کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بیوتروریسم و تهدیدهای نوین علیه مسلمانان
۱۲:۴۳, ۲۸/تیر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/تیر/۹۵ ۱۲:۴۴ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بیوتروریسم و تهدیدهای نوین علیه مسلمانان – بخش اول( قسمت اول )

[تصویر: bioterorism-dr-karami-1-660x319.jpg]
اشاره:
پروفسور دکترعلی کرمی استاد تمام دانشگاه علوم پزشکی بقه ا… (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دارای تخصص زیست فناوری (بیوتکنولوژی) پزشکی و فوق تخصص مهندسی ژنتیک و بیولوژی مولکولی حدود ۳۰ سال است که در کنار تحقیقات و تدریس در حوزه های تخصصی دانشگاهی خود در عرصۀ دفاع بیولوژیک، بیوتروریسم و تهدیدهای نوین فعالیت می کند. وی که مسئول پدافند غیرعامل دانشگاه بقیه ا…(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است، در گفت و گویی صمیمی و دلسوزانه دربارۀ تهدیدهایی صحبت کرد که دشمنان علیه تشیع و حتی بشریت به کار می گیرند. امید که این گفت و گو سرآغاز فعالیت های بعدی باشد و مقبول طبع شریف امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قرار گیرد.
لطفاً، ابتدا بفرمایید معنای بیوتروریسم چیست؟
با تشکر از شما، لازم است در آغاز این را عرض کنم که سلاح های کشتار جمعی، چهار دسته است: هسته ای، بیولوزیک، شیمیایی و رادیولوژیک.
از زمان دفاع مقدس که به دانشگاه وارد شدم، متوجه شدم که دشمن علاوه بر تسلیحات عادی، امکان استفاده از یک سری سلاح ها را که به سلاح های کشتار جمعی معروف هستند، دارد. متأسفانه طی سال های بعد از آن هم دیدیم که صدام در جنگ، از سلاح های شیمیایی به نحو گسترده ای علیه نیروهای نظامی و غیر نظامی استفاده کرد. معلوم شد این سلاح ها کار جمعی دشمنان بین المللی ماست و صدام فقط عامل اجرایی آنها بوده است. ما از حدود سال ۶۳ می دانستیم احتمال دارد که صدام از سلاح های بیولوژیک یا میکروبی هم استفاده کند. خبر داشتیم که غربی ها سلاح های میکروبی در اختیار صدام گذاشته اند که خدا را شکر جنگ تمام شد و او نتوانست از اینها غیر از چند مورد محدود استفاده کند. مثلاً در شهر «سلیمانیه» که کردهای عراق تظاهرات کرده بودند، آب شهر را با میکروب عامل اسهال و استفراغ آلوده کرده بودند و به این ترتیب، شورش مهار شد یا در چند مورد، علیه رزمندگان ما این سلاح ها را تست کرد که سبب عفونت و مسمومیت رزمندگان شد.
بعد از پایان جنگ، عنوان و شکل ماجرا عوض شد و به جای جنگ، موضوع تهدیدات بیولوژیک در دستور کار قرار گرفت. این مقوله خودش چند نوع است و یک نوع از انواع آن، بیوتروریسم است.
واژۀ بیوتروریسم از دو بخش تشکیل شده است: بیو و تروریسم؛
بیو به معنای حیات و زندگی است و تروریسم به معنی تهدید و ارعاب و کشتن افراد.
در کشور ما، مقولۀ تروریسم موضوع کاملاً شناخته شده ای است و در طول بیش از سی سال بعد از انقلاب، حقیقتاً کشور ما قربانی ترور بوده است. ترور، تهدید و ارعابی است که به حذف فیزیکی فرد منجر شود. ترور عادی با بمب و تفنگ و اسلحه و مواد منفجره و مانند آن اتفاق می افتد؛ اما در کنار آن، چون استفاده از سلاح در کشورها، روز به روز سخت تر می شود، بعضی ها فکر کرده اند راه های ساده تری هم برای ترور هست که سیستم های اطلاعاتی و امنیتی هم متوجه این روش ها نشوند. این روش ها با استفاده از عوامل بیولوژیک، شیمیایی و رادیولوژیک است که به اولی «بیوتروریسم»، دومی «کیموتروریسم» و سومی «رادیوتروریسم» گفته می شود.
تعریف ساده بیوتروریسم با این مقدمه،چهره زشتی از ترور با استفاده از عوامل و سموم بیماری زای بیولوژیک،یعنی با منشا زیستی(نه شیمیایی که سلاح شیمیایی را به وجود میآورد)،طبیعت و موجودات زنده در عرصه های انسان ،دام،محصولات کشاورزی و هر چیزی که با انسان ارتباط پیدا میکند برای ترور،ارعاب،صدمه زدن به یک جامعه است،یعنی به جای گلوله و تفنگ که استفاده از آنها سخت،خطرناک و قابل رصد است،می آیند از این موارد استفاده میکنند.
روش های بیوتروریستی از استفاده از سلاح به مراتب خطرناکترند؛چون یک سلاح می تواند یک یا نهایتا چند نفر یا یک بمب مثلا ۵۰ یا ۱۰۰ نفر را بکشد؛اما اگر خدای ناکرده آب،هوا،سبزی و داروی یک شهر آلوده گردد،به یک جمعیت گستردۀ ده ها هزار یا در یک کشور، میلیون نفری آسیب رسانده می شود.مثلا الان که در حال ضبط این گزارش هستیم؛در شهر “سپیدان”استان«فارس»به دلیل برخی سهل انگاری ها،با آلوده شدن منابع آب شهر،حدود ۲۰۰۰نفر بیماری گوارشی و اسهال و استفراغ گرفته اند.اینقدر خطرناک است.
دشمنان و به خصوص تروریست ها وقتی میزان تاثیر گذاری این سلاح را مشاهده کردند،با کمال تاسف به آن بیشتر علاقه مند شدند.
ببینید الان در کشور ما،ترور را تا آن سوی مرزها روی هوا شکار می کنند؛اما وقتی فقط یک خبر دربارۀ آلوده بودن یک مادۀ غذایی،مانند ماجرای روغن پالم پخش میشود،کلّ کشور ملتهب می گردد.عوامل بیولوژی اصلا قابل شناسایی و رصد نیستند و شما به راحتی از همه دستگاه های بازرسی می توانید مثلا یک بسته خرمای آلوده شده را رد کنید. در حالی که این دستگاه ها یک ناخن گیر کوچک را میتوانند رصد نمایند، اما به راحتی میکروب ها را رد کرده و واردکشور می کنند،الان ما در شرق کشور ،معظلی به نام دام های آلوده و سرگردان داریم که دام ها را آلوده میکنند و آنها را در مرزهای ما رها میکنند. این دام ها ، آلوده به ویروس هایی هستند و وارد گلّه های ما می شوند. سخت است،شما بتوانید بفهمید این گاوی که الان دارد به گلّۀ شما اضافه می شود،صاحب دارد یا نه؟سالم است یا بیمار؟اخباری دربارۀ بیماری فراگیر دام ها در شهرهای مختلف این روزها میشنوید،ناشی از این جریانات است.قاچاق دام از کجا مععلوم است با هدف آلوده کردن و بیوتروریسم نباشد،پس بیوتروریسم روشی است بسیار مخفی و متنوع.
عوامل بیولوژیک مورد استفاده در این سلاح و تهدید ها هم عبارتنداز: ویروس ها،میکروب ها،قارچ،انگل،سموم گیاهی و حیوانی،سموم موجود در میکروب ها مانند بوتولیسم.
تصوّر کنید یک نفر این سم خطرناک بوتولیسم یا هر سم دیگری را وارد آب یک شهر بکند یا در جایی که جمعیت زیادی تجمّع کرده اند،از طریق گلاب هایی که روی سر مردم میپاشند،آنرا به مردم منتقل کند.مردم هم هیجان زده،خیال میکنند این طرف دارد کار خیر انجام می دهد.راه های انجام این تهدیدات به قدری ساده است که حتی نیروهای امنیّتی هم نمیتوانند این اقدامات را متوجه شوند.
پایان قسمت اول از بخش اول
[/b]
وبسایت دکتر روازاده : برگرفته شده از: مجله موعود شهریور و مهر ماه ۱۳۹۴ شماره ۱۷۵ و ۱۷۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: قلب ، rezamohammadi ، بیداری اندیشه ، میثم2 ، سدرة المنتهی ، AMINI ، فانوس *7* ، عبدالرحمن ، MohammadSadra ، yektasepas
۱۴:۱۳, ۲۹/تیر/۹۵
شماره ارسال: #2
آواتار
بیوتروریسم و تهدیدهای نوین علیه مسلمانان – بخش اول( قسمت دوم)

[b]این عوامل تهدید زا با چه روش هایی به کار گرفته می شوند؟
روش های به کار گیری این عوامل بسیار گسترده است. در میان چهار روش کشتار جمعی که اشاره کردم،فقط این یکی زنده است،بقیّه مرده اند؛یعنی شیمیایی،رادیولوژیک و هسته ای موّاد مرده هستند؛ولی عواملی بیولوژیک_ البّته غیر از سم که محصول عامل بیولوژیک است_ زنده اند و تکثیر می شوند. به همبن علّت هم هست که این روزها اخبار بیوتروریسم بیشتر شده و با آن جدّی تر از قبل مواجهیم. چون زنده است،می تواند تکثیر شود.مابستر تکثیر را هم متاسفانه فراهم کرده ایم. ببینید موضوع زباله در شهرهای ما،اصلا مقولۀ کنترل شده ای نیست.مردم رعایت نمی کنند،جوی های آب آلوده به مواد غذایی می شود و این زباله های غذایی بستر رشد میکروب ها می شوند. بوی گند زباله یعنی رشد میکروب .موش و بقیه حیوانات هم منتقل کننده و دامن زننده به این بیماری ها هستند.
داروهم یکی از روش بیوتروریسم است.نمونه اش همین ماجرای فاکتور ۸ که از طریق داروهای آلودۀ فرانسوی ،صدها نفر را به هموفیلی و ایدز مبتلا کرده اند.برخی از شرکت های دارویی هم هستند که از طریق قاچاق ،الان دارند داروهای آلوده را به کشور وارد میکنند.
جوانان ما بستر تهدیدهای بیولوژیک هستند؛چون در سن باروری و تصدّی مدیریت ها و ….هستند.الان سالن های ورزشی مورد تهدیدات بیولوژیک شده اند ،سند داریم که این مکمل هایی که بدنسازی استفاده می شوند،عقیم کننده اند،داروهای کنترل بارداری ممکن است در نهایت،منجر به عوارض جبران ناپذیری بشوند. از موارد بسیار مهّم بیوتروریسم،غذا است.سازمان بهداشت جهانی سال۲۰۱۵م. را باشعار امنیّت غذایی از مزرعه تا سفره قرار داد چرا؟چون غذا به عنوان یک ضرورت غیر قابل اجتناب،مورد مصرف روزانۀ بشر ازتولّد تامرگ است. اخیرا موضوع ایمنی و امنیّت غذا را به شدّمورد توجّه قرار گرفته است؛زیرا بسیاری از بیماری ها ازطریق آب و غذا منتقل میشوند چه به شکل بیماری های حادّ مزمن که پس از سال ها بروز پیدا میکنند.
آلودگی مواّد غذایی به انواع موادّ شیمیایی ،سموم و میکروب ها،میتواند به شدّت مشکل ساز شود.دشمن میتوانند آلوده کردن مواد غذایی چه وارداتی چه داخلی،کشور را دچار مشکل کند.بروز انواع آفات در محصولات کشاورزی و دامی می توان عمدی باشد. پس باید خیلی مراقب بود.
حال موضوع جدیدتری هم در ۲۰سال گذشته مطرح شده است و آن هم ورود محصولات غذایی دستکاری شدۀ ژنتیکی یا تراریخته به بازار جهانی است که به GMO معروف است.شکّی در این نیست که از فناوری های نوین زیستی باید برای ارتقا ی کفیت و کمیّت موادّغذایی استفاده شود؛ولی حرف ما این است ،ابهاماتی در مورد سلامتی محصولات تراریخته ،مثل برنج ،ذرّت ،سویا،و…برای انسان و طبیعت وجود دارد. این محصولات قبل از ورود به مزرعه باید آزمایشات مختلف ایمنی طرح کنند و از طرف مسئولان مربوط مجوّز دریافت کنند.حال با کمال تاسف میشنویم هزاران تن از این محصولات،به عنوان خوراک دام یا روغن یا حتّی محصول قابل مصرف ،مثل برنج و ذرّت وارد می شوند؛در حالی که مردم اطلاّع ندارند که ترا ریخته است؟یا بذر های تراریخته وارد مزارع کشور شده است آیا نظارتی بر اینها هست،که کنترل شده باشند؟آیا این آزمایش های لازم برای ایمنی آن برای مردم و طبیعت انجام شده است؟آیا مجوزاخذ شده است؟
مسئولان مربوط بایست در این مورد ،بسیار دقـّت کنند.سلامت مردم و طبیعت کشور اولویت اوّل امنیت ملّی است. هدف بعدی بیوتروریسم غذای شماست!
بازارنمونه روش های استفاده شده ،میتوان به پاکت نامه اشاره کرد.که افراد برای ابراز دشمنی؛مادّه آلودۀ بیولوژیک را با سمّی روی مثلا شکلات ریخته و برای خانواده ای پست میکنند.هواپیمای سمپاشی یا در همین پهباد های دشمن یکی از ابراز های مورد استفاده برای انتقال این عوامل هستند که ممکن است،شبانه،بی سروصدا بیایندو یک شهر را آلود کنند.البتّه به همین علّت،سیستم پدافند هوایی ما فوق العاده تقویت شده است. یا مواد غذایی و محصولات کشاورزی راآلوده و مسموم کنند،مواّد غذایی که قوت روزانهۀمردم است،بستر مناسبی می باشد که دشمن می تواند مردم آلوده کند. به علّت این تنوع گسترده و عجب راه های تهدید بیولوژیک،باید در خرید موّاد خیلی دقّت کرد.البتّه وظیفۀ مسئولان نظام این است که نگذارند این مواد به دست مردم برسد،ولی بد نیست خودمردم هم در خرید ها دقت کنند.
در دنیای کنونی، حملات بیوتروریستی از ناحیۀ کدام کشورها و گروه ها بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد؟[/b]
برای پاسخ به این سؤال، ابتدا باید ببینیم کشور مورد مطالعۀ ما چقدر تهدیدپذیر است؟ مثلاً کشورهای «سوییس» و «سوئد» از نظر ما نسبتاً کشورهای امنی به شمار می آیند، اما کشوری که به دنبال استقلال باشد یا دشمنانی داشته باشد، این کشورها قطعاً تهدیدپذیرترند. ریشۀ اصلی این تهدیدها، رژیم صهیونیستی و بعد از آن، آمریکاست. یکی از بزرگترین اماکن تولید عوامل بیولوژیک در رژیم صهیونیستی است. مرکز تحقیقات بیولوژیک آنها ۳۰۰ دانشمند PHD دارد که کار آنها فقط تولید عوامل بیولوژیک برای اهداف خاص و ترور آدم هاست. کار این مجموعه، به دست آوردن راهای رسیدن به این اهداف است.
ببینید طی سال های گذسته، همۀ رؤسای جمهور «آمریکای لاتین» سرطان گرفتند. هوگو چاوز را در عرض ۲ سال با سرطان حاد، بی شک عمدی، حذف کردند.محققان را هم از خودشان می فرستند و نمی گذارند اخبار و اطلاعات مربوط به آن گفته شود. الآن به همین علت، پزشکی و درمان سرطان در «کوبا» فوق العاده پیشرفت کرده و رؤسای جمهور کشورهای همسایۀ کوبا برای درمان به آنجا می روند. یاسر عرفات را که با آنها دست داده بود، او را هم قطعاً عمدی حذف کردند. اسنادی داریم که خیلی ها را از این طریق حذف کرده اند. تروریسم بیولوژیک متأسفانه در حال تبدیل شدن به یک تهدید جدی علیه کشورهای مختلف، از جمله ایران است.
متأسفانه بعد از اینکه شناسایی تروریست های انتحاری راحت تر شده است، الآن ما انتحاری های بیوتروریستی را می بینیم که به وجود آمده اند. به فرد یک لیوان آب آلوده می نوشانند. یک هفته زمان لازم است تا علائم بیماری نمایان شود. وی به راحتی بدون آنکه چیزی مشخص شود از مرز رد می شود. بعد از چهار روز علائم بیماری نمایان می شود و او سراغ آب شهر و اماکن شلوغ می رود و … به این ترتیب، الآن دارد چهرۀ تروریسم عوض می شود و باید به بیوتروریسم جدی تر از قبل توجه شود؛ مثلاً می توانند در مترو آدامس هایی فوق العاده ارزان توزیع بشود و هزاران نفر را آلوده کنند یا در مهد کودک ها و … خیلی روش ها دارد که رصد آن را مشکل می کند.
متأسفانه اخباری در دست داریم که گروه های تروریستی، منطقه را دارند به سلاح های جنگ نوین مسلح می کنند. اسنادی را در یکی از جلسات نشان دادم، داعش به شدت دارد به سمت جنگ بیولوژیک پیش می رود. چون می تواند به شدت ارعاب به وجود بیاورد.
همچنین اخباری هست که منافقان دوره های آموزشی استفاده از سلاح های بیولوژیک را در «اردن» دیده اند که چطور به مسئولان نزدیک شوند و در لحظه ای که حواسشان پرت شد، او را آلوده کنند.
البته ما هم آموزش های متقابل را به محافظان شخصیت ها داده ایم.
با همۀ تلاش و زحماتی که در این روزها، در این عرصه کشیده می شود و اشراف اطلاعاتی خوبی که داریم، متأسفانه اخبار بدی هم هر از چندگاهی، به گوشمان می خورد؛ مثلاً ۷۰% زیتون ایران آلوده شده است. سندی داریم که رژیم صهیونیستی ویروس خاصی را فقط برای زعفران ایران دارد طراحی می کند. ۸ سال است برای آلوده کردن دارند تلاش می کنند و ما جلویش را گرفته ایم. احتمالاً یکی از علل «جنگل های زاگرس» که این روزها ظاهراً بی دلیل دارند می سوزند، همین عوامل بیولوژیک باشند. البته جنبۀ تلخ ماجرا هم اینجاست که برخی مسئولان این تهدیدها را جدی نمی گیرند و تا وقتی دچار آسیب ها نشویم، هوشیار نمی شوند؛ مثلاً همین سیلی که این روزها آمد و آمادگی کافی برایش وجود نداشت. من همیشه در سخنرانی های سی سالۀ خودم بارها گفته و اخطار داده ام که آمادگی پیش از بحران، نه پس از آن. سیستم های هشدار سریع لازم است قبل از وقوع فاجعه، نه سر و صدا پس از آن. در این سیل اخیر، کل خسارات، در عرض ۱۵ دقیقه اتفاق افتاده بود. سیل رودخانۀ «قم» هم همین طور بود. این در حالی است که در سونامی های عظیم آمریکا، مثل «کاترینا» فقط ۳۰ – ۴۰ نفر مردند، چون قبل از وقوع حادثه، اخطار کافی داده بودند و از ده روز قبل، شهر تخلیه شده بود.
رشته های نوینی مثل مهندسی ژنتیک و سنتز بیولوژیک آمده که با آنها، ویروس سنتز می شود و دانشمندان مراکز تحقیقاتی نظامی آمریکا و اسرائیل هر طور دلشان بخواهد، ویروس جدید را سنتز می کنند؛ یعنی ویژگی های چند ویروس را انتخاب و با هم ترکیب کرده و یک ویروس جدید می سازند. به همین دلیل، به اینها تهدیدات نوین و جنگ نوین گفته می شود.
برخی مقالات انتشار یافته در منابع معتبر، نشان دهندۀ استفاده از روش های نوین مهندسی ژنتیک جهت تولید عوامل بیولوژیک نوین، موسوم به کایمرا یا ترکیبی است که بسیار خطرناک تر از ویروس های طبیعی هستند.
پایان قسمت دوم از بخش اول
وبسایت دکتر روازاده : برگرفته شده از: مجله موعود شهریور و مهر ماه ۱۳۹۴ شماره ۱۷۵ و ۱۷۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میثم2 ، Hadith ، بیداری اندیشه ، سدرة المنتهی ، rezamohammadi
۹:۰۵, ۳۰/تیر/۹۵
شماره ارسال: #3
آواتار
بیوتروریسم و تهدیدهای نوین علیه مسلمانان – بخش اول( قسمت سوم)

آیا می توان سلاح های بیولوژیک را تقسیم بندی کرد؟
همان طور که سلاح های نظامی را به دوربرد و نزدیک برد دسته بندی کرده اند، این سلاح ها را به سه دستۀ الف، ب و ج تقسیم کرده اند. از یک منظر دیگر هم به پنج دستۀ ویروس، باکتری، قارچ، میکروب و سم تقسیم می شوند. از منظر دیگر هم انسانی، گیاهی، دامی و حتی اهداف صنعتی.
طبقه بندی عوامل بیولوژیک بر اساس میزان شدت و حاد بودن آن که به گروه الف و ب و ج تقسیم بندی می شود، مهم است. بعضی از این ویروس ها و باکتری ها سموم که خیلی خطرناکند، اینها را در دستۀ الف جا می دهند. دستۀ الف به عوامل کشنده و با قدرت واگیر خیلی زیاد گفته می شود. مثل ویروس آبلۀ انسانی که همیشه در صدر فهرست الف است؛ هر چند ریشه کن شده؛ اما ویروس آن وجود دارد و خبر داریم که دشمنان ما آن را تولید هم کرده اند. خبرهای بیماری ابولا را شنیده اید که چه کرد؟ نزدیک به ۱۸۰۰۰ نفر را در کشورهای آفریقایی در سال گذشته، کشت. کسی که به این ویروس مبتلا بشود، درمانی ندارد و تقریباً ۹۰% می میرد. CCHF یا همان تب کریمه «کنگو» از جملۀ تب های هموراژیک (خونریزی دهنده) است که خون شل می شود و از همۀ مجاری انسان (گوش، بینی، چشم، …) بیرون می زند. هاری، آنفولانزای خوکی و … اینها همه ویروس های بیولوژیک خطرناک هستند. در میان باکتری ها هم سیاه زخم، باکتری فوق العاده خطرناک و کشنده ای در دام هاست و انسان به سه شکل گوارشی، پوستی و خونی، ریوی و تنفسی آن را می گیرد. نوع ریوی آن، از بقیه خطرناکتر است و حتماً می کشد. همین طور میکروب طاعون که بسیار کشنده بوده و در تاریخ، داستان های مرگ گستردۀ آن، به اسم طاعون سیاه معروف است.
ویروس هایی را که کمی ضعیفترند، آنها را به دستۀ ب می برند. اینها ناتوان کننده اند؛ نه کشنده. مثلاً «نوروویروس» یک ویروس است که چنان شما را دچار ضعف می کند که تا چند روز، رمق هیچ کار و حرکتی را ندارید. در اینها، باید آب بدن را کنترل کرد. چون مرتب از بدن آب دفع می شود؛ اما همین عامل ناتوان کننده را تصور کنید که به یک پادگان یا لشکر منتقل کنند. نمی کشد اما به راحتی یک نیرو را می تواند زمین گیر کند و زمینۀ شکست خوردن آنها را فراهم کند. ما در جبهه داشتیم مواردی که گاهی یک گردان ما به همین علت از خط جدا می شدند؛ چون این قدر درد داشتند که حتی یک اسلحه را نمی توانستند از جایش بلند کنند. در جنگ بیولوژیک وقتی دشمن بخواهد یک منطقه را تصرف کند، سه روز قبل از حملۀ نظامی، یک ویروس را در منطقه پراکنده می کند. بعد از سه روز علائم بیماری که نمایان شد، حملۀ نظامی اش را آغاز می کند.
سموم بیولوژیک الآن در بیوتروریسم خیلی بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. ما انواع سموم را در طبیعت داریم و در تاریخ هم از آنها استفاده می شده است. برای نمونه، یکی از سموم، دانۀ کرچک است که سمی به نام ریسین تولید می کند. ۷ تا ۱۰ دانۀ کرچک تازه را اگر حواستان نباشد و به جای لوبیا بجوید دچار اسهال و استفراغ شدید می شوید که اگر شما را بستری نکنند، کشنده است. پوست این گیاه، سمی دارد به نام ریسین که در بیوتروریسم مورد استفادۀ صهیونیست ها قرار می گیرد.آن را استخراج می کنند و درون کپسول هایی می گذارند. در اولین فرصت، درون آب یا قهوۀ شخصی می ریزند و فرد ۴۸ ساعت بعد می میرد. سقراط را هم با یک سمّ طبیعی به نام شوکران کشتند. ائمۀ ما علیهم السلام همه با سم کشته شده اند. ابن ملجم می گوید، من هزار درهم دادم تا شمشیرم را به سمّی آغشته کنم که می تواند شهری را بمیراند. آن موقع در استفاده از سمومی که از خاک، حیوانات و گیاهان می گرفته اند، خیلی پیشرفته بوده اند. الآن هم آفریقایی های بومی، به اشکال مختلف از سموم گوناگون، استفاده می کنند؛ مثلاً «سمّ کورار» از یک گیاه است که به سر نیزه هایشان می زنند یا گیاهی را به آب می زنند، ماهی ها بی حال می شوند و به راحتی آنها را صید می کنند. سمّ های جانوری هم مثل مار، عقرب یا انواع قورباغه ها و … جالب است این قورباغه را من دیده ام. بسیار کوچک است و حدود یک گرم وزن دارد؛ ولی پوستش می تواند ده نفر را بکشد. دیده ام مارمولک آن را می خواهد بخورد؛ ولی تا می فهمد سمی است، آن را تف می کند. اما فرد چون نمی فهمد و می بیند زیبا و ناز است، شروع می کند به بازی و حواسش نیست و از طریق پوست مسموم می شود. البته این قورباغه ها در جنگل های مناطق حارّه است. جالب اینکه همۀ سموم طبیعی، مانند مار و عقرب و زنبور و … همه کاربرد دارویی هم دارند؛ ولی متأسفانه افرادی با افکار خطرناک از این نعمت های طبیعی، برای بیوتروریسم، سوء استفاده می کنند.
در میان همۀ این سم ها، از همه خطرناکتر و بی نظیرتر، یک باسیل، به نام «بوتولیسم» است که از باکتری اسپور دار که در خاک هم هست، ترشح می شود. اینکه تا یک نفر زمین می خورد برای جلوگیری از مسمومیت، او را بستری می کنند و واکسن می زنند، به دلیل همین عوامل خطرناک در خاک است؛ مثل باکتری کزاز و بوتولیسم. متأسفانه میکروبیولوژیست های دیوانۀ ارتش های مختلف، آن را تولید کرده اند و در ظرف هایی ریخته اند تا در مواقع نیاز، به عنوان سلاح استفاده کنند. جالب است بدانید این سم، کاربردهای پزشکی فراوانی دارد. بوتوکس که در زیبایی و از بین بردن چروک ها استفاده می شود یک میلیونیوم رقیق شدۀ این سم است. یعنی با یک قطره از یک بشکۀ آب آلوده به یک قطره از آن، به راحتی می توان یک نفر را کشت.

پایان بخش اول

وبسایت دکتر روازاده : برگرفته شده از: مجله موعود شهریور و مهر ماه ۱۳۹۴ شماره ۱۷۵ و ۱۷۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Hadith ، بیداری اندیشه ، سدرة المنتهی ، rezamohammadi
۹:۱۰, ۳۱/تیر/۹۵
شماره ارسال: #4
آواتار
بیوتروریسم و تهدیدهای نوین علیه مسلمانان – بخش دوم



[تصویر: bioterorism-dr-karami-2-660x319.jpg]

آیا نمونه های تاریخی هم در بیوتروریسم بوده یا از ویژگی های دورۀ جدید است؟
این مطلب را بشر از قدیم می دانست؛ مثلاً می بینید ابوعلی سینا در کتابش آن را آورده است. اولین کتاب پزشکی دنیا را هشتصد سال قبل، یکی از نابغه های ما، به نام جرجانی نوشته است. ده سال پیش از این، کتاب را رفتند در کتابخانۀ دانشگاه تهران پیدا و مطالعه کردند. این کتاب فقط یک فصل دربارۀ سموم بیولوژیک دارد و دارای ادبیات خیلی ثقیلی است. در آنجا، جملۀ جالبی دارد و می گوید: امیران کنیزکان را به سم بپرورند و آن را به حیله به دشمنان و رقیبان خود هدیه دهند. شاید خوانده باشید که در قدیم، یک نفر از بچگی گوساله ای را روی شانه اش می گذاشتند تا هر روز آن را از پله ها بالا ببرد. این گوساله هر روز بزرگتر می شد و کار این فرد هم روزانه تکرار می شد. گوساله گاو شد؛ اما چون این فرد آرام آرام متناسب با رشدش آن را جابه جا کرده بود، الآن هم که گاو بزرگ و کاملی شده بود، آن را از پله ها بالا می برد. حال در روش بیوتروریسم، برای هلاکت یک امیر رقیب سلطان، کنیزی را از سن مثلاً ۱۱ سالگی به طبیب می سپردند تا او را با سم رقیق و ضعیف شده، بپروراند و تمرین بدهد. روزانه این سم آرام آرام تقویت می شد تا بعد از چند سال، بدنش نسبت به این سم، کاملاً مقاوم می شد؛ همان روشی که برای تولید واکسن علیه سموم مار عقرب در مراکز واکسن سازی استفاده می شود. سر موعد، آنرا به همراه غذایی مسموم به رقیب و دشمنش هدیه می داد. رقیب برای اطمینان از سالم بودن غذا، آن را به خورد این کنیز می داد. کنیز آن را می خورد و چون بدنش مقاوم شده بود، اتفاقی نمی افتد؛ ولی مثلاً پادشاه تا آن غذا را می خورد، به واسطۀ سمّ موجود در آن، مسموم می شد. این سم را «هند گیاه البیش» نام گذاری کرده اند.
قدیم برای انجام این دست حملات، گاهی مثلاً شکمبۀ گوسفند یا سمی را داخل چاهی که دشمن از آن استفاده می کرد، می ریختند تا آنها را بیمار و دچار عفونت کنند. باز در نمونه هی تاریخی، یک ماجرای جالبی در شهر «کافا» اتفاق افتاده است. دربارۀ این اتفاق کتاب نوشته شده است. در سال ۱۳۴۶ م. به «روسیه»، مغول ها حمله می کنند، لشکر قوم تاتار در طول مسیر، دچار طاعون می شوند. قلعۀ کافا هم به شدت مقاومت می کرده اند. فرمانده دستور می دهد سربازان مردۀ سپاه خودشان را به داخل قلعه پرتاب کنند و آنها را با این روش شکست می دهند. می دانید طاعون از طریق کک منتقل می شود. آن زمان هم که کک فراوان بوده است. در کردستان، خودمان جایی داریم که به کانون طاعون ایران معروف است. با این تاکتیک یک هفته نشده قلعه باز شده و تاتارها پیروز می شوند.
از این اتفاقات در تاریخ زیاد داریم. امریکایی ها در «ویتنام» با ابزار بیوتروریسم جلو رفتند، انگلیسی ها به آفریقایی ها پتوهای آلوده دادند و … ژاپنی ها و آلمانی ها تاریخ طولانی در جنگ بیولوژیک دارند.
جورج مارکوف (۱۹۷۶م.) جاسوس «رومانی» و ساکن «لندن» بود. اطلاعات را به دست می آورد و آن را به بلوک شرق می فرستاد. سیستم اطلاعاتی انگلیس او را می خرد و او جاسوس دو جانبه می شود. کا.گ.ب متوجه می شود و دستور می دهد او را به روش آرام ترور کنند. ما در دنیا، مرگ های فراوانی داریم کع از آنها با تعبیر مرگ های مرموز یاد می کنیم که علتشان مشخص نیست. عموم اینها، مرگ های بیوتروریستی این است که کشف آن سخت است. مارکوف را با سمّ «ریستین / لیستین» در چتری می کشند. سه گلولۀ ریز مسموم را روی نوک این چتر ظاهراً عادی می گذارند. ۱۷ سال بعد کا.گ.ب اسناد این ترور را منتشر کرد تا مشخص شود اینها بخش هایی دارند که روی این موضوعات کار علمی می کنند.
باز از جمله ترورهای تاریخی که به ترور شکلاتی معروف شده، ماجرای وحید حداد، پزشک فلسطینی است که در آلمان، با زجر از دنیا رفت. رهبر «اوکراین» یوشچنکو را که فردی خوش تیپ بود، با سمّ «دیوکسین» ترور کردند. چهرۀ جوان او بعد از بیماری، دچار خوردگی شد و مثل یک فرد پیر آبله رو شد.
مصداق های از این دست، خیلی فراوان است.
یکی از جریان های سیاسی آمریکا وقتی دید در انتخابات رأی نمی آورد، برای ضربه زدن به رقیب، بیش از ۴۰ ایالت آمریکا را با سالاد دچار «ویروس سالمونلا»، مسموم کردند. این ویروس فرد را دچار اسهال شدید می کند.
در دنیا بحثی به نام توازن مطرح است. تا مثلاً «هند» بمب اتمی به دست می آورد، پاکستان هم برای ایجاد توازن، فوری به آن دست پیدا می کند.
کتابی را «مؤسسۀ پژوهش هی سوئد» دربارۀ سلاح های کشتار جمعی اسرائیل منتشر کرده است. یک بخش آن دربارۀ سلاح های بیولوژیک است. الآن علاوه بر حداقل ۸۰ کلاهک هسته ای، بزرگترین ذخایر سلاح های بیولوژیک دنیا را اسرائیل دارد. ببینید این را من نمی گویم؛ سوئدی های گفته اند. وقتی ما دشمن اصلی و رودرروی آنها هستیم، قطعاً همین الآن دارند برای شخصیت های خاصّ ما برنامه ریزی می کنند. شک نکنید. چرا بخواهد خود را به زحمت بیندازد.
چگونه می توان با حملات بیوتروریستی مقابله کرد؟
در دورۀ جنگ، ما بیشتر دنبال حفظ نیروهای نظامی بودیم؛ لذا نام اقدامات و فعالیت های ما، دفاع بیولوژیک بود. ما در آنجا، چهار مرحله مدیریت بحران را داشتیم. مرحلۀ اول آمادگی است. گام اول مرحلۀ آمادگی، آموزش است. آنچه که باید فرمانده و نیرو و همه بدانند. الآن مخاطبان ما اصلاً نمی دانند تهدید بیولوژیک چیست. همه می دانند میکروب و بیماری چیست. اما گاهی استادان دانشگاه ما هم تهدید بیولوژیک را نمی دانند، چیست؟ باید به مردم آموزش بدهیم و راست را بگوییم نه اینکه آنها را بترسانیم. مردم ما زیرک و بصیرند. باید به آنها آموزش کافی بدهیم. این تهدید بالقوه است که در برخی موارد بالفعل شده است. اگر به مردم گفته شده بود در فلان مسیر قرار است یا حداقل احتمال جدی وجود دارد، سیل بیاید که مردم نمی رفتند آنجا بنشینند تا خودشان و زندگیشان را سیل ببرد.
در مرحلۀ دوم، پیشگیری است. باید اقداماتی را انجام بدهیم که تهدیدها کاهش یابند؛ مثل واکسیناسیون. بیست سال قبل، یکی از تهدیدهای جامعۀ ما هپاتیت B بود. در ماجرای فاکتور ۸، داروی آلوده به هپاتیت و ایدز، به بیماران هموفیلی تزریق شد. برای مقابله با آن، واکسن هپاتیت ساخته شد. دو نوع ایمنی داریم با واکسن و آنتی بیوتیک. خیلی از عواملی که گفتیم، باکتری هستند و با آنتی بیوتیک از بین می روند. ما در طول دفاع مقدس، قبل از عملیات ها به نیروهای خاصمان آنتی بیوتیک می دادیم تا دچار بیماری نشوند. به این، ایمنی سازی دارویی می گویند و تا وقتی آنتی بیوتیک در بدن فرد باشد، او بیمار نمی شود.
ما باید از کاهش تهدید شروع کنیم. ما اگر بتوانیم تعداد دشمنان را کم کنیم. خود به خود از سطح و میزان تهدیدها کاسته می شود. مثلاً الآن دربارۀ مذاکرات گفته می شود که باعث کاهش تهدیدها شده است. در مرحلۀ بعد، باید زیرساخت ها را ایمن کنیم. اگر زیرساخت بهداشتی، آب، غذا و گوشت سالم باشد و مردم در سلامت باشند، میزان تأثیرگذاری عوامل بیولوژیک کم می شود. نظارت ها باید آن قدر قوی باشد که هیچ مادۀ غذایی و داروی قاچاق وارد کشور نشود.
الآن در کشور، مقابله با تهدیدهای نرم را پدافند غیرعامل نام گذاری کرده اند؛ در مقابل پدافند عامل که با سلاح و تفنگ و امثال آن است. برای اینها چون فاعل و به وجود آورندۀ تهدید مجهول است، عملاً با خود او نمی شود مقابله کرد. مشکل دیگر این است که بعد از رفتن عامل، تازه اثرگذاری ها اتفاق می افتد. ذیل پدافند غیرعامل، پدافند زیستی است که به تهدیدهای بیولوژیک می پردازد.
در پدافند زیستی، اولین گام ما رصد است. حتی در شرایط صلح، ما مواظبیم دشمنی، آب ما را آلوده نکند. سازمان آب و فاضلاب باید منابع را غیرقابل دسترسی کند، هیچ لوله ای روی زمین نباشد، در هیچ تانکری باز نباشد. این اقدامات برای پیشگیری و حفاظت از استحکامات است. تمام منابع آب ما باید سیستم هشدار داشته باشد، دوربین داشته باشد، نگهبان داشته باشد و در دسترس نباشد، حصار داشته باشد که کسی نتواند وارد شود و آب را آلوده کند. در همین همه گیری اخیر (مرداد۹۴) شهر «سپیدان» منبع شهر سیستم هشدار خرابی پمپ کلر نداشته و نگهبان دائمی نداشته است. خب اگر برق قطع شود یا پمپ کلر خراب شود، فاجعه پیش می آید. اینها خیلی مهم است هیچ منبع آبی در شهرها نباید فاقد سیستم هشدار و دوربین و نگهبان و ثبت دائمی اتفاقات باشد تا یک تروریست با دسترسی به منبع اصلی آب، فاجعه نیافریند. من این هشدار را می دهم که قبل از فاجعه باید اقدام کنیم نه پس از آن، علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد در زمان آرامش که الآن هست. مدیران ما باید همیشه هوشیار و جدی باشند و پیشگیری کنند. مانند همین مطلب برای بقیۀ عرصه های زیستی باید لحاظ شود؛ مثل غذا، مثل کشاورزی، دامپروری شیلات و غیره. متولی رصد و پایش اطلاعات وزارت اطلاعات است؛ چون همۀ اطلاعات و اخبار دست آنهاست و در حوزه های تخصصی خود آن سازمان، مثلاً دامپزشکی، کشاورزی، آفات، بهداشت، مواد غذایی و دارو. همه متولی خودش را دارد. اینها باید نسبت به تهدیدات نوین بیوتروریستی هوشیار باشند.
مرحلۀ دوم مدیریت بحران در حین بحران است. تمام آنچه گفتیم دربارۀ پیش از بحران بود. وقتی دشمن توانست جایی را آلوده کند، باید سیستم مدیریتی ما جوری آماده باشد که بتواند سریع واکنش نشان بدهد نه اینکه بعد از اتمام فاجعه، تازه به میدان بیایند. انتقادی که ما به سیستم موجود مدیریت بحران کشور داریم، همین است که همیشه بعد از بحران، تازه درگیر می شوند. ببینید ما به اورژانس و آتش نشانی زنگ می زنیم چند دقیقه بعد، خودشان را فوری می رسانند. اگر خدای ناکرده در جایی اپیدمی و آلودگی رخ داد، آیا سیستمی داریم که حداقل ما مثل اورژانس به آن زنگ بزنیم؟ اصلاً چنین چیزی تعریف نشده و حتی خود بنده هم نمی دانم باید در چنین شرایطی، بگویم افراد به کجا می توانند زنگ بزنند! چنین شماره ای را الآن اصلاً نداریم. حداقل یکی از مراکز ۱۱۰ یا ۱۱۵ یا ۱۲۵ متولی این امر بشوند تا مردم با اینها تماس بگیرند و آنها هم بقیۀ نهادهای مرتبط را مطلع کنند. در دنیا این هماهنگی ها را کرده اند. مردم پلیس را مسئول امنیت می دانند یا آتش نشانی یا اورژانس یا هلال احمر را. الآن خوشبختانه سازمان پدافند غیرعامل قرارگاههای زیستی را در سراسر کشور درست کرده است. سند ملی برنامه پدافند زیستی را در سراسر کشور درست کرده است. سند ملی برنامۀ پدافند زیستی را آماده کرده ایم. مدیریت حوادث کشور به دو دسته تقسیم می شوند: طبیعت ساز و انسان ساز. اولی را سازمان مدیریت بحران به عهده دارد و دومی را سازمان پدافند غیرعامل. البته توقع ما این است که این دو یا با هم ادغام شوند یا یک وزارتخانه یا معاونت ریاست جمهوری که قدرت اجرایی بالا داشته باشد؛ بشوند. در کشورهای بحران خیز، معاون رئیس جمهور، متولی این امر است. الآن سازمان مدیریت بحران زیر مجموعۀ وزارت کشور است و چندان عملکرد مطلوبی ندارد. در سیل اخیر دیدید که منفعل عمل کرد. در سازمان پدافند غیرعامل، ساختار به نحوی تعریف شده است که دانشگاه های علوم پزشکی، وزارتخانه های مختلف و … در مجموع در سطح کشور، شبکۀ وسیع، قوی و منسجمی تشکیل دهند که اخبار کل کشور از طریق این شبکه، به سرعت و با دقت به قرارگاه مرکزی در تهران منتقل شود. ما از این طریق، ساختار و سازمان مناسب را درست کرده ایم؛ مثلاً در بخش سلامت، ما ۱۹۰۰۰ خانۀ بهداشت داریم، پراکنده در تمام روستاها و شهرها که یکی از بهترین اقدامات برای رصد بیماری هاست، ما الگوی جهان هستیم در این سبکۀ بهداشتی. ولی آموزش و فرهنگسازی کافی انجام نشده است. الآن این مصاحبه یکی از مصادیق ایجاد آمادگی و آماده سازی است.
تجهیزات تشخیصی کافی ما در عرصۀ پدافند غیرعامل به میزان کافی نیست. آزمایشگاه های مرجع هنوز ایجاد نشده است. وقتی بخواهیم نمونه ای را برای آزمایش بفرستیم، به طور پراکنده برای آزمایشگاه های مختلف و صرفاً در تهران می آید.
پایان بخش دوم
وبسایت دکتر روازاده : برگرفته شده از: مجله موعود شهریور و مهر ماه ۱۳۹۴ شماره ۱۷۵ و ۱۷۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بیداری اندیشه ، سدرة المنتهی ، rezamohammadi
۹:۱۴, ۲/مرداد/۹۵
شماره ارسال: #5
آواتار

بیوتروریسم و تهدیدهای نوین علیه مسلمانان – بخش سوم (بخش پایانی)

ادامه مصاحبه به عمل آمده از جناب پروفسور دکترعلی کرمی استاد تمام دانشگاه علوم پزشکی بقه ا… (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
طیّ سال های اخیر، شاهد انتقال داروها و مواد غذایی اهدایی دولت های غربی به کشورهای جنگ زده، مانند «عراق»، «یمن» و «ایران» و «افغانستان» و … بوده ایم؛ داروهایی که گاه گفته می شود حامل موادّ عقیم کننده یا بیماری زا بوده اند. اولاً آیا این گونه اخباردرست و قابل اعتمادند؟ ثانیاً اگر بله، آیا می توانیم آنها را در زمرۀ جنگ های بیولوژیک به شمار بیاوریم؟
در این گونه مسائل لازم استما علمی و مستند صحبت کنیم. در این عرصه، شایعات برای ما معضلی شده است. روزانه دربارۀ اعتبار و صحت شایعات مختلف از من نظر می خواهند. احتمالاً این روزها، شایعۀ دربارۀ نحوۀ ورود چای به ایران و مطالب بی اساس آن شنیده باشید. یا شایعه دربارۀ سرقت ژن ایرانی ها از طریق گرفتن بزاق که برای به حاشیه کشاندن خبر واقعی، آن را در جامعه پخش کردند. یک گروه تحقیقاتی به سرپرستی یک استاد امریکایی و چند پزشک ایرانی در دانشگاه «استنفورد آمریکا» یکی دو سال قبل با پشتوانۀ یک انجمن صهیونیستی پروژۀ ژنوم ایرانیان را انجام دادند. الآن کل ژنوم ایرانی ها نزد امریکایی ها و صهیونیستهاست. عرصۀ بیولوژیک هم همین قدر شایعه خیز است.
این مطلب را بالقوه قبول دارم و احساس ناشی از سی سال کار و پیگیری و رصد اخبار در این عرصه، مرا به جایی رسانده است که با قاطعیت می گویم این اتفاقات قطعاً رخ می دهند؛ اما همۀ اخباری که گفته می شود، مستند نیست؛ از جمله آخرین اخبار معتبر در این باره، این بود که اعلام کردند اخیراٌ داعش محموله ای کفش به آوارگان سوری در مرز «ترکیه» اهدا کرده است. هر کس این کفش ها را می پوشید، دچار یک بیماری پوستی شدید می شد.
استفادۀ داعش از کفش های مرگ آلوده به مواد سمی که بین پناهندگان سوری در مرز ترکیه به عنوان کمک های بشردوستانه توزیع شده ولی چنین زخم هایی را ایجاد کرده است.
انواع کارهایی را که الآن دشمنان ما به بهانۀ کمک های بشردوستانه می کنند. می توانم اینطور فهرست کنم: عقیم کردن، ایجاد سرطان، ایجاد بیماری در سال های آینده، ریشه کن کردن فلسطینی ها. حتی بالاتر از این موارد الآن جنگ به عرصۀ مولکول ها و ژنتیک وارد شده است. رژیم اسرائیل ۱۵ سال است که روی ژن شیعیان و فلسطینی ها کار می کند. همچنین پروژۀ عظیمی را «پنتاگون»، چهار سال است که در دستور کار خود وارد کرده است. این را حتماً اطلاع رسانی کنید: پروژه Fun Vax. در اینترنت بخش هایی از این پروژۀ محرمانه را می توانید پیدا کنید. قرار است عامل بیولوژیکی ای ساخته شود که روی دین و ایمان مردم اثر بگذارد و به تعبیری حسّ بنیادگرایی را از آنها بگیرد؛ به عبارتی افراد نسبت به ایمان و روحیۀ انقلابی واکسینه شوند. آنها می خواهند بنیادگرایی را از ریشه، از بین ببرند. از نظر نورولوژیست ها می شود. این ویروس از طریق هوا وارد بدن و سپس وارد مغز شده و سیستم دوپامینی مغز را به هم می ریزد. می گویند ما نباید با ایران وارد جنگ بشویم، باید خود ملّت را علیه نظام برانگیزیم. آنها معتقدند حداقل ۴۰% مردم را می توان از این طریق تغییر داد.
بنده حاصل نتایج تجربیاتم را در کتابی منتشر کرده ام که علاقه مندان می توانند با مطالعۀ آن، درک بهتری از چهرۀ این تهدید داشته باشند.
پروژۀ فان وکس یا واکسن ضد بنیادگرایی که به نظر برخی طرح وزارت دفاع آمریکاست که از سال ۲۰۰۵ م. شروع شده و هدف آن تولید ویروسی سنتز شده است که از طریق سیستم تنفسی وارد شده و با تکثیر در بدن افراد مسلمان بنیادگرا و ایجاد تغییراتی در هورمون هی مغزی و رفتار و کنش فرد، سبب کاهش نیاز به گرایش های دینی شده و در نهایت، فرد را به بی دینی و سستی ایمان مبتلا می کند؛ البته تردیدهایی در مورد کارایی چنین روش بیولوژیکی وجود دارد؛ زیرا اینکه رفتار یک انسان چقدر تحت تأثیر وراثت است، بحثی چالشی و ادامه دار است و از بین این رفتارها، ایمان مذهبی که فرآیندی بسیار پیچیده است، چقدر تحت تأثیر ژن ها و بیولوژی انسان است، مورد بحث می باشد؛ ولی به اعتقاد دانشمندان دیگر، نقش بیولوژی در رفتار و ایمان وجود دارد و این طرح در صورت رفع مشکلات و معایب می تواند کارآیی داشته باشد. به هر حال لازم است این موضوع در کشور ما توسط دانشمندان علوم تجربی، متخصصان مغز و اعصاب، روانشناسان و دانشمندان حوزۀ علوم انسانی، به دقت مورد بررسی قرار گیرد؛ زیرا از نوع تهدیدات فرضی نسل نوین قلمداد می شود.
آمریکایی ها دو جلد کتاب جالب منتشر کرده اند که کاش حوزۀ علمیۀ ما روی اینها کار می کرد. بالاخره باید موضعی رسمی و معتبر دربارۀ این دست مطالب داشته باشیم: «زبان خدا» که دربارۀ بیولوژی مولکولی است، نویسندۀ کتاب فرانسیس کالین برای خودش غولی در ژنتیک به شمار می آید. او در این کتاب مدعی است که ایمان و معنویت به ژنتیک افراد بستگی دارد.
کتاب زبان خدا نوشتۀ فرانسیس کالین از دانشمندان بزرگ پروژۀ ژنوم جهانی که در مورد فطری بودن دین و نقش ژنتیک در آن می باشد.
کتاب بعدی که صدای نژادپرست ها را در آمریکا درآورده که بحث هایی مانند فطری بودن ایمان با این کتاب ثابت شده است: کتاب «ژن خدا، چگونه ایمان به ژن ها پیوند داده می شود؟» اثر دن.اچ.هامر می باشد. این کتاب بر اساس تجزیه و تحلیل ژن مسیحیان و کافران نوشته شده است.
کتاب ژن خدا نوشتۀ دن هامر استاد دانشگاه و متخصص ژنتیک مولکولی در آمریکا می باشد. او معتقد است که اعتقادات دینی منشأ بیولوژیک هم دارد، مطالعۀ این کتاب را به محققان حوزه های علوم انسانی توصیه می کنم.
// کتاب پدافند غیرعامل و تهدیدات بیولوژیک به عنوان مرجعی جهت شناخت و مقابله با این تهدید است.//
برگرفته شده از: مجله موعود شهریور و مهر ماه ۱۳۹۴ شماره ۱۷۵ و ۱۷۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سدرة المنتهی ، بیداری اندیشه ، rezamohammadi
۱۱:۱۱, ۳/مرداد/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/مرداد/۹۵ ۱۱:۱۳ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #6
آواتار
«فان وکس» پروژه مخفی پنتاگون برای «دین‌زدایی» از جامعه مسلمانان + فیلم
[تصویر: 139504281559092248162484.jpg]
«فان وکس» یا Fun vax مخفف یک عبارت انگلیسی به‌معنای «ویروسِ علیه بنیادگرایی مذهبی» نام پروژه مخفی پنتاگون علیه مسلمانان است که انتشار فیلمی درباره این پروژه، برخی اهداف، جامعه هدف، نحوه تأثیر‌گذاری و عملکرد آن بر قربانیان و ... را برملا کرده است.
مسئله «بیوتروریسم» و استفاده برخی از کشورها از جمله آمریکا و رژیم صهیونیستی از سلاحهای بیولوژیک برای حذف بی‌سروصدا و خاموش مخالفان و چهره‌های برجسته و مؤثر در کشورهای مختلف، هر روز ابعاد و زوایای تازه‌ای به خود می‌گیرد به‌گونه‌ای که اخیراً با رسانه‌ای شدن خبر ترور بیولوژیک برخی افراد و چهره‌های شاخص کشورمان، این مسئله در کانون توجه جدی مسئولان کشور و افکار عمومی قرار گرفته است.
طی ماه‌های اخیر، حساسیت این مسئله به حدی رسید که مجلس شورای اسلامی، شورای عالی امنیت ملی و سازمان پدافند غیرعامل نیز به‌صورت مستقیم به این موضوع ورود پیدا کردند؛ اما اینکه بیوتروریسم چیست و چه اشکالی می‌تواند داشته باشد، باید بیش از پیش توسط رسانه‌ها مورد کنکاش و بررسی قرار گیرد تا ابعاد و زوایای پنهان آن هرچه بهتر و بیشتر برای توده مردم روشن شود و از سویی مسئولان امر به این واسطه، به‌صورت جدی‌تر و همه‌جانبه به این مسئله بپردازنند.
از سویی با توجه به ماهیت بیوتروریسم و استفاده از آخرین دستاوردهای علمی و تکنولوژیک در این نوع از ترورها، باعث شده که بیوتروریسم هر روز روشها و اشکال جدیدی بیابد و حتی وارد برخی از حوزه‌هایی شود که دیگر صرفاً محدود به هدف گرفتن جسم و فیزیک شخص قربانی نیست و تمرکز آن بر روی ابعاد روحی، روانی و اعتقادی فرد خواهد بود.
در همین راستا، اخیراً اطلاعات بسیار محدودی از یک طرح کلان «پنتاگون» در قالب پروژه‌ای برای اثرگذاری بر سطح اعتقادات مذهبی قربانیان افشا شده است که بررسی مستندات این پروژه، حساسیت و اهمیت بسیار بالای آن را به تصمیم‌گیران و مسئولان امر در حوزه بیوتروریسم کشور گوشزد می‌کند.
«فان وکس» یا Fun vax مخفف یک عبارت انگلیسی به‌معنای «ویروسِ علیه بنیادگرایی مذهبی» نام پروژه پنتاگون است که انتشار فیلم کوتاهی درباره این پروژه، برخی اهداف، جامعه هدف، نحوه تأثیر‌گذاری و عملکرد آن بر قربانیان و ... را برملا کرده است؛ در این پروژه با وارد کردن ویروسی آزمایشگاهی به بدن قربانی، عملکرد بخش خاصی از مغز قربانی دچار اخلال می شود با این توضیح که بانیان این پروژه خطرناک مدعی هستند که تظاهر و بروز ژن خاصی به‌نام "VMAT2" در بنیادگران مذهبی و تندرو‌های مذهبی بسیار زیاد است (از نظر طراحان این پروژه، تقریباً عموم مسلمانان، افراد بنیادگرای مذهبی و تندرو هستند).
بر اساس مستندات اعلامی پروژه فان وکس، ویروس خاص ساخته شده پس از ورود به بدن قربانی که در واقع می‌تواند هر یک از مسلمانان در کشورهای مختلف باشند، به‌روی ژن "VMAT2" این افراد تأثیراتی می‌گذارد و سبب می‌شود یک فرد افراطی (با تعریف خاص بانیان این پروژه) به یک فرد عادی (غیرمذهبی) تبدیل شود و یا به‌عبارت ساده‌تر، سطح اعتقادات این افراد دستخوش تغییرات ملموس شده و ریشه برخی باورهای دینی در فرد قربانی، خشکانده شود.
اما زمانی حساسیت این پروژه بیشتر برای جامعه هدف یعنی مسلمانان مشخص می‌شود که در این سند به‌صورت صریح اعلام می‌شود که «این ویروس سبب می‌شود یک فرد افراطی(؟!) به یک فرد عادی تبدیل شود؛ به‌نظر ما این کار می‌تواند تأثیر چشمگیری در منطقه خاورمیانه بگذارد؛ در برنامه فعلی و آزمایشی که تا‌کنون انجام داده‌ایم از ویروسهای دستگاه‌ تنفسی از قبیل "ویروس ذات‌الریه یا واینا" استفاده کرده‌ایم؛ معتقدیم با این شیوه می‌توانیم شمار زیادی از جمعیت این منطقه را در معرض این ویروس قرار داد، اکثر مردم این منطقه در معرض هر دو ویروس قرار گرفته‌اند و کاملاً مطمئن هستیم که این شیوه، شیوه‌ای بسیار موفقیت‌آمیز خواهد بود».
در ادامه فیلم منتشر شده از این پروژه که برخی از ابعاد و زوایای پنهان پروژه «فان وکس» در آن افشا شده است، تقدیم مخاطبان تسنیم شده است و پس از آن نیز توضیحات مکتوب ارائه شده در این فیلم آمده است:
[/b]
اینجا در شکل سمت چپ افرادی را می‌بینید که بنیادگران مذهبی و تندرو‌های مذهبی هستند؛ این هم نتیجه تست "RTPCR" درباره ژن "VMAT2" است که این ژن در این افراد زیاد است؛ اینجا هم افرادی را می‌بینید که بنیادگرا و مذهبی نیستند، می‌بینید که تظاهر و بروز این ژن خاص یا ژن "VMAT2" در این افراد بسیار کمتر است؛ همین مسئله گواه دیگری برای تأیید فرضیه ما درباره تدوین چنین شیوه‌ای است.
سؤال: یعنی با وارد کردن این ویروس می‌خواهید افراد را از نگرشهای افراطی دور کنید و مانع از آن شوید که با بمب به یک بازار بروند و خودشان را منفجر کنند؟
فرضیه ما این است که افرادی افراطی هستند که در بدن آنها، ژن "VMAT2" بسیار زیاد است و با واکسینه کردن آنها در مقابل این ژن می‌توان رفتارهای افراطی را از بین برد؛ در اسلاید بعدی، اطلاعات بسیار قابل توجهی وجود دارد؛ در اینجا، عکس دو اسکن مغز را مشاهده می‌کنید، اینها اسکن مغزی با شیوه اف. ام. آر. آی. "FMRI" هستند، این تصاویر مربوط به دو فرد متفاوت با دو سطح متفاوت از ظهور ژن "VMAT2" هستند.
تصویر بالا مربوط به فردی است که بنیادگرای مذهبی است، همان‌طوری که بارها تکرار کرده‌ایم، در این فرد ژن "VMAT2" در سطح بالایی قرار دارد؛ تصویر پایین مربوط به فردی است که ژن "VMAT2" کمتری دارد؛ همان‌طور که خود این فرد گفته است او فردی چندان مذهبی نیست؛ این دو نفر، هر دو، یک متن مذهبی را خواندند، وقتی فرد اول متن را می‌خواند سینوس مغزی او در ناحیه جلو و سمت راست، روشن می‌شد.
براساس نظریه‌های مربوط به مغز این قسمت مربوط به باور‌ و آرزو و اراده است اما در شکل دوم، در تفاوتی آشکار با فردی مواجهیم که خودش هم گفته است فردی چندان مذهبی نیست؛ وقتی او متن مذهبی را می‌خواند بخشی از مغز که آن را بخش اینسولاقدامی چپ می‌نامیم، روشن می‌شد؛ این بخش از مغز، مربوط به نفرت یا حس ناخوشایند از شنیدن یک موضوع است.
سؤال: آیا منظور شما این است که با سی‌تی‌اسکن می‌توانید تشخیص بدهید من آدمی هستم که مصمم هستم یک گلوله در سر شما خالی کنم؟
به هر حال اطلاعاتی که اینجا ارائه می‌کنیم، مؤید مفهومی است که ما مطرح کرده‌ایم، البته منظور ما این نیست که سی‌تی‌اسکن با اف. ام. آر. آی. روی افراد در خاک افغانستان انجام شود؛ ویروسی که می‌تواند انسان را در مقابل ژن "VMAT2" ایمن کند، تأثیراتی می‌گذارد که اینجا می‌بینید و سبب می‌شود یک فرد افراطی به یک فرد عادی تبدیل شود؛ به‌نظر ما این کار می‌تواند تأثیر چشمگیری در منطقه خاورمیانه بگذارد.
در برنامه فعلی و آزمایشی که تا‌کنون انجام داده‌ایم از ویروسهای دستگاه‌ تنفسی از قبیل ویروس ذات‌الریه یا واینا استفاده کرده‌ایم؛ ما معتقدیم با این شیوه می‌توانیم شمار زیادی از جمعیت این منطقه را در معرض این ویروس قرار داد، اکثر مردم این منطقه در معرض هردو ویروس قرار گرفته‌اند؛ ما کاملاً مطمئن هستیم که این شیوه، شیوه‌ای بسیار موفقیت‌آمیز خواهد بود.
سؤال: جالبه! نام این پیشنهاد شما چیست؟
نام این پروژه، فان وکس "Fun vax" است؛ این کلمه مخفف یک عبارت انگلیسی به‌معنای ویروسِ علیه بنیادگرایی مذهبی است.
سؤال: آیا شما پیشنهاد خود را مطرح کرده‌اید؟
ما پیشنهاد خود را مطرح کرده‌ایم، فکر می‌کنم اطلاعاتی که امروز به شما عرضه کردم سبب تقویت این پروژه می‌شود و به‌نظر ما این پروژه، آینده فوق‌العاده‌ای دارد.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میثم2 ، بیداری اندیشه
۱۲:۵۹, ۵/مرداد/۹۵
شماره ارسال: #7
آواتار

ردپای راکفلر یهودی در کشاورزی ایران قسمت اول

[تصویر: %D8%B1%D8%A7%DA%A9%D9%81%D9%84%D8%B1-%DB...%D9%86.jpg]
[b]نگاه راهبردی صهیونیست‌ها به کنترل ملت‌ها با ابزار غذا
در پی شکست سخت آمریکایی‌ها در جنگ ویتنام، استراتژیست‌های غربی دریافتند که مقابله سخت، به‌دلایل مختلف، روشی غیرکاربردی و پرهزینه‌ برای سیطره بر ملت‌هاست، لذا سیاست‌های غرب به مواجهه نرم با این کشورها تغییر کرد و ابزارهایی برای کنترل غذا و دارو طراحی شد. هنری آلفرد کیسینجر استراتژیست ارشد و صهیونیست آمریکایی، در زمان تصدی وزارت امور خارجه ایالات متحده، مسئول تیم مذاکره کننده این کشور برای خاتمه بخشیدن به جنگ ویتنام بود. او به همین مناسبت به‌همراه همتای ویتنامی خود جایزه صلح نوبل را دریافت کرد.
کیسینجر در سال 1974 از طرحی موسوم به NSSM پرده برداشت. او «انرژی» و «غذا» را دو اهرم کاربردی کنترل ملت‌ها معرفی کرد. او به آمریکایی‌ها اعلام کرد که اگر نفت را کنترل کنند دولت‌ها را تحت کنترل در می‌آورند و اگر غذا را کنترل کنند، مردم را تحت سیطره خواهند گرفت، به این ترتیب نقش حیاتی برنامه‌ریزی برای کنترل غذا در نگاه صهیونیست‌ها روشن می‌شود.
بنیاد راکفلر (Rockefeller)
سابقه بنیاد صهیونیستی راکفلر نیز روشن است؛ بنیاد راکفلر بزرگترین و ذی‌نفوذترین کمپانی آمریکایی به‌شمار می‌رود. این کمپانی، عوامل اجرایی ساختار قدرت آمریکا و مراکز حساس این کشور را در اختیار گرفته است. تقریباً همگی شخصیت‌های آمریکایی که از سال 1945 تاکنون به پست‌های کلیدی دست پیدا کرده‌اند، به‌نوعی در این بنیاد «خیریه»! یا سازمان‌های تابعه آن فعالیت داشته، یا از کمک‌های آن استفاده کرده‌اند. {اینجا} مشهور است که بنیاد راکفلر به‌نوعی رختکن مسئولین کاخ سفید برای ورود به عرصه قدرت به شمار می‌رود. بنیاد راکفلر دارای بخش‌های مطالعاتی پیشرفته‌ای در زمینه مطالعات استراتژیک، روانشناسی، جامعه‌شناسی و رسانه است. این بخش‌ها در زمینه شناخت چالش‌های آمریکا، و تدوین راهبردها و سیاست‌های جهانی این کشور فعالیت می‌کنند.
ویکی‌پدیا در مورد بنیاد راکفلر می‌نویسد: «یک نهاد خصوصی و مدعی فعالیت‌های بشردوستانه است که ساختمان مرکزی آن در خیابان پنجم منهتن در شهر نیویورک قرار دارد. این بنیاد که تاکنون توسط شش نسل از خانواده راکفلر در آمریکا اداره شده است، توسط سرسلسله این خاندان، جان دیویس راکفلر – ثروتمندترین مرد تاریخ جهان و مؤسس کمپانی استاندارد اویل – در 14 مه 1913 تأسیس شد. در طول تقریباً یک قرن فعالیت، شعار این بنیاد، فعالیت برای زندگی بهتر بشر در سراسر جهان بوده است … نشریه فوربز در سال 2007 جان دیویس راکفلر را با ثروتی معادل 336 میلیارد دلار، به‌عنوان ثروتمندترین فرد تاریخ معرفی کرد». {اینجا}
با توجه به سیاست کنترل غذا که توسط کیسینجر مطرح شد مطالعات عمیق و راهبردی روی بذرهای اصیل در کشتگاه‌های کهن – مانند فیلیپین، هند و سوریه – جزو علاقه‌مندی‌های ویژه بنیاد راکفلر قرار گرفت. کار «در اختیار داشتن منابع بذر» توسط این بنیاد تا آنجا پیش رفته که برای در اختیار داشتن منابع بذرهای اصیل دنیا، مرکز راهبردی به‌نام «انبار بذرهای قیامت» در جزیره‌ای دورافتاده در مجمع الجزایر «سوالبارد» نروژ (نزدیک قطب شمال) احداث شد که بانک منحصر به فرد بذرهای جهان به‌شمار می‌رود.
دانه‌هایی که در این مرکز جمع‌آوری و نگه‌داری می‌شوند نسخه‌های تکثیرشده و یا کپی‌شده از دانه‌هایی هستند که در بانک‌های ژن سرتاسر جهان وجود دارند. راکفلر مدعی است این ذخایر تلاشی برای اطمینان از حفظ ذخایر دانه‌های جهان درصورت نابودی ذخایر دیگر بانک‌های ژنتیکی است؛ این انبار طوری طراحی شده است که درصورت وقوع فاجعه گسترده منطقه‌ای یا جهانی بتوان از این انبار به‌عنوان پشتوانه‌ای برای کشاورزی استفاده کرد. این مرکز تحت قوانینی که طی توافق‌نامه‌ای سه‌جانبه میان دولت نروژ،‌ انجمن جهانی تنوع محصولات کشاورزی یا GCDT و مرکز منابع ژنتیکی نوردیک تعیین شدند،‌ بنا شده‌ است. این مرکز یک ذخیره بی‌نظیر گونه‌های زیستی گیاهی برای بنیاد راکفلر به شمار می‌رود.
[تصویر: %D8%A8%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%B1%D8...%D8%B1.jpg]
[تصویر: %DA%A9%D9%85%D9%BE%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8...%D8%B1.jpg]
[تصویر: %D8%A8%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%DB%8C%D9...%D8%B1.jpg]
کمپانی مونسانتو (Monsanto)
مونسانتو در اصل نام یک خانواده یهودی آمریکایی است. صاحبان این کمپانی، خانواده مونسانتو، از بدنام‌ترین خانواده‌های یهودی صهیونیست در طول تاریخ به‌شمار می‌روند؛ این خانواده از قرن‌ها قبل به مشاغلی چون برده‌داری و تجارت انسان اشتغال داشته‌اند. {اینجا} کمپانی مونسانتو بی‌شک یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان رسمی مواد سمی و بمب‌های شیمیایی و اتمی طی قرن بیستم میلادی به‌شمار می‌رود. این کمپانی طی دهه 1920، صنعت شیمیایی خود را گسترش داد. همچنین مونسانتو طی جنگ دوم جهانی، در تحقیقاتی درباره اورانیوم در «پروژه منهتن» مشارکت داشت، که نهایتاً منجر به ساخت بمب اتم شد. مونسانتو تا اواخر دهه 80 میلادی در پروژه‌های مرتبط با بمب اتمی به دولت آمریکا کمک می‌کرد.
[تصویر: %D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D9%86%D8%A7%D8...%DB%8C.jpg]
[تصویر: %D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D9%86%D8%A7%D8...%D9%85.jpg]
500هزار کودک ناقص بر اثر تماس با عامل نارنجی در ویتنام متولد شدند
همچنین «عامل نارنجی»، «ددت» و «پی‌سی‌بی» از جمله تولیدات مضر مونسانتو هستند. اعمال ضدانسانی این کمپانی بزرگ سبب شده که جنبش‌های اجتماعی متعددی در کشورهای جهان علیه این کمپانی شکل بگیرد. {اینجا} تنها در مورد یکی از جنایت‌های این کمپانی صلیب سرخ اعلام کرد حدود 400 هزار نفر به‌دلیل تماس با عامل نارنجی کشته یا فلج شدند؛ همچنین 500 هزار کودک ناقص‌الخلقه بر اثر این عامل به دنیا آمدند.
[تصویر: %DA%A9%D9%85%D9%BE%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9...%D9%88.jpg]
[تصویر: %D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%...%D9%88.jpg]
[تصویر: %D9%85%D9%88%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%88.jpg]
تظاهرات مردم دنیا علیه جنایات مونسانتو
پس از معرفی اهمیت راهبردی کشاورزی و غذا برای صهیونیست‌ها و همچنین معرفی بنیاد راکفلر و کمپانی مونسانتو، جا دارد به رزومه برندگان مدال‌های طلای کشاورزی جمهوری اسلامی نگاهی بیندازیم.
پایان قسمت اول
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بیداری اندیشه ، rezamohammadi ، میثم2 ، مرتضی اقبالی
۸:۵۰, ۶/مرداد/۹۵
شماره ارسال: #8
آواتار
ردپای راکفلر یهودی در کشاورزی ایران قسمت دوم
مدال طلای کشاورزی جمهوری اسلامی ایران
در سال 1378 و در زمان وزارت عیسی کلانتری وزیر وقت کشاورزی، مدالی برای تقدیر از افرادی خاص طراحی شد. این مدال هم‌اکنون به «مدال طلای کشاورزی جمهوری اسلامی ایران» موسوم است. جالب است بدانیم اسکندری، وزیر جهاد کشاورزی دولت نهم، از وجود این مدال ابراز بی‌اطلاعی می‌کند! به این ترتیب به نظر می‌رسد اصل طراحی و اعطای این مدال، توسط سیستم‌های شناخته شده در وزارت جهاد کشاورزی و برای پاسخ‌گویی به نیازهای داخلی طراحی نشده است. این مدال تاکنون تنها به سه نفر اعطا شده است؛ اولین و دومین مدال در سال‌های 78 و 79 شمسی توسط عیسی کلانتری به «نورمن بورلاگ» و «گوریو خوش» اعطا شد. سومین مدال نیز خردادماه سال گذشته به‌دست محمود حجتی بر سینه «ون مونتاگو» نقش بست.
[تصویر: %D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%84-%D8%B7%D9%84%D8...%D9%86.jpg]
نورمن ارنست بورلاگ (Norman Ernest Borlaug)
در ویکی‌پدیا درمورد این شخص اطلاعات بسیار مختصری وجود دارد. این سایت تنها می‌نویسد: نورمن ارنست بورلاگ (به‌انگلیسی: Norman Ernest Borlaug) زاده 25 مارس 1914 – درگذشته 12 سپتامبر 2009، دانشمند زیست‌شناس (بذرشناس) و برنده جایزه صلح نوبل آمریکایی بود، که در سن 95سالگی بر اثر سرطان درگذشت. وی پدر انقلاب سبز در کشاورزی است.
[تصویر: %D9%86%D9%88%D8%B1%D9%85%D9%86-%D8%A8%D9...%DA%AF.jpg]
افراد داخلی حامی وی، او را بزرگ‌ترین آمریکایی قرن بیستم معرفی می‌کنند و مدعی هستند تلاش‌های وی جان یک میلیارد نفر را نجات داده است! اما واقعیت این است که بورلاگ در زمان حیاتش همکاری راهبردی با بنیاد «راکفلر» داشته است. نورمن بورلاگ با تأمین مالی از سوی راکفلر و فرد صهیونیستی به‌نام «روآن» مجموعه‌ای را پایه‌گذاری کرد که منشأ سیطره بیشتر این خانواده صهیونیست بر کشاورزی جهان شد. این مجموعه «بنیاد جایزه جهانی غذا» نام دارد؛ بنیاد راکفلر به‌صورت آشکار اعلام می‌کند که آن را در ابتدا وقف کرده و هم‌اکنون نیز اسپانسر آن به‌شمار می‌رود، به این ترتیب این بنیاد در سطح جهان اهداف بنیاد راکفلر را پیگیری می‌کند. فعالیت‌های گسترده در مناطق مختلف دنیا از جمله هند، پاکستان، مکزیک، فیلیپین و آمریکای جنوبی با حمایت‌های گسترده و تحت برنامه‌های دو بنیاد صهیونیستی راکفلر و فورد در رزومه این فرد به چشم می‌خورد. در مورد ارتباط این شخص با صهیونیست‌ها اسناد قابل توجهی وجود دارد که در جای خودش بررسی خواهد شد.
به این ترتیب برنده اولین مدال کشاورزی جمهوری اسلامی ایران یا خود یک صهیونیست اصیل است، یا در بهترین حالت عامل راهبردی و قابل اعتماد ایشان به شمار می‌رود!
[تصویر: %D9%88%D9%82%D9%81-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8...%D8%A7.jpg]
وقف جایزه جهانی غذا توسط راکفلر که در سایت این بنیاد منعکس است
گوریو خوش (Gurev Khush)
گوریو خوش دومین برنده مدال طلای کشاورزی جمهوری اسلامی است. او در سال 1379، (مقارن با سالهای 2000 و 2001 میلادی) موفق به دریافت این مدال شد. طرفه این‌که در همین سال (2000 میلادی) در قبال خدماتی که به رژیم صهیونیستی انجام داد موفق شد بالاترین مدال کشاورزی رژیم صهیونیستی موسوم به Wolf Prize in Agriculture را نیز از دست عزر وایزمن (Ezer Weizman) رئیس‌جمهور وقت اسرائیل دریافت کند.
[تصویر: %DA%AF%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%88-%D8%AE%D9%88%D8%B4.jpg]
او همچنین موفق شد جایزه کشاورزی خوارزمی را نیز از دست رئیس جمهور وقت ایران دریافت کند.
[تصویر: %DA%AF%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%88-%D8%AE%D9...%DB%8C.jpg]
گوریو خوش یکی از کارمندان ویژه مؤسسه تحقیقات بذر فیلیپین نیز به‌شمار می‌رود. این مؤسسه با تأمین مالی و تحت نفوذ بنیادهای صهیونیستی راکفلر و فورد اداره می‌شود. دیگر این‌که حمایت بنیاد صهیونیستی راکفلر از یکی از سرنخ‌های داخلی این جریان، ذیل تحقیقی در همین مؤسسه انجام گرفته است! {اینجا} از سوی دیگر اسناد قابل توجهی از ارتباط نزدیک این دو نفر به‌دست آمد که در جای خودش بررسی خواهد شد.
ون مونتاگو (Marc Van Montagu)
یک سال پیش، خرداد 94، سومین مدال طلای کشاورزی جمهوری اسلامی توسط محمود حجتی به سینه مارک ون مونتاگو استاد دانشگاه «گنت» بلژیک نشانده شد.
[تصویر: %D9%88%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AA%D8...%D9%88.jpg]
اهدای مدال طلای کشاورزی به مونتاگو توسط وزیر جهاد کشاورزی
بدون شک با وجود دانشمندانی نظیر «هربرت بویر»، «استانلی کوهن» و «جف شل» نمی‌توان مونتاگو را بنیان‌گذار مهندسی ژنتیک جهان نامید. ون مونتاگو و استادش پروفسور جف شل در دانشگاه «گنت» کشور بلژیک موفق شدند با کشف قابلیت‌های آگروباکتریوم، مکانیسم انتقال ژن و تولید گیاهان تراریخته (ترانس‌ژنیک) را ابداع نمایند. از سال 2013 به بعد روش ابداعی ایشان با روش‌های کم‌خطرتر جایگزین شده، و این روش تدریجاً در حال افول و انقراض است.
هم‌اکنون نیز مارک وَن مونتاگو استاد دانشگاه «گِنت» بلژیک است. وی یکی از دو مؤسس اصلی شرکت سیستم ژنتیک گیاهی (Plant Genetic Systems) است که در سال 2002 توسط کمپانی مشهور «بایر» (Bayer CropScience) خریداری شد.
در سال 2013 مونتاگو به‌همراه دو نفر دیگر برنده «جایزه جهانی غذا» شده است. به لیست اسپانسرهای این جایزه که نگاه می‌کنیم باز به نام‌های مونسانتو و بایر برخورد می‌کنیم! همچنین به لیست مشاوران این جایزه که بنگریم با جرج هربرت واکر بوش، رئیس ‌سیا در دولت جرالد فورد، معاون اول ریگان و رئیس‌جمهور آمریکا از 1988 تا 1992 مواجه می‌شویم.
پایگاه خبری انستیتو علوم زیستی VIB بلژیک در مصاحبه با مونتاگو تأکید می‌کند که اهدای جایزه جهانی غذا در سال 2013 به ون مونتاگو در واقع جایزه مونسانتو به مونسانتو بوده است! زیرا شرکت مونسانتو حامی مالی جایزه جهانی غذاست و سالانه میلیون‌ها دلار به این سازمان کمک می‌کند. از طرفی دیگر ون مونتاگو و پروژه‌هایش نیز تحت حمایت مالی مونسانتو قرار دارد.
ارتباط تنگاتنگ مونتاگو با کمپانی‌های صهیونیستی راکفلر و مونسانتو هرگز مورد تردید نبوده است. او خود تأمین مالی از سوی مونسانتو در پروژه‌هایش را تأیید می‌کند. {برای مثال اینجا را ببینید} همچنین راکفلر فقط در یک نوبت برای تولید برنج تراریخته دست‌کم مبلغ 400 هزار دلار را به دانشگاه گنت، و شخص مارک مونتاگو اختصاص داده و پشتیبانی کرده است.
[تصویر: %D8%B1%D8%A7%DA%A9%D9%81%D9%84%D8%B1-%D9...4x1024.jpg]
موارد فوق، بخش ناچیزی از اسناد نفوذ و تأثیر مراکز صهیونیستی در سطوح تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز کشاورزی ایران است. باید دید چه جریانی و با چه هدفی راه اعطای این مدال‌ها به این افراد را هموار کرده، و به‌ازای این خوش‌خدمتی، چه مزایایی را از صهیونیست‌ها دریافت کرده است. آیا سفر این افراد به ایران، تنها برای اعطای مدال صورت گرفته یا راه را برای موارد بعدی هموار کرده است؟!
پایان مقاله
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بیداری اندیشه ، rezamohammadi ، میثم2
۲۲:۵۷, ۱۰/مرداد/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/مرداد/۹۵ ۲۳:۰۵ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #9
آواتار

[b]کلید واژه اصلی در شناخت نظام سلطه

قرن ۱۸ و ۱۹ را قرن های امپراتوری ها لقب داده اند، با رسیدن به قرن بیستم و بیداری ملت ها و بروز جنگهایی که ۲۰۰ میلیون نفر را به کام مرگ کشید، ساختار امپراتوری ها و تعریف قدرت تغییر کرد،در این قرن، سازمان ها و نهاد های بین المللی جایگزین امپراتوری ها شدند، از تعداد این سازمان ها و نهادهای بین المللی آمار دقیقی در دسترس ما نیست اما به نظر می رسد امروزه تعداد آنها از ۵۰۰۰ فراتر رفته است این سازمان های رنگارنگ، دائم از قدرت دولت ها می کاهند و بر توان نفوذ خود می افزایند، آنها علی رغم اختلافاتی که در کارکردها دارند، ولی در واقع عملکردی نسبتا مشترک دارند و آن عملکرد کلمه ای به نام « کنترل» است، کنترل جمعیت، کنترل منابع ، کنترل افکار عمومی، کنترل جریان علم و... این سازمان ها نوعا سیاستی دوگانه دارند، سیاست اعلامی و سیاستی اعمالی آنچه شما در مراکز علمی از نقش این سازمان ها در جهان مدرن می خوانید در واقع سیاست های اعلامی آنهاست، ولی انچه دولت ها و ملت ها با آن مواجه هستند سیاست های اعمالی آنهاست.

لطفا متن فوق را دوباره بخوانید و درباره آن بیاندیشید
علی ارجمند عین الدین

دکتر متولی زاده اردکانی دانشمند مردمی و فوق دکترای بیوتکنولوژی از آمریکا به دلیل مخالفت با تجاری سازی محصولات دستکاری شده ژنتیک از پژوهشگاه بیوتکنولوژی کنار گذاشته شده، همچنانکه می بینید امتیازی که به ایشان داده شده بود ۹۵\۲۰ بوده ولی در کلیپ ذیل ببینید، چه نسبت ناجوانمردانه ای به او داده می شود.
[تصویر: photo532576623765221659.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rezamohammadi ، میثم2
۲۳:۱۴, ۱۰/مرداد/۹۵
شماره ارسال: #10
آواتار
(۱۰/مرداد/۹۵ ۲۲:۵۷)vahrakan نوشته است:  
[b]کلید واژه اصلی در شناخت نظام سلطه

قرن ۱۸ و ۱۹ را قرن های امپراتوری ها لقب داده اند، با رسیدن به قرن بیستم و بیداری ملت ها و بروز جنگهایی که ۲۰۰ میلیون نفر را به کام مرگ کشید، ساختار امپراتوری ها و تعریف قدرت تغییر کرد،در این قرن، سازمان ها و نهاد های بین المللی جایگزین امپراتوری ها شدند، از تعداد این سازمان ها و نهادهای بین المللی آمار دقیقی در دسترس ما نیست اما به نظر می رسد امروزه تعداد آنها از ۵۰۰۰ فراتر رفته است این سازمان های رنگارنگ، دائم از قدرت دولت ها می کاهند و بر توان نفوذ خود می افزایند، آنها علی رغم اختلافاتی که در کارکردها دارند، ولی در واقع عملکردی نسبتا مشترک دارند و آن عملکرد کلمه ای به نام « کنترل» است، کنترل جمعیت، کنترل منابع ، کنترل افکار عمومی، کنترل جریان علم و... این سازمان ها نوعا سیاستی دوگانه دارند، سیاست اعلامی و سیاستی اعمالی آنچه شما در مراکز علمی از نقش این سازمان ها در جهان مدرن می خوانید در واقع سیاست های اعلامی آنهاست، ولی انچه دولت ها و ملت ها با آن مواجه هستند سیاست های اعمالی آنهاست.

لطفا متن فوق را دوباره بخوانید و درباره آن بیاندیشید
علی ارجمند عین الدین

دکتر متولی زاده اردکانی دانشمند مردمی و فوق دکترای بیوتکنولوژی از آمریکا به دلیل مخالفت با تجاری سازی محصولات دستکاری شده ژنتیک از پژوهشگاه بیوتکنولوژی کنار گذاشته شده، همچنانکه می بینید امتیازی که به ایشان داده شده بود ۹۵\۲۰ بوده ولی در کلیپ ذیل ببینید، چه نسبت ناجوانمردانه ای به او داده می شود.
[تصویر: photo532576623765221659.jpg]
امکانش هست لینک فیلم رو بزارید؟ کسی که تو یه سال 20 نمره گرفته کم کسی نیست برای مملکتConfused
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: vahrakan ، rezamohammadi
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا