کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تحقیقی بودن اصول دین به چه معناست؟
۱۱:۰۱, ۱۵/خرداد/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/خرداد/۹۵ ۱۳:۰۸ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #1

سلام
یکی از کاربران مطالبی رو در مورد ضرورت تحقیق در دین مطرح فرموده بودند که می خوام نظر دوستان رو در موردش بدونم:

می دونیم که از نظر اسلام، تقلید در اصول دین جایز نیست (تصحیح شد). در این زمینه می توان به خطبه زیر از آیت الله خامنه ای اشاره نمود:
http://farsi.khamenei.ir/newspart-index?...&year=1365

اما آیا تحقیق فقط باید با رجوع به کتب مورد تایید علمای اسلامی انجام بگیره؟ اگر ما فقط به کتب نوشته شده توسط علمای اسلامی رجوع کنیم، آیا دچار تقلید نشده ایم؟

ممنون
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید

آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۹:۵۸, ۴/تیر/۹۵
شماره ارسال: #31
آواتار
موضوع جالب شد !
با وجود اینکه فرض کردیم 1. تحقیق در اصول دین جایز است 2. از منابع مختلف هم میتوانیم استفاده کنیم و بحث کنیم

و البته تاکید کردم
نقل قول:کاربران محترم لطفا نظر خودشان یا نظری که دیگری ارائه کرده و قبولش دارند (برای حفظ یکپارچگی بحث هر نظری که بیان میشود را به گوینده اش در تاپیک نسبت میدهیم...واضح است که منابع را هم محدود نکردیم !)
شما دوباره میخواهید در مورد 1 و 2 بحث را ادامه دهید !(بحث روی موضوعی که قبلا به توافق رسیدیم !)
& سعی میکنید (مثل همیشه !)خودتان را وارد بحث نکنید و دوباره نظرات دیگران را مطرح کنید !(تا از پاسخ گویی در برابرشان بگریزید
!!!)

البته متوجه دلیل ترس شما از وارد شدن به اصل بحث و ماندن در حاشیه هستم ! اما قبول بفرمایید که کار شما مصداق (حقه بازی در بحث ) است و این که دوستان به چشم دیگری به شما نگاه میکنند هم دلیلش خودتان هستید ! سعی هم بفرمایید قدری قوی تر در بحث حاضر شوید (شاید هم نهایت زور کسانی که همراهیتان میکنند همین است !) با عارض شدن ضعف بر شما احتمال اتمام تاپیک بدون نتیجه گیری خاص هم دور از ذهن نیست !!!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy30na
۱۳:۳۵, ۴/تیر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/تیر/۹۵ ۱۳:۴۰ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #32

سلام

اصل بحث چیست؟ همون چیزی که در عنوان تاپیک گفته شده. قراره بررسی کنیم که تحقیق در اصول دین باید به چه صورت انجام بشه؟


اگر در این زمینه ابهامات رفع بشه و دوستان سوال دیگری مرتبط با موضوع نداشته باشند، بحث این تاپیک خاتمه پیدا می کنه. یه بحث موازی در سایت askdin داریم که می تونید از لینک زیر پیگیری کنید. منتظرم اون بحث خاتمه پیدا کنه و جمع بندیش رو با تایید کارشناس مربوطه براون بیارم. اگر سوالی هم داشتید خوشحال میشم تشریف بیارید و مطرح کنید. اونجا به دلیل حضور کارشناس مذهبی، بحث بهتر به نتیجه می رسه:
http://www.askdin.com/showthread.php?t=55479


اگر در مورد موضوع دیگری سوال دارید، می تونید تاپیکی مجزا داشته باشید که در این مورد هم سایت askdin مناسبتره.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۴۱, ۴/تیر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/تیر/۹۵ ۱۳:۴۴ توسط mahdy30na.)
شماره ارسال: #33
آواتار
(۳/تیر/۹۵ ۱۶:۱۴)سعدی نوشته است:  
سلام مهدی سینا
اصلاً هدف ما این نیست که بگیم کی داره درست میگه و کی اشتباه. هدف اینه که نظرات مطرح بشه و با همفکری هم، به یک درک بهتر برسیم. من از نظرات شما واقعاً استفاده کردم.

مسئله ارتداد تضادی با تحقیقی بودن اصول دین نداره. فکر می کنم در این مورد در تاپیک دیگری صحبت شده. به هر حال به این نتیجه رسیدیم که محدودیت سنی برای تحقیق وجود نداره.

مسئله دیگری که در اون تاپیک مطرح شد، در مورد این بود که چه کتابهایی رو مجازیم مطالعه کنیم و به چه منابعی باید رجوع کنیم. ابهاماتی هنوز در این مورد دارم که باید نظر کارشناس رو بپرسم. پس از انجام این سوال و جوابها، به جمع بندی با تایید کارشناس مربوطه انجام میدم و براتون میارم.

خوشحال میشم شما هم در بحث مشارکت داشته باشید. اما مسئله ارتداد کلاً یه مسئله جداست که نباید قاطی این بحثش کنیم.

این رو هم به خاطر داشته باشید: تحقیق در اصول دین، از نظر اسلام واجبه. اما اینقدر فراموش شده که وقتی کسی به این کار دعوت می کنه، او را به چشم دشمن می بینند.

آقا عمار، ممنون میشم مثالهای عینی مطرح کنید.
جناب سعدی زمانی ما به این میرسیم که با همفکری به یک هدف برسیم که مقدمات و اولیات با هم یکی باشه نه اینکه مثل شما تو اولیات هم اختلاف داریم ، مثلا شما امثال سقراط . وووو رو پیغامبر میدونین و فرقی بین شریعت و نبی الهی و غ الهی نیمیبینن.
تو بحث منابع بقدری روشن و اشکار هست که من دارم در تعقل شما تامل میکنم که چطور مسئله به این واضحی رو درکش براتون ثقیل هست.
شما با مراجعه به منابع دست اول ( نه فرعیات و .... ) میتونین به عقاید و تفکرات اون مکتب ایین شریعت پی ببرید.
الان یکی برای پی بردن به عقاید شما میره ردیه میخونه یا اینکه مطالب مستقیم خودتون رو ؟خودتون چی فکر میکنین؟
تا زمانی که خودتون مطالب بنیانین رو نخونین ردیه و ... شما رو فقط دور میکنه .تسلط به اساس میتونه تو پایه هایی که با نقد ها و ردیه میخونین و به بحث میزنین کمک کنه.
شما اساسا ارتداد رو متوجه نشدی عزیز من . بحثشم قبلنا شده با دوستانی که همفکر شما بودن و یا شاید خود شما بودی ، درباره ارتداد و .... بحثا کردیم و نتیجه هم مشخص هست .رابطه ای که بین تحقیق و ارتداد داره نزدیک و هم دور هست و یاد دقت بشه .
چون بحثش شده دیگه خودت برو مطالعه کن.
راستی این پرسش رو ببین همراه با پاسخ . من نمیدونم چرا به شما این پرسش رو مرجوع نکردن به پاسخ این سوال ، حال اینکه سوال شما یکم عام تر بود .
این پرسش یکی از کاربران تو اسک دین هست که براتون نقل میکنم

نقل قول:آیا پس از بالغ شدن فرزند،باید انتخاب دین رو به عهده خودش قرار بدیم یا خیر؟
دوست عزیز
راه انتخاب دين و مذهب براي همه باز است و كسي راه پذيرش آزادنه دين و مذهب را بر ديگري نبسته است، زيرا دين كه از يك سلسله اعتقادات قلبي ريشه و مايه مي‏گيرد، ممكن نيست تحميلي باشد.
زور و اجبار در اعمال و حركات ما مي‏تواند اثر بگذارد اما نه در افكار و اعتقادات و امور دروني و قلبي. با تهديد و به كار بردن اسلحه مي‏توان كسي را مجبور كرد از جايش بلند شود يا فحش بدهد، يا حركت‏هاي زشت انجام دهد، يا نماز بخواند يا پول خرج كند، ولي نمي‏توان به او گفت: مجبوري به خدا يا پيامبر يا امام اعتقاد و ايمان داشته باشي، زيرا اعتقاد و ايمان امر دروني و قلبي است كه از راه‏هاي خاص ايجاد مي‏شود، نه از طريق تهديد و ارعاب و اجبار.
ممكن است كسي كه مورد ضرب و جرح و شكنجه قرار گيرد، به اجبار اقرار به مطلبي بكند، ليكن اين اقرار فقط لفظي است، نه اعتقاد و ايمان، پس اصولاً انتخاب دين و مذهب همواره با اختيار انسان صورت مي‏گيرد و قابل اجبار نمي‏باشد. اگر كسي از روي ناچاري به مسايلي اظهار عقيده نمايد، در واقع عقيده ندارد، بلكه فقط به ظاهر عقيده‏مندي شود.
قرآن كريم در مورد اين كه دين قابل اكراه نيست مي‏فرمايد: "لا اكراه في الدين؛ در قبول دين اكراهي نيست".(بقره(2) آيه 256.
) يا در آيه‏اي ديگر مي‏فرمايد: "بشارت بده به بندگان من كه سخن‏ها را مي‏شنوند و بهترين را انتخاب و پيروي مي‏كنند". كاملاً مشخص است هنگامي كه خداوند مي‏فرمايد: بايد سخن‏ها و عقايد مختلف را شنيد، راه براي انتخاب انسان باز است و خداوند ابزار لازم براي تحقيق را (كه عقل و خرد است) در اختيار او قرار داده است، پس راه تحقيق را خداوند باز گذاشته و حتي تشويق و ترغيب و بلكه تحقيق را واجب دانسته، ابزار لازم براي شناخت دين حق را در اختيار انسان قرار داده است. در عين حال دستور و فرمان داده كه انسان بهترين عقايد و دين حق را بپذيرد، بنابراين، معناي آزادي در انتخاب عقيده اين نيست كه انسان مي‏تواند هر عقيده (گرچه عقيده خرافي و باطل) را بپذيرد، بلكه معنايش اين است كه لازم است انسان درباره دين حق، تحقيق كند و پس از روشن شدن حقانيت، آن را بپذيرد. اگر از روي هوا و هوس و خواسته‏ها و منافع باطل خود، از دين باطل پيروي نمايد، مسئول است و در آخرت مورد بازخواست و كيفر قرار مي‏گيرد.

دين اسلام فطري است. اگر فردي به اصول و فروع اسلام آشنا باشد و حالت انكار نداشته باشد، به صورت طبيعي و معمولي به آن ايمان مي‏آورد. دليلي براي اكراه و اجبار وجود ندارد، زيرا عقل سليم بدون داشتن انكار و عناد آن را پذيرا است. بنابراين، انسان حق ندارد از آزادي سوءاستفاده كند و به بهانه آزادي، اعتقادات جامعه را به باد مسخره بگيرد و امنيت فكري و فرهنگي اجتماع را متزلزل و مختل نمايد.
اين سخن نيز مورد پذيرش عقل و عرف است.
حال اگر فردي در خانواده مسلمان تشخيص داد كه دين اسلام بر حق نيست، مي‏تواند دين ديگر را انتخاب كند، اما در جامعه‏اي كه براساس اعتقادات و باورهاي ديني، قوانين، رفتارهاي اجتماعي و فردي، اميال و آرزوهاي انسان‏ها ارزش‏هاي اخلاقي شكل گرفته كه هر يك از اين موارد كاركردهاي بسياري در زندگي فردي و اجتماعي دارد، حق ندارد در برابر دين و اعتقادات موضع‏گيري نموده و درصدد تخريب آنها باشد، زيرا آثار نامطلوب در زندگي فردي و ا جتماعي ايجاد خواهد كرد و باعث تزلزل اركان اجتماعي خواهد شد، بنابراين ارتداد از اين جهت كه افكار عمومي و ايمان مردم را متزلزل مي‏كند، اظهار آن روا و شايسته نيست، و با وجود يك سري شرايط اسلام با مرتد برخورد مي‏كند. اما اگر باور خود را رواج نداد و به امنيت فكري و فرهنگي جامعه آسيبي وارد نكرد، به او كاري ندارند و حكم ارتداد نداشته و عقيده‏اش نزد خودش محترم است.
اين كه خدا با او چگونه برخورد مي‏كند، تنها خدا مي‏داند كه وي صداقت دارد يا از روي عناد و لجاجت به اين عقيده روي آورده است. خداوند فرداي قيامت بر پايه عدل و حكمت، با او رفتار خواهد كرد. همو فرموده است: "اگر حجت بر كسي تمام نشده باشد، مؤاخذه‏اش نمي‏كند.(
اسراء (17) آيه 15.) مي‏گويد: هر قدر كه عقلش خوبي‏ها را كه درك كرده، به آن عمل كرده است، ثواب و پاداش دريافت مي‏كند و به هر اندازه، در عمل، كوتاهي و يا ضد باورش را انجام داده است، جزا و كيفر مي‏بيند.


مطالعه فرمودید؟
جناب سعدی کسی مطالعه میکنه یا نمیکنه به خودش برمیگرده ولی کسی که میخواد تحقیق کنه این حق رو داره تحقیق کنه ولی حق نداره نظرات خلاف وغیر واقعی و ... رو رواج بده ، شما محقق هستی و میخوای خودت پی ببری که ایا این عقیده صحیح هست یا نه پس باید تحقیق کنی و این رو همه مبارک میدونن و تشویق میکنن، اما رواج نظرات معاند به بهانه ازادی تحقیق و بیان و عقیده و ... خلاف هست ، حالا دیگه همه خطوط مشخص هست و بیان شده و از طرفی دوستان پساخگو بودن اما شما مثل اینکه در پی تحری حقیقت هستی .فقط مراقب باش اغفال نشی .
یک نکته که یادم رفت بگم این بود که اگه ما نقل از امام میکنیم دلیل بر این نیست که چون امام گفته خیر ، بلکه به عنوان یک شخص که متخصص هست و از نظر و کلامش برای تعقل و چارچوب و قالبی استفاده میکنیم ، اول بحث هم خدمت شما سعدی گرامی گفتم که ما صرف اینکه امام فرمود دیگه سمعا و طائتا ،نمیگیم بلکه چون عقلی هست قبول میکنیم ، وگرنه همونطور که همش دارین تاکید میکنین تو اصو دین تقلد نفی شده و ما هم اینو بهتر از محققین و تحری کنندگان بلدیم.

(۴/تیر/۹۵ ۵:۴۸)سعدی نوشته است:  ممنون آقا عمار

در مورد توحید، یک اتفاق نظری در بین خیلی از خداباوران و بی خدایان و پیروان مذاهب مختلف وجود داره. مثلاً اگر از هاوکینگ بپرسی که به نظرت علت نهایی به وجود امدن جهان چیست، احتمالاً یک علت واحد رو ذکر می کنه. فقط ممکنه در مورد صفات "علت العلل" با شما اختلاف نظر داشته باشه. یا در مورد بحث نبوت.

اما در این تاپیک قرار نیست به بحث در مورد نحوه اثبات اصول دین بپردازیم. به هر حال هر کسی می تونه با تحقیق، راه بررسی عقاید رو پیدا کنه. لازم هم نیست که برای بحث در این زمینه، عقاید مختلفی نسبت به اصول دین داشته باشیم.

ما داریم در مورد یکی از واجبات دین اسلام بحث می کنیم یعنی "تحقیق در اصول دین". اون بحث کدورت یک بحث جنبی نیست، بلکه یکی از سوالات اصلی این تاپیکه که خوبه روش فکر کنیم: "اگر تحقیق در اصول دین واجبه، پس چرا در مقابل دعوت به ادای این فریضه جبهه می گیریم؟ در مقابل فردی که ما رو به تحقیق در اصول دین دعوت می کنه، چطور باید رفتار کنیم؟"


جناب سعدی اگه پاسخهایی که دوستان اینجا دادن رو باب میلتون نمیبینین پاسخهای کارشناس اسک دین هم به مزاجتون خوش نمیاد. اگه میخوایین بحث به نتیجه برسه باید خودتون هم اعلام نظر قطعی بدین نه اینکه روی احتمالات همش بنیان تفکراتتون روبنیان بزارین و اونم احتمالاتی که همش داره متزلزل میشه .
خانه از پاى بند ویران است. خواجه در بند نقش ایوان است.
دوستان این بحث اخرش میخواد به تحری حقیقت برسین دیگه اونم با دست داندازی به هر مطلبی .

(۴/تیر/۹۵ ۱۳:۳۵)سعدی نوشته است:  سلام

اصل بحث چیست؟ همون چیزی که در عنوان تاپیک گفته شده. قراره بررسی کنیم که تحقیق در اصول دین باید به چه صورت انجام بشه؟


اگر در این زمینه ابهامات رفع بشه و دوستان سوال دیگری مرتبط با موضوع نداشته باشند، بحث این تاپیک خاتمه پیدا می کنه. یه بحث موازی در سایت askdin داریم که می تونید از لینک زیر پیگیری کنید. منتظرم اون بحث خاتمه پیدا کنه و جمع بندیش رو با تایید کارشناس مربوطه براون بیارم. اگر سوالی هم داشتید خوشحال میشم تشریف بیارید و مطرح کنید. اونجا به دلیل حضور کارشناس مذهبی، بحث بهتر به نتیجه می رسه:
http://www.askdin.com/showthread.php?t=55479


اگر در مورد موضوع دیگری سوال دارید، می تونید تاپیکی مجزا داشته باشید که در این مورد هم سایت askdin مناسبتره.

Big Grin بحث روشن پاسخ روشن ولی جالبه که شما هنوز در ابهامات اولیه هستینSmile
پس بحث اینجا تموم شد؟
یعنی بیاییم اونجا بحث کنیم؟
شما نظرات خودت رو اونجا مثلا پاسخ میگیری ولی پاسخ سوالات ما رو که نمیدی/Wink
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۱۴, ۴/تیر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/تیر/۹۵ ۱۵:۰۷ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #34

نقل قول:دوستان این بحث اخرش میخواد به تحری حقیقت برسین دیگه اونم با دست داندازی به هر مطلبی .
"تحری حقیقت" که بهاییا مطرح می کنند، یک شعار تبلیغاتیه. اونها این شعار رو مطرح می کنند اما لوازمش رو فراهم نمی کنند.

"وجوب تحقیق در اصول دین" یه بحث اسلامیه. فقط تا حدودی فراموش شده.

می دونی یکی از انحرافاتی که ما در عقاید ابن تیمیه (پدر فکری وهابیت) می شناسیم، اینه که ایشون تعقل رو تا جایی جایز می دونستند که قرآن و حدیث رو تایید کنه. یعنی این چیزی که توسط برخی دوستان به عنوان نظر اسلام داره مطرح میشه، در واقع یک انحرافه که وارد اعتقادات ما شده.

آقا سینا
اگر به همون تاپیک توی سایت askdin رجوع کنید، می بینید که دیدگاه کارشناس محترم در مورد رجوع به منابع مقداری متفاوت با شماست. من شخصاً ترجیح میدم نظر کارشناس رو بپذیرم.

اگر فقط منابع دست اول باید مطرح بشه، پس چرا این همه فیلسوف و ... نشستن کتاب نوشتن؟ کارشناس محترم یه سری توصیه ها در مورد نحوه استفاده از منابع داشتند که از شما دعوت می کنم مطالعه بفرمایید.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۵۱, ۴/تیر/۹۵
شماره ارسال: #35
آواتار
(۴/تیر/۹۵ ۱۴:۱۴)سعدی نوشته است:  "تحری حقیقت" که بهاییا مطرح می کنند، یک شعار تبلیغاتیه. اونها این شعار رو مطرح می کنند اما لوازمش رو فراهم نمی کنند.

"وجوب تحقیق در اصول دین" یه بحث اسلامیه. فقط تا حدودی فراموش شده.

می دونی یکی از انحرافاتی که ما در عقاید ابن تیمیه (پدر فکری وهابیت) می شناسیم، اینه که ایشون تعقل رو تا جایی جایز می دونستند که قرآن و حدیث رو تایید کنه. یعنی این چیزی که توسط برخی دوستان به عنوان نظر اسلام داره مطرح میشه، در واقع یک انحرافه که وارد اعتقادات ما شده.

آقا سینا
اگر به همون تاپیک توی سایت askdin رجوع کنید، می بینید که دیدگاه کارشناس محترم در مورد رجوع به منابع مقداری متفاوت با شماست. من شخصاً ترجیح میدم نظر کارشناس رو بپذیرم.

اگر فقط منابع دست اول باید مطرح بشه، پس چرا این همه فیلسوف و ... نشستن کتاب نوشتن؟ کارشناس محترم یه سری توصیه ها در مورد نحوه استفاده از منابع داشتند که از شما دعوت می کنم مطالعه بفرمایید.
جناب درسته عنوانش برای اونهاست ولی خودشونم اعتراف دارن که این کار بدیع ما نبوده . ادرس بدم؟
بعدشم تحری حقیقت معنای بدی نمیده که ،‌چرا ناراحت شدیSmile
شما تحقیق تو شریعت الهی رو از اول تا اخر داری پس نگو اسلامی ،‌همینجا بحث جند شق میشه گرامی .
مثلا تو دیانت موسوی ما اصول دین نداریم؟ شاید اصلا اونها بر حق باشن و ما چرا اون رو تحقیق نکنیم؟ یا همینطور شریعت عیسوی و ابراهیمی و .... ؟ شما بنیانت رو کج گذاشتی.
اگه فقط میخوای تو اسلام تحقیق کنی باید به قران و مدارک دسته اول به عنوان راهنما کمک بگیری و با عقل خطا پذیرت اون رو بسنجی . البته ممکنه عریف در عقل رو شما یچی دیگه بگیری برای همین عقل خطا پذیر اوردم*
خوشم میاد شاه به شاخه میری و دوستم داری ما هم باهات بیاییم.
این تیمیه عقل رو چقدر قبول داره ؟
(۴/تیر/۹۵ ۱۴:۱۴)سعدی نوشته است:  می دونی یکی از انحرافاتی که ما در عقاید ابن تیمیه (پدر فکری وهابیت) می شناسیم، اینه که ایشون تعقل رو تا جایی جایز می دونستند که قرآن و حدیث رو تایید کنه. یعنی این چیزی که توسط برخی دوستان به عنوان نظر اسلام داره مطرح میشه، در واقع یک انحرافه که وارد اعتقادات ما شده.
این لفظ ایشونت منو ... . Big Grin
یعنی طبق برداشت شما از روی تحقیاتی که کردی میشه این که عقل ملاک درستی و غلطی قران و حدیث؟
ان خودش خلاف نیست آیا ؟Huh
خوب خدای وهابیت شیخ الاسلام میگه : حتی‌ در اصول‌ دین‌ هم‌ باید به‌ کتاب‌ و سنت‌ رجوع‌ کرد و تنها قرآن‌ است‌ که‌ برای‌ مطالب‌ الهی‌ دلایل‌ عقلی‌ بیان‌ می‌کند.
ابن تیمیه‌، مجموعة التفسیر شیخ‌ الاسلام‌ ابن تیمیة، ج۱، ص۳۸۵، بمبئی‌، ۱۳۷۴ق‌/۱۹۵۴م‌.
الان نظر شما همین بود یا خلاف این؟
نقل قول:نقل قول:نوشته اصلی توسط سعدی شیرازی
سوال اول: اما آیا تحقیق فقط باید با رجوع به کتب مورد تایید علمای اسلامی انجام بگیره؟ اگر ما فقط به کتب نوشته شده توسط علمای اسلامی رجوع کنیم، آیا دچار تقلید نشده ایم؟
اين تحقيق ميتواند مقايسه اي باشد و منحصر در كتب اسلامي نيست اما بهترين راه اينست كه ابتدا فهم درست و كاملي از اسلام داشته باشيد، بعد به مقايسه و بررسي اديان مختلف و ديدگاه آنها در مورد خدا، رسول و معاد بپردازيد.
از طرفي استدلالهايي كه در كتب دانشمندان بكار رفته غالبا از راه عقل و تفكر صورت گرفته كه شما ميتوانيد در مورد اين استدلالها فكر كنيد. به عبارتي استدلالهاي مطرح شده مانند مسائل نقلي(مانند تاريخ و روايات) نيست كه شما هر چه ديديد و يا خوانديد را قبول كنيد.
الان شما این مرحله عبارت قرمز رو طی کردین؟

نقل قول:نقل قول:وشته اصلی توسط سعدی شیرازی

آیا در مورد منابع مورد مراجعه محدودیتی وجود داره؟ به طور مثال آیا برای تحقیق در مورد اسلام، باید فقط به کتب نوشته شده توسط موافقان مراجعه کرد یا اینکه خوندن کتابهای نوشته شده توسط مخالفان هم مجازه (البته به اضافه تعقل)؟

ببينيد براي تحقيق دقيق هر مكتبي بايد به كتاب هاي منبع آنها مراجعه كرد.
مثلا يك مستشرق ديد سطحي نسبت به دين اسلام خواهد داشت تا يك عالم اسلامي.
(۳۰/خرداد/۹۵ ۱۷:۰۶)mahdy30na نوشته است:  با چه زبونی بهتون پاسخ بدم؟ شما میخوای یه تحقیق انجام بدی برای پایان نامه مثلا دکترای خودت ، میری از کتاب شنگول منگول رفرنس میدی و یا کتاب مورد تایید رشته مورد نظر .
اینهم هیج تنافی با نظر و بیانی که اینجا بحث شد نداشت . اگه شما ایرادی میبینی صریح بگو .
بازم تاکید میکنم اون حدیث منقول در ایتدا که خودت لینک دادی رو دوباره بخون شاید رفع ابهام بشه و روش تعقل کن .نمیگم اون حدیث رو بپذیر ببین میگم روش تعقل کن . اون حدیث رو دیالگی بین خودت و یکی دیکه حالا اسمش رو بزار عالم بزار دانشمند بزار عارف بزار فیلسوف بزار منطق دان هرچیزی که میخوای ( اصلا اون رو یه عبارت منطقی و چارچوب منطقی در نظر بگیر عاشق منطق خطا پذیر ) بعد بشین ببین چی بچیه .

پاسخ قسمت دوم هم بقدری تکراری هست که تکرارش فقط اتلاف وقت هست و بس.
تو یه جمع بندی کلی نظر خودت رو نسبت به پرسش خودش با توجه به یافته های عقلیت نقل کن .البته بدون ویرایش های مجدد.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۲۳, ۴/تیر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/تیر/۹۵ ۲۰:۰۷ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #36

نقل قول:بعدشم تحری حقیقت معنای بدی نمیده که ،‌چرا ناراحت شدی[تصویر: happy.png]
آقا سینا، حس کردم این موضوع رو با یک نگرانی مطرح می کنید. به هر حال شاید مناسبتر باشه از همون اصطلاح اسلامیش استفاده کنیم.

در مورد ابن تیمیه متوجه شدم که نتیجه گیریم نادرست بود. از طرفی، نظرات دوستان با نظرات ابن تیمیه تفاوت داره. از طرف دیگه، ابن تیمیه هم ممکنه نظرات درست و نادرست داشته باشه و مطرح شدن یک عقیده توسط او، لزوماً به معنای نادرستی اون عقیده نیست.

نقل قول:الان شما این مرحله عبارت قرمز رو طی کردین؟
این رو در اون سایت مطرح کردم و وقتی پاسخ داده شد خدمت شما عرض می کنم.
سوالم اینه که آیا فردی که در مدرسه و خانواده درسهای مرتبط با دین رو خونده می تونه وارد مراحل بعدی بشه؟

کارشناس محترم این مطلب رو مطرح نکردند که نباید به سراغ به سراغ منابع دست دوم رفت. بلکه نظرشان این بود که اول منابع دست اول خوانده شود و بعد منابع دست دوم (به شرط آشنایی با اصول منطقی و توانایی تشخیص مغلطه ها).
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۰۵, ۴/تیر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/تیر/۹۵ ۲۰:۰۷ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #37

نقل قول:یعنی طبق برداشت شما از روی تحقیاتی که کردی میشه این که عقل ملاک درستی و غلطی قران و حدیث؟
ان خودش خلاف نیست آیا ؟[تصویر: huh.png]
بله عقل ملاکه.
وقتی نبوت رو اثبات کنید، درستی قرآن براتون اثبات میشه.
وقتی امامت رو اثبات کنید درستی احادیث صحیح اثبات میشه.
پس از این اثبات، میشه به قرآن و حدیث استناد کرد.

نبوت و امامت که دو تا از اصول دین اند رو باید از راه عقل بهش رسید. منظور از عقل هم همون عقلیه که من و شما داریم که با ابزار منطق باید جلوی خطاهاش رو بگیریم. البته در این مورد فکر می کنم اختلاف نظر جدی بین ما وجود نداره.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۲۴, ۴/تیر/۹۵
شماره ارسال: #38
آواتار
اگر یک نفر ابتدا قرآن را مطالعه کند و به این باور برسد که قرآن از جانب خداوند است و با درست بودن قران درست بودن نبوت پیامبر خاتم و امامان را قبول کند (اتفاقی که به کرار در صدر اسلام و بعد از آن رخ داده ) آیا این فرد به خطا رفته است ؟!
در حالت دیگر اگر کسی پیامبر را درک کرد یا با مطالعه ی منابع تاریخی به این باور رسید که پیامبر بر حق بوده و با این باور پی به درستی قران ببرد چه ؟!
ایا درست نیست که این دو حالت را معادل هم بدانیم ؟ با چه استدلالی میخواهید یکی را نقض کنید ؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی
۲۰:۵۷, ۴/تیر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/تیر/۹۵ ۲۱:۱۱ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #39

اثبات نباید بر مبنای تقلید باشه؛ اما وقتی شما الهی بودن قرآن رو از راه درستش اثبات کردید، می تونید نتیجه بگیرید که هر چه داخل این کتاب نوشته شده صحیحه (که این خودش یک استدلال عقلیه). واضحه که در صورت اثبات الهی بودن قرآن، نبوت بلافاصله اثبات میشه.

اگر نبوت پیامبر اسلام هم بدون تقلید اثبات بشه، در اون صورت هم بلافاصله الهی بودن قرآن اثبات میشه.

در هر دو حالت، پذیرش قرآن بر اساس یک روش غیر تقلیدیه. حالا ممکنه بر اساس عقل باشه یا هر روش قابل اتکای دیگر.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۵۰, ۸/تیر/۹۵
شماره ارسال: #40

سلام
با توضیحات ارزشمند استاد عامل، ابهاماتی که در این زمینه داشتم رفع شد. از شما دعوت می کنم بحث رو مطالعه بفرمایید:
http://www.askdin.com/showthread.php?t=55479&p=815757
اگر ابهامی هم براتون باقی مونده، در همون سایت مطرح بفرمایید که قاعدتاً نتایج بهتری داره.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا