کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
معنی و مفهوم(قدّوس) یکی از نام های پروردگار
۰:۱۶, ۲۸/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام




معنی و مفهوم(قدّوس) یکی از نام های پروردگار

[/b]


مصاحبه حجت الاسلام والمسلمین ابراهیمی امام جمعه بافت با رادیو با موضوع معنی و مفهوم(قدّوس) یکی از نام های پروردگار مورخ 89/6/6
[تصویر: ebrahimi2.png]
بسم الله الرحمن الرحیم
عرض سلام دارم خدمت شما برادران و خواهران مکرمه انشاءالله نماز و روزه شما مورد قبول درگاه حق قرار گرفته باشد
اسماء الحسنی: اسم قدّوس

از طرف خداوند تبارک و تعالی دستور داده شد که خداوند را با اسماء الحسنی بخوانیم، یکی از این اسماء شریف کلمه قدّوس است «قدّوس هو الطاهر المنزه عن العیوب و نقائص» قدّوس آن خدایی است که پاک و منزه است از عیب و نقص ها، واژه ی قدوس به معنای پاک، بی عیب، بدون آفت و بی نقص است و در جای دیگر به معنای طیب، طاهر و منزه از قبایح آمده است، خداوند پاکیزه و مطهر از شریک و فرزند، منزه از نقص ها و مجرد از ماهیت و ماده است، از این جهت به جبرئیل روح قدس می گویند چون از جانب خداوند پاک و مقدس نازل می شود. خداوند از داشتن شریک و فرزند و از جسم بودن و کارهای عبث منزه است. در روایات آمده است«یا الله القدوس الطاهر من کل شئ»خدای بلند مرتبه از تمامی آفت ها و عیب ها منزه است، این روایت دو مرتبه در قرآن آمده است، یکی در سوره حشر«هوالله الذی لا اله الا هوالملک القدّوس»اوست خداوندی که جز او خدایی نیست او پادشاه و پاک از هر عیب و نقص است،مداومت بر این اسم حسنی الهی آثار بزرگی دارد. امام رضا (علیه السلام) در کتاب خواص اسماء الحسنی می فرمایند:هر کس در هر روز به وقت زوال خورشید (وقت ظهر) 170 بار یا قدوس بگوید دلش از شر نفس، وسوسه هاو از شر شیطان پاک می شود، هم چنین فرموده اند، بهترین راه به دست آوردن عرفان پاک شدن نفس است از رذائل اخلاقی، دومین سوره ای که در آن اسم شریف قدوس آمده است سوره جمعه«الملک القدوس العزیز الحکیم» قدوس صیغه ی مبالغه است، به معنای نهایت پاک بودن ذات، صفات، افعال و احکام خداوند از هر عیب و نقص، کلمه قدوس تعبیری کوتاه است اما بسیار پرمعنا که تمام صفات سلبیه خداوند در آن جمع شده است، یعنی خداوند نه تنها نقصی در ذات پاکش ندارد بلکه در آفرینش، خلقت، تکوین و تشریع نیز هیچ عیب و نقصی ندارد.
دوستی با خداوند فقط برای او
داستانی از حضرت ابراهیم خلیل الله در کتاب معراج السعاده مرحوم نراقی نقل شده است که خداوند تبارک و تعالی مال بسیاری به حضرت ابراهیم خلیل داده بودند به طوری که 400 سگ گله نگهبان گوسفندانش بودند، فرشتگان گفتند دوستی ابراهیم با خداوند به خاطر مال و نعمت های فراوانی است که خداوند برای او عطا کرده است، خداوند تبارک و تعالی فرمودند این طور نیست و برای امتحان حضرت جبرئیل را فرستاد و گفت برو در جایی که حضرت ابراهیم صدایت را بشنود مرا یاد کن، جبرئیل امین رفت بالای تپه و وقتی که خلیل حق به نزد گوسفندانشان بود با آواز خوشی گفت«سبوح قدوس رب الملائکه و الروح» وقتی خلیل الله نام دوست خود و کلام حق را شنیدند جمیع اعضایشان به حرکت در آمد و فریاد زدند،
این مطرب از کجاست که برگرفت نام دوست تا جان و جامه بدل کنند به پیام دوست
دل زنده می شود به امید وفای یار جان رقص می کند به سماء کلام دوست

خلیل حق به چپ و راست نگاه کرد تا گوینده را پیدا کند، دیدند شخصی بالای تپه ایستاده به نزد وی دوید و گفت شما بودید که نام دوست مرا آوردید؟ گفت بلی، خلیل حق گفتند، ای بنده خدا نام دوست من و نام حق را یک بار دیگر بگو ثلث گوسفندانم از آن تو، جبرئیل امین با آوازی خوش باز نام حق را گفت، حضرت ابراهیم گفت یک بار دیگر بگو نصف گوسفندانم از آن تو، باز جبرئیل با آواز خوش نام حق را گفت، خلیل حق در آن لحظه از کثرت ذوق و شوق بی قرار شد گفت همه گوسفندانم از آن تو یک بار دیگر نام دوست مرا ببر، جبرئیل باز فرمود«سبوح قدوس رب الملائکه والروح» خلیل حق گفتند دیگر چیزی ندارم به شما دهم چوپان گوسفندانت می شوم یک بار دیگر نام دوست مرا بگو جبرئیل یک بار دیگر ذکر «سبوح القدوس رب الملائکه والروح» را تکرار کرد ابراهیم خلیل حق فرمود مرا با گوسفندان خود ضبط کن، جبرئیل امین گفت ای خلیل حق مرا حاجت به گوسفندان تو نیست من جبرئیل امین هستم و حقا جای آن داری که خداوند متعال تو را دوست و خلیل خود گردانده که در وفاداری کامل که در مرحله دوستی صادق و در شیوه ی اطاعت مخلص و ثابت قدم هستید.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته



منبع
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Anti gods
۰:۳۳, ۲۸/بهمن/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/بهمن/۹۴ ۰:۳۷ توسط حقیقتجو.)
شماره ارسال: #2

سليمان ديلمى گويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم فلانى در عبادت و ديانت و فضيلت چنين و چنانست فرمود: عقلش چگونه است؟ گفتم نمیدانم، فرمود، پاداش باندازه عقل است، همانا مردى از بنى اسرائيل در يكى از جزاير دريا كه سبز و خرم و پر آب و درخت بود عبادت خدا میكرد يكى از فرشتگان از آنجا گذشت و عرض كرد پروردگارا مقدار پاداش اين بنده ‏ات را به من بنما خداوند باو نشان داد و او آن مقدار را كوچك شمرد، خدا باو وحى كرد همراه او باش پس آن فرشته بصورت انسانى نزد او آمد عابد گفت تو كيستى؟ گفت مردى عابدم چون از مقام و عبادت تو در اين مكان آگاه شدم نزد تو آمدم تا با تو عبادت خدا كنم پس آن روز را با او بود، چون صبح شد فرشته باو گفت: جاى پاكيزه‏ اى دارى و فقط براى عبادت خوب است. عابد گفت: اينجا يك عيب دارد. فرشته گفت: چه عيبى؟ عابد گفت: خداى ما چهارپائى ندارد، اگر او خرى میداشت در اينجا میچرانديمش براستى اين علف از بين می‏رود! فرشته گفت: پروردگار كه خر ندارد، عابد گفت: اگر خرى می‏داشت چنين علفى تباه نمیشد، پس خدا بفرشته وحى كرد: همانا او را باندازه عقلش پاداش میدهم (يعنى حال اين عابد مانند مستضعفين و كودكان است كه چون سخنش از روى ساده دلى و ضعف خرد است مشرك و كافر نيست ليكن عبادتش هم پاداش عبادت عالم خداشناس را ندارد).
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱:۱۸, ۲۸/بهمن/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/بهمن/۹۴ ۱:۲۶ توسط قلب.)
شماره ارسال: #3
آواتار
(۲۸/بهمن/۹۴ ۰:۳۳)حقیقتجو نوشته است:  سليمان ديلمى گويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم فلانى در عبادت و ديانت و فضيلت چنين و چنانست فرمود: عقلش چگونه است؟ گفتم نمیدانم، فرمود، پاداش باندازه عقل است، همانا مردى از بنى اسرائيل در يكى از جزاير دريا كه سبز و خرم و پر آب و درخت بود عبادت خدا میكرد يكى از فرشتگان از آنجا گذشت و عرض كرد پروردگارا مقدار پاداش اين بنده ‏ات را به من بنما خداوند باو نشان داد و او آن مقدار را كوچك شمرد، خدا باو وحى كرد همراه او باش پس آن فرشته بصورت انسانى نزد او آمد عابد گفت تو كيستى؟ گفت مردى عابدم چون از مقام و عبادت تو در اين مكان آگاه شدم نزد تو آمدم تا با تو عبادت خدا كنم پس آن روز را با او بود، چون صبح شد فرشته باو گفت: جاى پاكيزه‏ اى دارى و فقط براى عبادت خوب است. عابد گفت: اينجا يك عيب دارد. فرشته گفت: چه عيبى؟ عابد گفت: خداى ما چهارپائى ندارد، اگر او خرى میداشت در اينجا میچرانديمش براستى اين علف از بين می‏رود! فرشته گفت: پروردگار كه خر ندارد، عابد گفت: اگر خرى می‏داشت چنين علفى تباه نمیشد، پس خدا بفرشته وحى كرد: همانا او را باندازه عقلش پاداش میدهم (يعنى حال اين عابد مانند مستضعفين و كودكان است كه چون سخنش از روى ساده دلى و ضعف خرد است مشرك و كافر نيست ليكن عبادتش هم پاداش عبادت عالم خداشناس را ندارد).
سلام


خداوند متعال را با صفاتش می شناسند و اگر آن عابد اسما و صفات خدای خود را می شناخت چنین حرفهایی نمی زد


اسما الحسنی خداوند را توصیف می کنند و خداوند خود را با این صفات به بندگانش معرفی کرده


تعقل و تفکر و ذکر نام های خداوند متعال عین عقل است


چقدر خوب است انسان مطلب را خوب بفهمد





الله سبحانه و تعالی می فرمایند: (وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمَائِهِ سَيُجْزَوْنَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ) (و نامهاى نيكو به خدا اختصاص دارد پس او را با آنها بخوانيد و كسانى را كه در مورد نامهاى او به كژى مى‏گرايند رها كنيد زودا كه به [سزاى] آنچه انجام مى‏دادند كيفر خواهند يافت)[الأعراف: 180]. همچنین در آیه ی دیگری می فرمایند: (قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمَنَ أَيًّا مَا تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى وَلَا تَجْهَرْ بِصَلَاتِكَ وَلَا تُخَافِتْ بِهَا وَابْتَغِ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلًا) (بگو خدا را بخوانيد يا رحمان را بخوانيد هر كدام را بخوانيد براى او نامهاى نيكوتر است و نمازت را به آواز بلند مخوان و بسيار آهسته‏اش مكن و ميان اين [و آن] راهى [ميانه] جوى)[الإسراء: 110] درآیه ای دیگر می فرمایند: (اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى) [طه: 8] جناب رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمایند:
(إن لله تسعة وتسعين اسماً مئة إلا واحداً من أحصاها دخل الجنة)(خداوند نود و نه نام دارد ، هر که آنها را حفظ نماید وارد بهشت می شود.)، بهترین و زیبا ترین نام های خداوند 99 نام است.




علّت دیگری که در روایات ذکر شده، معرفت و شناخت خدا از طریق اسماء و صفات اوست. زیرا ذات خداوند تبارک و تعالی قابل دسترسی و شناخت هیچ کس نیست و تنها چیزی که بندگان به آن دسترسی دارند همان اسماء و صفات خداست. تنها راه شناخت خدا، معرفت از راه اسماء و صفات اوست. هشتمین پیشوای شیعیان حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) در این باره می فرماید: «خداوند احتیاجی ندارد که برای خودش نام و نشان قرار دهد لکن خداوند برای خود اسمائی را اختیار کرد تا مخلوقات به واسطه آن اسماء او را بخوانند، چرا که اگر به اسم او را نخوانند خداوند شناخته نشود.»
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۴۳, ۱۹/اسفند/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/اسفند/۹۴ ۲۱:۴۴ توسط قلب.)
شماره ارسال: #4
آواتار
سلام




لفظ «قدُّوس» در قرآن دوبار و به عنوان وصف خدا وارد شده است:
1 - «وَ هُوَ اللّهُ الَّذِي لا اِلهَ اِلاّ هُوَ المَلِكُ القُدُّوسُ السَّلامُ المُؤْمِنُ المُهَيْمِنُ العَزِيزُ الجَبّارُ المُتَكَبِّرُ سُبْحانَ اللّهِ عَمّا يُشْرِكُونَ»(حشر، آيه 23).
(اوست خدائي كه جز او خدائي نيست، فرمانرواي منزه و بي‏عيب، ايمني‏بخش، حافظ و نگهبان، قدرتمند، خودمختارر، بزرگوار، منزه است خدا از آنچه براي او شريك قرار مي‏دهند).
2 - «يُسَبِّحُ لِلّهِ ما فِي السَّمواتِ وَ ما فِي الأَرْضِ المَلِكِ القُدُّوسِ العَزِيزِ الحَكيمِ»(جمعه، 1).
(تنزيه مي‏كند خدا را آنچه در آسمانها و زمين است، فرمانرواي منزه، قدرتمند و حكيم).
اكنون بايد ديد معني قدوس چيست؟ با توجه به آياتي كه مشتقاتي از ماده اين كلمه در آنها آمده، مي‏توان گفت: معناي آن پاكي از آلودگي‏هاي ظاهري و باطني است چنان‏كه مي‏فرمايد:
«إِذْ ناداهُ رَبُّهُ بِالوادِ المُقَدَّسِ طُويً»(نازعات، 16).
(آنگاه كه پروردگارش او را در سرزمين مقدس طوي صداكرد).
«فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ اِنَّكَ بِالوادِ المُقَدَّسِ طُويً»(طه، 12).
(كفشهاي خود را بيرون آر، تو در سرزمين مقدس «طوي» هستي).
از آنجا كه كفشها غالبا آلوده است، و طوي يك مكان مقدس مي‏باشد، دستور مي‏دهد كه كفشها را درآورد.
اكنون كه روشن شد اين لفظ به معني طهارت و پاكيزگي است، بايد متعلَّق آن را از قرائن موجود در كلام به دست آورد، مثلاً فرشتگان به هنگام آفريدن آدم به خدا چنين خطاب كردند: «وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ» (بقره، آيه 37).
(ما تو را با ستاييش تنزيه مي‏كنيم، و تو را پاكيزه مي‏شماريم).
از آنجا كه متعلّق تقديس ذات خدا است طبعا مقصود تنزيه خدا از شريك و مثل خواهد بود.
از اين بيان مي‏توان استفاده كرد كه تمام صفات سلبي خداوند شاخه‏هاي اين وصف عمومي هستند متكلمان صفات سلبي را چنين بيان كرده‏اند:
1 - يگانه است، نظير و همتائي ندارد.
2 - جسم نيست و در جهتي قرار نگرفته، براي چيزي محل واقع نشده و در چيزي حلول نكرده، با چيزي متحد نشده است.
3 - ذات او محل حوادث نيست.
4 - لذت و أَلَم به ذات او راه ندارد.
5 - او ديده نمي‏شود.
6 - كُنهِ ذات او بر كسي معلوم نيست.
7 - جوهر و عَرَض نيست.
متكلمان براي نفي اين‏گونه صفات اقامه برهان كرده‏اند و همگي مصاديق اسم «قدوس» مي‏باشند.
گاهي سؤال مي‏شود كه چرا در قرآن پس از اسم «مَلِك» اسم «قدوس» آمده است؟
شايد علت آن اين باشد كه متبادر از «ملك» در اذهان مردم، قدرتمنداني هستند كه گهگاهي از طريق ظلم و چپاول به حكومت خود دوام مي‏بخشند و در برخي از آيات اين نوع عمل زشت پادشاهان وارد شده است، مثلاً ملكه سبا به وزيران خود مي‏گويد:
«اِنَّ المُلُوكَ إِذا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوها وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِها أَذِلَّةً»(نمل، آيه 34).
(پادشاهان هرگاه وارد شهري شوند آنجا را ويران كرده و عزيزان را ذليل مي‏كنند).
و در جاي ديگر مي‏فرمايد: «...وَ كانَ وَرائَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْبا»(كهف، آيه 79).
(در پيشاپيش آنها فرمانروائي بود كه كشتي‏ها را ضبط و مصادره مي‏كرد).
اين نكته‏اي است كه به نظر ما رسيد، ممكن است نكته‏اي ديگر نيز داشته باشد.


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MohammadSadra
۱۴:۲۶, ۲۶/دی/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/دی/۹۵ ۱۲:۵۵ توسط قلب.)
شماره ارسال: #5
آواتار
سلام


به نیت دوری از گناهان: خداوند متعال را با این نام بخوانید و تعداد آن 170 مرتبه است

با توجه به معنی آن
یا قدوس

به شرطی که واقعا اراده دوری از گناه داشته باشید بسیار موثر است

بنده هم تجربه کردم و نتیجه داده است
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میثم2 ، MohammadSadra ، Anti gods
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  معنی هللوياه aaaaa 1 1,338 ۱۴/فروردین/۹۳ ۷:۴۳
آخرین ارسال: عبدالرحمن

پرش در بین بخشها:


بالا