|
آيا دروغ بستن و بهتان زدن به دشمنان جايز است؟
|
|
۱۲:۰۶, ۲۷/آبان/۹۴
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
با سلام خدمت همه ي عزيزان
آيا اگر كسي را دشمن بدانيم مجازيم به او دروغ ببنديم؟ احتمالا همه ي ما در فضاي مجازي به اخبارهايي از اين قبيل برخورده ايم: تجاوز جنسي به فلان مجري فلان شبكه ... افشاگريهاي فلاني... همجنس بازيهاي بهماني ... اعترافات مجري شبكه ي بهايي فلان به فساد اخلاقي گردانندگان شبكه... و غيره و غيره... و اغلب بدون سند و مدرك يا با اسناد ساختگي ( مواردي هم بوده كه اخبار درست بوده اما اغلب نادرستند) و بيشتر موارد هم طرف بعد از مدتي سرو كله اش پيدا ميشه و متوجه ميشيم كه مثلا پشت صحنه تهيه كنندگي مي كرده! يا طرف مياد جلو دوربين و به پير و پيغمبر قسم مي خوره كه من همجنس گرا نيستم و اگر بودم اينجا( مملكت فرنگستون) نه عيبه و نه خلاف قانون و راحت مي گفتم اما بازهم تو بوق و كرنا مي كنند كه فلاني همجنس بازه! و موارد زيادي از اين قبيل.... به نظر شما اينگونه دروغها چه حكمي داره؟ |
|||
|
|
۱۲:۲۵, ۲۷/آبان/۹۴
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
حالا کاری به این مصادیقی که گفتید ندارم و مصداقی نمی گم چون این مثالها رو دقیقا ازشون اطلاعی ندارم که ماجراهاشون چی بوده (ولی باز هم اگه همینها رو خودشون جار بزنن دیگه مصداق فسق می شه) ولی در حالت کلی برای این سوالتون : نقل قول: آيا دروغ بستن و بهتان زدن به دشمنان جايز است؟ داریم که: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ . . . وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (8 مائده) ای کسانی که ايمان آورده ايد! . . . دشمنی با گروهی ديگر وادارتان نکند که عدالت نورزيد! عدالت ورزيد که به تقوی نزديک تر است و از خدا بترسيد که او به هر کاری که می کنيد آگاه است. |
|||
|
|
۱۳:۰۹, ۲۷/آبان/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/آبان/۹۴ ۱۳:۱۰ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
دروغ از منظر قرآن و روايات دروغ از بدترين معايب، زشت ترين گناهان و منشأ بسياري از مفاسد است و بالطبع از کارهاي زشت و ناپسند و عادت به آن از رذايل اخلاقي و از گناهان کبيره است و تا ضرورت و مصلحت مهمي در ميان نباشد ، دروغ گفتن جايز نمي باشد. دروغ در دنيا و آخرت انسان را از رحمت الهي محروم مي کند و در ميان مردم بي اعتبار مي نمايد و اعتماد عمومي را سلب و جامعه را به بيماري نفاق دچار مي سازد و از آفات زبان و خراب کننده ايمان است. علت اصلي دروغ ، عقده حقارت و خود کم بيني انسان دروغگو است و اين يکي از نکات رواني است که به عنوان روانشناسي اخلاقي در کلمات معصومين به آن اشاره شده است. سرچشمه دروغ نيز گاهي به خاطر ترس از فقر، پراکنده شدن مردم از دور او ، از دست دادن موقعيت و مقام و زماني نيز به خاطر علاقه شديد به مال و جاه و مقام و ...است که شخص از اين وسيله نامشروع براي تامين مقصود خود کمک مي گيرد. ابزار بسياري از گناهان دروغ است اينکه افراد دروغگو بدبيني و سوء ظن خاصي نسبت به همه کس و همه چيز دارند ، با دروغ خود را بزرگ جلوه مي دهند، با دروغ هزار گونه تملق مي گويند و يکي از راههاي درمان دروغ اين مي باشد که قبل از هر چيز بايد مبتلايان را به عواقب دردناک و آثار سوء معنوي و مادي آن متوجه ساخت و نيز بايد بايد متوجه ساخت که اگر چه دروغ در پاره اي از موارد نفع شخصي دارد ولي نفعش بسيار آني و زودگذر است و يکي ديگر از موثرترين راههاي درمان دروغ پرورش شخصيت در افراد و کوشش براي تقويت پايه هاي ايمان در دل آنان است و بايد محيط هاي تربيتي و معاشرتي مبتلايان را از وجود افراد دروغگو پاک کرد تا تدريجا طبق اصل محاکات و تاثيرپذيري محيط وجود آنها از اين رذيله پاک گردد. در سراسر جهان هستي قانون صداقت و صراحت و حقيقت جاري است . هر چند به حسب ظاهر در عالم هستي تضادها و تعارض هايي ديده مي شود ولي دروغ و خيانت در طبيعت اصلا وجود ندارد. اصولا حقايق ناب را در طبيعت و هستي بايد جستجو کرد و از زبان آفرينش بايد شنيد. مگر جز اين است که تمام قوانين علمي و فلسفي برداشتي است نسبي از جهان هستي و قوانين حاکم بر آن و طالبان حقيقت همه و همه در اسرار هستي مي انديشند و از آن الهام مي گيرند و جز با هستي و قوانين حاکم بر آن سروکاري ندارند؟ خلاصه کلام آنکه بناي خلقت و طبيعت بر حقيقت و راستي استوار است ، لکن اين انسان ظالم و ستمکار است که حق را با باطل به هم آميخته و آن را وارونه جلوه مي دهد، زيرا باطل محض را نمي شود به مردم ارائه داد که طبع حقيقت جوي مردم خود به خود آن را دفع مي کند. خداوند سبحان چه با زبان تکوين و چه با زبان تشريع با صداقت و راستي با بندگانش سخن مي گويد و مي فرمايد که صداقت براي شما بهتر است. علي(علیه السلام) در نهج البلاغه مي فرمايند« ولکن يُوخَذُ مِن هذا ضِغثٌ و من هذا ضغث فَيُمزجان ...»(1) مردم قسمتي از حق و قسمتي از باطل را گرفته و در هم مي آميزند و از اين راه ، باطل را به خورد مردم مي دهند. يکي از محرمات و آفت هاي خطرناک زبان، دروغ گفتن است و دروغ از گناهان کبيره مي باشد.(2) معناي دروغ کذب بر وزن وِزر و کَتِف به معني دروغ گفتن مي باشد. صحاح و قاموس و اقرب و ... هر دو وزن را مصدر گفته اند ولي استعمال قرآن نشان ميدهد که کذب بر وزن وزر مصدر است.(3) کذب بر وزن کَتِف اسم مصدر است به معني دروغ مثل « يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِب» (4) چون کذب مفعول به يفترون است لذا اسم است نه مصدر يعني بر خدا دروغ مي بندند. تکذيب آن است که ديگري را به دروغ نسبت دهي و بگويي دروغ مي گويد. کذّاب مبالغه است يعني بسيار دروغگو« إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّاب(5)» . کاذبه مصدر است مثل عاقبه ، عافيه و باقيه« إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ - لَيْسَ لِوَقْعَتِها كاذِبَة»(6) کذب در لغت به معناي عدم مطابقت است و همانگونه که سخن به دروغ متّصف مي شود اعتقاد و عمل هم به آن متّصف مي گردد. گمان و اعتقاد مخالف با واقع دروغ است ، همانگونه که عمل مخالف با سخن و وعده نيز دروغ است.(7) دروغ از منظر آيات و روايات: آيات و روايات بسياري در زمينه زشتي دروغ سخن مي گويند و آيات تکان دهنده اي حتي دروغگ را در رديف کافران و منکران آيات الهي مي شمارند. « إِنَّما يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْكاذِبُون»(8) گرچه در اين آيه دروغ و افترا بر خدا و پيامبر است ولي به هر حال زشتي دروغ اجمالا در اين آيه مجسم شده است و در تعليمات اسلام به مساله راستگويي و مبارزه با کذب و دروغ فوق العاده اهميت داده شده است که نمونه هاي آن را در زير مي آوريم. دروغ سرچشمه همه گناهان در روايات اسلامي دروغ به عنوان " كليد گناهان" شمرده شده است، على (علیه السلام) مىفرمايد: « الصدق يهدى الى البر، و البر يهدى الى الجنة»(9) " راستگويى دعوت به نيكوكارى مىكند، و نيكوكارى دعوت به بهشت". در حديثى از امام باقر( ع) مىخوانيم:« ان اللَّه عز و جل جعل للشر اقفالا، و جعل مفاتيح تلك الاقفال الشراب، و الكذب شر من الشراب» "(10) خداوند متعال براى شر و بدى، قفلهايى قرار داده و كليد آن قفلها شراب است (چرا كه مانع اصلى زشتيها و بديها عقل است و مشروبات الكلى عقل را از كار مىاندازد) سپس اضافه فرمود: دروغ از شراب هم بدتر است" . امام حسن عسكرى (علیه السلام) مىفرمايد: «جعلت الخبائث كلها فى بيت و جعل مفتاحها الكذب»(11)" تمام پليديها در اطاقى قرار داده شده، و كليد آن دروغ است" . رابطه دروغ و گناهان ديگر از اين نظر است كه انسان گناهكار هرگز نمىتواند، راستگو باشد، چرا كه راستگويى موجب رسوايى او است، و براى پوشاندن آثار گناه معمولا بايد متوسل به دروغ شود. و به عبارت ديگر، دروغ انسان را در مقابل گناه آزاد مىكند، و راستگويى محدود. اتفاقا اين حقيقت در حديثى كه از پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل شده ،كاملا تجسم يافته، حديث چنين است: شخصى به حضور پيامبر( ص) رسيد، عرض كرد نماز مىخوانم و عمل منافى عفت انجام مىدهم، دروغ هم مىگويم! كدام را اول ترك گويم؟! پيامبر( ص) فرمود: دروغ، او در محضر پيامبر( ص) تعهد كرد كه هرگز دروغ نگويد: هنگامى كه خارج شد، وسوسههاى شيطانى براى عمل منافى عفت در دل او پيدا شد، اما بلافاصله در اين فكر فرو رفت، كه اگر فردا پيامبر( ص) از او در اين باره سؤال كند چه بگويد، بگويد چنين عملى را مرتكب نشده است، اينكه دروغ است و اگر راست بگويد حد بر او جارى مىشود، و همين گونه در رابطه با ساير كارهاى خلاف اين طرز فكر و سپس خود دارى و اجتناب براى او پيدا شد و به اين ترتيب ترك دروغ سرچشمه ترك همه گناهان او گرديد. دروغ سرچشمه نفاق است چرا كه راستگويى يعنى هماهنگى زبان و دل، و بنا بر اين دروغ ناهماهنگى اين دو است، و نفاق نيز چيزى جز تفاوت ظاهر و باطن نيست. در آيه 77 سوره توبه مىخوانيم: فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فِي قُلُوبِهِمْ إِلى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِما أَخْلَفُوا اللَّهَ ما وَعَدُوهُ وَ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ:"(12)اعمال آنها نفاقى در دلهايشان تا روز قيامت ايجاد كرد، به خاطر اينكه عهد خدا را شكستند و به خاطر اينكه دروغ مىگفتند". دروغ با ايمان سازگار نيست اين واقعيت نه تنها در قرآن بلکه در احاديث نيز ثابت مي شود: در حديثى چنين مىخوانيم: سئل رسول اللَّه (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) يكون المؤمن جبانا؟ قال نعم، قيل و يكون بخيلا؟ قال نعم، قيل يكون كذابا؟ قال لا!" (13) از پيامبر پرسيدند آيا انسان با ايمان ممكن است (گاهى) ترسو باشد فرمود: آرى، باز پرسيدند آيا ممكن است (احيانا) بخيل باشد فرمود: آرى، پرسيدند آيا ممكن است كذاب و دروغگو باشد؟ فرمود نه"! چرا كه دروغ از نشانههاى نفاق است و نفاق با ايمان سازگار نيست. و نيز به همين دليل اين سخن از امير مؤمنان (علیه السلام)نقل شده است: «لا يجد العبد طعم الايمان حتى يترك الكذب هزله وجده»(14) " بنده اي مزه ايمان را نچشد تا دروغ را وانهد چه شوخي باشد و چه جدي" . دروغ نابود كننده سرمايه اطمينان است مىدانيم مهمترين سرمايه يك جامعه اعتماد متقابل و اطمينان عمومى است، و مهمترين چيزى كه اين سرمايه را به نابودى مىكشاند دروغ و خيانت و تقلب است، و يك دليل عمده بر اهميت فوق العاده راستگويى و ترك دروغ در تعليمات اسلامى همين موضوع است. در احاديث اسلامى مىخوانيم كه پيشوايان دين از دوستى با چند طايفه از جمله دروغگويان شديدا نهى كردند، چرا كه آنها قابل اطمينان نيستند. على( ع ) در كلمات قصارش مىفرمايد: «اياك و مصادقة الكذاب فانه كالسراب، يقرب عليك البعيد، و يبعد عليك القريب»(15) " از دوستى با دروغگو بپرهيز كه او همچون سراب است، دور را در نظر تو نزديك و نزديك را دور مىسازد" . خدا نکند کسي معروف شود به دروغگويي که هيچ چيز شايد بيشتر از اين به حيثيت انسان لطمه نمي زند.(16) البته سخن در باره زشتيهاى دروغ و فلسفه آن و همچنين علل پيدايش دروغگويى از نظر روانى و طرق مبارزه آن بسيار زياد است كه بايد آن را در كتب اخلاق جستجو كرد. سوگند دروغ يکي از موارد رواج دروغ ، سوگند دروغ است. اين عمل از زشت ترين گناهان و فاحش ترين عيوب است. پيامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند:« هر کس سوگندي به خدا ياد کند که به اندازه بال پشه اي دروغ در آن باشد نقطه اي سياه در قلبش پديد مي آيد و تا روز قيامت باقي مي ماند» حضرت رسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند:« چه خيانت بزرگي است که به برادرت چيزي بگويي که تو را تصديق کند و تو به او دروغ گفته باشي» پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)فرمودند:« سه گروهند که فرداي قيامت خدا با آنها سخن نمي گويد و به آنها توجه نمي کند و آنها را از گناهانشان تزکيه نمي کند اول کساني که چون چيزي ببخشند منت مي گذارند دوم کساني که کالاي خود را با سوگند دروغ به فروش مي رسانند و سوم انسانهاي متکبر.» دروغ در رديف شرک به خدا رسول گرامي اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: « آيا شما را از بزرگترين گناهان خبر ندهم ؟بزرگترين گناه شرک به خدا و درفتاري نسبت به پدر و مادر و دروغ گفتن است»(17) دروغ از پستى انسان است پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مي فرمايند:« دروغ گو دروغ نمي گويد مگر به سبب پستي نفسش» (18)
دروغ هم گناه است و هم مقدمه فتنهها علي(علیه السلام):« دروغ انسان را به سوي بديها هدايت مي کند و بديها نيز به سوي آتش جهنم»(19) تمام انبياء دروغ را تحريم كردند امام صادق(علیه السلام) فرموده اند:« خداي عزوجل انبياء را مبعوث نکرد مگر به راستي سخن و اداء امانت به نيک و فاجر» (20) دروغ سبب خرابي ايمان مي شود امام باقر(علیه السلام) مي فرمايد« دروغ ويران کننده ايمان است». دروغ بدترين بيماري حضرت علي (علیه السلام) مي فرمايد« بيماري دروغ ، زشت ترين بيماري است» (21) روزي انسان در ارتباط با خدا رسول گرامي اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: « دروغ روزي انسان را کم مي کند» دروغ بدترين رباها رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند:« بدترين و بالاترين رباها دروغ است» (زيرا در رباي اقتصادي سرمايه افراد از ميان مي رود لکن در دروغ اصل ايمان خدشه دار مي شودو ربا خوار مالى دارد و آن را زياد مىكند و دروغ گو از هيچ، چيزى درست مىكند). أَرْبَى الرِّبَا الْكذِبُ(22) دروغ فراموشي مي آورد امام صادق(علیه السلام) فرمودند:« خداوند فراموشي را بر دروغ پردازان مسلط مي سازد که انسان علاوه بر اينکه لازم است خود از دروغ گفتن بپرهيزد بايستي از همنشيني و دوستي با افراد دروغگو خودداري کند». قَالَ الصَّادِقُ(علیه السلام):إِنَّ مِمَّا أَعَانَ اللَّهُ بِهِ عَلَى الْكذَّابِينَ النِّسْيانَ (23) از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که اميرالمومنين علي(علیه السلام) مکرر بالاي منبر مي فرمود« سزاوار است انسان مسلمان از دوستي با سه کس دوري کند: پر روي بي باک و تبه کار – احمق و دروغگو سپس درباره دروغگو فرمود زندگي کردن با دروغگو براي تو سزاوار نيست چون سخنان تو را براي ديگران و سخنان ديگران را براي تو بازگو مي کند و هرگاه داستاني را به پايان رساند ، داستان ديگري به آن مي افزايد تا آنجا که اگر راست گويد کسي باور نکند». اميرالمومنين علي(علیه السلام) در ضمن حديثي به امام حسن مجتبي(علیه السلام) فرمود« از دوستي با دروغگو برحذر باش زيرا او مانند سراب است که در نظرت دور را نزديک و نزديک را دور مي سازد» امام باقر(علیه السلام) مي فرمايد:« خداي تعالي بر بدي ها قفل هاي فراواني زده و شراب را کليد آن قرار داده است اما دروغ از شراب بدتر است». پيامبر گرامي اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند:« خيانت بزرگي است که با برادرت سخني بگويي که او تو را تصديق کند و تو به او دروغ گفته باشي (24) و نيز مي فرمايد: دروغ روزي را کم مي کند و ممکن است مومن هر خصلتي پيدا کند و حتي با همان خصلت بميرد اما به خيانت و دروغ آلوده نمي شود». اميرالمومنين(علیه السلام) فرمودند:« بزرگترين کژي ها و لغزشها نزد خدا زبان دروغ پرداز است«. امام باقر(علیه السلام) مي فرمايند:« دروغ مايه ويراني ايمان است». مواردي که دروغ گفتن جايز است چنانچه گفته شد دروغ بالطبع از کارهاي زشت و ناپسند و عادت به آن از رذايل اخلاق و گناهان کبيره است و تا ضرورت و مصلحت مهمي در کار نباشد گفتن دروغ جايز نيست. مقام ضرورت و ناچاري قرآن کريم تقيه را در مقام اکراه و اضطرار جايز دانسته و بديهي است که تقيه از مصاديق دروغ و خلاف واقع است و انسان در مقام اضطرار مي تواند عقيده خود را پنهان کند و بر خلاف عقيده و ايمانش گواهي دهد. از رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل شده است که:« ما من شيء إلا و قد أحله الله لمن إضطر أليه»(25) هيچ کاري نيست جز آنکه خداوند آنرا براي کسيکه ناچار شده باشد حلال کرده است. در باب رفع ضرر احاديثي به تواتر رسيده که انسان به خاطر جلوگيري از ضرر مالي و جاني و عرضي و... مي تواند سوگند دروغ ياد کند. اصلاح ميان مردم يعني در صورتي که انسان براي ايجاد الفت و محبت و رفع کينه و کدورت دروغ بگويد و بدين وسيله ميان آنها صلح و صفا و صميميت برقرار کند که در اين موارد دروغ حرام نيست. در وصيت پيانبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به علي (علیه السلام)آمده است که اي علي خداوند دروغ مصلحت آميز را دوست دارد و از راست فتنه انگيز بيزار است»(26) خدعه و نيرنگ شک نيست که جنگ يک ضرورت ديني و اجتماعي است که به دلايل مختلف عقيدتي، سياسي و اقتصادي و... بر ملتها و جوامع بشري الزام يا تحميل مي گردد و معمولا براي خروج از اين تحميل و رهايي از اين مخمصه و سرعت بخشيدن به شکست دشمن از وسايلي استفاده مي شود که در مواقع عادي جايز نيست. يکي از اين موارد مهم غافلگيري دشمن است که در اين راستا عنصر خدعه و نيرنگ مي تواند وسيله خوبي باشد. در وصاياي رسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)به علي(علیه السلام)آمده است:« اي علي سه چيز است که دروغ بر آنها نيکوست: خدعه و نيرنگ در جنگ – وعده به همسر و اصلاح ميان مردم»(27) وعده به خانواده و همسر در دين مقدس اسلام نفقه(هزينه زندگي)زن و فرزند به عهده مرد است . البته نفقه به تناسب امکانات و در حدّ ميانه روي است و بيش از آن لزومي ندارد ولي چون بسياري از اوقات در اثر زياده طلبي و چشم و هم چشمي تقاضاي خانواده فراتر از امکانات مرد و بيش از حد کفايت است در چنين وضعي مرد بر سر دوراهي قرار مي گيرد که يا بايد با برخورد منفي و ردّ صريح در برابر خواسته هاي آنان موضع گيري کند و يا با برخورد اميدوار کننده و وعده هاي مصلحتي تا حدودي آنها را راضي و قانع نمايد. اما بايد در نظر داشت که اگر سرپرست خانواده بخواهد هر روز به بهانه هاي پوچ و بي اساس به خانواده اش دروغ بگويد علاوه بر آنکه از نظر تربيتي آثار بدي در پي دارد حسّ اعتماد و اطمينان را در اعضاي خانواده از بين مي برد و جايگاه رفيع پدر و سرپرست خانواده را متزلزل ساخته و آنرا در معرض سقوط قرار مي دهد و در نتيجه اساس خانواده از بين مي رود. آثار دروغ دروغ به جز آثار سوء اخلاقي که در شاکله خود انسان دارد بنيان و شالوده جامعه را ويران مي کند مثل موشهايي که سد سبا را با آن استحکام ويران کردند. دروغ در خانه ، دروغ در مدرسه ، دروغ در بازار و محله و اداره و ... نظام خانواده و مدرسه و بازار و اداره و... را از هم مي پاشد. دروغ آثار زيانباري از جهت فرهنگي ، اقتصادي ، سياسي و اجتماعي به دنبال دارد . بي آبرويي امام علي(علیه السلام):«الکذب يزري بالانسان» (28) رسوايي « والله مخرج ما کنتم تکتمون»(29) به قول علامه طباطبايي هر جزء نظام هستي با اجزاء ديگر و لوازمش مرتبط است . دروغگو اگر چيزي را پنهان کند لوازمش را چه کند لذا زود رسوا مي شود. بر فرض گرگ يوسف را دريد پيراهنش چرا سالم است؟ گندم کاشتي پس چرا جو سبز شد همين است که قرآن مي فرمايد: « إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي مَنْ هُوَ كاذِبٌ كَفَّار»(30) « ْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّاب»(31) دروغ گو در اضطرار است پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم):« راستي آرامش است ولي دروغ هراس است»(32) دروغگو در هيجان است که مبادا حرف امروزش با فردا تضاد داشته باشد سرچشمه دروغ همانطور که در سابق هم اشاره شد دروغ معمولا از يکي از نقاط ضعف روحي سرچشمه مي گيرد. گاهي از ضعف ايمان که انسان خدا را شاهد نمي دانديا به خاطر تبرئه خوديا به قصد تفريح و شوخي: علي(علیه السلام):« بنده اي مزه ايمان را نچشد تا دروغ را وانهد چه شوخي باشد و چه جدي»(33) گاهي انسان به خاطر ترس از فقر ، پراکنده شدن مردم از دور او ، از دست دادن موقعيت و مقام دروغ مي گويد . زماني به خاطر علاقه شديد به مال و جاه و مقام و شهرت ديگري زبان به دروغ مي گشايد و از اين وظيفه نامشروع براي تامين مقصود خود کمک مي گيرد. گاهي تعصب هاي شديد و حبّ و بغض هاي افراطي سبب مي شود که انسان به نفع کسي که مورد علاقه اوست يا به زيان کسي که مورد نفرت و کينه او مي باشد بر خلاف واقع سخن بگويد. زماني براي آنکه خود را بيش از آنچه که هست بنماياند و اظهار علم کند دروغ مي گويد. ولي در تمام اين صفات رذيله که ريشه صفت دروغ را تشکيل مي دهد بايد از کمبود شخصيت و ضعف ايمان نام برد. يکي ديگر از عوامل مهم دروغگويي ، احساس کمبود شخصيت و عقده حقارت است کساني که گرفتار چنين عقيده اي هستند با انواع دروغها و لاف و گزافها حقارتي را که در خود احساس مي کنند جبران مي کنند . و گاهي نيز به خاطر عدم توجه به مضارّ دروغ و اهميت راستگويي يا آلودگي محيط خانوادگي يا محيط اجتماع و معاشرين اين رذيله در انسان ريشه مي دواند. تلقين - احساس کمبود- نجات يافتن- خجالت نابجا- دشمني و حسد- طمع در مال و مقام-نقل همه چيزو پيش گويي ها از ديگر عوامل دروغگويي به شمار مي آيند. عذاب ويژه دروغگويان دروغگو از نماز شب محروم است در نتيجه از برکاتي که اين عبادت بزرگ دارد محروم مي ماند که از آن جمله سعه رزق است.عيسي بن مريم(علیه السلام) فرمود: « کسي که دروغگوئيش زياد شود حسن و جمال و وقارش نزد خدا و خلق از بين مي رود به طوريکه مردم از او متنفر و منزجر مي شوند»(34) خداوند او را هدايت نمي کند و راه حق را نشان او نمي دهد:«إن الله لا يهدي من هو مسرف کذاب»(35) دروغگو قابل رفاقت و برادري نيست .حضرت علي(علیه السلام):« مسلمان بايد از دوستي و برادري دروغگو بپرهيزد زيرا به سبب دروغ گفتن اگر راست هم بگويد باور نمي شود»(36) گوش دادن به دروغ بايد دانست همانطور که دروغ بر دروغگو حرام است نقل ديگري هم حرام و همچنين ثبت کردن و نوشتن يا خواندن و گوش دادنش هم حرام مي شود «سمّاعون للکذب» (37)در مذمت گوش فرادادن به دروغ و با علم به اينكه دروغ است آن را مىپذيرند چون اگر علم به دروغ بودن آن نداشته باشند صرف شنيدن دروغ صفت مذموم شمرده نمىشود انواع دروغ انواع و نمونهاي متعددي را مي توان نام برد اما به عنوان مثال چند نمونه را ذکر مي کنيم دروغهاي نامرئي مانند نفاق و ژشتهاي خلاف واقع مثل اينکه کسي کتابخانه بزرگي دارد ولي فقط براي زيبائيش تهيه شده است. دروغهاي عملي مانند ريا و تکذيب حرف راست که اين هم دروغ عملي است . نوشتن دروغ و اشاره دروغ و تدليس يعني زيبا جلوه دادن جنس هم از مصاديق اين گروه اند. دروغهاي عادي و رايج مانند تعارفات معمولي و تعريف خواب با کم و زياد کردن. دروغهاي مکتبي مانند : تحريف و کج فهمي و کتمان. توريه چيست؟ توريه بر وزن توصيه به سخني گفته مي شود که از ظاهر آن چيزي فهميده مي شود درحاليکه منظور گوينده چيز ديگري است. در معني توريه چنين گفته اند: توريه عبارت از اين است که انسان کلامي بگويد و از آن معني مطابق واقع اراده نموده ولي آن کلام طوريست که شنونده معني ديگري از آن مي فهمد و منظور گوينده نيز همين است که در عين اراده معني صحيح ، مخاطب چيز ديگري بفهمد . مشهور در ميان فقهاي ما اين است که در مواردي که دروغ به خاطر ضرورتي تجويز مي شود از توريه بايد استفاده کرد و تا توريه ممکن است نبايد دروغ صريح گفت. آيا توريه جزء دروغ نيست ؟ آنچه در اينجا کاملا حايز اهميت است اين است که روشن شود آيا توريه داخل در ادله کذب مي باشد به طور کلي سه قول ديده مي شود : گروهي معتقدند توريه اصلا دروغ نيست و لذا گفته اند بايد در موارد ضرورت چنان سخن بگويد که از دروغ خارج گردد. گروه دوم توريه را داخل در کذب مي دانند و گروه سوم مي گويند توريه مصداق کذب است ولي ميزان قبح و فساد آن از کذب معمولي کمتر است. راه درمان دروغ با توجه به عواملي که در ايجاد اين صفت و ريشه دارساختن آن موثر است راه درمان آن نسبتا روشن خواهد بود و به طور کلي براي درمان اين انحراف اخلاقي بايد از طريق زير اقدام نمود: قبل از هر چيز بايد مبتلايان را به عواقب دردناک و آثار سوء معنوي و مادي ، فردي و اجتماعي اين رذيله زشت متوجه ساخت و با تدبير و تفکر در آيات قرآن کريم و سخنان پيشوايان بزرگ دين و تجزيه و تحليل گذشته و گفتار بزرگان به اين نکته برسيد که دروغ در پاره اي از موارد هر چند نفع شخصي نيز داشته باشد نفعي آني و زود گذر است.و هيچ سرمايه اي براي يک انسان در اجتماع بالاتر از سرمايه اعتماد و اطمينان مردم نسبت به وي نيست که بزرگترين دشمن آن همين دروغ است. ايجاد شخصيت: يکي ديگر از موثرترين طرق درمان دروغ پرورش شخصيت در افراد است زيرا همانطور که دانستيم يکي از عوامل مهم رواني دروغ، احساس حقارت و کمبود شخصيت است و در حقيقت دروغ گفتن يک نوع عکس العمل براي جبران اين موضوع است.اگر مبتلايان به دروغ احساس کنند صاحب نيروها و استعدادهايي در درون خود هستند که با پرورش آنها مي توانند ارزش و شخصيت خود را بالا ببرند نيازي به توسل جستن به دروغ براي ايجاد شخصيت قلابي در خود نمي بينند به علاوه بايد اينگونه افراد را متوجه ساخت که ارزش اجتماعي يک انسان راستگو بالاتر است ازهر سرمايه مادي و چيزي با آن برابري نمي کند. کوشش براي تقويت پايه هاي ايمان به خدا در دل مبتلايان و توجه دادن آنها به اين حقيقت که قدرت خدا مافوق تمام قدرتهاست و قادر برحل تمام مشکلاتي است که افراد ضعيف الايمان به خاطر آن به دروغ پناه مي برند . راستگويان در برابر حوادث گوناگون بر خدا تکيه دارند ولي دروغگوها در اين گونه موارد تنهايند. و براي درمان دروغ راههاي بسياري وجود دارد که بويژه در کلام ائمه معصومين به آنها طي احاديثي اشاره شده است. [1] نهج البلاغه صبحي صالح خطبه 50 [2] آيت الله محمد رضا مهدوي کني نقطه هايي آغاز در اخلاق عملي [3] سيد علي اکبر قرشي قاموس قرآن ج7 [4] سوره نساء آيه 50 و مائده 103 و يونس60 و 69 و نحل 116 [5] سوره غافر آيسه 28 [6] سوره واقعه آيات 1 و2 [7] ميرزا علي – آيست الله مشکيني ، درسهايي از اخلاق ص 282 [8] سوره نحل آيه 105 [9] مشكاة الانوار طبرسى صفحه 157 [10] اصول كافى جلد 2 صفحه 254 [11] جامع السعادات جلد 2 صفحه 233 [12] سوره بقره آيه77 [13] جامع السعادات جلد 2 صفحه 322 [14] اصول کافي باب دروغ ج5 ص 291 [15] نهج البلاغه كلمات قصار كلمه 37. [16] روح الله الخميني چهل حديث ص 471 [17] ارشادالقلوب ج1 ص185 [18] اختصاص مفيد ص 232 [19] أمالي صدوق ص419 [20] کافي ج2 ص 104 [21] غرر الحكم، ص220 [22] من لا يحضره الفقيه، ج4، ص377 [23] كافى، ج2، ص341 [24] عبدالله شبر، اخلاق عبادي ص232 [25] مکاسب محرمه شيخ انصاري ص265 [26] من لا يحضره الفقيه ج4 ص352 و وسائل الشيعه ج8ص265 [27] بحارالانوار ج74ص51 [28] غررالحکم ص229 [29] سوره بقره آيه 72 [30]سوره زمر آيه3 [31] سوره غافر آيه 28 [32] کشف الغمه ج1ص535 [33] اصول کافي باب دروغ ج5 ص 291 [34] سيد محمد هاشم دستغيب گناهان کبيره ص295 [35] سوره غافر آيه 28 [36] اصول کافي باب دروغ ج5 ص 293 [37] سوره مائده آيه 41 |
|||
|
|
۶:۵۹, ۱۹/مرداد/۹۵
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
هرچه بگندد نمکش می زنند....
این هم از رسانه ملی(میلی) و سندی بر قابل استناد نبودنش: "مجری شبکه ورزش از محل برگزاری مسابقات المپیک ریو در ارتباطی زنده با شبکه سه تلویزیون خبر فوت احسان علیخانی را منتشر کرد .در حالی که این ادعا کذب بوده و معلوم نیست وی با تکیه بر کدام منبع خبری اقدام به انتشار آن روی آنتن زنده تلویزیون کرده است ..."
"احسان علیخانی در ارتباط تلفنی با شبکه سه با اشاره به انتشار خبر فوتش توسط یک مجری تلویزیونی در برنامه زنده گفت: این لحظه جزو معدود لحظات عمرم است که صحبت کردن برایم سخت شده چرا که فشار زیادی به من خانواده ام وارد شده به نحوی که وقتی پس از این خبر با مادرم (که به خاطر این خبر دروغ راهی بیمارستان شد)تلفنی تماس گرفتم که بگویم من خوبم او باور نمی کرد و می گفت تلویزیون اعلام کرده است.!
...
عليخاني افزود:پس از اعلام خبر مرگم از شبکه ورزش، مادرم بهدلیل افت فشار در بیمارستان بستری شد.
اگر شغل دیگری بلد بودم همین امروز این کار را کنار میگذاشتم.
وی در پایان گفت: نمی دانم این حجم اخبار دروغ برای من با چه انگیزه ای تولید می شود. یک روز می گویند دستگیر شده، روز دیگر خبر میزنند مهاجرت کرده. و.... وقتی از یک خبرگزاری معتبر می پرسم شما چرا و از کجا خبر را زده اید می گویند فضای مجازی یا کانال تلگرامی!!!!. به آنها گفتم آیا یک کانال بی هویت می تواند منبع شما باشد؟من نمی دانم چرا باید فضای مجازی برای ما منبع، حجت و سند باشد."
|
|||
|
|
۸:۰۷, ۱۹/مرداد/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/مرداد/۹۵ ۸:۲۵ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
سلام رضای عزیز
دو مسئله وجود داره: برخی مذهبیون، تهمت زدن به غیر مومن رو جایز می دونند که البته یک تفکر انحرافی است. اما به هر حال بازتاب این طرز تفکر رو میشه در خبرهایی که منتشر میشه دید: http://forum.p313.ir/showthread.php?tid=4153 برخی علما (از جمله آیت ا... هاشمی شاهرودی) هم به یک حدیث استناد می کنند که تهمت زدن به اهل بدعت رو برای جلوگیری از ترویج عقایدشون جایز می دونه: http://www.khabaronline.ir/detail/417841/culture/1332 اما همانطور که در لینک بالا گفته شده، برخی مانند آیت ا... جوادی آملی و آیت ا... مکارم شیرازی این حدیث رو ضعیف و سندش رو دارای مشکل دونسته اند. برخی مانند شهید مطهری و آیت ا... صانعی، معتقدند کلمه «باهتوهم» در این حدیث به معنای "آنها را بهت زده سازید" است و معنی تهمت زدن نمی دهد. شهید مطهری معتقد است به دلیل تفسیر پذیر بودن واژه "بدعت گذاری در دین"، چنین جوازی می تونه راه رو برای تهمت زدن به مخالفان باز کنه و آسیبهای اجتماعی زیادی رو ایجاد کنه. ضمن اینکه تاریخ نشون داده خیلی ها در تشخیص بدعت اشتباه می کنند: http://etedalpres.ir/2315/%D8%AC%D9%88%D...%82%D9%87/ اگر عبارت "تهمت به کفار" رو در اینترنت جستجو کنید، کلی از این بحثها می بینید. به نظر من ما نباید این کار رو انجام بدیم چون خیلی از علما این رو یک انحراف در دین می دونند. از طرف دیگر، تا وقتی در مورد خبری مطمئن نشدیم هم نباید باورش کنیم چون حتی اگر یک نفر چنین اعتقادی رو داشته باشه، می تونه کلی خبر دروغ تولید کنه. |
|||
|
|
۱۲:۲۴, ۱۹/مرداد/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/مرداد/۹۵ ۱۳:۴۴ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
(۲۷/آبان/۹۴ ۱۳:۰۹)vahrakan نوشته است: توريه چيست؟ممنون از vahrakan عزیز که بحث توریه را نیز مطرح نمودند. توریه یکی از شگردهاییه که برای دروغ گفتن به کار میره. به طور مثال: شما از فردی می پرسید: آیا پول داری بهم قرض بدی؟ در جواب میگه: متاسفانه کیف پولم رو نیاوردم (ولی پولاش تو جیبشه نه توی کیفش) یا مثلاً: شما از فردی می پرسید: آیا پدرت تو خونه است؟ در جواب میگه: نه اینجا نیست (منظورش از "اینجا"، یک گوشه خاص از خانه است. در حالی که پدرش در گوشه دیگری از اتاقه) توریه می تونه برای مقاصد خطرناکتری هم استفاده بشه. مثلا: شما از فردی می پرسید: به نظرت فلانی چطور آدمیه؟ در جواب میگه: مدارکی وجود داره که نشون میده ایشون دزده! (منظورش از ایشون، همون فردی نیست که شما در موردش پرسیدی) برخی (از جمله امام خمینی و آیت ا... خویی) توریه رو به طور کلی مصداق کذب نمی دونند. اما برخی دیگر (مانند غزالی) توریه را مصداق کذب می دانند. برخی از این بحث یک برداشت اشتباه می کنند و تصور می کنند که اگر طبق نظر علمایی که توریه را کذب نمی دانند عمل کنند، مجاز به هر گونه تهمت و کلاهبرداری خواهند بود. اما ... توجه کنید که اگر این گفته مصداق کذب نباشد، می تواند مصداق کلاهبرداری، تهمت، فریب دادن و ... قرار گیرد که کماکان زشتی خودشون رو دارند. http://marefateakhlagi.nashriyat.ir/node/32 |
|||
|
۱۳:۴۷, ۱۹/مرداد/۹۵
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
ایکاش دوستان این متن رو بخونن
نقل قول:آیا درست است که در فقه اسلامی مبحثی تحت عنوان «مباهته = جواز تهمت زدن به دشمن» وجود دارد؟ چه فرقی با «هدف وسیله را توجیه میکند = ماکیاولی» دارد؟ (۲۷/آبان/۹۴ ۱۲:۰۶)رضا1357 نوشته است: با سلام خدمت همه ي عزيزانوفي لغتنا العربية ورد ذكر الخبر بمعنى " ما ينقل ويحدث به قولا أو كتابة ". كما أن قوله (يحتمل الصدق والكذب لذاته). حکم فقاهتی میخوای باید از مراجع ( اقلش اینه که به مرجع خودت مراجعه کنی رضا1357 گرامی .) بپرسی و متنش رو بزاری وگرنه هر گرامی میتونه نظر شخصی خودش رو تو مباحث حکمی وارد و تفسیری از خودش ارائه بده. ![]() (۱۹/مرداد/۹۵ ۸:۰۷)سعدی نوشته است: سلام رضای عزیز جناب سعدی سلام یه لینک تو این ارسالتون بود که برام بولد شد و برام جالب شد که چطور شد این لینک رو قرار دادین البته احتمال اینکه تو سرچ این رو دیدین هم هست ولی نکاتی که توش بود رو نخوندین .(۱۹/مرداد/۹۵ ۸:۰۷)سعدی نوشته است: سلام رضای عزیزفقط برام جالبه که شما چطور تو گزارش تاریخ ک خودش نوعی خبر هم محسوب میشه دست به افعالی میزنین که خودش نوعی اتهام و کذب و ... میشه . هر زمان دست کشیدین بر دیگران خرده بگیرین. پ.ن :چه عحب نگفتین اسک دین هم نظر داده برید و بخونین . ![]() (۱۹/مرداد/۹۵ ۱۲:۲۴)سعدی نوشته است: ممنون از vahrakan عزیز که بحث توریه را نیز مطرح نمودند. توریه یکی از شگردهاییه که برای دروغ گفتن به کار میره. به طور مثال: برای اینکه کسی رو متهم به کاری کنی باید مستند بگی و یا برای خودت وجدان شده باشه که بله ایشون دست به فلان عمل زدن و این رفتارشون خلاف بوده . چه حالب که بین غزالی و مراجعی بزرگ همچون امام و ... فرقی شما نمیخوای قایل بشی؟ غزالی خط فکریش ایا در خط فکری مراجع شیعه هست ؟ مثلا غزالی نظرش درباره ابو حنیفه رو میدونی ؟ نقل قول: ابوحنیفه از جمله ی کسانی است که جایگاه خاصی در نزد اهل سنت داشته و او را " امام اعظم " خوانده اند ولی با این وجود بسیاری از علمای اهل سنت با الفاظ شدیدی از او یاد کرده و بسیاری از اقوال و عقاید او را تا حد تکفیر و تضلیل و تفسیق رد نموده اند.در این مطلب نظر غزالی در مورد ابوحنیفه را برای شما نقل می کنیم : |
|||
|
|
۱۴:۱۳, ۱۹/مرداد/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/مرداد/۹۵ ۱۵:۱۲ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
سلام مهدی گرامی
نقل قول:یه لینک تو این ارسالتون بود که برام بولد شد و برام جالب شد که چطور شد این لینک رو قرار دادین.لینکی که داده شد، نشون میده که برخی (یک گروه کمی) هستند که تهمت زدن رو جایز می دونند. با مراجعه به مطالب دیگری که لینک داده شد، مشخص میشه که که خیلی از علما و مراجع این عقیده رو انحرافی می دونند. حتی توی همین تاپیکی که آدرس داده شد، در مقابل افرادی که نهمت زدن را مجاز تصور کرده اند، افرادی را می بینیم که مخالفند. پس انتقادی به اصل اسلام وارد نیست چون این عقیده انحرافیه، اما باید حواس ما رو جمع تر کنه تا هر خبری رو به سادگی باور نکنیم. فرض کنید کلاً 100 نفر تو کشور وجود داشته باشند که تهمت زدن رو جایز بدونند. خب این صد نفر می تونند تعداد خیلی زیادی خبر دروغ بسازند و پخش کنند. نقل قول:برای اینکه کسی رو متهم به کاری کنی باید مستند بگی و یا برای خودت وجدان شده باشه که بله ایشون دست به فلان عمل زدن و این رفتارشون خلاف بوده . چه حالب که بین غزالی و مراجعی بزرگ همچون امام و ... فرقی شما نمیخوای قایل بشی؟اینجا هم بحث شناخت انحرافاته نه بحث شناخت اسلام. درسته که برخی علمای اسلامی توریه رو مصداق کذب نمی دونند، اما به این معنا نیست که اون رو در همه حال جایز بدونند. چون ممکنه این کار مصداق مواردی از قبیل کلاهبرداری، فریب و ... باشه. |
|||
|
۲۲:۱۵, ۱۹/مرداد/۹۵
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
(۱۹/مرداد/۹۵ ۱۴:۱۳)سعدی نوشته است: سلام مهدی گرامی احوالات سعدی گرامی لینک سایت پیروان موعود رو شما اوردی و اون پست رو یا نخوندی و یا اینکه خوندی و خودت یکی از کاربرای پست گذار اون بحث بودی و یا اینکه ... برای اینکه موضوع یکم براتون شاید واضح بشه پست ابتایی رو براینجا نقل میکنم تا منظور شاید براتون واضح بشه نقل قول:مسخره کردن و تهمت به کافران!خوب جناب سعدی شما اگه دنبال حکم میگردی باید حکمش رو از مرجع بگیری نه از من و امثال من که مقلد هستم شما اگه میتونی به مرتبه مرجعیت برس و حکم رو اعلام کن. ببین پست اول چی گفته (۲۷/آبان/۹۴ ۱۲:۰۶)رضا1357 نوشته است: با سلام خدمت همه ي عزيزان دیگه توضیح بیشتر باعث انجراف میشه . سعدی جان ، عزیز دل من ، برادر من ، خبر خودش صدق داره و کذب . وقتی یه خبری میشنوی ایا اصل رو بر این میزاری که درسته؟ خو ایا احتمال این رو نمیدی که شاید تو متن خبر یک قسمت شاید اونطوری که میخوای نیست و شاید جایش اشتباه و یا به عمد نوع دیگه به عنوان خبر صادق بیان میشه ؟ مطالب واضح هست. |
|||
|
|
۲۲:۵۳, ۱۹/مرداد/۹۵
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
مهدی سینای عزیز
خلاصه مطلبی که می خواستم بگم اینه: 1- یک گروه کم اطلاع داریم که تهمت زدن رو جایز می دونند، اما دلایلشون مورد تایید علما نیست. 2- یک دسته از علما رو داریم که تهمت زدن رو جایز می دونند. 3- یک دسته (اگر اشتباه نکنم پر تعداد تر) از علما رو داریم که با هر دو گروه بالا مخالفند و این رو یک انحراف به حساب میارند. اون لینک سایت پیروان موعود، به عنوان یک نمونه از گروه اول مطرح شد. نظر این گروه رو نمیشه به حساب اسلام گذاشت، اما باید حواسمون جمع باشه که حرفشون رو باور نکنیم. |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |













