کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
جهت گیری شناختی تمایل به تایید
۱۶:۰۴, ۴/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام دوستان
ذهن ما دارای یک سری "جهت گیری های شناختی" (cognitive bias) است که می تونه باعث جهت گیری ما در مورد مسائل مختلف بشه. به نظر من مهمترینهاش این سه تاست:

تمایل به تایید
تمایل به حمایت از انتخاب
اثر لنگر انداختن

تمایل به تایید باعث میشه ما ناخودآگاه دنبال مواردی بگردیم که به تایید عقاید قبلیمون کمک کنند و به مسائلی که ممکن است موجب زیر سوال رفتن عقایدمان شود بی اعتنایی کنیم. تمایل به حمایت از انتخاب باعث میشه از چیزی که پذیرفته ایم متعصبانه طرفداری کنیم و اثر لنگر انداختن نیز موجب می شود که به اولین چیزهایی که دیده ایم توجه بیشتری کنیم.

می توان مثالهای مختلف این تاثیر این جهت گیری ها را بیان نمود. به طور مثال شاید برای شما پیش آمده باشد که وارد بازاری شوید و در اولین مغازه یک پیراهن خوب ببینید و ازش خوشتون بیاد. بعد از این وقتی بله مغازه های دیگر سر می زنید، حس می کنید هیچ کدوم از اجناسشون مثل اون اولی نمیشه، چون علاقه به اون پیراهن در ذهن شما لنگر انداخته.

یه مثال دیگه اش رو میشه در طرفداران تیمهای استقلال و پرسپولیس دید. فرض کنید فردی در ابتدای زمانی که به فوتبال علاقه مند شده، تحت تاثیر دوستان یا به هر دلیل دیگه به تیم یک تیم علاقه مند شده. اثر لنگر انداختن می تونه باعث بشه این فرد تا انتها طرفدار همون تیم بمونه، حتی اگر تیم مورد علاقه اش بد بازی کنه (به خاطر اثر لنگر انداختن). دوست هم داره همه مردم طرفدار همون تیم مورد علاقه اش بشن (به خاطر تمایل به حمایت از انتخاب).

اما می خوام براتون در مورد تمایل به تایید بگم.

فرد کنید یک نفر از بچگی تحت تاثیر تبلیغات ضد شیعه قرار گرفته و اون تبلیغات رو پذیرفته. این فرد از آن پس اگر بخواد در مورد تشیع تحقیق کنه، ترجیح میده به مقالات و سخنرانی هایی مراجعه کنه که مخالفان شیعه نوشته اند و به جوابیه های علمای شیعه رجوع نمی کنه. اگر بخواد در مورد رفتار شیعیان تحقیق کنه، ذهنش نکات منفی رو خیلی بزرگنمایی می کنه و نکات مثبت رو کوچک نشون میده. این فرد در یک چرخه معیوب گرفتار میشه که روز به روز به آنچه در ابتدا بهش گفته شده معتقد تر میشه.

این فرد ممکنه تصور کنه که عقایدش رو با تحقیق پذیرفته، اما مشکل اینه که این تحقیقات با جهت گیری همراه بوده. فرد نا خود آگاه به دنبال تاید عقاید پیشینش بوده و به این خواسته اش هم رسیده.

اما این فرد چطور می تونه از این چرخه معیوب خارج بشه؟

قدم اول اینه که فرد از اعتقاداتش مطلع بشه. یعنی یک لیست از اعتقاداتش رو بیاره روی کاغذ.

در قدم دوم، باید دنبال دلایلی برای رد هر کدوم از این عقاید بگرده. اگر فرد تمام تلاشش رو برای رد یک اعتقاد به کار برد و در انتها دید که دلایلی که برای عقایدش هست هیچکدام قانع کننده نیست، آنگاه می تونه مطمئن باشه که اعتقاداتش درسته.

حالا چند تا سوال:

1- آیا این روش منافاتی با اسلام داره؟ نه. در اسلام آیات و احادیث بسیاری هست که ما رو به اندیشیدن و تحقیق دعوت می کنند. همچنین می دونیم که اصول دین رو نمیشه تقلیدی پذیرفت.

2- آیا باید در تحقیقاتمون به همون نتایجی برسیم که از ابتدا درست تصورشون کردیم؟ نه. ممکنه پس از تحقیق متوجه شویم که نظرات قبلیمون درست نبودند.

3- آیا این روش ما رو به ندانم گرایی می رسونه؟ نه لزوماً. به طور مثال ممکنه شما بخواید اعتقادتون مبنی بر گرد بودن زمین رو بررسی کنید. شاید در جریان این بررسی متوجه شوید که یک "انجمن زمین مسطح" وجود داره که معتقده تمام عکسهای گرفته شده از فضا، عکسهای ساختگی اند که برای تضعیف اعتقادات مردم منتشر شده. اما اگر تحقیقبیشتری کنید متوجه خیلی شواهد دیگه بر گرد بودن زمین میشی که نمی تونند ساختگی باشند، مانند وجود ماهواره ها.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: قلب ، پارمیس
۱۷:۲۳, ۴/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #2
آواتار
سلام


البته در دین خداوند متعال هادی است


نکته مهم در این ه که شما تحت ولایت ( حرف چه کسی را قبول داری) هستید


خیر یا شر


مثلا اینایی که ماهواره میبینند چه اخبار یا هرچی بالاخره گمراه ميشن حتی اگر قوی ترین باشند چرا چون تحت ولایت طاغوت هستند


این در حب و بغض یا دوست داشتنی ها و بغض ماهم هست
حب چه کسی را داری موحد یا کافر
بغض چه کسی را داری موحد یا کافر


البته هدایت از آن خداست و هرکه را بخواهد هدایت می کند حتی اگر آن شخص یکی از اولیای شر باشد


مسئله نور و ظلمت گستردست


این وسط تشنگی هم خیلی مهم است
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میکا
۲۰:۳۵, ۴/شهریور/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/شهریور/۹۴ ۱۰:۱۲ توسط میکا.)
شماره ارسال: #3
آواتار
سلام قلب گرامی
موضوعی که اشاره فرمودید هم به همین تحقیقات مربوط میشه.

مثلاً داعشی ها، ابوبکر البغدادی رو به عنوان یک "فقیه عادل" تصور کرده اند. اگر اونها بخوان یک راه مبتنی بر منطق و عقلانیت رو پیش بگیرند، باید این اعتقادشون رو بررسی کنند. اونها باید بگردند دنبال دلایلی بر رد صلاحیت البغدادی. که البته اگر این پژوهش رو انجام بدن به خوبی خواهند فهمید که ایشون نه تنها عادل نیست، بلکه یک قاتل بی رحمه.

این که خیر چیست و شر چیست هم جای بررسی داره. اونها ممکنه تحت تاثیر تبلیغاتی قرار گرفته باشند که مثلاً سر بریدن شیعیان رو براشون کار خوبی جلوه داده باشه. برای منطقی فکر کردن، اونها بایستی به دنبال دلایلی بر رد این موضوع بگردند.

در مورد حب و بغض هم همینطور. کسی که فرضاً در مورد شیعیان بغض داره، باید ببینه چه دلایلی موجب ایجاد این نفرت شده. باید ببینه آیا اون دلایل منطقی است یا نه؟

حالا یه مدل دیگه اش:

فرض کن ما تحت تاثیر برنامه های ماهواره قرار گرفته باشیم. باید ببینیم آیا این شیوه زندگی که اونها به ما یاد میدن درسته یا نه؟

اگر مطلبی بر ضد اعتقادات اسلام گفته شده، باید اون عقاید رو هم با دید انتقادی بررسی کنیم.

فرقی نمی کنه اعتقاد ما چی هست. صرف نظر از اینکه اعتقاد ما چیست و مربوط به کدام گروه است باید بررسیش کنیم و در موردش با دیدگاه انتقادی تحقیق کنیم. اگر هم فرصت این کار رو نداریم، تنها می تونیم بگیم که "من این اعتقاد رو بررسی نکردم و مطمئن نیستم درست است یا نه".

اگر استدلالی بر درستی یک عقیده داریم، باید اون استدلال رو هم بررسی کنیم. اگر استدلالی بر رد اون عقیده داریم هم باید بررسیش کنیم. مواظب هم باشیم که در دام مغلطه ها نیفتنیم.

فهرستی از مغلطه ها رو می تونید در این آدرس ببینید:
لینک
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: قلب ، پارمیس
۲۱:۱۹, ۴/شهریور/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/شهریور/۹۴ ۱۰:۰۲ توسط قلب.)
شماره ارسال: #4
آواتار
سلام
درست می فرمایید


اما عقل ها متفاوت است درک ها فرق دارد و تربیت ها هم


انسان موجودی چند لایس


مثلا
کی گفته سر بریدن عیب داره
خب منو شما تربیت شدیم تا فهمیدیم
اون داعشی تو جایی تربیت شده که حداقل این چیزها رو دیده
خدا لعنت کنه این داعشی های باطل رو که آیات قرآن رو هم تحریف کردن

پس يه نقطه مرکزی برای اشتراک باید باشه


مثلا در فلسفه مبحث وجود چیزی هست که ميشه گفت بین همه مشترکه و یک نقطه مرکزی برای اشتراک


ولی اینجا تازه پای احساس هم میاد وسط


مثلا در بعضی از مکاتب معتقدند قدرت واقعیت سازه و قدرت پاک کنندس


یعنی قدرت ميتونه حقیقت رو بپوشونه البته تا حدی هم اينطوره

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میکا
۱۰:۱۸, ۵/شهریور/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/شهریور/۹۴ ۱۰:۳۴ توسط میکا.)
شماره ارسال: #5
آواتار
سلام قلب عزیز
هر انسانی به خاطر فطرتش تشخیص میده که سربریدن بی گناهان کار نادرستیه، مگر اینکه به شکلی این کار رو براش توجه کنند. داعشی ها به دو دلیل چنین کاری رو جایز می دونند:

1- تصور این که "خدا" چنین دستوری رو داره.
2- باور کردن تبلیغات ضد شیعه که باعث شده یک تنفر عمیق از شیعه پیدا کنند.

اگر اونها در مورد این دو موضوع تحقیق کنند (با رویکرد انتقادی) می تونند متوجه انحرافاتشون بشن و راهشون رو تصحیح کنند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: پارمیس ، قلب
۹:۳۲, ۷/شهریور/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/شهریور/۹۴ ۹:۳۳ توسط میکا.)
شماره ارسال: #6
آواتار
سلام
ممکنه برخی از ما تصور کنیم که "گروههای دیگر منحرف اند و باید با تحقیق متوجه انحرافشان شوند، اما از آنجا که ما هیچ انحرافی نداریم نیازی به تحقیق نداریم".

اما مسئله اینه که ما هم مثل دیگران ممکنه اشتباهاتی داشته باشیم. ما از اونجایی متوجه اشتباهات دیگران میشیم که دیدگاهی متفاوت با اونها داریم. حال اگر ما رفتار خودمون رو از دیدگاههای مختلف بررسی کنیم می تونیم کاستی ها و انحرافاتی رو ببینیم و فرصتی برای تصحیحش داشته باشیم. اما اگر چنین بررسی رو انجام ندیم متوجه اشتباهاتمون نمیشیم و تصور می کنیم که هیچ انحرافی نداریم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا