|
حمایت روشنفکران داخلی ازبهاییت به بهانه دفاع از حقوق بشر
|
|
۲۱:۴۱, ۱۰/مرداد/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/خرداد/۹۵ ۹:۴۶ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]()
پیوند و همکاری متقابل بهائیت و صهیونیسم - بخش دوم و پایانی
حمایت روشنفکران داخلی از جامعه بهایی به بهانه دفاع از حقوق بشر شوقی افندی، در 9 ژانویه 1951م (1328ش، شش سال قبل از درگذشت خود)، پیامی برای تاسیس هیأتهای بین المللی بهائی (بیت العدل اعظم) به تمام مراکز بهائی جهان ابلاغ کرد و گفت:هیأتهای بین المللی بهائی (بیت العدل اعظم) ... به محافل ملیه در شرق و غرب تصمیم خطیر و تاریخی تأسیس اولین شورای بین المللی بهائی را ابلاغ نمایید... درجه رشد کنونی محافل نه گانه ملی- که با کمال جدیت، در سراسر عالم بهائی به خدمات امریه قائمند- مرا بر آن میدارد که تصمیم تاریخی فوق را که بزرگترین قدم، در سبیل پیشرفت نظم اداری حضرت بهاء الله در سی سال اخیر محسوب است، اتخاذ نمایم. این شورای جدیدالتأسیس عهده دار انجام سه وظیفه می باشد: اولاً: با اولیای حکومت اسرائیل ایجاد روابط نمایید. ثانیاً: مرا در ایفای وظایف مربوطه به ساختمان فوقانی مقام اعلی، کمک و مساعدت کنید. ثالثاً: با اولیای کشوری، در باب مسائل مربوط به اموال شخصیه داخل مذاکره شود و چون این شورای که نخستین مؤسسه بین المللی و اکنون در حال جنین است -توسعه یابد، عهده دار وظایف دیگری خواهد شد و به مرور ایام به عنوان محکمه رسمی بهائی شناخته شده و سپس به هیأتی مبدل میگردد که اعضایش از طریق انتخاب، معین میشوند، و ظهور کامل ثمرات آن، وقتی است که مؤسسات متفرعه عدیده آن، تشکیل گشته، به صورت مرکز اداری بین المللی بهائی، در جوار روضه مبارکه و مقام اعلی- که مقر دائمی آن خواهد بود- انجام وظیفه نماید. شایسته است این ابلاغیه را به وسیله لجنه ارتباط منتشر نمایید.26 موافقت دولت اسرائیل با بسط موقعیت و گسترش اراضی بهائیان در اسرائیل، نتیجه سیاست آمریکا و صهیونیسم بود که برای تقویت بهائیان و مرکز جهانی آنان و گسترش فعالیت بهائیت در دیگر کشورها و حفظ منافع اسرائیل - به ویژه در کشورهای اسلامی-انجام گرفت. همزمان با طرح نقشههای جهانی بهائیان برای گسترش مراکز بهائی در کشورهای مختلف- که محفل بهائیان آمریکا طرح و با برنامههای اطلاعاتی اسرائیل هماهنگ شده بود- چنین مساعدتهایی از جانب اسرائیل، سازمان و رهبران صهیونیسم امری اجتناب ناپذیر به شمار می آمد. بر این اساس، شوقی افندی تصمیم گرفت به کمک اسرائیل، دو کار اساسی را تحقق بخشد: 1.احداث تأسیسات مرکز جهانی بهائیان در اسرائیل، ضمن سامان بخشیدن به سازمان رهبری بهائیان؛ 2.رفع بزرگترین مانع رهبری شوقی افندی، یعنی بازماندگان خانواده اعضان و افنان که حاضر به همکاری با او و قبول زعامتش او نبودند.27 او از طرفی به چاپلوسی نزد دولت اسرائیل پرداخت و از طرفی، در پی جلب کمکهای مادی و گسیل آنها به سوی اسرائیل برآمد. وی در تلگراف 15 دسامبر 1915م برابر با (24 آذر ماه 1330) درباره حمایت دولت اسرائیل از اموال غیر منقول موجود در اسرائیل، برای اطلاع محفل ملی بهائیان ایران مینویسد: به یاران بشارت دهید که پس از مدتی بیش از پنجاه سال، کلیدهای قصر مزرعه توسط اولیای حکومت اسرائیل تسلیم گردید. این مکان مقدس تاریخی- که حضرت بهاء الله پس از خروج از سجن عکا در آن اقامت فرمودند- اکنون مفروش میگردد، تا هنگام افتتاح باب تشرف، برای زیارت زائرین مهیا باشد. توصیه میشود هفت قالی به قطع تقریبی سه متر در پنج متر به عنوان عباس ادیب در بیروت ارسال گردد.28 او در تلگرافی دیگر (در 24 دسامبر 1951 م) برای محفل ملی بهائیان آمریکا، آشکارا تأیید کرد که با تشکیل دولت اسرائیل و حمایت آنها، کار احداث مرکز جهانی بهائیان و تشکیل سازمان رهبری بهائیان، امکانپذیر شده است و این امر، از برکت وجود دولت جدیدالتأسیس اسرائیل است: این شروع عظیم- که در عقد اول قرن دوم بهائی، مقارن تأسیس دولتی مستقل و جدید در ارض اقدس، شروع گردید- در نتیجه پیدایش دولت مزبور، تقویتی بسزا یافت و بر اثر تحقق یک رشته وقوعات متوالیه ذیل در ارض اقدس، پیشرفت سریع حاصل نموده است: 1. ساختمان قسمت فوقانی مقام اعلی- که مقدسترین مشروع بین الملل و در تاریخ امرالله بینظیر است- در قلب جبل کرمل آغاز گردید. 2. هیأت بین المللی بهائی، در جوار اعتاب مقدسه تشکیل گردید. این هیأت طلیعه تأسیس بیت العدل عمومی، یعنی اعظم قوه تشریع نظم اداری جهانآرای بهائی است که به بنیانش الهی و حال بدایت ظهور و بروز آن است. 3. اماکن تاریخی مربوط به ایام سجن حضرت بهاءالله و عبدالبهاء، تملک و تعمیر و تزیین گردید و دولت جدیدالتأسیس، آنها را رسماً جزء مقامات متبرکه شناخت و از پرداخت مالیات معاف نمود. این مقامات، اکنون نزهتگاه و مورد نظر و توجه عموم مردم است. 4. مذاکرات رسمی با متصدیان اداری مرکزی بلدیه این حکومت برای دو منظور آغاز گردید: الف) آنکه اراضی حول روضه مبارکه شارع آیین نازنین در حوالی عکا -که اکنون مورد تهدید است - برای نسلهای آینده محفوظ ماند. ب) آنکه املاک وسیعه واقعه در جوار مرقد مبارک حضرت اعلی- که بینهایت لازم و ضروری است- خریداری شود، تا به فرموده حضرت عبدالبهاء، مشروعات تابعه حول مؤسسات، دو رکن اعظم، ولایت امر و بیت العدل اعظم در این اراضی بنیان گردد. 5. برای آنکه در مستقبل ایام، مشرق الاذکاری بر فراز جبال کرمل مرتفع گردد، نقشه لازم تهیه گردید.بنای این مشرق الاذکار، نشانه ضروری و بارزی از پیشرفت روزافزون نظم اداری بین المللی امرالله خواهد بود. 6. چهار کنفرانس -که در خارج از مرکز بین المللی امرالله، در قطعات مختلفه عالم در آینده تشکیل خواهد شد، نشانه آغاز اقدامات امریه در بین قارهها بوده و یازده محفل روحانی ملی، در آن شرکت خواهند نمود. انعقاد این کنفرانسها مبشر شروع مرحله نهایی، برای اجتماع نمایندگان جوامع کلیه کشورهای مستقل و اقالیم مهمّه تابعه و جزایر مختلفه در سراسر جهان خواهد بود. اکنون وقت آن رسیده که توأم با اقدامات ششگانه فوق، موضوعی که اضطراراً مدتی به تعویق افتاده بود، به مرحله عمل درآید و آن، تعیین ایادی امرالله بر طبق نصوص الواح وصایای حضرت عبدالبهاء است که اولین عده آنها، بالغ بر دوازده نفر میباشند و به تعدادی مساوی از ارض اقدس و قطعات آسیا، آمریکا و اروپا انتخاب شده اند. این اقدامات اولیه، مقدمه تحقق کامل مشروعی است که حضرت عبدالبهاء در کتاب وصایا پیش بینی فرموده اند و با تمهیدات اولیه جهت تشکیل هیأت بین المللی بهائی- که بعداً به بیت العدل عمومی تبدیل خواهد شد- همدوش و هم عنان است که این مشروع جدیدالتأسیس حلقهی اتصال دیگری برای تحکیم روابط مرکز دائم الاتساع بین المللی امرالله با جامعه پیروان در سراسر عالم و راه را برای مبادرت به اقدامات دیگر به منظور تقویت اساس نظم اداری بهائی هموار می سازد....29 "پرفسور نرمان تیویج" که دادستان اسبق حکومت فلسطینی و یکی از شخصیتهای سیاسی و حقوقی اسرائیل میباشد به پاس خدمات بهائیان به اسرائیل نوشت: امر بهایی که مرکز آن حیفا و عکا است و این مدینه زیارتگاه پیروان آن است به درجه ایی از پیشرفت و تقدم نایل گشته که مقام دیانت جهانی و بین المللی پیدا کرده است. به نوعی نرمان نیویچ بهایت را در ردیف سه دین "یهودی، مسیحی و اسلام" به رسمیت شناخته و می گوید: اکنون فلسطین را نباید فی الحقیقه منحصراً سرزمین سه دیانت محسوب داشت؛ بلکه باید آن را مرکز و مقر چهار دیانت به شمار آورد، زیرا امر بهایی که مرکز ان حیفا و عکا ست و این دو مدینه زیارتگاه پیروان آن است به درجه ای از پیشرفت و تقدم نائل گشته که مقام دیانت جهانی و بین المللی را احراز نموده است. و همان طور که نفوذ این آیین در سرزمین مذکور روز به روز رو به توسعه و انتشار است در ایجاد حسن تفاهم و اتحاد بین المللی ادیان مختلفه عالم نیز عامل بسیار موثری به شمار میآید.30 از طرفی شوقی افندی از وظائف شورای بین المللی بهائیان، رابطه با دولت اسرائیل بیان می کند و حمایت از اسرائیل را به همه دولت های جهان ترجیح می دهد و تأسیس شعب محافل روحانی و ملی بهائیان را فقط در ارض اقدس و بر حسب قوانین حکومت جدیدالتأسیس اسرائیل ممکن می داند.31 و نقشه ده ساله که شامل 28 هدف است. این اهداف بنابر خواست شوقی افندی، باید توسط "چارلز میسن ریمی" پیاده میشد. "بهائیت" و جنگ اعراب و اسرائیل در جنگ اعراب و اسرائیل، بهائیان همواره از اسرائیل غاصب جانبداری کرده، و علیه مسلمانان به تبلیغ می پرداختند. نیاز صهیونیسم و اسرائیل به اطلاعات و منابع خبری وسایل ارتباطی جمعی در کشورهای اسلامی، سبب شده بود بهائیان به کمک آنها بیایند؛ چون اگر اعراب موفق می شدند، منافع بهائیت در خطر بود. در سال 1379 ق (1960م) یکی از شرکت کنندگان ایرانی در مجمع عمومی مؤتمر اسلامی بیت المقدس از نقش اطلاعاتی بهائیان برای اسرائیل، سخنی به میان آورد. کشورهای عربی، مسأله را خیلی جدی نگرفتند. در اثر عدم اطلاع مسلمانان از وضعیت عوامل گسترده صهیونیسم در کشورهای عربی اسلامی- که ناشی از ضعف تشکیلات اطلاعاتی آنان بود - نسبت به آن توجه ویژه ای نشد؛ در حالی که برای کارشناسان مسائل سیاسی- مذهبی ایران روشن بود تا زمانی که طرح دوستی و روابط متقابل عباس افندی با صهیونیسم پی ریزی نگردیده بود در ایران یهودی - بهایی وجود نداشت. پس از پیدایش این سرسپردگی و تداوم آن در زمان شوقی افندی - به ویژه، پس از تشکیل دولت اسرائیل- در محافل بهائی ایران، یهودیان بسیاری، خود را یهودی بهائی لقب میدادند؛ حتی اسرائیل، با عنوان "قلب العالم" -که اصطلاحی مشترک، برای حفظ منافع هر دو گروه بود- زبانزد بهائیان و یهودیان صهیونیست شد. این اصطلاح، پیشنهاد شوقی افندی بود. تلاش جدی بهائیان در کسب اطلاعات و مدارک سیاسی، برای منافع صهیونیسم و اسرائیل سبب موضعگیری جامعه اتحادیه کشورهای عربی شد. و موضوع "بهائیگری" جزء دستور کار "دفتر تحریم اعراب علیه اسرائیل" وابسته به اتحادیه عرب قرار گرفت. این دفتر، مأموریت یافت تمام شرکتهای و مجتمعهای صنعتی و اقتصادی آمریکایی و اروپایی و... با اسرائیل منافع مشترک داشته و به نفع آن و زیان اعراب می کوشند، شناسایی کند و نام آنها را برای تحریم معامله و همکاری اقتصادی در اختیار دولتهای عرب قرار دهد. خبرگزاری رویتر در 10 ژانویه 1975 م از دمشق گزارش داد:
محمد محجوب (کمیسر عالی در دفاتر تحریم اعراب، علیه اسرائیل) بیان کرد:"کنفرانس ماه آینده دفاتر تحریم مبارزه با گروه بهائی را به طور جدی بررسی خواهد کرد". محمد محجوب، از گروه بهائی به عنوان یک جنبش طرفدار اسرائیل و صهیونیسم یاد کرده است.32 همین مضمون را خبرگزاری خاورمیانه در 10 ژانویه 1975 م، به نقل از محمد محجوب و دیگران مخابره کرد: روز 23 فوریه سال جاری، افسران دفتر تحریم اسرائیل، در کنفرانس قاهره گرد خواهند آمد، تا موضوع گروه مذهبی بهائیها را که دارای اهداف و فعالیت های صهیونیستی در کشورهای عربی - اسلامی هستند، بررسی کنند.33 23 فوریه 1975 م، در قاهره، کنفرانس تحریم اسرائیل برگزار شد و در 25 فوریه، نتایج و تصمیمات مهم آن، در مطبوعات جهان منتشر شد. روزنامه "المحرر"، چاپ بیروت در 25 فوریه 1975 م با عنوان "مؤتمر مکاتب مقاطعه اسرائیل"، تصمیم کنفرانس تحریم را به نقل از محمد محجوب و دیگر ناظران آگاه را- درباره رابطه محافل و مراکز بهائیان با صهیونیسم و اسرائیل - چنین اعلام کرد: و قرّر المکتب ایضاً فرض حظر علی نشاط البهائیین فی الدول العربیه و اغلال محافلهم بعد ان ثبت ان الصهیونیه تستر ورائهم...؛ همچنین دفتر تحریم اعراب علیه اسرائیل مقرر داشت که بایستی دولت های عربی از جنبش بهائی ها و تشکیل محافل آنها شدیداً جلوگیری کنند؛ زیرا برای اعضای کنفرانس مسلم شد، صهیونیسم پشت آنان پنهان شده است- حتی بهائیان ایران گستاخی را به حدی رساندند که مبالغ هنگفتی، برای کمک به اسرائیل غاصب جمع آوری کردند. پول جمع آوری شده، حدود 120 میلیون تومان بود که در ظاهر، برای بیت العدل حیفا فرستاده می شد؛ ولی منظور اصلی، کمک به ارتش اسرائیل بود. مقدار قابل ملاحظه ای از این پول، به وسیله حبیب ثابت پرداخت شده بود.34 درگزارش مأموران ساواک (9/9/46) آمده است: شنیده شده است چندی قبل، بهائیان ایران مبلغ هنگفتی- که چندین میلیون تومان بوده- به اسرائیل کمک کرده اند. البته تصور میرود کمک بهائیان، از طریق آقای غفوری (نمایندگی سیاسی اسرائیل در ایران) و به وسیله حبیب القانیان، که تماس مستقیم با حبیت ثابت - که قبلا یهودی و اهل کاشان بوده است- انجام گردیده؛ زیرا از قرار معلوم، سرمایه محفل و وجوه جمع آوری شده بهائیان، ماهیانه به نام خیرالله در صندوقی نزد حبیب ثابت میباشد و مشارالیه، این پولها را به ربح میدهد؛ لکن مبلغ جمع آوری شده فعلاً نامعلوم است.35 در ادامه، به نقش نمایندگان ایران در فلسطین اشاره می کنیم. میرزا حبیب الله خان آل رضا یا عبدالملک، از سوی مقامات وزارت امور خارجه ایران، به عنوان نماینده ایران در فلسطین انتخاب شد. البته این انتخاب، بدان معنا نیست که پیش از این تاریخ، ایران در فلسطین نمایندهای نداشت. از اسناد سیاسی موجود، چنین برمیآید که تا پیش از سال 1298ش 1880م"میسو اسکوینچ "، سمت "ویس قنسل" افتخاری ایران در حیفای فلسطین را عهده دار بود.36 اسکوینچ امور این ناحیه را با توجه به دقت نظر ویژه کنسولگری ایران در مصر اداره می نمود.37 صرف نظر از او، انیس حیری و توفیق عفیفی، هر کدام، با عنوان کنسول افتخاری ایران در دو شهر یافا و عکا، عهده دار امور ایران بودند و این منصب را تا سال 1314 ش (1935 م) حفظ کرده بودند. در این سال، بر اساس یادداشت 2503/39569 مورخ 17/9/1314 وزارت امور خارجه ایران، پایان خدمت ایشان رسماًً به کمیته عالی بریتانیا در فلسطین ابلاغ شد.38 میرزا حبیب الله که اهل شیراز39 و فرزند میرزا رضا قناد بود، از بهائیان شناخته شده و مجذوب عباس افندی به شمار میرفت. او به سبب نزدیکی با عباس افندی، از خشم مردم مسلمان؛ هراس داشت و از اقامت در ایران نگران بود. لذا به عکا رفت و مستخدم دستگاه عباس افندی شد. او به دلیل تعصب و علاقه ای که به این فرقه داشت مورد لطف و محبت خاص افندی قرار گرفت. عباس افندی، حبیب الله خان پسر میرزا رضا قناد را به تحصیل گمارد و با هزینه خود، او را برای ادامه تحصیل دوسال به اروپا فرستاد. او به زبانهای انگلیسی و فرانسه تسلط پیدا کرد و سپس به تهران آمد.40 او پس از مشروطه در سال 1339 ق/1920 م رهسپار حیفا شد او خود در گزارش مینویسد: چندی قبل، از حیفا، از طرف ایرانیان ساکن آن سرزمین [بهائیان] تهدیدی رسید که چون دولت فخیمه انگلیس در شناسایی " ویس قنسل" حیفا...تعلل میورزد و امور ماها[ایرانیان بهایی] از هر حیث -راجع به مسافرت و غیر از این جهت - لطمه وارد میشود، خواهش میشود که مسافرت چند روزه به این سمت نمایند.41 حبیب الله خان، ظاهراً بدون اجازه وزارت خارجه، رهسپار حیفا و سپس بیت المقدس شده و بدون داشتن اعتبارنامه، با مقامهای انگلیس به گفتوگو پرداخته است. جالب اینکه نه تنها با مخالفت مسئولین انگلیسی مواجه نمیشود، بلکه مورد استقبال هم قرار می گیرد. متأسفانه وزارت خارجه وقت نیز به دلیل آشفتگی سیاسی حاصل از کودتای سوم اسفند، هیچ واکنش نشان نداد و همین امر بر جسارت عین الملک افزود؛ به طوری که رسماً پیشنهاد سرپرستی امور فلسطین را مطرح ساخت.42 حبیب الله خان در یکی از گزارشهای خود، ضمن متهم کردن وزیر مختار ایران در مصر، اسباب تضییع حقوق و حیثیت دولت ایران را چنین مینگارد: سابقاً عرض کردم بین بهائیان، پس از وفات عبدالبهاء راجع به مقام بهاءالله و جانشینش اختلافی روی داد..از قرار راپرتی که رسیده است، پی در پی تلگراف و مراسلات از طرف انجمنهای بهائیان در جمیع عالم، به حکومت بریتانیا و وزارت خارجه او و کمیسر عالی در فلسطین میرسد و میگویند که مضمون آنها هم این است که کلید، باید به دست شوقی افندی برسد... حالا ملاحظه می فرمایید که نداشتن مأمور صحیح دلسوزی در فلسطین، چگونه اسباب تضییع حقوق و حیثیت دولت ایران شده است و منتهی به این شده است که بهائیان، در تمام نقاط، متوسل به دولت بریتانیا شده اند، در صورتی که اگر مأموری می داشتیم، همه می بایستی متوسل به دولت ایران شوند. به هر صورت، این است اوضاع آن صفحات، و نمیدانم وزیر مختار [ایران در] مصر، به چه ملاحظه در جلوگیری از این امور برنیامده... در وقتش، اگر امور آنجا محول به فدوی شده بود، همینطور که در شام، حفظ حقوق و آبروی دولت را کردهام، در آنجا هم، البته کرده بودم....43 بر اساس این سند، از انگیزههای میرزا حبیب الله خان -که بعدها برای خود، از نام خانوادگی هویدا استفاده کرد- رسیدگی به امور بهائیان در فلسطین بوده است. انگیزه وی، بر اساس اسناد موجود به دو بخش تقسیم میشود: الف) تلاش برای ارتباط پیوسته با مرکز بهائیت در فلسطین و نزدیکی به رهبران این فرقه. این تلاش به وسیله گروهی از ایرانیان شام در همان سالها و با ارسال عریضهای آشکار شده و پرده از این تصمیم هویدا برداشته میشود: خدمت اجلاء عظام هیئت وزرا، محترمین و وکلای مجلس شورای مللّی[ملی]! جناب آقای حبیب الله خان، وقت ممکن ندارد که به کار رعیت یا به داد رعیت برسد. از برای [آن] که شب و روز مشغول از برای تبلیغ حضرات بهائی گردیده و روابط ایشان در عوض اینکه با پایتخت ایران باشد، روابط ایشان با حیفا است....44 ب) کسب سود مالی، یکی دیگر از دلایل عین الملک هویدا در ارایه چنین پیشنهادی است. شاید بین اعضای وزارت خارجه ایران ملی، در دوران قاجار، کمتر فردی یافت شود که بدین اندازه متهم به اخاذی و سوء استفاده از اتباع ایرانی مقیم محل مأموریتش باشد. اقدام های سودجویانه هویدا به سرعت، مسائل مهمی را در روابط خارجی ایران با منطقه خاورمیانه پدید آورد، به طوری که مقامات هر کشوری که در آنجا بسر می برد، آشکارا از رفتار وی ابراز ناخشنودی می کردند.45 مقام های وزارت خارجه ایران که امیدوار بودند با واگذاری امور فلسطین به حبیب الله خان هویدا، هم به مشکلات اتباع ایرانی پایان دهند و هم اصول سیاست خارجی خود را برابر بحران فلسطین معلوم کنند نه تنها به هدف نخست نائل نشدند، بلکه در دستیابی به مقصود دوم، با دشواری جدیدی مواجه شدند. هویدا، اگر چه خطر نفوذ صهیونیسم و رشد آن را در منطقه، بارها به مقام های تهران گوشزد کرد این اقدام او نه از سر خیرخواهی و حقوق منافع ملی ایران، بلکه به دلیل رقابت پنهانی بهائیان و صهیونیستها در تصرف حکومت فلسطین بود.46 وزارت امور خارجه ایران -که تا پیش از عزیمت هویدا به فلسطین، حداقل در سه شهر مهم، دارای نمایندگی سیاسی رسمی بود- در اثر اقدامات او، نه تنها نمایندگی یافا، عکا و حیفا تعطیل شد، بلکه امور فلسطین را نیز ضمیمه شام کرد و ایرانیان فلسطین به سبب حمایتهای صهیونیستها، همکاری خوبی با هم پیدا کرده بودند. درایت مرحوم امام خمینی (رحمة الله علیه) حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) با درایت و هوشیاری، خطر بهائیان را برای اسلام و کشور، جدی دانسته و در درجه اول به روحانیت سفارشی اکید کرد که مردم را از این خطر آگاه کنند. آن بزرگوار، در دیداری خطاب به علمای یزد چنین فرمود: آقایان باید توجه فرمایند که بسیاری از پست های حسابی به دست این فرقه است، که حقیقتاً عمال اسرائیل هستند. خطر اسرائیل، برای اسلام و ایران بسیار نزدیک است. پیمان با اسرائیل در مقابل دول اسلامی، یا بسته شده یا می شود. لازم است علمای اعلام و خطبای محترم، سایر طبقات را آگاه فرمایند که در موقعش بتوانیم جلوگیری کنیم. امروز، روزی نیست که به سیره سلف صالح بتوان رفتار کرد. با سکوت و کناره گیری همه چیز را از دست خواهید داد.47 حضرت امام( از تسهیلات دولت برای مسافرت دو هزار نفر یا بیشتر از فرقه ضاله، به همراه پرداخت ارز و تخفیف بلیت برای سمیناری که در لندن تشکیل میدهند، و در مقابل، مشکلاتی که برای "حجاج بیت الله الحرام"، ایجاد می کنند، انتقاد کرده و آن را شاهدی بر سوء نیت دولت گرفتند.48 البته روزنامه دنیا (سال 19، شماره 741، در 7/2/1342) از عزیمت دو هزار زن و مرد بهائی از فرودگاه مهرآباد به لندن خبر داد که دولت، به هر نفر، پانصد دلار به نرخ دولتی ارز پرداخت نمود. علت عزیمت، اجتماع پانزده هزار نفری بهائیت در 8 اردیبهشت 42 برای معارفه گروه نُه نفری رهبران بهائیان بود.49 حضرت امام (رحمة الله علیه) در ادامه موضع گیریها فرمودند: دو هزار نفر را با کمال احترام، با دادن پانصد دلار ارز به هر یک (پانصد دلار از مال این ملت مُسلِم به بهائی داده اند)، ...[و] به هر یک، هزار و دوبیست تومان تخفیف هواپیما[داده اند که اینها]، چه بکنند؟ بروند در جلسه ای که بر ضد اسلام در لندن تشکیل شده است، شرکت کنند.50 در جای دیگر- با ذکر همین ماجرا - از تخفیف بیست و پنج میلیون تومانی شرکت نفت به ثابت پاسال، (بهایی معروف) سخن به میان آورده و می فرماید: این وضع نفت ما، این وضع ارز مملکت ما، این وضع هواپیمایی ما، این وضع وزیر ما، این وضع همه ما، سکوت کنیم باز؟ هیچ حرفی نزنیم؟ حرف هم نزنیم؟ ناله هم نکنیم؟... این سکوت مرگبار، اسباب می شود که زیر چکمه اسرائیل، به دست همین بهائی ها، این مملکت ما، نوامیس ما پایمال شود. وای بر ما، وای بر این اسلام، وای بر این مسلمین! ای علما ساکت ننشینید! ... استقلال مملکت و اقتصاد آن، در معرض قبضه صهیونیست ها است که در این حزب بهائی ظاهر شدند، و مدتی نخواهد گذشت که با این سکوت مرگبار مسلمین، تمام اقتصاد این مملکت را با تأیید عمال خود، قبضه می کنند و ملت مسلمان را از هستی در تمام شؤون، ساقط می کنند. تلویزیون ایران، پایگاه جاسوسی یهود است و دولت ها ناظر آن هستند و آن را تأیید می کنند....51 بهائیت و اقتصاد در گزارش ساواک از جلسه ناحیه 2 بهائیان شیراز (در تاریخ19/5/1350) آمده است: جلسه ای با شرکت 12نفر از بهائیان ناحیه 2 شیراز، در منزل آقای هوشمند و زیر نظر آقای فرهنگی تشکیل گردید. پس از قرائت مناجات، شروع و خاتمه و قرائت صفحاتی از کتاب لوح احمد و ایقان، آقای فرهنگی و محمدعلی هوشمند، پیرامون وضع اقتصادی بهائیان در ایران صحبت کردند. فرهنگی اظهار داشت: بهائیان در کشورهای اسلام پیروز هستند و میتوانند امتیاز هر چیزی را که میخواهند بگیرند. تمام سرمایههای بانکی و ادارات و رواج پول در اجتماع ایران، مربوط به بهائیان و کلیمیان میباشد تمام آسمان خراشهای تهران، شیراز و اصفهان، مال بهائیان است. چرخ اقتصادی این مملکت، به دست بهائیان و کلیمیان می چرخد. شخص هویدا، بهایی زاده است. او یکی از بهترین خادمان امرالله است و امسال، پانزده هزار تومان به محفل ما کمک نموده است. آقایان بهائیان ! نگذارید کمر مسلمانان راست شود...!52 بهائیان، با تمام وجود، خود را در اختیار اسرائیلی ها قرار دادند، به گونه ای که توانستند اعتماد بیش از حد اسرائیلیها را به دست آوردند و اسرائیلی ها نیز برابر خوش خدمتی آنها، رفتار ویژه ای داشتند. "فریدون رامشفر" که بهایی است، در مسافرتی که به اسرائیل داشته درباره نحوه برخورد اسرائیلی ها با بهائیان می گوید: دولت اسرائیل، آنقدر نسبت به بهائیان، خوشبین است که در فرودگاه خود، احیا (بهائیان) را بازرسی نمی کند؛ ولی بقیه مسافرین و حتی کلیمی ها را بازرسی می کنند. به طوری که یک کلیمی اعتراض کرده بود که چرا بهائیان را بازرسی نمی کنید و ما را که اینجا موطنمان است، مورد بازرسی قرار می دهید.53 بهائیت پس از شوقی افندی بهائیت - به ویژه- پس از مرگ شوقی افندی چهره اصلی مورد نظر بانیان خود را نمایان ساخت و در جهت اهداف پدید آورندگان اصلی خود، کارآیی خویش را در معرض دید عموم گذاشت. اگر نگاهی تطبیقی به عملکرد این فرقه در سراسر جهان بیندازیم، روشن می شود این فرقه تا چه اندازه ابزار دست سیاستمداران مستبد جهان شده و در راستای اهداف صهیونیزم بین المللی در کشورهای اسلامی و برای تضعیف دین مبین اسلام به کار رفته است. حتی اگر کارآیی آن را در مقایسه با مکتب هایی مانند کمونیسم -که ادعای دیانت ندارند- به نظاره بنشینیم، روشن می شود که چگونه در راستای اهداف سیاسی بیگانگان در کشورهای اسلامی مورد استفاده قرار گرفته است. این عملکرد، مدیون تشکیلاتی است که از زمان شوقی افندی به کار گرفته شد و بیت العدل در اسرائیل تأسیس شد.54 عملکرد امروز بهائیت آنان از اسرائیل برای زنده نگهداشتن آیین خود کمک میگیرند و مسئولین رژیم غاصب هم با توجه به اهداف مشترکشان، از آنان حمایت میکنند، برای نمونه به خبر زیر توجه کنید: سه شنبه، اول خرداد 1380ش، مصادف با سالروز رحلت حضرت رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، رژیم صهیونیستی، برای تجمع فرقه ضاله بهائیت به منظور افتتاح یک ساختمان دویست و پنجاه میلیون دلاری در ارتفاع کرمل در حیفا جشن و پایکوبی راه انداخت. ساخت این مجموعه عظیم، با حمایت مستقیم اسحاق رابین (نخست وزیر معدوم رژیم اشغالگر)، از سال 1372ش، زیر نظر دو بهایی فراری به نام های مهندس حسین امانت و دکتر فریبرز صهبا، با شدیدترین تدابیر امنیتی آغاز شد. این تصمیم، پس از برگزاری اجتماع سراسری سران بهائیت در نیویورک (1992م) زیر نظر سیا و موساد- با هدف ایجاد قوس و زیارتگاه متناسب با شأن پیامبر دیانت بابی درمدفنش -به مسئولان رژیم اشغالگر ابلاغ شد. در این مراسم ارکستر سمفونیک اسرائیل حاضران را -که میان آنها مسؤولان سیاسی و اقتصادی و امنیتی صهیونیستها و برخی بهائیان اروپا و آمریکا بودند- برای دعا و نیایش همراهی میکرد. نکته مهم و قابل توجه این تجمع، حضور خبرنگاران رادیو و تلویزیونهای مختلف جهان، برای ایجاد پوشش علنی صوتی و تصویری افتتاح کاخ بود. اهدافی که برگزارکنندگان مراسم، خواهان نشر آن، به وسیله این خبرنگاران بودند، میتوان به این موارد اشاره کرد: 1. دولت اسرائیل، با نهایت افتخار میتواند میزبان همه بهائیان جهان - به ویژه بهائیان ساکن کشورهای اسلامی- باشد. 2. آثار این دیانت مدرن و پیشرفته، که متناسب با جهان توسعه یافته قرن 21 است - به صدها زبان و لهجه ترجمه و منتشر شده است و میتواند برابر سایر برداشتها و قرائتهای عقب افتاده و متحجرانه بایستند. 3. بهائیت، رو به گسترش است و تعداد بهائیان جهان که متمایل به دولت اسرائیل هستند، بیش از 6 میلیون نفر است.55 می توان گفت اسرائیل در پی جلب سرمایه های بهائیان و مشغول کردن مسلمانان به آنها و فراهم کردن یک حامی بسیار خوب برای یهودیان است. اکنون بهائیت نیز با مظلوم نمایی در جوامع بین الملل-به ویژه در ایران اسلامی که سرزمین موعود آنها است- در پی آن هستند که بگویند: "ما بر حق هستیم و حقوق ما پایمال شده است". و طبق معمول، استکبار جهانی هم از آنان حمایت می کند، بعنوان نمونه وقتی جامعه بهائی نامه ای به آقای خاتمی (رئیس جمهوری وقت ایران) می نویسند و تظلم خواهی می کنند، برخی سازمانهای بین المللی، با استناد به همین نامه، ایران را به نقض حقوق بشر محکوم می کنند. به گفته یکی از صاحب نظران: "این نامه در شرایطی -به صورت گسترده- توزیع شد که در کنار تهدید ایران به وسیله اسرائیل، فشار آمریکا و اروپا بر ضد فعالیت های هسته ای ایران اوج گرفته و آنها هر روز بخشی از جنگ روانی و تبلیغاتی خود را در این باره انجام میدهند، تا جایی که تونی بلر و جک استراو، نخست وزیر و وزیر امور خارجه انگلیس اعلام کردند که پس از پرونده هسته ای، پرونده حقوق بشر در ایران در دستور کار قرار میگیرد و در این بین، جامعه بهائیان هم مورد استفاده ابزاری صهیونیسم ها قرار گرفته است.56 چندی پیش هم اعلام کردند بهائیان و صوفیان در ایران آزاد نیستند، باید از حقوق آنها دفاع کرد. جالب این است که برخی روشنفکران داخلی هم به بهانه دفاع از حقوق بشر، از جامعه بهائی و گروههای انحرافی ضاله حمایت می کنند. امیدواریم اینها- مانند جامعه بهائی- جاسوس یا عامل صهیونیسم ها نباشند. شبکه های خبری وابسته به صهیونیسم نیز در اختیار تبلیغات این فرقه است که با تکیه بر مظلومیت آنان و حق آزادی عقیده، برای آنان تبلیغات کرده، و نظام مقدس جمهوری اسلامی را- که با آنان اختلاف ریشه ای دارد - محکوم می کنند. در مجموع امروز بهائیت یک تشکیلات بین المللی است و شهر عکا (قبله بهائیان که در اسرائیل قرار دارد) مرکز همبستگی و پیوند آنها با صهیونیسم- به ویژه در امور اقتصادی- است. البته بیشترین پیروان بهائیت، در کشور آمریکا ساکنند. تشکیلات آنان در تمام کشورهای جهان به ویژه کشورهای آفریقایی و آسیایی- شعبه دارد و برای خود تبلیغ می کنند. اهداف آنان با اهداف صهیونیسم گره خورده و به یکدیگر احترام متقابل دارند. آنان برای نابودی مسلمانان به ویژه شیعیان- تلاش مضاعفی از خود نشان می دهند. باید بیش از پیش هوشیار بود چرا که دست صهیونیست ها کاملاً نمایان است. پی نوشت: 26 . مجله اخبار امری، ارگان محفل ملی بهائیان ایران، آذر و دی 1329ش، ش 8-9 ص 4-5، -اسماعیل رایین، انشعاب در بهائیت، ص169 -.170. 27 . سید محمد باقر نجفی، بهائیان، ص 675. 28 . مجله اخبار امری، ارگان رسمی محفل بهائیان ایران، ش 8-9، آذر و دی 1329 ش. 29 . همان، ش 9، دی 1330ش، ص3. 30 . اسماعیل رایین، انشعاب در بهائیت، ص 169-170؛ - قرن بدیع، قسمت چهارم، ص 162. 31 . دکتر زاهدانی، بهائیت در ایران، ص 257. مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ج سوم، 1384ش. 32 . نجفی، بهائیان، ص 183 (به نقل از بولتن خبری سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران، دفتر مرکزی، خبر شماره 232، 21 دی 1353ش). 33 . همان، ص 714. 34 . روح الله حسینیان، سه سال ستیز مرجعیت شیعه، ص 173. 35 . مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، سازمانهای یهودی و صهیونیستی در ایران، ص 536. 36 . بایگانی اسناد وزارت امور خارجه، (سال 1340 ق)، کارتن 16، دوسیه 13، گزارش مورخ 6 ذی قعده 1339 ق به شماره 844 (به نقل علی اکبر ولایتی، ایران و مسأله فلسطین، ص 91). 37 . ر.ک: گزارش شماره 316 مورخ 17صفر، 1341ق/1922م؛ سرکنسولگری ایران در شام، بایگانی اسناد وزارت امور خارجه سال 1301 ش، کارتن ص 16، دوسیه 44 (به نقل علی اکبر ولایتی، ایران و مسأله فلسطین، ص 91). 38 . گزارش شماره 695- 17/12/1314 کنسولگری شاهنشاهی ایران در فلسطین، بایگانی اسناد وزارت امور خارجه سال5-1314، کارتن 2، دوسیه 26 (به نقل علی اکبر ولایتی، ایران و مسأله فلسطین، ص 92). 39 . بر پایه اسناد سفارت آمریکا، وی قزوینی الاصل بوده و به شغل خیاطی اشتغال داشته است، ر.ک: گزارش سری ارنست آر. اونی، دفتر تحقیقاتی- سیاسی اداره اطلاعات آژانس اطلاعات مرکزی (CIA)، فوریه 1976 م /1354ش، موجود در: مجموعه اسناد لانه جاسوسی امریکا، از ظهور تا سقوط، (مرکز نشر اسناد لانه جاسوسی آمریکا، 1366) ج 1، ص 55 (به نقل از علی اکبر ولایتی، ایران و مسأله فلسطین، ص 92). 40 . عبدا... شهبازی، جستارهایی از تاریخ معاصر ایران، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی1369، ج 2، ص 375 (به نقل از علی اکبر ولایتی، ایران و مسأله فلسطین ص 92). 41 . گزارش شماره 844 مورخ 6 ذی القعده 1339 ق عین الملک، بایگانی اسناد وزارت امور خارجه سال 1340 ق، کارتن 16، دوسیه 13 (به نقل از ایران علی اکبر ولایتی، ایران و مسأله فلسطین، ص 93). 42 . گزارش شماره 844- مورخ 6 ذی قعده 1339ق، بایگانی اسناد وزارت امور خارجه سال 1340 ق، کارتن 16 دوسیه 13 (به نقل از علی اکبر ولایتی، ایران و مسأله فلسطین، ص 93). 43 . گزارش 2524، مورخ 15 میزان 1301 ش/1922م، بایگانی اسناد وزارت امور خارجه، سال 1301 ش، کارتن 16، دوسیه 19 (به نقل از علی اکبر ولایتی، ایران و فلسطین، ص 99-100). 44 . بایگانی اسناد وزارت امور خارجه، سال 1302ش، کارتن 65، دوسیه 4 (به نقل از علی اکبر ولایتی، ایران و مسأله فلسطین، ص 100). 45 . گزاش شماره 2570، مورخ 19/5/1309 سفارت ایران در بغداد، بند 4، بایگانی اسناد وزارت امور خارجه، سال 1309، کارتن 48، دوسیه 2/256/64 و همچنین گزارش محرمانه، نمره 519، مورخ 16/6/1309، سرکنسولگری دولت ایران در بیروت (به نقل از علی اکبر ولایتی، ایران و مسأله فلسطین، ص 104). 46 . علی اکبر ولایتی، ایران و مسأله فلسطین، بر اساس اسناد وزارت امور خارجه، ص 104، دفتر نشر فرهنگی اسلامی، 1376ش. 47 . صحیفه نور، ج1، ص44. 48 . روح الله حسینیان، سه سال ستیز مرجعیت شیعه، ص 168. 49 . محمد حسن رجبی، زندگینامه سیاسی امام خمینی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، 1378ش، ص 256. 50 . صحیفه نور، ج1، ص 12. 51 . همان، ص 34-35. 52 . عبدالله شهبازی، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ج 2، ص 385. 53 . جواد منصوری، تاریخ قیام پانزدهم خرداد به روایت اسناد، ص 330. 54 . دکتر زاهدانی، بهائیت در ایران، ص 262. 55 . پایگاه اطلاع رسانی موعود (WWW://Mouood.com). 56 . سایت بازتاب، 23 آذر 83، مقاله شهریار رضوان طلب، ذیل عنوان "پشت پرده شب نامه بهائیان". محمدرضا نصوری ماهنامه انتظار موعود - شماره 18 |
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۰:۰۴, ۳۰/اردیبهشت/۹۵
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
(۲۹/اردیبهشت/۹۵ ۱۴:۳۸)-Ali- نوشته است: صادق زیباکلام: عیادت فائزه هاشمی از شهروند بهایی قابل ستایش بودبا سلام البته پیامبر اسلام صل الله علیه و اله به دیدار نادان رفته بودند که از روی جهالت اقدام به عمل زشتی می کردند که در شان یک انسان در برخورد با پیامبر خدا نبود .....اما سوال بنده از جناب زیبا کلام اینه ،که در کجای تاریخ امده است گه پیامبر به دیدار یک منافق مانند ابوسفیان و معاویه و امثال انها رفته است ....و یا حتی اهل بیت اسلام سلام الله علیها ،هیچ کدامشان به ملاقات ظالمان و منافقان نمی رفتند .
|
|||
|
|
۲۰:۳۹, ۳۰/اردیبهشت/۹۵
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
(۲۸/اردیبهشت/۹۵ ۱۲:۳۰)mahdy30na نوشته است: وقتی هم که پاسخ داده میشه به حرفاتون ، توهین و خشونت و ... محسوب میکنین درحالی که خودتون میل به هرگونه کلام و لفظ دارین . اگر میل به هر گونه کلام و لفظی داشتم که بعضیا تا این حد وقیح نمیشدن که اون جملات سخیف رو به کار ببرن. کاش مثه بعضیا اینقدر بی تربیت بودم که میتونستم از هر گونه کلام و لفظی استفاده کنم. این شما هستید که همیشه با دشمنی و خشونت و توهین و متلک انداختن بحث ها رو شروع میکنید. شما فکر میکنید هر کس که متفاوت با شما فکر میکنه یک دشمنه که باید با زشت ترین الفاظ پاسخش رو بدین. تا حالا شده شما منطقی جواب بدید؟؟؟ |
|||
|
۸:۴۳, ۳۱/اردیبهشت/۹۵
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
|
اول از رعایت ادب توسط همه دوستان تشکر میکنم. دوم لطفا کمتر به حاشیه ها بپردازین. چه مدیران و چه دیگر دوستان اگر در پاسخهای خودشون لطافت بیشتری داشته باشن کمتر این حواشی پیش میاد.
|
|||
|
|
۱۹:۳۲, ۳۱/اردیبهشت/۹۵
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
(۲۹/اردیبهشت/۹۵ ۱۴:۳۸)-Ali- نوشته است: صادق زیباکلام: عیادت فائزه هاشمی از شهروند بهایی قابل ستایش بود سلام 1- یکی از عوامل نفوذ و رخنه دشمنان در میان جوامع اسلامی ساختن و جعل فرقه ای ضاله و دروغین است.از جمله این فرقه های ضاله که همواره مورد حمایت صهیونیستها بوده جریان بهائیت است.رشد و بالندگی این فرقه در محافل بین المللی پس از استقرار رژیم غاصب صهیونیستی ، مشروعیت بخشیدن به یکدیگر همانند تایید رسمی شوقی افندی در سال 1954 و تعریفات متعدد او از اسرائیل در نامه نگاری با بهائیان و اجازه فعالیت آزادانه بیت العدل بعنوان بالاترین نهاد مرجع دینی در بهائیت در اسرائیل از جمله شواهد بارزی است که با اسناد تاریخی بخوبی قابل اثبات می باشد. 2- سخنگوی قوه قضائیه جرم فردی را که فائزه هاشمی به دیدارش رفته است خیانت به وطن اعلام کرد بنابراین اگر قوه قضائیه با فائزه برخورد کند هیچ ربطی به هویت بهایی فرد ندارد.چرا که بهائیان زیادی در کشور زندگی میکنند که نه تحت تعقیب قضایی اند و نه فائزه به دیدار آنهار میرود.لفظ خیانت احتمالا جاسوسی و وطن فروشی تفسیر میشود و ملاقات فرزند یکی از مسئولان عالی نظام با کسی که خیانت کرده است نوعی لجاجت و دهان کجی به حکم نظام درباره آن است.در اینصورت حرکت فائزه خود نوعی خیانت محسوب میشود و عملی در تراز اقدامات منافقین در مجامع بین المللی علیه کشور و نظام است جواب کامل این شبهه رو در کانال "بصیرت نامه (بیداری ملت) " در تلگرام دنبال کنید |
|||
|
|
۱۴:۱۱, ۱/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
|
حرفهای تکان دهنده زن بهایی که شیعه شد دولت بهار: مهناز رئوفی در کتاب«سایه شوم» نوشت: زمان جنگ وقتی مردم کشته میشدند، بهائیان با بیرحمی تمام میگفتند از این مسلمانان هر چه کشته شود کم است. خبرگزاری دانشجو نوشت: با توجه به دیدار اخیر فائزه هاشمی با خانواده بهائیان و حمایت وی از این فرقه ضاله و در راستای ایجاد یک آشنایی مختصر با افکار و عقاید این فرقه بخش هایی از کتاب خاطرات خانم مهناز رئوفی تحت عنوان «سایه شوم؛ خاطرات یک نجات یافته از بهائیت» که توسط انتشارات کیهان به چاپ رسیده است را می خوانیم. خانم مهناز رئوفی در محیط بهائی رشد یافت، اما فسادها و تناقض هایی که در کار هم کیشان خود (به ویژه سران محفل بهائیت) دید،وی را به شدت از این مسلک بیزار کرد و این امر، همراه با مطالعه مستقیم درباره اسلام، باعث تشرف او به اسلام و تشیع گردید. فساد اخلاقی در بهائیت : در بهائیت هر گونه تعصبی ممنوع است و این ریشه در سیاست استعمار دارد که با ترویج این اعتقاد، تعصب ملی، تعصب دینی، تعصب وطنی و هر عرق و علاقه و غیرتی را از انسان میگیرد تا به راحتی بتواند بهرهکشی کند... خیلی از خانمها[ی بهائی]... لباسهای نازکی میپوشیدند و منظره بسیار کریه و زشتی به وجود میآوردند و روسای تشکیلات چیزی به آنها نمیگفتند و آزادی مطلق داده بودند. دیگر کسی حق اعتراض نداشت. بیبند و باران تشویق هم میشوند! : در جامعه مسلمان ها، هر کس در رعایت حجاب و یا خلوت با اجنبی کوتاهی نماید مورد اعتراض و بازخواست افکار عمومی (و نه تشکیلاتی) واقع شده و با او برخورد میشود و در جامعه بهائی هر کس بیحجاب تر باشد به اصطلاح باکلاس تر و بافرهنگ جلوه میکند و هر کس برای ایجاد ارتباط با اجنبی راحت تر و در واقع گستاخ تر باشد امروزی تر و در تشکیلات از عزت و احترام بیشتری برخوردار خواهد بود. من در مقایسه این دو جامعه وقتی به اعمال و رفتار بعضی از مسلمانان...، خصوصاً...به خلافکاران و معصیتکاران، فکر میکردم، میدیدم آنها کسانی هستند که تربیت مذهبی نشدهاند و از احکام و دستورات اسلام سرپیچی کردهاند... اما در بهائیان اگر اعمال خلافی سر میزند برای این است که هیچ گونه مانع شرعی ندارند. در واقع اسلام را نمیشود در اعمال مسلمانان جستجو کرد ولی بهائیت را در اعمال بهائیان میتوان یافت؛ چون اگر اعمال نابجایی از افراد مسلمان سر میزند به علت بی توجهی به تعلیمات اسلام است. ارتباط با علما ممنوع! : بهائیان فقط در صورتی با مسلمانان رفت و آمد دارند که مطمئن باشند هیچ خطری آنها را تهدید نمیکند و ضمناً میتوانند بهائیت را تبلیغ کنند و باعث تبلیغ افکار بهائیگری شوند. آنها فقط با افراد کاملاً بیسواد و عامی صحبت میکردند و من هیچ وقت ندیدم که یک بهائی با یک عالم مسلمان بنشیند و از بهائیت حرفی بزند؛ میدانستند که محکوم میشوند. لذا اصلاً با عالمان و تحصیل کردگان و خـصـوصـاً روحـانـیـون هـیـچگـونـه بـحـثـی پـیش نمیکشیدند. شستشوی مغزی کودکان : [زمانی که] معلم مهد کودک بهائیان شدم... برنامههایی که به من میدادند تا به بچهها بیاموزم کاملاً در راستای شستشوی مغزی آنها بود و من... میدیدم که چگونه از 3 سالگی، کودکان را نسبت به اسلام و مسلمانان بدبین میکردند و... مغز کوچک آنها را با خرافات و اوهامی که ارمغان... بهاء و عبدالبهاء بود پر میکردند و چگونه با آوردن مثالها و بیان داسـتـان هـایـی، آنـان را از خارج شدن از بهائیت میترساندند و با [وجود] این ترس و وحشتی که در دل کودکان از انتخاب راهی به جز راه بهاء میانداختند و با وحشتی که آنان از طرد شدن و اخراج شدن از خانه و خانواده داشتند، شعار بیاساس «تحرّی حقیقت» را سر میدادند و به ظاهر وانمود میکردند که بهائیان در پانزده سالگی پس از تحری حقیقت میتوانند راه خود را انتخاب نمایند...، در حالی که هیچ کدام از بهائیان حق نداشتند... کتابهای سایر جوامع را مطالعه کنند، حق نداشتند کتابهای ردیه را که بیشتر، بهائیان مسلمان شده آنها را نوشته بودند مورد مطالعه قرار دهند... در زمان جنگ [ایران و عراق] وقتی مردم کشته میشدند، بهائیان با بیرحمی تمام میگفتند از این مسلمانان هر چه کشته شود کم است. خصوصاً وقتی رادیوهای خارجی، آمار شهادت رزمندگان را در جبههها به اطلاع مردم میرساندند... با ناسزاگویی به رزمندگان ابراز مسرت و خشنودی میکردند بگذار مردم با موشک باران صدام بمیرند! : در زمان جنگ [ایران و عراق] وقتی مردم کشته میشدند، بهائیان با بیرحمی تمام میگفتند از این مسلمانان هر چه کشته شود کم است. خصوصاً وقتی رادیوهای خارجی، آمار شهادت رزمندگان را در جبههها به اطلاع مردم میرساندند... با ناسزاگویی به رزمندگان ابراز مسرت و خشنودی میکردند. بهائیان در زمان جنگ با کنارهجویی از شرکت در جبههها اعلام کردند که مخالف جنگ هستند و به بهانه عدم دخالت در سیاست از به دست گرفتن سلاح امتناع کردند و کوچک ترین فعالیتی برای دفاع از کشور از خود نشان ندادند... آنها که دائماً در کلاسها و مجالس از عشق به عالم بشریت دم میزدند، آنان که از الفت و محبت طوری سخن سرایی میکردند که گویی برتر و مهربانتر از همه اقشار عالمند، در عمل نه تنها بویی از انسانیت و محبت نبرده بلکه درندهخوییشان گُل میکند و از خبر شهادت جوانان عزیز این مرز و بوم اظهار خوشحالی و مسرت میکنند. شادی در رحلت امام : [در جـریـان] رحـلـت امـام(رحمت الله علیه) ازدحام جمعیت دل سوخته و آن نمایش حقیقی مراسم عزاداری در باور نمیگنجید. آن همه ایمان...، عشق... و... التهاب، انسان را وادار به حسرت و غبطه میکرد. سنگ در آن روز میگریست و من شاهد اشک بچههای برادرم بودم که قلبشان رئوف تر و پاکتر بود. قلب خودم از جا کنده میشد...، اما بهائیان وقتی به هم میرسیدند این خبر ناگوار و این مصیبت گران مردم دلسوخته را به هـم تـبـریـک مـیگفتند و اگر جشن و پایکوبی نمیکردند از ترس مردم بود. یک بسیجی، مرا آگاه کرد : با اشاره به گفتگویش با یک بسیجی خدمتگزار به نام مهدی صالحی (که چندی پس از جنگ تحمیلی، هنگام خنثی سازی مین در شلمچه به شهادت رسید) مینویسد: مهدی ذهنیت مرا نسبت به اسلام تغییر داد و طوری به تبلیغ اسلام پرداخت که واقعاً منقلب شدم و شک و تردیدم نسبت به حقانیت بهائیت بیشتر شد. آن روز... من به مطالبی پی بردم که قبلاً از آنها بیاطلاع بودم و در اثر تبلیغات سوء تشکیلات، عکس قضیه در مغزم فرو رفته بود. عمده مطالب این که تشکیلات اسلام را برای ما دینی کوچک و عقبافتاده که پر از خرافات و اوهام است معرفی کرده بود و من فهمیدم که بهائیان اعتقادات خرافی بعضی از مردم بیسواد و بیاطلاع را به عنوان اسلام به ما معرفی کردهاند، در حالی که خود اسلام دینی بسیار جامع و کـامـل و بـینـقـص اسـت کـه بسیار انسان ساز و تعالی بخش است. دیگر به بهاء و عبدالبهاء ایمان ندارم! : خانم مهناز رئوفی در شرح گفتگوی خود با یک فرد بهائی (به نام آقای منطقی) در خانه خویش، در ایام ناراحتی شدید خود از سران محفل بهائیت میگوید: در حالی که وسایلم را جمع میکردم چشمم به تابلوی عکس عبدالبهاء افتاد. با عصبانیت تابلو را برداشتم و بر زمین کوبیدم و با هر دو پا روی آن ایستادم و گفتم: تشکیلاتی که ارمغان اراجیف توست مرا بدبخت کرد... آقای منطقی لبخند تلخی زد و گفت: تو خیلی اشتباه کردی. اتفاقاً اعضای محفل حرفهای ترین خلاف کارهای دنیا هستند و کثیف ترین گناهان از آنان صادر میشود. خود من شاهد تعویض زنان محفل با همدیگر بودهام و به حدی از آنان کثافت کاری و رذالت دیدهام که اگر پاکترین افراد عضو محفل شوند هرگز به آنان اعتماد نخواهم کرد. حرفهای آقای منطقی برایم تازگی داشت او از غیرانسانیترین اعمال که از اعضای محفل قبل از انقلاب سر میزد برایم گفت و ایرادهایی اساسی از خود بهائیت گرفت... من مبهوت و متحیر به آقای منطقی نگاه میکردم. او به چه جرأتی چنین چیزهایی را میگفت به او گفتم: از این که طرد شوید نمیترسید؟ گفت... تصمیم داریم به خارج از کشور برویم و از دست بکننکنهای این تشکیلات راحت شویم. گفتم پس چه کسی واقعاً بهائی است؟ همه که یا از ترس بهائی ماندهاند یا منفعتی را دنبال میکنند یا مثل شما، ظاهراً بهائی هستند. پرسیدم به بهاء و عبدالبهاء چه؟ به آنها هم ایمان ندارید؟ عینکش را کمی بالاتر برد، دستی بر محاسن خود کشید و گفت: آدمهای زرنگی بودهاند؛ خوب توانستند چیزی مشابه با ادیان دیگر درست کنند. علاوه بر مقام و منزلت، پول خوبی هم به جیب زدند...! |
|||
|
|
۱۲:۰۷, ۴/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
|
فیلم/ بهائیت،آنچه که نمیدانستیم سید علی محمد شیرازی، ملقب به باب از آغاز جوانی به عبادت طولانی و راز و نیازهای غیرعادی که با قرائت ادعیه و زیارات مذهبی همراه می شد، مشغول بود. او در ابتدای نوجوانی به فراگیری علوم ابتدایی مشغول گردید، ادبیات فارسی و عربی را در سطح بسیار پایینی فرا گرفت و در سلک طلاب علوم دینی درآمد. ریاضت و گوشه گیری و چله نشینی رویه او بود. اندکی بعد درس و بحث را رها کرد و به دایی اش در بوشهر پیوست تا به امور تجارت و منشیگری بپردازد و..دریافت بخش دوم دریافت بخش سوم
![]() منبع:نصرtv |
|||
|
|
۱۰:۲۹, ۶/خرداد/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/خرداد/۹۵ ۱۱:۲۴ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
|
برای مطالعه آشنایی باروشهای تبلیغی بهائیت وکتب موسسه روحی کلیک کنید. برای مطالعه خاطرات یک نجات یافته ازبهائیت (بهزادجهانگیری)کلیک کنید.
برای مطالعه شگردهای جدید بهائیت علیه تشیع کلیک کنید. تبارشناسی بهائیت جای پای روس وانگلیس
فتنه باب وبها ازتوطئه های مهمی است که ازاواسط دوره قاجاریه باهدف اسیب رساندن به اسلام وخصوصاّ تشیع از سوی کانونهای استعماری طراحی شدودرمسیرتداوم حیات سیاه وتباهش همواره درکنار دشمنان اسلام ، درصددضربه زدن به این دین مبین وازبین بردن خصلتهای ضداستکباری وظلم ستیز ان بودودریک کلام هدف طراحان این فتنه، تلاش برای شکستن کیان واقتدارملی ایرانیان که اززمان صفویان حول محور تشیع پدیدامده ومنافع قدرتهای استکباری واستعماری راتهدید می کرد،بود. نخستین گروههای خارجی وعناصری که باهدفهای استعماری پابه سرزمین ایران گذاشتتند، جامعه ایران راجامعه ای محکم ویکدست درسایه اتحادعقیدتی وباورهای اسلامی یافتندوپس از دهها سال امدورفت ومطالعه ورایزنی به این نتیجه رسیدندکه برای نفوذدراین جامعه وکشاندن ایران به جاده استعمارواستثمار،چاره ای جزایجاداختلاف در عقایددینی مردم وتقسیم این رودخانه درخشان به جویبارهای کوچک وکم رمق وبی اهمیت ندارند. به همین سبب تلاش درراه تضعیف بنیانهای اعتقادی مردم ایران وایجاداختلاف درمیان انان رادردستورکارخوقراردادند. براساس همین درک واحساس نیاز بودکه مشاهده می کنیم دولت انگلستان به عنوان قدرت طرازاول ومسلط استعماری ان روزگار، برای نفوذدرسرزمینهای اسلامی بویژه ایران،طرح وبرنامه ای مفصل تدارک میبیندوبرای ایجادشکافت دربافت اعتقادی مردم مسلمان وشیعه مذهب ایران بوجه هنگفتی درنظر می گیردونایب السلطنه وفرمانروای هندوستان اعلام می کند که غازی حیدرالدین پادشاه"صوبه اود" وفرمانفرمای "لکنهو" تمام مایملک ودارایی خودراوقف مراکز دینی شیعیان جهان کرده است تادرامد حاصله از ان درهرسال صرف امورمعیشتی وتحصیل علوم دینی طلاب شیعه مذهب شود. (1)ازهمین زمان شعبه ویژه اموردینی واوقاف درکنسولگری های انگلیس درشهرهای ایران ، بویژه شهرهای مذهبی نظیر مشهدوقم وشیرازونیزدرشهرهای عراق وبین النهرین مانند شهرهای کربلا و نجف وسامره اغازبکارکرد.دراین شعبه های نوبنیادکه زیرنظرسفارت بریتانیای کبیر درتهران اداره می شدند، چندین کارشناس اموردینی عضووزارت مستعمرات انگلستان (که به زبانهای فارسی وعربی تسلط کامل داشتند) مشغول به کارگردیدند.دیپلماتهایی که دراین شعبه ها فعالیت می کردند،ظاهراً صاحب عنوان "دبیر" بودند.اینان اطلاعات فراوانی پیرامون ادیان ومذاهب داشتندودر هرشهر،عوامل وجاسوسان مخصوصی با این "دبیران ادیان" درارتباط بودندوبابودجه مخصوصی که دولت انگلستان به نام "موقوفه صوبه اود" دراختیارانان گذاشته بود،درفعالیتهای مذهبی واسلامی مردم اخلال می کردند.سرارتورهاردینگ دیپلمات معروف وسفیروقت دولت انگلستان درایران،این بودجه رابه یک اهرم قدرتمندتشبیه می نمایدومی نویسد:"اختیار تقسیم وجوه موقوفه صوبه اوددردستهای من ماننداهرمی بودکه باان می توانستم همه چیزرادرایران ودربین النهرین بلندکنم وهر مشکلی راحل وتصفیه نمایم. (2) سیاستمداران ودولتمردان انگلیسی که دران ایام افتاب درمستعمراتشان غروب نمی کرد،کینه ای اشتی ناپذیربااسلام ومسلمانان داشتندوانهاراسدراه تسلط خودبرملل وسرزمینهای مشرق زمین می دانستند،تاجایی که لردگلادستون نخست وزیرانگلستان دریکی ازجلسات پارلمان این کشوربه پشت تریبون رفت ودرحالیکه قران کریم رابرسردست بلندکرده بودخطاب به نمایندگان گفت:"تااین کتاب دردست مسلمین است کاری ازانگلستان درباره انان برنمی ایدومانمی توانیم برانان حکومت کنیم ." به همین دلیل بود که اساس سیاست انگلستان درکشورهاوسرزمینهای اسلامی برپایه ایجادتفرقه واختلاف دربین مردم وفرقه هاومذاهب قرارگرفت و"شعبه امورادیان"درسفارتخانه های بریتانیادرکشورهاوشهرهای اسلامی بوجودامدودولتمردان انگلیسی مبارزه بااسلام وایجاداختلاف بین مسلمانان وپیروان مذاهب محتلف اسلامی رادردستورکارخودقراردادندودراین میان بیش ازهمه برای ایجاداختلاف دربین شیعیان برنامه ریزی کردند.انگلیسیها که ازهمان ابتدای ورود به ایران درزمان صفوبه،شیعه راسد راه وصول به اهداف استعمارگرایانه خودیافته بودند،دراندیشه تضعیف باورهای اسلامی واعتقادات ضد سلطه بیگانه مردم شیعه مذهب ایران بودندوبا هدف تضعیف قدرت نظامی واقتصادی شیعیان،همواره سلاطین عثمانی را به جنگ باایران ودرگیری ونبردخونین باپادشاهان شیعه مذهب صفوی تشویق می کردند. براین اساس یکی از محورهای عمده تلاشهای کارگزاران استعماری وماموران ودبیرهای شعبه ادیان وزارت مستعمرات ونیمه مستعمرات ومستملکات دولت انگلستان،پیداکردن،تشویق وپشتیبانی وحمایت از مدعیان مهدویت(به عنوان یکی از اصول اعتقادی شیعه)باهدف ایجادتشتت وپریشانی وچنددستگی درمیان مسلمین بود.این حرکت درایران که در همسایگی هندوستان،یعنی بزرگترین وزرخیزترین مستعمره بریتانیاقرارداشت،واجدویژگی واهمیت خاص بود. این نکته قابل تعمق واندیشه است که تنهادرفاصله زمانی پنجاه سال چندین مدعی مهدویت درسرزمینهای اسلامی پیداشدند که به شهادت اسناد ومدارک تاریخی که همگی وبدون استثناازحمایت دولت انگلستان برخورداربودندوبه شهادت همان اسنادتاریخی سه تن از این مدعیان مهدویت ایرانی وعبارت بودند از میرزاسیدعلی محمدشیرازی(باب)ومیرزاحسینعلی نورکجوری(بهاءالله)ومیرزا یحیی صبح ازل،که"سیدعلی محمدشیرازی" فتنه بابیگری رادر ایران پدید اوردوموجب خونریزی وکشتاردرایران شدو"میزاحسینعلی نوری"فرقه ضاله بهاییت راایجادکردکه ان هم باعث صدمات جبران ناپذیری به مردم این اب وخاک گردیدو"میرزایحیی صبح ازل "هم فرقه ازلیگری راایجادکرد.فتنه"بابیگری"و"بهاییگری"و"ازلیگری"همگی از ابشخور"شیخیگری"واندیشه های شیخ احمداحسایی سیراب می شوند. براساس مدارک موجود،ماموران دولت انگلستان مدتها پیش ازانکه سیدعلی محمدشیرازی(باب)ادعای خویش رامطرح سازداورازیرنظرداشتندوهمواره گزارش فعالیتهای وی وپیروانش رابه لندن می فرستادند.برابر سندموجوددربایگانی وزارت امورخارجه انگلیس،به تاریخ 21 ژوین 1850 که یک مامورناشناس انگلیسی ازتهران به لندن ارسال داشته چنین امده است:"جناب لرد پالمرستون برحسب تعلیمات جناب لرد،اینجانب افتخاردارد شرحی درباره مسلک جدید"باب"رالفاً ارسال دارم.مطالب ضمیمه رایکی ازپیروان باب به من داد ومن تردیدی در صحت ان ندارم...در یک جمله،این(درشمار)ساده ترین مذاهب است که اصول ان درماتریالیسم،کمونیسم ولاقیدی نسبت به خیروشرکلیه اعمال بشر خلاصه می شود.افتخاردارم که منقادترین چاکرناچیزباشم. امضاء ناخوانا"(4) 1-خان ملک ساسانی،دست پنهان سیاست انگلیس درایران،به نقل ازکتاب حقوق بگیران انگلیس در ایران،اثراسماعیل رایین،صص 112-97. 2-سرارتورهاردینگ،یک دیپلمات درشرق،ص 334. 3-شیخ احمد احسایی متولد1170ومتوفی1242 ه ق،موسس فرقه شیخیه،به علت انحرافات فکری وخطاهای اعتقادی که باموازین واصول مقبول توحیدوامام شناسی ومعادودیگرمعتقدات اسلام تطبیق نداشت از جامعه روحانیت ومردم شیعه طرد شدوفقهای بزرگ زمانش مانند شیخ محمد حسن صاحب" جواهرکلام" وسیدابراهیم قزوینی صاحب"ضوابط الاصول"وشزیف العلماءمازندرانی و...اوراتکفیرنمودند.شیخ احمددربخشی از ارائ وعقایدخودازحروفیان ونقطویان وعددیان وغلاة ومتصوفه تاسی جست.بیشترین نظرات کفرامیزوتکفیربرانگیزاواقتباس شده ای از حافظ رجب برسی حلی(که دراواخرقرن هشتم تااوایل قرن نهم هجری می زیست)وازنوشته های قاضی سعیدالدین قمی(متوفی اواخرقرن یازدهم هجری)می باشد. 4- اسنادوزارت امورخارجه انگلیس،پرونده شماره 379-60-152 و fo ،به نقل از کتاب حقوق بگیران انگلیس درایران،تالیف اسماعیل رایین ص 112. بهائیان عامل شهادت امیرکبیر/تحریف شهادت امیرکبیر در صداوسیما ![]()
ترور امیرکبیر به دستور انگلیسی ها برای حمایت از بهائیت بود که متأسفانه در دو سریال پر خرجی که صدا و سیما ساخت دلیل ترور رو مستی ناصرالدین شاه و حسادت مادر ایشون به امیر کبیر اعلام کرد. وبلاگ معبر سایبری فندرسک نوشت: شمایی که تا اسم امیرکبیر میاد احساس غرور بهتون دست میده ولی میری پای برنامه های شبکه های بهائیت مثل بی بی سی، من و تو و فارسی وان میشینین و علیه ایران موضع می گیرید اصلاً میدونستین امیرکبیر رو خود این بهائی ها شهید کردند؟ امیرکبیر علی رغم تلاش های زیاد انگلیسی ها در حمایت از علی محمد باب حکم اعدام این ملعون رو که ادعای امام زمان بودن داشت به اجرا در آورد. انگلیسی ها نگذاشتند با اعدام علی محمد باب ماجرا تمام بشود و حسینعلی نوری رو جانشین علی محمد کردند و حسینعلی نوری رسماً فرقه بهائیت رو جانشین شیخیه اعلام کرد و خودش رو پیامبر معرفی کرد. اما امیرکبیر باز هم در مقابل انگلیسی ها تمام قد ایستاد و حسینعلی نوری رو دستگیر و تبعید کرد به شهر عکا در فلسطین (قبل از اشغال). برای همین ترور امیرکبیر به دستور انگلیسی ها برای حمایت از بهائیت بود که متأسفانه در دو سریال پر خرجی که صدا و سیما ساخت دلیل ترور رو مستی ناصرالدین شاه و حسادت مادر ایشون به امیر کبیر اعلام کرد. البته در اولین سریالی که ساخته شد ردپایی از انگلیسی ها بود اما در سریال دومکلاً موضوع خاله زنک بازی و گیس و گیس کشی شد و مشکلات مادر ناصیرالدین شاه با امیر کبیر رو باعث ترور این مرد بزرگ اعلام کردند ![]() اما بهائیان که سنگر اصلی آنها در سرزمین های اشغالی است قرآن را منسوخ کردند و کتاب جدیدی آوردند به اسم اقدس و در آن اراجیفی نوشتد عجیب و غریب و سوره توحید را دوباره نازلکردند و گفتند که ما بگویم قل هوالله احد؟ بگو خدا یکیست؟ به کی بگو؟ خدا یکیست قل نیاز نداره. [/b]زندگی اعضا در فرقه بهائیت به صورت تشکیلاتی و دستوری است و دستور تشکیلات در تمام زندگی آنها لازم الاجراست. اعضای بهائیت در برقراری ارتباط خارج از فرقه آزادی عمل ندارند و اگر با اعضای خارج از فرقه ارتباط برقرار کنند تشکیلات اونها رو به بدترین شکل ممکن تنبیه میکنه و خیلی وقت ها کار به قتل هم می رسد. [b] اعضا باید در جلساتی تحت عنوان ماکت آموزش ببیند تا یاد بگیرند چطوری در مقابل دیگران نقش بازی کنند و جواب بگیرند. بهائی ها همسایه های مسلمان خودشون رو به خونه هاشون دعوت می کنند و به ظاهر بشدت مهربان و خوش اخلاق هستند و یه چیزی در حد گوگولی مگوری تا وقتی که همسایه خودشون رو به دین ساختگی بهائیت در بیارند و با این روش خود به خود کار تاجایی پیش میره که اگر از یک مسلمان بپرسید همسایه بهائی شما چطور آدمیه جواب می ده آدم بدی نیست خیلی خوبه و تابحال اخلاق بدی ازش ندیدم و البته همه این ها ظاهر سازیه و محبت آنها تنها بری جذب کردن افراد هست و لاغیر.[/b]
|
|||
|
|
۹:۴۳, ۱۹/خرداد/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/خرداد/۹۵ ۹:۴۴ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #38
|
|||
|
|||
|
ترویج فساد و همدستی با ظالم دخترانی که بهائیان به شیوخ عرب هدیه دادند
افراد فرقه از هیچ گونه اقدامی برای پیشبرد اهداف مورد نظر، خودداری نمیکردند. اقدام به تجارت قاچاق انسان و تحویل «چهار نفر دختر نه تا ده سال برای شیخ حمدان معاون نخستوزیر امارات که به شهوترانی معرفی است» به وسیله یکی از اعضای فرقه که «با خود از ایران برده» نمونهای از تفکر «هدف وسیله را مباح میکند» بود که در بهائیت به شدت جریان دارد. ![]() روزنامه کیهان در صفحه پاورقی خود نوشت: رژیم شاه با اطلاع از مخالفت روحانیون و مردم با نفوذ اسرائیل در ایران و خطر آن برای جهان اسلام، برای جلوگیری از گسترش حرکتهای ضداسرائيلی دستور داد که روحانیون حق ندارند در خطابههای خود در مورد اسرائيل صحبت کنند. حضرت امام در سخنرانی عصر عاشورا صریحا به این موضوع پرداختند و دلائل آن را تحلیل کردند. سیاست توسعه روابط دو کشور و عادی کردن حضور اسرائیل در ایران، با وجود مخالفتهای داخلی ادامه یافت. زیرا تحولات منطقه موجب نگرانی شد و لذا برای حفظ موجودیت خود و کمک به بقای اسرائیل، شاه ترجیح داد که همکاری دراز مدت و همهجانبه با آن دولت را به طور جدی تعقیب کند. تغییر دولتها در ایران و اسرائیل تأثیری در این سیاست نداشت و تبادل هیئتها و عقد قراردادها و همکاریها همچنان در حال افزایش بود. «بهترین نشانه این سیاست مسافرت اعضای کالج دفاع ملی اسرائيل به رهبری «ژنرال یوزی نارکیس» در اردیبهشت 1343 به ایران بود. در گزارشی که «دوریل» در 20 اردیبهشت درباره این سفر به اسحاق رابین رئیس ستاد ارتش اسرائیل فرستاد، نوشته بود حضور افسران اسرائیلی با لباس متحدالشکل در خیابانهای تهران و شرکت در ضیافتهائی که ستاد ارتش ایران به افتخار آنان داد، بازدیدهایشان از پایگاهها و سربازخانهها در حالی که پرچم اسرائيل برافراشته شده بود و سخنرانیهای پرشور فرماندهادن نظامی ایران در باره لزوم تحکیم روابط نظامی بین دو کشور، را نباید دستکم گرفت. مهمتر از همه ابراز احساسات یهودیان اصفهان و شیراز بود وقتی هواپیمای اسرائيلی و افسران ما را با یونیفورم مشاهده کردند... در واقع این سفر مترادف با یک پیروزی بزرگ بود.» روابط دو کشور با وجود تحولات داخلی و منطقهای تا پیروزی انقلاب در بالاترین سطح ادامه یافت. جریان انقلاب و تحولات پس از آن نشان داد که چرا شاه و اسرائيل تأکید بر داشتن روابط ویژه داشتند. روابطی که قطعا به زیان ملت ایران و فقط برای حفظ حاکمیت و موجودیت دولتی غاصب و ضداسلام بود. پیرامون روابط ویژه ایران و اسرائیل مطالب بسیاری و اسناد فراوانی وجود دارد که خود نیازمند تحقیقی مستمر است. بخشی از نفوذ و قدرت تأثیرگذاری اسرائيل مربوط به فقره بهائیت بود. زیرا در واقع فرقه بهائیت بازوی اجرائی و شاخه نفوذی اسرائیل در ایران بود. لذا در این قسمت وضعیت بهائیت در ایران، مختصری از اهداف و عملکردهای آن مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار میگیرد. فرقه بهائیت «این جانب حسب وظیفه شرعیه به ملت ایران و مسلمین جهان اعلام خطر میکنم. قرآن کریم و اسلام در خطر است. استقلال مملکت و اقتصاد در معرض قبضه صهیونیستهاست، که در ایران به حزب بهایی ظاهر شدند و مدتی نخواهد گذشت که با این سکوت مرگبار مسلمین، تمام اقتصاد این مملکت را با تأیید عمال خود قبضه میکنند، و ملت مسلمان را از هستی در تمام شؤون ساقط میکنند تلویزیون ایران پایگاه جاسوسی یهود است، و دولتها ناظر آن هستند و از آن تأیید میکنند. ملت مسلمان تا رفع این خطرها نشود، سکوت نمیکنند و اگر کسی سکوت کند در پیشگاه خداوند قاهر، مسئول و در این عالم محکوم به زوال است.» از آنجایی که بخشی از نفوذ و قدرت تأثیرگذاری اسراییل مربوط به فرقه بهائیت بود آشنایی با این فرقه و نقش آن در تاریخ معاصر ایران- خصوصاً در دوران پهلوی- ضروری مینماید؛ باید گفت که اسناد و مدارک زیادی در باب ماهیت و عملکرد فرقه مزبور وجود دارد که در این کتاب فقط بخشی از آنها عرضه میشود. 1) مختصری از تاریخ بهائیت «سیدعلی محمد شیرازی» تحت تأثیر افکار شیخ احمد احسایی و سیدکاظم رشتی در سال 1262 (هـ.ق) با دعوی مهدویت خود را «بابالله» معرفی کرد. ابتدا به مکه رفت و در بازگشت به بوشهر عدهای را جهت تبلیغ به اطراف و اکناف روانه ساخت. حاکم فارس او را به شیراز احضار و پس از بحث علما با او دستور مجازات او را داد. حاکم اصفهان که گرجیتبار بود او را به اصفهان دعوت و اجازه تبلیغ به او داد. مردم بر او شوریدند و به دستور مرکز او را به تبریز تبعید کردند. در تبریز در بحث با علما پاسخهای نامناسبی داد، و از اینرو او را به چوب بستند و این بار توبهنامه کتبی نوشت. سرانجام در سال 1270 قمری به دستور امیرکبیر او را در تبریز تیرباران کردند. با دستگیری بابیان و کشتن تعدادی از آنان، چند نفر از آنها به بغداد تبعید شدند. بنا بر اظهار شوقی افندی، نوه میرزا حسینعلی نوری (بهاء) و یکی از مقامات بهائیت در کتاب «قرن بدیع»، چون در سال 1268 بهاءالله به اتهام مباشرت در سوءقصد به حیات ناصرالدین شاه دستگیر شد، با وساطت و دخالت «پرنس دالگورکی» سفیر روس در ایران، وی با مصونیت از حکم اعدام به دستور شاه از کشور اخراج گردید. «سفیر روس چون از فرمان شاه آگاهی یافت، از بهاءالله درخواست نمود، اجازه دهد تا تحت حمایت و مراقبت دولت متبوعه خویش وارد و به کشور روسیه برود.» دولت عثمانی با آنان به مقابله پرداخت و حسینعلی نوری با مریدانش به عکا تبعید شدند. در آنجا به تدریج تحت حمایت انگلستان بر مریدانش افزوده شد و فرقه بهایی شکل گرفت. پس از فوت بهاء، پسرش «عبدالبهاء» که به همراه پدرش به عکا مسافرت کرده بود، زعامت جامعه بهایی را به دست گرفت. عبدالبهاء بارها مراتب سرسپردگی خود را نسبت به دولت بریتانیا نشان داد. «پس از محاصره شهر «حیفا» به وسیله نیروهای عثمانی در جریان جنگ جهانی اول، اعضای کابینه انگلستان از وضع مخاطرهآمیز حیفا مطلع گردیدند. با توجه به اهمیت عبدالبهاء برای امپراتوری انگلستان، «لرد بالفور» (طراح ایجاد دولت اسرائیل) وزیر امور خارجه، در همان روز به «ژنرال النبی» فرمانده لشکر انگلیسی در فلسطین دستور اکید داد که با جمیع قوا در حفظ و صیانت عبدالبهاء و دوستان او بکوشد. ژنرال النبی پس از تصرف حیفا، تلگرافی به لندن مخابره و سلامت عبدالبهاء را به اطلاع دولت رسانید. ضمناً فرمانده حیفا را مأمور کرد که تصمیمات لازم جهت حفظ جان عبدالبهاء اتخاذ و از نقشه «جمال پاشا» برای اعدام عبدالبهاء جلوگیری کند. پس از پایان جنگ، انگلستان مراتب قدردانی خود را از عبدالبهاء با اهداء لقب «نایت هود» و «نشان مخصوصی» نشان داد . 2) سازمان و تشکیلات در یک جمله کوتاه، بهائیت یعنی تشکیلات پیچیده که ایجاد و گسترش آن وامدار هنر بینظیر صهیونیسم بوده است. تلقی یک فرد بهایی از تشکیلات بهائیت، به مثابه بخشی از آیین و اعتقادات او و به منزله تصور ماهی از آب است. تشکیلات بهائیت در هر کشور از دو بخش انتصابی و انتخابی ترکیب شده است. در رأس تشکیلات «بیتالعدل حیفا» مرکب از شش آمریکایی، یک انگلیسی و دو ایرانی قرار دارد.(سند 2/72) مشخصههای مهم تشکیلات بهائیت عبارتند از: 1- از گستردگی قابل ملاحظهای به دلیل بافت جمعیت آن برخوردار است و به رغم پراکندگی، تشکیلاتی مخفی است. اصول پنهانکاری به شکل بسیار وسیعی درمورد اسرار تشکیلاتی به وسیله افراد آن رعایت میشود. 2- استقلال از فرد: با این که تشکیلات بهائیت برخوردار از چهرههای قوی فکری، مالی، سیاسی و علمی است که در استحکام و قوت تشکیلات نقش مهمی را ایفا میکنند اما تجربه نشان داده است این تشکیلات برخلاف بسیاری از گروههای دیگر مستقل از افراد میباشد و انهدام مهرههای آن، به انهدام تشکیلات نمیانجامد. 3- قدرت تغییر تشکیلات: این تشکیلات به دلیل ماهیت و اهداف بلندمدت خود، هیچگاه درصدد کسب حاکمیت سیاسی به نام بهائیت نمیباشد. بلکه در شرایط مساعد در هر حاکمیتی سعی مینماید همانند زالویی از بدنه آن حکومت در جهت منافع خود ارتزاق کند. در شرایط نامساعد، با جمع کردن و بسته نمودن تشکیلات و با ایجاد حالت انقباض دفعی و جمع شدن در یک پوسته سخت دفاعی، حیات خود را برای فرارسیدن شرایط مناسب ادامه میدهد. 4- طراحی اصل عدم مداخله در سیاست برای این فرقه مفهوم عمیقی دارد، زیرا که خواستهاند بقاء و تداوم حیات تشکیلات (نظیر صهیونیسم در آمریکا) تابعی از شرایط و تحولات سیاسی جاری کشورها نباشد. 5- پراکندگی جغرافیایی جمعیت بهائیان در ایران و جهان و داشتن عناصر مختلف در تمامی اقشار اجتماعی زبانزد است، به طوری که تشکیلات و سازمان فرقه بهائیت بیشتر شبیه به تشکیلات احزاب سیاسی است تا تشکیلات مذهبی، که خلاصه آن به شرح زیر میباشد: الف) «جمعیت بهایی»: در نقاطی که عده بهائیان از 9 نفر کمتر باشد، اجتماع آنان را جمعیت بهایی مینامند. ب) «محفل روحانی»: در نقاطی که عده بهائیان 21 ساله از 9 نفر متجاوز باشد محفل روحانی تأسیس میشود. ج) «محفل ملی»: کلیه بهائیان یک کشور، همه ساله در اردیبهشت ماه انتخاباتی را انجام داده 9 نفر از بین خود برمیگزینند که آن را محفل ملی مینامند. د) «حضیرهالقدس»: محل تمرکز کلیه دوایر و محافل بهایی را حضیرهالقدس مینامند که کلیه مراسم خود را در این محل انجام میدهند. هـ) «لجنههای محلی»: واحدهایی که وظیفه خاصی را تحت نظارت محفل ملی بر عهده دارند، از قبیل لجنه کتابخانه، لجنه تبلیغ... معبد بهائیان را «مشرقالاذکار» مینامند. بهائیان براساس یک تکلیف واجب هر نوزده روز یک بار باید در جلسات تشکیلاتی به نام «ضیافت» شرکت نمایند و مراسم فرقهای به جای آورند و «برنامههای» مورد نظر محفل ملی و یا «بینالعدل اعظم» به آنان ابلاغ شود. 3) قدرت و امکانات از تعداد بهائیان به علت مخفی نگهداشتن مسلک خود و نیز پارهای محدودیتهای سیاسی و اجتماعی آمار دقیقی وجود ندارد. آماری هم که از طرف آنان اعلام میگردد اغراقآمیز است. یکی از اهداف بهائیان، رسمیت دادن به مسلک بهائیت در ایران بود. بیتالعدل اعظم و محفل ملی تلاشهای زیادی کرد تا با ازدیاد نفرات از طریق تبلیغ و گسترش تشکیلات و دادن آمارهای غیرواقعی به این هدف دست یابد. امکانات مالی بهائیان با حمایت دولتهای حامی آنان بسیار بالا بود. صندوق ملی با جمعآوری کمکهای ثروتمندان، کلیه افراد خود را تحت پوشش قرار میدادند و مانع نیاز آنان به دیگران میشدند. اگرچه علیالظاهر بهائیان مدعی بودند که در امور سیاسی دخالت نمیکنند و مطیع دولتها میباشند، ولی پیچیدهترین روابط و شبکههای اطلاعاتی و مالی را در داخل و خارج از کشور اداره میکردند. استقرار بیتالعدل اعظم در اسرائیل و ارتباط نزدیک آنان با آمریکا، انگلیس و سازمانهای جاسوسی، بهائیت را به صورت شبکهای بینالمللی در خدمت صهیونیسم قرار داد. هر سال تعداد زیادی از بهائیان ایران برای ملاقات با رهبران و دیدار از اماکن مورد نظر به اسرائیل سفر میکردند. رهبران نیز با اغلب بهائیان جهان ارتباط مستمر داشتند. هر سال کنگرهای در یکی از کشورها یا شرکت نمایندگان بهائیان جهان تشکیل میشود و تصمیماتی درباره امور تبلیغی، سازمانی و حتی سیاسی اتخاذ میکنند. 4) ویژگیهای فرهنگ بهائیت شناخت هر مکتب و سازمان، ارتباط زیادی با شناخت تفکرات، عقاید و معیارهای ارزشی آن دارد. باتوجه به پیچیدگی و اختفاء سازمان بهائیت، شناخت ویژگیهای فکری و فرهنگی آن کمک زیادی در شناخت سیاستها و عملکرد گذشته آن خواهد داشت. بهائیت دارای فرهنگی منحط و امتزاجی از فرهنگهای مختلف است، که بیشتر ماهیت غربی با ماسک شرقی دارد. مشخصههای بارز این فرهنگ عبارتند از: 1- فرهنگ بسته بهائیت دارای فرهنگی بسته و به ظاهر مستقل است که طراحی آن بهگونهای صورت گرفته تا نیازهای پیروان فرقه در مجموعه بستهای اقناع و در برابر جوامع دیگر غیرقابل نفوذ باشند. 2- ایدئولوژی حزبی «ایدئولوژی حزبی مدون» که با ایجاد باورها و آرمانهای بزرگ در پیروان خود، آنان را در یک نظام حزبی کامل اداره مینمایند. تربیت حزبی برای پیروانی صددرصد تسلیم شده و چشم و گوش بسته، مهمترین عامل تداوم حیات فرقه بوده است. روحیه تسلیم و انقیاد کامل در برابر تشکیلات، از ابتدای کودکی با تلقینات مکرر، خصلت و خوی مسلط بر پیروان میشود. عصبیت نسبت به بهائیت، تبلیغ و سفرهای تبلیغی و یاکوچهای اجباری (مهاجرت)، در نتیجه فرهنگ تحزب است. 3- نداشتن اصول و معیار فرهنگی «لین» و «همهجایی» است. زیرا که میخواهد قدرت انطباق و همسازی با جوامع گوناگون را، علیرغم بسته بودن تشکیلات داشته باشد. به همین دلیل بیعلاقگی به فرهنگ، ملیت و کشور خاص از مشخصههای فرهنگی فرقه مزبور است. 4- مظلوم نمایی ایجاد عقدههای عمیق روحی از خاطرات تلخ و پر رنج تاریخی از نکاتی است که طراحان فرهنگ فرقه برای پیروان در نظر گرفتهاند تا از یک سو قلت پیروان و از سوی دیگر احساس تنفر و بغض نسبت به جامعه اسلامی را در آنان برای همیشه باقی گذارده، تشدید کنند؛ مظلومنمایی در شرایط مختلف با ایجاد ارتباط ذهنی و عاطفی با حوادث دوران باب و بهاء از شگردهای این فرقه است. 5- همدستی با ظالم و تعدی به مظلوم خط مشی زندگی اجتماعی بهائیت براساس ضربالمثل معروف «کدخدا را ببین ده را بچاپ» تنظیم گردیده است. از این رو همیشه خود را در خدمت قدرتهای سلطهگر و حاکمان مستبد میدانند. بهائیان برای آن که مردم ایران را مرعوب کنند و تعالیم خود را تبلیغ نمایند، از قدرت ساواک سود میبردند. «... از طرف تبلیغات اسلامیها (انجمن حجتیه) در آن آبادی مسجدی ساخته شده،و هر روز به عناوین مختلف مزاحم بهائیان میشوند. اما هر وقت به ما فشار میآورند، به سازمان امنیت متوسل میشدیم، چون سازمان میداند تبلیغات اسلامی مسأله خطرناکی برای دولت است، آنها را سرکوب میکنند و شخصاً چند مرتبه به سازمان امنیت مراجعه کردهام و جلوی آنها را گرفتهاند و از این قبیل بحثها نشان میدهند که دولت از آنان پشتیبانی میکند.»(سند 2/73) 6- ترویج فساد و فحشاء فرقه بهائیت برای رسیدن به اهداف و اجرای دستور رهبران، کلیه اصول اخلاقی و انسانی را زیرپا گذاشته و از کثیفترین روشها جهت تحقق اهداف خود بهره میگیرد. «فردی بنام سروان احمد نبیلی بهایی، افسر تیپ جام، در مورد اشاعه و تبلیغ مذهبی بهایی در بین مردم و خصوصاً افسران و درجهداران تیپ جام، اقدام (به ارتکاب فحشاء مینمود) و در این راه از وجود کلفت خودکه دختر جوانی است استفاده مینموده است.»(سند 2/74) افراد فرقه از هیچ گونه اقدامی برای پیشبرد اهداف مورد نظر، خودداری نمیکردند. اقدام به تجارت قاچاق انسان و تحویل «چهار نفر دختر نه تا ده سال برای شیخ حمدان معاون نخستوزیر امارات که به شهوترانی معرفی است» به وسیله یکی از اعضای فرقه که «با خود از ایران برده» نمونهای از تفکر «هدف وسیله را مباح میکند» بود که در بهائیت به شدت جریان دارد.(سند 2/75) منبع : مشرق |
|||
|
|
۱۰:۱۸, ۱۹/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #39
|
|||
|
|||
|
سلام.
منبع مطالبی که مینویسید کیهان و مشرق هست ؟؟؟؟؟ |
|||
|
۱۰:۴۴, ۱۹/خرداد/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/خرداد/۹۵ ۱۰:۴۵ توسط قلب.)
شماره ارسال: #40
|
|||
|
|||
(۱۹/خرداد/۹۵ ۱۰:۱۸)پارمیس نوشته است: سلام.سلام اگر منتظر هستید تا رسانه های اصلاح طلبی مانند سایت انتخاب درباره بهائیان مطلبی بنویسند باید گفت نمی نویسند چراکه حامیان فايزه هاشمی هستند و با کار او موافقند و در واقع مقصود از روشنفکران داخلی همینها هستند اسناد خباثت های این فرقه در مراكز رسمی اسنادی کشور موجود است و اینقدر زیاد است که در قانون اساسی هم بهائیان حقوقی ندارند ببینید چقدر اوضاع بهائیان خراب است که در قانون اساسی با آنها مخالفت شده است |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |






![[تصویر: bahaii.jpg]](http://www.alvadossadegh.com/fa/images/article/bahaii.jpg)





![[تصویر: download.png]](http://iusnews.ir/images/upfiles/20160523/download.png)
![[تصویر: Golestanema7.jpg]](http://golestanema.com/images/1395/02/27/Golestanema7.jpg)
![[تصویر: 587760_UiKaE6tm.jpg]](http://images2.persianblog.ir/587760_UiKaE6tm.jpg)
![[تصویر: 1681337_671.jpg]](http://cdn.mashreghnews.ir/files/fa/news/1395/3/19/1681337_671.jpg)