|
حاجی مون عوض شده!
|
|
۱۳:۵۷, ۲۲/تیر/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/تیر/۹۴ ۱۴:۰۳ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
آقای روحانی زمانی مردم زمان امام حسن(علیه السلام) را خائن میدانست. اکنون آیا مردم دوره امامحسن(علیه السلام) عوض شدهاند یا روحانی؟! هفتهنامه 9 دی با طرح این پرسش، به نقد اظهارات اخیر رئیسجمهور پرداخت که در جمع استانداران گفته بود: «به اعتقاد من نرمش قهرمانانه، سختتر از جهاد قهرمانانه است و امام حسن، سبطاکبر پیامبر این قهرمانی و شجاعت را برگزید و انتخاب کرد.» حسن روحانی همچنین در صفحه توییتر خود هم نوشت: «امام حسن به ما یاد دادند که باید به مصلحت امت و خواست مردم و جامعه توجه کرد و به نفع امت و جامعه اسلامی تصمیم گرفت.» حمید رسایی مدیرمسئول 9 دی با نقد این سخنان نوشت: حضرت امام خمینی در این باره میفرماید: «قصه امام حسن و قضیه صلح، این هم صلح تحمیلی بود؛ برای اینکه امام حسن، دوستان خودش، یعنی آن اشخاص خائنی که دور او جمع شده بودند، او را جوری کردند که نتوانست خلافش بکند، صلح کرد؛ صلح تحمیلی بود. این صلحی هم که حالا به ما میخواهند بگویند، این است. بعد از اینکه صلح کردند، به حسب روایت، به حسب نقل، معاویه به منبر رفت و گفت که تمام حرفهایی که گفتم، من قرار دادم، زیر پایم؛ مثل پاره کردن این مردی که آن قراردادها را. آن صلح تحمیلی که در عصر امام حسن واقع شد، آن حکمیت تحمیلی که در زمان امیرالمؤمنین واقع شد و هر دویش به دست اشخاص حیلهگر درست شد، این ما را هدایت میکند به اینکه نه زیر بار صلح تحمیلی برویم و نه زیر بار حکمیت تحمیلی.» (صحیفه امام، ج 20، ص: 118 و 119) اما موضوع مهمتر درباره مردمی که حسن روحانی در حال توجیه رفتار آنها بلکه تقدس بخشیدن به خیانتشان است، قضاوتی است که حسن روحانی، خود پیش از این درباره آنها داشته است. وی که در تیرماه سال 1356 به دعوت گروهی از جوانان انقلابی اصفهان به آن شهر سفرکرده با مرور تاریخ سیاسی اهل بیت به مدت ده شب در مسجد حکیم اصفهان به بررسی صلح امام حسن و رفتار مردم آن زمان میپردازد. وی در سال 90 این مجموعه سخنرانی خود درباره تحلیل رفتار سیاسی اهل بیت را در کتابی به نام «مقدمهای بر تاریخ امامان شیعه» به چاپ میرساند. 9 دی مینویسد: آقای روحانی که متأسفانه این ایام به شدت خود را نیازمند توافق با غربیها نشان میدهد، در حالی مردم دوره امام حسن را به عنوان الگو به مردم ایران اسلامی معرفی و به دنبال شباهتسازی در مطالبات آنهاست که پیش از این در سال 56 مردم دوره امام حسن را خائن معرفی کرده است! آقای روحانی در صفحه 205 کتاب «مقدمهای بر تاریخ امامان شیعه» در تحلیل رفتار مردم آن روز آورده است: «این حضور مردم، این ایثار مردم و این فداکاری مردم است که امروز (سال 56) مسیر مبارزه و نهضت و آینده را مشخص میکند. خود امام حسن(علیه السلام) به مردم فرمود: به اهداف مورد نظرتان نخواهید رسید، مگر در سایه صبر و تحمل ناملایمات. در مدائن، امام مجتبی(علیه السلام) مردم را در مسجد شهر جمع کرد و وقایع را برای آنها توضیح داد. خیانتها را گفت و افرادی را که در صحنه جنگ با دشمن، خیانت کرده بودند، معرفی کرد. رو به مردم کرد و اتمام حجت کرد. به مردم گفت: آیا برای ایثار و فداکاری و جانبازی و دادن خون، که برای شما عزت دنیا و آخرت است، آماده هستید؟ فرمود اگر بایستید، خداوند شما را یاری میکند و ما پیروز میشویم و اگر آمادگی نداشته باشید، دنیای شما توأم با غم و اندوه آخرت شما با مشکلات زیادتری توام خواهد بود. مردم چه جوابی به امام حسن(علیه السلام) دادند؟ گفتند: ما میخواهیم زنده بمانیم و زندگی کنیم. ما آمادگی برای جنگ و فداکاری نداریم. این پاسخ مردم در مسجد مدائن در محضر فرزند رسول خدا و عقبنشینی از صحنه فداکاری و ایثار بود که دست روی دست گذاشتن امام مجتبی (علیه السلام) را رقم زد. آنچه بعد به نام صلح لقب گرفت، چیزی بود که به دست مردم، در مدائن حاصل شد و نه به دست امام مجتبی در کوفه. ایثار مردم و فداکاری مردم و جهاد میتوانست سرنوشت دیگری را رقم بزند.» رسایی پرسیده است: آیا مردم دوره امام حسن از سال 56 تا سال 94 تغییر کردهاند، مردمی که روزگاری بر روی منبر توسط آقای روحانی خائن معرفی شدند، چگونه در این روزها به عنوان الگو معرفی میشوند؟ قطعا مردم دوره امام حسن تغییر نکردهاند، تاریخ و حوادث رخ داده در آن نیز در این مدت تغییری نکرده است بنابراین باید نتیجه گرفت که این حسن روحانی است که تغییر یافته است. سؤال این است که آیا آقای روحانی هم در سخنرانی خود به مردم ایران اسلامی میگوید که اگر با معاویه زمان نجنگند و دنیایشان با غم و اندوه و آخرتش با مشکلات بیشتری مواجه خواهد شد؟ یا بر خلاف آن آقای روحانی، پذیرش شروط ظالمانه آمریکا را موجب برطرف شدن کلیه مشکلات کشور از آب خوردن تا محیط زیست میداند؟ 9 دی خاطرنشان کرد: آقای روحانی پیش از این، صلح با معاویه را نتیجه تصمیم غلط مردم آن زمان میداند نه نتیجه تصمیم حقیقی امام، سؤال این است که مردم ایران اسلامی که امام امت آنها را بعد از 72 یار حسین بن علی(علیه السلام) بهترین مردم از زمان رسول خدا تاکنون میداند، بارها نشان دادهاند که حاضر به پذیرش ذلت استکبار نیستند، با این حساب ایشان چه اصراری بر تحریف تاریخ اسلام و تاریخ پرشکوه این مردم دارد؟ منبع |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۳:۴۶, ۱۵/آذر/۹۴
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
هرچند در شناخت افساد طالبان گفته ولي در شناخت حاجي مون خيلي كمك مي كنه.
اصلاحطلبان در حکم آپاندیس دولتند تاریخ انتشار : يکشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۱۱:۳۹ یک تحلیلگر مسائل سیاسی با بیان اینکه اصلاحطلبان در حکم آپاندیس دولت هستند گفت: حمایت اصلاحطلبان از لاریجانی و ناطق نشانه بحران هویتی عمیق آنهاست.
به گزارش فارس، درحالی که برخی اصلاحطلبان معتقداً اصلاحطلبان ستون فقرات دولت هستند و دولت یازدهم از رحم اجارهای اصلاحطلبان استفاده میکنند یک تحلیلگر مسائل سیاسی معقتد است اصلاحطلبان در حکم آپاندیس دولت را دارند. وی معتقد است دولت باتوجه به سوابقی که اصلاحطلبان از خود به جای گذاشتهاند میداند اگر اصلاحطلبان قدرت بگیرند از آنها عبور خواهند کرد. این کارشناس با بیان اینکه اصلاحطلبان درحال حاضر وضعیت تحقیرآمیزی دارند که بخشی از این تحقیر در ادبیات افراد و رسانههای کارگزارانی که خود را محور اصلاحات میدانند نمود دارد میگوید به همین دلیل است که آنها گزینههایی مثل ناطق و لاریجانی را برای انتخابات مجلس دهم برجسته سازی میکنند و برعکس چهرههایی مثل عارف را که خانه پر اصلاحطلبان در انتخابات مجلس است را با طرح این گزاره که مثل عارف فراوان وجود دارد را طرد میکنند. بازشناسی لایههای تغییر هویت اصلاحطلبی، تجمیع جریان مدعای آزادی با دولتی که از اساس قائل به آزادی نیست و با مشی اقتدارگرایانه در پی تحقق گفتمان توسعه است و چرایی این تنازل گفتمانی از بخش های مختلف این گفت و گو با پرویز امینی تحلیلگر ارشد مسائل سیاسی است: میانتیترهای این مصاحبه را میتوانید در ذیل بخوانید. * اصلاحطلبان آپاندیس دولت/دولت احساس میکند پایگاه مستقلی از طریق برجام بدست آورده است *روحانی خلأ بازیگر موجه اجتماعی در صحنه انتخابات را برای اصلاحطلبان پر کرد *جریان توسعه گرا به شدت در صحنه سیاست پراگماتیست است *ترجیح لاریجانی و ناطق بر امثال عارف یک امر طبیعی از موضع یک پراگماتیست است *دولت یازدهم در ارتباط با اصلاحطلبان به مسیری نمیرود که اصلاحطلبان تقویت شوند * اصلاحطلبان آپاندیس دولت/دولت احساس میکند پایگاه مستقلی از طریق برجام بدست آورده است فارس: همانطور که میدانید در آستانه انتخابات دهم مجلس و تکاپوی جریانات سیاسی هستیم، به نظر شما جریان اصلاحطلب در شرایط کنونی از چه موقعیت و وزن سیاسی برخوردار است؟ امینی: آنچه که الان برای این جریان مسئله است، نوع رابطهاش با دولت یازدهم است. پیشتر بیان کرده بودم که اصلاحطلبان در حکم آپاندیس دولتند که همانند آپاندیس در چند سال اول، کار ایمنی بخشی برای بیان جناب عارف که از دولت یازدهم خواسته بود یا به نوعی خواهش کرده بود که راه خود را از اصلاحطلبان جدا نکنند، ظهور وضعیت آپاندیسی اصلاحطلبان در نسبت با دولت یازدهم است. دولت را انجام میدهند تا مزاحمتی ایجاد نکنند، همان موقعیت را میتوانند حفظ کنند. بعد از برجام نیز بیان کردم که دولت یازدهم با استقلال بیشتری از اصلاحطلبان تحرک سیاسی خواهد داشت چراکه احساس میکند یک پایگاه مستقل از طریق برجام بدست آورده است و نیاز اجتماعیاش به اصلاحطلبان تا حدود زیادی مرتفع شده است. همچنان بر همین نظرم و گفتارهای طرفین در چند روز اخیر خصوصاً بیان جناب عارف که از دولت یازدهم خواسته بود یا به نوعی خواهش کرده بود که راه خود را از اصلاحطلبان جدا نکنند، ظهور وضعیت آپاندیسی اصلاحطلبان در نسبت با دولت یازدهم است. فارس: یعنی فضا به صورتی است که تفاوتها بین اصلاحطلبان و دولت یازدهم ظهور میکند؟ امینی: بله چون بین این دوتعارض گفتمانی و تفاوت در کنش سیاسی وجود دارد؛ مدعای اصلی اصلاحطلبان «آزادی» است اما مسئله دولت مستقر، «توسعه» است و آن توسعه با اقتدارگرایی هم قابل جمع است. ۲ دوره اقتدارگرایی دولت هاشمی این مسئله را نشان میدهد و نیز الگوی چینی توسعه که خیلی مورد علاقه این جریان است نیز یک الگوی تمام و کمال در توسعه اقتدارگرایانه است. هر دو جناب روحانی و هاشمی نیز به دلایل شخصیتی، معرفتی و نیز تجربه عملی، ذاتاً نمیتوانند مدعایی درباره آزادی داشته باشند. * روحانی خلأ بازیگر موجه اجتماعی در صحنه انتخابات را برای اصلاحطلبان پر کرد فارس: ولی این دو در انتخابات سال ۹۲ پیوند موفقی داشتند؟ امینی: آنچه این تعارض گفتمانی را در درجه اول بین آنها پر کرد، مسئله مشترک آنها یعنی احمدینژاد بود. هر دو با همه وجود بر روی نفی احمدینژاد و هر نوع احمدینژادیسمی متفق و یکپارچه بودند. در درجه دوم محدودیتهای دو طرف بود. اصلاحطلبان با محدودیت داشتن یک بازیگر موجه اجتماعی در صحنه انتخابات بهعنوان نامزد و کاندیدا روبرو بودند و اشخاصی مثل عارف انتظارات آنها را برآورده نمیکرد و توسعهگرایان با این محدودیت روبرو بودند که از یک پایگاه مستقل اجتماعی برای تولید فضای سیاسی و رای آوری محروم بودند؛ بنابراین روحانی خلأ آنها را و اصلاحطلبان نیز خلأ توسعه گرایان را پر کردند. * جریان توسعه گرا به شدت در صحنه سیاست پراگماتیست است فارس: غیر از تعارض گفتمانی، شما از تفاوت در کنش سیاسی بین این دو نیز صحبت کردید؟ این تفاوت چیست؟ امینی: جریان توسعهگرا به شدت در صحنه سیاست و حتی عرصههای دیگر نیز پراگماتیست است. مثلاً شما مجله مهرنامه را ببینید که با سرمایه این گروه اداره و منتشر میشود. یک دوره در آغاز این مجله عرصه بازتاب جریان روشنفکری دینی مصطلح است اما همانطور که همین طیف روشنفکری دینی نیز میگویند یک نمونه در دولت جناب هاشمی از این پراگماتیزم، این بود که هم خاتمی و هم لاریجانی و هم میرسلیم هر سه در دولت هاشمی وزیر ارشاد شدند؛ یعنی از منتهی الیه چپ تا منتهی الیه راست در حوزه فرهنگ در یک دوره مسئولیت و مهمتر نماد فرهنگ دولت سازندگیاند. این شکاف جزء با پراگماتیزم قابل تحلیل نیست. امروز درست در نقطه نقد و اعتراض به این جریان با فرصت ظهور و بروز دادن به طباطبایی است. البته سطحی از پراگماتیزم در هر جریان سیاسی وجود دارد ولی این جریان به طور کلی در سیاست، با پراگماتیسم، فرمت میشود. این پراگماتیزم اقتضائاتی دارد که معطوف به نتیجه عمل میکند و بنابراین کاملا میتواند فضاهای متعارضی در خود بازتولید کند. در واقع تنها به نتیجه مورد نظر خود وفادار است وگرنه به هیچ ایدئولوژی یا شراکت سیاسی وفادار نخواهد ماند. یک نمونه در دولت جناب هاشمی از این پراگماتیزم، این بود که هم خاتمی و هم لاریجانی و هم میرسلیم هر سه در دولت هاشمی وزیر ارشاد شدند؛ یعنی از منتهی الیه چپ تا منتهی الیه راست در حوزه فرهنگ در یک دوره مسئولیت و مهمتر نماد فرهنگ دولت سازندگیاند. این شکاف جزء با پراگماتیزم قابل تحلیل نیست. چون برای دولت هاشمی اساس مسایل اقتصادی است و فرهنگ در حاشیه است و چه فرق میکند وزیر فرهنگ چه کسی باشد اما مرحوم نوربخش بهعنوان چهره کلیدی اقتصادی دولت هاشمی ولو اینکه مجلس هم به او رای اعتماد ندهد در پیکره دولت باید جای استواری داشته باشد. *ترجیح لاریجانی و ناطق بر امثال عارف یک امر طبیعی از موضع یک پراگماتیست است فارس: این تفاوت عمل سیاسی در نسبت بین اصلاحطلبان و دولت یازدهم چه پیامدی دارد؟ امینی: یکی از پیامدهایش، ترجیحی است که ضلع هاشمی - روحانی و کارگزاران برای علی لاریجانی و ناطق نوری نسبت به چهرههایی مثل عارف قائلند. چون علاقه یک پراگماتیست این است که به نتیجهای که برای یک پراگماتیست خیلی روشن است که جناب عارف و افراد نظیر آن قادر نیستند چنین نقشی ایفا کنند؛ بنابراین ترجیح لاریجانی و ناطق بر امثال عارف یک امر طبیعی از موضع یک پراگماتیست است. میخواهد، برسد. دولت یازدهم میخواست که برجام به شکل دلخواه در مجلس تصویب شود و لاریجانی یک نقش استثنایی برای تحقق این نتیجه بازی کرد. حالا برای یک پراگماتیست خیلی روشن است که جناب عارف و افراد نظیر آن قادر نیستند چنین نقشی ایفا کنند؛ بنابراین ترجیح لاریجانی و ناطق بر امثال عارف یک امر طبیعی از موضع یک پراگماتیست است. مسئله دوم که در یک ذهن پراگماتیست برجسته میشود، سوابقی است که اصلاحطلبان در ذهن این آقایان بعد از دوم خرداد دارند. به محض اینکه احساس قدرت کردند، کارگزاران را حذف و هاشمی را آماج سنگینترین حملات رسانهای و سیاسی قرار دادند. آنها هیچگاه این سوابق اصلاحطلبان را فراموش نمیکنند چراکه میدانند اگر اصلاحطلبان قدرت بگیرند از آنها عبور خواهند کرد، بنابراین اجازه نمیدهند که اصلاحطلبان قدرت بگیرند. مسئله سوم که در حاشیه نگه داشتن اصلاحطلبان را به شکل پراگماتیستی توجیه میکند، نوع تعامل پرچالش اصلاحطلبان با حاکمیت است که یک مصداق آن در دوره دوم خرداد و مجلس ششم و یک دوره دیگر آن در حوادث بعد از انتخابات سال ۸۸ است. این نوع تعامل برای خواستههای پراگماتیستها هزینهسازی میکند و پیشبردن کارها را دشوار و پیچیده میکند. *دولت یازدهم در ارتباط با اصلاحطلبان به مسیری نمیرود که اصلاحطلبان تقویت شوند علاوه بر اینها، جنابان هاشمی و روحانی شخصاً و خصلتاً کسی نیستند که بخواهند زیر بلیط اصلاحطلبان قرار بگیرند مخصوصاً الان که بعد از انتخابات خرداد ۹۲ و پس از برجام احساس قدرت سیاسی و اجتماعی نیز دارند؛ بنابراین دولت یازدهم در ارتباط با اصلاحطلبان به مسیری نمیرود که اصلاحطلبان در آن تقویت شوند. بلکه مسیری میرود که اصلاحطلبان در خدمت دولت قرار بگیرند و در شرایط فعلی نیز اصلاحطلبان چارهای ندارند و کار دیگری نمیتوانند انجام دهند. فارس: برخی از اصلاحطلبان درباره تغییرات هویتی و تنازلهای خود معتقدند که این یک نوع سرمایه گذاری است و به همین دلیل از یکسری گزینه های حداقلی مثل روحانی، لاریجانی و ناطق حمایت میکنیم برای ۳۰ سال آینده. امینی: در مقام توجیه مواضع فعلی اصلاحطلبان شاید بشود چنین چیزهایی گفت اما واقعیت چیز دیگری به نظر میرسد. اصلاحطلبان درحال حاضر وضعیت تحقیرآمیزی دارند که بخشی از این تحقیر در ادبیات افراد و اصلاحطلبان در حال حاضر وضعیت تحقیرآمیزی دارند که بخشی از این تحقیر در ادبیات افراد و رسانه های کارگزارانی که خود را محور اصلاحات میدانند و گزینه های مثل ناطق و لاریجانی را برای انتخابات مجلس دهم برجسته سازی میکنند رسانههای کارگزارانی که خود را محور اصلاحات میدانند و گزینههای مثل ناطق و لاریجانی را برای انتخابات مجلس دهم برجسته سازی میکنند و برعکس چهرههایی مثل عارف را که خانه پر اصلاحطلبان در انتخابات مجلس است را با طرح این گزاره که مثل عارف فراوان وجود دارد، نمود دارد. بخشی از این تحقیر در ادبیات اصلاحطلبان نمود دارد که دائماً شراکت با لاریجانی و ناطق را نفی میکنند چراکه احساس میکنند طرح برجسته آنها از سوی دولتیها به معنای حذف شدن یا در حاشیه نگهداشتن اصلاحطلبان هستند. بخشی دیگر از این تحقیر در سخنان اخیر جناب عارف بازتاب داشت که از جریان دولت خواهش کرده بود راه خود را از اصلاحطلبان جدا نکنند. فارس: بنابراین ائتلاف دولت با اصلاحطلبان در انتخابات پیش رو منتفی است؟ امینی: نه ائتلاف منتفی نیست اما احتمالاً یک ائتلاف تحقیرآمیز برای اصلاحطلبان شکل خواهد گرفت. فارس: پس لیستی که کارگزاران منتشر کرد کاملاً در این چارچوب قرار میگیرد؟ امینی: بههرحال باید پرسید اصلاً چرا این لیست را منتشر کردند؟ یا جناب عطریانفر چرا باید صریحاً بگوید ما مرکز اصلاحاتیم، درحالیکه میداند این نوع بحثها اختلافبرانگیز است؟ بهعنوان یک احتمال قوی جریان رسانهای و سیاسی کارگزاران میخواهد جلوی زیادهخواهی اصلاحطلبان را بگیرد. به نظرم در جناح هاشمی-روحانی فرضی وجود دارد که اصلاحطلبان راهی جز تمکین به تصمیم آنها در انتخابات ندارند. فارس: پس این شوراهای عالی یا هماهنگی که در اصلاحطلبان شکلگرفته چه نقشی دارند؟ امینی: هر نقشی داشته باشند، فهرستهای انتخاباتی از دل این شوراهای عالی و هماهنگی و اصلاحطلبان بیرون نخواهد آمد. حداکثر نقشی اگر داشته باشند، تصمیم گرفتهشده را اعلام کنند. فارس: پس چرا هنوز اصلاحطلبان میگویند روحانی مستأجر ۴ ساله و یا رحم اجارهای است؟ امینی: اصلاحطلبان سندروم توهم منحصربهفردی دارند که برخی وقتها سر از حماقتهای منحصربهفردی در سیاست درمیآورد. این سندروم عبارت از مقابله با واقعیتها یا جایگزین کردن آرزوها بهجای واقعیتهاست. اینکه بعد از شکست سنگین در انتخابات شوراهای شهر دوم و بعد از شکست دوقبضه در انتخابات مجلس اصلاحطلبان سندروم توهم منحصربهفردی دارند که برخی وقتها سر از حماقتهای منحصربهفردی در سیاست درمیآورد. این سندروم عبارت از مقابله با واقعیتها یا جایگزین کردن آرزوها بهجای واقعیتهاست. هفتم (هم شکست تحصن و هم شکست انتخابات)، فکر کنی با کاراکتری مثل معین و با شعارهای تندتر از خاتمی به صحنه بیایی و پیروز انتخابات خواهی شد، یعنی مقابله با واقعیتها و تحلیل توهمی داشتن از واقعیتهاست. نتیجه این توهم این شد که جناب کروبی با شعار هر نفر ۵۰ هزار تومان فارغ از همه جریانات و گروههای سیاسی اصلاحطلب آراء بیشتری را به دست آورد. یا توهمی که از حوادث بعد از انتخابات داشتند و بر اساس آن وارد معارضه با جمهوری اسلامی شدند و امروز ازآنچه کردهاند سخت پشیماناند. یا توهمی که از انتخابات مجلس نهم داشتند که مشارکت سیاسی پایین و مثلاً حدود ۳۰ درصد خواهد بود و آنها با تحریم انتخابات میتوانند یک جمعیت ۷۰ درصدی را نمایندگی کنند. بعد دیدند که در انتخابات مجلس نهم ۶۵ درصد حضور پیدا کردند. دوم خردادیها بر اساس همین توهمات به وضعیت امروز رسیدند. آنها از موضع مابعد از جمهوری اسلامی به موضع ماقبل از دوم خرداد (هاشمی-روحانی) ارتجاع کردند. آنها بعد از خرداد ۹۲ دچار یک توهم جدید شدند که میتوانند از دولت روحانی بهعنوان پلی برای حاکمیت مجدد اصلاحطلبان استفاده کنند که احتمالاً نتیجه این توهم نیز یکقدم ارتجاع بیشتر یعنی قرار گرفتن پشت سر لاریجانی و ناطق در این جریان خواهد بود که البته در صورت چنین اتفاقی اصلاحطلبی با بحران هویت عمیقی روبرو خواهد شد. |
|||
|
|
۱:۴۰, ۱۹/آذر/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/آذر/۹۴ ۱:۴۴ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
روحانی در مراسم روز دانشجو همچنین سخنانی از این دست عنوان کرد؛ قدرت باید نقد شود البته شاید نقد برخی قوا و نهادها سخت و مشکل باشد و فعلا نقد را از دولت و رئیسجمهور شروع کنید
اظهارات رئیسجمهور در دانشگاه صنعتی شریف با واکنش قابل تأمل از سوی مخاطبان سایتهای حامی دولت مواجه شد. آقای روحانی که به مناسبت روز دانشجو به دانشگاه شریف رفته بود، ضمن یاد شهدایی که دانشگاه را متحول کردهاند از بازرگان (رئیس گروهک نهضت آزادی) در کنار بهشتی و مفتح و طالقانی و شریعتی یاد کرد و درود و سلام فرستاد. این در حالی است که حضرت امام خمینی(رحمة الله علیه) ۳۰ بهمن ۱۳۶۶ در پاسخ به نامه وزیر کشور وقت، نهضت آزادی را «طرفدار وابستگی جدی کشور به آمریکا که در اینباره از هیچ کوششی فروگذار نکرده» توصیف کرده و تصریح نمودند اگر آنها در دولت موقت بر سر کار باقی مانده بودند، «ملتهای مظلوم به ویژه ملت عزیز ما در زیر چنگال آمریکا و مستشاران او دست و پا میزدند و اسلام عزیز چنان سیلی میخورد که قرنها سر بلند نمیکرد... [به زودی گندش در میاد، خیلی طول نمی کشه!] ضرر آنها به اعتبار آن که متظاهر به اسلام هستند و با این حربه جوانان عزیز ما را منحرف خواهند کرد و نیز با دخالت بیمورد در تفسیر قرآنکریم و احادیث شریفه و تأویلهای جاهلانه موجب فساد عظیم ممکن است بشوند، از ضرر گروهکهای دیگر حتی منافقین - این فرزندان عزیز مهندس بازرگان - بیشتر و بالاتر است... نتیجه آن که نهضت به اصطلاح آزادی و افراد آن چون موجب گمراهی بسیاری از کسانی که بیاطلاع از مقاصد شوم آنان هستند میگردند، باید با آنها برخورد قاطعانه شود و نباید رسمیت داشته باشند.» روحانی در مراسم روز دانشجو همچنین سخنانی از این دست عنوان کرد؛ قدرت باید نقد شود البته شاید نقد برخی قوا و نهادها سخت و مشکل باشد و فعلا نقد را از دولت و رئیسجمهور شروع کنید... [می دونید که منظورش کیه و کجاست! همون جایی که براش کیسه دوخته و خودش رو در کسوت اون در سالهای آینده می بینه!!!] مردم در انتخابات ۹۲ مسئله هستهای را به بحث گذاشتند و در مورد هستهای هم رأی دادند... بعضی فکر میکنند این دولت دولت لبخند، گفتوگو و مذاکره است و دنبال تقویت بنیه نظامی نیست اما دولت در طول ۲ سال گذشته به اندازه ۱۰ سال در حوزه دفاعی کار کرده است... امروز تورم دارد تک رقمی میشود که در روستاها تک رقمی شده است... فضای امنیتی را در دانشگاه نمیپسندم. ما فضای امن میخواهیم نه امنیتی... ما در شرایط بعد از برجام و تحول اقتصادی هستیم... همه باید تلاش کنیم تا حماسه سال ۹۲ را در انتخابات ۹۴ تکرار کنیم... ممکن است آمار رشد اقتصادی امسال پایین باشد اما مثبت خواهد بود. در واکنش به این اظهارات که در فضایی جنجالی عنوان شد، مخاطبان و کاربران برخی سایتهای حامی دولت دیدگاههای جالب توجهی را مطرح کردند. از جمله در کامنتهای سایت «انتخاب» آمده است: - همش سیاست. کمی هم در مورد اشتغال صحبت میکردید. هر سال یک میلیون نفر از دانشگاهها فارغالتحصیل میشوند دریغ از ایجاد یک شغل. یعنی هر سال یک میلیون بیکار به ۱۱ میلیون بیکاران تحصیلکرده افزوده میشود. - دکتر ظریف زنده باد روحانی پاینده باد - خیلی دوست داریم خیلی چاکریم خیلی نوکریم نفس مبارکت همیشه گرم - ای بابا... از این حرفا زیاده... بس کنید شعار دادن رو... تا کی میخایید با دانشجو بازی کنید... - نه بابا! «باید تلاش کنیم حماسه سال ۹۲ را در ۹۴ تکرار کنیم.» جناب آقای حسن روحانی، اولین رئیسجمهور چهارساله ایران. - دولت شعار! - آقای روحانی هر سال همین حرفا رو میزنی، پس کو عمل؟ - گفتههای دکتر روحانی خیلی عالیه - بله خیلی عالیه - رفتی تو سه سال و بیکاری! گرونی برقراره! و... - از اقتصاد چه خبر؟ درد مردم این است جناب دکتر. - امید ما به دکتر روحانی است. - درود بر شما باید به مردم بها داد. - آفرین ممنونتیم آقای روحانی. - برنامه اقتصادی برای حل مشکلات مردم ارایه بدهید. - از جیب مردم بیچاره انبار خودروهای بیکیفیت را خالی کردید. همچنین مخاطبان در کامنتهای سایت فرارو نوشتهاند: - حرفهایی که دیگه بوی کهنگیشون بدجوری مشام رو آزار میده. نقدکنیم. باشه. وقتی نقد کردیم چه خاکی به سرمون بریزیم. کجا فرار کنیم؟! - فقط شعااااااارررر - حرف تراپی - آقای روحانی گفت دانشگاه ۹۲ با دانشگاه ۹۴ زمین تا آسمون فرق داره! در چه چیزی زمین تا آسمون فرق داره؟! در انتقاد سازنده از دولت؟ در پژوهش و تولید علم؟ در کمک دانشگاه به صنعت؟ در اقتصاد مقاومتی؟ یا در فعالیتهای سیاسی و جناحی، در سر دادن شعارهای احساسی جناحی، در متینگها و گردهماییهای سیاسی، یا به راه انداختن اردوهای دانشجویی و کنسرتها در دانشگاه. - حرف درست به شرطی که اگه نقد کرد و مخالف نظرت حرفی زد با فحش و بهتان دلواپس و... نزنی تو دهنش. در همیشه رو یه پاشنه نمیچرخه. - اگرچه آقای روحانی این موضوع را انکار کرد، اما به نظر من لبخند و برخورد مهربانانه این دولت در مقابل قدرتهای غربی و همسایگان وابسته به غرب، خیلی زیاد است؛ این اعتدال نیست. - بهبه چهچه! همه - فقط حرفففففف - پس چرا منتقدین را به جهنم حواله دادی؟ - روحانی متشکریم - باید مینوشتی موچکریم تا حسابی بنفش باشه. - عجیب است که میتوانید میلیاردها میلیارد تومان به خودروسازها کمک کنید اما مسکن مهر را به امان خدا رها کردهاید و میخواهید با وام ۱۰۰ میلیونی (!) مردم را خانهدار کنید. از بورس هم که هیچی نگوییم بهتر است. سهامدارانی که به شما اعتماد کردند و سرمایهشان را به بورس آوردند به خاک سیاه نشستهاند. شما از کدام مهار تورم صحبت میکنید. روی کاغذ و در خیالات مشاوران اقتصادی شما تورم به زیر ۱۰ درصد میرسد اما همین امسال اجاره خانهها نزدیک به ۴۰ درصد رشد داشت. - داستان دو مرغابی و یک لاکپشت هم زیباست. - آقای روحانی... نظر شما در مورد بورس چی هستش؟؟ تا چه زمانی باید سرمایههامون کوچک کوچک و کوچکتر و به سمت نابودی بره؟؟؟؟ - برای نابود کردن بازار سرمایه، دولت تدبیر و امید کاری نمونده که نکرده باشه!! - به نظر میرسید که یک کاندیدای انتخابات داشت صحبت میکرد تا رئیس یک دولت - من یکی که پشیمونم از رای دادن به شما...شعار و زیبا سخن گفتن دردی از کسی دوا نمیکند...!! هر حرفی میزنی بهش عمل کن - زنده باد روحانی و ظریف شجاع - آقای روحانی این صحبتهای شما رو باور کنیم یا اون حرفهای زیبایی که نصیب منتقدانتون میکردین؟؟؟!!!!! - دو صد گفته چون نیم کردار نیست - من از روحانی راضی هستم اسفندماه هم برای ادامه کار رای خواهم داد - خلاصه اینکه حسن آقا دست بجنبون. اگر تا اسفند یه آس رو نکنی مجلس رو باختی! بجنب مرد دیر شد! منبع: کیهان |
|||
|
|
۴:۱۸, ۱۹/آذر/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/آذر/۹۴ ۴:۲۳ توسط Mohammad Trust.)
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
نمیدونم چرا سال های قبل مردی نبود که انتقاد هارو کامل و رسا ، بیاد بگه و پست بذاره
روایتى از امام جعفر صادق (علیه السلام ) اذا اتهم المۆ من اخاه انماث الایمان من قلبه كما ینماث الملح فى الماء آن گاه كه مۆ من به برادر مۆ منش تهمت زند، ایمان در دل او ذوب مى شود؛ همان گونه كه نمك در آب ذوب مى شود. |
|||
|
|
۱۱:۱۶, ۱۹/آذر/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/آذر/۹۴ ۱۲:۴۵ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
در قیامت آدم ها با محبوب و مقتداشون محشور میشن.
آقای روحانی در ابتدای راهی پرخطر ایستاده که خاتمی 16 آذر 1383 به ته آن خط رسید و برخی حقایق تلخ را به زبان آورد. سیدمحمد خاتمی در آخرین 16 آذر 8 سال ریاست جمهوری، با جماعت دریدهای مواجه شد که به واسطه قصور و تقصیرهای وزارت علوم و کشور و اطلاعات و ارشاد، با نقاب همسویی اقدام به شبکهسازی در دانشگاه و احزاب و مطبوعات کرده بودند. خاتمی آن روز دو جمله گفت «کاری نکنید که بگویم شما را بیرون بیندازند» و «از اردوگاه اصلاحات صدای پای دشمن به گوش میرسد». او البته از این تجارب تلخ عبرت نگرفت و در فتنه و آشوب نیابتی سال 88 در خدمت همان شبکه برانداز درآمد و لعنت ملتی را به جان خرید؛ او الیالابد سرزنش خواهد شد که با وجود اذعان به دروغبودن تقلب در محافل خصوصی، چرا جزو دعوتکنندگان به اعتراض و آشوب خیابانی قرار گرفت و با فتنهگران تا به امروز همراهی کرد.
16 آذری که امسال دولت آقای روحانی برگزار کرد، بار دیگر صدای پای دشمن را از اردوگاه مدعیان اعتدال و اصلاحطلبی به گوش رساند. شماری از عملههای شبکه ساختارشکن روز دوشنبه مجال پیدا کردند تا خودنمایی کنند. کار به آنجا رسید که رئیس گروهک نهضت آزادی را به دانشکده ادبیات دانشگاه تهران دعوت کردند و پس از مخالفت برخی نهادهای ذیربط، رئیس شاخه جوانان همین گروهک میخواست نامه رئیس گروهک را بخواند و سپس یک عضو مفسد کارگزاران که سمبل سقوط و انحطاط کامل یک آقازاده و دارای سابقه محکومیت است، در روز انزجار از شیطان بزرگ پشت بلندگوی خطابه رفت و از فتنهگران حمایت کرد. او همان کسی است که تا سر قبر شاه مقبور در مصر رفت، با بیوه وی مصاحبه و در روزنامه زن منتشر کرد و پس از آزادی از زندان مدعی شد دوستان خوبی از میان بهاییها و «سازمان مجاهدین خلق» پیدا کرده و اصرار دارد تا این سازمان تروریستی را نه منافقین بلکه مجاهدین خلق بنامد!قبیل این انحطاطها و کرمخوردگیها در اردوگاه افراطیون مدعی اصلاحات به حدی است که محمدرضا تاجیک شنبه 7 آذر در مصاحبه با روزنامه اعتماد هشدار داد «بنمایه رنج اصلاحطلبان تعریف ناشدگی گفتمان اصلاحطلبی بعد از 18 سال است... هیچ مرزبندیی میان خودی و غیرخودی اتفاق نیفتاده است و به نام اصلاحطلبی 72 ملت وجود دارد... باید گفتمانی باشد تا به نام اصلاحطلبی دیگران سخن نگویند. وقتی این اتفاق نیفتاده، دیگر راه چارهای باقی نمانده و باید هزینه هر گرایش و کنشی را بپردازیم؛ از کسی که به نام اصلاحطلبی میرود و با فرح پهلوی ملاقات میکند تا کسی که با خارج از کشور میبندد، تا کسی که در پشت تریبون رسانههای خارجی میخواهد نظام را براندازی کند، همهاش را میاندازند گردن اصلاحطلبان، پس از ماست که برماست. هرچه سریعتر مرزهای اصلاحات باید مشخص شود که اگر بشود هر کس نمیتواند در واکنش به هر مسئله کوچکی به دامن رادیکالترین اپوزیسیون خارج کشور پناه ببرد؛ که اگر برد، قبل از خروج از حاکمیت، از اصلاحات خروج کرده است.» سیدمحمد خاتمی سقوط کرد چون به نصایح و هشدارهای رهبر معظم انقلاب اهتمام نکرد حال آن که به قول مسعود بهنود «از حق نگذریم اگر حمایت آقای خامنهای نبود، خاتمی را میخوردندش(!) آقای خاتمی در دنیا به هیچ کس به اندازه بدهی به آقای خامنهای بدهی ندارد، یعنی هر 5 روز یک بار نجاتش داد.» خاتمی در ظلم و جفای خود علیه نظام جمهوری اسلامی سقوط کرد چون از سرنوشت ابوالحسن بنیصدر و روند سقوط او و هشدارهای امام عبرت نیاموخت. امام روز اول تیر 1360 با اشاره به ماجرای بنیصدر و نهضت آزادی و جبهه ملی و منافقین فرمود: «باید متأسف باشم از این مسائل که گرفتارش هستیم. من نمیخواستم که آنها هم این سرنوشت را داشته باشند... عبرت بگیرید از این حوادث تاریخ... من به شما عرض کردم که یک مطلبی که برخلاف ضرورت اسلام است و برخلاف نص قرآن است و از یک گروهی صادر شده با اسم و رسم، من دعوت کردم که از اینها حسابتان را جدا کنید، چرا نکردید؟ آن آقا، من کرارا به او گفتم که حسابت را از این منافقین جدا کن و اعلام کن به اینکه شماها به من ارتباط ندارید، نپذیرفت و دید آنچه دید و من امیدوارم توبه کند که خدای تبارک و تعالی او را بیامرزد و در آن عالم روسیاه نباشد. شما الان وقت دارید... شما از اینها که دیروز پریروز ریختند در خیابانها و آن همه جنایت کردند و اعلام کردند که ما بر خلاف جمهوری اسلامی مسلحانه جنگ میکنیم، شما از اینها تبرّی کنید. من صلاح شما را میخواهم شماها با اینکه در سیاست بزرگ شدید، شمّ سیاسی ندارید، چنانچه که آقای بنیصدر هم نداشت. من الان هم نصیحت میکنم آقای بنیصدر را به اینکه مبادا در دام این گرگهایی که در خارج از کشور نشستند و کمین کردند بیفتید و این آبرویی که از دست دادید، بدتر بشود. من علاقه دارم که تو بیشتر از این خودت را تباه نکنی... اگر نصیحتهای من را گوش کرده بودی، این مسائل پیش نمیآمد. لکن نگذاشتند؛ آنهایی که به تو اظهار علاقه میکردند، به اسلام علاقه نداشتند و تو را کشاندند به جایی که تباه کردند. بیش از این خودت را تباه نکن، به دام این اشخاصی که مثل اژدها دهان باز کردهاند تا همه حیثیت تو را به باد فنا بدهند و ببلعند، نیفت...». (جلد 14 صحیفه امام، صفحه490) در حالی که رهبر معظم انقلاب به اعتبار ظلم و جنایت عظیم فتنهگران و سران آنها به کشور و نظام و مقابله آنها با اسلامیت و جمهوریت میفرمایند «فتنه خط قرمز نظام است»، چه آفتی به جان برخی مدیران افتاده که مثلاً سخنگوی دولت میگوید: «در رابطه با موضوع حصر، دولت اقدامات لازم و اثربخش را انجام خواهد داد و رئیسجمهور از هیچ یک از وعدههای خویش عدول نکردهاند» و شماری از همین جماعت یاغی و محارب و مفسد فیالارض با مساعدت مسئولین وزارت کشور و علوم و کوتاهی وزارت اطلاعات، مجال تجدید حیات سازمان فتنه (آشوب نیابتی CIA, MI6 و موساد) و سربازگیری را به بهانه روز دانشجو و روز مبارزه با استکبار آمریکا یا قبل از آن پیدا میکنند؟ آیا یکی از همان اعضای جبهه ملی مرتد اعلام شده از سوی حضرت امام نبود که در نشریه کارگزارانی آسمان، حکم قرآنی قصاص را غیرانسانی خواند و سردبیر همین نشریه (نایبرئیس کمیته سیاسی کارگزاران) نبود که در نشریه مردم امروز تیتر هتاکانه «من هم شارلی هستم» را علیه پیامبر اعظم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) انتخاب کرد؟! و آیا همین امروز دبیرکل حزب مذکور به تصریح اعلام نمیکند که مشغول سربازگیری هستیم؟! یعنی امثال این آقا غیر از بدبخت کردن کروبی و میرحسین موسوی باید چند ده رجل سیاسی دیگر را به امراض مهلک خود هلاک کنند، تا احساس خطر کنیم؟ آیا این خطر مثلا به اندازه مشاهده ویروس آنفلوآنزای «H1N1» در فلان شهر و جان باختن 33 نفر اهمیت ندارد که دولت و وزرای ذیربط را تکان دهد؟! اگر بیماریهای خود ایمنی (Autoimmune) نظیر اماس، لوپوس و روماتیسم مفصلی، خطرناک حساب میشوند چون بخشی از سیستم ایمنی بدن به اشتباه به خود بدن حمله میکند و آن را از پا میاندازد، آیا شماری از سیاسیون و مطبوعات و احزاب و مدیران صاحب مسئولیت ما دچار این وارونگی خطرناک نشدهاند؟! این وارونگی است که فلان رجل سیاسی مدعی اعتدال و عقلانیت و نبوغ، مورد نفوذ قرار گیرد و دشمن از زبان او این یاوه را منتشر کند که «ما میخواستیم بمب اتمی بسازیم و نشد»! اما مسئولان امنیتی او را بازخواست نکنند. این غصه را کجا باید برد که همین رجل سیاسی پیش از این چند بار به خاطر اعتراض منتقدان به روند تهیه برجام مدعی شد «دلواپسان با صهیونیستها و نتانیاهو همنوا شدهاند» اما خود حرف گزافی را برزبان جاری کرد که بلافاصله با ذوقزدگی مورد استقبال نشریات صهیونیستی هاآرتص و عاروتصشوا و رادیو اسرائیل و نیویورک تایمز قرار گرفت تا بگویند اگر آژانس سندی رو نکرده، این هم سند دروغگویی ایران! نظام و ملت و انقلاب به کنار، آیا دولت نمیخواهد از حیثیت خود دفاع کند و معترض ماجرا شود؟! مورد دیگر مصاحبه چند ماه پیش همین چهره سیاسی است که مدعی شد شعار صدور انقلاب ما باعث شد صدام و کشورهای عربی بترسند و برای دفاع از خود به ایران حمله کنند! آیا واقعیت جنگ این است؟ آیا این سخن خلاف واقع، اول از همه تخطئه حضرت امام نیست که از صدور انقلاب سخن گفتند؟ ماجرای بعدی، طرح ادعای خلاف واقع استفاده حکومت سوریه از سلاحهای شیمیایی (تکرار عملیات روانی غرب) بود که گزاف بودن ماجرا آشکار شد و همان چهره سیاسی مجبور شد حرفش را پس بگیرد. وقتی این «خارج زدن»ها تکرار میشود، ناظران را حساس میکند تا ببینند چه عارضهای برای این سیاسیون پدید آمده است؟ دقیق که میشوید معلوم میشود شماری از عناصر آلوده- از بستگان نزدیک و فرزندان تا برخی نفوذیهای کارکشته - چنان فرد را محاصره کردهاند که مجال تنفس و تعقل را ندارد. عمیق که میشوید نفوذیهایی را پیدا میکنید که بر سر فتنه سبز، نامه سرگشاده به امثال کروبی و موسوی نوشته و در آن نامه مشخصا 7-8 بار به حضرت امام ناسزا گفته و از کشور گریخته اما پس از انتخابات 92 به کشور برگشته و به عنوان مشاور ارشد در دفتر و دیدارهای فلان رجل ارشد سیاسی حاضر شدهاند؛ حال آن که در همان نامه (با عرض پوزش از ساحت مقدس حضرت امام(رحمة الله علیه) و خوانندگان محترم) از این دست ادبیات استفاده شده است. «تو را به خدا در زنده کردن «امام» نکوشید که این «امام» زندهشدنی نیست... طاقت از کف میرباید و خون جگر میخوریم اینکه از امام حرف میزنید... مگر آیتالله منتظری نگفت ولایت مطلقه شرک است و مگر امام خمینی واضع ولایت مطلقه نبود... فاجعه بارتر از کتاب ولایت فقیه، کتاب کشفالاسرار است. «امام خمینی» مصداق آیه ]...[ درباره نابودی نعمتها و تبدیل آنها به کفر است»!! کرم خوردگی و فسادزدگی دفتر یک رجل سیاسی مدعی همراهی با نظام و انقلاب تا کجا؟! این پیچکهای سرطانگون اگر به پر و پای سیاستمداری حلقه زدند، اجازه حیات و بالندی سالم سیاسی را میدهند؟ چرا قبیل این جماعت در مدیریت مرکز اسناد دانشگاه آزاد و برخی مراکز دولتی تصمیمگیر یا تصمیمساز به کار گمارده میشوند؟ جریان ساختارشکنی که در 8 ماهه آشوبافکنی نقاب از چهره برداشت و به خاطر زنجیره خیانتهایش در حماسه الهی 9 دی مورد لعنت ملت قرار گرفت، به صراحت از دولت به عنوان «دولت اجارهای» (رحماجارهای) یاد کرده است. از این بدتر نمیشود به یک دولت ناسزای ناموسی گفت. سکوت در برابر این ادعا که در عمل نیز شواهد و قرائن آن دیده میشود، یعنی سوزاندن ریشههای حداقل تدبیر و کفایت و امید در یک دولت. خروجی انفعال دامنهدار همین میشود که پس از 27 ماه، دولت در زمینه «برنامه» و «کارنامه» به شکل کاملا محسوس بلنگد و برخی مدیران دولتی به جبران این اتفاق، تحریک شوند به رادیکالیسم سیاسی و ایجاد دوقطبیهای مصنوعی در درون کشور دامن بزنند تا محیط آلودهتری برای زیست انگلهای سیاسی و عناصر طفیلی آویزان از شعار اعتدال فراهم شود. میشود همین که اگر امویان و آل یزید، روز عاشورا را به روز مبارک و عید تبدیل کردند، هم گفتمانهای آنها روز قربانی شدن شهدای دانشجو پیش پای معاون رئیسجمهور آمریکا را روز بزک شیطان و پنجه کشیدن به سیمای جمهوری اسلامی قرار دهند. آن سوی این قهقرای سیاسی و فرهنگی منافقین مدعی حمایت از دولت، انبوهی از مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم در حاشیه دید برخی دولتمردان قرار گرفته است. آقای روحانی اگر نجنبد و در تراز خطابه تاریخی 23 تیر 1378 علیه منافقین جدید ظاهر نشود، همین بیصفتهای سیاسی و فرهنگی بلایی را که سر خاتمی و هاشمی درآوردند، سر او درمیآورند و خدا نکند که چنین شود. |
|||
|
|
۱:۴۷, ۲۰/آذر/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/آذر/۹۴ ۱:۴۹ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
بازخوانی نظرات حسن روحانی درباره مرحوم بازرگان
پایگاه پژوهشی مرکز اسناد انقلاب اسلامی ضمن بازخوانی نظرات رئیسجمهور در مورد مهدی بازرگان، اقدام به انتشار بخشی از خاطرات روحانی از دیدار امام(رحمة الله علیه) و بازرگان در سال ۵۷ کرد. مرکز اسناد انقلاب اسلامی بدنبال سخنان رئیسجمهور درباره "مرحوم مهدی بازرگان" در مراسم ۱۶ آذر ماه امسال در دانشگاه شریف که گفت: "درود بر شهیدان دانشگاه و بزرگانی چون بهشتیها، مطهریها، مفتحها، شریعتیها و بازرگانها که معلم ایستادگی در برابر استعمار بودند"، اقدام انتشار بخشی از خاطرات حجتالاسلام حسن روحانی درباره بازرگان کرد. این خاطرات برگرفته از کتاب خاطرات حجتالاسلام حسن روحانی است که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی به چاپ رسیده است. وی در کتاب خاطراتش به بیان جزئیات جلسهای که بازرگان در نوفللوشاتو خدمت امام (رحمة الله علیه) بوده است، میپردازد و مینویسد "نظرات مهندس بازرگان مشابه نظرات آقای شریعتمداری بود، ما میدانستیم که امام از نظرات آقای شریعتمداری چقدر ناراحت است، منتهی ایشان در این زمینه مصلحت را در سکوت میدانست." مشروح این بخش از خاطرات روحانی را در ادامه میخوانید: روز یکشنبه ۱۳۵۷/۷/۳۰ آقای بازرگان برای دیدار امام به نوفللوشاتو آمده بود. فکر میکنم آقای میناچی هم همراه وی بود. موقع غروب بود که به نوفللوشاتو رسیده بودند و بعد از نماز مغرب و عشا در منزل مقابل (اندرونی) خدمت امام شرفیاب شدند. ملاقات حدود یک ساعت یا کمی بیشتر طول کشید. چهار پنج نفری بودیم که در اتاق جنب اتاق دفتر نشسته بودیم که آنها بعد از ملاقات به آنجا آمدند. حدود یک ساعتی هم آنجا نشستند و بحثهایی مطرح شد. یکی از نکاتی که به خاطر دارم این بود که مهندس بازرگان میگفت: اینکه امام میگوید شاه باید از کشور برود، تا من به کشور برگردم، اشتباه است. مگر شدنی است؟! پشتیبان شاه آمریکاست. شاه برود، یعنی آمریکا از ایران برود و این کار امکانپذیر نیست. گفت: ما که هر چه به امام گفتیم، قبول نکرد. شما که اینجا هستید و میتوانید بیشتر با امام صحبت کنید، با ایشان بحث کنید بلکه بتوانید ایشان را قانع کنید. از امام بخواهید نگوید تا شاه نرود، من به ایران برنمیگردم. این تقریباً تعلیق به محال است. به ایشان گفتم: همین امروز امام در سخنرانی خودشان بر این مسئله تأکید داشتند که سخن همهی مردم ایران یک چیز است و آن «مرگ بر پهلوی» است. بعد هم به ملت ایران گفتند: از آمریکا و شوروی نترسید. وقتی یک ملت میخواهد که این آدم برود، کسی نمیتواند جلوی آنها را بگیرد. مردم میخواهند خودشان حاکم بر سرنوشت خودشان باشند. گفتم: ممکن است شما با ویژگیهای امام کاملاً آشنا نباشید. امام اگر به نظری برسد و به راهی اطمینان پیدا کند و آن را وظیفهی خودش بداند، سخن هیچکس در او تأثیری نخواهد داشت. بحث با امام در اینگونه مسائل بیثمر است، ضمن اینکه این جمع هم نظر جنابعالی را خیلی قبول ندارند. مهندس بازرگان کمی ناراحت شد و گفت: قبول کنید در زمینهی مسائل سیاسی و جهانی ما بیشتر از شما مطلع هستیم. ما هدف واحدی را دنبال میکنیم و به امام هم احترام میگذاریم، ولی در این مسیر باید قدم به قدم جلو رفت. فعلاً باید بگوییم که شاه باید صرفاً سلطنت کند و نه حکومت. سپس یک مجلس و دولت مردمی را روی کار بیاوریم تا در مراحل بعد، بحث رفتن شاه مطرح شود. بحث کمی طولانی شد و تقریباً بیثمر. بعد از ساعتی آنها خداحافظی کردند و رفتند. از نظر ما تقریباً نظرات مهندس بازرگان مشابه نظرات آقای شریعتمداری بود. ما میدانستیم که امام از حرفها و نظرات آقای شریعتمداری چقدر ناراحت است، منتهی ایشان در این زمینه مصلحت را در سکوت میدانست. آخر شب با چند نفر از دوستان به پاریس برگشتیم و در منزل محلهی «کشان» ماندیم و من فردا عازم لندن شدم. گرچه هر روز در نوفللوشاتو رفت و آمد بود و افرادی برای دیدن امام میآمدند، ولی معمولاً از عصر جمعه تا صبح دوشنبه شلوغتر بود. بسیاری از دانشجویان و ایرانیان مقیم اروپا و حتی سایر کشورها در تعطیلات آخر هفته برای زیارت امام به نوفللوشاتو میآمدند. بعد از ملاقات مهندس بازرگان با امام و طرح مطالبی خدمت ایشان مبنی بر بقای شاه و محدود شدن قدرت او به سلطنت، امام در سخنرانیهایی متعدد به رد این نظریه پرداخت که ماندن شاه به هر صورت خطرناک است و در این شرایط که همهی مردم قیام کردهاند، اگر کار را تمام نکنیم، محال است در آینده بتوان بار دیگر مردم را به صحنه آورد. در واقع امام، نهضت سراسری ملت ایران را یک واقعهی استثنایی میدانست که باید از آن به درستی استفاده کرده و به نتیجهی مطلوب رساند. اگر دشمن با ترفندهای مختلف موفق شود مردم را سرد کند، به وجود آوردن نهضت دیگری امکانپذیر نخواهد بود. همچنین امام به سیاست پلکانی و قدم به قدم که مورد نظر مهندس بازرگان و افرادی همچون آقای شریعتمداری بود، به شدت حمله میکرد و در سخنرانیهای متعدد، آن را به منزلهی مهلت دادن به رژیم برای تجدید قوا میدانست. حتی رفتن شاه و به جای آن، استقرار شورای سلطنت را هم مردود میدانست. از دیدگاه امام، ملت ایران برای اولین بار فرصت مناسبی پیدا کرده تا ریشه استبداد و استعمار را درآورد و سرنوشت کشور را خود به دست گیرد. منبع: خبرگزاری دانشجو |
|||
|
|
۰:۰۵, ۲۴/آذر/۹۴
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
انتقادات تند حسن عباسی از دولتمردان تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۲۰:۱۲ رئيس مرکز مطالعات استراتژيک و دکترين امنيت بدون مرز گفت: ذلت و نفوذي که در سياست خارجي کشور نسبت به عربستان و ترکيه وجود دارد قابل کتمان نيست.
حسن عباسي عصر امروز در نشست «توهم نفوذ، نفوذ توهم» در ايلام اظهار داشت: دادگاه ما را فرخوانده و پيرامون موضوعي از ما مستنداتي خواستند که مستندات موضوع را در اختيار دادگاه قرار داديم و پس از سه ماه تبرئه شديم. به گزارش فارس رئيس مرکز مطالعات استراتژيک و دکترين امنيت بدون مرز گفت: ريشه اين موضوع نفوذ است، نفوذ موضوع عجيب و غريبي نيست وقتي کسي به شکل غير طبيعي و نامناسبي به مردم ميگويد" حتي آب خوردن شما به رفع تحريمها بستگي دارد" اين مباحث تعجب همه را به همراه داشته که چگونه اين سخنان صحيح است. وي ادامه داد: طرح اين مطالب تنها با هدف تغيير باورها و اولويتهاي مردم است. اين افراد تلاش کردند هرجوري که شده کشور را پاي ميز مذاکره بکشانند و اکنون دعا ميکنند که موضوع به نحوي خاتمه يابد چون ۴ روز ديگر مسئله PMD خاتمه يافته و در ديماه نيز تحريمها بايد برداشته شود ولي اکنون همه کارشناسان اقتصادي دولت و طرفداران دولت رسما اعلام ميکنند برجام ذرهاي در گشايش اقتصادي مملکت تاثيري ندارد. اين کارشناس مسائل سياسي اضافه کرد: دلار که بالاي سه هزار تومان رفت، نفت هم بشکهاي ۳۵ دلار شد و ۳ ميليون نفر هم يارانهشان قطع شد، قيمت بنزين و بليط هواپيما و ... آزاد و گران شده است، حالا معلوم نيست اين ۱۰۰ روز گشايش اقتصادي کشور کي محقق ميشود. عباسي تصريح کرد: ۲ سال گذشت و هيچ اتفاقي نيفتاد و قول ميدهم ۲ سال بعد هم اتفاقي نخواهد افتاد اما سال بعد همين زمان اگر تحريمها هم برداشته شود چقدر در زندگي و معيشت مردم تاثير دارد. رئيس مرکز مطالعات استراتژيک و دکترين امنيت بدون مرز گفت: روز اول شروع فعاليت براي برداشتن تحريمها مرکز تحت مديريت ما اعلام کرد که با برداشتن تمام تحريمها تنها ۵ درصد تاثير و گشايش اقتصادي خواهد داشت اما اکنون اعلام ميکنم آن ۵ درصد هم محقق نخواهد شد. وي ادامه داد: پس بايد نگران بود که نکند نفوذي صورت گرفته است و کساني مشکلاتي دارند و اگر مشکلي وجود ندارد چرا آن را بازگو نميکنيد چرا هيچگاه عليه ترکيه موضعي گرفته نشده است. اين مسئول خطاب به مسئولان دولتي گفت: ۵۰۰ نفر حاجي در منا جان خود را از دست دادند، عربستانيها حتي جواب تلفن شما را هم نميدادند، ديپلمات عربستاني در شمال تهران در حالت مستي رانندگي کرده و چند نفر را بر اثر تصادف رانندگي از بين ميبرد اما به راحتي آن کارمند از کشور خارج شده و هيچ صدايي از کسي در نميآيد. عباسي تصريح کرد: دولت فخيمه اين کارمند سفارت عربستان را که در داخل خاک کشورمان خانوادهاي را عزادار کرد بدون سر و صدا از کشور خارج ميکند و به او اجازه خروج ميدهد. رئيس مرکز مطالعات استراتژيک و دکترين امنيت بدون مرز گفت: امام خميني(رحمة الله علیه) در دوران پهلوي اعلام کرد که کاپيتالاسيون بايد برداشته شود اما پس از سالها کاپيتالاسيون عربستاني در کشور ايجاد شده است و اين نشانه نفوذ است مگر نفوذ چگونه بايد باشد. وي ادامه داد: دولتيها بي سر و صدا ديپلمات و کارمند سفارت عربستان که در داخل کشور چند ايراني را کشت را فراري ميدهند. به دو نوجوان ايراني در عربستان تجاوز ميشود اما صداي دولت در نيامد، ۵۰۰ زائر و حاجي ايراني در منا ذبح شدند باز صداي دولتيها در نيامد. اين مسئول اضافه کرد: دولت ترکيه هر جنايتي که دوست دارد را انجام ميدهد و زماني که رئيس جمهور و ديکتاتور و منفور و پليد ترکيه وارد کشور ايران ميشود براي اولين بار در تشريفات يک مقام خارجي سواره نظام با اسب به کاخ سعدآباد آوردند. عباسي تصريح کرد: پشت اين ادعاي عزتمداري در سياست خارجي نفوذ است ، ۱۵ سال پيش در مورد برخيها از کلمه نفوذي استفاده ميکرديم ميگفتند غير ممکن است اما از همه آناني که در ۱۵ الي ۲۰ سال پيش اسم بردم اکنون در بيبيسي فارسي و ... کراوات زده و يا کشف حجاب کرده عليه نظام سخن ميرانند و اين در حالي بود که در گذشته در داخل کشور با ريش گذاشتن و تسبيح به دست گرفتن ديده ميشدند. رئيس مرکز مطالعات استراتژيک و دکترين امنيت بدون مرز گفت: امروز هم تعجب نکنيد که به برخي نفوذي ميگوييم و يقين دارم ۱۰ سال بعد به حرفهاي من بر ميگرديد که در چنين روزي چه مطالبي را دقيق و درست اعلام کردم. وي ادامه داد: ذلت و نفوذي که در سياست خارجي کشور نسبت به عربستان و ترکيه وجود دارد قابل کتمان نيست. هر روز در کف جامعه اين مطالب را روشن ميکنم که مواضع شما با مواضع مقام معظم رهبري در تعارض جدي است. |
|||
|
|
۹:۰۰, ۲/دی/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/دی/۹۴ ۹:۰۹ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
تائید رانت ۶۵۰ میلیون یورویی/ تخلف سیف و نعمتزاده محرز شد بخش اقتصادی الف؛ 1 دی 94 تاریخ انتشار : سه شنبه ۱ دی ۱۳۹۴ ساعت ۱۰:۱۰ [تخلف دولت بنفش!!!!!!!!!!!!!!] دو عضو شورای رقابت اعلام کردند: شورای رقابت درجلسه دوشنبه خود پرونده موسوم به رانت ۶۵۰ میلیون یورویی را بررسی و ایجاد انحصار و رانت و شکل گیری یک بازار غیررقابتی و پرداخت به یک جریان خاص را تائید کرد. نادر قاضی پور در گفتگو با مهر از برگزاری جلسه دوشنبه هفته جاری شورای رقابت درباره رانت پرونده ۶۵۰ میلیون یورویی خبرداد و گفت: در این جلسه موضوع شکایت احمد توکلی نماینده مردم تهران در مجلش شورای اسلامی علیه ولی الله سیف رئیس کل بانک مرکزی و محمدرضا نعمت زاده وزیر صنعت، معدن و تجارت مطرح شد. این عضو شورای رقابت و نماینده مجلس افزود: اعضای شورا به این نتیجه رسیدند که این رانت و اختصاص مبلغ ۶۵۰ میلیون یورو، خارج از ضوابط و نوبت برای واردات کنجاله سویا به یک فرد پرداخت و این امر منجر به ایجاد انحصار و شکل گیری یک بازار غیررقابتی شده است. در اصل انحصار این پرونده به تائید اعضای شورای رقابت رسید و در مجموع جلسه بسیار مثبت ارزیابی میشود. همچنین محمدعلی مددی عضو دیگر شورای رقابت در گفتگو با مهر با اشاره به بررسی پرونده ۶۵۰ میلیون یورویی در جلسه شورا عنوان کرد: شورا تائید کرد که اختصاص مبلغ مذکور برای واردات کنجاله سویا به یک فرد رانت بوده است، همچنین مطرح شد که اقدام به صورت انحصاری بوده و خلاق قانون صورت گرفته و واگذاری به یک جریان مطرح است. شورای رقابت در دویست و سی و چهارمین جلسه خود در تاریخ ۳۰ آذرماه جاری ادامه بررسی ها درباره موضوع موسوم به رانت و پرونده ۶۵۰ میلیون یورویی را انجام داد. حدود یک سال پیش رئیس شورای رقابت از ورود این شورا به پرونده رانت ۶۵۰ میلیون یورویی خبر داده بود. اوایل اردیبهشت ماه سال گذشته اخباری مبنی بر امتیاز ویژه وزارت صنعت و بانک مرکزی به یک واردکننده خوراک دام مطرح شد و بر این اساس شورای رقابت به منظور بررسی انحصار وارد این موضوع شد. براساس ادعاهای مطرح شده، براساس تفاهم نامه بانک مرکزی با یک شرکت خصوصی، این شرکت توانست ۶۵۰ میلیون یورو معادل ۹۰۰ میلیون دلار کالا را بدون پرداخت معادل ریالی آن قبل از واردات، وارد کشور کند. همچنین رضا شیوا رئیس شورای رقابت پیش از این مطرح کرده بود که دیوان محاسبات در گزارشی ضمن محرز دانستن رانت ۶۵۰ میلیون یورویی به رئیس کل بانک مرکزی و وزیر صنعت، معدن و تجارت تذکر داده است. منافق به گزارش خبرنگار قضایی فارس، حجتالاسلام والمسلمین غلامحسین محسنی اژهای معاون اول قوه قضاییه در دومین گردهمایی فرماندهان مراکز مقاومت بسیج سراسر کشور قوه قضاییه گفت: ۲ راه در پیش روی انسان وجود دارد که انسان برای انتخاب هر کدام آنها اختیار دارد، یکی از این دو راه، راهی است که انسان را به مقصد عالی برساند و آن صراط مستقیم است و راه دوم انسان را به هلاکت رسانده و به چاه ویل میبرد. وی افزود: صراط مستقیم همان راهی است که هر مسلمان مکلفی حداقل در هر شبانه روز 10 مرتبه از خداوند بزرگ طلب میکند «اهدناالصراط المستقیم». محسنی اژهای گفت: خداوند رحمان و رحیم و انبیای عظام و مفسرین اصلی وحی الهی و در زمان غیبت، فقیه جامعه ما را با تابلوها و راهنماییهای شخصی به مسیری که ما را به مقصد عالی میرساند رهنمون هستند. وی افزود: شیطان و شیطان صفتان ما را به سمت ضلال و راه دوم دعوت میکنند و ما را به ورطه هلاکت میرسانند، بعضیها برای ورود یا پیمودن صراط مستقیم سد راه میکنند یا سنگاندازی و ایجاد مانع میکنند. معاون اول قوه قضاییه گفت: چه کسانی سد راه مستقیم هستند و ایجاد مانع در این راه میکنند؟ به طور قطع اینها همان کفار، مشرکین و منافقین هستند. محسنی اژهای گفت: تابلو علامت کفار و مشرکین برای شخص مومن معلوم است و لذا مومن فریب کافر و مشرک را نمیخورد و اگر بخواهد با زور و ظلم سد راه مستقیم شود مومنین با او به مقابله بر میخیزند و در صورت وحدت، صبر و استقامت حتماً بر او پیروز خواهند شد. سخنگوی قوه قضاییه گفت: اما آن مانع و سنگ انداز مبهم و قابل توجهی که شناخت او ضرورت دارد و حتی راه چگونگی مقابله با آن را باید شناخت همانا گروه سوم یعنی منافقین هستند و منافقین کسانیاند که راه کفار و مشرکین را هموار میکنند. وی افزود: ظاهر منافق با من و شما فرقی نمیکند، تابلوی منافق با تابلوی مومن مشابه یکدیگر است. منافق در جمع مومنین و در صف مومنین است نه در صف کفار و لذا شناخت مشکل است و برای عدهای حتی غیرممکن است. معاون اول قوه قضاییه گفت: ضربهای که منافق بر اسلام و مسلمین وارد میکند خیلی از موارد خطرش و فسادش از اقدامات کفار علیه اسلام و مسلمین بیشتر است. محسنی اژهای گفت: بر پایه اهمیت و خطر منافقین، قرآن کریم در سورههای مختلف قرآن مسئله نفاق و منافقین و خطر آنها و عملکرد آنها و شناخت و مقابله با آنها را مطرح میکند و حتی یک سوره را به نام منافقین نامگذاری میکند. سخنگوی قوه قضاییه گفت: خداوند مسئله منافقین را مطرح کرده، وعده بسیار سنگینی به آنها داده و آنها را در زمره کفار و مشرکین و حتی بدتر از آنها قرار داده به گونهای که از آنها با عنوان فاسقین یاد کرده و با آنها برخورد میکند. وی گفت: آیا ممکن است کسی فکر کند این همه آیات الهی فقط مخصوص منافقین زمان رسولالله و صدر اسلام باشد؟ هرگز کسی چنین حرفی نمیزند. وی افزود: همه منافقین عصر ما و امروز ما و منافقین سال 94 کشور چه کسانی هستند؟ چگونه آنها را بشناسیم؟ چگونه آنها را افشا کنیم و چگونه به دیگران بشناسانیم؟ محسنی اژهای افزود: آیا منافق یا منافقهای که چه بسا از دهها سال پیش توسط شیطان و شیطانصفتان در جامعه مومنین نفوذ کرده و به دستور شیطان یا اربابش یا هوای نفس برای فریب دیگران چهره باطنی خود را پوشانده و برای عدم افشای باطنش خوب حرف زده و سعی کرده خوب استدلال کند میشود یکباره او را به مردم معرفی کرد و این موضوع مورد قبول مردم واقع میشود. معاون اول قوه قضاییه به بررسی خصوصیات منافقین پرداخت و گفت: از جمله خصوصیات منافق این است که هم با مومنین نشست و برخاست میکند و هم با دشمن آنان سر و سری دارد، در جلوت با مومنین همراه و همکلام است و در خلوت با دشمنان اسلام و مسلمین و مومنین خواهد بود و خواسته آنها را دنبال میکند. وی افزود: منافق با جملات دوپهلو و مبهم صحبت میکند و غیرشفاف است، این افراد سعی میکنند دشمن را خودی جلوه دهند. این فرد سعی میکند توان خودی را کوچک و کم نشان دهد، برای حل اختلافات به جای ارجاع به خدا و رسول و جانشین رسول و ولی فقیه آدرس غلط برای مراجعه به طاغوت و دشمن و مستکبر میدهد. سخنگوی قوه قضاییه گفت: منافق سخن و فعل و انفعالش مورد خشنودی دشمن است و در واقع دشمن سخن خود را از زبان منافق بیان میکند، منافق در مقابل مومنین حالت تکبر و نخوت دارد و در مقابل مستکبرین و سرکشان طاغوت نرم و به اصطلاح با زبان دیپلماسی سخن میگوید و لبخند میزند. محسنی اژهای گفت: منافقین امروز نشست با ظالمین و سران ظلم و استکبار غرب را افتخار میدانند و قهرمانان و جانبرکفان مردم خود را تحقیر میکنند، آنها را عقب مانده، کلاغ و بیسواد میدانند. معاون اول قوه قضاییه گفت: منافقین به سر میز نشستن با شیطان بزرگ افتخار میکنند و میگویند هنر ما است که امروز شیطان بزرگ آمریکا به ما نظر خوبی دارد، آیا این افتخار دارد که شیطان نظر مساعد به ما داشته باشد؟ البته زهی خیال باطل که آنها با مردم مومن خوب باشند و روی خوش نشان دهند. [بدون شرح!!!!!!!!!] وی تصریح کرد: منافقین نفوذی در صف مومنین اگر برای رسیدن به هدف شومشان نیاز به زمان باشد صبر میکنند و عجله نمیکنند و چهره خود را زود مشخص نمیکنند. اژهای در ادامه خطاب به بسیجیان حاضر گفت: ورود به صراط مستقیم مهم است ولی مهمتر از آن باقی ماندن در صراط مستقیم است و به همین جهت هر شبانهروز و در تمام عمر میگوییم اهدنا الصراط المستقیم. وی افزود: در همین زمان و در طول سی و چند سال بعد از انقلاب ملاحظه میکنید که چه کسانی با امام بودند، چه کسانی با نظام بودند و اکنون در چه مسیری هستند، امروز نزد شیطان بزرگ آمریکا و یا در کنار روباه پیر علیه مردم و نظام اسلامی خود شیطنت میکنند. معاون اول قوه قضاییه گفت: توصیه میکنم که امام و مقام معظم رهبری را رها نکنید، توصیه میکنم کلام خدایی امام و کلام خدایی رهبر معظم انقلاب اسلامی را آوازه گوشمان کنیم و اجازه ندهیم شیطان ما را به راه خود بکشاند. وی افزود: و توصیه میکنم وصیتنامه امام را مکرر بخوانید و در همین روزها هم بخوانید و بدانید که امام نسبت به نفوذ و نفوذیها چه فرمودند و چه سفارشی به شورای نگهبان، به نمایندگان مجلس و به مردم نسبت به انتخاب اعضای خبرگان رهبری و نمایندگان مجلس کردند. محسنی اژهای گفت: سخن امام و رهبری چون از کلام خدا ناشی شده است همیشه زنده است و سخنان امام در سال 61 در مورد مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی حکایت از آن دارد که گویی امام با شرایط امروز آشنا بوده و این سخنان را به زبان و فهم امروزی جاری کرده. معاون اول قوه قضاییه گفت: قول میدهم به حول و قوه الهی با کمک شما بسیجیان، منافقین و نفوذیها را شناسایی کنیم و پس از دستگیری به اشد مجازات برسانیم.
|
|||
|
|
۰:۳۴, ۴/دی/۹۴
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
دوستان اگر ارسال قبل رو مطالعه کرده باشید می بینید که جناب محسنی اژه ای رسماً ابوموسی اشعری رو منافق معرفی کردند.
برای من یک نکته جالبه و اون هم اینکه خطاب به ابوموسی اشعری میگم. جناب اشعری اگر منطق شما درسته و ارتباط با آمریکا حلال مشکلاته، اگر این منطق درست باشه باید نتیجه بگیریم، 1- چه نیازی به انقلاب و اسلام بود، ابوموسی اشعری عزیز، محمدرضا در این زمینه عملکردی به مراتب بهتر از شما داشت. شما تازه می خواید دست و پا شکسته راه اون رو برید؟ 2- ابوموسی اشعری، به نظرم تو به تبعات و مفهوم این خط فکری فکر نکردی چون اولین مفهومش زیر سوال رفتن افراد معممی مثل تو هست که سر کارند. با این تفکر وجود خودت زیر سوال میره. اگر با رابطه با آمریکا مسائل جل میشه پس اولین کسی که باید بره کنار خودتی مگر اینکه آقای محسنی اژه ای .... |
|||
|
|
۹:۵۸, ۱۴/دی/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/دی/۹۴ ۹:۵۹ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
دوستان لطفاً با دقت مطالعه كنيد مخصوصاً پاراگراف آخر رو. سفارت سعودی درآتش انفعال دولت[/b] تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۴ ساعت ۰۸:۱۸ موضوع ورود به سفارت آلسعود در تهران را باید به صورت دقیق از موضوع نفرت و خشم عمومی مردم ایران از این رژیم منحوس تفکیک کرد. اقدامات ضد ایرانی آلسعود طی ۲ سال اخیر یک خشم عمومی را در طیفهای مختلف جامعه ایرانی ایجاد کرد و طی این مدت اعتراضات مردمی در تهران و مشهد نسبت به این اقدامات خبیثآلود را شاهد بودیم.
به گزارش وطن امروز، درباره ماجرای سفارت عربستان و تجمع مردم معترض که منجر به ورود به این سفارت و آتش گرفتن بخشهایی از ساختمان آن شد، نکات زیر قابل بیان است: ۱- قطعا ورود به سفارت عربستان با هر نیت پاک و خالصی که صورت گرفته باشد، غیرعقلانی است، چرا که خلاف قواعد بینالمللی بوده و موجب مظلومنمایی رژیم خبیث آلسعود میشود. اگرچه فتح لانه جاسوسی آمریکا بهعنوان اقدامی هوشمندانه و دقیق در تاریخ سیاسی انقلاب ثبت شده و برای همیشه دست آمریکا را از دامان ایران قطع کرد اما متاسفانه هنوز مختصات و ماهیت این حرکت به صورت دقیق برای بخشی از احساسات انقلابی تثبیت نشده و بعضا احساسات پاک مردمی که نشأت گرفته از روحیات انقلابی آنهاست، انطباقی ناصحیح را بر فتح لانه جاسوسی آمریکا دنبال میکند. بهرغم مخالفت صریح رهبر انقلاب با چنین اقداماتی، به نظر میرسد تکرار آن در ماجرای سفارت رژیم خبیث سعودی، حاکی از عدم مدیریت عالمانه احساسات پاک عمومی در چنین مواقعی است. ۲- موضوع ورود به سفارت آلسعود در تهران را باید به صورت دقیق از موضوع نفرت و خشم عمومی مردم ایران از این رژیم منحوس تفکیک کرد. اقدامات ضد ایرانی آلسعود طی ۲ سال اخیر یک خشم عمومی را در طیفهای مختلف جامعه ایرانی ایجاد کرد و طی این مدت اعتراضات مردمی در تهران و مشهد نسبت به این اقدامات خبیثآلود را شاهد بودیم. حمله به سفارت جمهوری اسلامی ایران در بیروت و انفجار رایزنی کشورمان در این شهر که منجر به شهادت رایزن فرهنگی ایران شد، راهاندازی جنگهای نیابتی در سوریه، عراق، یمن و بحرین علیه جبهه مقاومت و تاکید مقامات عالیرتبه حکومت سعودی مبنی بر ماهیت ضدایرانی این جنگها، سنگاندازیهای مکرر در مسیر مذاکرات هستهای ایران و ۱+۵، حمایتهای پیاپی از سیاستهای ضدایرانی آمریکا و ترغیب کاخ سفید به تشدید فشارهای اقتصادی علیه مردم ایران، رهبری توطئه نفتی علیه ایران و کاهش سرمایه ملی ایرانیان از ۱۱۰ دلار به ۳۰ دلار در ازای هر بشکه نفت، آزار جنسی مشکوک نوجوانان زائر ایرانی در فرودگاه جده، رفتار زشت و غیرمسؤولانه در جریان کشتهشدن قریب به ۵۰۰ زائر ایرانی در ماجرای فاجعه منا، توهینهای مکرر به مقامات جمهوری اسلامی ایران و تاکید وزیر خارجه سعودی مبنی بر بهکارگرفتن همه ظرفیتها برای ناامنی ایران، تحریک حکومت امارات عربی متحده برای طرح ادعای گزاف درباره جزایر سهگانه، حمایتهای هنگفت مالی و امنیتی از شرورهای جنوب شرق ایران برای کشتار مردم بیدفاع شیعه و سنی در سیستان و بلوچستان، حمایت از کشتار شیعیان در نیجریه و اعدام روحانی مبارز شیعه شهید آیتالله نمر بخشی از اقدامات زشت آلسعود علیه مردم ایران طی ۲ سال اخیر است. بنابراین بدیهی است خشم عمومی مردم ایران از آلسعود یک احساس ملی درست و واقعبینانه است. ۳- عملکرد دولت ایران نسبت به هر کدام از این توطئههای ضدایرانی آلسعود اعتراضهای وسیعی را در درون کشور بهوجود آورد. در حالی که انتظار میرفت دولت جمهوری اسلامی ایران به نمایندگی از ملت این خشم و ابراز انزجار عمومی را رهبری کرده و اقدامات قاطعی علیه آلسعود انجام دهد اما متاسفانه انفعال بیسابقه دستگاه دیپلماسی ایران در مقابل آلسعود، این برآورد ملی را ایجاد کرد که خشم عمومی از آلسعود نهتنها توسط وزارت امور خارجه اعمال نمیشود بلکه در بنبست انفعال این وزارتخانه گرفتار شده است. بهعنوان نمونه در حالی که افسر اطلاعاتی آلسعود مجری عملیات تروریستی علیه سفارتخانه و دفتر رایزنی فرهنگی ایران در بیروت بود جواد ظریف در فرودگاه بیروت در اظهارنظری شگفتآور اعلام کرد ایران خواستار عالیترین سطح روابط با آلسعود است! آیا چنین اظهارنظری آن هم در شرایطی که خاک ایران در بیروت مورد تجاوز آلسعود قرار گرفته، منطقی و عالمانه بود؟! یا در جریان فاجعه منا و کشتار نزدیک به ۵۰۰ نفر از زائران مظلوم ایرانی، اقدام قاطعانهای در مقابل رفتار زشت وزیر خارجه سعودی در رد درخواست دیدار ظریف در حاشیه اجلاس سران دنیا در نیویورک صورت نگرفت و دستگاه دیپلماسی ایران حتی نتوانست کمیته ایرانی مربوط به این فاجعه را به خاک عربستان بفرستد! حتی زانو زدن آقای ظریف در مقابل امیر کویت که منجر به اعتراض عمومی در ایران شد نیز نتوانست منجر به موافقت آلسعود با حضور مسؤولان ایرانی در عربستان برای پیگیری فاجعه منا باشد. در جریان توطئه نفتی نیز هنوز دستگاه دیپلماسی ایران یک واکنش قاطعانه اتخاذ نکرده و این در حالی است که حتی با تعویق تحریمها نیز درآمد ایران از محل فروش نفت، به یکسوم دوران قبل از تحریم خواهد رسید! جامعه ایرانی در حالی که از اقدامات ضدایرانی آلسعود به خشم آمده، شاهد این انفعال دیپلماسی است و برخی صاحبنظران پیش از این نسبت به ایجاد یک نوع حس حقارت ملی در نتیجه این انفعال دیپلماسی هشدار داده بودند. بنابراین باید این مهم را در نظر گرفت که وقتی ابزار و مجاری حاکمیتی نمیتواند جوابگوی مطالبه ملی آن هم از جنس خشم عمومی علیه یک کشور متجاوز باشد؛ نمیتوان انتظار داشت این انزجار عمومی خویشتنداری نشان داده و سرریز نشود. قطعا اصلیترین عامل در ماجرای ورود به سفارت آلسعود در تهران، انفعال دولت ایران در مقابل اقدامات ضدایرانی این پادشاهی است. ۴- در ماجرای ورود به سفارت عربستان مشاهده شده یک جریان سیاسی تلاش میکند با دستاویز قرار دادن این اقدام نادرست، به سرکوب احساسات پاک مردمی و دفاع ظریف از آلسعود بپردازد. این در حالی است که طی ۲ سال گذشته هرگز شاهد اعتراض این جریان و رسانههای آنان نسبت به اقدامات ضدایرانی آلسعود نبودهایم. البته ماهیت این جریان سیاسی برای مردم ایران فاش شده است. اینها همانهایی هستند که رهبر فعلی آنان در سال ۸۴ به پادشاه سابق سعودی پیغام داد و درخواست همکاری برای زمین زدن دولت ایران طی ۶ ماه را کرد! اینها همان جریانی هستند که در انتخابات ریاستجمهوری سال ۸۸ چمدانهای دلارهای نفتی آلسعود هزینه تبلیغات انتخاباتی کاندیدایشان را تامین میکرد. اینها همانهایی هستند که زینتالوزرای دولتشان میهمان ویژه جشن «الجنادریه» سعودیهاست. اینها همانهایی هستند که فرزندان وزرای دولتشان بورسیه آلسعود شدهاند! اینها همانهایی هستند که دربار سعودی آنها را عقلا و میانهروهای شیعه در ایران میخواند! بنابراین جیغهای بنفش آنها در ماجرای سفارت آلسعود در تهران، از سر دلسوزی برای منافع ملی نیست. بلکه فاکتور خوشخدمتی و قدرشناسی آنها نسبت به «اخوی»های سعودی است. اینها در خشم عمومی ملت ایران نسبت به عربستانسعودی جایی نداشتهاند که اکنون بخواهند درباره مدیریت این انزجار عمومی ابراز وجود کنند. |
|||
|
|
۱۵:۲۸, ۱۸/دی/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/دی/۹۴ ۱۶:۰۰ توسط میم.حسین.الف.)
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
نقل قول: در ماجرای ورود به سفارت عربستان مشاهده شده یک جریان سیاسی تلاش میکند با دستاویز قرار دادن این اقدام نادرست، به سرکوب احساسات پاک مردمی و دفاع ظریف از آلسعود بپردازد. این در حالی است که طی ۲ سال گذشته هرگز شاهد اعتراض این جریان و رسانههای آنان نسبت به اقدامات ضدایرانی آلسعود نبودهایم ..... اینها همانهایی هستند که دربار سعودی آنها را عقلا و میانهروهای شیعه در ایران میخواند! بنابراین جیغهای بنفش آنها در ماجرای سفارت آلسعود در تهران، از سر دلسوزی برای منافع ملی نیست.... "کسی که غیر مستحق را مدح کند خودش متهم می شود"(امام حسن عسگری (علیه السلام) ) این آدم (جریان) یا دروغگوست یا ریاکار است یا متملق هست و یا خودش هم آلوده است و می خواهد آن آلوده را تبرئه کند که خودش هم به سبب آن مبرا از خطا شود . (گزیده سخنان آیت الله مکارم) "وقتی که مداحین را ببینید خاک به صورتشان بپاشید " (رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ) |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







