|
مرگ جاهلیت
|
|
۱:۰۵, ۸/آذر/۹۴
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
شیعه و غیر شیعه از وجود مبارک خاتم الانبیا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل کرده اند هرکه بمیرد و امام زمانش را نشناسد مرگ او مرگ جاهلی است[1]
مرگ جاهلی ، نشانه زندگی جاهلی است چرا که مرگ عصاره حیات است. آنکه خوب زندگی می کند نیکو می میرد و هر که بد بهسر می برد مرگ بد دارد، زیرا مرگ جز چشیدن عصاره زندگی نیست؛ گویا گویا زندگی شربتی می شود که شخص هنگام احتضار آنرا می چشد. اگر شهد است ، محصول کار شیرین اوست و چنانچه شرنگ و تلخ است ، نتیجه دوران زندگی اوست. {کل نفس ذائقه الموت} [2] مرگ یعنی تحول و دگرگونی . انسان عازم دارالقرار است و تحول و دگرگونی را می چشدو هضم می کند و پس از مرگ به جهان ابدیت و ثبات بار خواهد یافت. انسان بعد از مرگ از هر تحول اختیاری ، نقل و انتقال عملی و شدنی منزه است. قبل از چشیدن شراب مرگ، راه برای تغییرو شدن ها باز است ؛ اما پس از مرگ نه مجالی برای توبه و تجدید نظر می ماند نه امکانی برای مهلت خواست و تحصیل عمل صالح. دیگر آنکه ما مرگ را می چشیم نه مرگ ما را. ما مرگ را می میرانیم نه او مارا، زیرا خدای سبحان نفرمودند که مرگ چشنده انسان است، بلکه فرمود : انسان چشنده مرگ است. حقیقت آن است که مرگ انسان را از بین نمی برد بلکه این انسان است که مرگ را یکبار و برای همیشه از بین می برد. همانگونه که چشنده آب، آن را هضم می کند نه آب چشنده را. اگر بار خار است خود کشته ای *** وگر پرنیان است خود رشته ای (شاهنامه فردوسی)
انسان چونان بافنده است که جامه ای می بافد اگر تار و پود بافته اش حریر حریر و استبرق باشد، محصولش بافته ای پرنیانی است که چون دربر می کند نعومت و نرمی آن را حس خواهد کرد و چنانچه در زندگی با اندیشه باطل، اخلاق بد و کردار زشت تیغ و نیزه و شمشیر سازد و به جان دیگران افتد حاصلی جز بستری پز از تیغ نخواهد داشت و چون در آن قرار گیرید، آسایش نخواهد دید. چه آساید، به هر پهلو که گردد *** کس کز خار سازد او نهالین (دیوان شمس) نهالین یعنی بستر و بالین اگر این نهالین پر از تیغ باشد پهلو به پهلو شدن سودی نخواهد داشت. انشاءالله ادامه دارد ... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ [1] کمال الدین، ج 2، ص81؛ بحارالانوار، ج 32، ص331 ؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج3، ص 242. [2] سوره آل عمران، آیه 185. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امام مهدی موجود موعود Imam Mahdi Promised Existent
|
|||
|
|
۲۱:۴۷, ۸/آذر/۹۴
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
آنکه امام زمام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خود را نشناسد و با او پیوند ولایی برقرار نکند، به وصیت هیچ یک از انبیا عمل نکرده ؛ چه رسد به سفارس ذات اقدس الهی. از آنجا که مرگ عصاره زندگی است وقتی مرگ جاهلی بود ، معلوم می شود زندگی هم جاهلی است.
ممکن نیست کسی زندگی کسی حیات معقول باشد و مرگ او مرگ جاهلی، زیرا مرگ جاهلی ثمره زندگی جاهلی است. آنکه امامش را نشناسد، منتظر او نخواهد بود و منتظر بودن مصلح واقعی نشان حیات جاهلانه است. می شود کسی به ظاهر در خدمت قرآن باشد یا در مسجد پیامبر بلکه در جایگاه پیامبر به نماز بایستد اما زندگی او جاهلانه باشد. همانگونه که در خطبه فدکیه[1]و احتجاج حضرت صدیقه کبرا فاطمه زهرا علیها السلام در زمان استقرار ناحق در مستقر خلافت و ولایت در مسجد مدینه آمده است که به این آیه استشهاد فمود : {افحکم الجهلیه یبغون و من احسن من الله حکما لقوم یوقنون}[2]، بنابر این اگر کسی امام زمانش را نشناسد و منتظر او نباشد حیاتش جاهلی و به تبع مرگش نیز جاهلی خواهد بود. هرکه امامش را بشناسد و بداند که او از اعمالش به اذن خدا آگاه است و بپذیرد که امام مظهر {قائم علی کل نفس بما کسبت}[3]است[4]، قهرا منتظر حضرتش خواهد بود بدان معنی که در عمل به خواسته های آن امام که همانا دستورهای شرع است، اهتمام خواهد ورزید و از این راه به امام خود تولی خواهد داشت و آن هنگام مرگ او عاقلانه خواهدبود. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خطبه فدکیه : آیا چنین پنداشتهاید که ما را ارثی نیست؟ آیا از دستورات دوران جاهلیت پیروی میکنید؟ کیست که از خداوند بهتر حکم کند برای گروهی که باور دارند. آیا نمیدانید؟ برای غاصبان فدک مانند خورشید درخشان، واضح است که من دختر پیامبرم و باید از او ارث ببرم. ای مسلمانان! من باید برای گرفتن ارثم مغلوب شوم؟! ای پسر ابی قحافه (ابوبکر) آیا در کتاب خداوند آمده که تو از پدرت ارث ببری و من از پدرم نبرم؟! حقا که سخن ناروایی گفتهای! آیا عهد کتاب خدا را کنار گذاشته، پشت سرتان انداختهاید در آنجا که گوید «و سلیمان از داود ارث برد .و آنجا که داستان یحیی بن زکریا را بازگو می کند که میفرماید« پروردگارا از سوی خودت جانشینی به من ببخش که از من و خاندان یعقوب ارث ببرد و آنجا که میفرماید «بعضی از خویشان بر بعضی دیگر در کتاب خدا مقدم هستند» متن کامل ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[1]: ر.ک : شرح نهج البلاغه، ابن اب الحدید، ج6، ص250-251 . [2]: پس آیا حکم دوران جاهلیت را مى جویند که احکام الهى را نمى پذیرند ؟ براى مردمى که به آیات خدا یقین دارند حکم چه کسى از حکم خدا نیکوتر است ؟ (سوره مائده،آیه50). [3]جمله «القائم على شىء» به معناى مسلط بودن بر چیزى است و «القائم بشىء» به معناى کسى است که به نوعى مدبر آن باشد و خداى سبحان، هم قائم بر هر نفس است، و هم قائم به آنچه میکند. اما قیامش بر هر نفس، براى اینکه او محیط به ذات آن و قاهر بر آن و شاهد و ناظر ذات آنست. و اما قیامش به آنچه میکند، براى این است که او مدبر امر اعمال آن است و آن را از مرتبه حرکت و سکون به مرحله عمل تحول میدهد، و اعمالش را در صحیفه هاى اعمال ضبط نموده، سپس آنها را بصورت ثوابها و عقابهاى دنیا و آخرت، و قرب و بعد، و هدایت و ضلالت، و نعمت و نقمت، و جنت و نار، متحول میسازد.(سوره رعد،آیه33). [4]: التوحید، صدوق، ص189. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ امام مهدی موجود موعود Imam Mahdi Promised Existent
|
|||
|
|
۲۱:۲۳, ۱۰/آذر/۹۴
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
زندگی جاهلانه مفهومی کلی است که مصادیق و مراتب متفاوتی دارد ، از مراتب سطحی و ضعیف تا عمیق و عریق دوره ای در زندگی عرب پیش از اسلام که از آن به دوران جاهلیت یاد می شود، نمونه ای از سطح نازل آن است.وصف این دوران تاریک و سیاه با شیوا ترین سخن در بیان نورانی امیر بیان ، علی ان ابی طالب (علیه السلام) چنین آمده است :
شما از جهت فرهنگی دارای زشت ترین دین و آیین بودید و از نظر معیشت در بدترین خانه ها زندگی می کردید، در میان سنگ های خشن و مار های کر و ناشنوا زندگی می کردید که با هیچ وسیله ای از حمله به انسان باز داشته نمی شدند. آب آشامیدنی شما تیره و غذای شما بدون خورشت و گلو گیر بود. خون یکدیگر را می ریختید و با خویشان خود پیوند می گسستید. بت ها میان شما برپا و گناه سراپایتان را گرفته بود[1]. هرچند بعثت نبی مکرم اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به این دوره تیره و تار پایان داد و بر آن تاب و تباهی خط بطلان کشید ، آنچه تا ظهور مبارک حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به نام جاهلیت جریان دارد و در روایات و متون دینی ذکر شده، درباره درجات عمیق تر جاهلیت است. زیرا این مرتبه از جاهلیت به معنی فقدان مظاهر زندگی و تمودن و از دست دادن رفاه و ابزار آن نیست.در قرآن کریم معیار حیات جاهلانه یا زیست عاقلانه ، پیشرفت در صنعت یا برخورداری از رفاه و ابزار زندگی تجملی نیست. قرآن کریم اقوامی را معرفی می کند با وجود برخورداری از پیشرفت های شگرف صنعتی و بهره مندی از رفاه زندگی اجتماعی تا بدان پایه از جاهلیت پیش رفتند که مستوجب عقاب الهی و حرمان از رحمت خداوند شدند و سرانجام به هلاکت رسیدند . قوم عاد و ثمود و اصحاب حجر نمونه ای از این مردمان اند. قوم عاد با اینکه در صنعت شهر سازی بی نظیر بودحیاتی جاهلانه داشت[2]. معیار جاهل زیستن و جاهلانه مردن آن است که انسان با خدای خویش و نمایندگان خدا آشنا نباشد، حال آنکه ابدیت را در پیش رو دارد. تعبیر مات میته جاهلیه (به مرگ جاهلی مردن) در موارد متعدد دیگری به کار رفته است، نظیر حدیث وصیت[3]. اما تفاوتی میان این دو است : در وصیت مرگ جاهلی ناظر به نفی کمال است[4]؛ ولی در روایت شریفی که در خصوص شناخت امام هر عصری است، مراد نفی حقیقت است. توضیح آنکه هر که بی وصیت بمیرد، از حیات عقلانی کامل بی بهره است اگر چه مقداری از این حیات عقلانی را واجد باشد( حیات عقلانی او به قله و نهایت خود نرسیده بلکه نیمه و ناقص مانده) اما نفی حیات عقلانی در روایت شناخت امام هرعصر ناظر بر نفی حقیقت است نه کمال؛ یعنی چنین شخصی از اساس حیاتی جاهلانه داشته و هرگز از زندگی معقولی بهره ای نبرده است و بر همین اساس مرگش جز مرگ جاهلانه نخواهد بود. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ[1] نهج البلاغه، خطبه 26. [2] قوم عاد در صنعت شهر سازی بر پایه ای بود که قرآن از آن چنین یاد می کرد : {ارم ذات العماد*التی لم یخلق مثلها فی البلاد}(سوره فجر، آیات7-8)وقوم ثمودنیز در آن روزگار با تسطیح کوه ها به بنای ابنیه و محکم می پرداختند: {و ثمود الذین جابوا الصخر بالواد}(سوره فجر، آیه9) و اصحاب حجر نیز در دل کوه ها برای خود خانه هایی میستحکم می ساختند و در این صنعت سرآمد زمان خود بودند: {و کانوا ینحتون من الجبال بیوتاء امنین}(سوره حجر، آیه 82)؛ اما با تمام این پیشرفت ها در لوازم مادی زندگی ، حیات آنها را جاهلی دانسته و اعصابت عذاب به آنان را عصاره رفتار و حیات جاهلانه آنها معرفی می کند: {فاخذنهم بما کانویکسبون}(سوره اعراف، آیه 96) [3] وسائل شیعه، ج19، ص259. [4] لاصلاه لجار المسجد الا فی مسجده(تهذیب الاحکام، ج1،ص92) : روایت تاکید بر حضور در جماعت برای همسایه مسجد دارد یعنی نماز همسایه مسجد که نمازش را آنجا اقامه نمی کند ، نماز کاملی نیست و عمل او به مرتبه لایف خود بار نمی یابد. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ امام مهدی موجود موعود Imam Mahdi Promised Existent
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |






