|
منطق را کاربردی بیاموزیم
|
|
۱۴:۰۱, ۱۷/تیر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/تیر/۹۵ ۵:۱۷ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان
قراره در این تاپیک، یه سری نکات و ترفندها رو با هم یاد بگیریم که به ما کمک کنه بین یک حرف منطقی و یک حرف مغلطه آمیز فرق بگذاریم. به این منظور بایستی دو چیز رو بشناسیم: مغلطه ها و جهت گیری های شناختی. سعی می کنم مطالب به شکل تئوری نباشه و تا حد امکان به صورت عملی این نکات رو یاد بگیریم. برای حفظ انسجام تاپیک، خواهشمندم بحث و گفتگو در این زمینه را در تاپیک زیر انجام دهید: http://forum.bidari-andishe.ir/thread-41880.html توانایی تشخیص مغلطه ها برای همه لازمه. انجام تحقیق بدون داشتن ابزار لازم برای تشخیص مغلطه ها می تونه به سادگی به فریب خوردن فرد منجر بشه. مطالعه تاپیک ارزشمند زیر که حاصل تلاشهای جناب آقای Admirer است را نیز به شما توصیه می کنم: http://forum.bidari-andishe.ir/thread-23132.html یا حق ![]() ![]()
|
|||
|
|
۲۲:۰۵, ۱۷/تیر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/تیر/۹۵ ۵:۲۲ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان
امروز قصد دارم سه تا مغلطه رو به شما معرفی کنم که شباهت زیادی به همدیگر دارند: مغلطه توسل به جهل: به این صورت است که با توجه به اثبات نشدن یک گزاره، نادرستی آن گزاره را نتیجه بگیریم. مغلطه رد استدلال: یعنی از نادرستی یک استدلال، نادرستی نتیجه استدلال را نتیجه بگیریم. مغلطه انتقال بار اثبات: یعنی ادعایی مطرح کنیم و از طرف مقابل بخواهیم عکسش را ثابت کند. _________________________________ برای جلوگیری از گمراه شدن توسط این مغلطه ها، سه قاعده زیر را به خاطر داشته باشید: قاعده 1: - اگر درستی یک گزاره را توانستیم اثبات کنیم، مطمئن می شویم که آن گزاره درست است. - اگر نادرستی اش را توانستیم ثابت کنیم، مطمئن می شویم که آن گزاره نادرست است. - اگر نه توانستیم درستی یک گزاره را اثبات کنیم و نه نادرستی آن را، پس ممکن است آن گزاره صحیح باشد یا غلط. در اینصورت ما با اطلاعات فعلی مان نمی توانیم در مورد درستی یا نادرستی اش نتیجه قطعی بگیریم. قاعده 2: اثبات مدعا بر عهده مدعی است. (به عربی میگن: البینة علی المدعی). از قاعده 2 جهت تشخیص مغلطه استفاده نکنید. چرا که می تواند شما را به اشتباه بیندازد. فقط از آن جهت تذکر دادن به فردی بر مغلطه خودش اصرار می کند استفاده کنید. قاعده 3: اگر با یک روش خاص نتوانستیم گزاره ای را اثبات یا رد کنیم، صرفاً نتیجه می گیریم که روش مذکور برای بررسی صحت گزاره مناسب نیست. بنابراین بایستی به دنبال روشهای دیگر جهت دستیابی به حقیقت باشیم. _________________________________ مثال ساده: جمشید: تعداد موهای سر من 67812 تاست. کوروش: نه اینطور نیست. چه دلیلی برای اثبات حرفت داری؟ جمشید: آیا دلیلی داری که موهای سر من این تعداد نباشه؟ خب اینجا ما با دو تا ادعا روبروییم: ادعای جمشید: تعداد موها دقیقاً 67812 است. ادعای کوروش: تعداد موها دقیقاً 67812 نیست. از آنجا که هیچیک از این دو دلیلی بر اثبات یا رد ادعاشون مطرح نکرده اند، پس ممکنه ادعاشون درست باشه یا نادرست. یعنی ممکنه موهای سر جمشید 67812 باشه یا نه. اما یک مسئله وجود داره: اگر جمشید دلیلی بر ذکر این عدد خاص نداره و مثلاً شمارشی انجام نداده، پس خیلی بعیده که ادعای جمشید درست باشه. مثل اینه که جمشید یه عدد تصادفی گفته باشه که به احتمال خیلی کمی شانسی درست از آب در میاد. بایستی توجه کنیم که منطق کلاسیک، یک منطق صفر و یک است. احتمالات داخلش مفهومی نداره. اما شما احتمالات رو گوشه ذهنتون داشته باشید. (البته اگر دنبال یک چارچوب محکم برای احتمالات می گردید، "احتمالات بیزی" رو بهتون معرفی می کنم). |
|||
|
|
۹:۰۴, ۱۸/تیر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/تیر/۹۵ ۱۲:۴۰ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
مثال:
یکی از استدلالهای مطرح شده برای اثبات وحیانی بودن قرآن، بر اساس این است که کلمه یوم در قرآن 365 بار آمده است. اما فردی به شما می گوید که تعداد تکرار کلمه یوم 365 نیست و عدد دیگری را مطرح می نماید. http://www.askdin.com/showthread.php?t=4...post187623 حال از این موضوع چه نتیجه ای بگیریم؟ نکته اول: از اونجایی که خود ما شمارش رو انجام ندادیم، نمی دونیم کدوم یکی از این گفته ها درسته. پس تا وقتی که تعداد کلمات رو بررسی نکردیم، در یک حالتی از شک می مونیم که شاید تعداد تکرار این کلمه 365 باشه یا نه. ما تا وقتی مطمئن نشدیم که مقدمات استدلالمون صحیحه، نمی تونیم ازش استفاده کنیم. نکته دوم: اگر مطمئن هم بشیم که تعداد تکرار این کلمه به مقدار ذکر شده نیست، تنها نتیجه منطقی که می تونیم بگیریم اینه که وحیانی بودن قرآن از این طریق قابل اثبات نیست. در این صورت بایستی راه دیگری برای فهمیدن حقیقت پیدا کنیم. (مثلاً ممکنه استدلال دیگری رو به کار ببریم) نکته سوم: اگر به این نتیجه رسیدیم که این استدلال نادرسته، باید بدون تعارف این استدلال رو بگذاریم کنار. نباید به دلیل علاقه ای که به نتیجه یک استدلال داریم، به خود استدلال تقدس بدیم. کنار گذاشتن استدلالهای نادرست یک شرط لازم برای تفکر منطقیه. وقتی ما استدلالهای نادرست رو دور ریختیم، متوجه میشیم که آیا استدلال درستی داریم که بشه بهش تکیه کرد یا نه؟ اگر داشتیم که چه بهتر. اگر هم نداشتیم که خوب باید ببینیم در نبود استدلال چطور میشه راه درست رو پیدا کرد. |
|||
|
|
۱۲:۳۹, ۱۸/تیر/۹۵
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
با سلام خدمت دوستان گرامی که تا اینجا بحث رو پیگیری فرمودند.
_______________________________________ بریم سراغ مثال بعدی: در مباحث خداشناسی، یک برهان داریم به اسم "برهان جهان تنظیم شده" (لینک). اساس این برهان این هست که اگر ثوابت قوانین فیزیک قدری متفاوت با آن چیزی بود که در حال حاضر هست، حیات نمی توانست شکل بگیرد. در نتیجه بایستی یک ناظم هوشمند وجود داشته باشد که ثوابت فیزیک را با هدف ایجاد حیات تنظیم کرده باشد. از طرف دیگر، فرضیه ای در فیزیک وجود دارد به اسم "فرضیه چند جهانی". طبق این فرضیه، بی شمار جهان مختلف وجود داره که هر کدومشون ثوابت مختلفی دارند (یکی از اساتید فیزیک، تعداد این جهانها را ده به توان پانصد هزار بیان می کرد). اگر این فرضیه درست باشه، از بین این بی شمار جهان بالاخره تعدادی جهان وجود داره که شرایط مناسب برای شکل گیری حیات داشته باشند و بالاخره در تعدادی از جهانها موجودات هوشمندی به وجود میاد و وقتی این موجودات به اطرافشون نگاه می کنند، متوجه میشن که دارند در یک جهان "مناسب" زندگی می کنند. پس اگر این فرضیه درست باشه، برای به وجود آمدن موجودات هوشمندی که خود را در جهانی تنظیم شده بیابند، لزوماً نیاز به یک تنظیم هدفمند وجود ندارد. (می تونید این سخنرانی رو از آقای برایان گرین در این مورد ببینید. ایشان یکی از بنیانگذاران نظریه ریسمان در فیزیک جدید هستند). اما یک مسئله اینجا هست: فرضیه چند جهانی رد یا اثبات نشده. یعنی ما مطمئن نیستیم که این فرضیه درست است یا خیر. حال سوال این است که چطور از این بحث نتیجه گیری کنیم؟ _______________________________________ جواب اینه که فرضیه چند جهانی نه رد شده و نه اثبات. پس ممکنه درست باشه یا غلط (همان طور که گفته شد، از اثبات نشدن چیزی نمیشه نادرستی اش رو نتیجه گرفت). اگر فرضیه چند جهانی درست نباشد، در این صورت برای ایجاد شرایط حیات نیاز به یک تنظیم کننده هوشمند وجود دارد. اما اگر این فرضیه درست باشد، در این صورت ایجاد چنین شرایطی نیازمند تنظیم هوشمند نیست. در نتیجه، برای ایجاد یک جهان دارای ثوابت فیزیکی مناسب، ممکن است وجود یک ناظم هوشمند ضروری باشد یا نباشد. وقتی ما در درستی مقدمات "برهان جهان تنظیم شده" تردید داشته باشیم، دیگر نمی توانیم از آن برای رسیدن به یک نتیجه یقینی استفاده کنیم. یک قاعده: وقتی در درستی مقدمات یک استدلال شک داریم، نمی توانیم از آن استدلال نتیجه یقینی بگیریم. به قول علما: اذا جاء الاحتمال، بطل الاستدلال. (هنگامی که احتمال وارد می شود، استدلال باطل می گردد) |
|||
|
|
۱۵:۲۵, ۱۸/تیر/۹۵
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
سوالی داشتم لطفا راهنمایی کنید :
من و دوستم خانه ی چند مرتبه ای دیدیم و من با اطمینان گفتم این بنا ، بنایی ماهر داشته . اما دوستم ادعا کرده این بنا ، بنا ندارد و حاصل گردش (مه و خورشید و فلک ) بوده است ! (واضحا نه من میتوانم نظریه ی او را رد کنم و نه دوستم میتواند دلیلی بر ادعایش بیاورد ) نظر جنابعالی در مورد پیدایش این بنای چند طبقه چیست؟ |
|||
|
۱۵:۴۲, ۱۸/تیر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/تیر/۹۵ ۱۶:۵۸ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
سلام آقا عمار
در تاپیک زیر در خدمتتون هستم. (۱۷/تیر/۹۵ ۱۴:۰۱)سعدی نوشته است: برای حفظ انسجام تاپیک، خواهشمندم بحث و گفتگو در این زمینه را در تاپیک زیر انجام دهید:بعد از بحث، نکاتی که بهش رسیدیم رو در اینجا میارم. |
|||
|
۱۵:۴۷, ۱۸/تیر/۹۵
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
ایده ی جالبی نیست بحث تو دو تا تاپیک جدا باشه ! (یه ذره پیش رفته تر از این حالت میشه که یکی با دونام کاربری با خودش گفتگو کنه !!)
به هر حال هر جا دوست داشتی جواب بده ! |
|||
|
|
۱۷:۱۹, ۲۱/تیر/۹۵
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
سلام خدمت شما
جدا کردن دو تاپیک فقط برای انسجام مطالبه. سعی می کنم هر جا در بحثها به نکته جدیدی رسیدیم، در تاپیک اصلی انعکاس بدم. از دوستان دعوت می کنم بحثهای دوستان در این مورد رو هم دنبال کنند: http://forum.bidari-andishe.ir/thread-41880.html احتمالات شرطی و قاعده بیز: گاهی اوقات نمی تونیم در مورد درستی یا نادرستی یک گزاره به طور قطع نظر بدیم، اما می تونیم یک احتمال درستی به گزاره مورد نظرمون نسبت بدیم. دقیقترین روشی که برای پاسخ به سوال فوق داریم، استفاده از احتمالات شرطی است. در مثال زیر، روند انجام این کار توضیح داده میشه. این روش نتیجه ای از قاعده بیز است: مثال: فرض کنید یک روز صبح از خانه بیرون می آیید و می بینید آسفالت خیابان ترک خورده. چقدر احتمال می دهید که این ترک خوردگی بر اثر سقوط یک هواپیما ایجاد شده باشد؟ برای حل این مسئله، مراحل زیر رو طی کنید: 1- قبل از اینکه از خانه بیرون بیایید و ترک خوردن آسفالت را مشاهده کنید، چقدر احتمال می دادید که هواپیما در جلوی خانه شما سقوط کرده باشه؟ (به این پارامتر میگن "احتمال مقدم" یا Prior). فرض کنید شما پیش از انجام این مشاهده، به اندازه p احتمال می دادید که هواپیمایی در همان محل سقوط کرده باشد. 2- نسبت احتمال مقدم را مشخص کنید. یعنی نسبت "احتمال سقوط هواپیما" به "احتمال عدم سقوط هواپیما" پیش از انجام مشاهده. مقدارش میشه برابر با R=p/(1-p) 3- سقوط هواپیما احتمال ترک خوردن آسفالت را چقدر افزایش میدهد؟ فرض کنید اگر هواپیما سقوط کند آسفالت حتما ترک می خورد، اما اگر سقوط نکند، باز هم آسفالت به احتمال 0.1 (10 درصد) ترک می خورد. پس سقوط هواپیما احتمال ترک خوردن آسفالت را 10 برابر افزایش داده. اسم این پارامتر رو می گذاریم K . پس در اینا K=10 4- K و R را در هم ضرب کنید. این میشه نسبت احتمال موخر. مثلاً اگر پیش از خروج از خانه، "احتمال سقوط هواپیما" یک میلیاردم "احتمال عدم سقوط هواپیما" بوده، پس از انجام این مشاهده، این نسبت به "ده میلیاردم" افزایش پیدا می کند. |
|||
|
|
۸:۳۸, ۱۰/شهریور/۹۵
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
سلام مجدد خدمت دوستان گرامی
یکی از مغلطه های خیلی رایج در مسائل اعتقادی، مغلطه دور است. مغلطه دور زمانی اتفاق می افتد که از فرض درستی یک گزاره در اثبات همان گزاره استفاده کنیم. مثال 1: اگر ما برای اثبات حقانیت یک دین، از منابع درون دینی استفاده کنیم دچار مغلطه دور شده ایم. چرا که منابع درون دینی تنها پس از اثبات حقانیت دین قابل استفاده اند. مثال 2: اگر برای اثبات اینکه "هیچ کسی نمی تواند مانند قرآن را بیاورد" از منابع درون دینی استفاده کنیم، دچار مغلطه دور شده ایم. زیرا پس از آن قرار است از این گزاره برای اثبات وحیانی بودن قرآن بهره ببریم. مثال 3: به طور مشابه، اگر ما در بحث تحدی قرآن، برای "مثل قرآن بودن" شرطهایی از قبیل "جامع تمام علوم بودن" را قرار دهیم، تنها در صورتی دچار مغلطه دور نشده ایم که "جامع تمام علوم بودن قرآن" را بدون فرض الهی بودن قرآن اثبات کرده باشیم (یعنی بتوانیم در حالتی که نمی دانیم قرآن الهی است یا خیر، اثبات کنیم تمام علوم در قرآن هست). مثال 4: اگر ما اسلام را به این دلیل الهی بدانیم که "احکام خیلی خوبی دارد"، تنها در صورتی دچار مغلطه دور نشده ایم که خوب بودن احکام اسلام را بدون فرض الهی بودن اسلام اثبات کرده باشیم. (البته به یاد داشته باشید که نادرستی یک استدلال لزوماً به معنای نادرستی نتیجه استدلال نیست. اگر درستی یک عقیده را با یک روش خاص نتوانستیم بررسی کنیم بایستی به دنبال راههای دیگر باشیم.) یک دفاعی که گاهی اوقات از این مغلطه صورت میگیره اینه: می گویند ما راههای دیگری هم برای اثبات درستی گزاره مورد نظرمان داریم. پس می توانیم این گزاره را به روشی دیگر اثبات کنیم و سپس آن را به عنوان فرض در استدلالمان به کار بریم. در جواب باید گفت که اگر استدلال محکمی برای اثبات گزاره مورد نظر وجود داشته باشد، همان کفایت می کند و دلیلی برای مطرح کردن یک استدلال دوری وجود ندارد. مثال: فرض کنید فردی مسیر زیر را برای اثبات الهی بودن یک مذهب به کار ببرد: 1- به روشی ثابت کند که آن دین الهی است. 2- از الهی بودن آن دین، درستی منابع درون دینی را نتیجه بگیرد. 3- به روش درون دینی اثبات کند که آن دین الهی است. خب واضح است که ما نیازی به گامهای 2 و 3 نداریم. اگر در همان گام 1 از روش درستی برای اثبات بهره گرفته شده باشد کفایت می کند. از طرف دیگر، اگر استدلال محکمی در گام 1 استفاده نشده باشد گامهای 2 و 3 کمکی به قوی تر شدن استدلال نمی کنند. موفق و پیروز باشید |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| يك منطق بسيار ساده، نتيجه گيري با خواننده محترم | علی 110 | 0 | 1,210 |
۷/خرداد/۹۷ ۱۶:۲۱ آخرین ارسال: علی 110 |
|
| اعدام منطق حاکمان ناتوان | Mforootaghe | 0 | 859 |
۲۸/فروردین/۹۶ ۱۱:۳۷ آخرین ارسال: Mforootaghe |
|









