|
چرا حزب الله نمیتواند آزاد اندیش باشد؟
|
|
۲۰:۱۷, ۲۸/دی/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/دی/۹۴ ۲۰:۲۴ توسط دوست حقیقت.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
میدانیم که انسان برای بیان مقاصدش به روشهای مختلف میتواند متوسل شود: تمثیل، خطابه، جدل، برهان
فارابی، موسس و بنیانگذار فلسفه اسلامی، معقتد بود که همه اقوام و همه اذهان، توانایی درک هر سخنی را ندارند. او معتقد بود که هر کسی، در هر زمانی، توان درک هر مطلبی را ندارد. به اعتقاد فارابی اگر قومی بخواهد از نظر فکری کامل شود و به رشد برسد، در ابتدای راه توان درک تمثیل را دارد. در ادامه، ذهن مردم آماده درک مطالب خطابی میشود. و بعد از آن توان درک و فهم و بیان جدل را مییابند. و در نهایت اذهان میتوانند برهان را بفهمند و بیان کنند. او نقطه کمال جدل را در زمانه افلاطون و کمال برهانی را در عصر ارسطو میدانست.فعلاً از این نکته بگذریم که آیا حقیقتاً همان گونه که فارابی مدعی بود، کمال بشر به برهانی بودن اوست یا نه. اما خواه برهانی فکر کردن را مرحله تفکر بشر بدانیم و خواه نه، این نکته مهم و کلیدی است که اذهان مردمان به در برخورد با افکار با روشهای یکسان برخورد نمیکند. یکی صرفاً مطالب خطابی را میپذیرد و دیگری تا مثال نبیند مطلب را متوجه نمیشود و سومی تا برهان نشنود، حرف را نمیپذیرد. تجربه فعالیتهای فرهنگی در سالهای گذشته، و دم خور بودن با حزب الله به من نشان میدهد، که ذهن عمده افراد حزب الله ، به شدت غیربرهانی است. عمده آحاد حزب الله صرفاً توان فهم خطابیات را دارند. به همین دلیل اندیشه آنها پر شده است از قال فلان و قال بهمان.نکته مهم این است که در خطابه، ذهن صرفاً به دلیل اعتماد و انسی که به گوینده دارد، مطالب را اخذ و میپذیرد و کمتر در پی چون چرا برمیآید. و هنگامی که وضع بدین منوال این گونه باشد، اذهان نه تنها در طلب برهان نیست، بلکه اصلاً مناظره و مجادله و ارائه برهان و یا نقض دلیل طرف مقابل لازم نمیشود. چرا که میتوان مسائل و مشکلات را از کسی که به او اعتمادی اجمالی داریم، اخذ کنیم و وقت خود را در بررسی آراء و نحلههای و مختلف و مباحثه و مجادلههعای منطقی نگذرانیم. در حقیقت در وضع کنونی حزب الله اصلاً نیازی به بحث و مناظره و کرسی نمیبیند. چرا که با بودن علما و اساتیدی که صلاحیت علمی و عملیشان محرز و در حد تواتر است، دیگر نیازی به ورود به پیچ و خمهای صعب و فیل افکن برهان و جدل نیست. جالبتر این که اساتید هم به مرور زمان و به دلیل سر و کار داشتن با چنین مخاطبی، خود به این نتیجه رسیدهاند که مطالب و نظرات خود را به شکل خطابی ارائه کنند و بیشتر تمایل دارند که در یک فضای یک طرفه خطابه بخوانند و مونولوگ بگویند تا این که بحث کنند و مناظره و دیالوگ. در مواردی دیدهام که به دلیل همین فضا، حتی اساتید نیز از اینکه با سؤال خلاف آمد عادتی مواجه شوند تکدر خاطر پیدا میکنند و گاه به عصبانیت و پرخاش هم رو میآورند که ذکر مصادیق آن لزومی ندارد. وبلاگ نیست انگاری من خودم فکر میکنم چون ایمان آسانتر از تفکر است حزب الله ایمان را انتخاب کرده است |
|||
|
|
۲۱:۵۱, ۲۸/دی/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/دی/۹۴ ۲۳:۰۳ توسط میم.حسین.الف.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
نقل قول: مشکل اینجاست که شما هر سخنی را صدق می شمارید پس به دنبال پاسخی برای آن بر می آیید . در تجربه شما چنین بوده ؟ در همین تالار در مباحث خود شما اگر حدیث می آید آیه می آید مگر با طول و تفسیر نمی آید ؟ تفکر و تعقل یک بستر نیاز دارد . همین طور روی هوا به چه چیزی باید فکر کرد ؟ فکر بدون بستر خیال پردازی است رویابافی است کاری که "نیست انگار" انجام داده سخن منتصب به فاربی حرف درستی است نقل قول:اما به اساس ادعای بی پایه دلیل نمی شود این کلام راجب همه حزب اللهی ها صدق کند . هر کس حد و اندازه ای دارد اما اگر بخواهیم بدانیم حزب اللهی کیست باید رجوع کنیم به سرچشمه آن که کلام الله مجید است . مگر می شود حزب اللهی باشد اما فارغ از کلام الله باشد ؟ حالا این ارجاع چه معنی دارد آیا بازهم خطابه می پذیریم ؟ خیر قصد داریم حزب اللهی را تعریف کنیم چرا که هر کس در هر حزبی با مشی آن پیش می رود و مسلک آن را به خود می گیرد در قرآن به کرات دعوت شده به تفکر پس یک حزب اللهی راهی جز این را باید طی کند؟ خطای نگارنده همین است که چرا شما یک مشی را دنباله روی می کنید، در حالی خودش هم از یک سرمشق تبعیت می کند پس صرف حرکت در یک مسیر به معنی بی عقلی نیست بلکه کیفت حرکت شاهد آن است . بر همین پایه می توان درجات مختلفی برای حزب الله قائل شد. از شخص صرفا نقل گرا تا فیلسوفان و علما یک طیف بزرگی دارد به این خاطر درجات با شیب ملایم هستند و پله ای نیستند . خوش بین باشیم می گوییم این شیب باعث خطای ذهنی شده و موفق به درک نشده است حرف راجبش زیاد است مثلا این کار باعث جدایی از حرف حق می شود . اگر حرفی حق باشد اگر شخصی حق باشد چرا نباید به قول آن تکیه کرد ؟ مد نظر اینها انشقاق است. ما حق را با برهان و عقل شناسایی می کنیم و همان برهان می گوید پیروی کن . این امر خطا نیست که نیست بسیار هم درست است. نقل قول: بازهم ادعایی بی اساس . بحث و مناظره یکی از داغترین و جذاب ترین و پر کارترن بخش معارف اسلامی است. ما فقط یک جا این حالت را می بینیم آن هم در موضوعی که اخیرا بحث را با شما داشتیم و تمام و کمال شرح دادیم که تقلید چیست چگونه است و... . اینجاهم باز یک سو استفاده می بینم البته از جهل خودشان نشات می گیرد که تقلید را نمی دانند . برهان اینها این است خفاش و کبوتر یکی هستند چون هر دو پرواز می کنند این غایت و سرحد حماقت نیست آیا ؟ چطور مدعیان برهان خود دچار این خطا هستند که نقل های فلان و بهمان را شنیده بدون بررسی و استفاده از عقل اظهار نظر می کنند ؟ پس قطعا غرض دارند باید بین این موضوع که مسئله غلط جواب ندارد و مسئله درست را پاسخ نمی دهند فرق گذاشت . اگر از تمثیل استفاده کنم می شود : اگر یک سگ به انسانی پارس کند انسان که به او پارس نمی کند و دهان به دهانش نمی گذارد همانطور دقت و رفتار شناسی پاسخگو انجام می شود باید درباره سوال کننده هم این رفتارشناسی و دقت صورت گیرد که چه می پرسد چه می گویید آیا پارس سگ است یا حرف حساب چیزی که از آن غافل هستند و مهملات و هضل گویی که طبغا هیچ پاسخی و برهانی ندارد را به نشانه عدم تفکر می گیرند نقل قول:اگر معنی ایمان را می دانستید می فهمیدید که فکر کردن در مقابل مومن بودن بسیار سهل تر است . چون تفکر مبتدای راه ایمان است که آرمان را می سازد غوطه وری در آن اعتقاد را استوار می کند و غرق آن شدن ایمان است این یک مزیت است و نتنها نشانه خرد بلکه استواری و عزم وعزت را هم با خود می کشد غلط دیدم غلط گفتم همیشه با غلط جفتم *** که من دیدمی رویت نماندی چشم من احول یکی می رفت در چاهی چو در چَه دید او ماهی*** مَه از گردون نِداش کرد من این سویم تو لاتجعل این هم از کرامات شیخ ماست |
|||
|
|
۲۲:۳۴, ۲۸/دی/۹۴
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
(۲۸/دی/۹۴ ۲۰:۱۷)دوست حقیقت نوشته است: میدانیم که انسان برای بیان مقاصدش به روشهای مختلف میتواند متوسل شود: تمثیل، خطابه، جدل، برهانحرفهای شما دقیقا مصداق مهمل بافی هست ![]() خصوصا نتیجه ای که آخرش گرفتید که خیلی هم بامزه هست. در تاپیک های منطقی کم آورذید طبیعتا الان وقت همین نتیجه گیری هاست . الان هم طبیعتا میخواهید بفرمایید بنده حرفهای شما رو قبول ندارم حرفهای فارابی رو نباید رد کنم و ما رو با جناب فارابی طرف میکنید
|
|||
|
|
۲۲:۵۹, ۲۸/دی/۹۴
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
سلام دوست حقیقت عزیز
پذیرش منابع نقلی به طور صحیح بعد از منطق حاصل میشه. شما وقتی به دلیلی منطقی مطمئن شدید که قرآن از طرف خدا فرستاده شده، اون وقت می تونید هر چه در اون نوشته شده رو بپذیرید. یا اگر به یک دلیل منطقی مطمئن شدید که آنچه ائمه (علیه السلام) فرموده اند صحیح است، آنگاه احادیث را می پذیرید. |
|||
|
|
۱۰:۲۳, ۲۹/دی/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/دی/۹۴ ۱۰:۲۴ توسط دوست حقیقت.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
آقای حسین
بستر تفکر آزاد اندیشی است منظور ما از حزب الله بمعنی کلمه نیست بلکه گروه عرفی جامعه است داعش هم خود را حزب الله میداند بحث ما درباره آزاد اندیشی قبل از ایمان است نه ایمان در ادامه سخن شما به این نتیجه رسیدم که انحصارگرا هستید چون آزادی بیان را پسندیده نمیدانید تفکر راحت تر از ایمان است؟؟؟؟ خانم فاطمه ![]() ![]() آقای chiaueam باور من هم این است آزاذ اندیشی قبل از ایمان به نظر شما چند درصد از حزب الله یکبار کتاب انجیل را خوانده و برای دلایل حقانیت مسیحیت به دانشمندان مسیحی مراجعه کرده است؟ آزادی مطلق بیان، شاید هیچ جا پذیرفته نباشد اما اینکه چه کسانی حق دارند صافی و فی*ل*تری بگذارند و به پاره ای سخنان اجازه ورود به عرصه اجتماع بدهند و به پاره ای اجازه ورود ندهند و راه حل میانه این بود که جامعه ای از عالمان ومتخصصان و محققان که مورد اعتمادعموم مردم باشند و سخنانشان برای مردم حجت باشد می توانند درباب آلوده بودن یا نبودن، مضربودن یا نبودن پاره ای از آراء و اندیشه ها و سخنان نظر بدهند. (البته درهمه اجتماعات پاره ای از سخنان که مضر تشخیص داده شده مورد رد و طرد قرارگرفته و اجازه رواج پیدا نمی کرده ) همین مجال اندک کافی بوده تا برای پاره ای ازدیکتاتورها مجال فراخ تری پدید آید که به بهانه آن بتوانند هرسخنی را که با منافع آنها موافقت و مساعدت ندارد، طرد و مورد محرومیت قرار دهند. ... ...قدرت ها نه حق دارند که پشت سر اندیشه ها بیایند و انها را پروبال و رونق بدهند یا مورد تبلیغ و ترویج گزاف قرار داده و به خورد مردم بدهند و نه حق دارند که رو در روی اندیشه ها بایستند و مردم را از شنیدن و دانستن آنها محروم کنند ... ... همیشه زیردستان در مورد قدرت به فعلیت رسیده داوری خودشان را داشتند و معتقد بودند ما چون این قدرت را جایز نمی دانیم حق ماست که علیه او بشوریم . حکومت هم می گفت من چون اقدام عليه خود را جایز نمیدانم حق من است که علیه این قیام کنندگان بشورم و آنها را سرکوب کنم. این نزاع هرگز پایانی ندارد... ... ...نظام های دموکراتیک برای همین بوجود آمدند که نگذارند کار به براندازی بکشد بلکه کشمکش ها را در خود هضم کند، هاضمه قوی داشته باشد تا به نزاع های خصمانه و نهایتا جنگ آمیز مبدل نشود بلکه به صورت صلح آمیز به شکل نزاع های حزبی و انتخاباتی و غیره درآید. همیشه وقتی انسان درقدرت نیست تقسیم بندی های حق و باطل می کند؛ وقتی به قدرت رسید خودش را حق می داند و بقیه را با معیارخودش می سنجد و این اتفاق اجتناب ناپذیراست.... ... اندیشه آزادی بیان این بود که : آدمی حق دارد خطا بکند و حق دارد رأی و سخن خطای خود را بدون واهمه مجازات و افتادن در تنگنا یا دیدن عقوبت و محروم شدن ازحقوق اجتماعی و سیاسی بیان کند. آیا شهروندی، رعیتی، مسلمانی، نامسلمانی درجامعه اسلامی و در جامعه ایرانی ما حق دارد که نقدهایی را که به روحانیت و حتی به دین دارد، آشکارا و لااقل دریک جامعه علمی ودانشگاهی بیان بکند یا حق ندارد. ...ازدوران مشروطه درایران وقتی بحث آزادی بیان درایران مطرح شد، دیگرصحبت ازاین نبود که فقط سخنان حق، حق دارند بیان شوند! سخن این بود که هرسخنی حق دارد که بیان شود و ما نمی توانیم بپذیریم که کسانی پیشاپیش بنشینند و خودشان تصمیم بگیرند که کدام سمی و خطرناک، و کدام غیرسمی و غیرخطرناک است و بعد اجازه نشر دهند. جامعه، یا دست کم جامعه عالمان، جامعه متخصصان، جامعه آگاهان باید به این نتیجه برسد که چیزی سمی وخطرناک است یا نیست . و درشگفت آنکه ما ندیدیم کسانی که این همه از بدی آزادی اندیشه سخن می گویند، یکجا از آفات قدرت مطلقه سخن گویند که اگر این فساد می آورد، آن هم فساد می آورد. |
|||
|
|
۱۱:۳۲, ۲۹/دی/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/دی/۹۴ ۱۱:۳۴ توسط عمار94.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
یک لطیفه تعریف کنم فضا عوض شود:
یکنفر صبح وقتی از خانه بیرون آمد پایش روی پوست موز رفت و افتاد ! فردایش هم که از خانه بیرون آمد دوباره تو کوچه یک پوست موز دید و با خود گفت : ای وای امروز هم باید بیافتم ! |
|||
|
|
۱۱:۵۵, ۲۹/دی/۹۴
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
آقای عمار
![]() ![]() ... اینا چرا اینجورین؟ چرا وقتی کم میارن اخراج میکنن؟ از گروه 70 هزار نفری دروغ های اسلام هم اخراج شدم من قبلا فکر میکردم فقط در جمهوری اسلامی فی*ل*تر و سرکوب است اما انگار این ضد اسلام ها بدتر هستند همین آزادی بیان حداقلی در ایران هم جای شکر داره من از مدیریت تالار بیداری اندیشه هم تشکر میکنم از اینکه تابحال اخراج نشدم |
|||
|
۱۲:۳۴, ۲۹/دی/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/دی/۹۴ ۱۲:۳۴ توسط Silence.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
" اُدع ُ الی سَبیل ِ ربّکَ بالحکمة ِ و المَوعظة ِ الحَسنة ِ وَ جادِلهُم بالتی هِی احسنُ انَّ ربّکَ هُوَ اعلم بمن ضلّ عن سَبیله ِ وَ هُوَ اعلم ُ بالمُهتدین َ "
( ای پیامبر ! مردم را ) با گفتار حکمت آمیز و پند نیکو به راه پروردگارت دعوت كن و ( با مخالفان ) به شیوه ای که نیکوتر است ، بحث و مناظره کن . همانا پروردگارت به کسانی که از راهش منحرف شده اند آگاه تر است و او هدایت یافتگان را بهتر می شناسد . " دوست حقیقت عزیز جدا از همه چیز یک سوال دارم ازت: فازت چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ما که از معصومیت چشمای قشنگت که نمی تونیم به درستی حرفات پی ببریم،لینک بده ببینیم کدوم طرف بیشتر آزاد اندیش و دنیال حقیقته،و یا کلا بیخیال شو بحث خودتو بکن... |
|||
|
|
۱۲:۳۸, ۲۹/دی/۹۴
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
دوست عزیزم من قبلنا هم اشاره کردم
در فاز دکتر سروش و استاد کدیور هستم البته به استاد کدیور فارغ از تایید عقلی ، علاقه فلبی هم دارم |
|||
|
۱۲:۴۴, ۲۹/دی/۹۴
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
سروش عیب نداره ولی مواظب باشید با گنجی هم فاز نشید!
کماکان منتظر لینک مباحثه شما هستیم... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| چرا انسان نمیتواند قادر به برخی اعمال خاص باشد؟؟؟ | پارمیس | 7 | 3,375 |
۱۳/بهمن/۹۳ ۰:۴۲ آخرین ارسال: دل خسته |
|













