|
پاسخ به شبهه ی روایت “یا جابر ألک حمار”
|
|
۶:۵۸, ۸/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام
قصد قرار دادن چنین متونی رو نداشتم ولی تو مطلبی از معاندین برخوردم و خیلی هم با لعاب و .... این موضوع رو بزرگ کرده بودن و خیلی هم روی سند و محتوای این متن حدیث ( حدیث که چه عرض کنم ) مانور دادن. گفتم شاید دوستان اینجا کمی با این موضوع نا اشنا باشن( کم هم نداریم از این تیپ دوستان که فقط یچیمیشنون و یا میخونن بعد میگن مگه میشه ... ) خوب متن توهین چیه ؟( البته توهین رو مفتیان وهابی و دنبال سرشون معاندین اغاز میکنن ) مخالفین پلید شیعه وقتی در میدان علم و منطق خلع سلاح می شوند روی به برداشت های خنده دار از روایات شیعه آورده و به گمان خود به مکتب اهل بیت خدشه ای وارد نموده اند ولی غافلند که نور اهل بیت الهی است و نور الهی را هم نمیتوان با این ادلّه ی پوچ خاموش نمود. یکی از این شبهات بی اساس شبهه ی روایت معروف به “یا جابر الک حمار” است که به پاسخ آن می پردازیم: شبهه: در کتب شیعه روایتی ست که در آن توهینی آشکار به حضرت علی وجود دارد.روایت به این شرح است: ابن أبی الخطاب عن محمد بن سنان عن عمار بن مروان عن المنخل بن جمیل عن جابر بن یزید عن أبی جعفر علیه السلام قال: قال: یا جابر ألک حمار یسیر بک فیبلغ بک من المشرق إلى المغرب فی یوم واحد ؟ فقلت: جعلت فداک یا با جعفر وأنى لی هذا ؟ فقال أبو جعفر: ذاک أمیر المؤمنین علیه السلام، ألم تسمع قول رسول الله صلى الله علیه وآله فی علی علیه السلام: والله لتبلغن الاسباب والله لترکبن السحاب. بحار الانوار ج۲۵ص۳۸۰ امام باقر علیه السلام به جابر بن یزید میفرماید: آیا تو الاغی داری که بتواند تورا از مشرق به مغرب برساند در یک روز؟ گفتم : فدایت شوم برای من اینچنین است؟؟؟ فرمود: آن برای امیرالمومنین ع است. آیا نشنیدی که پیامبر ص فرمود: خداود وسیله را میرساند و خداوند سوار بر ابرها میکند؟؟ ووهابی جاهل از این روایت براشت کرده که العیاذ بالله شیعیان امیرالمومنین را … پناه بر خدا از این جهل و حماقت.
بررسی سند: مرحوم علّامه ی مجلسی(رض) روایت را در کتاب بحار الانوار با کُد “ختص” نقل کرده که این کُد متعلّق به کتاب الاختصاص مرحوم شیخ مفید(رض) است. و اصل این روایت در کتاب بصائر الدرجات مرحوم صفّار آمده است: حدثنا محمد بن الحسین عن ابن سنان عن عمار بن مروان عن المنخل عن جابر عن ابى جعفر علیه السلام قال قال یا جابر هل لک من حمار یسیر بک من المطلع إلى المغرب فی یوم واحد قال قلت یا ابا جعفر جعلنى الله فداک وانى لى هذا قال فقال ابو جعفر علیه السلام وذلک کان امیر المؤمنین علیه السلام ثم قال الم تسمع قول رسول الله صلى الله علیه وآله فی على بن ابى طالب علیه السلام لتبلغن الاسباب والله لترکبن السحاب. بصائر الدرجات ص۴۴۱ امام باقر علیه السلام به جابر بن یزید میفرماید: آیا تو الاغی داری که بتواند تورا از مشرق به مغرب برساند در یک روز؟ گفتم : فدایت شوم برای من اینچنین است؟؟؟ فرمود: آن امیرالمومنین ع است. آیا نشنیدی که پیامبر ص فرمود: خداود وسیله را میرساند و خداوند سوار بر ابرها میکند؟؟ این روایت از نظر سندی ۱۰۰درصد ضعیف است. منخل بن جمیل و محمد بن سنان در سند این روایت حضور دارند که هردو جرح های زیادی در کتب رجالی برایشان آمده است.ما فقط به بررسی تعدادی از جرح های منخل بن جمیل میپردازیم و از وهّابی میخواهیم بیاید و اثبات کند که این سند صحیح است و سپس بدان استناد کند… ۱-تضعیف نجاشی: قال النجاشی : ” منخل بن جمیل الاسدی : بیاع الجواری ، ضعیف فاسد الروایه. معجم رجال خوئی ج۱۹ص۳۵۶ ۲- تضعیف ابن غضائری: کوفی ، ضعیف ، فی مذهبه غلو. معجم رجال خوئی ج۱۹ص۳۵۷ ۳- تضعیف علی بن الحسن بن فضال : قال محمد بن مسعود : سألت علی بن الحسن ، عن المنخل بن جمیل فقال :هو لا شیء متهم بالغلو. رجال کشی ص۲۶۳ ۴- تضعیف علامه حلّی: کان کوفیا ضعیفا، وفی مذهبه غلو وارتفاع. خلاصه الاقوال ص۴۲۳ ۵-تضعیف هاشم معروف الحسنی: نص المؤلفون فی الرجال على أنه ضعیف فاسد الروایه،وأضافوا إلى ذلک من الغلاه المعروفین. دراسات فی الحدیث والمحدثین ص۱۹۸ ۶-تضعیف شیخ حسن صاحب معالم: شیخ حسن صاحب معالم نیز ذیل اسم منخل همان قول فوق از اختیار معرفه الرجال را نقل کرده است. التحریر الطاووسی ص۲۸۱ ۷-تضعیف تفرشی: المنخل بن جمیل الأسدی: بیاع الجواری، ضعیف، فاسد الروایه. نقدالرجال ج۴ص۴۱۶ ۸-تضعیف محمد علی اردبیلی: ضعیف فاسد العقید ، لیس بشیء متهما بالغلو. جامع الرواه ج۲ص۲۶۳ ۹-تضعیف محمد جواهری: ضعیف فاسد العقیده المفید من معجم الرجال ص۶۱۹ ۱۰-تضعیف شیخ علی آل محسن: وأما المنخَّل فهو المنخل بن جمیل الأسدی,وهو ضعیف جداً. کشف الحقائق ص۴۶ ۱۱-تضعیف عبدالله مامقانی: کأن الکل متفقون على ضعفه. تنقیح المقال ج۳ص۲۴۷ این روایت از نظر سندی صد در صد بی اعتبار است.ما وارد تضعیفات محمد بن سنان نمیشویم و همین منخل بن جمیل برای ویران کردن سند روایت کافیست. دلالت حدیث: حال که مشخص شد روایت مورد استناد وهابیت پلید نزد شیعه از نظر سند و اعتبار هیچ جایگاهی ندارد میپردازیم به بررسی متن روایت. وهّابی جاهل از آنجایی که از ابتدای به دنیا آمدنش با عقل و تفکّر خداحافظی کرده است فهم و درک این معارف را ندارد. امام از جابر میپرسند که آیا برای تو الاغی وجود دارد که از شرق تا غرب زمین را در یک روز بپیماید؟! سوال درباره ی مالکیت است.یعنی ای جابر در اختیار تو چنین چیزی هست؟!مثل این می ماند که من از شما بپرسم که آیا کتابی دارید؟!سوال از مالکیت است. و امام در ادامه این مالکیت را نسبت می دهند به امیرالمومنین.یعنی امیرالمومنین اینگونه است و چنین جیزی دارد.الاغ اینجا به معنای نمادی از حمل و نقل و حرکت است و امام آنرا مثال زده و سپس این نماد حمل و نقل که میتواند در یک روز از شرق تا غرب برود را در اختیار حضرت علی معرفی کرده است.یعنی امیرالمومنین علی چنین توانایی و قدرتی دارد که برایش این ابزار محقق شود و این طیّ الارض را انجام دهد.فلذا بحث بر سر مالکیّت است که ای جابر تو نداری و علی علیه السلام دارد.و سپس امام به قول رسول خدا استناد مینمایند که اسباب فراهم میشوند تا این حرکت و نقل شکل بگیرد و دقیقا این اسباب را در اختیار حضرت امیر علیه السّلام بیان کرده اند.همزه ی استفهام بر سر حمار نیست بلکه بر سر مالکیت جابر است و جابر هم در جواب ملکیت خود را مطرح میکند و میگوید آیا برای من اینگونه است؟؟امام در جواب امیرالمومنین را معرفی میکنند که یعنی برای ایشان اینگونه است؛ مثلا شما میخواهید دوست خود را از این مطلب آگاه کنید که مالکیت کارخانه ی معروف تولید آهن برای شخصیست بنام “علی”. به دوستتان میگوئید : آیا تو صاحب کارخانه ای؟! او میگوید آیا اینطور است؟؟ و شما میگویید آن علی است.منظور شما از آن “علی است” این نیست که کارخانه علی است!! بلکه منظور این است که صاحب کارخانه علی است و وهّابی بی درک و فهم و حقیر یا تا این حد هم نمیفهد، یا اینکه بخاطر داشتن بغض اهل بیت خودش را به نفهمی زده است. برای قرینه میتوانیم به روایات دیگری که همین مضمون برای جابر نقل شده و بحث مالکیت و سوال و جواب حول مالکیت مرکب طی کننده ی شرق و غرب در روز واحد صریح تر در آنها بیان شده اشاره کنیم. در همان کتاب بصائر که این روایت نقل شده است در همان باب و در حدیث شماره۲ در آن باب روایتی دقیقا با همین مضمون که مراد مالکیت را میرساند وارد شده است که ما آن را بعنوان قرینه می آوریم: (۲) حدثنا على بن اسماعیل عن محمد بن عمر والزیات عن محمد بن الفضیل عن ابى حمزه عن جابر قال کنت یوما عند ابى جعفر جالسا فالتفت إلى فقال لى یاجابر الک الحمار فیقطع مابین المشرق والمغرب فی لیله فقلت له لا جعلت فداک فقال انى لا عرف رجلا بالمدینه له حمار یرکبه فیأتى المشرق والمغرب فی لیله. بصائر الدرجات ۴۴۰ یعنی جابر میگوید روزی نزد امام باقر علیه السلام بودم و ایشان به بنده رو کرد و فرمود ای جابر آیا تو صاحب الاغی هستی که در یک شب از مشرق تا مغرب را میرود؟!جابر در پاسخ میگوید:خیر فدایت شود.امام فرمود:من مردی را در مدینه میشناسم که الاغی دارد که در یک شب بین مشرق و مغرب را می پیماید. با این قرینه دیگر صحبتی در این نمی ماند که این الاغ نماد توانایی طی الارض است و صاحب این توانایی در روایت اول امیرالمومنین بیان شده است و العیاذ بالله امیرالمومنین بدان تشبیه نشده است. امّا حال که صحبت الاغ شد بنده با دو روایت وهّابی را راهی خانه اش میکنم تا حالا که دستان پلیدشان در طرح این شبهه رو شده دست خالی راهی مراکز فسادشان نشوند. الاغ اول: این روایت را که عائشه میگوید صحابه آنان را برابر الاغ و سگ پنداشته اند ببینید: ۵۱۹ – حَدَّثَنَا عَمْرُو بْنُ عَلِیٍّ قَالَ حَدَّثَنَا یَحْیَى قَالَ حَدَّثَنَا عُبَیْدُ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا الْقَاسِمُ عَنْ عَائِشَهَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهَا قَالَتْ بِئْسَمَا عَدَلْتُمُونَا بِالْکَلْبِ وَالْحِمَارِ لَقَدْ رَأَیْتُنِی وَرَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یُصَلِّی وَأَنَا مُضْطَجِعَهٌ بَیْنَهُ وَبَیْنَ الْقِبْلَهِ فَإِذَا أَرَادَ أَنْ یَسْجُدَ غَمَزَ رِجْلَیَّ فَقَبَضْتُهُمَا. صحیح بخاری صفحات۱۳۵و۱۳۶چاپ دار ابن کثیر یعنی: عائشه گفته است که :شما مارا با سگ و الاغ برابر کردید. من در مقابل رسول خدا بودم در حالیکه پاهاى من در جهت قبله حضرت بود پس وقتى که مى خواست سجده کند من را نیشگون مى گرفت پس من پاهاى خود را جمع مى نمودم و وقتى که او مى ایستاد آن ها را باز مى کردم . ۲۶۳۰۲ – حَدَّثَنَا عَبِیدَهُ، قَالَ: حَدَّثَنِی مَنْصُورٌ، عَنْ إِبْرَاهِیمَ، عَنِ الْأَسْوَدِ، عَنْ عَائِشَهَ، قَالَ: قَالَتْ قَدْ عَدَلْتُمُونَا بِالْکَلْبِ وَالْحِمَارِ لَقَدْ ” کَانَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَتَوَسَّطُ السَّرِیرَ، فَیُصَلِّی وَأَنَا فِی لِحَافِی،فَأَکْرَهُ أَنْ أَسْنَحَهُ، فَأَنْسَلُّ مِنْ تِلْقَاءِ رِجْلَیْهِ “ مسند احمد ج۴۳ص۳۲۸و۳۲۹ چاپ موسسه الرساله یعنی: ما را با خر و سگ یکی کردید . رسول خدا وقتی نماز میخواند رخت خواب من جلوی او بود و نماز میخواند و من زیر لحافم بودم و بدم می آمد که بدنم هنگام نماز جلوی پیامبر باشد پس یواشکی از جلوی پایش در می آمدم. سند روایت هم صحیح است و شعیب الارنووط ذیل سند آن میگوید: إسناده صحیح على شرط البخاری، رجاله ثقات رجال الشیخین، غیر عَبیده – وهو ابن حُمید الکوفی فمن رجال البخاری. الاغ دوم: آقای عبدالله بن عمر پسر خلیفه ی دوم خوانندگان نماز تراویح که نماز مستحبی بین اهل سنّت است را الاغ معرفی میکند: عَنِ الثَّوْرِیِّ، عَنْ مَنْصُورٍ، عَنْ مُجَاهِدٍ قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى ابْنِ عُمَرَ قَالَ: أُصَلِّی خَلْفَ الْإِمَامِ فِی رَمَضَانَ؟ قَالَ: «أَتَقْرَأُ الْقُرْآنَ؟» قَالَ: نَعَمْ قَالَ: أَفَتُنْصِتُ کَأَنَّکَ حِمَارٌ؟ صَلِّ فِی بیْتِکَ. مصنف ابن ابی شیبه ج۳ص۳۹۹چاپ مکتبه الرشد مصنف عبدالرزاق ج۴ص۲۶۴چاپ المجلس العلمی یعنی: مردی پیش ابن عمر آمد و گقت : در ماه رمضان پشت سر امام جماعت نماز بخوانم ؟ ( مقصود نماز تراویح است ) ابن عمر گفت : آیا قرآن می خوانی ؟ مرد گفت : بلی. ابن عمر گفت : آیا مثل الاغ ساکت می مانی ؟ در خانه ات نماز بخوان. وهّابی جاهل !! کسی که خانه اش شیشه ای است به سمت خانه ی دیگران سنگ پرتاب نمیکند. میخواستم متن رو براتون بزارم ولی فقط حیفم اومد که فایل تصویری این کار رو نداشته باشین/ از لینک زیر فایل اسکن کتابها رو بگیرید/ لینک اسکن جنابان معاند دین و حتی خداناباور و ... اینقدر خودتون رو .... نکنید .همین یکم ابرو رو نگهدارین. |
|||
|
|
۲:۳۶, ۹/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
خیلی عالی
تاجایی که من میدانم سایت های عربی این شبهه را نذاشتن چون کسی که عرب باشه میفهمه ترجمه دقیق چی هست |
|||
|
۱۱:۰۵, ۹/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
(۹/خرداد/۹۵ ۲:۳۶)aaaaa نوشته است: خیلی عالیaaaaaگرامی اول سلام و بعدش اتفاقا برخی از تارنماها و کانالهای معاند عرب زبان هم دست به تحریف معنوی این مطلب زدن . فقط یادتون باشه که تو مباحثی همچون غدیر و مولی و ... چون دستشون بسته هست دست به تحریفات معنوی و گاه قیچی کاری و تحریف لفظی میکنن. مرسی که نظرتون رو گفتین.
|
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |








