|
نظریه آشوب...نظریه شیطان
|
|
۱:۳۲, ۲۰/آذر/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/آذر/۸۹ ۱:۳۹ توسط asier.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الرب الشهداء و الصدیقین سلام بر همه همرزمان و همسنگران قبل از هر کلامی از دوستان میخواهم تا با سعه صدر مطلب را دنبال کنند و اجازه دهند تا بتوانم موضوعی به این پیچیدگی و ظرافت را به زبان ساده بیان کنم. چند سوال برای شروع: نظریه چیست؟ پارادایم چیست؟ نظریه از کجا میاید؟ نظریه پرداز برای خلق نظریه باید چکار کند؟ وظیفه نظریه چیست؟ هدف از نظریه پردازی چیست؟ نظریه عام چیست؟نظریه خاص چیست؟ جواب این سوالها را بگردید و پیدا کنید.جوابشان را خواهم داد آنگاه جواب خود را با پاسخ من مقایسه کنید و تفاوتها را علت یابی کنید و بپرسید. صبور باشید.... اما بعد... دنیای دو قطبی در آناتومی قدرت یعنی تقابل دو حوزه تفکر منسجم.دنیای دو قطبی یعنی کشمکش بر سر داشتن نفوذ بیشتر نه زمین بیشتر. نفوذ در آناتومی قدرت یکی از ابزار هفتگانه کسب قدرت است.قدرت در آخرالزمان به سه شکل ظهور و بلوغ دارد:قدرت جمع،قدرت تفرقه،قدرت تولید فکر و اما... نقلی از کتاب ساده مثل من(Simple As Me) نوشته جان.وی.اندرسون(نیویورک،سان پابلیشر،1992): "من جانبداری نمیکنم چون در جانبداری باعث میشوم طرفم بر طرف دیگر برتری یابد،من طرفم را نمیشناسم پس جانبداری نمیکنم...." "....آیا من باید بر سر همسرم متعصب باشم؟من متعصب نیستم چون ممکن است همسرم نیز فریبنده باشد..." "....آسمان تا کجاست؟من آسمان را دوست ندارم چون مرا در ابهام نگه میدارد،من از ابهام بیزارم.من نمیخواهم بیزار باشم..." صبور باشید.... در پناه حق پایدار باشید ان شاءالله ادامه دارد...
|
|||
|
| آغاز صفحه 7 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۰:۵۴, ۱۲/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #61
|
|||
|
|||
نقل قول: چطور دید الهی رو از شما گرفته؟ میشه توضیح بدید؟ |
|||
|
|
۲۳:۳۷, ۱۲/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #62
|
|||
|
|||
(۱۲/خرداد/۹۳ ۰:۵۴)عبدالرحمن نوشته است: چطور دید الهی رو از شما گرفته؟ سلام جناب کاربر عبدالرحمن از پاسخ به ارسال استهزا آمیز شما صرفنظر میکنم. از نظر من شما به دنبال پاسخ نیستید. اما ادامه مبحث: در گفتار و اساس بنیاد نظریه همانطور که پیشتر عنوان شد نوعی نقیض و پارادوکس هست که در قبال پارادوکس علم غربی میاید و نظریه نسبی بودن و همچنین نظریه نظم افلاطونی را مطرح میکند. اولا من ابتدا بگویم که ما نظم افلاطونی و اینها نداریم. اینها چرتیات غربیست. مگر افلاطون که بوده که نظم بشود به نام ایشان! بنده دو نوع نظم خدمتتان عرض میکنم. اول نظم الهی است و دوم نظم انسانی است. نظم الهی ذات است و خود اتکاست. بکر است و غیر تقلیدی. قایم به ذات احدیت است و نه ماهیت پدیده.اینها میشود نظم الهی. در نظم انسانی همه تقلید است از نظم الهی. و همه ویزگیها برعکس. حال شما بیایید در داخل این دسته بندی بگویید بی نظمی. این وازه قابل تعریف نیست. یعنی شما نمیتوانید چون نظم این پدیده را درنیافتید بگویید بی نظمی. این بشر غربی همه چیز را با توجه به ما به ازای دیدگاه خودش و نسبت به خودش تشریح کرده است. در چهارچوب نظریه بی نظمی یک مثالی رایج است میگویند از بالای یک شهر نگاه میکنی همه حرکتها بی نظم است اما وقتی نزدیک میروی میبینی پشت چراغ های راهنمایی حرکت نظم دارد. در مثال مناقشه نیست اما نگاه کنید هرجا این نظم مصنوع وجود دارد شکست خورده است. همواره این نظم در علوم مختلف در مقابل نظم الهی و یا در کنار آن دارای نقص فراوان و یا مخل بوده است. اینها مثال است. شما خودتان مثال بسیار بلدید. اما نکته حایز اهمیت که مد نظرم بود در اساس این نظریه قایل بودن نظریه به ذات طبیعت است. میگوید اینها همه از ذات خود طبیعت نشات میگیرد. در علوم مدیریت یک مبحثی مطرح است به نام مدیریت سازمانهای خود یادگیرنده. این غربی ها آمده اند مطرح کرده اند که با ساختن یک الگوی خود مانا از هر لحاظی در یک سازمان و چند ویزگی دگیر به یک سازمان خود یادگیرنده شبیه یک موجود زنده تبدیل میشویم. ببینید این اساس باطل تا کجا. یعنی من بیایم انسان که خود سراسر نظم است را داخل یک سیستم بی نظم کنم تا از این بینظمی بتوانم یک جامعه و یک سازمان مصنوع با ویژگیهای نظم یک انسان زنده بدست بیاورم. به این فکر کنید... دوستان نیایند بگویند کجایش باطل است نشان بده. اینها به قول خودتان علوم است. حرف بنده را هم قبول ندارید بروید از همین استاد عباسی بپرسید. هر علمی از غرب امد اساس این علم بر پایه امانیسم است. اساسش من چطور میبینم است و نه چطور خداوند خلق کرده است. ما به ازای بیرونی این علم چه میشود مهم است. ببینید شما چه بدانید اساس کار قیچی چیست و یا چه چیزی نیست در کار قیچی دخالتی ندارد. اما اگر روزی خواستید اساس کار قیچی را بدانید بلکه چیز مفید تری بسازید به شما چیزی میدهند که با آن وسیله نابودیتان را بسازید و نه کمالتان. قدرت علم یعنی همین. من به شما راه فکر کردن را نشان میدهم. میگویم دید الهی داشته باشید. دید الهی چیست؟ یک نمونه اش میشود همین بحث نسبت من و کارم با خدای عالم.این خدای عالم و نظرش و پندارش چه میگوید. اگر سوالی بود در خدمتم. و من الله توفیق.... |
|||
|
|
۱۷:۵۲, ۱۳/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #63
|
|||
|
|||
نقل قول: سلام من مسخره کردم!!؟ عین صحبت شما رو کپی کردم بنده بعید میدونم شما یک واحد حساب تغییرات یا کنترل تطبیقی رو هم پاس کرده باشید که اینطور نظر میدید (چون اصلا از آشوب نمیگید و فلسفی حرف میزنید) و این بده برای ما چون یه غریبه که بیاد بخونه میگه میان و کلی حرف میزنن در مورد آشوب ببینید دوستان دنیای ریاضی دنیای تمیزیه در عالم علم چرا؟ چون توش دروغ نیست و نمیشه گفت آشوب هم همینه اتفاقا یکی از توحیدی ترین مباحث علمی همینه آشوبه شاید شاید به این آیه برگرده و ما تسقط من ورقة إلا يعلمها ولا حبة في ظلمات الأرض ولا رطب ولا يابس إلا في كتاب مبين دنیا همه چیزش رو حساب کتابه این دفاع از مبحث مورد علاقم نیست خدا شاهده ولی میگم تو جو اینا قرار نگیرید تو آشوب فقط و فقط به دروغ میشه گفت اونم در حاشیه و نه در کتاب علمی اون که بهش میگن وجود اعلی یا هوش کیهانی Supremebeing کنترل کننده نظم جهانه این حرفا رو این ملحدای متوهم میزنن یعنی طرف تا این حد که یه وجودی نظمو اداره میکنه میره ولی به خدا معتقد نیست یک نفر بیاد و آشوب رو بشناسه و بعد باهاش بحث کنم لطفا از کلی گویی خود داری کنید بازم میگم لحنم مسخره نبود سوال کردم |
|||
|
۲۰:۱۰, ۱۳/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #64
|
|||
|
|||
(۱۲/خرداد/۹۳ ۰:۵۴)عبدالرحمن نوشته است: چطور دید الهی رو از شما گرفته؟ سلام آقای دکتر خوشحالم که بعد از مدت ها تشریف آوردید. به نظر من لحن ایشون تمسخری نداشت. متاسفانه من اون واحدهایی که ایشون اسم آوردند پاس کردم (با نمره هایی بالای 17)، در نتیجه تو زمینه تخصصی شما سر رشته ای ندارم، بنابراین مطالب شما و برادرم حسن س. برام سنگینه و باید بیشتر روی اونها توقف کنم. ممنون میشم اگر پاسخ سوال های ایشون رو تبیین کنید و بیشتر شرح بدید. |
|||
|
|
۲۳:۵۵, ۱۳/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #65
|
|||
|
|||
|
سلام وقت بخیر
کاربر گرامی جناب عبدالرحمن بنده به حسن نیت شما شک دارم و هنوز هم معتقدم شما به جستجوی پاسخ نیستید اما به احترام دوستان پاسخ سوالتان را میدهم. اما بعد... نکته مهمی که از دیدگاه نکته سنج دوستان مغفول مانده بحث مهم و اساسی است که در پست اول بحث مطرح کردم. ببینید یک سری مفاهیم عمومی هستند و نظری. این مباحث را همه افراد با هر سطح علمی حداقلی که برایش سوال ایجاد میشود درک میکند. اینها را به همان زبان ساده و نظری پاسخ میدهند. یک سری مسایل هم عملیاتی و تخصصی است. بنده ادعای دانستن ریاضیاتی که شما فرمودید را ندارم. اصلا اینجا بحث ریاضیات مطرح نیست. اینجا بحث یک نظریه است که برآمده از سوپر پارادایمی اومانیستی است. ببینید نگاه الهی یعنی من در هر چیزی(تاکید میکنم در هر پدیده ای) خدا را ببینم و نسبت هر پدیده را باخدا و رضایت خدا تعیین و تبیین کنم. این میشود یک اصل. میایم یک سوپر پارادایم مطرح میکنم که کمی نامانوس است. دوستان دقت کنند که برداشت اشتباه نشود. ببینید یک سوپر پارادایم در علم مطرح است بنام تشکیک به غیر همگن. این مطلب حالا انگلیسیش چه میشود بماند برای دوستان انگلیسی دوست. این سوپر پارادایم در اوایل جنگ سرد مطرح شد. این اهالی شوروی سابق مطرح کردند که بلوک غرب از هر راهی قصد براندازی دارد. اینها حتی علمشان هم برانداز است. کتاب سوزیها شد و ممنوعیتها. اینها بماند دنبال تاریخ نیستیم. اما امریکاییها و بلوک غرب یک ضد پارادایم مطرح کردند تا این پارادایم را به چالش بکشند که آن را به عنوان توهم توطئه میشناسیم. حالا نسبت اینها چیست مربوط به بحث نیست. منظور این بود که وقتی شما در یک وادی هستی که در همه عرصه ها تنگنا داری و میدانی و بر شما ثابت شده که دشمنت در حال تمدن سازی به شیوه خودش است باید به همه چیزش با نگاه تشکیکی نگاه کنی.(دوستان تشکیک اینجا با کتاب سوزی فرق داره.توجه داشته باشید.اینجا تشکیک به معنای علمی یعنی شک در اساس و اصول) این یک اصل. در نظر داشته باشید این نظریه از دیدگاه ریاضی کشف نشده. علتش این بسط به همه علوم است. ببینید خیلی اصول ریاضی و نظرات ریاضی وجود دارد اما از داخل آنها نیامدند نظریات جامعه شناسی و مدیریت و امثالهم درآورند. این یک دلیل برای تشکیک. حالا دوستان نیایند بگویند این ریاضی است. گاهی بجای دفاع بیایید تحقیق در عمل کنید. (دوستان گلم تحقیق در عالم اینترنت نیست. عزیزان اینترنت منبع تحقیقاتی نیست.ویکیپدیا و امثالهم منبع قابل پذیرش برای حقیقت نیستند.این هزاربار!) ببینید تا اینجا من به شما کلید دادم اینکه تشکیک کنید. کلید بعدی این است که بیایید اصولی که مدعای اینهاست تبیین کنید. میگویند نظم، میگویند بینظمی. اینها را مفاهیم مورد نظر خودتان مقایسه کنید. بعد بیایید با مفاهیم مورد نظر قرآن مقایسه کنید.(در اینجا لطفا از متخصصین امر در علوم قرآنی و غیره بهره جویید، تفسیر به رای ممنوع!!) در آخر هم نتیجه گیری کنید. ببینید همواره انسان به پاسخ رضایتبخش در مشکلاتش بیشتر اهمیت داده است تا جستجوی حقیقت. انسان ذاتا رفاه طلب است. این عالمان و دانشمندان هم همینطورند وقتی من یک نظریه پیدا کنم که جواب همه نادانسته ها را بدهد میشود جواب رضایتبخش. کاری ندارم این جواب حقیقت است یا نیست. اصطلاحش میشود اینکه اگر چرخ دنده ای ماشین را به کار انداخت مهم است نه اینکه آیا واقعا این چرخ دنده اصلی است یا نیست مهم نیست. البته مفهوم تئوریکش میشود کارکردگرایی که در غرب رایج است. دوستان در مورد نگاه الهی. ببینید یک مثال میزنم چون مفهومش سنگین است. بیایم بحث فلسفی کنم آنوقت مناقشه میشود.(در مثال مناقشه نیست!) در نظر بگیرید دو فرد یکی با سابقه جنایی و قاتل بالفطره و دیگیر یک شخص عادی و سالم از نظر روانی را مقابل یک چاقو قرار دهند. یعنی برایشان بگویند یا بنویسند چاقو. مفهوم اولی که به ذهن جانی میرسد چاقو به عنوان وسیله جنایت است.اما مفهوم اولیه شخص عادی ممکن است چاقوی آشپزخانه و یا غیر از آن باشد که قطعا غیر جنایی است. این نوع نگاه است به یک پدیده مبهم.اینجا شخص و درک فرد مورد نظر و اهمیت است در شناخت پدیده. حالا در نظر بگیرید بازهم همان دو نفر و اینبار یک چاقوی جنگی را به هر دو نشان دهند. در استنباط از این پدیده انتظار این است که هردو به کشتن فکر کنند. اگر فرد سالم بیاید و به خیار پوست کندن فکر کند این یک ساده انگاری و توهم در ادراک است.یعنی فرد اصرار دارد که غلط اندیشی کند. در مفهوم نگاه الهی ما میگوییم فرد وقتی خودش را سالم کرد. نگاهش را سالم و غیر نفسانی کرد. حتی پدیده مبهم را نیز به خیر تفسیر میکند اما پدیده مبهم ممکن است خیر نباشد.(انگار اسم چاقو را برده ایم اما در جیبمان چاقوی جنگیست درحالی که ذهن مقابل به چاقوی آشپزخانه فکر میکند.) این یک مثال است. اساس این مطلب این است که به پدیده ای مبهم است و منبعش از نگاهی مبهم آمده تشکیک باید کرد. این بشود یک اصل تا آنجا که پدیده کاملا شناخته شود.خیریت و شر آن مبرهن شود. ------------------------------------------------------------------ پ.ن: در هر پستی این همه مینویسیم آخرش میشود یک پست و آنوقت دوست دگری میاید با یک چرا همه را دود میکند...!!! الحمدلله دود از این حقیر بلند شده
|
|||
|
|
۰:۱۳, ۱۴/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #66
|
|||
|
|||
![]() نقل قول: ببخشید واقعا ببین دوست عزیز درباره تنها چیزی که صحبت نمیکنی این نظریس من نگفتم ریاضی دانم میگم درباره چیزی حرف میزنی که نه دربارش میدونی و نه در باره خودش صحبت میکنی شما بیا نظریه آشوب رو برای دوستان تعریف کن بصورت خلاصه در مورد خودش بگو نه فلسفه علم دوست من این رو از یک انسانِ ...... بشنو! ![]() اسم تاپیک رو عوض کن چون ربطی نداره واقعا اینجا کمتر کسی در مورد این نظریه میدونه بقیه ندونسته میان برات سپاس میزنن چون زحمت میکشی و مینویسی این صحبت ها رو شما نمیتونی تو یه گروه ریاضی بگی چون هیچ ربطی به آشوب نداره من چند سال قبل هم نظر شما بودم (5 سال) ولی تحقیق کردم دیدم این حرفا بیخود بوده |
|||
|
|
۲۰:۳۶, ۱۴/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #67
|
|||
|
|||
|
سلام
وقت بخیر جناب عبدالرحمن، بنده حرفی در برابر منطق شما ندارم. منطق نوشتار شما در برابر بنده و خطاب به دیگر دوستانی که ارسالهایی داشتند و مشارکت کردند، نشاندهنده همه چیز هست. خود عبارات گویا هست که نیت و قصد شما را برای دیگران آشکار نماید. الحمدلله از نظر بنده این تاپیک و مبحثش پایان یافته است و اگر مجال و فرصتی داشته باشم خلاصه ای از آن را برای انتهای مطالب قرار میدهم. دوستان پس از مطالعه همه مطالب تاپیک(چه نوشته های بنده و چه دیگر دوستان) اگر سوالی بود بصورت خصوصی مطرح کنند. انشالله پاسخ لازم و کافی را در حد بضاعتم خواهم داد. بنده از همه دوستانی که برای نفس ارسال ها و چه محتوای ارسال های بنده تشکر کرده اند، ممنونم. از همکاری همه دوستان در این بحث تشکر میکنم. انشالله در راه حق استوار باشید. دوستان مسئول هم اگر صلاح میدانید با توجه به پایان بحث لطفا موضوع را ببندید. ممنونم والسلام علی من التبع الهدی...... |
|||
|
|
۲۲:۰۱, ۱۴/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #68
|
|||
|
|||
|
سلام
قضاوت با خواننده حالا من یکمی به زبان دبیرستانی این مطلب رو باز کنم ببینید وقتی رفتار اشیاء و پدیده ها میخواد تحلیل بشه نیاز به دو عامل مهمه یکی معادلات حاکم بر اون پدیده یکی هم شرایط اولیه همین معادلات در حالت کلاسیک و سنتی میگن مثلا در سقوط آزاد جرم جسم ثابته،مقاومت هوا در نظر گرفته نمیشه،شتاب گرانش زمین ثابته و ... و سرعت اولیه جسم هم مثلا صفره در حالت مدرن (البته یه لغت بهتر هم باید جایگزین بشه مثل پیشرفته و ...) میگن دونه دونه این شرایط متغیرند در هر زمان و مکان به ازای هر متغیر یه معادله بر معادلات حاکم افزوده میشه حالا وقتی شرایط اولیه این معادلات متغیرند ببینید چه اتفاقی می افته چون به این تالار ربطی نداره وارد این مبحث نمیشم خودتون برید بخونید در صورت علاقه مندی در نگاه سنتی در عمل گفته میشه همه چیز دنیا بی حساب و کتابه و اتفاقیه در نگاه آشوب ناک میگن همه چیز به همه چیز ربط داره یعنی چی؟ یعنی یک تابع خیلی غول در این دنیاست که همه چیز و همه چیز رو میشه باهاش تحلیل کرد در مورد اون خطبه بدون نقطه امیرالمومنین چی میگید؟ این قدرت خالق اون اثر رو میرسونه این بستگی به جهان بینی شخص داره در عالم اگر بگیم خالقی وجود نداره اون موقع نتیجه این نظریه میشه کفر و الحاد ولی اگر بگیم بله یک خالقی هست که ما رو بی صاحاب رها نکرده و اینطور جهان رو با نظم و برنامه خلق کرده ایمانمون به کمال این خالق افزوده میشه این البته توضیح در مورد ساده ترین مبحث در فیزیک بود (سقوط آزاد) برای مطالعه اصل اصل این مبحث به کتاب های کنترل آشوب مراجعه کنید مثل هندبوک مرجع کنترل آشوب از انتشارات وایلی (گرداورندگان:شول و شوستر) فصول اولش مناسبه |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| نگاهی دوباره به نظریه تکامل یا فرگشت | mbanki | 481 | 113,962 |
۲۸/بهمن/۹۶ ۲:۱۲ آخرین ارسال: آتئیسمو |
|
| نظریه زمین تخت! | -Ali- | 43 | 11,972 |
۲۴/آبان/۹۶ ۱۷:۴۷ آخرین ارسال: سعدی |
|
| هفت نظریه علمی که می تواند پایان جهان را پیش بینی کند | nimama | 4 | 3,167 |
۲۸/اردیبهشت/۹۱ ۱۱:۲۵ آخرین ارسال: nimama |
|
| نظریه فرانسیسکو فوکویاما(جالب) | PARADOX | 10 | 9,165 |
۳۱/فروردین/۹۱ ۱۹:۵۳ آخرین ارسال: Behnam-Az |
|










الحمدلله دود از این حقیر بلند شده

