندگی
بعد از این ¬که امام در کوفه، شام و مدینه افکار عمومی را علیه حاکمان اموی برانگیخت، برای زنده نگه¬داشتن یاد و خاطره¬ی امام حسین(علیه السلام) و یارانش اقداماتی انجام دادند از جمله:
1- با گریه بر شهیدان به مبارزه¬ی منفی علیه حکومت وقت پرداخت و 20 یا 40 سال (تردید از ناحیه راوی است) بر مصیبت پدرشان گریستند و دیگران را نیز در این مبارزه فرا می¬خواندند.
2- تشویق به زیارت قبر امام حسین (علیه السلام) در کربلا
3- نگهداری تربت قبر امام حسین (علیه السلام)
4- انگشتر امام حسین (علیه السلام) را در دست داشت و روی انگشتر خود نیز این جمله را حک کرده بود: «قاتل حسین بن علی (علیه السلام)، خوار و بدبخت است.»

شمه ای از کرامات اخلاقیِ زینت عابدان
از اخلاق بزرگواران، دفع بدی به نیکی است، و امام در این میدان نیز پیشتاز بودند به عنوان نمونه¬ ، رفتار امام با هشام بن اسماعیل است که وقتی هشام از فرمانداری مدینه برکنار شد، با وجود ستم¬هایش نسبت به مردم مدینه و امام سجاد (علیه السلام)، امام برخلاف انتظار او، نزدیکان خویش را از آزار و بی¬احترامی نسبت به وی باز داشتند و چون بر هشام گذشتند بر او سلام کردند و هشام با مشاهده این عظمت روحی و کرامت اخلاقی گفت: «خدا داناتر است که رسالتش را کجا قرار ¬دهد
از جمله سیره¬ی عملی آن بزرگوار که درس¬های تربیتی و اخلاقی فراوانی برای هر انسان و هر جامعه ای که از ارزش¬های الهی فاصله گرفته، دارد: عبادت و راز و نیاز، دل¬جویی و دست¬گیری از مستمندان و عشق¬ورزی به آنان، بزرگواری و گذشت از خطاکاران و ... است.
باشد که خداوند ما را از شیعیان راستینشان قرار دهد.

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، فرهاد ، mohamad ، بیداری اندیشه ، اسماعیل ، وحید الف ، عبداللهی ، MohammadMeraj ، zarati313 ، mia'd ، Seyed Mohsen ، محب الزهرا ، محیصا ، خادمة الزهرا ، Hadith ، shafagh_mah ، احیاء ، رهیافته ، mahdy30na ، hesam110 ، ats ، mhvvhm ، وحید110 ، شهیدطیبه واعظی ، vahrakan ، jafarpour ، aboutorab ، مفقود الاثر ، ساقی

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۵:۲۳, ۱/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #11
آواتار
2 - آثار ترک خدمت
پشیمانی، نزول بلا، پرده دری

ابوخالد کابلی می گفت: شنیدم که امام زین العابدین علیه السلام می فرمود:
«... الذنوب التی تورث الندم ... . ترک صلة القرابة حتی یستغنوا ... و الذنوب التی تنزل البلاء ترک اغاثة الملهوف و ترک معونة المظلوم ... و الذنوب التی تکشف الغطاء ... ترک التقرب الی الله عزوجل بالبر و الصدقة ... و قساوة القلوب علی اهل الفقر و الفاقة و ظلم الیتیم و الارملة و انتهار السائل و رده باللیل ... ; (معانی الاخبار، صدوق، ص 27، ح 2 و مستدرک الوسایل، ج 12، ص 95 .) از گناهانی که پشیمانی به بار می آورد ... ترک صله رحم به حدی که احساس خویشاوندی نکند ... از گناهانی که باعث نزول بلا می شود، به فریاد مظلوم نرسیدن و کمک نکردن به ستمدیدگان ... است ... از گناهانی که پرده حیا را می درد ... نزدیک نشدن به خدای عزوجل با نیکوکاری و صدقه و سنگدلی بر اهل فقر و تهیدستان و ستم به یتیم و بیوه زنان و دست رد به سینه سائل زدن هنگام شب است .»
نزول بلایی مثل یعقوب
امامی که دیدگاهش این باشد که خداوند هیچ سائلی را باز نمی گرداند «یا من لایرد سائله و لایخیب آمله ... ( صحیفه سجادیه، «مناجات راجین » .) ، ای خدایی که سائلی را برنمی گرداند و آرزومندی را ناامید نمی کند . ای آن که درگاهش به روی درخواست کنندگان باز و پرده درش از مقابل امیدواران برداشته است ...» خود نیز در برخورد با نیازمندان می کوشد چنین صفتی را کسب کند . از این رو ابوحمزه ثمالی (ثابت) می گفت: روز جمعه ای نماز صبح را با امام زین العابدین علیه السلام به جا آوردم . امام به سوی منزل رفت . من هم با ایشان بودم . وقتی به منزل رسیدیم، یکی از خادمه ها را صدا زد و فرمود: «امروز روز جمعه است; هر نیازمندی آمد، مبادا رد کنید .» من گفتم: هر سائلی که مستحق نیست! فرمود: «ای ثابت! از آن می ترسم که یکی مستحق باشد و ما به او چیزی ندهیم و رد کنیم و به خانواده ما چیزی فرود آید که به یعقوب و خانواده اش نازل شد . اطعامشان کنید .» (دارالسلام، نوری، ج 2، ص 145، به نقل از تفسیر عیاشی . شرح داستان حضرت یعقوب را در آن ببینید .)
نشانه بخل
امام سجاد علیه السلام می فرمود: «از پروردگارم شرم دارم که یکی از برادرانم را ببینم و از خدا برای او بهشت را بخواهم اما از دادن درهم و دینار، بخل ورزم که وقتی قیامت شود، به من گفته شود: اگر بهشت مال تو بود، در دادن آن به مراتب بیشتر از دادن مال، بخل می ورزیدی .» (زندگانی امام زین العابدین (علیه السلام)، ص 262 نقل از مصادقة الاخوان، صدوق، ص 34 .)
نیامرزیدن همیشگی
امام سجاد علیه السلام فرمود:
«من بان شعبانا و بحضرته مؤمن جائع طاو قال الله عزوجل: ملائکتی اشهد کم علی هذا العبد اننی امرته فعصانی و اطاع غیری وکلته الی عمله و عزتی و جلالی لا غفرت له ابدا; (ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص 569 .) کسی که سیر بخوابد و در کنار او مؤمنی گرسنه باشد، خدای متعال به فرشتگان می فرماید: نگاه کنید به این بنده ام که من امر کردم ولی فرمان نبرد و غیر مرا اطاعت کرد . پس من هم او را به عملش واگذاشتم . سوگند به عزت و جلالم هرگز او را نمی آمرزم .»
«من کان عنده فضل ثوب فعلم ان بحضرته مؤمنا محتاجا الیه فلم یدفعه الیه اکبه الله عزوجل فی النار علی منخریه (همان، ص 568 .) ; کسی که لباس اضافی داشته باشد و بداند در اطرافش مؤمنی به آن نیاز دارد و ندهد، خدا او را به رو در آتش می اندازد .»

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: hesam110 ، محب الزهرا
۲:۵۲, ۳/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #12
آواتار
3 - دعای توفیق خدمت به خلق
امام سجاد علیه السلام با توجه به ثواب فراوان و آثار دنیوی و اخروی خدمت به خلق، همواره دست به دعا برمی داشت و توفیق خدمت را از درگاه الهی خواستار می شد . از جمله آنها این دعاهاست:

«اللهم صل علی محمد و آله و ... اجر للناس علی یدی الخیر و لاتمحقه بالمن; ( صحیفه سجادیه، دعای 20 .) خدایا! بر محمد و آل او درود فرست و ... به دست من کارهای خیر را برای مردم جاری کن و چنان کن که با منت گذاردن باطل نسازی » .
«اللهم صل علی محمد و آله و احجبنی عن الشرف و الازدیاد و قومنی بالبذل و الاقتصاد و علمنی حسن التقدیر و اقبضنی بلطفک عن التبذیر و اجر من اسباب الحلال ارزاقی و وجه فی ابواب البر انفاقی ... اللهم حبب الی صحبة الفقراء و اعنی علی صحبتهم بحسن الصبر ... ; (صحیفه سجادیه، دعای 30 .) خدایا! بر محمد و آل او صلوات بفرست و مرا از اسراف و ولخرجی بر کنار دار و راه بذل و بخشش بر مستمندان، با میانه روی و اعتدال در مصرف را به من نشان بده . و خوب اداره کردن زندگی را به من بیاموز . و به لطف و کرمت از تجمل و اسراف بازم دار . و وسایل روزی مرا از راه حلال فراهم کن . و مرا به انفاق در راه خیر موفق بدار; ... خدایا! مصاحبت با فقیران را برایم دوست داشتنی ساز و به همنشینی و شکیبایی با آنان یاریم کن .»
«اللهم صل علی محمد و آله و حلنی بحلیة الصالحین و البسنی زینة المتقین فی ... السبق الی الفضیلة و ایثار التفضل ... ; (صحیفه سجادیه، دعای 30 .) خدایا! بر محمد و آل او درود فرست و جان مرا به زیور بندگان شایسته ات بیارای . و بر من لباس تقوا بپوشان تا بتوانم در راه فضل و کمال از دیگران پیش بیفتم و زیادی مالم را به مستمندان، ایثار کنم ...»
4 - دعوت و تشویق به خدمت رسانی
حضرت زین العابدین علیه السلام که چنین مشتاقانه از خداوند توفیق برای خود می خواهد، دیگران را نیز متوجه این وظیفه اجتماعی و دینی می سازد و با برشماری ثوابهای زیاد آن، مؤمنان را برای خدمت رسانی بیشتر به هم برمی انگیزد . برخی از تلاشهای حضرت در تبلیغ و ترویج این سنت حسنه را مرور می کنیم:

[size=medium][b]اهل خیر شوید

امام سجاد علیه السلام به فرزندش امام باقر علیه السلام می فرمود: «افعل الخیر الی کل من طلبه منک فان کان اهله فقد اصبت موضعه و ان لم یکن باهل کنت انت اهله; (تحف العقول، ص 282 .) هر کس از تو انجام کار خیری را خواست، برایش انجام بده; اگر اهلش بود، درست عمل کردی و گرنه تو خود اهل خیر شده ای .»

در تفسیر آیه 15 سوره توبه «... و یقبل التوبة عن عباده و یاخذ الصدقات » ; «توبه بندگان را می پذیرد و صدقات را می گیرد .» محمد بن مسلم از امام صادق، از امام سجاد علیهما السلام نقل کرد: «در پیشگاه خدا تعهد می کنم که صدقه به دست بنده خدا نمی رسد مگر آنکه پیش از آن در دست خدا قرار بگیرد .»
آن حضرت هر گاه می خواست صدقه بدهد، اول آنچه را در دست داشت، می بوسید و می بویید، سپس به دست فقرا می داد و می فرمود: «برای هر چیزی فرشته واسطه ای هست، جز صدقه که بی واسطه به دست خدا می رسد .» (تفسیر صافی، ص 223 و برهان، ج 1، ص 441 به نقل از عیاشی .) [/b]
خوش به حال انفاق گران!
ابوحمزه ثمالی می گوید: امام علی بن الحسین علیه السلام فرمود: «طوبی لمن طاب خلقه و طهرت سجیته و صلحت سریرته و حسنت علانیته و انفق الفضل من ماله و امسک الفضل من قوله و انصف الناس من نفسه (کافی، ج 2، ص 156 .) ; خوش به حال کسی که خویی خوش و درونی پاکیزه و نهادی شایسته و ظاهری آراسته دارد; زیادی مالش را انفاق می کند و سخن بیهوده را ترک می کند و با مردم منصفانه رفتار می نماید .»

[size=medium][b]درجه خود را ارتقا دهید!

آن حضرت خطاب به شیعیان می فرمود: «ای شیعیان ما! بهشت دیر یا زود از دست شما نمی رود اما برای ارتقای درجات آن کوشش کنید و بدانید میان شما بالاترین درجات و زیباترین کاخها و سراها و بناها در بهشت از آن کسانی است که در پاسخ دادن به ندای مؤمنان نیکوتر باشند و همدردیشان با فقرای مؤمن بیشتر باشد . بدانید خداوند گاهی یکی از شما را به سبب یک سخن پاک که با برادر تنگدستش بگوید، بیشتر از مسافت یک صد هزار سال که با گامهایش بپیماید، به بهشت نزدیک می کند، اگر چه از عذاب شدگان به آتش جهنم باشد . پس نیکی کردن به برادر خود را کوچک نشمارید زیرا آن نیکی، روزی برای شما سودمند است که هیچ چیز جایش را نمی گیرد .» (تفسیر برهان، ج 1، ص 44 .)[/b]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محب الزهرا ، hesam110
۲:۳۱, ۴/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #13
آواتار
سلام
اطعام نیازمندان


[b] ابوحمزه ثمالی می گفت: علی بن حسین علیه السلام می فرمود:

[/b]

[b]«هر کس مؤمنی را تا حد سیر شدن غذا بدهد، جز خدا کسی از پاداش اخروی آن خبر ندارد; نه فرشته مقرب و نه پیامبر مرسل . (بعد فرمود) از چیزهایی که سبب آمرزش می شود، غذا دادن به فرد مسلمان گرسنه است (و بعد این آیه را تلاوت کردSmile «او اطعام فی یوم ذی مسغبة یتیما ذا مقربة او مسکینا ذا متربة » ( بلد/14 - 16 .) ; یا اطعام دادن در روز گرسنگی به یتیمی از خویشان یا به تنگدستی نیازمند .» (وافی، ج 3، ص 120، (باب اطعام مؤمن) .)

نمونه هایی برای خدمت
[/b]

[b]خدمت، اقدامی است که به خاطر ادای حقوق متقابل (مستقیم یا با واسطه) انجام می شود و گستره ای به وسعت تمام عوامل دخیل در جامعه بشری دارد; از انسان تا خدا و از حیوان تا جهان طبیعت . فهرست رساله حقوق امام سجاد علیه السلام را به یاد آوریم تا به وسعت این گستره، عمیق تر بنگریم;

[/b]

[b] «1 - حق خدا (تمام حقوق از آن ناشی می شود) 2 - حق خود (الف: جوارح: زبان، گوش، چشم، پا، دست، شکم، فرج; ب: افعال و کارها: نماز، روزه، صدقه، قربانی،) 3 - حق ائمه (رهبر حکومت، معلم، مالک، همسر، خدمتگزار) 4 - حق خویشاوندان و ... (مادر، پدر، فرزند، برادر، منعم، (دهنده نعمت آزادی)، آزادکرده، نیکی کننده، اذان گو، پیشنماز، همنشین، همسایه، رفیق، شریک، مال، طلبکار، دوست معاشر، مدعی، فرد مورد ادعا، مشورت کننده، مشورت دهنده، نصیحت خواه، نصیحت کننده، بزرگتر، کوچکتر، سائل، فرد درخواست شونده، فرد خشنود کننده، توده مردم، اهل ذمه) از بین 50 مورد، ما به چند مورد اشاره می کنیم که امام سجاد علیه السلام در مورد خدمت به آنها رهنمودی ارائه فرموده اند .

نوع خدمت به سائل (نیازمندان)
[/b]

[b]«حق السائل فاعطاؤه اذا تهیات صدقة و قدرت علی سد حاجته والدعاء، له فیما نزل به و المعاونة له علی طلبته و ان شککت فی صدقه و سبقت الیه التهمة له و لم تعزم علی ذلک لم تامن ان یکون من کید الشیطان اراد ان یصدک عن حظک و یحول بینک و بین التقرب الی ربک فترکته بستره و رددته ردا جمیلا و ان غلبت نفسک فی امره و اعطیته علی ما عرض فی نفسک منه فان ذلک من عزم الامور; حق سائل آن است، که اگر صدقه ای آماده داری، به او بدهی و اگر توان برآوردن نیاز او را داری، برآوری و برای گرفتاریش دعا کنی و به خواسته ای که دارد، به او کمک کنی و اگر در راستگویی او تردید کنی و زود او را متهم کنی، در صورتی که یقین نداری، بعید نیست که شیطان می خواهد تو را فریب داده و از اجر و ثواب بی بهره کند و تو را از نزدیکی به خدا باز دارد; در این صورت، آبروی او را حفظ کن و با روی خوش او را از خود دور کن . اما اگر بر نفس خود غلبه کنی و علی رغم چیزی که در دلت گذشته، به او کمک کنی، از امور مهم و حاصل اراده استوار است .» (تحف العقول، ص 270 .)

حق مال; صرف در راه خدمت
[/b]

[b]«و اما حق المال فان لا تاخذه الا من حله و لا تنفقه الا فی حله و لا تحرفه عن مواضعه و لا تصرفه عن حقائقه و لا تجعله اذا کان من الله الا الیه و سببا الی الله و لاتؤثر به علی نفسک من لعله لا یحمدک و بالحری ان لا یحسن خلافته فی ترکتک و لا یعمل فیه بطاعة ربک فتکون معینا له علی ذلک او بما (احدث فی مالک) احسن نظرا لنفسه فیعمل بطاعة ربه فیذهب بالغنیمة و تبوء بالاثم و الحسرة و الندامة مع التبعة و لاقوة الا بالله; اما حق مال آن است که جز از راه حلال به دست نیاوری و به جز راه حلال خرج نکنی و مبادا بی مورد در غیر راه های درست به کار ببری و چون مال از آن خداست، نباید جز در راه خدا و جایی که وسیله تقرب به اوست، به کار بندی . و کسانی را که شاید از تو تشکر هم نکنند، بر خود مقدم دار . میراث گذاردن آن را برای دیگران صحیح ندانی که در راه نافرمانی خدا به کار برده شود و تو نیز در این گناه، کمک کار باشی و یا از تو بهتر به سود خود منظور دارد و در اطاعت خدا مصرف کند و غنیمت را او ببرد اما بار گناه و افسوس و پشیمانی با عقوبت و کیفر نصیب تو گردد . و هیچ نیرو و توانی غیر خدا نیست .» (همان، ص 267 .)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: hesam110 ، محب الزهرا
۱۴:۴۱, ۵/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #14
آواتار
سلام
حق مال; صرف در راه خدمت


[b]«و اما حق المال فان لا تاخذه الا من حله و لا تنفقه الا فی حله و لا تحرفه عن مواضعه و لا تصرفه عن حقائقه و لا تجعله اذا کان من الله الا الیه و سببا الی الله و لاتؤثر به علی نفسک من لعله لا یحمدک و بالحری ان لا یحسن خلافته فی ترکتک و لا یعمل فیه بطاعة ربک فتکون معینا له علی ذلک او بما (احدث فی مالک) احسن نظرا لنفسه فیعمل بطاعة ربه فیذهب بالغنیمة و تبوء بالاثم و الحسرة و الندامة مع التبعة و لاقوة الا بالله; اما حق مال آن است که جز از راه حلال به دست نیاوری و به جز راه حلال خرج نکنی و مبادا بی مورد در غیر راه های درست به کار ببری و چون مال از آن خداست، نباید جز در راه خدا و جایی که وسیله تقرب به اوست، به کار بندی . و کسانی را که شاید از تو تشکر هم نکنند، بر خود مقدم دار . میراث گذاردن آن را برای دیگران صحیح ندانی که در راه نافرمانی خدا به کار برده شود و تو نیز در این گناه، کمک کار باشی و یا از تو بهتر به سود خود منظور دارد و در اطاعت خدا مصرف کند و غنیمت را او ببرد اما بار گناه و افسوس و پشیمانی با عقوبت و کیفر نصیب تو گردد . و هیچ نیرو و توانی غیر خدا نیست .» (همان، ص 267 .)

خدمت رسانی به همه
[/b]
[b]«و اما حق اهل ملتک عامة فاضمار السلامة و نشر جناح الرحمة و الرفق بمسیئهم و تالفهم و استصلاحهم و شکر محسنهم الی نفسه و الیک فان احسانه الی نفسه احسانه الیک اذا کف عنک اذاه و کفاک مؤونته و حبس عنک نفسه فعمهم جمیعا بدعوتک و انصرهم جمیعا بنصرتک و انزلتهم جمیعا منک منازلهم . کبیرهم بمنزلة الوالد و صغیرهم بمنزلة الولد و اوسطهم بمنزلة الاخ فمن اتاک تعاهدته بلطف و رحمة و صل اخاک بما یحب للاخ علی اخیه; اما حقوق توده مردم آن است که با حسن نیت و محبت و مدارا با بدیهایشان رفتار کنی و با دلجویی در صدد اصلاح حالشان برآیی . و از کسانی که به ایشان و شما نیکی می کنند، سپاسگزار باشی; زیرا احسان کسی نسبت به خود، در حقیقت احسان به تواست، به خاطر آنکه آزاری به تو نرسانده و زحمتی بر دوش تو ندارد و جلوی هوای نفسش را گرفته است . وانگهی همه را دعا کن و به همه کمک نما و هر کدام را در حد خود محترم شمار; بزرگترها را به منزله پدر و کوچک ترها را به منزله فرزند و میان سالها را همچون برادرت بدان . هرکس نزد تو آمد، با او به مهر و محبت برخورد کن و با برادرت با رعایت حقوق برادری، رابطه برادرانه داشته باش .» (همان، ص 271 .)

بایسته هایی برای خدمت شایسته
1 - منت نگذاشتن

[/b]
[b]«لم تمش بها علی احد لانها لک، فاذا امننت بها لم تامن ان تکون بها مثل تهجین حالک منها الی من مننت بها علیه لان فی ذلک دلیلا علی انک لم ترد نفسک بها و لو اردت نفسک بها لم تمتن بها علی احد; به خاطر صدقه ای که داده ای، بر کسی منت نگذاری; زیرا قدمی به سود خود برداشته ای در صورتی که اگر منت بگذاری، در امان نیستی از اینکه روح او را آزرده و خود را معیوب کرده ای . زیرا این عمل تو دلیل آن است که تو این کار را به خاطر خود نکرده ای، در صورتی که اگر برای خودت می خواستی، بر کسی منت نمی نهادی .» (همان، ص 259 .)

2 - استحکام اعتقاد قبل از خدمت
[/b]
[b]«و اما حق الصدقة فان تعلم انها ذخرک عند ربک و ودیعتک التی لاتحتاج الی الاشهاد فاذا عملت ذلک کنت بما استودعته سرا اوثق بما استودعته علانیة و کنت جدیرا ان تکون اسررت الیه امرا اعلنته و کان الامر بینک و بینه فیها سرا علی کل حال و لم یستظهر علیه فی ما استودعته منها باشهاد الاسماع و الابصار علیه بها کانها اوثق فی نفسک لا کانک لاتثق به فی تادیة ودیعتک الیک; اما حق صدقه و زکاتی که می دهی این است که بدانی آن، پس اندازی است نزد پروردگارت و امانتی است که شاهد نمی خواهد . وقتی چنین باوری داشتی، بر آنچه در نهان به امانت می گذاری، بیشتر اطمینان خواهی داشت تا آنچه آشکارا می دهی . و خود را سزاوار خواهی دید تا آنچه را که می خواهی در نظر دیگران به خدا بسپاری، در نهان بسپاری و در هر حال به عنوان رازی نهفته بین تو و او باشد و حتی در این امانتی که به او می سپاری، از گوشها و چشمها - به دلیل اعتماد بیشتر به اینها و نه به آن جهت که در بازپرداخت امانت به خدا اعتماد نداری - به عنوان شاهد و گواه پشتیبانی نخواهی .» (همان، ص 259 .)

3 - خدمت به تناسب توان
[/b]
[b]«ان من اخلاق المؤمن الانفاق علی قدر الاقتار و التوسع علی قدر التوسع و انصاف الناس من نفسه ... ; ( همان، ص 282 و اصول کافی، ج 2، ص 241 .) از اخلاق مؤمن انفاق به قدر توان، توسعه دادن به زندگی به قدر گنجایش، و رفتار منصفانه با مردم و ... است .»

4 - خوش رفتاری با خدمت جویان
[/b]
[b]آن حضرت هرگاه گدایی نزدش می آمد، می فرمود: «مرحبا بمن یحمل زادی الی الاخرة; (بحار الانوار، ج 46، ص 98 .) آفرین به کسی که بار مرا به آخرت حمل می کند!»

5 - حسن ظن به خدمت جویان

6 - خدمت صادقانه (تحف العقول، ص 270 .)
7 - کوچک نشمردن خدمت[/b]

[b] آن گاه که خدمت به مردم خاستگاهی الهی داشته باشد، حجم آن مهم نخواهد بود بلکه کیفیت خدمت و رعایت خلوص و داشتن رنگ الهی، ارزشمند خواهد بود . از این روی گاه خدمت با یک نگاه و ایجاد آرامش روحی در قلب یک فرد، می تواند خدمتی ارزشمند شمرده شود . لذا امام سجاد علیه السلام می فرمود:

[/b]
[b]«نظر المؤمن فی وجه اخیه المؤمن للمودة و المحبة عبادة ; (همان، ص 282 .) نگاه مؤمن به صورت برادر مؤمنش از روی دوستی و محبت، عبادت است .»

[/b]
[b]نهایت ظرافت و دقت نظر امام سجاد علیه السلام را در این جمله ببینیم که فرمود: «حق کسی که خداوند او را باعث شادی تو کرده و تو را به دست او شاد کرده، این است که اگر واقعا قصد خوشحال کردن تو را داشت، خدا را شکر کنی و به اندازه کافی از او سپاسگزار باشی و به خاطر آغاز چنین خدمتی از طرف او، متقابلا تو هم باعث خشنودی او شوی و در صدد جبران برآیی . و اگر قصد نداشت، باز خدا را شکر و سپاس گویی و بدانی از جانب خداست که باعث شادی تو شده است و آن شخص نیز یکی از عوامل نعمتهای خدا بر تو گردیده است . دوست بداری و خیرخواه او باشی زیرا وسایل نعمتهای الهی هر جا باشند، خود موجب برکت هستند، هر چند از روی قصد نباشد ...» (همان، ص 271 .)

[/b]
[b]به این ترتیب، خدمتگزار نباید به حجم کار توجه کند بلکه هر نوع خدمتی را که در توان دارد، نثار دیگران کند .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: hesam110 ، محب الزهرا
۱۸:۵۲, ۶/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #15
آواتار
سلام[align=CENTER]امام سجاد (علیه السلام) از مدارا تا خشونت
پدید آورنده : سید علی نقی میرحسینی مجله کوثر - بهار 1382- شماره 57

مقدمه
از آنجا که انسان زندگی اجتماعی دارد، ناگزیر در طول شبانه روز با افراد مختلف در ارتباط است و با گروههای ناهمگون - که دارای عقاید و سلیقه های متفاوت هستند - در تماس می باشد . سؤالی که در اینجا مطرح می شود، این است که:
رفتار ما با هریک از این گروههای انسانی چگونه باید باشد؟
با مراجعه به زندگی پیشوایان دین، به خوبی پاسخ این سؤال را در می یابیم . زیرا امامان معصوم علیهم السلام در زندگی اجتماعی خود به عنوان پیشوایان صالح و الگوهای اخلاقی و تربیتی در طول زندگی افتخارآمیز خویش با گونه های مختلفی در تماس بودند . بنابراین، رفتار آن بزرگواران با گروههای مختلف انسانی و حتی حیوانات، می تواند راه گشای زندگی فردی و اجتماعی امروز ما باشد .
در یک نگاه کلی می توان کسانی که خواسته یا ناخواسته، حضرات معصومین علیهم السلام با آنان در ارتباط بودند را چنین دسته بندی کرد:
- دوستان (اعم از فقیر و ثروتمند)
- غافلان و جاهلان
- گمراهان و فریب خوردگان
- دشمنان و ستمگران
نگاه این نوشتار پیرامون رفتارهای امام سجاد علیه السلام با گروههای فوق می باشد . بدون شک شناسایی رفتارهای آن حضرت با این گروهها و حتی حیوانات، ما را در چگونگی رفتار با دیگران یاری خواهد داد .
مدارا با دوستان
امام سجاد علیه السلام با اصحابش رفتار کریمانه و دلسوزانه داشت . رفتارهای آن حضرت، نمونه کامل صداقت، مهرورزی و سخاوت و تجلیگاه عالی حلم، بردباری و جوانمردی بود .
در رفتارهای آن حضرت با دوستانی که از مکانت فرهنگی و اجتماعی بالاتری برخوردار بودند، بحثی نیست، همگان با چنین افرادی رفتار شایسته دارند; اما آنچه که مهم به نظر می رسد، این است که باید دید آن حضرت با دوستانی که به هر دلیل از اقشار پایین جامعه محسوب می شدند، چگونه برخورد داشت؟
نمونه های زیر می تواند نوع رفتار آن حضرت با دوستان محروم و درماندگان بی بضاعت را مشخص کند:
1 . یاور بینوایان
یاور ناشناس
طاووس یمانی می گوید:
«در سفری که به حج رفته بودیم، در سرزمین «صفا» جوانی را دیدم بسیار با هیبت و شکوه، اما لاغر اندام و ضعیف که جامه مناسبی بر تن نداشت، او سر به آسمان بلند کرده بود و می گفت:
«عریان کما تری، جائع کما تری، فما تری فیما تری، یا من یری و لا یری; برهنه ام چنان که می بینی، گرسنه ام چنان که می نگری، پس چه می بینی در آنچه می نگری؟ ای کسی که می بینی و دیده نمی شوی .»
از گفت و گوی آن مرد ناشناس با خداوند لرزیدم . ناگهان دیدم که از آسمان طبقی فرود آمد و دو برد یمانی در آن بود . در این هنگام، حضرت نگاه محبت آمیزی به من نمود و فرمود: ای طاووس!
گفتم: لبیک یا سیدی!
از اینکه مرا ندیده شناخته بود، تعجبم بیشتر شد . سپس فرمود:
آیا تو نیز حاجتی به این طبق داری؟!
و پرده را از روی آن کنار زد . در طبق علاوه بر لباس، چیزی شبیه به نقل های خراسان بود . عرض کردم:
ای آقای من! مرا به برد و لباس احتیاجی نیست، لیکن قدری از آنچه در میان طبق است، به من عطا فرما .
مشتی از آن ها را به من داد . دستش را بوسیدم و نقل ها را بر گوشه ردای احرامم بستم و قدری از آن را خوردم که خوراکی به آن مزه و لذت هرگز ندیده و نخورده بودم .
سپس مرد ناشناس دو برد را از طبق برداشت و یکی را به عنوان لنگ و دیگری را به عنوان عبای احرام به تن کرد و لباس هایی را که بر تن داشت، به مستحق رساند .
از آنجا گذشتیم تا به «مروه » رسیدیم . در آنجا اجتماع مردم او را از نظرم غائب کرد و من در تفکری عمیق غرق بودم که آیا او فرشته بود یا یکی از اولیای خداوند؟! ناگهان صدایی بر آمد و گفت:
«ای طاووس! وای بر تو! امام زمانت را نشناختی؟ اوست امام جن و انس . اوست امام الساجدین و زین العابدین .»
آنگاه شتابان در پی آن حضرت دویدم تا اینکه به حضورش رسیدم . دیگر از او جدا نشدم تا اینکه نفع دنیوی و اخروی بسیار، از آن حضرت به من رسید .» ( معاجز الولایة، کاظمینی بروجردی، ص 175 .)
و مورد دیگر روایتی است که بنا بر نقل زهری در شب سرد و زمستانی امام سجاد علیه السلام را دیدم که کیسه ای از آرد و دسته ای هیزم بر دوش گرفته بود ... . (مناقب آل ابی طالب، محمد بن شهرآشوب مازندرانی، ج 4، ص 154، انتشارات علامه، قم، 1379 ش .)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شهیدطیبه واعظی ، محب الزهرا
۰:۰۹, ۹/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #16
آواتار
در ادامه بحث امام سجاد (علیه السلام) از مدارا تا خشونت
[b]
پدید آورنده : سید علی نقی میرحسینی مجله کوثر - بهار 1382- شماره 57
2 . عفو خطاکاران
احتمال خطا و لغزش انسان در زندگی بسیار است و ممکن است هر آن دچار لغزش و اشتباه شود . برخی از دوستان امام سجاد علیه السلام نیز در محضر آن حضرت دچار خطاهایی می شدند که به علت سهوی بودن آنها، آن حضرت آنان را عفو می کرد و خیلی زود از گناهان آنان چشم پوشی می کرد و این، در «زندگی اجتماعی » ما، درس بزرگی است و روش عفو و مهربانی را به ما می آموزد و ما را از انتقام و جنجال آفرینی باز می دارد .
احسان به کنیز
روزی یکی از کنیزان امام سجاد علیه السلام به دستان آن حضرت آب می ریخت . ناگهان ظرف آب افتاد و به سر مبارک امام اصابت کرد . به گونه ای که سر آن حضرت شکست . حضرت سرش را به طرف کنیز برگرداند . کنیز که نگران و هراسان شده بود با زیرکی این آیه را خواند:
«والکاظمین الغیظ » ; «پرهیزکاران خشم خود را فرو می خورند .»
امام فرمود: خشم خود را فرو بردم .
کنیز ادامه آیه را تلاوت کرد:
«والعافین عن الناس » ; «پرهیزکاران، خطا کاران را می بخشد .»
امام علیه السلام فرمود: تو را بخشیدم .
کنیز پایان آیه را خواند:
«والله یحب المحسنین » ; ( آل عمران/134 .)
امام سجاد علیه السلام به کنیز احسان نمود و فرمود: «برو، تو را در راه خدا آزاد ساختم .» (الارشاد، شیخ مفید، ج 2، ص 146 و 147، کنگره شیخ مفید، قم، 1413 ق .)
نمونه های بسیاری از این باب، در کتاب های تاریخی و روایی ذکر شده است . (الارشاد، ج 2، ص 145، 146 و ص 147; بحارالانوار، ج 46، ص 56; عیون اخبارالرضا، شیخ صدوق، ج 2، ص 145، انتشارات جهان، تهران، 1378 ق .)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شهیدطیبه واعظی ، محب الزهرا
۱۲:۱۰, ۱۰/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #17
آواتار
سلام
در ادامه بحث
امام سجاد (عليه السلام) از مدارا تا خشونت
پدید آورنده : سید علی نقی میرحسینی مجله کوثر - بهار 1382- شماره 57

3 . هدایت گمراهان
[/b]

[b] گاهی به علت تبلیغات مسموم دشمنان و نرسیدن سخن حق به گوش برخی از دوستان، آنان تحت تاثیر جو حاکم قرار می گیرند و علی رغم میل باطنی، فریفته تبلیغات سوء دشمن می شوند; اما از آن لحظه ای که گوش دلشان به نوای سخن حق آشنا شد، از گذشته خویش ندامت می جویند و دل و جان در گرو حقیقت می دهند . این گونه افراد در زمان امام سجاد علیه السلام کم نبودند . عده ای از حقیقت جویان، فریفته جو ناسالم امویان شده بودند . امام زین العابدین علیه السلام که می دانست آنها فریب دشمن را خورده اند، با لحن آرام و دلسوزانه با آنها سخن می گفت و سعی می کرد آنها را به راه راست هدایت نماید .

[/b]

[b] نمونه روشن در این بخش، رفتار مهربانانه امام سجاد علیه السلام با آن پیرمرد شامی است که در هنگام ورود اسیران به شهر شام، خودش را به امام رساند و گفت:

[/b]

[b] «خدای را شکر که شما را نابود کرد و مردمان را از شر شما آسوده خاطر کرد و امیرالمؤمنین یزید را بر شما پیروز گرداند .»

[/b]

[b] امام که با یک نگاه فهمیده بود، وی فریب دشمن را خورده است با کمال ادب و احترام با او گفت و گو نمود . در پایان پیرمرد شامی از سخنان خود اظهار ندامت نمود . سرانجام یزید دستور قتلش را صادر کرد . (لهوف، سید بن طاووس، ص 176 و 177، انتشارات جهان، تهران، 1348 ش .)

عداوت با ستمگران
[/b]

[b] امام سجاد علیه السلام در مقابل دشمنان رفتار مناسب داشت . آن حضرت با رفتار درخور شان دشمنان، شخصیت کاذب آنان را مخدوش می ساخت، وقار دروغین آنان را درهم می شکست و بر اساس آیه شریفه «اشداء علی الکفار» رفتار می نمود .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محب الزهرا ، شهیدطیبه واعظی ، hesam110
۱۵:۴۰, ۱۱/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #18
آواتار
سلام
در ادامه بحث
امام سجاد (عليه السلام) از مدارا تا خشونت
پدید آورنده : سید علی نقی میرحسینی مجله کوثر - بهار 1382- شماره 57
[/b]

نمونه های زیر گویای رفتار توفنده امام سجاد علیه السلام با دشمنان می باشد:

[b] الف) از زبان فرزدق

فرزدق که شاعر دلباخته اهل بیت علیهم السلام بود، وقتی کبر و غرور هشام بن عبدالملک را در جوار خانه کعبه دید; با سرودن آن قصیده مشهور خویش: چنین به معرفی امام پرداخت:
هذا الذی تعرف البطحاء وطاته
والبیت یعرفه والحل والحرم
«عبدالرحمن جامی » شاعر شیرین سخن پارسی گوی اهل سنت قصیده فرزدق را چنین زیبا به نظم آورده است:
آنکس است اینکه مکه و بطحا
زمزم و بوقبیس و خیف و منی
حرم و حل و بیت و رکن و حطی
ناودان و مقام ابراهیم
مروه، مسعی، صفا، حجر، عرفات
طیبه و کوفه، کربلا و فرات
هریک آمد به قدر او عارف
بر علو مقام او واقف
قرة العین سیدالشهداست
زهره شاخ دوحه زهراست
میوه باغ احمد مختار
لاله داغ حیدر کرار
چون کند جای در میان قریش
رود از فخر بر زبان قریش
که بدین سرور ستوده شیم
به نهایت رسیده فضل و کرم
ذروه عزت است منزل او
حامل دولت است محمل او
از چنین عز و دولت باهر
هم عرب، هم عجم، بود قاصر
جد او را به مسند تمکین
خاتم الانبیاست نقش نگین
از حیا نایدش پسندیده
که گشاید به روی کس دیده
حب ایشان دلیل صدق و وفاق
بغض ایشان نشان کفر و نفاق
گر بپرسند ز آسمان بالفرض
سائلی من خیار اهل الارض؟
به زبان کواکب و انجم
هیچ لفظی نیاید الا «هم »
ذکرشان سابق است بر افواه
بر همه خلق، بعد ذکرالله
هشام بن عبدالملک که آبروی خود را بر باد رفته دید، بسیار غضبناک شد و دستور داد فرزدق را به زندان اندازند و مستمری او را از بیت المال قطع کنند .
هنگامی که فداکاری و دفاع جانانه فرزدق و نیز زندانی شدن و قطع مستمری او به گوش امام زین العابدین علیه السلام رسید، دوازده هزار درهم برای او فرستاد، ولی فرزدق قبول نکرد و گفت:
«این اشعار را به خاطر صله و جایزه نسرودم، بلکه این اشعار ذخیره آخرت من است .»
امام علیه السلام نیز در پاسخ وی بیانی دارد که شاعر شیرین سخنی چنین به نظم کشیده است:
گفت: ما اهل بیت احسانیم
آنچه دادیم باز نستانیم
ابر جودیم بر نشیب و فراز
قطره از ما، به ما نگردد باز
آفتابیم بر سپهر علا
نفتد عکس ما دگر بر ما
چون فرزدق به آن وقار و کرم
گشت بینا قبول کرد درم . ( الارشاد، ج 2، ص 150 و 151; کشف الغمه فی معرفة الائمة، علی بن عیسی اربلی، ج 2، ص 79 و 80، 92 )
[/b]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شهیدطیبه واعظی ، hesam110
۲۳:۳۸, ۱۲/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #19
آواتار
سلام
در ادامه بحث
امام سجاد (عليه السلام) از مدارا تا خشونت
پدید آورنده : سید علی نقی میرحسینی مجله کوثر - بهار 1382- شماره 57
[b]ب) ذلت زدایی و عدم سازش

عبدالملک بن مروان اطلاع پیدا کرده بود که شمشیر رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم در اختیار امام زین العابدین علیه السلام است . تصمیم گرفت برای مقاصد شوم و سوء استفاده از شمشیر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم، آن را به چنگ آورد . به این منظور قاصدی نزد امام سجاد علیه السلام فرستاد و تقاضا کرد تا آن شمشیر را برای او بفرستد . در پایان نامه اضافه کرد که: هرکاری که داشته باشید، فورا انجام می دهم .
امام به تقاضای عبدالملک پاسخ رد داد . حاکم مستبد که به شدت خشمگین شده بود، نامه ای تهدیدآمیزی نوشت که: اگر شمشیر را نفرستی، حقوق تو را از بیت المال قطع می کنم .
امام بدون ذره ای خوف، در پاسخ نوشت:
«اما بعد، خداوند متعال خود عهده دار شده است که بندگان پرهیزکارش را از امور ناخوشایند نجات بخشد و از آنجا که گمان ندارند، روزی دهد . و در قرآن می فرماید:
«ان الله لایحب کل خوان کفور» (حج/32 .) ; خداوند هیچ خیانت کار ناسپاسی را دوست ندارد .»
آنگاه خطاب به عبدالملک افزود:
«بنگر کدام یک از ما بیشتر مشمول این آیه هستیم؟» (بحارالانوار، ج 46، ص 95; مناقب آل ابی طالب، ج 4، ص 165 .)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شهیدطیبه واعظی ، hesam110
۱۲:۴۸, ۱۴/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #20
آواتار
سلام
در ادامه بحث امام سجاد (عليه السلام) از مدارا تا خشونت
[/b]پدید آورنده : سید علی نقی میرحسینی مجله کوثر - بهار 1382- شماره 57

[b]نفرین های مستجاب

گاهی برخی از دشمنان دین و غافلان نابخرد، ظلم و طغیان و لجاجت را در مقابل آن حضرت به اوج خود می رساندند . در این صورت امام زین العابدین علیه السلام می دانست که با آلودگی پرونده آنان و سیاه شدن قلب هایشان، هدایت آنان امکان پذیر نیست . آنگاه که بی رحمی و جهل آنان قلب مبارکش را می سوزاند، در حقشان، نفرین می کرد و از خداوند متعال برای آنان عذاب فوری و ابدی تقاضا می کرد; عذابی که به قدرت لایزال خداوند، همان دم، گریبان آنان را می گرفت . نمونه های زیر از جمله آنهاست:
الف) نوید آتش به قاتلان شهدای کربلا
منهال بن عمرو می گوید: برای انجام حج به مکه رفتم و در آنجا به محضر امام سجاد علیه السلام رسیدم . آن حضرت با دیدن من، از محل اقامتم پرسید و فرمود: از حرملة بن کاهل اسدی (قاتل طفل شش ماهه امام حسین (علیه السلام) حضرت علی اصغر (علیه السلام) .) چه خبر؟
گفتم: او زنده است و در کوفه سکونت دارد .
حضرت با دیدگان اشکبار دست به آسمان بلند کرد و سه مرتبه فرمود:
«اللهم اذقه حر الحدید، اللهم اذقه حرالنار; پروردگارا! داغی آهن را به او بچشان . پروردگارا! او را به آتش دوزخ بسوزان » .
نهال می افزاید: وقتی به کوفه بازگشتم، باخبر شدم که «مختار» به خونخواهی امام حسین علیه السلام قیام کرده است . با یکی از دوستانم به قصد دیدار او حرکت کردیم . زمانی که به حضور مختار رسیدیم، او اسب خود را طلبید و با سپاهیانش به سوی محله کناسه کوفه حرکت کرد . ما نیز با او همراه شدیم . مدتی نگذشت که ماموران مختار، حرمله را دست بسته آوردند . مختار با دیدن آن مرد جنایتکار گفت:
- حمد و سپاس خدایی را که مرا بر تو مسلط نمود .
آنگاه دستور داد تا دست و پاهای او را قطع کنند . سپس دستور داد تا آتشی روشن کنند و حرمله را در آتش افکنند .
لحظه ای نگذشت که حرمله را در میان آتش سوزان دیدم . ناخودآگاه به یاد دعای امام سجاد علیه السلام در مکه افتادم و از روی تعجب چند بار گفتم:
سبحان الله، سبحان الله ... !
مختار با شنیدن این ذکر، رو به من کرد و گفت:
چرا تسبیح گفتی؟!
داستان سفر و دعای امام سجاد علیه السلام را نقل کردم و گفتم: [/b]
[b]از مشاهده اجرای نفرین آن حضرت به دست تو تعجب کرده، خدایم را تسبیح می کنم .

مختار از شنیدن این خبر بسیار شادمان شد . در حالی که هیجان زده شده بود، گفت:
الله، الله، آیا به راستی ابوالحسن در مورد حرمله چنین نفرین فرمود؟
گفتم: آری، به خدا سوگند!
آنگاه فورا از اسب پیاده شد و دو رکعت نماز خواند و سجده ای طولانی به جا آورد و خدا را به سبب افتخاری که نصیبش شده بود، شکر کرد . ( کشف الغمه، ج 2، ص 112 و 113; بحارالانوار، ج 45، ص 332 .)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: أین المنتظر ، hesam110 ، شهیدطیبه واعظی
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  (A+)چرا و چگونه سيّدالشّهدا (علیه السلام) تنها شد (مقاله ویژه!!!)# علی 110 14 13,558 ۲۶/فروردین/۹۷ ۱۴:۳۷
آخرین ارسال: imaneavare_59
  طی الارض و عبور از موانع با توسل به امام جواد (علیه السلام ) آفتاب 22 11,357 ۸/فروردین/۹۷ ۰:۴۰
آخرین ارسال: آفتاب
  چرا پرچم گنبد حرم امام حسین علیه السلام سرخ است؟ در جستجوی سختی 2 2,244 ۱۰/آبان/۹۴ ۱۵:۱۱
آخرین ارسال: Mohammad Trust
Rainbow امام علی (علیه السلام) از نگاه دانشمندان bahareh 1 1,948 ۲۱/شهریور/۹۴ ۱۹:۱۱
آخرین ارسال: Bamdaad
  عدل علی {علیه السلام}... {قضاوتهاى حضرت} بچه های گمنام 36 11,689 ۵/مرداد/۹۴ ۱۰:۱۲
آخرین ارسال: بچه های گمنام
  حسین علیه السلام آمد عمار رهبری 3 2,582 ۱/خرداد/۹۴ ۱۱:۲۱
آخرین ارسال: عمار رهبری
  قصه های قرآنی - حضرت هود علیه السلام جواد مخبریان 0 1,703 ۲۲/بهمن/۹۳ ۱۰:۲۹
آخرین ارسال: جواد مخبریان

پرش در بین بخشها:


بالا