کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 2 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نگاه به زن 1
۵:۱۳, ۱۳/بهمن/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/بهمن/۹۴ ۵:۳۵ توسط دوست حقیقت.)
شماره ارسال: #1
آواتار
آقای مهدی سینا
این پست یکی از دوستان فیسبوکی است و مال من نیست
ایشالا خودم نسبت به جمع آوری موارد تبعیض تا چند روز آینده اقدام میکنم

[align=START]مخصوص دختران مدافع اسلام
?احادیث کوتاه از حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)[/align]
[align=START]با پوزش از بانوان، صرفا جهت نشان دادن تفکر بدوی اسلام[/align][align=START]در باره زنان از خدا بترسید که آنها پیش شما اسیرند. »
نهج الفصاحه حدیث شماره 46[/align]
[align=START]بهترین زنان آن است که رویش خوبتر و مهرش کمتر است »
نهج الفصاحه حدیث شماره 356[/align]
[align=START]ِ از دنیا بترسید و از زنان بپرهیزید زیرا شیطان نگران و در کمین است و هیچ یک از دامهاى وى براى صید پرهیزکاران مانند زنان مورد اطمینان نیست. »
نهج الفصاحه حدیث شماره 51[/align]
[align=START]محکمترین سلاح شیطان زنانند. »
نهج الفصاحه حدیث شماره 970[/align]
[align=START]از بى لباسى براى نگهدارى زنان کمک جوئید زیرا زن وقتى لباس فراوان و زینت کامل دارد مایل به بیرون رفتن است. »
نهج الفصاحه حدیث شماره 282[/align]
[align=START]از گفتگو با زنان بپرهیزید که هر وقت مردى با زنى خلوت کند، قصد او میکند. »
نهج الفصاحه حدیث شماره 1004[/align]
[align=START]زنان را بى لباس بگذارید تا در خانه بمانند.»
نهج الفصاحه حدیث شماره 343[/align]
[align=START]هر زنى که بدون اجازه شوهر از خانه خود بیرون رود مورد خشم خداست تا بخانه بر گردد»
نهج الفصاحه حدیث شماره 1020[/align]
[align=START]حضرت محمد: من زنى را که از خانه خود دامن کشان براى شکایت از شوهرش بیرون شود دشمن دارم. »نهج الفصاحه حدیث شماره 965[/align][align=START]از هیچ فتنه اى که خطرناکتر از زن و شراب باشد بر امت خویش بیم ندارم. »
نهج الفصاحه حدیث شماره 2611[/align]
[align=START]اگر زنى خود را معطر کند و بر مردمى بگذرد که بوى او را دریابند زناکار است. »
نهج الفصاحه حدیث شماره 177[/align]
[align=START]وقتى زنى براى کسى جز شوهر خود بوى خوش بکار برد مایه آتش و عار است. »
نهج الفصاحه حدیث شماره 188[/align]
[align=START]هر چشمى زناکار است و زن وقتى خشبو شود و بر انجمنى بگذرد زناکار است. »
نهج الفصاحه حدیث شماره 2157[/align]
[align=START]از همه زنان پربرکت تر آنست که خرجش کمتر باشد. »
نهج الفصاحه حدیث شماره 357[/align]
[align=START]وقتى زنى بشوهر خود گوید از تو خیرى ندیدم اعمال نیکش بى اثر مى شود. »
نهج الفصاحه حدیث شماره 226[/align]
[align=START]گروهى که زمام کار خویش بزنى سپارند هرگز رستگار نشوند. »
نهج الفصاحه حدیث شماره 2294[/align]
[align=START]گروهى که زمامدارشان زن است رستگارى نه بینند. »
نهج الفصاحه حدیث شماره 2551[/align]
[align=START]وقتى زنى دور از بستر شوهر خود شب را بروز آورد فرشتگان تا صبح او را لعنت کنند. »
نهج الفصاحه حدیث شماره 187[/align]
[align=START]جوانى شعبه اى از دیوانگى است و زنان دام شیطانند. »
نهج الفصاحه حدیث شماره 1792[/align]
[align=START]خطرناکترین دشمن تو همسر تو است که با تو همخوابه است و مملوک تو. »
نهج الفصاحه حدیث شماره 339[/align]
[align=START]در بهشت نگریستم و دیدم که بیشتر مردم آن فقیرانند و در جهنم نگریستم و دیدم که بیشتر مردم آن زنانند. »
نهج الفصاحه حدیث شماره 331[/align]
[align=START]کمترین ساکنان بهشت زنانند. »
نهج الفصاحه حدیث شماره 603[/align]
[align=START]هر زنى که بمیرد و شوهرش از او خشنود باشد ببهشت میرود. »
نهج الفصاحه حدیث شماره 1022[/align]
[align=START]بدترین زنان شما آرایش کنان و متکبرانند و آنان منافقانند و از آنها جز به اندازه کلاغى که خط سفید بگردن دارد به بهشت نمیروند. »
نهج الفصاحه حدیث شماره 1535[/align]
[align=START]اگر زن نبود مرد ببهشت میرفت. »
نهج الفصاحه حدیث شماره 2358[/align]
[align=START]اگر زنان نبودند خدا چنان که شایسته پرستش اوست پرستیده میشد. »
نهج الفصاحه حدیث شماره 2361[/align]
[align=START]واى بر زنان از دو چیز رنگین طلا و جامه زیبا. »
نهج الفصاحه حدیث شماره 3190[/align]
[align=START]زنان دامهاى شیطانند. »
نهج الفصاحه حدیث شماره 3153[/align]
[align=START]هر زنى که بدون جهت از شوهر خود طلاق خواهد بوى بهشت بر او حرام است. »
نهج الفصاحه حدیث شماره 1021[/align]
[align=START]حق شوهر بر زن آنست که بدون اجازه او جز روزه واجب نگیرد و اگر گرفت گناهکار است نپذیرند و بدون اجازه او چیزى از مال او بکسان ندهد اگر داد ثوابش از شوهر و گناه از زن است و از خانه او بى اجازه اش بیرون نرود و اگر رفت خداوند و فرشتگان غضب او را لعنت کنند تا توبه کند یا باز گردد اگر چه شوهرش ستمگر باشد. »
نهج الفصاحه حدیث شماره 1388[/align]
[align=START]حق شوهر بر زن آنست که از بستر وى دورى نگیرد، و قسم او را انجام دهد و فرمانش را اطاعت کند و بى اجازه او بیرون نرود و کسى را که دوست ندارد بخانه او نیاورد. »
نهج الفصاحه حدیث شماره 1389[/align]
[align=START]خدا مماطله گر را لعنت کند یعنى زنى که شوهرش ببسترش خواند و گوید: «کمى بعد»تا خوابش ببرد. »
نهج الفصاحه حدیث شماره 2237[/align]
[align=START]زنانى که بى حضور شاهد شوهر میکنند زنا کارند. »
نهج الفصاحه حدیث شماره 1112[/align]
[align=START]براى نطفه هاى خود جاى مناسب انتخاب کنید و از سیاهان بپرهیزید که سیاهى رنگ زشتى است. »
نهج الفصاحه حدیث شماره 1133[/align]
[align=START]زن بنده مایه اصلاح خانه است و زن آزاد موجب فساد خانه است. »
نهج الفصاحه حدیث شماره 14[/align]


این دوست ما فقط احادیث پیامبر در این زمینه را جمع آوری کرده


قابل توجه اینکه اسلام روشنفکر موارد گفته شده را در زمان فعلی منسوخ میداند
اما اسلام تاریخی قائل به دوام این موارد است
البته بخشی از احادیث به نظز من مشکلی ندارند و نرمال هستند
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: قاتل مرگ

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۲:۴۴, ۱۳/بهمن/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/بهمن/۹۴ ۲۲:۴۶ توسط دوست حقیقت.)
شماره ارسال: #11
آواتار
من نفهمیدم چی گفتید


این لینک دانلود نهج الفصاحه
http://kq.quchan.razaviedu.ir/articles/v...7&ID=22176



اینم چهار حدیثی که بررسی کردم

356 بهترین زنان آن است که رویش خوبتر و مهرش کمتر باشد


339 خطرناکترین دشمن تو همسر توست که با تو همخوابه است و مملوک توست


2358 اگر زن نبود مرد به بهشت میرفت


343 زنان را بی لباس بگذارید تا در خانه بمانند


دوستان مراجعه کنید متن من عینا مطابق با معنی است

تساوی تشابه نیست کمیت کیفیت نیست <<<چه ربطی داره؟


یک سوال ساده

آیا ارزش زن و مرد در اسلام تاریخی برابر است؟
لطفا منطقی پاسخ دهید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۲۳:۳۴, ۱۳/بهمن/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/بهمن/۹۴ ۲۳:۳۴ توسط Silence.)
شماره ارسال: #12
آواتار
بازم سلام
نمی خوام درباره این قضیه بحث کنم ولی شاید عکس زیر گویای خیلی چیزا باشه...


[تصویر: aksneveshte_www.patugh.ir-42.jpg]

درباره کتاب نهج الفصاحه هم باید به موارد زیر توجه کنید:

نقل قول:تاریخ حدیث ـ به خصوص روایات صادره از پیامبر اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ـ شاهد فراز و نشیب‌هاى فراوانى بوده است. اجمال مطلب آن كه پس از رحلت پیامبر با فاصله اندكى به انگیزه‌ها و با بهانه‌هاى مختلف كتابت حدیث ـ و حتى گاه نقل آن ـ ممنوع اعلام شد. و این ممنوعیت ادامه یافت تا حدود یك قرن، یعنى تا زمان خلافت عمر‌بن عبدالعزیز كه این منع را برداشت.در این دوره بسیارى از احادیث پیامبر نابود شد و از خاطره‌ها رفت، و یا به طور ناقص باقى ماند. صد سال تقریباً فاصله سه نسل است!
پس از این تفریط در حفظ احادیث نبوی، دوران جدید كم كم به سوى افراط رفت. به گونه‌اى كه شرافت مردم و علما به كثرت نقل حدیث آنان ارتباط پیدا كرد. هر كس در كتابش حدیث بیشترى می‌آورد و یا از حفظ داشت بر كرسى بلندترى از شهرت و اعتبار می‌نشست. پادشاهان و امرا به محدثان و حافظان حدیث صله و پاداش می دادند و بر درجات اجتماعی آنان می افزودند.
همین حال سبب شد تا احادیث جعلى بسیارى ـ علاوه بر آنچه سابقاً به سفارش خلفاى بنی‌امیه جعل شد ـ بر خیل احادیث شریف نبوى افزوده گردد.
این آشفتگى در روایات سبب شد كه علماى بسیارى در همان دوران در صدد تفكیك روایات صحیح و معتبر از روایات سقیم و غیر معتبر برآیند، و به تبع آن علم رجال و حدیث شناسی، و به دنبال آن تحقیق در مبانى و اصول اعتبار حدیث، تقویت شود. بحمدالله هم اكنون این علوم از قوت به سزائى برخودارند، به گونه‌اى كه تا حد زیادى نیازهاى اسلام‌شناسان را برطرف می‌كند.
قصه به همین جا نیز ختم نشد و تاریخ حیات علمى اسلام شاهد كتاب سوزی‌هاى گسترده‌اى بوده كه در آن بسیارى از كتابهاى حدیثى كه در دوره فوق الذكر تألیف و جمع‌آورى شده بود، در آتش جهل و دشمنى از بین رفت. تنها در كتابخانه شیخ طوسى در بغداد 80 هزار كتاب جمع‌آورى شده بود كه در حمله دشمنان نابود شد.
با توجه به امكانات استنساخ كتب در آن زمان، بسیارى از آن كتابها نسخه بدیل نداشته است.
از سوى دیگر مسئله تقیه از حكومت طاغوت حاكم بر زمان حضور معصومین (علیه السلام) كار تمیز روایات معتبر از غیر معتبر را مشكل كرده است. نقل روایات پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از طرف راویان حدیث و همچنین بعضى از احادیثى كه اهلبیت حضرتش (علیه السلام) در جواب سؤالها می‌گفته‌اند چه بسا تحت تأثیر شرائط خفقان بوده و حاكى از رأى واقعى معصومین نبوده باشد.
از امامان معصوم ما معیارهایى از شناخت حدیث صحیح به ما رسیده است كه بعضى از آنها حكایت از شدت و تأثیر گذارى مسئله تقیه در روایات اسلامى است.
از جمله آن كه فرموده‌اند هر گاه حدیثى از ما با قرآن سازگار نبود آن را نپذیرید و دیگر آن كه هنگامى كه همه راههاى ترجیح در میان روایات معارض، شما را راهنمائى به جائى نكرد، حدیثى را برگیرید و به آن عمل كنید كه مخالف رأى حاكم است. این مباحث را می‌بایست در علم اصول فقه جستجو كرد.
با این بیان، بدیهى است كه تنها حدیثى را می‌توان به اولیاى شریعت ـ معصومین (علیه السلام) ـ نسبت داد كه از صافى علم اصول، حدیث شناسى و رجال بگذرد، و این كه كتابى حدیثى را برداریم و هر آنچه در آن است را به دین نسبت دهیم كار صحیحى نیست.
با توجه به این مقدمه باید گفت: براى بررسى اعتبار یك حدیث چند مطلب می‌بایست مورد توجه واقع شود:
1ـ جایگاه مؤلف كتابى كه حدیث در آن آمده است: مؤلفین كتب حدیث از نظر میزان علم، دقت، هوشیارى و مهارت در حدیث شناسى یكسان نیستند. تاریخ علم حدیث بعضى از محدثین را به عنوان فحول این فن شناخته است، و برعكس اعتماد كمترى به عده‌اى دیگر دارد. یكى از وظایف علم گسترده و پرمایه رجال بررسى و ارزیابى راویان و محدثین از این ناحیه است. البته علم رجال به مؤلفین حدیثى می‌پردازد كه در قرون اول تا نیمه اول قرن پنجم هجرى می‌زیسته‌اند. از آن پس این بررسى بر عهد علم تراجم قرار گرفته است.
از سوى دیگر، زمان حیات مؤلف هم بسیار مهم است. محدثى كه در قرون نزدیك به عصر اهلبیت (علیه السلام) زندگى می‌كند اولاً، به منابع دست اول دسترسى بیشترى دارد و ثانیاً، قرائن وثوق و اعتماد و یا عدم آن، نسبت به یك حدیث، براى او فراهم است. به خلاف كسى كه در قرون متأخر در صدد ارزیابى احادیث بر‌می‌آید.
2ـ جایگاه و اعتبار كتابى كه حدیث در آن آمده است: درجه اعتبار كتاب تا حدود زیادى میزان اعتماد به صدور یك روایت را تعیین می‌كند. مؤلفین از نظر نیتى كه در جمع‌آورى احادیث یك كتاب دارند با هم متفاوتند. بعضى از مؤلفین به این اهمیت نمی‌دهند كه چه روایتى را در كتاب خود می‌آورند، و تنها به قصد جمع‌آورى احادیث و حفظ آن از زوال و نابودى به تألیف كتاب حدیث می‌پردازند؛ و به عبارت دیگر چنین كتابهایى متكفل گزینش احادیث صحیح و تفكیك صحیح از سقیم آن نیست.
بر خلاف این دسته، عده‌اى از محدثین در كتاب خود تنها احادیثى را جمع می‌كنند كه حجت بر تمامیت و صحت حدیث، به طور كامل، بر ایشان قائم شده است. مؤلف واحد ممكن است در كتابى به شكل اول، و در كتاب دیگر به شكل دوم عمل كند.
كتابى كه به منظور اخیر نوشته می‌شود، با كتابى كه به هدف اول گردآورى می‌گردد از نظر ارزش یكسان نیست. مؤلف در صورتى كه احادیث معتبر را گزینش كند، در حقیقت به اعتماد خود به صدور حدیث و صحت و اعتبار آن نیز در كنار متن خویش گواهى داده است. بررسى این موضوع با علم حدیث شناسى است.
3‌ـ بررسى اعتبار خود حدیث: اگر در بررسى یك حدیث از طریق اول و دوم نتیجه‌اى حاصل نشد ـ یعنى محقق نتوانست به اطمینان در صدور یك روایت برسد ـ آخرین مرحله، تحقیق در یك ‌یك راویان حدیث، و بررسى میزان اعتبارى است كه در نقل حدیث دارند. این مطلب را نیز علم رجال متكفل است.
4ـ یكى دیگر از مسائلى كه در حدیث شناسى مهم است، بررسى میزان اعتمادى است كه علماى شیعه، به خصوص قدماى آنان، به صدور یك حدیث داشته‌اند. عمل اصحاب به یك حدیث حاكى از اعتماد آنان به صدور آن است. تشخیص این امر با مراجعه به كتب حدیثى و علمى دانشمندان سده‌هاى اول دوران اسلامى ممكن است. این تحقیق نشان خواهد داد كه این حدیث در اجواء علما و دین شناسان زمان صدور تا چه میزان كمى و كیفى مورد توجه، اعتماد و عمل بوده است.
5ـ دیگر از قرائن ارزیابى حدیث میزان موافقت متن و مضمون حدیث با قواعد مسلم ـ و به خصوص آیات قرآنى ـ است. تنها حدیثى مقبول است كه مخالف قرآن نباشد. حدیث مخالف قرآن، یا اصلاً از معصوم نیست و دست جعل آن را به معصوم نسبت داده است، و یا در شرائط ویژه فقیه صادر شده است.
تا اینجاى كلام، سخن در مورد ارزیابى صدور یك حدیث بود. جهات دلالت (معناى حدیث)، و زوایاى مختلف بحث جهت صدور (مقام سخن) ـ غیر از مسئله تقیه كه گذشت ـ از دیگر مسائلى است كه عالمان دین در ارزیابى میزان اعتماد و التزام به حدیث به كار می‌گیرند، كه البته این جهات از بحث ما خارج است.
با این مقدمات، بیائید به طور مثال همین كتاب را، كه در سؤال از آن نام برده شده، مورد بررسى قرار دهیم.
1ـ مؤلف: جناب مرحوم آقاى ابوالقاسم پاینده ـ یكى از نویسندگان و مترجمین توانا و پرتلاش در دهه‌هاى اخیر ایران بوده‌اند. آثار ایشان در تألیف و ترجمه كتابهاى مذهبى ـ از جمله قرآن ـ مورد استفاده عموم بوده و هست. یكى از كتابهاى ارزشمند ایشان كتاب نهج‌الفصاحه است كه در آن تلاش كرده روایات پیامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را ـ كه از قضا كمتر متن ترجمه شده آن در اختیار عموم مردم بوده ـ جمع آورى و ترجمه نماید؛ و الحق در این تلاش موفق بوده و حجم بزرگى از احادیث را استخراج،‌ و به خوبى از عهده ترجمه آن برآمده است.
با این وجود باید اذعان داشت كه ایشان ـ همچنان كه خود ایشان هم هیچگاه چنین ادعایى نداشته‌اند ـ حدیث شناس، و به عبارت دیگر نقاد حدیث، نبوده است.
خود مؤلف در مقدمه كتاب تصریح می كند كه هدف او حفظ احادیث از مهجوریت و بی توجهی است، و نه ارزیابی آن. منابع حدیثی او هم اعم از تراث اصیل و معتبر و غیر آن، از كتابهای شیعه و سنی است. اگر بخواهیم نظیری برای كار این مؤلف ـ البته به شكلی گسترده تر و عمیقتر ـ بیان كنیم، می توانیم بحارالانوار مرحوم مجلسی را مثال بزنیم. او نیز هدفش را از تألیف كتاب خود حفظ تراث حدیثی شیعه ـ و نه ارزیابی و گزینش آن ـ بیان كرده است.
2ـ با توجه به آنچه در بخش مؤلف گفته شد، تألیف از مزیت نسبى قدمت و امكان دستیابى به منابع دست اول محروم است. كما این كه ـ چنانچه گذشت ـ قصد جناب مؤلف ارزیابى و تهذیب احادیث نبوده است.
3ـ كتاب، اساساً، سند احادیث را نیاورده است. لذا امكان ارزیابى این احادیث از این ناحیه ـ جز با مراجعه به منابع اصلى آن ـ امكان پذیر نیست.
4ـ بسیاری از احادیث این كتاب را نمی توان در منابع دست اول و معتبر حدیثی، به گونه ای یافت كه عنایت ویژه قدمای از علمای حدیث شناس شیعه به آن احراز شود.
گذشت كه عنایت و توجه قدما به یك حدیث می تواند نشانه ای از وجود قرائن صحت صدور حدیث، در زمان خود باشد.
5) نگارنده بسیاری از روایات این كتاب را ـ كه غیر قابل قبول تلقی می شوند ـ ملاحظه كرده و آن را مطابق آیات و روایاتی كه صدور قطعی دارند، و همچنین قواعد مسلم دینی نمی بیند. البته مواردی هست كه حدیثی صحیح، از سوء برداشت خواننده رنج می برد، كه می بایست یكی یكی به بحث در باره آنها نشست.
حاصل كلام آن كه به طور كلی قضاوت در باره یك حدیث كار عالمانه و پیچیده ای است كه حتما می بایست توسط اهل آن صورت گیرد. چگونه است كه ما در ارزیابی نسخه ای كه پزشكی می نویسد، و یا نظرِه ای كه دانشمندی عرضه می دارد به صاحبان تخصص آن مراجعه می كنیم، ولی هر گاه به آیه و حدیثی در معارف دینی بر می خوریم به خود اجازه همه گونه اظهار نظری را می دهیم؟!!
آنچه در بالا گذشت تنها گوشه ای از تلاشی است كه در بعد صحت و سقم صدور یك حدیث انجام می شود، تا معلوم شود چنین حدیثی از معصوم صادر شده یا نه؟ ابعاد دیگری بحث ـ یعنی دلالت (معنای حدیث) و جهت صدور (مقام سخن) ـ مباحث پیچیده تری است كه به طور موردی می بایست به آن پرداخت.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میم.حسین.الف ، mahdy30na ، انتصـار ، بیداری اندیشه ، sarallah ، fafa* ، غریب ، دوست حقیقت ، سیمرغ
۲۳:۵۴, ۱۳/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #13
آواتار
(۱۳/بهمن/۹۴ ۲۲:۴۴)دوست حقیقت نوشته است:  من نفهمیدم چی گفتید


این لینک دانلود نهج الفصاحه
http://kq.quchan.razaviedu.ir/articles/v...7&ID=22176



اینم چهار حدیثی که بررسی کردم

356 بهترین زنان آن است که رویش خوبتر و مهرش کمتر باشد


339 خطرناکترین دشمن تو همسر توست که با تو همخوابه است و مملوک توست


2358 اگر زن نبود مرد به بهشت میرفت


343 زنان را بی لباس بگذارید تا در خانه بمانند


دوستان مراجعه کنید متن من عینا مطابق با معنی است

تساوی تشابه نیست کمیت کیفیت نیست <<<چه ربطی داره؟


یک سوال ساده

آیا ارزش زن و مرد در اسلام تاریخی برابر است؟
لطفا منطقی پاسخ دهید
سلام
جاده خاکی نرو و پاسخ سوال منو بده
(۱۳/بهمن/۹۴ ۲۱:۵۱)mahdy30na نوشته است:  
  • شما این چند سوال رو پاسخ بده من برای دوستان بحث حدیثش رو میگم .ولی قبلش چند نکته رو تکرار میکنم
  1. متن عربی احادیث مورد نظر رو اگه میتونی قرار بده ( بنده همه رو دارم )
  2. ایا قبول میکنی اگه متنی با مبانی تشیع مخالف بود کنار بزاری و تاویلش نکنی ؟
  3. اگه تو منابع شیعی بود میریم به دنبال اینکه معصوم چه فرمود درباره کلام
  4. اگه تو ترجمه ها غلط وجود داشت حکم کاذب رو به دوست شما و خود شما میدیم ( جون بدون تامل و تدبر _ و یا از روی غرض نقل کردند و شما بدون تامل نقل کردید)
  • اگه میپذیری موارد بالا رو به برسی این مواردی که تو پست اول اوردی برسیم.

برسی یعنی چی؟ یعنی فقط متن ترجمه درست شده؟ واقعا که .
بعد میگی من بلدم و فلان و ... . نمیدونی بپرس لطفا . چیزی ازت کم نمیشه .

بحث تساوی و... بمونه بر عهده خواننده فعلا به این بحث برسیم. یا ترس از نتیجه بحث داری یا اینکه مثل همیشه میل به فرارDodgy
ادعای مسلمانی داری ولی سر حرف میرسه منکر و مخالف کلامت قدم برمیداری.

اول شروط مربوطه که بالا دوباره نقل قول کردم رو میپذیری ؟
اگه پذیرفتی به ادامه بحث برسیم .

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: انتصـار ، sarallah ، غریب ، دوست حقیقت ، سیمرغ
۷:۱۹, ۱۴/بهمن/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/بهمن/۹۴ ۷:۳۱ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #14
آواتار
جناب دوست حقیقت شما که پست اخیر بنده رو خوندین و قرار بود دیگه تاپیک شبهه ایجاد نکنین. بنده رو مجبور نفرمایین از ابزارهای مدیریتی استفاده کنم.

این تاپیک آخرین تاپیکی هست که به شما اجازه داده میشه بحث کنین و اگر تاپیک دیگه ای ایجاد کنین با نام کاربری شما برخورد میشه. بعد نگین مدیران ال و بل...

در خصوص این احادیث شما یه جستجوی ساده توی سایتهای پاسخگوی دینی بکنین ببینین چقدر زیبا و کامل بیان کردن. عقل هم چیز خوبیه. کی گفته هر چی حدیث توی شیعه هست از هر کتابی 100 درصد درسته؟ بعدش هم کی گفته هر حدیثی رو ما خوندیم بشینیم به قضاوت؟ احادیث مثل بریده جراید هست. باید دید کی بوده، سر چی بوده، چه موضوعی پیش اومده، خطبه بوده یا جواب سوال بوده....

یه نکته هم بگم. بیشتر سوالاتی که پرسیده می شده از ناحیه مردان بوده طبیعی هست جوابی که معصومین هم فرمودن طوریه که انگار مردان مهم هستن. خیر. آیات و روایات زیادی داریم که مسئله رو دو طرفه مطرح کرده اما وزن احادیثی که از طرف مردان جواب داده شده بیشتره چون جامعه اون زمان چنین بوده که سوالات رو در جمع مردان فقط مردان می پرسیدن هر چند عرض میکنم روایاتی هم هست که مخاطبش زنان هستن و .... پس اینطور سوء برداشت نشه که چرا خیلی از روایات مخاطبش فقط مردان هستن... دلیلش کاملا مشخصه.

اما بپردازیم به امثال چنین روایاتی. اول اینکه هیچکس به ترجمه های صرف بسنده نکنه. خیلی از این ترجمه ها مغرضانه هست. زبان عربی طوری هست که چندین معنی در هر یک از کلماتش هست. حتی چیدمان کلمات ایجاد معانی و منظورهای مختلف میکنه. طبیعتا کلام قرآن و معصوم درش این قضیه پر رنگ تر هم میشه....

مثلا ما داریم با زن مشورت نکنین. خوب کدوم زن؟ یعنی خود پیامبر با همسرشون حضرت خدیجه سلام الله علیها و امیر المومنین با همسرشون و دیگر بزرگواران.... مشورت نمی کردن. ما داریم تاریخ و مشورت ها رو. عقل هم می فهمه گاهی زنی پیدا میشه که از لحاظ عاقلی 100 برابر بعضی مردها ارزش دارن. اصلا به جنس نیست. چطور دین ما بگه با چنین زنانی مشورت نکن. پس باید دید منظور چه زنی بوده.

ببخشین قرآن می فرماید انسان ظلوم و جهول و .... آیا نبی خاتم و امیر المومنین هم.؟ یه وقت کلی صحبت میشه اما استثناها سر جاش درسته...

وقتی دین و قرآن ما میگه ملاک برتری تقوا هست این احادیث رو چرا اینطوری تفسیر می کنیم؟ وقتی قرآن می فرماید زن یا مرد اگر مومن باشن و صالح بهشت از آن آنهاست دیگه چرا شما میگین در اسلام مثلا "کهنه" مرد برتر بوده.

یا مثلا اینکه گفته اگر زن نبود مرد به بهشت می رفت چه مشکلی داره؟ خیلی از جهنمی ها به خاطر شهوت جنسی میرن جهنم ولی دین ما میگه با ازدواج نصف دینت رو حفظ کن. یعنی فهم این احادیث اینقدر مشکله. خوب مشخصه مادامیکه ارتباط زن و مرد در چارچوب تعیین شده دین باشه زن و مرد برای همدیگه میشن ابزار رشد و تعالی و کسب بهشت. وقتی بیرون از چارچوب باشه میشن ابزار جهنمی شدن. اینکه خیلی واضحه. طبیعتا اگر مرد هم نبود زن به بهشت می رفت.

یا اینکه گفته زنان را بی لباس بگذارین اگر اینطور که شما نوشتین بدون ارائه متن عربی خوب این در تناقض با حکم مراجع هست. می دونستین كه در چندين روايت اومده در صورتى كه لباس مناسب توسّط شوهر تأمين نشه حاكم حق طلاق دادن زن رو حتّى بدون رضايت شوهر داره؟ خوب این وظیفه شرعی مرد که با حدیث بالا جور در نمیاد. در چنین شرایطی یا باید حدیث رو دور انداخت یا باید به متخصصش رجوع کرد شاید بشه جور دیگه حدیث رو فهم کرد. عقل میگه باید حدیث رو جور دیگه تفسیر کرد. خود معصوم دستور دادن اگر حدیث تضاد داره با اصول دین دور بندازین. اگر تشخیص نمی دین توقف کنین و به ما بسپرین. یعنی ممکنه حدیثی ببینیم که منظورش رو درست برداشت نکنیم. در مورد این حدیث لباس توی گوگل جستجو کنین تفسیرهای دیگه رو بهتون میگه. مثلا اینجا رو مطالعه کنین

خوبه کمی تعقل کنیم. نیاز نیست تا 4 تا حدیث دیدیم دست و دلمون بلرزه. اگر اصول دین رو با مطالعه و تحقیق محکم کنیم به شبهات که برسیم نه ناراحت میشیم نه هول میشیم از خودمون دین نو و کهنه تولید کنیم. کافیه به اصول محکم که توسط علمای بسیار از شیعه تبیین شده تکیه کنیم و در برخورد با احادیثی که در وهله اول غیر معقول به نظر میان کاملا با احتیاط و تحقیق پیش بریم. وقتی خود عقل میگه پیامبر ما غیر ممکنه چنین حرفی بزنه پس یا حدیث مشکل داره یا ما درست نفهمیدیم. نیاز نیست اسلام احادیث رو "کهنه" بنامیم و ازش فرار کنیم. ما 1 میلیون حدیث توی شیعه داریم یکی بهتر از دیگری. گیریم چند هزارتاش مشکل داشته باشه لطمه ای به دین نمی خوره... تاریخ گفته منحرفین احادیث جعلی زیادی وارد دین ما کردن. طبیعیه باید عقلانی تر از این روش با روایات برخورد کرد.

همونطور که گفتم لطفا دیگه تاپیک شبهه جدید ایجاد نکنین. نه خود بنده فرصت دارم نه دوستانی که بعضا تا اینجا با شما راه اومدن.

امضای بیداری اندیشه
[تصویر: signature.jpg]

والذین جاهدوا فینا، لنهدینهم سبلنا
به یقین کسانی که در راه ما تلاش کنند را به راه های خود هدایت خواهیم نمود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MohammadSadra ، mahdy30na ، sarallah ، دوست حقیقت ، fafa* ، انتصـار ، غریب ، ماحی ، سیمرغ
۱۰:۳۴, ۱۴/بهمن/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/بهمن/۹۴ ۱۰:۳۶ توسط sarallah.)
شماره ارسال: #15
آواتار
(۱۳/بهمن/۹۴ ۱۹:۴۲)دوست حقیقت نوشته است:  من هیچ حرفی ندارم


آهای خانوما فردا پس فردا نگین که فقط حقوق آقایان از ما بیشتر است
بدانید که ارزش وجودی مردان هم از شما بیشتر است بدانید که انسان بودن مردان از شما بیشتر است
بیخود نیست که دیه شما نصف مردان است

چون نظام دیه گذاری بر اساس معرفت شناسی قضاوت میکند


اینو اسلام تاریخی میگه به نقل از آقای ثارالله

بحث کردن با آدمی که هیچ حرفی نداره اما بعدش از یه سوراخ دیگه دوباره اعتقاداتشو بیان میکنه، هیچ فایده ای نداره

به جای این که جواب منو بده میگه هیچ حرفی ندارم بعد چند خط بعد دوباره ... Big Grin

دقیقا مصداق ضرب المثل نرود میخ آهنین در سنگ

امضای sarallah
به امید روزی که این پُست سرتاسر این تالار گفت و گو را پرکند:
امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) آمد!
[تصویر: NatureGif16.gif]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy30na ، MohammadSadra ، دوست حقیقت ، fafa* ، غریب ، سیمرغ
۱۲:۲۰, ۱۴/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #16
آواتار
دوست حقیقت میل به پاسخ ندارن ، یا اینکه رفتن تحقیق کنن ، برای بار سوم سوال میکنم
(۱۳/بهمن/۹۴ ۲۳:۵۴)mahdy30na نوشته است:  
(۱۳/بهمن/۹۴ ۲۱:۵۱)mahdy30na نوشته است:  
  • شما این چند سوال رو پاسخ بده من برای دوستان بحث حدیثش رو میگم .ولی قبلش چند نکته رو تکرار میکنم
  1. متن عربی احادیث مورد نظر رو اگه میتونی قرار بده ( بنده همه رو دارم )
  2. ایا قبول میکنی اگه متنی با مبانی تشیع مخالف بود کنار بزاری و تاویلش نکنی ؟
  3. اگه تو منابع شیعی بود میریم به دنبال اینکه معصوم چه فرمود درباره کلام
  4. اگه تو ترجمه ها غلط وجود داشت حکم کاذب رو به دوست شما و خود شما میدیم ( جون بدون تامل و تدبر _ و یا از روی غرض نقل کردند و شما بدون تامل نقل کردید)
  • اگه میپذیری موارد بالا رو به برسی این مواردی که تو پست اول اوردی برسیم.
اول شروط مربوطه که بالا دوباره نقل قول کردم رو میپذیری ؟
اگه پذیرفتی به ادامه بحث برسیم .
اگه نمیپذیری بگو چرا سکون اختیار کردی . یا بگو با کاربر mahdy30na مناظره و مباحثه نمیکنم یا بگو کلا از ادامه بحث پشیمونم یا بگو راه رو اشتباه اومد از اول.
انتخاب با خودته ولی این فکر رو هم نکن که با سکوت و عدم پاسخ میتونی کاری پیش ببری.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دوست حقیقت ، غریب ، سیمرغ
۱۳:۴۵, ۱۴/بهمن/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/بهمن/۹۴ ۱۳:۵۲ توسط دوست حقیقت.)
شماره ارسال: #17
آواتار
آقای مهدی سینا

سلام دوست عزیزم
از رنگ عوض کردن در متن هایتان خوشم میاد

من لینک کتاب را قرار دادم
در کتاب متن عربی هم موجود است
مگه نهج الفصاحه کتاب شیعی نیست؟
آیا ترجمه گر آن بی اعتبار بوده است؟
آیا کل کتاب اعتبار ندارد؟
پس چرا در بازار ایران به وفور یافت میشود؟ این نشان از تایید علما بر این کتاب است

بحث نهج الفصاحه را کنار بگذاریم
بذارید تا منابع معتبرتری معرفی کنم

آقای بیداری اندیشه

متن شما را خواندم انصافا بعضی قسمتاش به حق بود

حرف شما درست فرض میکنیم نهج الفصاحه بی اعتبار باشد پس بذارید روی احادیث با اعتبار بحث کنیم

با اجازه شما یک تاپیک جداگانه در این مورد میزنم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۵:۰۹, ۱۴/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #18
آواتار
(۱۴/بهمن/۹۴ ۱۳:۴۵)دوست حقیقت نوشته است:  آقای مهدی سینا

سلام دوست عزیزم
از رنگ عوض کردن در متن هایتان خوشم میاد

من لینک کتاب را قرار دادم
در کتاب متن عربی هم موجود است
مگه نهج الفصاحه کتاب شیعی نیست؟
آیا ترجمه گر آن بی اعتبار بوده است؟
آیا کل کتاب اعتبار ندارد؟
پس چرا در بازار ایران به وفور یافت میشود؟ این نشان از تایید علما بر این کتاب است

بحث نهج الفصاحه را کنار بگذاریم
بذارید تا منابع معتبرتری معرفی کنم
سلام
همکار محترم اول اینکه شما لینک بدی با اینکه اینجا حرفت رو با سند کامل قرار بدی .
چون خیلی دوست داری که حرفت رو به اثبات برسونی برات فقط یدونه رو میزارم همراه با ترجمه و خودت بخون وبگو ایا فرقی بین اون ترجمه دوستت و خودت با متن اصلی وجود داره یا نه؟
احتمالا اصلا خودتم متن اصلی حدیث رو ندیدی Blush
بعدشم شما مدعی هستی اینها هست و من میگم نیست شما باید چون مدعی هستی بینه بیاری ، بینه رو صحیح ارایه بده نه اینکه بری از استشهادیه محل غیر بیاریSad
بحث این کتاب رو گنار نمیزارم چون خودت با همین شروع کردی و باید پاسخ بدی.
بعدشم از کی تاحالا کتابی که با قال ابوهریره و قال ... شروع میشه شده کتاب شیعه ؟Huh
ایا در ایران کتاب هایی همچون اوستا و اناجیل و تورات وجود دارد؟ ایا بر اساس این حرف که چون وجود داره یعنی درسته ؟

بعدشم ادرست که میگی لینک کتاب هست چرا ایراد داره ؟Huh ادرس سر کاریه ؟
بعدشم شیعه هیچ کتابی رو 100% روایات مکتوبه رو صحیح نمیدونه برخلاف اهل سنت که کتب صحیحینشون بخاری و مسلم و ... رو 100% صحیح میدونن ( البته الان یکم پایین اومدن و میگن برخی و بعضی اخادیثش اشتباهه و ضعیف و ... )
  • برات نقل قول یک پرسشگر رو میزارم که مثل خودت پرسیده
نقل قول:با سلام. کتاب نهج الفصاحه تا چه مورد اعتماد و استناد است و توسط چه کسی و چگونه و در چه قرنی جمع آوری شده است؟
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
نهج الفصاحه جمع آوري شده از خطبه‌ها و جملات كوتاه پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) يك‌بار در قرن چهاردهم و يك‌بار در دوران معاصر تاليف شده است، مرحوم شيخ آقا بزرگ تهراني با اشاره‌اي كوتاه به اوّلي مي‌فرمايد: مؤلف آن امين الواعظين اسدالله بن ابي القاسم شوشتري انصاري است.(مجلسي، بحارالانوار، ج 17، ص 158. )دوّمي هم تأليف و ترجمه آقاي ابوالقاسم پاينده است. مشتمل بر كلمات قصار و تعداد كمي از خطبه‌هاست در خصوص اعتبار این کتاب باید گفت :
مؤلف: جناب مرحوم آقاى ابوالقاسم پاینده ـ یكى از نویسندگان و مترجمین توانا و پرتلاش در دهه‌هاى اخیر ایران بوده‌اند. آثار ایشان در تألیف و ترجمه كتاب هاى مذهبى ـ از جمله قرآن ـ مورد استفاده عموم بوده و هست. یكى از كتاب هاى ایشان كتاب نهج‌الفصاحه است كه در آن تلاش كرده روایات پیامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را ـ كه از قضا كم تر متن ترجمه شده آن در اختیار عموم مردم بوده ـ جمع آورى و ترجمه نماید؛ در این تلاش موفق بوده و حجم بزرگى از احادیث را استخراج،‌و به خوبى از عهده ترجمه آن برآمده است. با این وجود باید اذعان داشت كه ایشان ـ همچنان كه خود ایشان هم هیچ گاه چنین ادعایى نداشته‌اند ـ حدیث شناس، و به عبارت دیگر نقاد حدیث، نبوده است.
مؤلف در مقدمه كتاب تصریح می كند كه هدف او حفظ احادیث از مهجوریت و بی توجهی است، نه ارزیابی آن. منابع حدیثی او هم اعم از تراث اصیل و معتبر و غیر آن، از كتاب های شیعه و سنی است. اگر بخواهیم نظیری برای كار این مؤلف ـ البته به شكلی گسترده تر و عمیق تر ـ بیان كنیم، می توانیم بحارالانوار مرحوم مجلسی را مثال بزنیم. او نیز هدفش را از تألیف كتاب خود حفظ تراث حدیثی شیعه ـ و نه ارزیابی و گزینش آن ـ بیان كرده است.

این اثر از مزیت نسبى قدمت و امكان دستیابى به منابع دست اول محروم است.
كتاب، سند احادیث را نیاورده است. امكان ارزیابى احادیث از این ناحیه ـ جز با مراجعه به منابع اصلى آن ـ امكان پذیر نیست.
بسیاری از احادیث كتاب را نمی توان در منابع دست اول و معتبر حدیثی، به گونه ای یافت كه عنایت ویژه قدمای از علمای حدیث شناس شیعه به آن احراز شود.
5) نگارنده بسیاری از روایات كتاب را ـ كه غیر قابل قبول تلقی می شوند ـ ملاحظه كرده و آن را مطابق آیات و روایاتی كه صدور قطعی دارند، و همچنین قواعد مسلم دینی نمی بیند.(كتاب نهج‌الفصاحه از نظر اعتبار چگونه كتابى است؟)
کتاب از نظر میزان اعتبار در ردیف کتاب های معتبر قرار نمی گیرد.
این از میزارن اعتبار و کمی مطالعه در این مورد _ البته پیشتر هم دوستان گفتن و شما نخوندی /

شما وقتی این سوالات رو به خودت زحمت نمیدی یه حداقل سرچ کنی بنده برخودم نمیبینم بیشتر از این به شما پاسخ بدم . پس دقت کن .
اگه منابع دیگه داری همینجا مطرح میکنی نه عنوان جدید .Dodgy فعلا همین رو پاسخ بده بقیه پیش کش.

جناب استاد ، این رو معنا کن :
الحرائر صلاح البيت و الإماء فساد البيت.
منتظرم ترجمه کنی .
ادرس بدم؟
(۱۳/بهمن/۹۴ ۵:۱۳)دوست حقیقت نوشته است:  زن بنده مایه اصلاح خانه است و زن آزاد موجب فساد خانه است.
نهج الفصاحه حدیث شماره 14
این ترجمه اون دوست محقق شمابود .
من نمیدونم چطوری ترجمه کردن !
ترجمه صحیح :
زن آزاد مايه اصلاح خانه است و زن بنده موجب فساد خانه است.
منتظرم ببینم دلیل این جابجایی چی بود ؟
مشت نمونه خروار
ببینیم این حدیث مشکلی نداره سوای از ترجمه این دوست دوست حقیقت ؟؟؟؟قبلش بگم اگه یجا اسم ابوبهریره دیدین تو منابع اتی این رو یادتون باشه :

قال يزيد بن هارون : سمعت شعبة يقول : كان أبو هريرة يدلس .
ابو هريره تدليس مي کرد .
سير أعلام النبلاء - الذهبي - ج 2 - ص 608 و الكامل - عبد الله بن عدي - ج 1 - ص 68 و تاريخ مدينة دمشق - ابن عساكر - ج 67 - ص 359
اما چرا گفتم :
[تصویر: do.php?img=4495]
اما نظر علمای رجال که ملاک نیست ، ببینیم نظر ام المومنین عایشه در باره این شخص چی میگن ( البته نظر خلفای ثانی و ثالث و ... هم همینه ها )

وذكر أبا هريرة فقال أكذبه عمر وعثمان وعلي وعائشة رضوان الله عليهم وروى حديثا في المشي في الخف الواحد فبلغ عائشة فمشت في خف واحد وقالت لأخالفن أبا هريرة
سخن در مورد ابو هريره بود ؛ پس گفت : او را عمر و عثمان و علي و عائشه تکذيب کرده اند ؛ و او روايتي در مورد راه رفتن در يک لنگه کفش نقل کرد ، وقتي اين خبر به عائشه رسيد گفت : قسم مي خورم که با ابو هريره مخالفت کنم .
تأويل مختلف الحديث ج1 ص22
امیدوارم دربعدها دیگه این رو تکرار نکنم . البته خود تصویر گویای مطالبی هست .
**********
یکی دیگه که تو سلسله رواتش مشکل داره

(۱۳/بهمن/۹۴ ۵:۱۳)دوست حقیقت نوشته است:  حق شوهر بر زن آنست که بدون اجازه او جز روزه واجب نگیرد و اگر گرفت گناهکار است نپذیرند و بدون اجازه او چیزى از مال او بکسان ندهد اگر داد ثوابش از شوهر و گناه از زن است و از خانه او بى اجازه اش بیرون نرود و اگر رفت خداوند و فرشتگان غضب او را لعنت کنند تا توبه کند یا باز گردد اگر چه شوهرش ستمگر باشد. »
نهج الفصاحه حدیث شماره 1388
حقّ الزّوج على الزّوجة أن لا تصوم يوما واحدا إلّا بإذنه إلّا الفريضة فإن فعلت أثمت و لم يتقبّل منها و أن لا تعطى من بيته شيئا إلا بإذنه فإن فعلت كان له الأجر و كان عليها الوزر و أن لا تخرج من بيته إلا بإذنه فإن فعلت لعنها اللَّه و ملائكة الغضب حتّى تتوب أو تراجع و إن كان ظالما.
حق شوهر بر زن آنست كه بدون اجازه او جز روزه واجب نگيرد و اگر گرفت گناهكار است نپذيرند و بدون اجازه او چيزى از مال او بكسان ندهد اگر داد ثوابش از شوهر و گناه از زن است و از خانه او بى اجازه اش بيرون نرود و اگر رفت خداوند و فرشتگان غضب او را لعنت كنند تا توبه كند يا باز گردد اگر چه شوهرش ستمگر باشد.
1389
الكتب » قطبة بن مالك » قطبة بن مالك
رقم الحديث: 119
(حديث مرفوع) وَحدثنا سَعِيدُ بْنُ نَصْرٍ ، حدثنا قَاسِمُ بْنُ أَصْبَغَ ، حدثنا ابْنُ وَضَّاحٍ ، حدثنا أَبُو بَكْرِ بْنُ أَبِي شَيْبَةَ ، حدثنا عَبْدُ الرَّحِيمِ بْنُ سُلَيْمَانَ ، عَنْ لَيْثٍ ، عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ أَبِي سُلَيْمَانَ ، عَنْ عَطَاءٍ ، عَنِ ابْنِ عُمَرَ ، قَالَ : أَتَتِ امْرَأَةٌ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، فَقَالَتْ : يَا نَبِيَّ اللَّهِ ، مَا حَقُّ الزَّوْجِ عَلَى زَوْجَتِهِ ؟ قَالَ : " لا تَمْنَعُهُ نَفْسَهَا وَلَوْ كَانَتْ عَلَى ظَهْرِ قَتَبٍ " . فَقَالَتْ : يَا رَسُولَ اللَّهِ ، مَا حَقُّ الزَّوْجِ عَلَى زَوْجَتِهِ ؟ قَالَ : " لا تَصُومُ إِلا بِإِذْنِهِ إِلا الْفَرِيضَةَ ، فَإِنْ فَعَلَتْ أَثِمَتْ ، وَلَمْ يُقْبَلْ مِنْهَا " . قَالَتْ : يَا رَسُولَ اللَّهِ ، مَا حَقُّ الزَّوْجِ عَلَى زَوْجَتِهِ ؟ قَالَ : " لا تَصَدَّقُ بِشَيْءٍ مِنْ بَيْتِهِ إِلا بِإِذْنِهِ ، قَالَ : فَإِنْ فَعَلَتْ كَانَ لَهُ الأَجْرُ وَعَلَيْهَا الْوِزْرُ " . قَالَتْ : يَا رَسُولَ اللَّهِ ، مَا حَقُّ الزَّوْجِ عَلَى زَوْجَتِهِ ؟ قَالَ : " لا تَخْرُجُ مِنْ بَيْتِهَا إِلا بِإِذْنِهِ ، فَإِنْ فَعَلَتْ لَعَنَتْهَا مَلائِكَةُ اللَّهِ وَمَلائِكَةُ الرَّحْمَةِ وَمَلائِكَةُ الْغَضَبِ حَتَّى تَتُوبَ ، أَوْ تُرَاجِعَ " . قُلْتُ : يَا رَسُولَ اللَّهِ ، وَإِنْ كَانَ لَهَا ظَالِمًا ، قَالَ : " وَإِنْ كَانَ لَهَا ظَالِمًا " . قَالَتْ : وَالَّذِي بَعَثَكَ بِالْحَقِّ لا يَمْلِكُ عَلَيَّ أَمْرِي أَحَدٌ بَعْدَهَا أَبَدًا ما بقيت .
[تصویر: do.php?img=4493]

همکار گرامی ببینیم این جا[b] عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ أَبِي سُلَيْمَانَ
درجه اعتبارش چقدره .
[تصویر: do.php?img=4491]
[تصویر: do.php?img=4492]
دیگه بار مسئولیت اثباتش قبول و غیر قبول بر عهده برادران اهل سنت . ما چنین حدیثی که از شخص ضعیف الراوی قبول نمیکنیم. مبنا هم مبنای اهل سنت بود که براتون گذاشتم .
اینهم امار خوبه که بدونی خوبه
[تصویر: do.php?img=4494]
بازم بگم؟ هر 30 تا رو براتون مو به مو برسی میکنم اگه بخواین . فقطفکر کنم شما خوصلت سر 2تاش بره چون فقط با نگاه کردن و اوردن 4تا حدیث حوصلت سر رفت ( خوبه متن فارسی بود )
بنده مثل شما نقل قولم قال دوستم نیست بلکه مستند هست .
دوستان ببخشین که زیاد شد .
دوست حقیقت این حدیث باتون قابل هضم بود ؟ نبود ؟ هضم شد ؟ پاسخ براتون ثقیل بود؟ نبود ؟ تونستی موضوع رو درک کنی؟ اگه نکردی ساده تر بگم ؟

اخوی بازم بگم یا بسته ؟
از این به بعد یادت باشه تو مباحثی که بل.د نیستی بری یاد بگیری بعد بیای. همونطور که گفتی داری میری فیزیزک و ... یاد بگیری برو حدیث رو هم یاد بگیر و بیا.
درباره این موضوع که گفتی خطاب به بیداری اندیشه

(۱۴/بهمن/۹۴ ۱۳:۴۵)دوست حقیقت نوشته است:  آقای بیداری اندیشه

متن شما را خواندم انصافا بعضی قسمتاش به حق بود

حرف شما درست فرض میکنیم نهج الفصاحه بی اعتبار باشد پس بذارید روی احادیث با اعتبار بحث کنیم

با اجازه شما یک تاپیک جداگانه در این مورد میزنم
شوما شروع کردی روی احادیثی که ضعیف و ... هست پس دلیلی نداره وارد بحثی بشی که اصلا در اون تخصص نداری و نمتونی هنوز برسی سندی رو بابرسی ترجمه و ... فرقی دارن .
پس پاسخ من رو بده که این متون که اوردی رو بر چه حسابی میگی درسته ( برخیش ) البته چون قوبل داشتی اوردی وگرنه قبلش برسی میکردی و یا سرچی میزدی در باره اعتبار و ... / وقتی بحثی رو شروع میکنی نصفه رها نکن اقای فرسایش Dodgy
از دوستان خواهش دارم اگه مطلبی هست پ.خ کنن و اینجا قرار ندن . با تشکر از همه دوستان . منتظر پاسخ دوست حقیقت هستم.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: انتصـار ، غریب ، sarallah ، دوست حقیقت ، سیمرغ ، بیداری اندیشه
۱۵:۵۸, ۱۴/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #19
آواتار
من تسلیمم

گفتم که این پست در یک گروه ضد اسلامی بود
خلاصه کلام شما اینه که نهج الفصاحه معتبر نیست
اما ویکی شیعه بر ضد کتاب موضع گیری نکرده

http://fa.wikishia.net/view/%D9%86%D9%87...7%D8%A8%29

اما فرض میکنیم که کتاب نامعتبر باشد
بهتر است به تاپیک نگاه به زن 2 نگاهی بیندازید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۶:۰۲, ۱۴/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #20
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

با وجودی که وقتم خیلی کمه ولی این طرف منو مجبور میکنه در حد دانش خودم توضیح بدم

جلوی بزرگواران جسارته البته (چه با کلاس)

ببینید قبلاً چند بار تو تالار گفته شد چرا زن نمیتونه دو تا ..... داشته باشه

در همین سفر اخیرمون به مشهد (عاشورا) با دوستان یسری تاپیک صوتی زدیم

اینم جزوش بود

من سوالم اینه من چرا باید دو تا زن داشته باشم؟

چرا فقط نمیتونم برای یکی باشم

الان شیاطین انسی دارن معکوس میکنن قضیه رو

بابا من و شمای پسر باید اعتراض کنیم

اسلام یجورایی مرد رو به اندازه زن آدم حساب نکرده

در تمامی موارد اگر ببینید زن اصل کاریه ولی اومدن همه چیز رو معکوس القا کردن

یجورایی خدا مرد رو نوکر زن خلق کرده ... در مقابل این یسری اختیارات رو بخاطر خلقت و ذات مرد بهش داده همین

اینایی که میگم حقیقته ها شوخی نمیکنم






اما

مهم ترین فرق ما با اونا سر خانواده و لقمه ایه که خوردیم

بله زنان خانواده دشمنان اهل بیت تیپشون فرق داره مسلماً و براشون احادیث فرق تعریف نشدس

شما و زن های تیپ شما میتونن اینطور نباشن بچه هاشون هم میشن مثل شما





و یه امای دیگه

این حرفاشو میزنه

دوستش میاد مثلاً جواب حرفاشو میده

لطفاً انقدر ساده نباشید

لطفاً

ببینید روال کاری افراد رو تا متوجه جهت گیری شون بشید

خدا بگم چکارتون کنه وقت مارو میگیرید
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دوست حقیقت ، sarallah ، سیمرغ
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا