|
حاجی مون عوض شده!
|
|
۱۳:۵۷, ۲۲/تیر/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/تیر/۹۴ ۱۴:۰۳ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
آقای روحانی زمانی مردم زمان امام حسن(علیه السلام) را خائن میدانست. اکنون آیا مردم دوره امامحسن(علیه السلام) عوض شدهاند یا روحانی؟! هفتهنامه 9 دی با طرح این پرسش، به نقد اظهارات اخیر رئیسجمهور پرداخت که در جمع استانداران گفته بود: «به اعتقاد من نرمش قهرمانانه، سختتر از جهاد قهرمانانه است و امام حسن، سبطاکبر پیامبر این قهرمانی و شجاعت را برگزید و انتخاب کرد.» حسن روحانی همچنین در صفحه توییتر خود هم نوشت: «امام حسن به ما یاد دادند که باید به مصلحت امت و خواست مردم و جامعه توجه کرد و به نفع امت و جامعه اسلامی تصمیم گرفت.» حمید رسایی مدیرمسئول 9 دی با نقد این سخنان نوشت: حضرت امام خمینی در این باره میفرماید: «قصه امام حسن و قضیه صلح، این هم صلح تحمیلی بود؛ برای اینکه امام حسن، دوستان خودش، یعنی آن اشخاص خائنی که دور او جمع شده بودند، او را جوری کردند که نتوانست خلافش بکند، صلح کرد؛ صلح تحمیلی بود. این صلحی هم که حالا به ما میخواهند بگویند، این است. بعد از اینکه صلح کردند، به حسب روایت، به حسب نقل، معاویه به منبر رفت و گفت که تمام حرفهایی که گفتم، من قرار دادم، زیر پایم؛ مثل پاره کردن این مردی که آن قراردادها را. آن صلح تحمیلی که در عصر امام حسن واقع شد، آن حکمیت تحمیلی که در زمان امیرالمؤمنین واقع شد و هر دویش به دست اشخاص حیلهگر درست شد، این ما را هدایت میکند به اینکه نه زیر بار صلح تحمیلی برویم و نه زیر بار حکمیت تحمیلی.» (صحیفه امام، ج 20، ص: 118 و 119) اما موضوع مهمتر درباره مردمی که حسن روحانی در حال توجیه رفتار آنها بلکه تقدس بخشیدن به خیانتشان است، قضاوتی است که حسن روحانی، خود پیش از این درباره آنها داشته است. وی که در تیرماه سال 1356 به دعوت گروهی از جوانان انقلابی اصفهان به آن شهر سفرکرده با مرور تاریخ سیاسی اهل بیت به مدت ده شب در مسجد حکیم اصفهان به بررسی صلح امام حسن و رفتار مردم آن زمان میپردازد. وی در سال 90 این مجموعه سخنرانی خود درباره تحلیل رفتار سیاسی اهل بیت را در کتابی به نام «مقدمهای بر تاریخ امامان شیعه» به چاپ میرساند. 9 دی مینویسد: آقای روحانی که متأسفانه این ایام به شدت خود را نیازمند توافق با غربیها نشان میدهد، در حالی مردم دوره امام حسن را به عنوان الگو به مردم ایران اسلامی معرفی و به دنبال شباهتسازی در مطالبات آنهاست که پیش از این در سال 56 مردم دوره امام حسن را خائن معرفی کرده است! آقای روحانی در صفحه 205 کتاب «مقدمهای بر تاریخ امامان شیعه» در تحلیل رفتار مردم آن روز آورده است: «این حضور مردم، این ایثار مردم و این فداکاری مردم است که امروز (سال 56) مسیر مبارزه و نهضت و آینده را مشخص میکند. خود امام حسن(علیه السلام) به مردم فرمود: به اهداف مورد نظرتان نخواهید رسید، مگر در سایه صبر و تحمل ناملایمات. در مدائن، امام مجتبی(علیه السلام) مردم را در مسجد شهر جمع کرد و وقایع را برای آنها توضیح داد. خیانتها را گفت و افرادی را که در صحنه جنگ با دشمن، خیانت کرده بودند، معرفی کرد. رو به مردم کرد و اتمام حجت کرد. به مردم گفت: آیا برای ایثار و فداکاری و جانبازی و دادن خون، که برای شما عزت دنیا و آخرت است، آماده هستید؟ فرمود اگر بایستید، خداوند شما را یاری میکند و ما پیروز میشویم و اگر آمادگی نداشته باشید، دنیای شما توأم با غم و اندوه آخرت شما با مشکلات زیادتری توام خواهد بود. مردم چه جوابی به امام حسن(علیه السلام) دادند؟ گفتند: ما میخواهیم زنده بمانیم و زندگی کنیم. ما آمادگی برای جنگ و فداکاری نداریم. این پاسخ مردم در مسجد مدائن در محضر فرزند رسول خدا و عقبنشینی از صحنه فداکاری و ایثار بود که دست روی دست گذاشتن امام مجتبی (علیه السلام) را رقم زد. آنچه بعد به نام صلح لقب گرفت، چیزی بود که به دست مردم، در مدائن حاصل شد و نه به دست امام مجتبی در کوفه. ایثار مردم و فداکاری مردم و جهاد میتوانست سرنوشت دیگری را رقم بزند.» رسایی پرسیده است: آیا مردم دوره امام حسن از سال 56 تا سال 94 تغییر کردهاند، مردمی که روزگاری بر روی منبر توسط آقای روحانی خائن معرفی شدند، چگونه در این روزها به عنوان الگو معرفی میشوند؟ قطعا مردم دوره امام حسن تغییر نکردهاند، تاریخ و حوادث رخ داده در آن نیز در این مدت تغییری نکرده است بنابراین باید نتیجه گرفت که این حسن روحانی است که تغییر یافته است. سؤال این است که آیا آقای روحانی هم در سخنرانی خود به مردم ایران اسلامی میگوید که اگر با معاویه زمان نجنگند و دنیایشان با غم و اندوه و آخرتش با مشکلات بیشتری مواجه خواهد شد؟ یا بر خلاف آن آقای روحانی، پذیرش شروط ظالمانه آمریکا را موجب برطرف شدن کلیه مشکلات کشور از آب خوردن تا محیط زیست میداند؟ 9 دی خاطرنشان کرد: آقای روحانی پیش از این، صلح با معاویه را نتیجه تصمیم غلط مردم آن زمان میداند نه نتیجه تصمیم حقیقی امام، سؤال این است که مردم ایران اسلامی که امام امت آنها را بعد از 72 یار حسین بن علی(علیه السلام) بهترین مردم از زمان رسول خدا تاکنون میداند، بارها نشان دادهاند که حاضر به پذیرش ذلت استکبار نیستند، با این حساب ایشان چه اصراری بر تحریف تاریخ اسلام و تاریخ پرشکوه این مردم دارد؟ منبع |
|||
|
| آغاز صفحه 16 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۴:۵۰, ۲۲/خرداد/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/خرداد/۹۶ ۱۴:۵۳ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #151
|
|||
|
|||
|
آیا وزارت علوم و مجلس به مسأله پایاننامه دکتری حسن روحانی ورود میکنند؟
گزارش یک سرقت علمی کیوان ابراهیمی*: از ۴ سال پیش مکررا(1و2و3) ادعاهایی از جانب رسانههای غربی با تکیه بر چکیده رساله دکترای آقای حسن روحانی در دانشگاه کلدونین گلاسگو در بریتانیا درباره اصالت متن رساله ایشان(4) مطرح شده بود. ادعاکنندگان اظهار داشته بودند آقای حسن روحانی (که رساله خود را با نام حسن فریدون تحویل داده است) بخشهایی از چکیده پایاننامه را از یک مرجع دیگر کپی کرده و اخلاق علمی را رعایت نکرده است. به دلیل عدم شفافیت آقای روحانی در پاسخ به این ادعاها و نیز عدم شفافیت مسؤولان دانشگاه کلدونین گلاسگو در انتشار کامل متن این رساله، در ابتدا راستیآزمایی اینگونه ادعاها ممکن نبود. سرانجام با فراهم شدن امکان دسترسی به متن اصلی رساله از طریق موسسات دانشگاهی دارای دسترسی کامل به سامانه پایگاه اطلاعات علمی ایران (ایرانداک)- که یک نسخه از پایاننامههای دانشجویان داخل و خارج را نگهداری میکند- این امکان فراهم شد که صحت و سقم این ادعاها بررسی و در صورت خطا بودن آنها، از رئیسجمهور اعاده حیثیت شود. برای این منظور تیمی از دانشجویان کارشناسی و تحصیلات تکمیلی داخل و خارج از کشور تشکیل و تلاش شد با تقسیم کار گروهی، متن رساله ایشان مورد بررسی دقیق قرار گیرد. روششناسی کار به این صورت تعیین شد که از بین انواع و اقسام مختلف سرقت علمی (ادبی(5و6)، «ضابطه حداقلی» مورد اجماع استفاده شود. این ضابطه مقرر میدارد استفاده از عین جملات و پاراگرافها از منابع دیگر بدون قراردادن متن در داخل علامت نقلقول (کوتیشین مارک یا گیومه) سرقت علمی است. بر اساس این ضابطه، 2 روش مهم در انجام سرقت ادبی/ علمی احصا شد. این دو شیوه عبارتند از: 1- سرقت موزاییکی (Mosaic plagiarism) به معنای کپی کردن سطور مختلف از متون مختلف برای تشکیل یک پاراگراف 2- سرقت کامل کلمه به کلمه (Verbatim plagiarism) به معنای کپی کردن کل یک پاراگراف یا چند جمله طولانی از متون دیگر بدون رعایت اصول نقل قول با تقسیم کار انجام شده تلاش شد کار بررسی رساله، همزمان از 2 طریق بررسی ماشینی (نرمافزاری) و غیرماشینی (انسانی) انجام شود. سپس با مقایسه نرمافزارهای مورد استفاده در محافل دانشگاهی، نرمافزار معتبر و پیشتاز Ithenticate(7) برای بررسی رساله انتخاب شد. این نرمافزار به دلیل دقت بالا، توسط مهمترین انتشارات، ژورنالها و پایگاههای علمی و آکادمیک در جهان از جمله Nature, Springer، ELSEVIER, EBSCO، IEEE, Proquest, Pearson, Pub Med, Mc Graw Hill و بسیاری از دانشگاههای معتبر در آمریکای شمالی و اروپا مورد استفاده قرار میگیرد. به دلیل گرانقیمت بودن این نرمافزار ، تلاش شد از دانشجویان ایرانی دارای دسترسی به این نرمافزار استمداد شود. در تاریخ ۶ اردیبهشتماه ۱۳۹۶، دسترسی به این نرمافزار فراهم شد و با تقسیم کار انجام شده و با استفاده از نرمافزار تشخیص سرقت علمی Ithenticate، متن کامل رساله که ممهور به مهر تایید سازمان اطلاعات و مدارک علمی ایران است(8)، تهیه و وارد این نرمافزار شد. سپس تلاش شد نتایج نرمافزار به صورت دستی نیز مورد بررسی دوباره و چندباره قرار بگیرد. در فرآیند کار علاوه بر همکاران پروژه، متن به صورت دسته جمعی و از طریق مخاطبان پایگاه در دانشگاههای مختلف بررسی شد. شایان ذکر است شدیدترین نوع سرقت علمی آن است که مقاله یا کتاب نوشته شده توسط فردی، به نام دیگری ثبت شود. در وهله بعد سرقت علمی کلمه به کلمه قرار دارد که در سطح نهم از ۱۰ نوع سرقت علمی شناخته شده قرار دارد. این قسم از سرقت علمی، رایجترین نوع مشاهده شده در رساله مورد بررسی بوده و طبق معیارهای پذیرفته شده، هنگامی که ضوابط نقل قول رعایت نشود، چه نویسنده به منبع ارجاع دهد چه خیر، مرتکب این سطح شدید از سرقت علمی شده است. در رساله دکترای آقای روحانی، از دهها کتاب و مقاله مختلف، سرقت کلمه به کلمه یا موزاییکی انجام شده و به برخی منابع ارجاع داده و به مابقی هیچگونه ارجاعی ندادهاند؛ کتابها و مقالاتی از آیتالله علیاکبر کلانتری، ضیاءالدین سردار، نوئل کالسون، حمید عنایت، وائل حلاق، سیدابوالاعلی مودودی، پاتریک بنرمن، هاشم کمالی و ویلیام مونتگومری وات از جمله پرتکرارترین قربانیان این سرقت کمسابقهاند. نتایج مورد بررسی و درصدهای مذکور در جدول به صورت حداقلی است، چرا که رساله آقای روحانی در سال 1998 میلادی تحویل شده و بسیاری از منابع مورد استفاده در آن قدیمی بوده و در دیتابیس مورد استفاده نرمافزار موجود نبوده و ممکن است تیم بررسی نیز نتوانسته باشد در بررسی غیرماشینی برخی از آنها را پیدا کند (چنانکه برخی منابع مورد استفاده، پس از تلاشهای شبانهروزی و صرف صدها نفر/ ساعت کار گروهی در پروژه، از کتابخانههای شهرهای مختلف یا مراجعی که معمولا در اینترنت فهرست نمیشوند یافته یا خریداری شد اما دسترسی به بقیه فراهم نبود). در حالی که در محیط آکادمیک کشورهای غربی حتی یک صفحه سرقت علمی در کل متن یک رساله چند صد صفحهای میتواند منجر به رد آن و پس گرفتن مدرک تحصیلی شود، در ابتدای امر، درصد بسیار بالای سرقت علمی در چکیده و معرفی رساله آقای روحانی حیرتانگیز بود. بسیاری از متون، پاراگرافها و صفحات این رساله به صورت مستقیم و با کمترین تغییرات از روی مراجع، کتب و مقالاتی که پیش از سال ۱۹۹۸ چاپ شده بودند کپی غیرمجاز شده بود. با ورود به فصول بعدی، درصد سرقتهای علمی نهتنها کمتر نشد بلکه شاهد افزایشی خیرهکننده در فصل ۴ بودیم. بیش از 90 درصد(10) فصل ۴ رساله آقای روحانی با عنوان «احکام ثانویه» مستقیماً ترجمه شده کتابی فارسی با عنوان «حکم ثانوی در تشریع اسلامی»(11) نوشته آیتالله علیاکبر کلانتری(12) است. شایان ذکر است نه در مراجع فصل ۴ و نه در کتابنامه، آقای حسن روحانی هیچگونه ارجاعی به این کتاب و به این نویسنده ندادهاند(13) در حالی که در این فصل و در صفحات 286-209 بیش از 74 صفحه به شکل محض و مستقیم و بدون هیچگونه ارجاعی به اثر آیتالله کلانتری که عضو فعلی مجلس خبرگان است، سرقت شده است. با شواهدی که از سرقت بزرگ و فاحش فصل ۴ رساله دکترای آقای روحانی به دست آمده، حال با قطعیت میتوان گفت این رساله دکتری بنا به تمام معیارها، به طور کامل مردود و متقلبانه است. با رسیدن به این شواهد هیچ نیازی به بررسی سایر فصول (5و6) احساس نمیشود؛ با این حال اخیرا چند تن از علاقهمندان پروژه، بررسیهایی را روی فصول 5و6 نیز آغاز کردهاند که نتایج حاکی از چند سرقت علمی بزرگ دیگر است که نتایج آن بزودی منتشر خواهد شد. تاسفبارتر اینکه طبق شواهد موجود، حتی در ترجمه انگلیسی از کتاب آیتالله کلانتری نیز پای افراد دیگری جز آقای روحانی در میان بوده و حتی ترجمه نیز توسط ایشان انجام نشده است[/b]. تیم پروژه به کمک نرمافزار سرقتیاب، به مقالهای انگلیسی(14) دارای همپوشانی بسیار بالا با متن فصل ۴ رساله آقای روحانی در وبسایتی به نام The Islamic Seminary دست یافت. با پیگیریهای بیشتر معلوم شد این پایگاه اسلامی متعلق به عالمی شیعی به نام «شیخ محمد سرور»(15) است. طبق اظهار صریح ایشان طی تماس با تیم پروژه، پیش از برگزاری کنفرانس سران کشورهای اسلامی در تهران(16) متنی به زبان فارسی توسط آقای کمال خرازی(17) به ایشان داده و خواسته شده برای استفاده در این کنفرانس به انگلیسی ترجمه شود. این امر توسط شیخ سرور انجام شده اما سال بعد از آن، قسمت اعظم این ترجمه (بیش از ۷۰ درصد آن) از تز دکترای آقای حسن روحانی سر در آورده و در قالب یکی از فصول به دانشگاه اسکاتلندی تحویل شده است. این اتفاق عجیب و تاسفآور میتواند سرنخهای بیشتری جهت بررسیها به نهادهای ذیربط بدهد تا اعضای تیم متخلف تهیهکننده رساله آقای روحانی شناسایی شوند. پاسخ به 2 سوال رایج این روزها درباره پروژه بررسی رساله دکترای حسن روحانی: آیا دانشگاه اسکاتلندی مدارک و اسناد سرقت علمی شما را رد کرده؟ چقدر احتمال دارد دانشگاه، مدرک دکترا را باطل کند؟ دانشگاه کلدونین گلاسگو تاکنون درباره مدارک موضعگیری نکرده و برداشت رسانههای دولتی و شبهدولتی از سخنان دکتر سیدحسن امین مبنی بر تایید اصالت رساله توسط دانشگاه در هفتهها و ماههای اخیر کذب است. آقای امین (که به نام استاد راهنمای تز آقای روحانی شناخته میشود) خود یکی از متهمان ردیف اول این فساد آکادمیک است. ایشان سالیانی است تدریس و حضور در دانشگاه کلدونین را رها کرده و اگر ادعایی مبنی بر بررسی مدارک گسترده افشا شده درباره این سرقت علمی توسط دانشگاه و رد آنها دارند، باید منبعی رسمی که چنین مطلبی را اعلام کرده منتشر کنند؛ در غیر این صورت ادعای ایشان هیچگونه سندیت و اهمیتی نخواهد داشت و در راستای ابهامآفرینی به قصد تطهیر فساد، تفسیر و ارزیابی میشود. اما پرتکرارترین سوالی که این روزها مطرح میشود این است: «آیا امیدی به اقدام قاطع دانشگاه میتوان داشت؟» خودتان را جای مسؤولان دانشگاه بگذارید؛ با توجه به پیام تبریکی که سال ۲۰۱۳ توسط رئیس دانشگاه (پملا گیلیس) برای انتخاب حسن روحانی به عنوان یک فارغالتحصیل نمونه و موفق دانشگاه داده شده و این پیروزی را یک «دستاورد بزرگ» دانستهاند، قضیه برای دانشگاه حیثیتی شده است. در آن سال رئیس دانشگاه گفته بود امیدوار است دوره حضور حسن روحانی به عنوان «محقق» در GCU بتواند برای مسؤولیت جدید وی مفید باشد. دانشگاه در پیام تبریک خود اضافه کرده بود ستاد انتخاباتی «دکتر» حسن روحانی تصاویر و فیلمهایی از دانشگاه کلدونین گلاسگو را منتشر کرده و یکی از دانشجویان سابق این دانشگاه، به گرمی از مدت حضور حسن روحانی در شهر گلاسگو سخن گفته بود! با تمام این اوصاف واضح است علیالقاعده دانشگاه زمانی حاضر به ابطال مدرک دکترای این «دستاورد بزرگ» خود خواهد شد که در ترازوی هزینه و فایده، چنین اقدامی (یعنی ابطال مدرک) قابل توجیه باشد. هزینه دومی که دانشگاه با ابطال مدرک پرداخت خواهد کرد، اعتراف به ناشیگری خود در رد ادعاهای رسانههای غربی ناظر به سرقت علمی در سال ۲۰۱۳ است. با این حساب، پس از اعتراف به سرقت علمی، اعتبار دانشگاه و اظهارات مقامات آن بشدت پایین آمده و چنین امری مسلما به وجهه داخلی و بینالمللی این دانشگاه تازهتاسیس لطمه خواهد زد. سرقت علمی رخ داده در رساله دکترای آقای حسن روحانی را میتوان از چشمانداز مسالهآفرینی آن برای نظام جمهوری اسلامی در سطح بینالمللی، به عنوان معبر نفوذی بر قوه مجریه از سوی پادشاهی متحده بریتانیا نگریست. اگر این مساله به شکل داخلی حل و تعیین تکلیف نشود، چه تضمینی است که بریتانیا آن را به عنوان اهرم فشار بر قوه مجریه کشور استفاده نکرده و تهدید نکند که اگر فلان اتفاق به نحو مطلوب ما نیفتد، مدرک تحصیلی را ابطال و رئیس دولت را در سطح داخلی و بینالمللی با چالش مواجه میکنیم؟ این مساله در کنار ابعاد فراوان و مسالهمند مدرک دکترای آقای حسن روحانی، نیاز به رسیدگی به عنوان یک چالش امنیت ملی دارد. ما با تقدیم مدارک و مستندات، خواهان ورود هر چه سریعتر مراجع رسمی از جمله وزارت علوم، دانشگاهها و مراکز آموزش عالی، مجلس شورای اسلامی و کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس و شورایعالی انقلاب فرهنگی به موضوع هستیم تا از صدمه بیشتر به آبروی ملی و دانشگاهی ایران جلوگیری شود. نیک به یاد داریم که مدرک دکترای تقلبی در سالهای نه چندان دور موجب استیضاح و برکناری یکی از وزرای دولت نهم شد(18) لذا برای مصلحت کشور لازم است حکم رسمی و نهایی در اینباره هرچه سریعتر اعلام شود. * عضوتیم پروژه بررسی رساله حسن روحانی متشکل از جمعی از دانشجویان داخل و خارج کشور ---------------------------------- پینوشت 1-Http://Www.Telegraph. Co.Uk/News/Worldnews/Middleeast/Iran/10143799/Iranian-President-Hassan-Rouhani-Plagiarised-Phd-Thesis-At-Scottish-University.Html 2-Http://Www.Universityherald.Com/Articles/3685/20130627/ 3- http://foreignpolicy. Com /2013/06/25/did-irans-new-president-plagiarize-in-his-ph-d-thesis-abstract/ 4- Feridon, H., 1998. The flexibility of Shariah (Islamic law), with reference to the Iranian experience (Doctoral dissertation, Glasgow Caledonian University). 5- http://isites.harvard.edu /icb/icb.do?keyword=k70847&pageid=icbpage342054 6-https://www.princeton. edu/pr/pub/integrity/pages/plagiarism/ 7- عرضه شده توسط کمپانی iParadigms واقع در اوکلند کالیفرنیا 8- دانشجویان و محققان جهت بررسی صحت متن منتشر شده به عنوان رساله دکترای آقای روحانی میتوانند به محل «پایگاه اطلاعات علمی ایران (گنج) (ganj.irandoc.ac.ir) واقع در تهران، خیابان انقلاب، ابتدای خیابان فلسطین جنوبی یا دانشگاهها و مراکز پژوهشی دارای قرارداد با این پایگاه مراجعه کنند. 9- معمولا یک بازه خطایی ۵ درصدی در اعلام درصدها وجود دارد، چرا که میتوان از برخی سرقتهای کوتاه (مثلا کمتر از ۳۰ کلمه) چشم پوشید یا آنها را به حساب آورد. نکته دوم این است که درصدها با اضافه شدن منابع و مراجع جدید به دیتابیس نرمافزار قابلیت افزایش دارد. 10- به این علت که نرمافزار از زبان فارسی پشتیبانی نمیکند، این بازه به صورت حدودی محاسبه و بیان شده است. 11- برگزیده شده به عنوان کتاب سال حوزه در سال ۱۳۷۸. تاریخ اتمام نگارش این کتاب در سال ۱۳۷۶ و تاریخ درج شده در مقدمه آن ۲۰ آبان ۱۳۷۶ است. 12- محقق نمونه و مجتهد شناخته شده، عالم حوزوی و نماینده کنونی مردم فارس در مجلس خبرگان رهبری http://aliakbarkalantari.ir/fa/?page_id=84 13- متون انگلیسی فصل ۴ رساله آقای روحانی به دقت با مطالب کتاب آقای کلانتری تطبیق داده شدهاند. 14-http://www. theislamicseminary.org/wp/the-secondary-laws-of-sharia/ 15- شیخ محمد سرور اصلیت پاکستانی داشته و ساکن شهر نیویورک آمریکاست، در حوزههای علمیه ایران و عراق درس خوانده و ترجمههای انگلیسی وزینی از قرآن کریم و کتب حدیثی تشیع از جمله اصول کافی و بحارالانوار به جای گذاشته است. 16- برگزار شده در آذرماه ۱۳۷۶ 17- نماینده وقت جمهوری اسلامی در سازمان ملل متحد 18- در سالهای اخیر، مقامات ارشد (از جمله رئیسجمهور و وزرا) برخی کشورهای اروپایی به دلیل افشای تقلب در تدوین رسالههای دکترای خود در چند دانشگاه اروپایی، از منصب خود برکنار شده یا استعفا کرده. |
|||
|
|
۲۳:۲۵, ۲۳/خرداد/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/خرداد/۹۶ ۱۳:۰۴ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #152
|
|||
|
|||
|
روان خودت با اون رفیق دزدت مختل شده مردک. دزد باید رسوا بشه. به کوری چشم شما و اون ابوموسی اشعری، موضوع دزدی ابوموسی اشعری رو تا احقاق حقوق همه ملت پیگیری خواهیم کرد.
نادان این تاپیک از زمان ابتدای کار ابوموسی اشعری شروع شده و تا واصل شدن اون خائن و مزدوران کثیفش به درک ادامه خواهد داشت. هیچ ربطی به انتخابات نداره. این تاپیک رو با اظهارات نسنجیده و جاهلانه خودت کثیف نکن. نابود و رسوا باشید، به امید کم شدن شر اشرار و منافقان و کافران پ.ن. (پس از ویرایش ارسال توسط کاربر معلوم الحال نوشته شده) فقط آدم های بوقلمون صفت ارسال هاشون رو بعد از نوشتن ویرایش می کنند تا گندشون پوشیده بشه. ادب مرد به ز دولت اوست!!!!! از این به بعد ارسال های شما رو نقل قول می کنم تا نتونی این رفتار ناشایست رو داشته باشی. |
|||
|
|
۲۳:۴۲, ۲۳/خرداد/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/خرداد/۹۶ ۲۳:۴۵ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #153
|
|||
|
|||
|
عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: اگر این رساله متعلق به آقای روحانی باشد درصد بالایی از فصل ۴ رساله علمی وی تحت عنوان «حکم ثانوی» کپی شده از کتاب بنده است.
آیتالله علیاکبر کلانتری نماینده استان فارس در مجلس خبرگان رهبری در گفتوگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم، درباره سرقت علمی رساله دکتری حسن روحانی از کتاب وی، اظهار داشت: من در تحقیقات اولیه و همچنین هنگامی که با برخی اساتید زبان همچون آقای جلال رحیمیان متن انگلیسی را بررسی کردیم، متوجه شدم درصد بالایی از فصل 4 رساله علمی وی تحت عنوان «حکم ثانوی» کپی شده از کتاب بنده است.
وی افزود: نام کتاب این حقیر «حکم ثانوی در تشریع اسلامی» است و اگر این رساله متعلق به آقای روحانی باشد این سرقت علمی صحت دارد. عضو مجلس خبرگان رهبری خاطرنشان کرد: بنده نامهای به رئیس کمیسیون آموزش مجلس نوشتم و درخواست بررسی و پیگیری این موضوع را کردم. به گزارش تسنیم، گزارش نهایی پروژه ارزیابی اصالت رساله دکتری حسن روحانی رئیس جمهور روز گذشته منتشر شد. در بخشی از این گزارش امده است : در رساله دکترای حسن روحانی، از دهها کتاب و مقاله مختلف، سرقت کلمه به کلمه یا موزائیکی انجام شده و به برخی از منابع ارجاع داده و به مابقی هیچ گونه ارجاعی ندادهاند؛ کتابها و مقالاتی از آیتالله علیاکبر کلانتری، ضیاءالدین سردار، نوئل کالسون، حمید عنایت، وائل حلاق، سید ابوالاعلی مودودی، پاتریک بنرمن، هاشم کمالی، ویلیام مونتگومری وات از جمله پرتکرارترین قربانیان این سرقت کم سابقهاند. برای دسترسی به متن کامل گزارش ارزیابی رساله حسن روحانی میتوانید به اینجا رجوع کنید. روحانی روز گذشته در پاسخ به سوال خبرنگاری درباره سرقت علمی تز دکترای وی با طفره رفتن از جواب، گفت: "تز دکترای من مربوط به یک دانشگاه معتبر است. زمین ندادیم تز بگیریم"! |
|||
|
|
۱۲:۵۸, ۲۸/خرداد/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/خرداد/۹۶ ۱۳:۰۰ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #154
|
|||
|
|||
|
تحریم CIDA و قدرت دفاعی ایران سیدیاسر جبرائیلی: آمریکاییها اخیرا اسناد نقش خود در کودتای 28 مرداد32 و سرنگونی محمد مصدق را منتشر کردند، اما مطلب مهمی که در واکنش به این اسناد مورد تغافل قرار میگیرد، «چرایی سرنگونی مصدق توسط واشنگتن» است. محمد مصدق با آمریکاییها رابطه بدی نداشت. اتفاقا وعده آمریکاییها را که به او گفته بودند میخواهند به دوران استعمار پایان دهند، باور کرده بود. پروژهاش این بود که با آمریکا ارتباط بگیرد و انگلیس را به حاشیه ببرد. مصدق نه به دنبال تشکیل حکومت اسلامی بود، نه فعالیتهای منطقهای ثباتزدا داشت، نه در تدارک موشک بالستیک بود، نه برنامه هستهای داشت، و نه اینکه حقوقبشر آمریکایی را نقض کرده بود، اما کاخ سفید با یک کودتا او را حذف کرد. فهم اینکه مصدق چرا سرنگون شد، نیاز به ضریب هوشی فوقالعادهای ندارد، اما کسی که در یک نقطه کور ایستاده و به عالم مینگرد و ارادهای برای دیدن ندارد، قطعا از درک این چرایی بازخواهد ماند و از آن درسی نخواهد گرفت. به قول مرحوم شریعتی، برای دیدن برخی رنگها و فهمیدن بعضی حرفها از نگریستن و اندیشیدن کاری ساخته نیست. باید از آنجا که نشستهایم برخیزیم؛ قرارگاهمان را در جهان عوض کنیم. مساله کاملا روشن است: محمد مصدق قصد داشت از همه اقتصاد و سیاست و فرهنگ ایران که در اسارت غرب بود، فقط یک قلم «نفت» را آزاد کند... و سرنگون شد! نظام جمهوری اسلامی حتما در ابعاد و اهداف با دولت محمد مصدق قابل مقایسه نیست. «آزادی ایران» رهاورد انقلاب اسلامی است و چرا نباید آمریکا و انگلیس که تاب «آزادی نفت» را نیاوردند، با «آزادی ایران» کنار بیایند و در پی سرنگونی جمهوری اسلامی نباشند؟ به قول رهبر حکیم انقلاب، اگر فرض کنیم یک نظامی غیر نظام جمهوری اسلامی هم سر کار بود و بنا بود مستقل باشد، اینها با آن مشکل داشتند. این است که برای تحلیل قانون تحریم سیدا(Countering Iran’s Destabilizing Activities) و طراحی نحوه مقابله با آن، باید ابتدا جایگاه آن را در این منازعه تاریخی برای استقلال یا اسارت ایران شناسایی کنیم. راقم این سطور معتقد است و برای اثبات این عقیده خود شواهد معتبری دارد که نقش سیدا در این مقطع، تضعیف قدرت دفاعی ایران با هدف کاهش ضریب امنیت کشور است که زمینه را برای اجرای عملیات و تحقق اهداف بعدی فراهم میکند. در این قانون تحریم 140 صفحهای، بخش چهارم (SEC.4) یعنی اعمال تحریم علیه برنامه موشکی ایران، بخش پنجم (SEC.5) یعنی اعمال تحریمهای مرتبط با تروریسم علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، و بخش هفتم (SEC.7) یعنی تحریم تجارت تسلیحات، برای تحلیل راهبرد آمریکا، بسیار حائز اهمیت است. درباره تحریم علیه برنامه موشکی و ممنوعیت تجارت تسلیحات(بخشهای چهارم و هفتم تحریم سیدا)، باید توجه داشت که اگر آمریکا تاکنون به بهانههایی چون حقوقبشر و هستهای دست به تحریم کشورمان زده است، برای مشروعیتبخشی به اقدام خود، یا به منشور حقوقبشر متوسل شده و ادعای نقض آن را طرح کرده یا پیمان NPT. اما در بحث موشکی و تسلیحات متعارف، هیچ مرجع مورد اجماع بینالمللی وجود ندارد که کشوری را از تولید یا تهیه این تسلیحات منع کند. حتی قطعنامه 2231 شورای امنیت که ناظر به ادعای هستهای صادر شده، در ماده 3 از ضمیمه 2 صرفا موشکهای طراحی شده برای حمل کلاهک هستهای را آن هم برای یک مدت معین (8 سال) ممنوع کرده و در ماده 5 از ضمیمه 2، صرفا برای 5 سال تجارت تسلیحات متعارفی که سیدا تحریم کرده است را منوط به کسب مجوز مورد به مورد کرده است. به عبارت روشنتر، آمریکاییها با تحریم سیدا، نهتنها برخلاف قطعنامه 2231 سازمان ملل عمل کردهاند، بلکه پروژه جدیدی را آغاز کردهاند که تسلیحات دفاعی متعارف ایران را هدف قرار داده است و آشکارا تضعیف قدرت نظامی ایران را در عین تقویت قدرت خود و همپیمانان منطقهایشان پیگیری میکنند. این پروژه هیچ معنای دیگری جز فراهم کردن شرایط یک درگیری نظامی بیدردسر با ایران ندارد. بخش پنجم یعنی اعمال تحریمهای مرتبط با تروریسم علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز در همین چارچوب باید تحلیل شود. هدف غایی آمریکا از تحریم سپاه، ایجاد یک شکاف میان امنیت و معیشت در ایران و تشدید این شکاف از طریق یک شبکه همکار در ایران است که «رکس تیلرسون» اخیرا از آنان به عنوان ابزارهای داخلی سرنگونی جمهوری اسلامی نام برد. کسانی که ادعا میکنند تحریم سیدا اقتصادی نیست، در واقع در حال ایفای نقش در این پازل هستند. تحریم سیدا علیه سپاه در واقع تعطیلی سپاه و قطع هرگونه رابطه اقتصادی و غیراقتصادی آن با هر فرد و نهادی در داخل و خارج ایران را دنبال میکند که نتیجه عملی آن، همچون سلاح انداختن و خارج کردن زره از تن در میانه میدان جنگ و رفتن به استقبال مرگ است! یک نکته جالب درباره تحریم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی این است که در متن قانون تحریم، اشاره شده است تحریمهایی که علیه افراد حقیقی و حقوقی مورد نظر فرمان اجرایی 13224 اعمال میشود، علیه سپاه نیز اعمال شود. فرمان اجرایی 13224 با هدف ممنوعیت هر نوع همکاری با سازمانهای تروریستی صادر شده و رئیسجمهور آمریکا این اختیار را دارد افراد و نهادهایی را که تروریست تشخیص میدهد، به این لیست افزوده و تحریم کند. آیا دولت آمریکا نمیتوانست بدون اینکه حتی قانون سیدا وجود داشته باشد، سپاه را وارد لیست 13224 کرده و به عنوان یک سازمان تروریستی هرگونه همکاری را با آن منع کند؟ چرا ترامپ از اختیارات خود برای اطلاق عنوان سازمان تروریستی برای سپاه استفاده نکرده و حتی قانون سیدا نیز نمیگوید سپاه یک سازمان تروریستی در ردیف سازمانهای لیست شده در 13224 مانند داعش، القاعده و... است، بلکه خواستار اعمال همان تحریمها علیه سپاه شده است؟ یعنی سپاه بدون وارد شدن در لیست سازمانهای تروریستی، مشمول تحریمهای اعمال شده علیه این نوع سازمانها شده است. علت این اقدام روشن است. آمریکا در واقع براساس اصل عام «برابری حاکمیتها» در حقوق بینالملل، امکان اطلاق عنوان تروریست به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که نیروی نظامی رسمی جمهوری اسلامی ایران است را ندارد. تحریم سیدا به شیوهای مضحک تلاش کرده اصل برابری حاکمیتها را دور بزند اما روشن است که این اقدام از منظر حقوق بینالملل مردود است و از طرف جمهوری اسلامی ایران در دادگاه بینالمللی باید پیگیری شود. اروپاییهایی که امروز ادعای انزوای آمریکا را مطرح میکنند و به آقای ظریف وعده و وعید میدهند، چرا در این باره سکوت اختیار کردهاند؟ چرا بیانیهای درباره مردود بودن این اقدام سنای آمریکا صادر نمیکنند و به استناد اصل برابری حاکمیتها، غیرقانونی و باطل بودن این تحریم را مطرح نمیکنند؟ تحریم سیدا پیامهایی روشن برای دولت آقای روحانی، و نسبتهایی روشن با برجام، قطعنامه 2231 و حتی اصول عام حقوق بینالملل دارد. پیام روشن تحریم سیدا برای دولت آقای حسن روحانی این است که «هزینه سازش» برابر است با خسارت بعلاوه بقای تحریمهای گذشته بعلاوه تحریمهای جدید. آقای روحانی انشاءالله متوجه شده است که آمریکا دشمن است و با دشمن نمیتوان بازی برد- برد انجام داد. راهکار مقابله با این دشمن، پناه بردن به آغوش او نیست. مقاومسازی اقتصاد، کاهش وابستگی به شبکه اقتصادی تحت سلطه آمریکا و خلق فرصتهای جدید در عرصه بینالمللی برای مقابله با ظرفیتهای اقتصادی تهاجمی آمریکا، سیاستی است که 4 سال آقای روحانی آن را معلق و معطل برجام نگه داشته است. قرار گرفتن روسیه در قانون تحریمی سیدا در کنار ایران، فرصتی است که باید از آن استفاده کرد. آقای روحانی و تیمشان انشاءالله یک بار سخنان و مواضع منتقدان در طول مذاکرات را خواهند خواند تا ببینند درباره وضع امروز چقدر هشدار داده شد و بابت ناسزاهایی که به منتقدان گفتند، توبه خواهند کرد. انشاءالله درباره نگاه متوهمانه خود به آمریکا و نظام بینالملل تجدیدنظر خواهند کرد و منبعد محاسباتشان را روی فرش واقعیت انجام خواهند داد. آقای حسن روحانی اگر تاکنون از این مهم غفلت کردهاند، قرارگاهشان را در جهان عوض کنند، واقعیات را ببینند و از سرنوشت محمد مصدق درس عبرت بگیرند. آقای روحانی یک عذرخواهی به ملت ایران بدهکارند. عذرخواهی بابت اعتمادی که به دشمن کردند و خساراتی که به کشور زدند. درباره نسبت سیدا با قطعنامه 2231 سازمان ملل اشاره کردیم که نقض صریح مفاد 3 و 5 از ضمیمه دوم این قطعنامه است. درباره اصل برابری حاکمیتها نیز اعمال تحریمهای سازمانهای تروریستی علیه سپاه یک نقض فاحش است. اما تحریم سیدا با برجام نیز نسبت روشن دارد. بند 26 برجام صراحت دارد که آمریکا از اعمال مجدد تحریمهای متوقف شده در ضمیمه دوم خودداری خواهد کرد. در انتهای همین بند تصریح شده است اگر این تحریمها مجددا اعمال شود، ایران این اقدام را زمینهای برای توقف تعهدات خود در برجام قلمداد خواهد کرد. سکوت و رضایت به بدعهدیها و نقض عهدهای آمریکا توسط دولت آقای روحانی، واشنگتن را مطمئن کرده است که هر بلایی بر سر برجام بیاورد، برجام در ایران دست نخواهد خورد. این محاسبه از واکنش ایران به دست دولت آقای روحانی باید تغییر یابد. تحریم سیدا با توجه به فضای ناامنی که برای شرکای اقتصادی ایران ایجاد میکند، ناقض بند 29 برجام نیز هست که اروپاییها و آمریکاییها طی آن متعهد شدهاند از هر اقدامی که هدف از آن تحت تاثیر قرار دادن عادیشدن رابطه تجاری و اقتصادی با ایران است، خودداری کنند. خلاصه کلام ما این است که در واکنش به سیدا، تا آنجا که به برجام مربوط است، بند 3 مصوبه مجلس و بند 36 برجام باید اجرا شود. آمریکا و شرکای آن در طول 40 سال گذشته راههای متعددی را برای تصرف مجدد ایران و تسلط بر آن آزموده و شکست خوردهاند. تحریم سیدا، یک فاز جدید از پروژه براندازی جمهوری اسلامی ایران است که بدون هیچ بهانه روشنی، قدرت متعارف دفاعی ایران را هدف گرفته و به دنبال ایجاد زمینهای برای وارد آوردن یک ضربه سنگین نظامی پس از خنثیسازی توان دفاعی ماست. در برابر این پروژه باید هشیار بود. پ.ن. موضوع سرقت علمی ابوموسی اشعری در رساله دکترای کذایی که از روباه پیر دریافت کرده موضوع مهمیه که پیگیری خواهد شد اما فعلاً این مطلب مهمتر بود. |
|||
|
|
۲۲:۴۸, ۶/تیر/۹۶
شماره ارسال: #155
|
|||
|
|||
|
رسیدگی به موضوع یک سرقت علمی
![]() |
|||
|
|
۱۰:۳۷, ۷/تیر/۹۶
شماره ارسال: #156
|
|||
|
|||
|
به نظرتون چرا این مطلب رو تو این تاپیک آوردم.
به گزارش سپاهنیوز، سردار سرلشکر محمدعلیجعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در حاشیه جلسه شورای راهبردی سازندگی سپاه در سخنانی اظهار داشت: ما خود را مأمور به حفاظت از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن میدانیم و معتقدیم تلاش برای قطع وابستگی معیشت مردم و اقتصاد کشور، از مصادیق اصلی این حفاظت و حراست است. وی با اشاره به برخی انتقادها و اظهارنظرها پیرامون فعالیتهای سپاه در حوزه سازندگی کشور تأکید کرد: سپاه هرگز متقاضی کار اقتصادی نبوده است. ما به درخواست دولتها و با اصرار آنها و بدون اینکه حتی دولت، به بسیاری از تعهدات خود در قبال سپاه عمل کنند، وارد عرصه سازندگی شدیم. سرلشکر جعفری با بیان اینکه سپاه فعالیت اقتصادی و انتفاعی نمیکند، فعالیتهای ما در عرصه محرومیت زدایی، سازندگی و خنثی سازی راهبردهای دشمن برای فشار اقتصادی به کشور است، افزود: نمیشود که آقایان کارهای سخت را با کمترین منافع به سپاه واگذار کنند و به پروژههایی که سپاه میسازد افتخار کنند، اما در مقابل و در حالیکه هزاران میلیارد تومان بابت پروژهها بدهکارند علیه سپاه با بیانصافی حرف بزنند. فرمانده کل سپاه با اشاره به اینکه اگر فعالیتهای سازندگی سپاه نبود، تحریمهای ادامه دار تاکنون عرصه را بر دولت و کشور تنگ میکرد، گفت: مبنای ما این است که باید ایران را بدون اتکا به بیگانگان بسازیم، همانطور که فازهای مختلف پارس جنوبی و پالایشگاه ستاره خلیجفارس و بسیاری از سدهای عظیم کشور و صدها پروژه بزرگ دیگر در طول سالهای اخیر با روحیه جهادی و انقلابی به ثمر نشسته است. اعتماد به بیگانگان باعث سرافکندگی میشود وی بیان داشت: ما معتقدیم بیگانگان فقط به فکر منافع خود و دوشیدن ایران هستند و نتیجه اعتماد به آنها هم، جز سرافکندگی و مواجه شدن با خیانتهای پی در پی نتیجه دیگری نخواهد داشت. سرلشکر جعفری با تأکید بر اینکه ما در این راه از سرزنشها نمیهراسیم، خاطر نشان کرد: ممکن است ما را صاحبان تفنگ معرفی کنند، بله صاحب تفنگ که سهل است ما صاحب موشکهای دشمن شکن هستیم و آنها را علیه دشمنان و برای حفاظت از نظام، مردم و امنیت ایران اسلامی به کار میگیریم و معتقدیم دولتی که تفنگ نداشته باشد توسط دشمنان تحقیر و سرانجام تسلیم میشود. فرمانده کل سپاه تأکید کرد: در شرایطی که ملت ایران بیش از هر زمان دیگری به فداکاری سربازان و اقتدار تفنگها و موشکهایش نیاز دارد، هجمه غیرمنصفانه به سپاه اهداف دیگری را به ذهن متبادر میکند که فعلا برای حفظ وحدت درباره آن سکوت میکنیم. وی با بیان اینکه ما احساس میکنیم این قبیل اظهارات با هدف ایجاد دو قطبیهای کاذب، فرافکنی و فرار از عمل به تعهدات در زمینه معیشت مردم و اقتصاد کشور انجام میشود اظهار داشت: این روشها دیگر جواب نخواهد داد و اراده سپاه و بسیج بر این است که همانطور که در تأمین امنیت ملت ایران نقش آفرین است به هر شکل ممکن و درحد توان در مسیر سازندگی کشور، جبران ناکارآمدی موجود، بهبود معیشت و کاهش آلام اقتصادی مردم، باز هم به دولت کمک کنیم. |
|||
|
|
۱۰:۰۲, ۱۰/تیر/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/تیر/۹۶ ۱۰:۰۴ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #157
|
|||
|
|||
(۱۰/تیر/۹۶ ۲:۲۲)عبدالرحمن نوشته است: میخواهند کشور را به هم بریزندبا تشکر از جناب عبدالرحمن به نظرم جای این مطلب تو این تاپیک خالیه
http://www.vatanemrooz.ir/Newspaper/Page/2193
مهدی محمدی: یکم- من این نوشته را با یک جمله صریح و کوتاه آغاز میکنم و آن اینکه «ظاهرا آقای روحانی و برخی دوستان «تازه اعتدالیاش» میخواهند کشور را به هم بریزند». نگاهی به رفتار یک ماه گذشته شخص رئیسجمهور و اصلاحطلبانی که تازگیها میگویند اعتدالی شدهاند، نشانههای واضح و نگرانکنندهای در خود دارد از اینکه احتمالا دورانی از فعالیت «بیثباتساز» اینبار از سوی مقامهای عالیرتبه دولتی آغاز شده است. درباره سند 2030 در حالی که رئیسجمهور میدانست داستان چیست و در متن سند چه نوشتهاند، در علن بارها مخالفان خود را تهدید کرد که چنین و چنان خواهد کرد و سر آخر هم موضع خود را چنان تعدیل کرد که بتواند دیگران را مقصر جلوه دهد. درباره مساله منشأ مشروعیت در نظام ولایی، باز هم ظاهرا روحانی میدانست موضع درست کدام است اما اصرار داشت در اینباره پشت میکروفن حرفهای خارج از چارچوب بزند، واکنش برانگیزد و آخر کار هم دیدیم که بهسادگی موضع خود را تغییر داد اما پس از آنکه رقبای خود را به اندازه کافی به بیاعتقادی به رای مردم متهم کرد. از همه جالبتر درباره سپاه، در حالی که آمریکاییها برنامه جدید خود علیه آن را مخفی نکردهاند، روحانی دقیقا همان چیزی را گفت که آنها نیاز به شنیدن آن داشتند. باز در حالی که خود میداند حقیقت چیست، میداند سپاه به زور از کسی پروژه نگرفته، میداند سپاه کار انتفاعی و اقتصادی نمیکند و هرچه هست کمک تقریبا مجانی به دولت برای سازندگی و حل مشکلات ناشی از فشارهای خارجی است، حقیقت را وارونه کرد و از اینکه «دولت با تفنگ اقتصاد کشور را در دست دارد» سخن گفت. من تعجب نمیکنم اگر چند روز دیگر تعریفی از سپاه بکند و این حرف را هم به نوعی پس بگیرد اما باز احتمالا مشاورانش به او میگویند تو کارت را کردی و اتهام بجایی که باید میچسبید، چسبید! ما با پدیده جدیدی مواجه هستیم که دنبال هدفی است غیر از آنچه ظاهرا دنبال میکند. در یک خط داستانی موازی، اصلاحطلبان رادیکالی که هنوز هم در خفا سایه روحانی و اطرافیانش را با تیر میزنند و نگاهشان به او کلا به مثابه یک جاده صافکن تا سال 1400 است، وظیفه بیان نیمه دوم حرفهای روحانی را نیز بر عهده گرفتهاند. روحانی چند جمله اول را میگوید و بقیه ماجرا را باید در کانال آمدنیوز، آنتن بیبیسی و توئیتهای مصطفی تاجزاده بخوانید. از این وضعیت بهسادگی میتوان نتیجه گرفت روحانی یا خود تصمیم گرفته یا در بازیای افتاده که نتیجه آن عنقریب به هم ریختن کشور است. او بخوبی میداند- و اگر هم نمیداند بزودی خواهد فهمید- چیزهایی هست که بخش بزرگی از 23 میلیون نفری که به او رای دادند هم از آن کوتاه نمیآیند، مخالفان که جای خود دارند. سوال این است: چه چیز موجب شده رئیسجمهور تصور کند در بیثبات کردن کشور و فضای افکار عمومی نفع دارد؟ دوم- اجازه بدهید قبل از پیگیری آنچه در بند اول نوشتیم نگاهی کوتاه هم بکنیم به آنچه دور و بر ایران میگذرد. دولت ترامپ ظاهرا بازنگری راهبرد خود درباره ایران را به پایان برده و نتیجه این بوده که صریحا اعلام کند استراتژی آن در مقابل ایران تغییر رژیم است. جالب است که روی کار بودن حسن روحانی و تداوم دولت او هیچ موجب نشده آمریکاییها لحظهای فکر کنند باید سیاست تغییر رژیم علیه ایران را کنار بگذارند. چنانکه پیشتر بارها گفتهایم و اکنون یک بار دیگر ثابت شده حضور غربگرایان در ایران هرگز باعث نمیشود راهبرد آمریکا تغییر کند، بلکه برعکس نگاه آمریکا این است که غربگرایان باید سرکار باشند، چون اجرای راهبرد آمریکا علیه ایران را تسهیل، تسریع و درونیسازی میکنند. ارزش غربگرایان برای آمریکا نه به عقلانیت و مذاکرهپذیری آنها، بلکه مشخصا به امتیازهایی است که میدهند و نتیجه آن تضعیف کلی کشور در میانمدت است. در کنار این، اسرائیل کارگردانی کل بازی از واشنگتن تا ریاض را بر عهده گرفته و در خاورمیانه در حال کنار زدن تدریجی داعش (بخوانید کنترل کامل آن) و جایگزین کردن این گروه تروریستی با یک دولت تروریستی به نام سعودی است. آنچه بزودی باید منتظر آن بود این است که سعودی در مقام یک دولت تروریستی کامل ظهور، روابط خود با اسرائیل را عادی و همه انرژی خود را در همافزایی با غرب و صهیونیستها برای ضربه زدن به ایران متمرکز کند. از جانب دیگر، دولت آمریکا راهبرد ضد ایرانی خود را بر 2 ستون نابود کردن اقتصاد ایران از طریق تحریمهای جدید و همزمان با آن تضعیف سپاه استوار کرده است. اگر واشنگتن خواستار موفقیت این استراتژی باشد به 2 چیز در ایران نیاز فوری دارد: اول، دولتی که کار نمیکند و در نتیجه به عامل اصلی موثر واقع شدن فشارهای اقتصادی بر کشور بدل میشود و دوم، بدل شدن درگیری با سپاه به یک نزاع داخلی در ایران که از جانب مقامهای عالیرتبه دولتی پیگیری میشود. همه اینها را بگذارید کنار اینکه اگرچه بسیار بعید است در منطقه جنگی رخ دهد ولی عملیات نیمهسخت و امنیتی دشمنان منطقهای و فرامنطقهای ایران وارد دوران کاملا جدیدی شده و ما با یک «منازعه کم شدت ولی پیگیر» امنیتی با دشمنان خود مواجهیم که لحظهای غفلت در مقابل آن میتواند به فجایعی بسیار بزرگتر از حمله تروریستی تهران بینجامد. آنچه پیش چشم میبینیم این است که اگرچه روشن است تضعیف بخش دفاع و امنیت در کشور و پر کردن پازلی که آمریکا در پی اجرای آن علیه ایران است، اکنون که تروریستها لولههای تفنگ خود را به سوی ایران گرفتهاند، خیانتی تاریخی است ولی ظاهرا عدهای تصمیم گرفتهاند این راه را بروند، چرا که شاهدیم از هیچ بهانهای از شعر خواندن پشت تریبون نماز عید فطر تا شعار در راهپیمایی روز قدس برای حمله به آن صرف نظر نمیکنند. سوم- درباره علت آنچه در حال رخ دادن است 2 نوع توضیح میتوان عرضه کرد. توضیح اول این است که فکر کنیم انتخابات، آقای روحانی را دچار بدآموزی کرده است. آنچه روحانی ظاهرا از انتخابات 96 آموخته این است که میتوان صرفا از طریق ایجاد دوقطبیهای دروغین، خلق ترس از عواملی موهوم و درگیر کردن بخشهای مختلف جامعه با همدیگر، پیروز بازی سیاست بود بیآنکه حقیقتا برای مردم کاری انجام شده باشد. احتمالا تصور آقای روحانی این است که میتواند مملکت را هم در 4 سال آینده به همان روشی اداره کند که انتخابات را اداره کرد. لولوهایی پیدا کند، خلایق را از آنها بترساند، ناکارآمدی و شکستهای پی در پی خود را بپوشاند، خارجیها را به کمک بطلبد و با آویختن از آنچه دوستان خود او آن را به درستی «پوپولیسم منفی» خواندهاند، این 4 سال را هم بگذراند. این راهبردیترین خطایی است که روحانی در حال ارتکاب آن است، چرا که او ظاهرا فرض کرده صبر نظام در مقابل «روحانی هفته آخر قبل از انتخابات» بینهایت است. توضیح دوم اما این است که فرض کنیم روحانی مجبور است و جز این راه که میرود چارهای ندارد. این نوشته مجال آن را ندارد که این توضیح دوم بسط داده شود. در یک جمله مساله شاید این باشد که آقای رئیسجمهور بر اثر نوعی ریلگذاری خارجی که انجام شده و تعهدات پنهانی که جایی و زمانی سپرده شده، راهی جز پیمودن این مسیر که میرود ندارد. شاید تصور آقایان این است که یا قطار دولت- و بلکه کشور- را روی ریلی میاندازند که آمریکا میخواهد یا اینکه ریل دیگری وجود ندارد و قطار واژگون خواهد شد. من فکر میکنم شواهدی هست که آمریکا توانسته از طریق گروگان گرفتن برجام و ترساندن دولت روحانی از خطر موهوم جنگ، سیاستگذاری امنیت ملی دولت را ریلگذاری کند و الا واقعا چه دلیلی دارد در حالی که نفیر تروریسم و ناقوس نزاع در منطقه به صدا درآمده و اینچنین گوشها را میآزارد دولت در ایران اولویت خود را درگیری با سپاه قرار بدهد؟ چهارم- اجازه بدهید نتیجه نگیریم. باید صبر کرد و دید روند حوادث به کدام سو خواهد رفت. روحانی انتخابهای زیادی ندارد ولی هنوز میتواند راه درست را انتخاب کند. گذشته چراغ راه آینده است ولی آینده میتواند تکرار گذشته هم باشد. |
|||
|
|
۹:۰۱, ۱۳/تیر/۹۶
شماره ارسال: #158
|
|||
|
|||
|
ابوموسی اشعری
کیهان نوشت:
[این بخش رو با دقت بخونید!!!!] دیروز در همایش بینالمللی مقابله با گرد و غبار آقای روحانی اظهار داشت: «بنده قبلا هم در بحث دیگری گفتهام، بحث بر اینکه کدام کشور در منطقه ما قویتر باشد باید کنار گذاشته شود، قویترین کشور در منطقه نباید به عنوان هدف اول دنبال شود، [چرا؟ خوب پس چیکار کنیم؟؟؟؟؟] منطقه قویتر باید مدنظر ما باشد نه اینکه در رقابتهای منطقهای یک کشور در منطقه بخواهد در برابر کشورهای دیگر منطقه قد علم کند و قدرت خود را به رخ بکشد و تفرقه و شکاف و اختلاف را بیشتر کند، ما در منطقه مهم خاورمیانه و غرب آسیا یک خانواده هستیم، نمیتوانیم از هم فاصله بگیریم، خانواده قوی میتواند در یک جمع خوب زندگی کند نه اینکه یک فرد در داخل خانواده قوی باشد و بقیه ضعیف باشند، باید به فکر منطقه قویتر باشیم. رقابتهای مخرب نابجا را کنار بگذاریم، جنگهای منطقهای را خاموش کنیم شعله این جنگها منجر به طوفان گرد و غبار و شن هم خواهد شد نه تنها در دنیای سیاست که در طبیعت ما هم گرد و غبار شن فرا خواهد گرفت.» [چشم. منتظر دستور جناب پرزیدنت بودیم. از فردا میریم با سعودی ها و وهابی ها و داعش و اسراییل کاکا می شیم.] این سخنان در حالی است که قدرت اول منطقهای شدن جزو اهداف روشن سند بالادستی چشمانداز 20 ساله کشور است. در ابتدای این سند آمده است؛ «با اتکال به قدرت لایزال الهی و در پرتو ایمان و عزم ملی و کوشش برنامهریزی شده و مدبرانه جمعی و در مسیر تحقق آرمانها و اصول قانون اساسی، در چشمانداز بیستساله، ایران کشوری است توسعهیافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه با هویت اسلامی و انقلابی، الهامبخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و موثر در روابط بینالملل... الهامبخش، فعال و مؤثر در جهان اسلام با تحکیم الگوی مردمسالاری دینی، توسعه کارآمد، جامعه اخلاقی، نواندیشی و پویایی فکری و اجتماعی، تأثیرگذار بر همگرایی اسلامی و منطقهای براساس تعالیم اسلامی و اندیشههای امام خمینی(رحمة الله علیه). دارای تعامل سازنده و مؤثر با جهان بر اساس اصول عزت، حکمت و مصلحت.» از این منظر باید گفت قدرت اول منطقهای بودن یک انتخاب نیست که دولتها بتوانند آن را دنبال کرده یا کنار بگذارند بلکه یک الزام کلی و قطعی است. رئیس جمهور در ابتدای این اظهارات خود با بیان این جمله که «بنده قبلا هم در بحث دیگری گفتهام...» در واقع از طرح «منطقهای قوی به جای قدرت منطقهای» به عنوان زیرساخت راهبرد منطقهای خود که قبلا از آن با عنوان برجام منطقهای و با کلیدواژه برجام یک و دو ... یاد میکرد رونمایی کرده است. واقعیت آن است که رئیس جمهور و تیم مشاورانش در بیش از یکسال گذشته مدام در مطبوعات و رسانههای خود لزوم کوتاه آمدن از سیاستهای انقلابی ایران در منطقه، کاهش حمایت از متحدان استراتژیک منطقهای و گفتگوی بیپشتوانه با کشورهای مرتجع منطقه را ترویج میکنند. در چنین رویکردی حتی مذاکره بر سر خطوط قرمز ایران نیز توجیه میشوند. اگر در جایی خواسته شیخنشینهای خلیج فارس برای عادیسازی روابط با ایران دست کشیدن کشور از مالکیت جزایر سهگانه خلیج فارس باشد، میتوان مدل برجام را در این زمینه پیاده کرد! مدافعان چنین طرحی بر لزوم شروع مدل مذاکرات برجام در منطقه با کشوری مانند عربستان سعودی اصرار میورزند و با پررنگ جلوه دادن سایه جنگ میان ریاض و تهران، دست دراز کردن به سوی سعودیها و شروع برجام منطقهای را توجیه میکنند. در این رویکرد هیچ توجهی به پیاده نظام بودن ریاض در خط مشی خاورمیانهای آمریکا و رژیم صهیونیستی نمیشود. در اصل سعودیها نزدیک به یک قرن است که مجری طرحهای منطقهای قدرتهای بزرگ هستند. در کنار این آل سعود خصومت ریشهای با شیعیان و به خصوص ایران دارد که پس از انقلاب اسلامی این خصومت صدچندان شده و تا توانسته با کمک به گروههای تروریست معاند ایران و کشورهای متخاصم مانند رژیم صدام، به منافع ایران آسیب زده است. حال آیا گفتوگو و مذاکره با آمریکا و برخی شرکای مرتجع منطقهایاش میتواند منافع ایران را تامین کند؟ اگر ایران در طول دو دهه اخیر سیاستهای منطقهای خود را دنبال نمیکرد تا کشورهای منطقهای مانند عربستان از تهران رضایت داشته باشند، آیا ایران در حال حاضر از موقعیت و قدرت منطقهای کنونی برخوردار بود؟ بدون شک پاسخ به این سوالات منفی است. چرا که برخی از رقبای منطقهای ایران پایبند به هیچ یک از اصول رقابت سالم و اصولی بر پایه رویکردهای گفتمانهای متداول بینالمللی نیستند و قدرت خود را در تضعیف رقیب میبینند تا در افزایش قدرت خود. تردیدی نیست که خوشبینیهای مفرط دولت تلهای است که باعث عقبنشینی کشور از بسیاری از مولفههای قدرتساز منطقهای میشود و ایران میبایست از حمایت گروهها و کشورهای پشتیبان خود دست کشیده و حتی زمینه را برای به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی فراهم سازد. چنین الگویی به نحو دیگری توسط کشورهایی مانند اردن و مصر در دهههای قبل پیاده شده که آنها را در حال حاضر تبدیل به کشورهای پیرو و فاقد قدرت و اقتدار کرده و توان بازیگری نه در منطقه و نه در جهان را دارند و همیشه آماده پذیرش قدرتهای بزرگ در داخل کشورهای خود هستند. در حالی که آمریکا و ریاض از تروریستهای ضدایرانی آشکارا حمایت میکنند و از لزوم کشاندن ناامنی به داخل ایران میگویند و با همراهی تل آویو در خیال راهاندازی ناتوی عربی علیه ایران هستند، بیان چنین مواضعی به نفع چه کسی است؟ در چنین منطقه آشوبزدهای آنچه تاکنون امنیت ایران را تضمین کرده، صرفا مولفههای قدرت آن بوده است. تضعیف این مولفهها مساوی با ناامنی است. |
|||
|
|
۱۷:۱۰, ۱۵/تیر/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/تیر/۹۶ ۱۷:۱۱ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #159
|
|||
|
|||
![]() پ.ن. مدیونید اگر فکر کنید این عکس ذره ای به این تاپیک ربط داشته باشه. |
|||
|
|
۲۳:۰۰, ۱۷/تیر/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/تیر/۹۶ ۲۳:۰۱ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #160
|
|||
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |








![[تصویر: bf3f12f3_5d31_4063_a52a_3c9a2edb582a_original.jpeg]](http://s9.picofile.com/file/8299010792/bf3f12f3_5d31_4063_a52a_3c9a2edb582a_original.jpeg)
![[تصویر: cd70d381_cc0f_45dd_b3eb_8995b0d3be4a_original.jpeg]](http://s8.picofile.com/file/8299781918/cd70d381_cc0f_45dd_b3eb_8995b0d3be4a_original.jpeg)