کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
به داد کودکان تشنه کرمانشاه برسید + تصاویر
۸:۰۶, ۱۵/شهریور/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/شهریور/۹۴ ۸:۳۷ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #1
آواتار


ده‌ها روستا در دهستان‌های جلالوند و عثمانوند بخش سرفیروزآباد کرمانشاه که در مجموع حدود ۲۰۰ خانوار را در دل خود جای داده اند، این روزها وضعیتی بحرانی دارند. خشک شدن چشمه‌ها و چاه‌های آب، اوضاع را وخیم کرده و به نوعی ادامه زندگی غیر قابل تحمل شده است. آبرسانی به صورت نامنظم و هفت روز یکبار انجام می شود که این میزان آب نیز جوابگوی نیاز آنها نیست.
کم آبی، خشکسالی و بی توجهی مسئولین برای مردم این روستاها، مانند نمک روی زخم آزار دهنده است. بطوری که اگر پای درد دل هرکدام از اهالی بنشینید حرف هایی بس ناراحت کننده از وضعیت انسانی در این منطقه را خواهید شنید.

در این روستاها که شغل اصلی مردمانش کشاورزی و دامداری است، خشک شدن چشمه ها و چاه های آب اوضاع را وخیم کرده است و به نوعی ادامه زندگی غیر قابل تحمل شده است.

صدها رأس دام سبک و سنگین هر روز به علت این مشکلات در حال از بین رفتن و یا فروش اجباری هستند و کشاورزان نیز با توجه به خشکسالی های اخیر و سال جاری مزارع خود را از 1 تا 100درصد از دست داده اند و محصولی را از اراضی خود برداشت نکرده اند.

در کنار این شرایط بحرانی آب و هوایی، یکی دیگر از مشکلات که به نوعی باعث ناراحتی مردم روستا شده است کم توجهی مسئولین بویژه بخشداری سرفیروزآباد است که طبق اظهارات برخی از مردم بومی این دو روستا آبرسانی به صورت نامنظم و هفت روز یکبار انجام می شود که این میزان آب نیز به هیچ عنوان جوابگوی نیاز آنها نیست.
[تصویر: resized_1207572_799.jpg]

آماده شدن مردم روستا برای دریافت سهمیه هفتگی آب

[تصویر: resized_1207561_273.jpg]

روزهای دوشنبه هر هفته کامیونی که حامل تانکر آب شُرب از طرف بخشداری است برای روستائیان فرستاده می‌شود. به همین دلیل مردم روستا از صبح این روز ظرف های خود را تا پایین روستا می آورند و نوبت می‌گیرند.


[/url]
[تصویر: resized_1207553_632.jpg]

مردم روستای "گامره" از ساعات اولیه روز دوشنبه هر هفته ظرف های خود را تا پایین روستا می آورند و نوبت می‌گیرند.




[تصویر: resized_1207551_303.jpg]
[/b]مردم روستای "گامره" از ساعات اولیه روز دوشنبه هر هفته ظرف های خود را تا پایین روستا می آورند و نوبت می‌گیرند.





[تصویر: resized_1207552_131.jpg]


مردم روستا از ساعات اولیه روز دوشنبه هر هفته ظرف های خود را تا پایین روستا می آورند نوبت و می‌گیرند.




[تصویر: resized_1207554_941.jpg]

مردم روستا از ساعات اولیه روز دوشنبه هر هفته ظرف های خود را تا پایین روستا می آورند نوبت و می‌گیرند.



[تصویر: resized_1207550_458.jpg]

اهالی روستا می‌گویند به دلیل خشک شدن آب چشمه های اطراف،حدود یک ماهیست که حمام نرفته اند.

[تصویر: resized_1207621_426.jpg]



اهالی روستا به دلیل خشک شدن آب چشمه های اطراف،حدود یک ماهیست که حمام نرفته اند و این امر موجب انواع بیماری های پوستی و موضعی در بین آنها شده است.

[تصویر: resized_1207558_886.jpg]


اهالی روستا به دلیل خشک شدن آب چشمه های اطراف،حدود یک ماهیست که حمام نرفته اند و این امر موجب انواع بیماری های پوستی و موضعی در بین آنها شده است.


[تصویر: resized_1207560_386.jpg]


انتظار مردم روستا برای دریافت سهمیه آب هفتگی


[تصویر: resized_1207568_740.jpg]

انتظار مردم روستا برای دریافت سهمیه آب هفتگی





[تصویر: resized_1207567_974.jpg]

انتظار مردم روستا برای دریافت سهمیه آب هفتگی
[تصویر: resized_1207569_944.jpg]
انتظار مردم روستا برای دریافت سهمیه آب هفتگی
[url=http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1394/6/14/1207563_123.jpg][تصویر: resized_1207563_123.jpg]

اهالی روستا پس از ساعت‌ها انتظار، از آمدن کامیون حامل تانکر آب ناامید شده و به خانه هایشان بازمی‌گردند.



[تصویر: resized_1207562_528.jpg]

اهالی روستا پس از ساعت‌ها انتظار، از آمدن کامیون حامل تانکر آب ناامید شده و به خانه هایشان بازمی‌گردند.

[تصویر: resized_1207556_780.jpg]

در این روستاها عده‌ای مجبور به استفاده از آب چاه می شوند که هم آلوده است و هم فاصله اش تا منازل مسکونی خیلی زیاد است.
[b][تصویر: resized_1207555_363.jpg]

آب گل آلود داخل چاه‌های روستا

[تصویر: resized_1207557_180.jpg]

[b]
دام‌ها هم از آب گل آلود چاه ها نمی‌توانند استفاده کنند.

[/b]

[تصویر: resized_1207559_538.jpg]


در این روستاها عده‌ای مجبور به استفاده از آب چاه می شوند که هم آلوده است و هم فاصله اش تا منازل مسکونی خیلی زیاد است.




[تصویر: resized_1207564_366.jpg]


آقا سعدالله از اهالی روستای "گامره"،می‌گوید این تانکر آب ماه هاست که خالی و بدون استفاده در حیات خانه اش افتاده.





[تصویر: resized_1207565_433.jpg]


آقا سعدالله از اهالی روستای "گامره"بدلیل نوشیدن آب های آلوده مبتلا به بیماری سنگ کلیه شده و روزانه مقدار زیادی دارو اسفاده می‌کند و برای درمان کاملش هیچ پولی ندارد.





[تصویر: resized_1207570_738.jpg]


اهالی روستا پس از ساعت‌ها انتظار، از آمدن کامیون حامل تانکر آب ناامید شده و به خانه هایشان بازمی‌گردند.




[تصویر: resized_1207573_232.jpg]


عده ای دیگر که امکانات حداقلی نظیر تراکتور، و حیوانات بارکش را در اختیار دارند می توانند به چند کیلومتر دورتر از روستای خود مراجعه و آب آشامیدنی یک یا نهایتاً دو روز خود را فراهم کنند.




[تصویر: resized_1207576_865.jpg]


[b] گاهی، غبارهای محلی هم به مشکلات مردمان این منطقه اضافه می‌شود.
[/b]


[تصویر: resized_1207577_835.jpg]

[b]
کوچ اجباری تعدادی از اهالی روستای "تیامین" بدلیل خشکسالی و کم آبی[/b]




[تصویر: resized_1207578_556.jpg]


[b] کوچ اجباری تعدادی از اهالی روستای "تیامین" بدلیل خشکسالی و کم آبی
[/b]


[تصویر: resized_1207566_788.jpg]


کودکان روستا ارزش قطره قطره آب را دیگر می‌دانند و در مصرف آن به خوبی صرفه جویی می‌کنند.



[تصویر: resized_1207579_751.jpg]


بی بی خانم از اهالی روستای تیامین می‌گوید هفته هاست که دیگر آبی از این شیر سرآزیر نمی‌شود.




[تصویر: resized_1207581_227.jpg]


تنها چشمه نزدیک به روستای "تیامین" هم که آب بسیار کمی دارد،سرشار از کرم زالو می‌باشد.




[تصویر: resized_1207580_857.jpg]


مردم روستا چاره ای جز استفاده از آب آلوده چشمه برای مصرف آشامیدن و شستشو ندارند.




[تصویر: resized_1207574_445.jpg]


مردم روستا چاره ای جز استفاده از آب آلوده چشمه برای مصرف آشامیدن و شستشو ندارند.




[تصویر: resized_1207575_252.jpg]


مردم روستا چاره ای جز استفاده از آب آلوده چشمه برای مصرف آشامیدن و شستشو ندارند.





[تصویر: resized_1207582_826.jpg]


[b] مردم روستا چاره ای جز استفاده از آب آلوده چشمه برای مصرف آشامیدن و شستشو ندارند.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مصباح ، aboutorab ، پارمیس ، mohammadhadi ، السا ، حدیث عشق ، rezamohammadi ، فدايي ولايت ، springly ، افشین ، نرگس مهدوی ، غریب ، fafa* ، A.E ، Mahtab1 ، فاطمه خانم ، بیداری اندیشه ، Hadith ، Islam ، Hidd3n ، Tolou ، ضحی

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۱:۴۳, ۱۶/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #11
آواتار
(۱۶/شهریور/۹۴ ۸:۴۱)vahrakan نوشته است:  سلام جناب محمد صدرا ،این رو به یاد داشته باشید ،با تمام احترامی که برای مردم خوب تهران قائل هستم ،اما همه ایران ،تهران نیست و باید به همه طبقات محروم رسیدگی شود و باید بدانید که در انقلاب این کشور پا برهنه ها هم شریک بودند.
نه عزیزم شما نمی دونی. تهران قلب تپنده ایرانه. آدم قلب رو ول نمیکنه به بقیه برسه که. باید اول تهان رو بسازیم بعد حالا اگر بودجه و حالی بود یه فکری برای بقیه هم می کنیم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: vahrakan ، ام ابیها ، السا
۲۳:۲۱, ۱۶/شهریور/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/شهریور/۹۴ ۱:۴۰ توسط میم.حسین.الف.)
شماره ارسال: #12

بنده هم با آقای محمدصدرا موافقم اصلا معنی ندارد این رفتارها سخیف
به قول مادر بعضیا : "گویا عذاب وجدان به خاطر ستمی که به اهالی ده بالا (طهران) رفته شما را راحت نمی گذارد که با پست های بزک کرده خودتان را تسکین می فرمایید"

آقا محمد من خودم پشتتم اخوی شما کاندید ریاست جمهوری شو منم میشم کانون تبلیغات خودجوش شما . رنگمونم که بنفشه اصلا قد و قواره خودمان است تکیه بر این میز .Big Grin
****************************************************************************************************​
""پس ازتفکر و عمیق و البته پس گردن استاد این قسمت ویرایش شد.Confused
من فکر می کنم منظور آقای محمد صدرا اشتباه برداشت کردید و متوجه کنایه و شوخیه انتقادی ایشون نشدید . بازهم شما بزرگواران صاحب نظر هستید
مسئله تهران و اینها به کنار نگاه ماشینی و رباتی نباید به این موضوع داشته باشیم که فقط اعداد را بررسی کنیم به هر حال ما نتها ربات ویا ماشین نیستیم بلکه انسان هستیم آنهم از نوع مسلمان
به اندازه کافی هم که باید راجب این موضوع گفته می شد گفته شد مصادق آن ضرب المثل نشیم که می گه اگر دنیارو آب ببره طرفو خواب می بره
صرف حضور شما در تالار بیداری اندیشه و نقد و گپ و گفتمان راجب موضوعی به منزله بیداری شما تلقی نمیشه بلکه خودش عین غفلت است
کاربر محترم مصباح اشاره کردند به اردو های سازندگی اگر امکانش هست این اردوها جهادی (مربوط به این روستا ها و معضلات آنها) را معرفی بفرمایید تا کسانی که توانش رو دارند شرکت کنند یا حداقل کسانی که می خوانند به کسانی که توانش رو دارن معرفی کنند
اگر انجمین خیرین معتبری هست که برای حل این معضل وجوهاتی دریافت می کنه معرفی کنید
اگر فکر می کنید ایجاد تشکل و نوشتن طومار برای حل موضوع کار ساز هست اقدام کنید
من خودم به عنوان اولین نفر در موضوع کمک مالی ویا جذب نیرو و یا انتشار تبلیغات برای دریافت کمک ویا حتی یک امضا پای یک طومار اعلام آمادگی می کنم
البته من هم مثل خیلی های دیگه زیاد به کار عملیاتی وارد نیستم اما دلیل نمیشه که بشنیم و فقط نقد و حرف و دغدغه مندی و ...
اگر در فاز های عملیاتی تبحر دارید بسمه الله بفرمایید و ماهم با حداکثر توان همراهی می کنیم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MohammadSadra ، vahrakan ، ام ابیها ، السا
۷:۳۷, ۱۷/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #13
آواتار
(۱۶/شهریور/۹۴ ۲۱:۴۳)MohammadSadra نوشته است:  نه عزیزم شما نمی دونی. تهران قلب تپنده ایرانه. آدم قلب رو ول نمیکنه به بقیه برسه که. باید اول تهان رو بسازیم بعد حالا اگر بودجه و حالی بود یه فکری برای بقیه هم می کنیم.
جناب محمد صدرا
بنده چند سالی در این شهر زندگی کرده ام و می دانم در انجا چه خبر است
درست است که قلب تپنده هر کشور پایتخت ان کشور محسوب می شود ،حرف از ابادی و ده و شهر کوچک و مقایسه ان با پایتخت نیست ،حرف از یک ایران با جمعیتی 78000000 نفری و یک تهران با جمعیتی متغیر و حدود 18000000 نفری است وتهران و چند کلان شهر دیگر منابع بودجه ای را می خورند و مانع از تخصیص منابع به سایر مناطق می شوند. از گذشته این وضع شکل گرفته و موجب بروز یک سازوکار درونی شده است که کارکرد آن جذب خودکارمنابع در تهران و چند کلان شهر است. به دلیل وجود زیرساخت ها در این چند کلان شهر، سرمایه گذاری بازدهی بالاتری دارد. این تقاضا برای شغل را افزایش می دهد و موجب جذب سرمایه انسانی می شود. در چارچوب مفهوم "علیت انباشتی"، می توانیم این دور فزاینده را توضیح دهیم. وجود زیرساختها موجب جذب بیشتر منابع مالی و انسامی می شود. جذب بیشتر این منابع به توسعه بیشتر این مناطق و توسعه ی کمتر سایر مناطق منجر می شود.
دلیل این امر این است که نظام برنامه ریزی صحیحی در کار نبوده است. به صرف وجود نظام برنامه، نمی توان گفت که برنامه ریزی وجود داشته است. برنامه ریزی در چارچوب آمایش سرزمین وجود نداشته است. در غیر اینصورت، نباید این تفاوت قابل توجه میان چند کلان شهر و سایر مناطق کشور وجود می داشت. اگر منابع به ویژه منابع حاصل ازفروش نفت متناسب با امکانات سرزمینی و با نگاه عدالت گرایانه بین مناطق مختلف توزیع می شد این ناتوازنی منطقه ای پیش نمی آمد.
استان های خوزستان، کهکلویه و بویر احمد، سیستان و بلوچستان، گلستان، ایلام، کرمانشاه و کردستان واقعا از محرومترین مناطق کشور هستند. در این میان داستان خوزستان حالت کمدی تراژدی را دارد. استانی که صنعت نفت در آنجا فعال است تنها از آثار منفی آن بهره می برد. شما اگر به مسچد سلیمان تشریف ببرید از بوی نفت و گاز ممکن است مسموم شوید. قرار بوده شهری 100 هزار نفری در جایی دیگر احداث و جمعیت به آنجا منتقل شود. اما، به دلیل مشکل کلی اقتصاد ایران، یعنی طولانی بودن زمان اجرای پروژه های سرمایه گذاری، و همینطور عدم اختصاص منابع کافی، این پروژه پشت سر هم به تاخیر افتاده است. شما اگر به آبادان تشریف ببرید لایه ای از دود را بر فراز شهر می بینید که علت آن دود پالایشگاه آبادان است. نخل های آبادان در حال خشک شدن است. اگر به خرمشهر تشریف ببرید هنوز می توانید آثار گلوله ها و خمپاره ها را در برخی از مناطق شهر ببینید؛ می‌توانید بینیند که کارون چگونه در باتلاق گل و لای فرورفته و امکان بارگیری کشتی های بزرگ در آن وجود ندارد. اهواز طبق آمارهای بین المللی آلوده ترین شهر ایران و یکی از 10 شهر آلوده تر جهان است....مشکل در کجاست؟ در توزیع ناعادلانه منابع و نبود برنامه توسعه متوازن منطقه ای که پیشتر عرض کردم.
در متون بخش عمومی بحثی وجود دارد به نام "آثار خارجی". آثاری که بر اثر شکل گیری فعالیتی و صنعتی بر دیگران تحمیل می شود یا عاید دیگران می شود. آنچه به دیگران تحمیل می شود "آثار خارجی منفی" نامیده می شود مانند الودگی که بر اثر فعالیت کارخانه ای بر مردم تحمیل می شود. آنچه عاید دیگران می شود "آثار خارجی مثبت" نامیده می شود مانند تاسیس مرکز بهداشت و درمان و کنترل بیمار ها که موجب افزایش طول عمر جامعه می شود. در موردی که آثار خارجی منفی وجود دارد، باید به اندازه جبران این آثار به افرادی که تحت تاثیر آن قرار می گیرند هزینه ای پرداخت شود. این هزینه به صورت مالیات، بر واحد تولیدی اعمال و منابع بدست آمده صرف جبران این آثار منفی می شود. متاسفانه، در اقتصاد ما طی سال های گذشته چنین قاعده ای در کار نبوده است. به همین دلیل ما شاهد تعمیق مشکلات، در استانی هستیم که قلب تپینده اقتصاد ایران محسوب می شود. دلیل آن اختصاص بخش قابل توجهی از بودجه به مراکز اصلی از جمله تهران است.

علاه بر سیاست های نادرست مانند گسترش افقی کلان شهرها که موجب خورده شدن منابع مالی در این مکان ها شده، عوامل دیگری نیز وجود دارد مانند توجه بیشتر به نیازهای پایتخت با دغدغه امنیتی، و تبدیل پایتخت و چند کلان شهر دیگر به ویترینی از جغرافیای ایران.

اگر بخواهیم الگوی توسعه در مالزی یا اقتصادهای نوظهوررا مورد استناد قرار بدهیم،برای توسعه مناطق دور از مرکز اول از همه باید یک برنامه راهبردی بلندمدت دست کم 20 ساله توسعه منطقه ای و شهری داشت. دوم، اقداماتی که لازم است صورت گیرد تا در آن افق زمانی، سرزمین و جامعه ای بسامان یافته تر داشت را باید در الویت اول قرار داد. سرزمین بسامان یافته در شاخص هایی چون همبستگی اجتماعی و توسعه متوازن منطقه ای بین شهری و درون شهری بازتاب پیدا می کند. همبستگی اجتماعی با توسعه متوازن منطقه ای ارتباط وثیق و تنگاتنگی دارد. اگر توسعه منطقه ای متوازن نباشد، در اینصورت همبستگی اجتماعی تضعیف و نیروهای گریز از مرکز تقویت می شود. از این منظر است که نظام برنامه اهمیت خاصی پیدا می کند. از همین منظر هم هست که می توان استدلال کرد که چرا سازوکار بازار آزاد در تامین چنین توسعه ای در ساخت نابرابر منطقه ای دچار شکست می شود و چرا باید دولت دخالت کند. در هر حال، در این راستا، باید نقشه راهی از امکانات سرزمینی و جمعیتی و توانمندی‌های بالقوه مناطق مختلف ترسیم و متناسب با آن دست به تامین زیرساخت ها و تاسیس رشته فعالیت های جدید زد. باید بخاطر داشته باشیم که آن روی سکه ی توسعه نیافتگی مناطق محروم، انفجار بیش از حد کلان شهر ها و به ویژه پایتخت است که موجب کاهش سطح رفاه اجتماعی در این مناطق هم می شود. بنابراین، راه کار کنترل مهاجرت و آلودگی و تراکم بیش از اندازه در کلان شهرها، توسعه ی مناطق پیرامونی و محروم است. به عنوان یک شاخص عملیاتی، توزیع منابع بودجه ای باید متناسب با نسبت جمعیت به جمیعت کل کشور باشد. در حال حاضر، نسبت بودجه ای که در چند کلان شهر صرف می شود خیلی بیشتر از نسبت جمعیت آن‌ها به جمعیت کل کشور است. نکته نهایی اینکه، در غیاب دولتی کارآمد امکان پیشبرد چنین برنامه ای وجود نخواهد داشت. بنابراین کارآمد سازی دولت از جمله از طریق تمرکز زدایی از ساختار اداری آن و اتکاء هر چه بیشتر بر نیروهای بومی در سازماندهی اداری مناطق یکی از پیش شرط های مهم پیشبرد چنین سیاستی است.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عدالت ، ام ابیها ، amirak
۱۰:۳۶, ۱۷/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #14

رسیدگی به تهران صرفا به معنی رسیدگی مستقیم نیست.
ببینید!
کافیه تو شهرستان ها امکانات بذارن و ادارات دولتی و وزارتخونه ها رو منتقل کنن تا به طور اتومات جمعیت از تهران پراکنده بشه که هم آلودگی هواش کمتر شه و هم اگه زلزله اومد کل مملکت نخوابه.
سلمانشهر که آقای عظیم زاده توش هتلی به چه بزرگی ساخته، 1 سینما یا باشگاه ورزشی نداره.
1 دانشگاه اونجا نیست.
فقط ویلا واسه تفریحات.
امکانات زندگی دائم برای مردم باید فراهم بشه.
برای تهران باید اینجوری فکر کرد.
پراکندگی جمعیت از تهران و ایجاد شرایط زندگی ایده آل تو شهرستان ها.
مثلا آب لوله کشی مناسب و ایجاد مارکتهای بزرگ و فروشگاه ها و مراکز تفریحی بزرگ.
شهرستان ها ساعت 7 دیگه هیچ مغازه ای باز نیست.
پراکنده کردن بیمارستانهای تخصصی تو شهرستان ها.
و باز هم تاکید میکنم:
انتقال وزارتخونه ها و ادارات به شهرستان ها.
این میشه اهمیت به کل کشور.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عدالت ، vahrakan
۱۰:۵۶, ۱۷/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #15
آواتار
با عرض سلام

بنده احساس ميكنم از حرفهاي اقاي محمدصدرا بد برداشت شده ! به نظرم ايشون يه جورايي از افعال معكوس استفاده كردند !

و اشاره به تخصيص امكانات به نقاط خاص نه از باب حمايت بلكه از باب اشتباه بودن آن بود
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: vahrakan ، MohammadSadra
۱۱:۰۱, ۱۹/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #16
آواتار
سلام

اتفاقا همین چند روز پیش تو بخش سرفیروزاباد روستای مست علی رفته بودیم اردو. بخش بسیار محجوری هست. حدود 70 کیلومتر با کرمانشاه فاصله داره و حتی خود کرمانشاهی ها هم به این روستاها سر نمیزنند! تهدید هایی مثل گروه های قاچاقچی و تا حدودی پ.ک.ک و داعش هم بالای سرشون هست!

مشکل اب تو روستایی که ما بودیم نبود اما روستاهای اطراف که به طور میانگین 10-15 خانوار جمعیت دارند، هفته ای 2-3 ساعت طبق گفته ی ساکنینشون آب دارند!
اکثر مواقع هم به الاغ چهار دبه ی 20 لیتری وصل میکنند و ازطریق چشمه اب مورد نیازشون رو تامین می کنند. بسیاری از چشمه هاشون هم که خشک شده!

مشکلات فرهنگی بین جووناشون که ریشه در خرافات داره ،هست اما در کل مردمان بسیار مهمون نواز و خوبی هستند. در خوبی شون همین رو بگم که وقتی ساخت مسجد روستا تموم شد ،اعلام کردیم برای افتتاحیه فرش لازم داریم! فرداش بالای پشت بوم اکثر خونه ها یک فرش شسته اویزون بودSmile

خلاصه اینکه مردم این منطقه هم مثل همه جای ایران عزیز مردمان خوبی هستند و واقعا نیاز به کمک دارند!

از دوستان هم خواهش میکنم در کنار درخواست از مسئولین خودشون هم دست به کار بشن. حضور با اردوهای جهادی و طرح های ابرسانی و حضور گروه های پزشکی و... بسیار دلگرم کننده است برای مردم این منطقه.

التماس دعا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: vahrakan ، MohammadSadra ، میم.حسین.الف ، آیات
۸:۰۶, ۲۴/شهریور/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/شهریور/۹۴ ۸:۰۹ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #17
آواتار
بحران در خطه پهلوانان؛
مشت آهنین فقر بر سر روستائیان کرمانشاه و صدايي كه مسئولان را بیدار نمی‌کند
چیزی که بیش از هر چیز در مسئله آب‌رسانی به روستائیان فیروز آباد مد نظر می‌آید، سستی مدیران ارشد ذیربط است. مردم می‌گویند که مسئول بهداشت منطقه، وضعیت وخیم بهداشتی منطقه را با کاظمی‌نژاد مطرح کرده و پاسخ شنیده که "مجبور به ماندن در روستا نیستند. هر جا دلشان می‌خواهد بروند".
استان کرمانشاه که از حیث منابع آبی باید در فهرست بهترین استان‌های ایران باشد، مدتی است که از خشکسالی و بحران آب رنج می‌برد. اما این خشکسالی که گریبانگیر همه نقاط کشور شده، آن قدر فاجعه‌بار نیست که مسئولین امر در کرمانشاه مدعی هستند و البته با انداختن تقصیر به گردن این خشکسالی و قیاس‌های مع‌الفارق، کم کاری و قصور خود در زمینه آب‌رسانی سیار را توجیه می‌کنند. قطع یقین، ابراهیم رضایی بابادی -استاندار کرمانشاه- و مجموعه تحت امرش شامل فرماندار، مدیر آبفای روستایی، و بخشدار منطقه فیروزآباد نیک می‌دانند که منظور کلام ما چیست. با این مقدمه به سراغ گزارش خود می‌رویم:

شب 8 شهریور، به سمت کرمانشاه حرکت می‌کنیم. به محض رسیدن به آنجا، در یکی از مجتمع‌های مسکونی شهر مستقر می‌شویم. کمی استراحت می‌کنیم در ساعت 10 صبح راهی منطقه جلالوند می‌شویم.
[تصویر: 1213916_618.jpg]

جلالوند
جلالوند در 70 کیلومتری جنوب شهر کرمانشاه واقع شده که ازشمال به ماهی‌دشت، از جنوب به هلیلان، ازغرب به ایل کلهر، و از شرق به دهستان عثمان‌وند محدود است. منطقه‌ای کوهستانی و بکر که غالبا پوشیده از جنگل‌های بلوط است -که البته اکنون به دلیل سوء مدیریت مسئولین، تقریبا به خشک‌زار تبدیل شده است. جلالوند دارای 2 منطقه آب و هوایی گرمسیر و سردسیر است که در گذشته هر روستا تابستان و زمستان را در محل مشخصی می‌گذراندند.

[تصویر: 1214581_588.jpg]
اهالی این منطقه به گویش لکی تکلم می‌کنند و از 2 تیره همیان و باجلان هستند، که البته این تقسیم‌بندی‌ها مربوط به گذشته است و هم اکنون هیچ نمودی ندارد. به طوری که شاید هم اکنون عده‌ای ندانند از کدام تیره‌اند.

مردم‌شناسی به نام علاءالدین سجادی درباره نام‌گذاری این خطه به جلالوند» می‌گوید: پسوند "وند" را به معنی صاحب و دارا، و "جلال" به معنی شکوه است. در طرح تقسیمات کشوری، دهستان جلالوند شامل 62 روستا است.


حدودا ساعت 12:20 دقیقه به نزدیکی روستای بوژان می‌رسیم و کیلومترها می‌رویم. در مسیر هر چه می‌بینیم خشکی و محرومیت در روستاهای کوچک است. در 70 کیلومتری شهر کرمانشاه، به روستای گاومره (با 34 خانوار) می‌رسیم. خشک‌زاری که تفت گرمای تابستان، طعم گس عطش و طلب آب را بیشتر به آن افزوده و در نظر، مانند غریبستان چاه‌ها و رودها و نهرهاست. از خودرو که پیاده می‌شویم، مردم در انتظار رسیدن آب را می‌بینیم. دبه‌های خالی در دستان آنها، چشم به راه تانکر آب ارسالی از بخشداری! اما دریغ از رسیدن به موقع پیمانکار آب.

اولش، خجالت می‌کشند که به سمت من بیایند، چون پوششان بسیار ژنده و ظاهرشان مناسب نیست. من به سمتشان می‌روم و با احوال‌پرسی گرم با چند تن از میانسالان، جوانان و زنان روستا هم به جلو می‌آیند. شروع به حرف زدن می‌کنند و در میان سیل گلایه‌ها و عرض دردها، متوجه می‌شوم که بزرگترین مشکل آنها عدم آب‌رسانی صحیح و به موقع (و فراتر از آن عدم امکانات اولیه مثل لوله‌کشی آب) است. آنها، از مشکلات دیگر هم می‌گویند: عدم وجود بهداشت، عدم وجود امکانات آموزشی مثل مدرسه مناسب، عدم ایجاد راه‌های ترابری، و عدم حمایت بخشداری در جهت تامین امنیت مسکن. وضعیت در روستای قاپقوی (با 70 خانوار) هم همینطور است. البته در بسیاری از روستاهای دیگر بخش هم وضع معاش متاثر از عدم توجه مسئولین است.

[تصویر: 1214602_618.jpg]
[تصویر: 1213978_441.jpg]
گاومره‌ای‌های ناامید از رسیدن آب
مردم گاومره و قاپقوی مدعی هستند که به ازای هر هفته 150 لیتر آب در اختیار آنها قرار می‌گیرد اما منوچهر کاظمی نژاد -بخشدار سر فیروز آباد- مدعی است که 150 لیتر بطور روزانه در اختیار هر خانواده قرار می‌گیرد. اما مدیر آب و فاضلاب روستایی و فرماندار کرمانشاه -با انصاف بیشتر (!)- از وهله‌های سه روزه سخن می‌گویند. این در حالی است که در 2 روز متوالی حضور ما، خبری از آب‌رسانی به این روستا نبود. حال سوال این است که آیا یک زن خانواده در این 2 روستا قادر به اعمالی چون امور نظافتی خانواده شامل استحمام و شست و شوی البسه، پخت و پز، و مصرف شرب خواهد بود؟

[تصویر: 1214620_645.jpg]
[تصویر: 1214621_629.jpg]
[تصویر: 1214622_521.jpg]
روستائیان قاپقوی با گالن‌های خالی، در انتظار آب
از وضعیت چا‌ه‌ها که باخبر می‌شویم، تاثرمان بیشتر می‌شود. وضعیت چاه‌های این دو روستا که نماینده روستاهای دیگر در چشم ما هستند، اسفبار است. چاه‌های خشک شده و یا پر از گل و املاح مضر. این گودال‌های خشک و کثیف، تبدیل شده‌اند به قاتلان تدریجی مردم روستا. انواع و اقسام بیماری‌های کلیوی و روده‌ای گریبانگیر روستائیان شده و هزینه‌های درمان داد جان را از آنها ستانده است.

[تصویر: 1213918_706.jpg]

[تصویر: 1214603_350.jpg]
[تصویر: 1214646_664.jpg]
چاه آب مصرفی روستائیان و نتیجه آن و سطل آب گل‌آلود مصرفی دام
علاوه بر این، کمبود آب دست آنها را برای پخت و پز بسیاری از غذاها بسته و به همین دلیل غذای مصرفی آنها عموما شامل سیب زمینی و نان و ماست می‌شود که این خود به درد خانه‌های پوشالی و بی‌امنیت آنها افزوده است.

[تصویر: 1214643_323.jpg]
[تصویر: 1214644_282.jpg]
اهالی روستا می‌گویند که چندین مرتبه به بخشدار مراجعه کرده‌اند و او هر بار یا قول مساعد حل مشکل را می‌دهد و عمل نمی‌کند و یا با تندی با آنها برخورد می‌کند، به طوری که جرات بیان مشکل را پیدا نمی‌کنند. لذا، آنها مجبور می‌شوند که گالن‌ها و تانکرهای آب را از روستاهای اطراف خریداری کنند.


[تصویر: 1214593_305.jpg]

اکنون، در این روستاها همه چوپان شده‌اند. آن هم، چوپان‌های بدون آب برای گوسفندهای نحیف خود. چرا که عملا کشاورزی به مرگ افتاده است و مردان روستا یا بیکار شده‌اند و یا چوپان.

[تصویر: 1213920_567.jpg]

مردم می‌گویند که «غلامی» مسئول بهداشت منطقه، وضعیت وخیم بهداشتی منطقه را با کاظمی‌نژاد مطرح کرده و پاسخ شنیده که "مجبور به ماندن در روستا نیستند. هر جا دلشان می‌خواهند بروند". وضعیت بهداشت در این دو منطقه بحران‌زده بسیار وخیم است. انواع بیماری‌های پوستی و داخلی به اهالی و روستاییان حمله‌ور شده و وقتی هم که یکی از آنها گرفتار بیماری می‌شود، با هزینه‌کرد 100 تا 200 هزار تومان و با کرایه کردن خودرو، برای درمان به شهر می‌رود که آن هم هزینه‌های سرسام‌آور ویزیت و نسخه و درمان را در پی دارد.

[تصویر: 1213922_313.jpg]


[تصویر: 1213906_243.jpg]


[تصویر: 1214612_530.jpg]

وضعیت بهداشت یک کودک و یک نوجوان گاومره‌ای
از حیث وضعیت امنیت خانه‌ها هم باید گفت که هر آینه با فرو ریختن بنیاد خانه طی یک زلزله یا حادثه طبیعی احتمالی، باید در انتظار حادثه‌ای ناگوار برای اهالی این روستاها باشیم. مار و عقرب هم که در محیط خانه آنها خودنمایی می‌کنند. این روستاییان، به دلیل اینکه دارای خانه‌های کاه‌گلی هستند و به دلیل عدم توانایی مالی که عموما از سقف‌های چوب و حصیری استفاده می‌کنند، ناخودآگاه میزبان حیوانات و حشرات گزنده که علاقه بسیاری به چنین محیط‌های خنک و مرطوب دارند شده‌اند. آنها می‌گویند پول نداریم، به ما امکانات یا حداقل وام بدهید و ما از خدایمان هست که خانه را طوری بسازیم که از شر وجود این گزندگان خطرناک و بلایای طبیعی در امان باشیم.

[تصویر: 1213911_824.jpg]

در این 2 روزی که در میان روستاییان گذراندیم، چند تن از روستاییان 4 روستای میزبان ما، گفتند که مورد گزند نیش مار و عقرب قرار گرفته‌اند و با هزار زحمت، امکان انتقال آنها به شهر به وسیله خودرو مهیا شده و از مهلکه مرگ جان سالم به در برده‌اند. اما تضمینی نیست که همیشه اینطور باشد. چرا که با 4 نوع عقرب و مار خطرناک در محل زندگی خود روبرو هستند.

[تصویر: 1214574_986.jpg]
نمونه‌ای از عقرب‌های مهاجمی که در گوشه و کنار خانه‌ها لانه کرده‌اند
در مورد وضعیت راه و ترابری هم که با وجود خاک و سنگ در فصل گرما و گل و لای در فصل بارش و سرما، روستاییان عملا در مشکل‌ترین شرایط ممکن به سر می‌برند. خودروها جهت نقل و انتقال آنان به شهر جهت درمان و یا آب رسانی در مضیقه هستند. لذا، الاغ بهترین مرکب آنهاست و آن هم در شرایط مطلوب.

[تصویر: 1214570_876.jpg]
اهالی قاپقوی، به همت بسیج منطقه و نیروهای جهاد سازندگی دارای مدرسه شده‌اند، اما خبری از مدرسه در گاومره نیست. مسئولین استان یک کیوسک کمی بزرگتر از روزنامه‌فروشی را به عنوان مدرسه در اختیار اهالی قرار داده‌اند و آن هم به زور و ضرب التماس به معلم از سوی روستاییان که وی را با مرکب الاغ از یک روستای دیگر به روستای خود می‌آورند و فقط هم تا مقطع پنجم ابتدایی تدریس می‌کند. به همین دلیل، نمی‌توان در سرتاسر روستا، افراد باسواد یافت و اگر کسی هم سواد دارد، مدتی است که روستا را ترک کرده و در شهر زندگی می‌کند و گه‌گاهی با بستگان خود در گاومره دیدار می‌کند. روستاییان حتی قادر نیستند که یک نامه درخواست برای یکی از مقامات و مسئولین جهت طلب استمداد بنویسند.

[تصویر: 1214561_404.jpg]

مدرسه روستای گاومره که کاملا در قد و اندازه کیوسک روزنامه فروشی است تا یک مدرسه





روز دوم شده و عازم عثمانوند که منطقه‌ای محروم‌تر است می‌شویم. [/b]

عثمانوند
دهستان عثمانوند نام دهستانی در بخش فیروزآباد شهرستان کرمانشاه در استان کرمانشاه است. بر اساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۶۵۴ نفر (۹۸۲ خانوار) بوده است. عثمانوند از مناطق لک‌نشین کرمانشاه است. این دهستان، در منطقه کوهستانی و در جنوب شرقی کرمانشاه بین دهستان‌های ماهیدشت زردلان و جلالوند است. آب و هوای آن کوهستانی است و آب آن از چشمه‌ها و رودخانه اهوران تامین می‌شود. شغل اهالی زراعت و گله داری است. این ناحیه از ۵۰ آبادی تشکیل شده است.

[تصویر: 1214595_428.jpg]
صبح روز سه‌شنبه مورخ 10 شهریور از جاده‌های گرم و خشک "پشته عثمانوند" به سمت روستاهایی می‌رویم که با مشاهده آنها متوجه اوج محرومیتشان می‌شویم. تماشای این تصاویر به سان شمشیر دو لبه‌ای است که یک لبه آن غم است و لبه دیگر آن یک سوال بزرگ در ذهن که بر قلب انسان وارد می‌شود. این سوال بزرگ که آیا سکوت و مظلومیت روستاییان این منطقه موجب غفلت و شاید عصیان مسئولین امر شده و آیا حتما باید همچون قضیه خشک شدن ناگهانی دریاچه طاق بستان (به دلیل وجود چاه‌های غیرقانونی اطراف آن) که رسانه‌ای شد، فلاکتی که این محرومین را در بر گرفته رسانه‌ای شود تا تلاشی در جهت حل مشکلاتشان صورت گیرد؟

[تصویر: 1214596_149.jpg]
در مسیر با خود فکر می‌کنم تا زمانی که کسی پا به این گونه منطقه‌ها نگذارد، معنای محرومیت را به واقع درک نخواهد کرد. گرم‌ترین منطقه کرمانشاه را در دل جاده‌های خاکی و پر فراز و نشیب می‌پیماییم تا به نقطه‌ای می‌رسیم که مردم منطقه، آن را "آخر دنیا" می‌نامند. نقطه‌ای خشک و وحشی میان دو تپه خشن و طلبکار. نام این خرده روستا که 9 خانوار در آن زندگی می‌کنند و مابقی که از زور بی‌آبی و بی‌برقی و وحشت (از حیوانات و حشرات گزنده) به نقاط دیگر پناه برده‌اند، "ورمله" است. حقیقتا، آن را باید آخر دنیا نامید. جایی که عده‌ای انسان بی‌گناه به علت وجود 3 حلقه چاه آب (که آن هم خشکیده و گل‌آلود هستند) و چراگاه‌های بهاری و شاید تابستانی، به آن پناه برده‌اند.

[تصویر: 1214601_822.jpg]
پای بر خاک غریب و سنگین ورمله می‌گذارم و تعدادی از روستاییان به سمت ما آمده و خوش‌آمد می‌گویند. چهره‌های زمخت و تشنه و نیازمند، یکجا به انسان درونم تلنگر می‌زند و با گرفتن دستم از سوی یکی از کودکان روستا روبرو می‌شوم: "عمو! کامپیوترت فضاییه؟". تبلت در دستم را می‌گوید. گویی مهر بر دهانم زده شده و سکوت می‌کنم. خم می‌شوم و بغلش می‌کنم. خشکی پوست صورتش، نرمی پوست صورت من بچه شهری را به سخره می‌گیرد. مابقی برادران روستایی‌ام را در آغوش می‌گیرم و خشکی لباس پوسیده و آب ندیده آنها را بر کف دستانم احساس می‌کنم.

خشک‌آباد! ورمله
من را به همراه خود به خانه‌های کاه‌گلی و در آستانه فروریزی خود دعوت می‌کنند و چیزی که می‌بینم از قاپقوی و گاومره فجیع‌تر است. خیلی بعید می‌دانم که هر کدام از ما، چند روز بیشتر بتوانیم در خانه‌های ورمله دوام بیاوریم. صدای خش خش حرکت مارها و عقرب‌ها در سقف یکی از خانه‌ها به گوشم می‌خورد. نگاهی به روستائیانی که همراهم به داخل خانه آمده‌اند می‌کنم و یکی از آنها با نگاهی خسته می‌گوید: "با این موجودات سر و کله می‌زنیم. بیشتر نگران همسران و فرزندانمان هستیم. وگرنه جان ما فدای آنها". به نظرم، انصافا اگر رحمت پروردگار و اذن او به این جانوران نباشد، با وضعیتی که مشاهده می‌کنم باید شاهد گزیدگی‌های مستمر (و با توجه به کم‌کاری در کمک‌رسانی پزشکی) خطرات جانی برای این بندگان خدا باشیم.

[تصویر: 1214726_116.jpg]
[تصویر: 1214727_271.jpg]

خانه‌های ورمله و تیامین که میزبان انواع خطرات جانی است
اهالی ورمله از بی‌برقی سخن می‌گویند. کیست که از اهمیت برق در زندگی امروز بی‌خبر باشد و محروم بودن از وسایل برقی همچون اتو، کولر، ماشین لباسشویی، تلویزیون، رادیو، یخچال و فریزر، و غیره برای او قابل تحمل؟ ورمله‌ای‌ها، خانه‌های خود در شب‌های تاریک و هراسناک بیابان را به لطف شمع و چراغ نفتی روشن نگاه می‌دارند.

[تصویر: 1214730_450.jpg]

[تصویر: 1214731_280.jpg]

امید که مسئولان با تماشای این تصویر از خود بپرسند اگر فرزندان خودشان در این وضعیت اسفبار به سر می‌بردند آنگاه جوابشان چه بود؟!
از طرفی، عدم آب‌رسانی به معنای واقعی کلمه پوست آنها را کنده است. سه چاه خشک و آلوده را چگونه یارای تامین آب مصرفی این چند خانوار است؟ تانکر آب هم که حتی هفته‌ای یک بار روی اینجا را نمی‌بیند. البته تیامین که روستای مجاور آن است هم دست کمی ندارد. اهالی تیامین هم در انتظار آب‌رسانی به سر می‌برند و به‌ناچار به سراغ آب چشمه‌ای رفته‌اند که زالو در آن خودنمایی و بیداد می‌کند. به گفته ساکنین روستا، تا به حال چند مورد از ورود زالو به بدن کودکان و بزرگسالان روستا موجب اتفاق ناگوار و در نتیجه انتقال آنها به هر زحمتی به بیمارستان تجربه شده است. به همین دلیل، آنها بر سر یک قیف پارچه بسته‌اند و آبی که بناچار زالو در درون آن است را به ظرفهای خود برای آشامیدن انتقال می‌دهند.

[تصویر: 1214809_554.jpg]
[تصویر: 1214810_635.jpg]
[تصویر: 1214811_539.jpg]
[تصویر: 1214812_743.jpg]
استفاده از آب زالودار برای مصرف شرب و شستن لباس‌ها
از اهالی ورمله و تیامین می‌پرسم که "اگر در مضیقه هستید چرا به جای دیگر کوچ نمی‌کنید؟". پاسخ می‌دهند که "حتی اگر گوسفندهایمان را بفروشیم و به شهر برویم، جز چوپانی و کشاورزی که تخصص ماست، چه کار از ما برمی‌آید؟". در مقابل منطق کلام این مردم ساده‌دل مکث می‌کنم و اینجاست که پاسخ‌های سرسری و غیرمسئولانه مسئولان رنگ و جلای بیشتری در نظرم می‌گیرد.


سفر، با تمام زیر و بم و فراز و نشیب‌اش، تمام می‌شود و صبح روز چهارشنبه 11 شهریور به تهران می‌رسیم. تماس‌های ما از همان روز آغاز می‌شود و موفق با به گفتگو با سه تن از مسئولین استان می‌شویم. منوچهر کاظمی‌نژاد به عنوان بخشدار فیروز آباد، ایرج شهبازی به عنوان مدیر عامل شرکت آب و فاضلاب روستایی استان کرمانشاه، و فضل‌الله رنجبر به عنوان فرماندار کرمانشاه.

در گفتگو با کاظمی‌نژاد، وی از کمبود اعتبارات سخن به میان می‌آورد و ضمن تایید جیره‌بندی مختصر روزانه برای روستاییان (که البته خود روستاییان معتقدند هفتگی است نه روزانه)، از تلاش خود و مجموعه تحت امرش برای حل مشکل سخن می‌گوید. اما هنوز سوال بزرگ این است که چگونه می‌شود که بیش از یک‌صد و 20 خانوار که ما با آنها روبرو شدیم دروغ بگویند؟ آیا همه این افراد دروغ می‌گویند و این بخشدار که وعده امروز و فردا به این بندگان خدا می‌دهد و از کمترین، ارزانترین و ساده‌ترین خدمت یعنی آب‌رسانی سیار به‌موقع که قطع یقین حکم حیاتی برای آنها دارد، دریغ می‌کند.

اما وقتی در مورد مشکل برق و بهداشت و آموزش روستاهایی مانند ورمله با کاظمی‌نژاد گفتگو می‌کنیم، او این نقاط را "محل" می‌نامد و اسم روستا را بر آن نمی‌گذارد. وی معتقد است از آنجا که ورمله محل محسوب می‌شود، لذا این به خود اهالی آنجا برمی‌گردد. وقتی جایی محل است، دیگر روستا محسوب نمی‌گردد و طبیعتا امکانات لازم به آن اختصاص نخواهد یافت. پس بر آنهاست که آن محل را ترک کرده و به روستاهای اطراف بپیوندند. حال سوال از بخشدار محترم این است: چطور است تیامین که در فاصله کم‌تر از یک کیلومتری ورمله قرار دارد و با توجه به مختصات مورد نظر جناب بخشدار باید محل محسوب گردد (به استثنای محرومیت‌های شدید) برق دارد اما ورمله باید از دارا بودن برق محروم باشد؟

[تصویر: 1214869_556.jpg]
با ایرج شهبازی که صحبت می‌کنم، موضع وی در لحن آغاز سخنانش احساس می‌شود. شهبازی، عصبانی است. گزارش تصویری مشرق و انعکاس آن، او را به شدت ناراحت کرده و در گفتگویمان تاثیر می‌گذارد. از آنجا که او مدیر آب و فاضلاب روستایی استان است، فقط به بحث مشکل آب‌رسانی پرداختیم. اما پاسخ شهبازی هم به همان مشکل خشکسالی برگشت. گویی مسئولان استان کرمانشاه مشکل خشک‌سالی و بحران بی‌آبی را به توجیه و بهانه‌ای بزرگ برای خود در آب‌رسانی سیار روزانه به روستاییان درمانده تبدیل کرده‌اند. وقتی پس از بحث و جدلی که ناشی از توجیهات وی است، از او می‌پرسم که "آیا تمامی مردم این روستاها که به شدت از عدم آب‌رسانی صحیح و منظم می‌نالند دروغ می‌گویند؟"، عصبانی می‌شود و تلفن را به روی ما قطع می‌کند.

اما فضل‌الله رنجبر معتقد است که بسیاری از منابع آبی چشمه‌ها و سراب‌ها به دلیل خشکسالی خشک شده‌اند. از طرف دیگر، کمبود اعتبارات مالی بسیار محسوس است. وی، مدعی است که جلسات متعددی برای سرمایه‌گذاری در امر حل بحران آب توسط وی و همکارانش برگزار شده است. رنجبر، هم همانند کاظمی‌نژاد به پروژه امام علی (علیه السلام) که عملا تاکنون وقعی به آن گذاشته نشده و نیمه‌کاره مانده، متوسل می‌شود و در سخنانش وعده پیش بردن این پروژه در آینده و آب‌رسانی سیار به هر طریق ممکن در زمان حال را می‌دهد.

فرماندار کرمانشاه معتقد است که نیاز به بودجه 12 تا 13 میلیارد تومانی برای حل مشکل آب دارند. به گفته وی، امسال مبلغ یک میلیارد و 400 میلیون تومان به حل مشکل آب اختصاص یافته که 600 میلیون تومان به نگهداری آب از محل اعتبارات استانی اختصاص یافته است. پس در نتیجه، علاوه بر مشکل خشکسالی، عدم وجود اعتبارات مالی کافی هم موجب توقف پروژه‌های حل مشکل آب شده است.

[تصویر: 1214814_525.jpg]
فضل الله رنجبر
رنجبر به مشکل بزرگ دیگری اشاره می‌کند و آن مشکل فرهنگی است. او مدعی است که اختلافات قومی-قبیله‌ای موجب سرقت آب از لوله‌ها شده است. روستاییان برخی از روستاها، آب لوله‌های مربوط به پروژه امام علی (علیه السلام) را با کارشکنی و دستکاری به سمت روستاهای خود منتهی می‌کنند تا آب به روستاهای دیگر نرسد و در پاسخ به بخشداری و فرمانداری از کینه قبیله‌ای و دشمنی و تلافی حرف می‌زنند. اما به ادعای یکی از منابع آگاه، فقط یک روستا این عمل را انجام داده و نام آن "بِزَه ریشِسان" است که با حفر چاه عمیق موجب عدم آب‌رسانی به سه روستای منطقه بوژان شده است. نکته اینکه، این نباید تبدیل به بهانه‌ای برای توجیه قضیه از سوی فرماندار محترم کرمانشاه بشود. وانگهی، وقتی در این مورد با رنجبر گفتگو می‌کنم، وی از همکاری قریب الوقوع با نیروی انتظامی کرمانشاه جهت پیگرد و تعقیب این کارشکنان سخن می‌گوید که امید است همچون آب‌رسانی سیار به صورت ناقص صورت نگیرد.

رنجبر، ضمن قبول تلویحی و به نوعی غیر مستقیم کمبودها، در پایان از مسئولین می‌خواهد که او را چه از حیث منابع مالی و چه از حیث نیروی انسانی یاری دهند. درست است که بودجه اصل مهمی در پیشبرد پروژه‌هایی نظیر پروژه امام علی (علیه السلام) و خدمات آب‌رسانی است، اما همت مسئولین کرمانشاه و نیروی انسانی آنها، نقش بسیار مهمی دارد.

حرف آخر
چیزی که بیش از هر چیز در مسئله آب‌رسانی به روستائیان منطقه فیروز آباد کرمانشاه مد نظر می‌آید، سستی مدیران ارشد ذیربط و خیانت‌های پشت پرده عده‌ای دیگر است. طبق اعلام بخشداری به مردم، آب‌رسانی نه هر روز که سه روز یک بار باید صورت بگیرد. این در حالی است که مردم این روستاها هر 7 الی 8 روز یک بار آب را می‌بینند. به ادعای مردم منطقه، پیمانکاری که مسئول آب‌رسانی به روستائیان است ظاهرا از مهر خود ساخته‌ای استفاده می‌کند که تاریخ 3 روز یکبار را قید می‌کند. دست‌نوشته ثبت تاریخ وعده‌های آب‌رسانی توسط روستائیان، می‌تواند بخشی از این مدعا را اثبات نماید. حال مسئله این است که مدیران بالادستی این پیمانکاران کارشکن، یا از کارشکنی این افراد خبر ندارند و از این پس بر آنهاست که به محکم‌ترین وجه ممکن با آنها برخورد نمایند و یا خدایی ناکرده خبر دارند و در این صورت "خسر الدنیا و الآخرة" خواهند شد و روسیاه مردم.

از طرف دیگر شیطنت‌های وقیحانه برخی از دست‌اندرکاران امر که بخشداری فیروزآباد آنها را به عنوان دهیار منصوب کرده است، نمک دیگری بر این زخم باز می‌پاشد. یکی از این موارد، سرقت لوله‌های آب اهالی قاپقوی بود که به ادعای اهالی این روستا، توسط فردی به نام اقبال کلانتری که دهیار روستای "سراب" فیروزآباد بود صورت گرفت. او در همکاری با علی کاظمی که دهیار روستای چنار است، با استفاده از بیل مکانیکی اقدام به جابجا کردن شبانه لوله‌های آب مردم قاپقوی کرد. کلانتری، با وجود اینکه لوله‌ها را از روستای قاپقوی به روستای چنار که فاصله‌ای بیش از 20 کیلومتر دارد انتقال داده بود، پس از واکنش مردم ناچار به باز پس آوردن لوله‌ها به روستای قاپقوی شد. هر چند که این لوله‌ها تا به امروز به کار نیامده است.

[تصویر: 1214859_997.jpg]
[تصویر: 1214860_217.jpg]
[تصویر: 1214861_195.jpg]
هر چند که نمی‌توان و نباید از تلاش‌های خوب و جدی برخی مسئولان در کشور چشم پوشید اما یکی از زشت‌ترین صفات برخی از مسئولانی که سهل‌انگار هستند، انکار واقعیت‌هاست. آنها، حتی شجاعت عذرخواهی و قبول نقصان و قصور را ندارند. آیا اگر همین افراد به تصاویر فوق نگاهی بیاندازند، باز حقیقت بحران را کتمان می‌کنند؟

حال که فرماندار کرمانشاه از مسئولین دولتی و مجلس برای حل مشکل آب، برق، بهداشت و آموزش روستاهای محروم کمک خواسته تا به بهترین نحو -آن‌طور که ادعا می‌کند- به جبران کمبودها بپردازد، دیگر ورود خیرین و گروه‌های جهاد سازندگی به این امر[/i] -هر چند که مطلوب و به صواب و ثواب نزدیک است- در شأن جمهوری اسلامی و مسئولین آن که پیرو فرمایش رهبر معظم انقلاب باید پیوسته در خدمت مردم باشند نیست. بر استاندار کرمانشاه است که از تمام توان خود برای کسب اعتبارات مالی و به‌کارگیری نیروی انسانی استفاده نماید و امور را فقط معطوف به وعده‌هایی از جنس وعده‌های آن دیدار معروف روستای هرسین -که تاکنون بسیاری از آنها عملی نشده- نکند.

[تصویر: 1215723_139.jpg]
[تصویر: 1215730_536.jpg]

[b]کافی است فقط به 4 مورد از بیانات متعدد رهبر معظم انقلاب در باب توجه به مردم و بالاخص محرومین کشورمان اشاره کنیم تا پشت گوش انداختن فرمایشات ایشان و کارشکنی در امر از سوی برخی مسئولان، شکل بارزتری در ذهنمان بیابد:


"همیشه، مردم در چشم امام، «اصل» بودند. در منطق و در خط حکومتی امام امت، محرومان و مستضعفان محور تصمیم‌گیری‌ها محسوب می‌شدند و همه فعالیت‌های اقتصادی و امثال آن، بر محور نجات محرومین از محرومیت‌ها بود".
مراسم سالگرد ارتحال حضرت ‌امام خمینی (رحمة الله علیه)-14 خرداد 1371

"امیرالمؤمنین امام ماست. امام همه‌ مسلمین است و همه او را به عنوان امام قبول دارند. امام یعنی چه؟ یعنی ما باید ابعاد این شخصیت را در نظر بگیریم مثل الگویی که شما جلوی خودتان می‌گذارید، و بعد تمرین می‌کنید که چیزی شبیه آن بسازید و تمرین کنیم که شخصیت خودمان را از لحاظ فردیت‌مان، از لحاظ رفتارمان، از لحاظ علاقه و رابطه‌ خودمان با خدا و کاری که روی شخص خودمان می‌کنیم؛ از لحاظ رفتاری که با مردم می‌کنیم؛ از لحاظ رفتاری که با بیت‌المال می‌کنیم، این امکانی که در اختیار ماست، پولی که در اختیار ماست، ابزاری که در اختیار ماست؛ از لحاظ رفتاری که با مردم به عنوان یک مجموعه‌ بشری داریم که ما راعی آنها هستیم و بر بخشی از زندگی آنها حاکم هستیم؛ از لحاظ دلسوزیهایی که برای محرومین می‌کنیم، چه فقرا، چه محرومین ذهنی، چه محرومین علمی و اعتقادی؛ از لحاظ رفتاری که با دین خدا می‌کنیم که چگونه باید از آن دفاع کرد و چگونه باید نسبت به آن دقت ورزید؛ از لحاظ رفتاری که با دشمنان می‌کنیم؛ در تمام اینها الگوی ما امیرالمؤمنین باشد و سعی کنیم خودمان را به آن بزرگوار شبیه کنیم".


در دیدار اقشار مختلف مردم - 6 دی 1372

"نظام اسلامی یعنی چه؟ یعنی منبع تقنین و معیار و ملاک اجرا و ارکان تصمیم‌گیری در کشور معلوم شد چیست؛ ارکان حکومت - قوه‌ مجریه، قوه‌ مقننه، رهبری، قوه‌ قضاییه و دیگر ارکان - چیده شد و قانون اساسی آمد همه‌ی اینها را تثبیت کرد؛ لذا پایه‌گذاریهای اصولی انجام گرفت. این نظام اسلامی فقط شکل نیست؛ محتوایی دارد؛ یعنی کارهایی باید در واقعیت زندگی مردم انجام بگیرد. تحقق این واقعیت‌ها در زندگی مردم، مردان و عناصر مؤمن و معتقد به خودش را - که دارای صفات و خصوصیات لازم هم باشند - می‌طلبد؛ این می‌شود دولت اسلامی".


در دیدار رییس جمهور و اعضای هیئت دولت - 8 شهریور 84

"مجلس، نماینده‌ی همه‌ی ملت ایران است - اما درعین‌حال برخی از اقشار ملت ایران به حضور نماینده‌ی خود در مناطق تصمیم‌گیری نیاز دارند؛ چون محرومند، چون مشکلات دارند، چون از فقر و کمبود امکانات و تبعیض‌ها رنج میبرند و از فسادهایی که دیگران به راه میاندازند، آنها صدمه میبینند. بنابراین خودتان را در درجه‌ی اول، نماینده‌ی اینها بدانید".


در دیدار نمایندگان مجلس - 27 خرداد 1383

فرمایشات فوق‌الذکر آنقدر صریح و بیانگر است که انتظار می‌رود نمایندگان مجلس و مسئولین امر با خواندن آنها به اصل وظیفه خود پی ببرند و به جای انداختن تقصیرها به گردن دولت ماقبل و یا خشک‌سالی (هر چند که قصوراتی صورت گرفته اما متوجه ساختن تقصیر به دیگران جهت توجیه‌ کم‌کاری خود اصلا قابل قبول نیست) فکری به حال این روستائیان محروم که همانا محبوب قلب امام امت (رحمة الله علیه) بودند بکنند تا حداقل کمتر شاهد فجایعی چون روستای "ورمله" - که گمان نمی‌رود یکی از همین مسئولین قلبا آماده زندگی در آن باشد- باشیم.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۴۹, ۲۴/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #18
آواتار
واقعا برای مردم کشورم متاسفم و برای خودم هم ...
3 تا ماهواره رو دیدیو وضع بدبختی مردم کشورتون رو یادتون رفت...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: vahrakan
۱۲:۰۴, ۲۴/شهریور/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/شهریور/۹۴ ۱۲:۲۵ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #19
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

(۲۴/شهریور/۹۴ ۱۱:۴۹)farib نوشته است:  واقعا برای مردم کشورم متاسفم و برای خودم هم ...
3 تا ماهواره رو دیدیو وضع بدبختی مردم کشورتون رو یادتون رفت...

خیلی بده که آدم راجع به چیزی که نمی دونه قضاوت کنه
از کجا می دونید که ما مردم و بدبختی ها رو ندیدیم؟

اون مثال ماهواره فقط برای بیان اوضاع فرهنگی بود

اگه شما اوضاع این منطقه رو توی اینترنت می خونید، بچه های ما اونجا بودنو و باهاشون زندگی هم کردن!
مدرسه هایی که بچه ها ساختن!
مسجدی که ساختن!
کتابخونه هایی که به واسطه ی همین تالار و بچه های همین تالار و کمک هاشون آباد شد!!


این کارها هم، برخلاف نظر شما بی اهمیت نیست
به خصوص برای این منطقه که خود رهبری شخصا در رابطه با کارهای جهادی پیام دادند

قضاوت و پیش داوری اصلا درست نیست!


.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MohammadSadra ، میم.حسین.الف ، vahrakan
۱۶:۱۲, ۲۴/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #20

باید بگویم که این حرکت اردوهای جهادی بیشتر تبلیغاتی هست چون تاثیر ملموسی در عمران مناطق محروم ندارد و بیشتر برای خوراک رسانه ها می باشد که مردمان در شهرها فکر کنند واقعا کشور کارگاه ساخت و ساز شده . البته اردوهای جهادی حرکت ارزشی و قابل تقدیر است .
اگر واقعا می خواهند کاری بکنن 5-6 میلیون بسیجی را راه بیاندازند سریعتر امور معوقه کشور را سر و سامان دهند .
این که می گویند همه چیز به حکومت بر نمیگردد و مردم هم باید خود کاری کنند و چشم به دولت نداشته باشند فقط برای عوام فریبی است . وقتی در شهرستان ها صنایع قابل توجهی وجود ندارد جوانان مجبور می شوند برای کار به شهرهای بزرگ هجوم بیاورند . بطور مثال اگر در شهرستان های استان سیستان و بلوچستان شهرک های صنعتی تاسیس شود و به سرمایه گذاران تسهیلات مناسب بدهند و آنها را از پرداخت مالیات معاف کنند(فقط برای شهرستان ها) آن وقت این همه شهرک صنعتی در کنار تهران بوجود نمی آمد و این همه بیکاری در شهرستان ها نبود و این یک دور باطل شده . دولت باید در موضوع تامین ادوات کشاورزی کمک کنه که اینطور نیست در موضوع صنایع تبدیلی کشاورزی در نزدیک محل کشاورزی کمک کنه که اینطور نیست در مورد تاسیس کارگاه ها و کارخانه های صنعتی در شهرستان ها تسهیلات واقعی و عملی بده که اینطور نیست . خوب با این وضع مشخص است که هر سرمایه گذاری میخواد نزدیک به پایتخت باشد و خودبخود کارگران از همه نقاط کشور به شهرهای بزرگ می روند شهرهای بزرگ جمعیتشان روز به روز بیشتر می شود مشکلات شهری افزایش پیدا میکند خود همین امر مشکلات امنیت ملی می آورد (شهری که 12 میلیون جمعیت داشته باشه در برابر بمب باران بیشتر آسیب پذیره به نسبت اینکه این 12 میلیون پراکنده باشن) مشکلات ناشی از زلزله و بیشمار مشکلات دیگه و از طرفی با نبود فرصت های شغلی در شهرستان ها بخصوص شهرستان های مرزی نامنی بیشتر میشه مشکلات اجتماعی افزایش پیدا میکنه . در شهرستان هایی که وضع اشتغال تا حدودی بهتره امنیت هم بیشتره . سیاست های اقتصادی و پولی و مالی بطور مثال در کشورهای پیشرفته بر خرید و فروش ماشین مسکن طلا ارز و... مالیات های سنگین وضع میکنند تا اقتصادشان با دلالی و سفته بازی آسیب نبینه و سرمایه ها بسمت تولید بره با تولید بیکاری کم میشه و تورم پایین میاد ولی در اینجا چون بانک ها در پشت سفته بازی و دلالی هستن و بانک ها نیز که معلوم است به کجاها وصل هستن عزیزان نیازی ندیدند که مالیاتی به خرید و فروش اینطور چیزها تعلق بگیرد برای رفاه حال ملت مسلمان . بیکاری کم بشه و اوضاع اقتصادی خانواده ها بهتر بشه اوضاع اجتماعی نیز تا حدودی بهتر میشه . در جامعه ای که فرصت های شغلی کم هست و مقداری از آن فرصت های شغلی را خانم ها اشغال کرده اند آقایان مجرد برایشان شغلی وجود ندارد که بخواهند درآمدی داشته باشند و وقتی درآمدی ندارند توان ازدواج ندارند و وقتی ازدواج نباشد آسیب های اجتماعی بیشتر می شود . دختری که هنوز در خانه پدر یا خانمی که در خانه شوهر است با گرفتن فرصت های شغلی در اصل به خود و جامعه خود آسیب می زنند . البته در زمانی که فرصت های شغلی فراوان باشد اشکالی در کار کردن خانم ها نیست . ولی با وضع فعلی فقط باید به زنان سرپرست خانوار یا خودسرپرست اجازه کار بدهند .
می بینید که همه چیز به سیاست گذاری دولت ها بر میگردد
این مشتی از خروار است اگر بخواهی بنویسی شاید دها یا صدها صفحه شود . مسائلی که یک بچه 10-12 ساله قادر به فهم آن است که مثلا اگر آب های ورودی به دریاچه ارومیه را به کشاورزی اختصاص بدهی خب دریاچه خشک می شود چون آبی واردش نمی شود یا کم وارد می شود این که یک مسئله بدیهی است . اما مسئولان مثل اینکه قادر به درک این بدیهیات نیستن . از این مثال ها زیاد است فقط کافیست دقیقتر به اطرافتان نگاه کنید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا