|
چرا در ایران، نیت شیطانی اینقدر زود به تجـــاوز منجر میشود؟
|
|
۱۶:۴۶, ۱۲/آبان/۹۴
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
متن زیر از آقای دکتر محمد مطهری است. قبل از آنکه آن را رد یا تأیید کنم، باید بگم قابل تأمل است:
از دختر دبستانی روستایی فقط کفشهایش پیدا شده بود. چندی بعد جنازه خفه شده او پس از تعرض نیز یافت شد. متجاوز و قاتل که بود؟ مردی متأهل! او شرح ماجرا را چنین خلاصه کرد: دخترک را تنها دیدم، نیتی شیطانی به ذهنم رسید، نیت خود را عملی کردم!
چگونه است که دیدن یک دختربچه هفت ساله با مانتو و مقنعه مدرسه، آنهم توسط یک فرد متأهل، نیت شیطانی تجاوز را پدید میآورد و مهمتر اینکه چگونه است که در ایران این نیتهای پلید شیطانی زود به مرحله عمل میرسد؟
اگر قرار باشد نیت شیطانی اینقدر سریع ایجاد شده و به مرحله عمل برسد، در کشورهای غربی که استخرها مختلط، مشروب فروشیها در دسترس، تابلوهای نیمه عریان در مقابل و فیلمهای شهوت انگیز تلویزیون در دید همگان است، باید روزانه دههاهزار نفر مورد تعرض قرار گیرند.
اعتراف سه قسمتی قاتل دخترک روستایی، بارها و بارها توسط متجاوزان - که اتفاقا اکثر آنان متأهل بوده و یا روابطی از نوع دیگر داشته و هیچ مشکلی برای ارضای جنسی خود ندارند – تکرار میشود.
پاسخ عنوان این مقاله که «چرا در ایران نیت شیطانی اینقدر زود به تجاوز منجر میشود؟» در این نکته است که این جمله سه قسمتی (دخترک را تنها دیدم، نیتی شیطانی به ذهنم رسید، نیت خود را عملی کردم) در حقیقت جملهای چهار قسمتی است:
1- دخترک را تنها دیدم،
2- نیتی شیطانی به ذهنم رسید،
3- «دیدم انگار در این مملکت کسی به کسی نیست»،
4- نیت خود را عملی کردم!
کشورهای غربی برای کاهش جنایات و تعرضها تلاش فراوانی میکنند تا این جمله مقدر و محذوف در اذهان شکل نگیرد. آنان با در اختیار گرفتن درست قدرت رسانهای، به هر نافهمی فهماندهاند که در این شهر نسبت به جرمهای خشن، به ویژه نسبت به کودکان و دختران حساسیت زیادی وجود دارد و «کسی به کسی هست». وقتی دختر ده سالهای به نام هولی جونز در کانادا ناپدید شد، به مدت دو روز «خبر اول» تمام شبکههای مهم خبری این کشور بود.
ما چه میکنیم؟ فورا اینگونه اخبار را پنهان میکنیم تا زمان دستگیری مجرم. پس از دستگیری مجرمان، اگر بر حسب اتفاق خبرنگاری از مجازات مجرم مطلع شود در چند سایت این خبر منتشر میشود. نهایت جدیت ما آن است که در عصر رسانه، مجرم را معمولا چند سال پس از وقوع حادثه با حضور چند صد نفر اعدام میکنیم و تصور میکنیم همه مجرمان ترسیدند در حالی که اکثریت آنان اساسا از آن مطلع نمیشوند. قطعا اگر قرار بود غربیها به روش ما عمل کنند آمار جرم و تعرض و جنایت در غرب چندین و بلکه دهها برابر رقم فعلی بود. آیا غربیها که روحیه لذت گرایی در میانشان موج میزند کمبود عقلی دارند که با پخش این گونه اخبار خشونت آمیز، آنهم گاهی در صدر اخبار، خاطر مردم خود را مکدر و آنان را نگران میکنند؟ آیا از کم شعوری آنهاست که برنامههای مهم تلویزیونی را قطع کرده و تعقیب و گریز یک مجرم را به طور زنده پخش میکنند؟
اتفاقا غربیها در این موارد بسیار عاقلانه عمل میکنند چون میدانند مساله اصلی، دستگیری مجرم نیست، بلکه فهماندن این امر به مجرمان بعدی است که اینجا شهر است نه جنگل، و ربودن یک کودک و یا تعرض به او یعنی مواجهه با کل حکومت و مردم.
در ایران ما، وقتی یک جانی به یک دختر تعرض میکند حداکثر خود را با یک خانواده، طرف میبیند که به راحتی با تهدیدهایی مانند پخش فیلم تعرض و یا تجاوز به عضو دیگر خانواده، آنان را از شکایت منصرف میکند. ولی در غرب کودک از جامعه ربوده میشود نه از خانواده؛ و جانی میداند از فردا جنایت او مورد توجه همه رسانه هاست و انصراف شاکی خصوصی تأثیری ندارد.
اینجاست که در کشورهای غربی به رغم در دسترس بودن شراب و اختلاط و مناظر شهوت انگیز، به خاطر رعبی که در دل مجرمان احتمالی آینده ایجاد میشود، میان نیت شیطانی و محقق ساختن آن نیت، تا حد مقدور فاصله میافتد.
حادثۀ اسیدپاشیهای متوالی در اصفهان درس بزرگی به مسئولان داد ولی متأسفانه مورد بهره برداری قرار نگرفت و به یک رویه تبدیل نشد. این حادثه از موارد استثنایی بود که مسئولان قضایی، انتظامی و به ویژه رسانۀ ملی به مجرم یا مجرمان، قاطعانه فهماندند که در این مملکت دربارۀ اسیدپاشی «کسی به کسی هست» و حساسیت شدیدی وجود دارد. لذا گرچه مجرمی دستگیر نشد ولی آرامش و امنیت بازگردانده شد. بهایی که مردم اصفهان پرداختند «کمی نگرانی» بود ولی در عوض، نه تنها چندین نفر دیگر، قربانی اسیدپاشی نشدند و امنیت به شهر بازگشت، بلکه اسیدپاشان در سراسر کشور حساب کار خود را کردند.
البته اگر فشار رسانهای و مردم نبود در جریان اسید پاشی اصفهان نیز به روشی که در سایر موارد رایج است عمل میشد: پنهان کردن واقعه تا حد امکان و تلاش برای دستگیری مجرم. تا قبل از دستگیری هم معلوم نبود ده قربانی دیگر اضافه شده بود یا صدتای دیگر، مهم این بود که نشان دهند که ما مجرم را دستگیر کردیم!
میدانید چرا در ایران تقریبا در هر جرم هولناکی مانند تعرض به مشتریان در آرایشگاه زنانه و تجاوز در مقابل چشمان شوهر، پای یک یا چند مجرم سابقه دار در میان است؟ مهمترین علت این است که این «خبر خاموش» هر روز در مهمترین بخشهای خبری رسانه ملی به مجرمان اعلام میشود: «تبهکاران گرامی! همانطور که میبینید مسائل مهمتری داریم، وقت به خیر!»
بدون شک مسائلی مانند انتخابات، برجام، نحوه مواجهه با غرب، مصائب مردم مظلوم یمن وسوریه از اهمیت بسیار بالایی برخوردارند و باید بدانها به جدیت پرداخته شود. حتما باید کاری کنیم که آمریکا هیچ غلطی نتواند بکند ولی این بدین معنا نیست که با سکوت خود بگذاریم شروران داخلی هر غلطی خواستند بکنند. وقتی عناوین مهم خبری از امور سیاسی و بعضا اقتصادی فراتر نمیرود ناخواسته طوری القا میشود که مسئولان جز مسائلی که با حفظ نظام مرتبط است دغدغه مهم دیگری ندارند و ارعاب قرار است فقط نسبت به دشمنان نظام صورت گیرد. (اگر هم ناامنی سوژه خبر شود غالبا درباره یک کشور غربی است).
آری، انبار موشکهای دوربرد به دشمنان نشان داده میشود –و باید نشان داده شود- تا در فاصله ده هزار کیلومتری از ما حساب ببرند، اما آیا کسی نیست که شرورانی را بترساند که به خاطر یک تذکر لسانی از طرف یک جوان مظلوم ناهی از منکر، از همان ابتدا مثل آب خوردن، قمه را بر شاهرگ او فرود میآورند؟ آیا ننگ آور نیست که در یک کشور اسلامی طبق آمار اعلام شده در تلویزیون، تاکنون هشتاد ناهی از منکر به شهادت رسیده و صدها نفر مجروح شدهاند؟
من نمیدانم تعداد «جنگل بانان» در این کشور چند نفر است ولی هر چه هست تعداد «جنگل بینان» -یعنی کسانی که جامعه ایران را مثل جنگل تلقی میکنند- و از قمه کشی و ربایش و تهدید و تجاوز و جرمهای دیگر ابایی ندارند کم شمار نیست. به سبب جمعیت رو به رشد «جنگل بینان» است که اگر آینه دو خودرو، کمی با شدت به هم برخورد کند، پیاده شدن از خودرو با قمه منظره نادری در تهران نیست. مردم عادی به کنار، در کدام کشور جهان، شروران در مواجهه با پلیس به جای فرار، مکررا با قمه به مأموران مسلح حمله میکنند؟ آیا این پدیدهها دلیلی بر گسترش تعداد «جنگل بینان» نیست؟ (جا دارد در اینجا یاد جنگلبانان و محیط بانان پرشمار با غیرتی که جان خود را در درگیری با اشرار و البته در سکوت خبری از دست دادند گرامی بداریم.)
شایان ذکر است که اصلاح روش خبری کنونی نه به دست صدا وسیماست و نه قوه قضاییه و نه نیروی انتظامی، زیرا در این صورت، مقامات انتظامی و قضایی و رسانه ملی متهم به سیاه نمایی و بر هم زدن آرامش مردم خواهند شد. تنها تصمیم گیری در سطح کلان مثل شورای عالی امنیت ملی میتواند این روش خانمانسوز را تغییر دهد.
بدبختی اینجاست که برخی مقامات امنیتی به غلط تصور میکنند که راه مقابله با مجرمان خشن، همان روش مبارزه با جاسوسان و بمبگذاران است که باید در خفای کامل صورت گیرد. در حالی که هدف اصلی در مقابله با جرمهای خشن، تأمین امنیت از طریق ایجاد رعب در دل مجرمان و اثبات این حقیقت است که نظام با همه امکانات در مقابله با خشونتها در کنار مردم است و این امر جز با خبری کردن برخی جنایتها و بسیج کردن جامعه و تبدیل کردن امنیت به یک «مسأله جمعی» میسر نیست، ولو مجرم فرار کند و یا مردم مقداری نگران شوند و یا بنگاههای خبری خارجی سوء استفاده کنند.
در وضعیت کنونی هر تابلویی مثل آرایشگاه زنانه و باشگاه بانوان برای یک مجرم سابقه دار میتواند سریعا به نیت شیطانی و سپس عمل منجر شود، همچنانکه اخیرا یک گروه تبهکار اقلا سه آرایشگاه زنانه را در اهواز مورد سرقت و تعرض قرار داد. تنها اگر آن فرد بداند با این کار دارد تیتر اول خبر ساعت ۲۱ را میسازد و چند ساعت بعد تصاویری از وی که دوربینهای مداربسته اطراف محل وقوع جرم ضبط کردهاند از تلویزیون پخش میشود و محاکمه خارج از نوبت، انتظار او را میکشد آنگاه این نیت شیطانی خیلی زود رنگ میبازد.
در پایان ذکر چند نکته لازم است:
۱. اینکه آمار جنایت و تجاوز در غرب بالا هست یا نیست هیچ دخلی به استدلال این مقاله ندارد. بحث در شیوه مواجهه است. من مانند برخی معتقد نیستم که از غرب فقط باید ایراد گرفت بلکه نکات مثبت غربیها را به تعبیر شهید مطهری باید «تحسین» و «تقلید» کرد. انتقاد یکطرفه همواره نتیجه معکوس داده است؛ ضمن اینکه اساسا شبیه چنین روشی در کشورهای شرقی مثل ژاپن هم اعمال میشود.
۲. اینکه عوامل دیگری هم در رشد جرم و جنایت در کشور دخیلند در این نوشتار نفی نشده است. بحث در اساسیترین نقصی است که در مواجهه با تهدید جان و ناموس و امنیت مردم وجود دارد.
۳. روشن است که مقصود این نیست که همه دستگاهها وظیفه خود را در قبال تهدیدکنندگان امنیت مردم درست انجام داده و میدهند جز رسانه ملی، بلکه مراد آن است که اقدام جدی باید توسط رسانه ملی آغاز شود. در این صورت سایر دستگاهها به خاطر فشار افکار عمومی چارهای جز همراهی کردن بیشتر و رفع اشکالات خود ندارند.
۴. پیشنهاد من هرگز این نیست که به مسائل مهمی مانند سوریه و یمن کمتر پرداخته شود. اهتمام نورزیدن به امور مسلمین، ما را از مسلمان بودن دور میکند. مسأله این است که مثلا درهر ماه، چند بار با اعلام خبرهای مربوط به جان و ناموس مردم در صدر اخبار، میتوان تعداد کسانی را که فکر میکنند با ربودن و تجاوز و جنایت و تهدید به پخش فیلم تعرض، توانستهاند نظام اسلامی را در برخورد با خود مفلوک سازند به حداقل رساند.
بنده چندین بار شبیه این مطالب را در گذشته هم فریاد کرده و از جمله در سه نوشتار در سال ۸۷ یکی تحت عنوان «تحقیقات پلیسی و جان و ناموس مردم»، دیگری با عنوان «آیا مسئولان صفحات حوادث را نمیخوانند؟» و سومی «ام المشکلات کشور چیست؟» نکاتی تطبیقی را گوشزد کردهام. هنوز راز این مطلب برای من روشن نشده که چرا از قدرت رسانه برای حفظ جان و ناموس مردم استفاده لازم نمیشود و چنین تصور میشود که در اولویت قرارگرفتن جان و ناموس مردم در اخبار، به اعتبار نظام لطمه وارد میکند.
اعضای محترم شورای عالی امنیت ملی!
با تغییر این روش خبری شرورپرور، مردم را کمی نگران کنید ولی در عوض، جان و ناموسشان را بهتر حفظ کنید و در کنار دهها و صدها رعبی که در دل دشمنان خارجی نظام ایجاد میکنید گاهی هم اخم خود را علنا متوجه جانیان و مجرمان داخلی کنید. دانش دینی و عقل ناقص من میگوید قبل از آنکه در قیامت از ما بپرسند که با دشمنان خارجی چه کردید، از ما خواهند پرسید برای حفظ نوامیس مردم و امنیت مردم کوچه و بازار و ناهیان از منکر چه کردید. اگر یک درصد از تشرها و خط و نشانها برای دشمنان نظام، متوجه دشمنان جان و ناموس و امنیت مردم شود تحولی در ارتقای امنیت مردم پدید خواهد آمد.
|
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۱:۲۵, ۱۳/آبان/۹۴
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
(۱۳/آبان/۹۴ ۱۸:۱۲)بی صدا نوشته است: به نام خداسلام حرف باید منطق داشته باشد باید سند داشته باشد باید دقیق باشد باید محکم باشد اینکه کسی ادعایی کند بدون سند و بقیه قبول کنند اینکه نمی شود سند مدرک چیزی که زیاد است ادعاست |
|||
|
|
۲۱:۲۸, ۱۳/آبان/۹۴
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
گذر از زمان . چه ها که نمی کند
------------------------------------------------------------- من تخصصی راجب این مسئله ندارم ولی میدونم بنی اسرائیل را خدا می ترسناند و غضبش را به آنها می چشاند بعد از توبه بازهم می رفتن سراغ گوساله شنبه های میرفتند ماهی گیری پیاز و خیار طلب می کردند و یک یکدیگر را به قتل می رساندند (تازه اینها مومونان به پیامبران بودند) پس شاید اینهم کارساز نباشد البته نه اینکه برخورد نشود نه اتفاقا خیلی هم شدید برخورد شود و انذار هم باشد ولی دوای علاج نیست که نسخه پیچ کنیم بدیم به مغز خلق الله این وظیفه در برخورد با شرارت است اما شرارت از شرور نشات میگیره و شرور از غضب خدا واهمه نکرد چه برسد به چرخ گوشت پس در برخورد با شرارت اقدام سریع خشن و مرعوب کننده را داریم اما در بر خورد با شرور چطور ؟ چه کنیم انقدر شرور جسور تولید نشود سیدابراهیم نوشته است:چه باید کرد ؟ باید می پرداخت اما .... حالا من مرده شما زنده اینو گفت دکتر ولی فردا خدایی نکرده بیان یه نفررو در ملاعام به دار بیاوزن دکترهای دیگه ناله سر میدهند واتحجرا ای جماعت پشمکی و آخوندی چه می کنید ، عمر خود تباه کردید و خود را ملعون و متحجر و وحشی بین المللی ساخته اید این شل و سفت کنا ماله اینه که اینا همشون دکترن |
|||
|
|
۰:۴۰, ۱۵/آبان/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/آبان/۹۴ ۰:۴۴ توسط بی صدا.)
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
(۱۳/آبان/۹۴ ۲۱:۲۵)قلب نوشته است: سلام این دروه زمونه،کدام حرف و ادعایی با سند و مدرک هست،که این باشه. فقط مشکل اینجاست که افراد امثال تفکرات شما، اونایی که به مزاجشون خوش بیاد و ضرری برای تفکراتشون نداشته باشه را با جان و دل قبول میکنند و وای به موقعی برسه که حرفی به مزاجشون خوش نیاد . . . اونموقع سند و مدرک و... میخواند. چیزی که واقعیت باشه و روز به روز در جامعه اتفاق بیوفته و دیده بشه،دیگه چه سندی نیازه واسش؟!!! چرا شماها جدی جدی فکر میکنید اینجا همه چیز گل و بلبله و هر نقد و انتقادی بشه، کفر شده. نکنه جدی جدی فکر میکنید اینجا حکومت مولا امیرالمومنین علیه السلام برپاست؟؟؟؟؟!!!! لطفا خودتونو گول نزنید. مشکل و نقص زیاده و باید انتقاد بشه و ان شاءالله حل بشه. (البته اگر عده ای بذارند) |
|||
|
۰:۵۷, ۱۵/آبان/۹۴
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
من اصلا محتوای تاپیک رو نخوندم حتی ارسال سید رو!!!!
فقط گوشه ذهنتون داشته باشید مجرم این وسط چه کسیه؟ همون متجاوز؟؟ اینکه حکم باید در مورد این افراد اجرا بشه که شکی نیست و باید با قدرت و در ملا عام انجام بشه تا همه حساب کار دستشون بیاد اما تشریف ببرید دادسرای مخصوص این جرائم ببینید چند درصد از قربانی ها .... (نمیگم شمشیرهای ... سمتم نیاد) از اون بدتر کسانی هستن که باعث شدن این شخص نتونه ازدواج کنه خیلی از این ها مجرد هستن به هر دلیل همه که امامزاده نیستن دوم طرف مقابله هر کسی که مسئوله در بی حجابی زن ها و اغواگری شون از شوهر و پدر بی غیرت اون زن بگیر تا خود اون زن و مسئولین بی غیرت تا مانتوفروشی ها و فروشنده های لباس های محرک این فروشنده ها به جان خودم قسم از مواد فروش ها کثیف تر و پست ترن ناموس فروشن ولی متاسفانه یه پرده غفلتی افتاده کسی حواسش نیست افرادی که این مانتوهای شبیه لباس فواحش رو طراحی میکنن تُجار وارد کننده این لباس ها و مافیای بی حجابی که با واسطه سفارت خونه های شیاطین جهانی از خارج کشور هدایت میشه و همینطور منافقین داخلی که برای زمین زدن انقلاب سعی در آندلوسیزه ایران دارن اینها مقصرن در فساد جامعه که لعنت خدا براشون باشه آقا محمد اگر میخوای اونا رو بندازی تو چرخ گوشت اینها رو باید زودتر بندازی (الان لو رفتم که تاپیکو خوندم!!!) |
|||
|
|
۱۳:۰۲, ۱۵/آبان/۹۴
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
(۱۵/آبان/۹۴ ۰:۴۰)بی صدا نوشته است: این دروه زمونه،کدام حرف و ادعایی با سند و مدرک هست،که این باشه.سلام هرچند نامه بدون سلام جواب ندارد ولی با این حرفا حالا بنده باید ادعای شما رو قبول کنم که تجاوز اینجا بیشتره یا حداقل کمتر نیست!؟ بالاخره هرکسی برای عقاید خودش ارزش قائله و اگر بنا باشه اونها رو تغییر بده باید دلایل محکم داشته باشه وگرنه هرروز با ادعای هر شخصی باید اونو تغییر بده شما مگر آمارهایی رسمی که توسط دولت های غربی منتشر ميشه رو ندیدید ما که نگفتيم خودشون گفتن کدوم آمار در ایران اينو ميگه!؟ اگر مقصود در جامعه بودنه بنده در طول عمرم از این موارد خیلی کم شنیدم خب معلومه که نباید باور کنم اگر شما زیاد شنیدید خب طبق شنیده های خودتون قضاوت می کنید و تا وقتی يه آمار درست اعلام نشه اختلاف بین من و شما ادامه داره طبق گفته های توریست های خارجی مردم ایران یه سرو گردن از مردم دیگر کشورها در مسائل انسانی بالاتر هستند پس نتیجه این ميشه که هر مورد غیر انسانی در خارج بیشتره چون انسانیت کمتره به اينا میگن دلیل و منطق برای نتیجه گیری به دلیل و منطق و آمار صحیح نیازه حالا شما هر برچسبی می خواي به ما بزن مثل دوستان سیاسیتون که مارو افراطی می دونن این روزا مد شده برچسب زدن بی منطق |
|||
|
|
۱:۳۶, ۱۶/آبان/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/آبان/۹۴ ۲:۳۴ توسط رضا1357.)
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
سلام به همه دوستان
بسياري از دوستان (كه به هر حال نماينده ي بخشي از جامعه هستند) نظرشون علني كردن مجازات مجرمين به منظور ايجاد رعب و وحشت در دل خلافكاران است اما تجربه تاريخي انسان در تمامي طول تاريخ بشريت و تمامي جوامع نشان داده كه اين كار به ايجاد جامعه اي عمدتا قسي القلب و نهايتا پر جرم و جنايت تر منجر شده است. بعضي از عزيزان راه حل هاي وحشتناكي هم ارائه مي دهند!!! چرخ گوشت! له كردن! كشيدن روي آسفالت! اگر اشتباه نكنم فرموده شده كه حتي مرغ يا گوسفند را جلوي يكديگر سرنبريد. چه برسد به انسان. الان وضعيت كشورهاي داعش زده را مشاهده بفرماييد آدمها را جلوي همديگر سر مي برند و كشت و كشتار بينشان تقريبا عادي شده و ديگر كسي چندان متاثر نمي شود و البته اين از ويژگي هاي ذاتي آدمي است كه خود را با شدائد تطبيق مي دهد كه بتواند به زندگي ادامه دهد. و اين يعني همان قساوت قلب. تا جايي كه به ياد دارم سوالي در مورد اينكه چرا برخي جرائم مانند فسادهاي اقتصادي و مفسيدن و غيره علني نمي شوند از رهبري شده بود كه ايشان پاسخ زيبايي داده بودند قريب به اين مضمون كه اگر ما هرچه رخ ميدهد علني كنيم خانواده و بستگان و آشنايان آن شخص كه گناهي نكرده اند هم مجازات مي شوند و اينكار از عدالت به دور است. ضمنا در نظر داشته باشيد كه بسياري از جرائم را به دليل حفظ حرمتها و شكسته نشدن قبح نمي توان علني كرد و هرگاه اين موضوع رعايت نشده در گذر زمان مشاهده شده كه از آن نوع جرم و شبيه به آن بيشتر شده به طور مثال همان قضيه اسيد پاشي كه اولين بار كه جنجالي شد فكر كنم مربوط به خانمي به نام آمنه بود و بعد از آن از چپ و راست بود كه گزارش اسيد پاشي به گوشمان مي رسيد! تا قبل از آن بنده خودم چنين چيزهايي به فكرم هم نمي رسيد؛ شايد بود اما قبحش شكسته نشده بود. حالا فرض كنيد با خانواده اخبار تماشا مي كنيد و هر شبكه و هر اخباري را كه نگاه مي كنيد گزارشگر شروع كند به گزارش مثلا تجاوز جنسي فلان به فلان...بنده خودم به شخصه خجالت مي كشم. |
|||
|
|
۱۰:۱۲, ۱۶/آبان/۹۴
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
فرمایش دوستان کاملآ متینه
علنی کردن اینجور جرمها و برخورد شدید با اونها اثرات بسیار بدی روی جامعه داره مساله اصلی اینه که ریشه ای با این مسائل برخورد و دلیل اصلی اینها پیدا و برطرف بشه چیزی که برادرمون جناب عبدالرحمن هم اشاره کردن اما شدنی بودن این اقدام،بسیار جای سواله یک مثال ساده میخوام بزنم.پرونده میلیاردر نفتی و پرونده های مشابه از وقتی رسانه ای شدن دیگه اختلاس و دزدی در حد میلیارد رو شاید مردم ناچیز بدونن چرا که قبح این کار ریخته شده.این ارقام نجومی باعث شده که شاید حتی اگه چندصد میلیارد هم دزدی بشه تا وقتی پای هزار میلیارد به وسط نیومده کوچیک قلمداد بشه اما از طرفی آگاهی دادن مردم برای ایجاد امنیت هم نباید فراموش بشه،همین افزایش اطلاع رسانی و هشدارها میتونه باعث رعب و وحشت در جامعه بشه یه مورد دیگه اینکه من واقع هنوزم واسم جای سواله آیا قانون ما واقعا همون قانون اسلام واقعیه؟گاهی احساس میکنم در برخورد با مجرمین،مردان قانون مصداق اشداء علی الکفار عمل نمیکنن.آیا واقعا مجازات تجاوز به عنف فقط چند ضربه شلاق و چند سال زندانیه؟توی قانون ما مجازات این کار اعدام هست.اما چند وقت پیش میخوندم که یک پزشک متجاوز رو که از قربانیانش فیلم میگرفته حکم شلاق و زندانی واسش بریدن.اینها همه مشکلات جامعه ماست.گاهی هرچند خیلی کم اما ممکنه قانونمون ایراد داشته باشه،گاهی مجریان قانون به درستی به وظایفشون عمل نمیکنن،گاهی حتی قربانیان جرایم در لحظه آخر از شکایت سر باز میزنن به هر دلیلی،گاهی جرم صورت گرفته بعلت شهادتهای دروغین و یا عوامل دیگه نادیده گرفته میشه که کاری از دست قاضی برنمیاد و...و به همه اینها اضاف کنید زمان طولانی پیگیری پرونده های قضایی رو همه این عوامل میتونن توی هرچه بیشتر شدن این جرایم نقش داشته باشن اما بازم تاکید میکنم نه به اندازه شرایط اقتصادی و فرهنگی جامعه |
|||
|
|
۱۷:۲۶, ۱۶/آبان/۹۴
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
ممنون از دوستان عزیزم. خیلی خوب بود. استفاده کردیم. نکات قابل تأملی مطرح شد.
|
|||
|
|
۱۸:۳۸, ۱۶/آبان/۹۴
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
انسان حریص بما منع
چقدر به این جمله اعتقاد دارین؟ |
|||
|
۱۸:۵۳, ۱۶/آبان/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/آبان/۹۴ ۱۸:۵۵ توسط عدالت.)
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
در موضوع تجاوز در جامعه ما، متاسفانه در اکثر مواقع هر دو طرف مقصر هستند، هم متجاوز هم تجاوزدیده، دلیلش هم مشخص است، ضعف اعتقاد و ایمان. متجاوز دائم با دیدن تصاویر مستهجن از ماهواره و اینترنت یا حتی تربیت غلط، دست به این کار میزند و تجاوزدیده هم به علت نوع پوشش جنسی، خودش را در معرض آسیب میگذارد. چطور میشه فهمید که دلیل اینکه زنی، مانتوی بدون دکمه و جلو باز میپوشد و زیر آن ساپورت بدننما و به این شکل تمام اندام جنسی بدنش را در معرض نمایش عموم مردم میگذارد، چه دلیل از اینکار دارد ؟؟؟؟؟ آیا برای خوشتیپی این کار را میکند ؟؟؟؟؟؟ خیلی راههای بهتر برای خوشتیپ شدن وجود دارد که لازم به بدننمایی هم نیست. بخاطر مد اینکار را میکند ؟؟؟؟؟؟؟ خوب شاید مد شود که ملت عریان به خیابان بیایند، خوب انسان عاقل باید هرچیزی که مد شد را انجام دهد؟؟؟؟؟؟ یا اینکه قصدشان جلب نظر جنس مخالف و آنهم به بدترین حالت یعنی جلب نظر جنسی میباشد؟؟؟؟ البته به احتمال قوی ممکن است تمام گزینه ها درست باشند ولی گزینه آخر یعنی جلب نظر جنسی قویتر است و اینجاست که مشکل پیش میاید. اینجاست که این زنان و دخترانی که با این تیپهای جنسی به خیابان میایند، به قول خودشان فقط به دنیال ایجاد رابطه با مردان و پسران پولدار هستند و نه جوانان قشر متوسط و پایین. خوب در نتیجه چه میشود، پسر این پوششهای بدننما را میبیند ولی میداند به خاطر وضع مالی خرابش، نمیتواند با یکی از این دختران یا زنان دوست شود، در نتیجه دچار عقده حقارت و جنسی میشود و بدین ترتیب دچار انواع و اقسام انحرافات فکری و جنسی میشود و در شرایط بحرانی این انحرافات به تجاوز جنسی یا حتی همجنسبازی، ختم میشود. این نتیجه کثافتکاری برخی از این زنان است و در کنار آن عدم کنترل شهوت توسط برخی مردان. نیاز جنسی مانند غذا خوردن یک نیاز فطری و طبیعی بدن است و باید در زمان مناسبش ارضاء شود، هرگونه تاخیر در ازدواج و تخلیه نیاز از طرق شرعی، در کنار محیطی که به شدت جنسی میباشد، باعث آسیبهای شدید اجتماعی خواهد شد |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |










