|
مناظره در مورد برده داری
|
|
۰:۴۳, ۳/بهمن/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/بهمن/۹۴ ۰:۵۱ توسط دوست حقیقت.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
قوانین مناظره: 1) در صورت استناد به هر منبعی باید نص عربی آن ارائه شود. 2) حاشیه روی و به موضوعات دیگر کشاندن بحث ممنوع است. 3) هر یک از طرفین مناظره باید تا تکمیل شدن پاسخ طرف مقابل صبر کند. 4) طرف موحد مناظره، تابع هیچ یک از احزاب موجود نبوده و مقلد هیچکدام از علماء نیست. 5) طرف موحد مناظره از ادمین های رد شبهات ملحدین و شخص غیر مسلمان نماینده گروه ایتئیست ها و اگنوستیک های ایرانی میباشد. 6) استناد تنها به قرآن و روایات اهل سنت خواهد بود. 7) ناظرین تنها مسئول شروع و اتمام مناظره هستند، و حق دخالت در طول مناظره را ندارند. سلام دوستان مناظره بین ما و گروه ملحدین است سعی میکنم براتون آمادش کنم آقای راضی از طرف ما و خانم دیبا از طرف اونا خسته نباشید دارم خدمت تمامی دوستان عزیز که مناظره رو پیگیری میکنند و همچنین سلام خاصی تقدیم به اقای فخر الدین رازی.بحث ما در مورد احکام برده داری در اسلام هست.برای درک درست این که برده داری در چه فضائی صورت میگیره قابل به ذکر هست که برخلاف فهم عامه ی مسلمین،برده داری فقط از طریق جنگ های دفاعی حاصل نمیشه بلکه قسمت عمده برده داری از طریق جهادطلب یا جهاد ابتدا که همان جنگ های هجومی به قصد گرفتن سرزمین دگر اندیشان هست صورت میگیره.گفتن این مقدمه لازم بود تا خوانندگان بدانند برده داری و احکامی که در ادامه خواهم گفت در چه فضای هجومی صورت میگیرد. اما برسیم به احکام فقهی برده داری در اسلام فقهای اهل سنت و جماعت برای برده داری احکام فقهی متفاوتی در نظر گرفتند و چون طرف مقابل من از اهل سنت و جماعت هست انتظار این رو دارم به اصول و قواعد اهل سنت و جماعت پایبند باشند در ابتدا اولین حکم فقهی که میخواهم مطرح کنم،خوابیدن و همبستری با زن شوهر داری هست که در یک جنگ نصیب مسلمین میشه یعنی شوهرش زنده هست ولی چون آن زن غنیمت بوده مرد مسلمان میتواند با ان زن بخوابد؟!چرا؟!اخلاق ایا میپذیرد فرد مسلمان به کشور دیگری حمله کند زنی را بیابد که مسلمان نمیشود،آن زن شوهر داشته باشد و با او بخوابد؟ بنده نيز عرض خسته نباشيد دارم خدمت محققين و منصفين و دوستان ارجمندي كه به هر نحوي نظاره گر اين بحث و گفتگو هستند و همچنين عرض سلام خدمت خواهر بزرگوار سركار خانم سارا ديبا دارم ، اما بعد : اولاً اخذ اسير به معناي عموم و كنيز و برده داري به معناي خصوص در گذشته و قبل از اسلام تنها از طريق جنگ في ما بين نبوده است بلكه از راه هاي متعددي برده داري ممكن بوده از جمله دَين (قرض) ، اسلام این را باطل کرد و اين آيه نازل شد: وَإِنْ كَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَى مَيْسَرَةٍ (بقره / 280) ترجمه : و اگر ( بدهكار ) تنگدست باشد ، پس مهلت ( بدو داده ) می شود تا گشايشی فرا رسد. سائر راه هایی که منجر به بردگی شود و در فرهنگ ها و مکاتب و تفکرات دیگر رواج دشته است را اسلام ملغا كرده است و تنها در مسأله ی جنگ آن را مقرر نموده است- كه اين نيز عــرف بين الملل بوده و اسلام آن را به اقتضاي زمان تقرير كرده است. ثانياً طبق مباني اسلام اصل بر آزادي انسان ها است و انسان بما هوالانسان آزاد آفريده شده است. نصوص از قرآن و سنت به طور عموم بر آزادی و حریت انسانها دلالت دارند ليکن به طور خاص در مورد حریت انسانها در اسلام نصوصی وارد شده است که در استقلال ذاتی (آزادی ) بدان تصریح نموده است.در حدیث قدسی خداوند متعال می فرماید: ثلاثة أن خصمهم يوم القيامة:رجل أعطى بي ثم غدر، ورجل باع حرا فأكل ثمنه، ورجل استأجر أجيرا فاستوفى منه ولم يعط أجره ترجمه : سه نفراند كه من روز قيامت، دشمن آنها خواهم بود. اول: شخصی كه به اسم من، پيمان ببندد، سپس، آن را نقض كند. دوم: شخصی كه فرد آزادی را بفروشد و قيمتش را بخورد. سوم: شخصی كه از فردی کار بکشد و مزدش را ندهد. صحيح البخاري 3 / 82 ح 2227؛الناشر: دار طوق النجاة الطبعة: الأولى، 1422هـــ بنابر این حدیث صحیح خرید و فروش شخص آزاد جائز نیست و این قول اجماع علماء می باشد. واستقر الإجماع على المنع بر منع آن اجماع مقرر شده است. فتح الباري لابن حجر 4 / 418 ؛الناشر: دار المعرفة - بيروت، 1379هــ با اين توضيحات به بيان اصل سؤال جنابعالي مي پردازم ؛ اولاً خوابيدن و همبستري با زن (كنيز) مشروط است و اينگونه نيست كه هر كنيزي كه دست مسلمين افتاد با وي همخوابي شود. با كنيزي كه از اهل كتاب بوده تنها و تنها جواز همخوابي بوده و يا اينكه ان كنيز مسلمان شود بعد از به كنيزي گرفتنش. نکته دیگری که وجود دارد:مهم نیست که اسلام توصیه میکند که ارباب و برده در یک سفره غذا بخورند.این چنین احکام خوبی را در هر سیستم مالیخوایی هم میبنید.یا مثلا کمونیست هایی چون استالین هم با سربازان و اسیران خود سعی میکرد خوب رفتار کند.اما این ها دلیل نمیشود که استالین اولین کسی نباشد که اعترافات اجباری را رایج کرد برای بررسی هیکله ی یک نظام از حیث الهی بودن یا نبودن ان باید دست بر نقاطی گذاشت که بتوانند نقش مثال نقض را ایفا کنند یعنی نکات سیاه و ضد بشری در برده داری اسلامی یا اینکه اسلام نظام برده داری را تصحیح کرد(فرضا) از این نوع احکام زیبا در هر نظام مالیخوایی پیدا میشود.بنابراین برای بررسی الهی بودن یا الهی نبودن هیکله یک سیستم ما به دنبال مثال نقض هستیم و مثال نقض نمونه مسائلی هست که بنده پیش شما مطرح کردم. اولا نباید گمان برده شود که خرید و فروش برده جایز نیست.این را برای خوانندگان می گویم.خرید و فروش فرد ازاد جایز نیست اما خرید و فروش برده کاملا شرعی و جایز هست در ثانی چه ان زن اهل کتاب(یهودی یا مسیحی)باشد یا آتئیست باشد.ذات قضیه غیر اخلاقی هست. زن خود شوهر دارد اما به بهانه اینکه مسلمانان سرزمینش را فتح کرده اندمرد می تواند با او همبستر شود! ذات مسئله غیر اخلاقی هست اضافه کردن شروط بر آن از غیر اخلاقی بودن ان کم نمیکند. در تكميله ي كامنت نخستم بايد عرض كنم كه به بردگي گرفتن يك عرف بين الملل بوده در آن عصر و حتي تا اين قرون اخير و اسلام تنها «جواز» داده و نه «وجوب» و اين دو متفاوت است مادام كه قائل به جواز شرعي (قانوني) به بردگي گرفتن در جنگ با كافر حربي باشيم يك سري احكام و ضوابط مقرر مي گردد كه اسلام با توجه به اين ضوابط حكم به بردگي مي دهد و لاغير. كه اگر لازم باشد در ادامه تبين و تفصيل خواهم كرد و ادله ي آن را بيان مي كنم. ان شاء الله ، اما اينكه فرموديد «مهم نيست اسلام توصيه ميكند كه ارباب و برده در يك سفره غذا بخورند» اتفاقاً مهم است چرا كه سبب تبين هدف از بردگي در اسلام مي شود بر خلاف ساير مكاتب ، چگونه است ميان خشونت با برده و مهرباني با آن در عصري كه رسم و عرف بين الملل بر بردگي بوده ، مهم تلقي نمي گردد؟! قياس از استالين در اينجا موضوعيت ندارد .... به كنيزي بردن به مجرد اسير شدنش سبب فسخ عقد او و شوهرش مي شود ولذا عملاً شوهرش از او جدا شده از ديدگاه قانون اسلام و البته جنگ ... اما در مورد يهود و غيره عرض كردم همخومابي با اهل كتاب فقط جايز بوده و با ساير مشركان اعم از مجوس و غيره حرام بوده است و صرفا برده محسوب مي شدند. بحث ما در مورد احکام فقهی برده داری هست.بنده نمیخواهم فعلا به مشروعیت برده داری در ذات خودش بپردازم وگرنه بله برده داری جایز هست و هیچ وقت هم حرام نشد و در عصر حاضر هم حکمش جواز هست.(بعدش هم چون عرف بین الملل چیزی بوده پس اسلام را مقایسه با ان عرف بین الملل کنید میشود مغالطه توسل به اکثریت،خارج از محتوای استدلالی هست این مغالطه) در کامنت شما چیزی که مربوط به احکام فقهی برده داری این بود: زمانی جواز شرعی برده داری وجود دارد که در جنگ با کافر حربی باشیم بنده هم برای خوانندگان باز کنم (چون شما میدانید)که منظور از کافر حربی هر کافری باشد که مسلمان با ان میجنگد(یعنی نه همیشه ان کافر بخواهد با مسلمان بجنگد) یعنی همان قضیه جنگ های هجومی مسلمانان به سرزمین های دگر اندیشان،انانی که از سرزمین خود دفاع میکردند در فقه اسلام هم کافر حربی اطلاق میشوند سوال پرسیدید: چرا كه سبب تبين هدف از بردگي در اسلام مي شود بر خلاف ساير مكاتب ، چگونه است ميان خشونت با برده و مهرباني با آن در عصري كه رسم و عرف بين الملل بر بردگي بوده ، مهم تلقي نمي گردد؟ شما حتما با مفهوم سادیسم اشنا هستید!سادیسم ها هم مهربانی و خشونت را توآم با هم دارند.اما نگفتید چرا قیاس استالین موضوعیت ندارد؟ در قیاس کافیست مقیس و مقیس علیه،علت مشابهی داشتند تا حکم واحد بگیرند.اشتراک ذات مقیس و مقیس علیه شرط نیست. به من بگویید چگونه میشود مسلمان میتواند در جنگ زن شوهر دار را غنیمت کند و از خود حکم طلاق ان را امضا بدهد و با زن بخوابد؟! لطفا از نظر بشریت و اخلاقی مرا و خوانندگان را قانع کنید!باز می گویم مهم نیست اهل کتاب باشند یا نباشد!شروط چیزی از قضاوت اخلاقی ان نمی کاهد. اولاً بنده قوانين اسلام را با عرف مقايسه نكردم بلكه عرف بين الملل را از جانب اسلام مقرر بيان كردم (قوانين اسلام يا تأسيسي هستند و يا تقريري) . ثانياً در عرف بين الملل كشتن سفير ممنوع است و مورد پذيرش عموم قرار گرفته است و اين عرف را اسلام پذيرفته است اين نيز بمانند به بردگي گرفتن يك عرف بوده است. ثالثاً بردگي گرفتن در عصر حاضر نزد قوانين اسلامي ممنوع است چرا كه مبتني بر توافقات بين الملل مي باشد و اگر در جنگ هاي بين كفر و اسلام در عصر حاضر اين توافقات بر هم بخورد باز حكم اوليه از جانب اسلام در مورد بردگي برقرار خواهد شد و اسلام شروع كننده برهم زدن اين توافقات نيست چرا كه جواب خيانت در اسلام خيانت نيست . رابعاً جنگ هاي هجومي مسلمين عامل خود كشورهاي مغلوب بودن ، روم در عصر نبوي بارها و بارها به مسلمين تعدي كرد ، ايران به مرتدين كمك كرد و خود خسرو پرويز قصد جان پيامبر را داشت |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۳:۲۸, ۳/بهمن/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/بهمن/۹۴ ۱۳:۳۲ توسط انتصـار.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
(۳/بهمن/۹۴ ۱۳:۲۰)دوست حقیقت نوشته است: آقای انتصارمیگم به شما روی زیادی دادن خیلی واقعا رو میخواد که آدم در عین حقارت ، قیافه حق به جانب بگیره ما روزی صدتا فحش بدتر از اینا میخوریم ، عادتمون شده که از طرف شماها سنگ بخوریم شیعه از روز اول مظلوم بوده و هست ما از سرزنش سرزنشگران نمیترسیم ، اینو همیشه یادتون باشه جایی ادعای شیعه بودن دارید و جایی به حزب الله توهین میکنید ، کدوم حرفتون رو باور کنیم؟! |
|||
|
|
۱۳:۳۵, ۳/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
با انصاف تر باشید
من و فحش؟ من و توهین؟ اگه به پست های قبلی نگاه کنید متوجه میشوید چه کسی شروع به توهین کرد آقای محترم جدل نکنید اگر بر رد پست های خانم دیبا میتوانید دلیل و برهان اقامه کنید بسم الله |
|||
|
۱۳:۴۶, ۳/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
(۳/بهمن/۹۴ ۱۱:۵۲)دوست حقیقت نوشته است: من از شما انتطار داشتم که سطح درک شما بالاتر باشه بنده طبق هیچ کدوم از بندهایی که اوردین هرگز طرف مباحثه با شما و گروه شما نمیشدم . حالا چطور ش اون طرف ملحد با شما بحث کرده معلوم نیست. بعدشم بنده بر اساس نصف مقبولیات شما باید به نقد بشینم نه کل مقبولیات شما و این یعنی منابع صحیح نه منابع ظنی. بعدشم شما میگی براتون مناظره گذاشتم بعد میگی انتظار نقد داشتم ، جناب دوست حقیقت شما یا خودت رو زدی به راه غیر مستقیم یا اینکه نمیدونی چی به چیه . (۳/بهمن/۹۴ ۱۱:۵۲)دوست حقیقت نوشته است: من از شما انتطار داشتم که سطح درک شما بالاتر باشهاین توقع شماست که همیشه دو چیزی که با هم در هیج چیزی تباین ندارین قصد قیاس دارید و ... . (۳/بهمن/۹۴ ۱۱:۵۲)دوست حقیقت نوشته است: به عقیده من و بخشی از دوستان طرف ملحد دست بالاتر را در مناظره داشتاین که طرف مقابل شما دست بالاتر بود این نشون میده چقدر دست شما خالیه و چقدر در مقابل این مبانی دست به عصا میرید جلو . البته اینها همه به لطف همون مستندبودن مقبولیات بند 6 هست . (۳/بهمن/۹۴ ۰:۴۳)دوست حقیقت نوشته است:هر روایتی رو شما بدون برسی سندی و تشخیص صحت یا عدم سختش بکار میبرید و بدون اینکه کمی تامل کنید. ![]() (۳/بهمن/۹۴ ۱۱:۵۲)دوست حقیقت نوشته است: من این مناظره را به اشتراک گذاشتم تا شما خانم دیبا را نقد کنید و و از پادزهر های فقهی بگیدبنده اهل سنت نیستم که طبق قواعد و نظریات اونها براتون نظریه فقهی بدم بعدشم طبق کدوم یکی از فرقه های اهل سنت؟ شافعی ؟ مالکی ؟ حنبلی؟ حنفی؟ (۳/بهمن/۹۴ ۱۱:۵۲)دوست حقیقت نوشته است: بحث تقلید را که فی*ل*تر کردید بعد هم میگید عقیده ما درباره تقلید اثبات شدبحث تقلید رو شما قبول نداری ! بحثش شد و فی*ل*تری هم نشد . معلوم شد شما طبق نظریات چه کسانی تقلید رو قبول نداری. طبق نظریات ابن قیم و ابن تیمیه و ... . فکر کنم خط فکری شما هم معلوم شده باشه که از کی و چی داری دفاع میکنی . بعدشم (۳/بهمن/۹۴ ۱۱:۵۲)دوست حقیقت نوشته است: بعدشم مگه من اینجا مناظره کردم که بخوام همه منابع را با سال انتشار بیان کنم؟وقتی نقل مطلب میکنی در نقل خیانت نباید بشه بکه باید در بالاترین حد صدق انجام بشه . معلومه شما از این هم فراری هستین. و این حرف شما میتونه این رو هم برسونه که عین مطالب رو براتون نقل نمیکنم و هرجا که دلم بخواد رو کم و زیاد و ... میکنم. (۳/بهمن/۹۴ ۱۱:۵۲)دوست حقیقت نوشته است: نقد اصلی خانم دیبا تجاوز به زن شوهردار بود که در قرآن مطرح است و شیعه هم قرآن را قبول داردبحثتون درباره ایه وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ النِّساءِ إِلاَّ ما مَلَكَتْ أَیْمانُكُمْ كِتابَ اللَّهِ عَلَیْكُمْ وَ أُحِلَّ لَكُمْ ما وَراءَ ذلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوالِكُمْ مُحْصِنینَ غَیْرَ مُسافِحینَ ... نساء/۲۴ « و نکاح زنان محصنه ( شوهر دار ) بر شما حرام شده اند مگر آن زنان شوهر داري که به تصرف شما ( غنايم جنگي ) درآمده و مالک شده ايد . از کتاب الله پيروي کنيد . وراي اين زنان ( متصرفي و غير متصرفي ) ، براي شما حلال است هر زني ديگر را با مال به طريق زناشويي بگيريد و نه به طريق زنا . پس چنانکه شما از آن ها تمتع جستيد و بهره مند شديد ، آن حق معين که مزد آن ها است به آن ها بپردازيد . باکي نيست بر شما که پس از تعيين فريضه ( پول و يا مهر تعيين شده و.. ) به چيزي با هم تراضي کنيد ( رضا بدهيد ) . هر آينه الله دانا و حکيم است » جناب اگه در باره این ایه میخواین حرفی بزنین ابتدا باید شان نزول و اینکه اساسا این حکم برای چی هست و ... وقتی متوجه این نباشین هرگز به پاسخ درباره این حکم الهی نخواهید رسید. یک نکته رو خدمت شما میگم که بدونی ، این ایه درباره کی نازل شده؟ برای کفار حربی ! چرا ؟ تا کسی جرات پیدا نکنه که به اسلام بتازه و این حکم در ابتدا نگاه بازدارنده داره نه حالت تهاجمی . بعدش کسی که میل میکنه به حمله به یک عقیده و ایین باید π همه چی رو به ودش بماله . البته این رو هم بگم ایشون با داشتن مبانی که در زمان خیلفه اول پیش اومد راحت میتونن به شما بتازن و هیچ پاسخی هم شما ندارین برای این حرف . ولی به شما ترهم کردن و .... ![]() نمونش رو برید در ماجرای مالك بن نويره مطالعه کنید . از دوستان اهل سنت خودتون بپرسید که چی شد و چرا شد و کسی هم مخالفت نکرد ![]() قبيله بنى يربوع، قبيله اى بزرگ و باشخصيّت بودند، و رياست آنان بر عهده «مالك بن نويره» بود، مالك، شخصيّتى بزرگ و محترم بود، با قبيله اش شرفياب محضر رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم شدند و اسلام آوردند، و از جمله قبائلى بودند كه تا آخرين لحظه وفادار به اسلام بودند، از آنجائيكه مالك، شخصيّتى برجسته بود، رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم او را نماينده خود قرار دادند كه صدقات مردم آن صفحات را جمع آورى نموده و به نيابت از طرف آن حضرت، بين فقراء تقسيم كند، و نيازى به آوردن آن صدقات به مدينه نباشد، وقتى ابوبكر روى كار آمد، مالك از بيعت با ابوبكر خوددارى كرد و تسليم او نشد (و جهتش هم اين بود كه هنوز بيش از حدود سه ماه از واقعه غدير نگذشته بود، و در آن واقعه، تمامى حاضرين در حجّة الوداع، با اميرالمؤمنين عليه السّلام بعنوان جانشين و امام بعد از رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم بيعت كرده بودند، نتيجه اينكه سرباز زدن افرادى چون مالك بن نويره از بيعت با ابوبكر، امرى معقول و موجَّه بود)، ابوبكر به بهانه اينكه چون مالك بن نويره صدقات را نفرستاده پس منكر زكات شده، خالد بن وليد را به جنگ مالك بن نويره فرستاد، خالد و همراهانش شبابه بر مالك و قبيله بنى يربوع وارد شدند، آنها نيز اسلحه هاى خود را برداشتند، هنگام نماز، اسلحه ها را بر زمين گذاشته مشغول نماز شدند، خالد بن وليد فرصت را غنيمت دانسته دستور داد مالك بن نويره را دستگير كردند، و دستور داد سر او را از بدن جدا كنند، مالك به او گفت: چرا چنين فرمانى در حقّ من مى دهى؟ گفت: تو مرتدّ شده اى، مالك گفت: چند لحظه قبل ما با شما اذان گفتيم و نماز خوانديم و عبادت بجا آورديم، چگونه مرتدّ شده ايم؟ لااقلّ مرا به مدينه بفرست تا با خود ابوبكر به مذاكره بنشينم و خواسته هاى او را اجرا كنم، ولى آخر الامر خالد دستور داد سر از بدنش جدا كردند، و در همانشب با زوجه مالك همبستر شد، و سر مالك و مردان قبيله بنى يربوع را هم بجاى هيزم، زير ديگ غذا نهادند تاريخ طبرى، تاريخ ابن اثير، طبقات ابن سعد، استيعاب، اصابه، اسد الغابه....
سیفالله المسلول حد براش جاری شد؟ حالا علاوه بر خانم دیبا پاسخ ما رو هم بدین که کار سیفالله المسلول تکلیفش چیه و چرا بر فردی که مسلمان بوده و از حداقل صحابه نگیم ( صحابه بود به اعتراف تاریخ اهل سنت ) حداقل مسلمان که بود! بر اساس کدام حکم باید کشته میشد؟ اگه قرار بود کسی کشته بشه تمام مسانی بودن که با اول مخالفت کردن .. ![]() (۳/بهمن/۹۴ ۱۳:۳۵)دوست حقیقت نوشته است: با انصاف تر باشید حانم دیبا یا شما و اهل سنت داره بحث میکنه چرا شیعه باید به شما کمک کنه؟ بخاطر نجات اسلام؟ نمونشتو تاریخ کم نبوده نموش رو میشه تو مثلا کتاب حضرت علی والخلفا ( نویسنده ، نجم الدین عسکری ) مشاهده کرد که چقدر برای نجات اسلام حضرت علی فدا کرد ولی اهل سنت بازم بر برتری و .. برای خودشون میدونن/ البته جایگاه اهل سنت با وهابیت برای ما معین هست ولی خود اهل سنتباید تفکیک کنن جایگاه خودشون رو/
الان بچه شیعه های حیدر كرارا غير فرار ، اسدالله غالب باید بخاطر اسلام کمک کنن یا بخاطر اهل سنت ؟
|
|||
|
|
۱۳:۵۸, ۳/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
پس به نظر شما منظور از جنگ در شیعه جنگ دفاعی است؟
آیا قبول دارید که امام مهدی به جنگ کفار میرود؟ آیا قبول دارید که احکام جنگ قابل اجرا هستند؟ آیا قبول دارید که میتوان با زنان شوهر دار متصرف شده هم بستر شد؟ داعش هم میگوید کسانی که ما را قبول ندارند مسلمان نیستند شما هم همین حرف را تکرار میکنید لطفا دست از تهمت بردارید و مرام داعش گونه را کنار بگذارید |
|||
|
۱۴:۰۴, ۳/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
(۳/بهمن/۹۴ ۱۳:۵۸)دوست حقیقت نوشته است: پس به نظر شما منظور از جنگ در شیعه جنگ دفاعی است؟ طبق بند 2 حرق ندارید به موضوع دیگه اشاره کنید . قوانین خودتونه . ![]() مالک نویره مسلمان بود یا نه؟ پاسخ بدید . تا مشخص نشدن پاسخ به سوالات دیگر بی نتیجه است بند 3 قانون شما.بنده نظر اسلام رو گفتم نه شیعه. ![]() هر زمان پاسخ دادید به سوالات بنده هم به سوالات شما درباره این قسمت پاسخ میدم. فقط یادتون باشه پاسخ ها باید طبق بند 6) استناد تنها به قرآن و روایات اهل سنت خواهد بود. باشه |
|||
|
|
۱۴:۱۲, ۳/بهمن/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/بهمن/۹۴ ۱۴:۱۵ توسط دوست حقیقت.)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
عزیزم چرا بحث را منحرف میکنی؟
نقد خانم دیبا بر آیه قرآن است و ما هم قرآن را قبول داریم ایشان میگویند آیا این اخلاقی است که به به دیگر کشورها حمله کنیم و زنان باکره و زنان شوهردار را به بستر ببریم؟ شان نزول این آیه هم مربوط به جنگ های هجومی است عزیز مربوط به جنگ اوطاس ما اصلا با اهل سنت کاری نداریم شما بعنوان شیعه پاسخ بدید چون این نقد متوجه شیعه هم است |
|||
|
۱۴:۲۱, ۳/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
(۳/بهمن/۹۴ ۱۴:۱۲)دوست حقیقت نوشته است: عزیزم چرا بحث را منحرف میکنی؟ من؟ انخراف دام بخث رو؟فعلا شما طبق نظر بخش کارشناسی خودتون که اهل سنت هستن باید پاسخ بدید. این بحث رو با شما و دوستان شماکه منبع بحث رو قران و کتب اهل سنت قرار دادین باید پاسخ بدین . از طرفی شما پاسخ من رو ندادینا . چرا مالک نویره شهید شد و زنش مورد تجاوز. و اینکه چرا ما باید به شما کمک کنیم برای پاسخ به این شبهه ؟ |
|||
|
|
۱۴:۴۲, ۳/بهمن/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/بهمن/۹۴ ۱۴:۴۷ توسط دوست حقیقت.)
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
عزیزم مالک نویزه چیه؟
اهل سنت کیه؟ شما میدونید بحث راجع به چیه؟ ... یکبار دیگه هم میگم خانم دیبا انتقاد کردن که آیا اخلاقی است که به سرزمین های دیگر حمله کنیم و حتی زنان شوهردار آن را به بردگی بگیریم؟ قابل توجه: شأن نزول مربوط به جنگ هجومی اوطاس است آیا میتوانید پاسخ دهید یا میخواهید از مالک نویزه و نیچه و فرگشت بگید؟ من باید برم به مقالات استاد کدیور در این زمینه رجوع کنم خود من فکر میکنم این سوال دارای مغالطه است خانم دیبا اخلاق را ثابت فرض کرده اند در حالیکه اخلاق به تناسب با معرفت فکری انسان تکامل پیدا کرده فکر میکنم در مورد تکامل اخلاق فلاسفه هم نظر داده اند در نتیجه این عمل در زمان های گذشته کاملا اخلاقی بوده اما الان نیست امت حزب الله درباره این سوال چه جوابی داره؟ |
|||
|
۱۵:۰۲, ۳/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
(۳/بهمن/۹۴ ۱۴:۴۲)دوست حقیقت نوشته است: عزیزم مالک نویزه چیه؟ شما با اون جانم داری بحث میکنی چرا از ما کمک میگیری؟ مگه دوستان اهل سنت شما پاسخ ندارن بدن؟ بحث مالم هم همینه که چرا در یک زمانی که زیاد از شهادت رسول خدا نمیگذره به زن صخابی تحاوز میشه و هلیفه سکوت میکنه و ووو منم یه سوال علاوه بر سوالات اون خانم پرسیدم و گفتم اینم پاسخ بدین تا اوت حانم نپرسیدن از شما و دوستان. بد کردم یه سوال ساده رو پیش پیش کفتم تا دوباره دست به دامان بچه شیعه ها نشین؟؟؟؟؟؟؟ خیف که میخواییم کمککنیم و شما قدرناشناسین. اخوی ، همکار ، دوست خقیقت شما فکر نکن جواب میدیم پرسشت خیلی پرسش زیبا و تکی هست . تمام این سوالات پاسخ داده شده ولی کو چشم بینا و کو کوش شنوا و کو غقل سلیم .اگه پاسخ دادیم بو میدیم بخاطر روشن شدن بعضی مطالب برای دوستان دیگههست نه چیز دیگه پس سعی کنید در چهار چوب خودتون صخبت کنید. بعدشم این خانم اینجا سوال مطرح نکرد مه ما پاسخ بدیم هر زمان اومدن و با قواغد تعاهمی بین طرفین بخث شروع شد شما هم بیا و پاسخ های منطقی ما رو ببین و استفاده ببرد و ببر برای اون دوستان بگو تا یاد بگیرن. بحث قشنگی بود مرسی از صبر و تحمل شما دوستان تالاری . متاسفانه این اخرین بخثی بود که از شما استفاده بدریم . امید وارم در کنار اون دوستان ارشناستون بتونین به سوالات و مباحثی که توان پاسخگوییش رو ندارین بهتون حوش بگدره/ ![]() (۳۰/دی/۹۴ ۰:۵۲)دوست حقیقت نوشته است: البته اهل سنت خیلی خوب داره کار میکنه گروه 25 هزار نفری رد شبهات ملحدین واقعا علمی و شایسته داره از اسلام دفاع میکنه و به نقد آتئیست و آگنوستیک میپردازه |
|||
|
|
۱۵:۱۳, ۳/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
شما قرآن را قبول دارید؟
اگه کسی از قرآن انتقاد بکنه از شیعه هم انتقاد کرده؟ آیا خانم دیبا از با انتقاد از قرآن از شیعه هم انتقاد کرده؟ ... متاسفانه آقای رازی نتونستن خوب ظاهر بشن من فکر کردم آقای رازی بحث را فقهی میکند و طرف مقابل را شکست میدهد اما خانم دیبا بحث را معرفت شناسانه کرد و در بحث فقهی هم خوب ظاهر شد و دست بالاتر را گرفت عزیزم یک کلام بگو نمیدونم چرا حاشیه میرید؟ سعی میکنم به دنبال جواب این سوال در حوزه معرفتی و اخلاقی برم نه فقهی من که از طرف شما جوابی نشنیدم روز خوبی داشته باشید دوست من |
|||
|
|
|
|
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| نظر شما در این مورد چیه؟جواب منطقی داری؟ | vahid1878 | 3 | 2,170 |
۱۴/اردیبهشت/۹۱ ۰:۲۵ آخرین ارسال: وحید110 |
|














