|
حضرت آدم نزدیک 7000 سال قبل هبوط کرد
|
|
۱۳:۲۸, ۲۱/آبان/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/آبان/۹۴ ۱۳:۳۲ توسط قلب.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام
در تاریخ ادیان آمده که نسل انسان کنونی مقصود قرآن از آدم تا کنون نزدیک 7000 سال پیش بوده است کتاب منتهی الامال هیچ منافاتی بین این دو مطلب وجود ندارد. اگر گفته می شود که خلقت آدم مربوط به حدود شش یا هفت هزار سال پیش است، می تواند منظور نسل جدیدی از انسان باشد که از حضرت آدم (علیه السلام) است و چه بسا قبل از این نسل، هزاران نسل از انسان وجود داشته و منقرض شده باشد . شواهد زیادی وجود دارد که قبل از حضرت آدم (علیه السلام)، انسان هایی که از نسل آن حضرت نبوده اند، زندگی می کرده اند. و این البته با آموزه های قرآن مجید و روایات اسلامی هم سازگاری دارد. [1] مرحوم علامه طباطبائى (رحمة الله علیه) در ذیل آیه 1 سوره نساء مى گوید: از ظاهر آیه برمى آید که مراد از "نفس واحده"، آدم و مراد از "زوجها" حوا است که پدر و مادر نسل انسان اند و ما نیز از آن نسل هستیم، [2] و به طورى که از ظاهر قرآن کریم برمى آید، همه افراد نوع انسان به این دو تن منتهى مى شوند. از آیه شریفه برمى آید که نسل موجود از انسان، تنها به آدم و همسرش منتهى مى شود و جز این دو نفر، هیچ کس دیگرى در انتشار این نسل دخالت نداشته است. در تاریخ یهود آمده است که عمر نوع بشر از روزى که در زمین خلق شده تا کنون، بیش از حدود هفت هزار سال نیست که اعتبار عقلى هم با این تاریخ مساعد است. پس اعتبار عقلى هم همان را مى گوید که تاریخ گفته است. لیکن دانشمندان طبقات الارض و به اصطلاح "ژئولوژى" معتقدند که عمر نوع بشر بیش از میلیون ها سال است. این اعتقاد ایشان است، امّا ادلّه اى که آورده اند قانع کننده نیست. دلیلى نیست که بتواند اثبات کند این فسیل ها، بدن سنگ شده اجداد همین انسان هاى امروزى است، و دلیلى نیست که بتواند این احتمال را رد کند که این اسکلت هاى سنگ شده مربوط به یکى از ادوارى است که انسان هایى در زمین زندگى مى کرده اند؛ چون ممکن است چنین بوده باشد، و دوره ما انسان ها متصل به دوره فسیل هاى نامبرده نباشد، بلکه انسان هایى قبل از آفرینش آدم ابوالبشر در زمین زندگى مى کرده اند و سپس منقرض شده باشند، و این پیدایش انسان ها و انقراضشان تکرار شده باشد تا پس از چند دوره، نوبت به نسل حاضر رسیده باشد. قرآن کریم به طور صریح و آشکار، کیفیت پیدایش انسان در زمین را بیان نکرده که آیا ظهور انسان در زمین، منحصر در همین دوره فعلى است که ما در آن قرار داریم، و یا دوره هاى متعددى داشته، و دوره ما آخرین ادوار آن است؟ ممکن است از بعضى آیات قرآن استشمام کرد که قبل از آفرینش حضرت آدم، ابوالبشر و نسل او، انسان هایى دیگر در زمین زندگى مى کرده اند چنان که می فرماید: "و زمانى که پروردگارت به فرشتگان فرمود: مى خواهم در زمین جانشینى بگذارم، گفتند [باز] در زمین کسانى مى گذارى که در آن فساد کنند و خونها بریزند". [3] مرحوم علامه طباطبائی می فرماید: از آیه 30 سوره بقره می توان استشمام کرد که قبل از خلقت آدم (علیه السلام)، انسان هایی هم زندگی می کردند که فرشتگان با سابقه ذهنی که از آنها داشتند از خداوند می پرسند: آیا کسی را خلق می کنی که فساد کرده و خونریزی می کند.4 از این آیه برمى آید، قبل از آفرینش بنى نوع آدم، دوره دیگرى بر انسانیت گذشته است و فرشتگان با آنها آشنا بوده و سابقه آنها را داشته اند. در بعضى از روایات وارده از ائمه (علیه السلام) مطالبى آمده که سابقه ادوار بسیارى از بشر را قبل از دوره حاضر اثبات مى کند. شیخ صدوق در کتاب توحید• از امام صادق (علیه السلام) روایتى آورده که در ضمن آن امام (علیه السلام) به راوى فرموده: "شاید شما گمان مى کنید که خداى عزوجل غیر از شما هیچ بشر دیگرى را نیافریده است. نه، چنین نیست، بلکه هزار هزار آدم آفریده که شما از نسل آخرین آنها هستید". [5] مرحوم صدوق همچنین در کتاب خصال، از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: "خداى عزوجل از روزى که زمین را آفریده، هفت عالم را در آن خلق (و سپس منقرض کرده است) که هیچ یک از آن عوالم از نسل آدم ابوالبشر نبوده اند و خداى تعالى همه آنها را از پوسته روى زمین آفرید و نسلى را بعد از نسل دیگر ایجاد کرد و براى هر یک، عالمى بعد از عالم دیگر پدید آورد تا در آخر، آدم ابوالبشر را بیافرید و ذریه اش را از او منشعب ساخت. [6] ، [7] براین اساس؛ اگر از آثار به جای مانده در غارها پی برده شود که تاریخ آن به میلیون ها سال پیش برمی گردد، باید گفت که این آثار به جای مانده، مربوط به انسان های نسل کنونی نیست؛ زیرا ظاهرا داستان خلقت حضرت آدم (علیه السلام) به بیش از 7000 سال پیش نمی رسد. [8] [1] برگرفته از سؤال 637 (سایت: 701).[2] ترجمه المیزان، ج4، ص 214، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1417.[3] بقره، 30 ، "وَ إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلیفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فیها مَنْ یُفْسِدُ فیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ قالَ إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُون".[4] ترجمه المیزان، ج 4، ص 223.[5] شیخ صدوق، توحید، ص 277، ج 2، چاپ تهران.[6] شیخ صدوق، خصال، ج 2، ص 652، ح 54.[7] برگفته از پایگاه پرسمان قرآنی.[8] برای آگاهی بیشتر، نک: نمایه: عمر نوع بشر از منظر قرآن، سؤال 637 (سایت: 701). |
|||
|
| آغاز صفحه 17 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۶:۵۵, ۲۰/آذر/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/آذر/۹۴ ۱۷:۰۱ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #161
|
|||
|
|||
نقل قول:اینکه چقدر ژنوم انسان و شامپانزه شباهت و تفاوت دارند خیلی مهمه !آقا عمار یه تکلیف برات دارم: تو اینترنت در مورد میزان این شباهت تحقیق کن و نتیجه رو در اینجا بیار. ما اول باید ادعای اونها رو بفهمیم و بعد نقدش کنیم. |
|||
|
۱۱:۳۲, ۲۱/آذر/۹۴
شماره ارسال: #162
|
|||
|
|||
(۲۰/آذر/۹۴ ۱۵:۲۶)namekarbary نوشته است: در کل به نظرم در یک علم به متخصصش رجوع کنیم بهتره. فرضیه هایی مثل خلقت 10000 ساله آدم، می تونستن درست باشن اگر مبنای قضاوت فسیلها بود. ما از روی فسیلهای ژنتیکی و عدم امکان وجود جمعیت موسس به اندازه دو نفر از نظر ژنتیکی در این مورد نظر می دیم. علمایی که در زمینه زیستشناسی متخصص نیستن حداکثر می تونن حدسی درباره خلقت آدم بزنن و برای نتیجه گیری درست و صحتسنجی حدسشون به متخصصش رجوع کنن. البته حدس زدن اشکالی نداره، به شرطی که ما در کنار حدس علم متقن نداشته باشیم که در مورد پیدایش انسان این طور نیست.سلام مشکل اینجاست که شما علم رو یقین گرفتید و دین رو حدس!! قبلا گفتم بازهم ميگم علم زیست شناسی و نتایج تکامل بر مبنای استنتاج پایه ریزی شده که به فرضیات مختلفی تقسیم میشود و اگر تنها یکی از این فرضیه ها اشتباه بشود کل آن تغییر می کند شما احتمال خطای انسانی رو هم بده تا اگر چندسال ديگه نتایج تغییر کرد تعجب نکنی |
|||
|
۱۷:۴۸, ۲۱/آذر/۹۴
شماره ارسال: #163
|
|||
|
|||
(۱۹/آذر/۹۴ ۱۵:۰۵)namekarbary نوشته است:سلام منظور بنده این هست که انسان صفاتی داره که هیچ حیوانی نداره اون صفت هم امکان رشد و تعالی و رسیدن به درجات بالای توسعه است. در صورتی که مثلا شامپانزه ها هیچ وقت یک جامعه این چنینی با رشد و توسعه این چنینی نداشتند این تفاوت ناگهانی فراتر از تفاوت بین موجودات دیگه است. |
|||
|
|
۲۱:۴۵, ۲۱/آذر/۹۴
شماره ارسال: #164
|
|||
|
|||
(۲۱/آذر/۹۴ ۱۷:۴۸)دل خسته نوشته است: سلاممن فکر کردم اعتراض دیگه ای مطرحه. تفاوت بین انسان و شامپانزه از مثلا تفاوت شاوپانزه و گوریل که نزدیکترین گونه بین انسان و شامپانزه ست، کمتره. البته در سطحی که مکانیزمهای مربوط به تکامل عمل می کنن. خصیصه های موجودات زنده به دو دسته تقسیم بندی میشن. خصیصه های کمی و خصیصه های کیفی. خصیصه های کمی مثل طول گردن گونه های مختلف زرافه یا رنگ چشم. خصیصه های کیفی مثل قدرت پرواز یا قدرت انتزاع یا استفاده از ابزارهای ذهن (کلمات) یا به قول شما همون عقل. دو نکته عنوان می کنم: اول اینکه قدرت استفاده از ابزارهای ذهن اگرچه تاثیر بزرگی مثل پیشرفت انسان داره تا جایی که ما می دونیم از نواوری های اندک در ساختار مغز ناشی می شن و ثانیا ما تنها موجوداتی نیستیم که خصیصه های کیفی به ظاهر متفاوتی داریم. ما مثلا عروسهای دریایی ای داریم که به مرگ طبیعی نمی میرن! این موجودات یه گونه مفرد از عروسهای دریایی هستن. |
|||
|
|
۰:۰۸, ۲۲/آذر/۹۴
شماره ارسال: #165
|
|||
|
|||
(۲۱/آذر/۹۴ ۲۱:۴۵)namekarbary نوشته است: من فکر کردم اعتراض دیگه ای مطرحه. تفاوت بین انسان و شامپانزه از مثلا تفاوت شاوپانزه و گوریل که نزدیکترین گونه بین انسان و شامپانزه ست، کمتره. البته در سطحی که مکانیزمهای مربوط به تکامل عمل می کنن.سلام ببینید صحبت من چیز دیگه ای هست قدرت پرواز و امثالهم چیزی دور از ذهن نیست و ناشی از یک سری تفاوت های ظاهری میشه. اما چرا غیر از انسان موجود دیگه ای تا این حد تفاوت به قول شما کیفی با نیای خودش نداشته؟ چرا فقط در این همه موجود با هوش (کلاغ ، دلفین ، شامپانزه و ...) تکامل صورت نگرفته و فقط به قول شما شامپانزه تونسته دارای عقل بشه؟ و این که این تفاوت خیلی فاحشه ببین تفاوتش مثل روبات های رایج (چه رباتی که فقط خط رو دنبال می کنه و چه روباتی که به مریض کمک می کنه و.... )و روبات هوشمند میشه ، این تفاوت خیلی فاحش هست. هر روباتی طبق غریزه اش (برنامه اش) عمل می کنه و وقتی چیزی فراتر از برنامه اش بهش داده بشه از پسش بر نمیاد (یک کلاغ با تمام هوشش نمی تونه مثلثات یاد بگیره) اما روبات هوشمند غیر از غریزه اش (برنامه اولیه اش) می تونه چیزی یاد بگیره و هی دامنه یادگیری و فهمش رو افزایش بده. این رو هم در نظر داشته باش که غیر روبات هوشمند مابقی روبات ها برون کمک برنامه نویس در نسل های بعدی قابلیت پیشرفت رو ندارند) |
|||
|
۱:۲۳, ۲۲/آذر/۹۴
شماره ارسال: #166
|
|||
|
|||
(۲۲/آذر/۹۴ ۰:۰۸)دل خسته نوشته است: سلامخصیصه های کیفی ویژگی های ظاهری موجودات رو به کلاسها تقسیم بندی می کنن. این ویژگی ها میزان قدرت انجام کاری یا میزان یه توانایی رو نمایش نمی دن. در مورد انسانها هم همین طوره. ذهن انسان ویژگیی رو داره که سایر جانداران ندارن.انسان اجزای محیط و همینطور خودش رو با کلمات برچسب میزنه. این ویژگی در پریماتهای دیگه نیست. البته تاثیرات بزرگی داره مثل پیشرفت تکنولوژی، اما این باعث نمی شه این ویژگی ماهیتا چیز فراتر از سایر ویژگیها باشه. سوال دیگه اینه که چرا این ویژگی در سایر موجوذات به وجود نیومده. که البته من حس می کنم سوال این نیست... |
|||
|
|
|
|







