کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بررسی صحت روایت نقل شده در نشریه بالثارات
۱۴:۲۸, ۲۹/مرداد/۹۵
شماره ارسال: #1

سوال:
اخیرا در بعضی از جاها نوشته شده است که پیامبر مردانی را که زنانشان آرایش کنند و از خانه بیرون بیایند، دیوث نامیده‌اند. این‌ها به روایتی از بحار الانوار، جلد ۱۰۳، صفحه ۲۴۹ در این مورد اشاره می‌کنند. آیا این روایت معتبر است؟


پاسخ:
در ابتدا باید دید که معنای این کلمه در فرهنگ عرب آن زمان به چه معنایی است. با مراجعه به لغت‌نامه‌های تخصصی معلوم می‌شود دیوث به فردی گفته می‌شده که مردان را برای فحشا بر همسر خود وارد می‌کرده و هم‌چنین کسی که همسرش چنین کاری انجام می‌داده، اما او یا راضی و موافق آن بوده یا کارهای لازم برای ممانعت از این امر را انجام نمی‌داده.
طبیعتاً چنین فردی نه تنها در فرهنگ اسلامی مذموم و معصیت است که در بسیاری از فرهنگ‌های دیگر و از جمله ایران باستان هم ناپسند بوده و بعضاً برای مرتکبین آن نیز مجازات‌هایی در نظر گرفته شده بود.
اما در روایات ما این کلمه در دو نوع از روایات ذکر شده است.
۱- روایاتی که نتیجه این کار را بیان می‌کنند و آن دوری از بهشت است.
۲- روایاتی که تعریف و خصوصیات دیگری برای دیوث ارائه می‌دهند.
جدا از بحث اعتبار یا عدم اعتبار، در بین چند صد هزار روایتی که در منابع روایی مکتب اهل بیتb وجود ندارد، تعداد روایاتی که این کلمه در آن‌ها به کار رفته است، بعید می‌دانم از تعداد انگشتان یک دست تجاوز کند و شاید تنها یک مورد آن معتبر باشد که از نوع دوم نیست و همه روایات نوع دوم، غیر معتبر است.
اما در مورد روایت مورد نظر شما، لازم است چند نکته را عرض کنم.
۱- جلد ۱۰۳ بحارالانوار، جزء مجلدات تکمیلی این کتاب است و اصلاً شامل احادیث نمی‌شود و طبیعتاً چنین حدیثی هم در آن نیست.
۲- این حدیث و شبیه آن در جلد ۷۶ به نقل از الخصال شیخ صدوق و ج ۱۰۰ به نقل از جامع الاخبار آمده است که درباره اعتبار هر کدام از آن‌ها توضیحی عرض می‌کنم.
۱) حدیث اول را شیخ صدوق در الفقیه، حدیث ۴۵۴۲ به صورت مرسل و در اخصال، جلد ۱، ص ۳۷ به صورت مسند روایت کرده است. مرسلات شیخ صدوق در الفقیه از قاعده کلی مرسلات خارج نبوده و معتبر نیست. در ضمن با توجه به این‌که خود ایشان همین حدیث را در الخصال به صورت مسند روایت کرده‌اند، قاعدتاً سندشان در الفقیه، همین سند الخصال است. سند حدیث الخصال هم به جهت محمد بن فضیل الصیرفی که شیخ الطائفه او را ضعیف و متهم به غلو معرفی کرده است، معتبر نیست. حال بماند که شریس الوابسی هم که محمد بن فضیل ادعا می‌کند این روایت را از او شنیده، فردی مجهول است. خلاصه انتساب این مطلب به معصوم معتبر نیست.
۲) حدیث دوم که از جامع الاخبار آمده است، با دو مشل مواجه است. اول آن‌که مرسل است و دوم آن‌که نویسنده این کتاب مشخص نیست و انتساب آن به محمد بن محمد الشعیری هم محل اشکال است.
خلاصه آن‌که استناد به این روایات غیر معتبر نادرست است و هر چند آرایش کردن برای غیر همسر چنان‌چه موجب مفسده‌ای باشد، معصیت است، اما از مصادیق دیوث نیست و دیوث همان است که در لغت معرفی شده است.

http://www.ehtejaj.com/main/%D8%AF%DB%8C...%AA%D8%9F/
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Anti gods

آغاز صفحه 6 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۳:۱۵, ۲۹/شهریور/۹۵
شماره ارسال: #51
آواتار
سخنگوی وزارت ارشاد در نشست خبری:
موضع ارشاد در قبال نشریه یالثارات اعلام شده، پروانه نشریه لغو و از فهرست نشریات دارای مجوز خارج شده است.
موضوع این نشریه براساس وظایف قوه قضائیه در دستگاه قضایی در حال پیگیری است.

جدای از این بحثها ظاهرا دوستان هنوز معنی آزادی بیان نمیدوننSmile
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی ، LifeLover
۱۳:۴۲, ۲۹/شهریور/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/شهریور/۹۵ ۱۵:۰۳ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #52

سلام قلب گرامی

فیلم مارمولک رو میشه با سریال "در حاشیه" مقایسه کرد. سریال در حاشیه هم به اشتباهاتی که در بین برخی افراد یک قشر وجود داشت می پرداخت؛ضمن اینکه در هر دوی اونها افراد درستکاری از اون قشر نمایش داده شده اند. در هر قشری میشه افراد منفی رو پیدا کرد و میشه گفت که مثلاً سریال در حاشیه داشت بخشی جامعه پزشکی رو نقد می کرد که این ویژگی منفی رو داشته اند. اما اگر کسی مدعی بشه که یک پزشک خاص مرتکب خطا در کارش شده، اون پزشک می تونه شکایت کنه و در صورت شکایت، اون فرد موظفه ادعاش رو اثبات کنه.

خب جامعه روحانیت به اکران فیلم مارمولک اعتراض کرد و اکرانش متوقف شد. پزشکان هم به در حاشیه اعتراض کردند. اما دلیلی نداره که به طور مثال ما از مهران مدیری بخوایم که "وجود فساد در میان برخی پزشکان" رو اثبات کنه، چون در بین "برخی" اعضای یک قشر چنین مسائلی هست.

نکته اینه: مطلب یالثارات تهمت رو متوجه سه شخص خاص می کنه. اما فیلم مارمولک یا سریال در حاشیه، به نقد افراد نامشخصی می پردازند. یعنی به نقد "برخی" پزشکان یا "برخی" روحانیون پرداخته اند اما مصداقش رو مشخص نکرده اند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: A L I
۱۳:۵۰, ۲۹/شهریور/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/شهریور/۹۵ ۱۴:۱۲ توسط عدالت.)
شماره ارسال: #53
آواتار
(۲۹/شهریور/۹۵ ۱۳:۴۲)سعدی نوشته است:  سلام قلب گرامی

فیلم مارمولک رو میشه با سریال "در حاشیه" مقایسه کرد. سریال در حاشیه هم به اشتباهاتی که در بین برخی افراد یک قشر وجود داشت می پرداخت؛ضمن اینکه در هر دوی اونها افراد درستکاری از اون قشر نمایش داده شده اند. در هر قشری میشه افراد منفی رو پیدا کرد و میشه گفت که مثلاً سریال در حاشیه داشت بخشی جامعه پزشکی رو نقد می کرد که این ویژگی منفی رو داشته اند. اما اگر کسی مدعی بشه که یک پزشک خاص مرتکب خطا در کارش شده، اون پزشک می تونست شکایت کنه و در صورت شکایت، اون فرد موظفه ادعاش رو اثبات کنه.

خب جامعه روحانیت به اکران فیلم مارمولک اعتراض کرد و اکرانش متوقف شد. پزشکان هم به در حاشیه اعتراض کردند. اما دلیلی نداره که ما از مهران مدیری بخوایم که "وجود فساد در میان برخی پزشکان" رو اثبات کنه، چون در بین "برخی" اعضای یک قشر چنین مسائلی هست.


به نام خدا

پس طبق گفته های شما، یالثارات هم جامعه به اصطلاح هنرپیشه !! را نقد کرده.

دیگه مثل روز روشن هست که چه فساد فراگیری در پشت پرده سینمای ایران جاریست، چرا هیچکس نباید اجازه نقد این فساد و فحشا را داشته باشد و آنها هر هجو و مطلب مفسده انگیز و کافرانه و شهوت برانگیز را به نام هنر به خورد این ملت مسخ شده بدهند ؟؟؟؟؟؟؟؟.

مطلب جدید یالثارات هم گویا در رابطه با ارتباطات خارج از عرف اصغر فرهادی و مانی حقیقی و ماجرای پارتی برگذار شده در کرج میباشد که اگر یادتون باشه چند سال پیش خیلی سر و صدا کرد.


توهین یالثارات
توهین هفته نامه یالثارات به شخصیت های شهرزاد و قباد و فرهاد با کلمه سونامی کثیف آلبالوهای جنسی که به ت.ع و م.ح و ا.ف تهمت غیراخلاقی می زند.
یالثارات در مطلبی تحت عنوان «سونامی کثیف آلبالوهای جنسی چکونه به سینما آمد؟» سه داستان را درباره شخصیت‌ های با اسم خیالی قباد، فرهاد و شهرزاد نقل می‌ کند که در خود متن هم عینا با اشاره‌ های مستقیم به ما می‌ فهماند که این سه تن چه کسانی هستند و ادعا می‌ کند که این سه چهره سینمایی مشهور روابط نامشرع و خلاف عرفی با هم دیگر دارند.
این که برخی سینماگران روابط آلوده و کثیف جنسی خود را به نام«روایت واقعیت جامعه» جا می‌زنند. خیانتی است رودست همه خیانت ها… خیانتی که همین آلودگان،همیشه با تردستی و هوچی‌گری از تاوان آن طفره رفته‌اند.
اما گاهی پرده ها بالا می‌ رود و پته‌ ها برآب می افتد. گزارش‌ گونه حاضر یکی از این موارد است که پیش‌ روی شماست:
اظهارات اخیر هوشنگ گلمکانی در برنامه اخیر هفت و سخنان حسین فرحبخش در برنامه اینترنتی ۳۵ تاکید و اشاره مستقیم به دو نکته بسیار مهم و اساسی داشتند. اشاره این بود که عده‌ای تندرو می‌خواهند سینما نباشد. مستقیم و غیر مستقیم اشاره به مردم انقلابی و همیشه در صحنه‌ای داشت،که برای خواست رهبرشان خمینی، فرزندانشان را فدای امنیت این کشور کردند و حالا دلشان می خواهد که فحشا در سینمای نظام جمهوری اسلامی نباشد. این سخنان و هوچی‌گری‌های رسانه‌ای موید این مهم است که عده‌ای سینماگر و روزنامه‌نگار می‌خواهند نشان دهند مردم انقلابی پایبند به اصول، از سینما تنفر دارند و می‌خواهند اصل سینما نباشد. همه اشارات اتهام است که به مردم انقلابی و مخالفان فحشا می زنند.
در مورد این شیطنت‌های رسانه‌ای باید نوشت همانطور که بزرگان نظام می‌خواهند سینما باید باشد اما سینمای منهای فحشا. هفته قبل بود که رهبری انقلاب در ملاقات با هیئت دولت فرمودند که چرا باید تئاتر یا فیلمی تولید شود که تیشه به ریشه‌ی ایمان این جوان بزند؟ پس می‌توان نتیجه گرفت که سایه فحشای اخلاقی گریبان سینمای دریده فعلی را رها نمی‌کند و سونامی آلبالوهای جنسی اینبار با فیلم فروشنده، مشتری غیرت مردان خواهد بود.
توهین به ا.ف و م.ح و ت.ع
اما این سونامی آلبالویی چگونه در سینما شکل می‌گیرند. زندگی هنری – ذهنی فیلمسازان چگونه است که موجب خلق سونامی آلبالوهای جنسی در سینما می‌شود؟ آیا سونامی آلبالویی بازتابی از زندگی خود خالقان سینمایی چنین آثاری است؟
پاسخ این پرسش را با تعریف مثلث عشقی و کثیف سه تن از اهالی سینما با نامهای مستعار برای شما در این شماره روایت خواهیم کرد.
۱- نفر اول قباد نام دارد. کسی که در یک خانواده سرشناس فیلمساز متولد شده و پدربزرگش با بریتیش‌پترولیوم زد و بندهای فراوانی در زمان طاغوت داشت و به لطف ارتباط عمیق با انگلیسی‌ها موفق شده یک استودیوی بزرگ فیلمسازی در تهران راه اندازی کند. اما پدربزرگ قباد با وجود داشتن همسر و بچه و سگ ….با شاعره معروف زمان خودش نیز رابطه عجیب و غریبی داشت، بطوریکه پس از مرگ این شاعره ، مشاعرش را از دست داد و راهی موطن اربابانش در انگلیس شد و انگلیسی ها به پاس خدمات نفتی – سینمایی، قصر بزرگی را به او اعطا کردند.
مادر قباد با یکی از فیلمبرداران معروف در دوران فیلم فارسی ازدواج می کند و قباد حاصل ازدواج کوتاه مدت مادرش با این فیلمبردار معروف است.
قباد از همان دوران جوانی‌اش آرزو داشت فیلمساز شود، چیزی در مایه‌های مهرجویی یا یک چیزی شبیه کیارستمی . به همین دلیل همان مسیر مهرجویی را کپی و پیست کرد و راهی آمریکای شمالی … شد تا در رشته فلسفه تحصیل کند. البته مشخص نیست که موفق به اخذ مدرک شده یا خیر؛ آیا واقعا فلسفه خوانده یا نخوانده.
دلیل این اشاره این است که رفتارش شبیه لمپن‌هاست و بیشتر به عشق فیلمهایی که کنترلچی سینما می‌شوند شباهت دارد تا مثلا فیلمساز. وقتی وارد ایران شد خیلی سعی کرد خودش را به مهرجویی بچسباند اما موفق نشد و البته تنها سهمی که گیرش آمد این بود که مستندی در مورد مهرجویی بسازد، مستندی که اصلا شبیه مستند نیست و یک تاک شوی چند نفره است. بالاخره با التماس و بواسطه نام پدرش با کمک چند سینماگر موفق شد فیلم اولش را بسازد که فیلم به محاق توقیف رفت. پس از مدتی با کیارستمی و فرزندانش پل زد تا بلکه چیزی نصیبش شود اما موفق به این کار نشد اما توانست چند‌تایی قصه از آنها بگیرد و یک از این فیلمها را بسازد که این فیلم پس از چندین سال ساختنش در گروه هنر و تجربه نمایش داده شد. طبیعی بود توی سینما علاّف و بیکار بود و هر روز آویزان یک نفر؛ تا اینکه به پست فرهاد خورد.
۲- فرهاد آدم باهوشی تو دانشگاه بود در کش‌رفتن مضامین و بازنویسی قصه‌های اجتماعی اسم و رسمی برای خودش در کرده بود . تا اینکه موفق شد بواسطه همسرش که تهیه کننده تلویزیون بود چند سریال بنویسد و کارگردانی کند. به علت هوش و پرکاری خاصی که داشت توانست مدارج ترقی را در سینما و تلویزیون طی کند و پس از مدتی همکاری با تلویزیون چند فیلم سینمایی بسازد. فرهاد آدم اصیل و مذهبی بود و خیلی زود هم در دانشگاه با همسرش آشنا شده بود اما سینما مثل رودی خروشان موجب استحاله اخلاقی افراد می‌شود. چون در متن سینما فحشای غلیظی وجود دارد.
سال ۱۳۸۴ قباد دید سومین فیلم فرهاد به موفقیت های فراوانی دست یافته است و بواسطه نام پدرش و پدربزرگش خود را به فرهاد چسباند تا موفقیتی بواسطه همکاری مشترک و یا گدایی فیلمنامه کسب کند. اما فرهاد قبل از این همکاری در سال ۱۳۸۴ با وجود داشتن همسر و فرزند، رابطه‌ای عشقی را با بازیگر جوان فیلم سومش آغاز می‌کند و این رابطه ( تفاوتی نمی کند چه مشروع و چه نامشروع) دور از چشم همسرش سالها ادامه پیدا می‌کند.
از طرفی قباد هم بدجوری چشم به شهرزاد داشت و با وجود اینکه می دانست فرهاد با شهرزاد رابطه عشقی عمیقی دارد تمام تلاش خود را بکار گرفته بود که او را از چنگ فرهاد درآورد. نخستین بار شهرزاد را در دفتر خیابان کریمخان فرهاد دیده بود وبدجوری شیدای شهرزاد شده بود.
قباد با دستاویز گول زنک «فیلمنامه مشترک بنویسیم و باهم کار کنیم»، سعی کرد رابطه خود را با فرهاد تقویت کند تا از این طریق به شهرزاد نزدیک شود. فیلمنامه مشترک تمام شد و در نیمه دهه هشتاد با هنرنمایی شهرزاد ساخته شد. داستان فیلم شبیه مثلث قباد، شهرزاد و فرهاد بود. شهرزاد در فیلم نقش زنی را بازی می کرد که از شوهرش دلزده شده بود و می خواست از چنگالش فرار کند و به کشور دیگری برود و با معشوقه سابقش زندگی کند.
سر فیلمبرداری حواس قباد (کارگردان) بیشتر از آنکه به فیلمنامه و فرم باشد به شهرزاد بود. او با چشم خود می دید که فرهاد پس از تمام شدن زمان فیلمبرداری دنبال شهرزاد می‌آید و او را با خود می‌برد اما هیچ نمی‌گفت و فقط سعی می‌کرد تا به او نزدیک شود.
پس از ساخت فیلم «خناس» توسط قباد، فرهاد فیلمنامه ای را نوشته بود که داستانش در شمال می گذرد و اتفاقا قباد را به عنوان بازیگر انتخاب کرد. گروه برای فیلمبرداری راهی شمال شدند و مثلث عشقی این سه نفر در محل فیلمبرداری، شکل تازه‌ای به خود گرفت. شهرزاد میان فرهاد و قباد دست به دست می شد. یک شب در هتل به اتاق فرهاد می رفت و یک شب به اتاق قباد.
فرهاد و قباد از روز سوم و چهارم فیلمبرداری می دانستند که بین آنها دارد چه اتفاقی می افتد و به همین دلیل فرهاد برای اینکه فیلمش خراب نشود تا پایان فیلمبرداری چیزی به قباد نمی گفت اما عصبی و مضطرب بود چون شهرزاد را حق طبیعی خود می دانست به همین دلیل با این وضعیت غیر اخلاقی سعی می کرد شبهایی که شهرزاد در اتاق قباد است را تحمل کند. وضعیت آلبالوی قرمزی میان این دو نفر شکل گرفته بود اما حرفی به یکدیگر نمی‌زدند چون هر لحظه ممکن بود کار به تنش برسد.
تا اینکه فیلمبرداری تمام شد و گروه به تهران آمد. قباد پس از فیلمبرداری یک روز به دفتر تهیه کننده فرهاد در خیابان مفتح رفت تا ببیند رقیب عشقی‌اش در چه حالی است. نکته جالب اینجاست که قباد از این وضعیت بسیار لذت می برد و از اینکه توانسته بود معشوقه قباد را از چنگش دربیاورد بسیار مسرور بود. فرهاد غیر علنی در چند نوبت در جاهای مختلفی گفته بود اگر می دانستم قباد شهرزاد را از چنگم در میاورد هرگز او را برای بازی در این فیلم انتخاب نمی‌کردم.
فرهاد آنقدر ناراحت بود که کارد به او اصابت می‌کرد خونش در نمی‌آمد و تقریبا جدالی پنهانی را علیه قباد آغاز کرد. او کارگردان شناخته شده و صاحب نفوذی شده بود وبلد بود چگونه از قباد انتقام بگیرد. تا اینکه کار به حراست وزارت ارشاد کشید. حراست وزارت ارشاد شهرزاد را خواست و به او اعلام کرد این حواشی و حاشیه ها در مورد مثلث عشقی آنان اگر همینطور دهان به دهان بپیچد ممنوع از کار خواهد شد. شهرزاد برای دور ماندن از حواشی سال ۱۳۸۸ راهی فرنگ شد تا این شایعات به گوش پدرش که از افراد سرشناس جامعه بود نرسد. در فرنگ با یک پسر ایرانی پولدار حسابی آشنا شد و رابطه آنان بالاخره به ازدواج منجر شد. اما قباد به‌هیچ‌وجه راضی به ازدواج شهرزاد نبود و به بهانه ساخت یک فیلم و ایفای نقش این بازیگر زن رابطه نامشروعش را با او از سر گرفت . اخیرا خبری منتشر شده که شهرزاد با وجود داشتن یک فرزند از شوهرش جدا می‌شود و رابطه‌اش را با قباد از سر خواهد گرفت.
وقایع توصیف شده کاملا واقعی از پشت صحنه جنسی و کثیف سینماست اما نام‌های انتخابی برای افراد کاملا مستعار است اما این بریده از ماجراجویی‌هایی نامشروع و کثیف سینماگران نشان می‌دهد چگونه سونامی کثیف آلبالوهای جنسی روی پرده سینماظاهر می‌شود، سینمایی که قرار بود در آن فحشایی نباشد اما در متن و فرامتن آن همچنان فحشاست.
منبع مطلب بالا: سایت خبری انصار حزب الله ( یالثارات )
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی
۱۴:۱۵, ۲۹/شهریور/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/شهریور/۹۵ ۱۵:۰۰ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #54

اما بریم سراغ دفاع یالثارات:
(۲۹/شهریور/۹۵ ۱۰:۱۷)عدالت نوشته است:  پاسخ «یالثاراث» درباره حاشیه های اخیر

تاریخ انتشار :
دوشنبه ۲۹ شهريور ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۴۴

واکنش ارگان خبری انصار حزب الله به اتفاقات اخیر را می خوانید: انتشار توبیخ‌نامه برخی دوستان علیه هفته‌نامه یالثارات، بهانه شد جهت عرض سلامی و کلامی، بدان دلیل که ما امضاکنندگان ذیل توبیخ‌نامه را برادران محترم و خواهران محترمه خویش پنداشته و علیهذا به رسم اخوّت دینی و مرامی، انتقادات به حق عزیزان را به دیده منّت نهاده و مواردی که از سر غفلت و یا سهوغیرعمدی بر قلم نویسنده رفته و موجب رنجش آن عزیز و رواداشتن نسبت‌ها و واژه‌های نامهربانه در حق برادران خود در یالثارات شده را گوشزده می‌کند؛ تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.

در همین ابتدای سخن متذکر می شود، هر آنچه را در این نوشته متعرض نقد آن نشده‌ایم لابد مورد پذیرش و طبعاً مورد امتنان ماست و اما موارد شایان نقد:

۱- در توبیخ نامه سخن از حرمت قلم و سوگند ذات باریتعالی برآن رفته است که باید بر آن افزود که همو خود صاحب برترین قلم است. چه آنکه «علّمه البیان» به انسان است چه بیان با بنان و قلم «علّم بالقلم» و چه بیان شفاهی و علیهذا شایسته نیست خداوندی که خود منشأ و آفریدگار احسن‌البیان است مغفول و خود ما جاعل حد افراط و تفریط قلم شویم. چنانچه قلم و بیان خداوندی هم خود. هم آموزگار کرامت است و هم شکافنده و زداینده هر آنچه زشتی و پلیدی است با همان احسن‌البیان، و اینکه دوستان هیچ‌گاه قلم بر ناسزا ناصواب نرانده‌ا‌ند، با عرض پوزش فیه بحث؛ چرا فراموش کرده‌ایم که سایت منتسب به فلان رجل سیاسی که برخی دوستان ما از قلمزنان ثابت یا موسمی آنند خود به کراّت و مراّت مرتکب استهزا و حرام شرعی - حسب نظر اجتهادی فقیه متفکرآیت الله حائری شیرازی- شده است و هنوز نیز بر این‌ وتیره اصرار دارد و در داستان چاپ عکس‌های رنگی سینماگران جشن حافظ نیز با تعریف و تمجید سنگ تمام گذاشت و بسی دامنه اشاعه تباهی و مدُپرستی گشود! وانگهی مگر بسیاری از دوستان مستقیم و غیرمستقیم از ایادی و کارگزاران حوزه هنری نیستند و با سکوت توجیه ناپذیر خود مهر تأیید مسبّب بر یکی از بی‌سابقه‌ترین فیلم‌های فسادخیز و شرم‌انگیز نشدند کجاست انتقاد جدّی و دوری از محافظه کاری دوستان!

۲- این چه سخنی است که دوستان یالثارات نام مبارک سیدالشهداء(علیه السلام) را یدک می کشند. این چه بخل ناروایی است در قبال برادرانی که سالیان دفاع مقدس در ذیل همین شعار مقدس شهید و ناقص العضو شدند و بقایای آنان هم اینک به نشانه التزام به آن مشی و مرام به این شعار وفادارند.

۳- تهمت اوج گیری ادبیات سخیف و غیر دینی در یالثارات که هیچ نشانی از رعایت اخلاق و ادب ندارد متأسفانه در قوطی هیچ عطاری جز لای پر قبای دوستان به اثبات نرسیده. آیا مبالغه و یک کلاغ، چهل کلاغ کردن، مصداق نقد منصفانه است. آنچه دوستان غفلتاً از کوه کاهی ساخته‌اند به فرض اثبات جز دو سه مورد بیش نبوده که طبعاً آن هم در صورت ادعای شاکی خصوصی در محکمه قضایی، صحت و سقم آن برملا خواهد شد.

گفته شد نسبت ناروا به هنرمند! کدام هنرمند. مگر بهره گیری از اسامی غیرواقعی بازدارنده از تحقّق نسبت به شخص معین در عرف روزنامه نگاری نیست.

۴- متأسفانه، واژه‌های مظلوم، قذف و خلاف شرع بدون توجه به وقوع و موضوعیت داشتن آن نقل و ثبات برخی شده که اساساً با فرهنگ دینی و شرعیات میانه چندانی نداشته‌اند و دوستان منتقد ما نیز از این خوان نعمت بی بهره نمانده‌اند!

۵- دوستان عزیز ما خود را متولیان «سعی در حل منطقی مسایل در جهت بهبود وضعیت فرهنگ» پنداشته‌اند و با اعتماد به این توانمندی -لابد انحصاری خود- رویه یالثارات را مشکوک قلمداد می‌کنند. آیا غنودن در زیر باد ارگان‌هایی که بر خلاف اهداف انقلابی و قانونی خود، جفای فاحش وذنب لایغفر در حق فرهنگ و اخلاق ومسلمین مرتکب می‌شوند، را لابد باید نشان صدق پندار دوستان بدانیم، خدا نیاورد روزی را که در اثر اصرار دوستان ادعاها و تهمت‌های به ناحق آنان در بوته عدالت و انصاف آقایان محک بخورد.

۶- آیا در عالم واقعیت عشه‌ای از قلم شهیدآوینی در قلم دوستان به چشم می‌آید؛ کسی که همواره علیه انحراف و مفاسد بی هنران مفسد و مقلّد سینمای مستهجن غرب می‌خروشید.
۷- به خلاف زعم دوستان، قلمزنان یالثارات عده‌ای هتّاک و بی‌ادب نیستند و اما چنین هم نیست که عرصه فرهنگ و هنر، ملک طلق و تیول انحصاری دوستان باشد.

گویا نویسنده توبیخ نامه علیه یالثارات، قوه قضائیه را با«قوه پهلوائیه» اشتباه فرموده باشند. قوه قضائیه با آن همه دغدغه‌ها و پرونده‌هائی که سرنوشت اقتصاد و معیشت مردم و آبروی انقلاب در گرو دادرسی مجدّانه و وقت‌بر آن است، بعید است فرصتی برای شنیدن هیاهوی خارج از گودنشینانی که فرمان لنگ کردن متحکّمانه و بدون طی مراحل دادرسی یالثارات صادر می‌کننند را داشته باشد.

درپایان، ذکر خاطره‌ای از رهبرمعظم انقلاب اسلامی، عبرت‌آموز همه ما و شماست. عده‌ای از فعالان مجموعه‌های حزب‌اللهی در تهران طوماری در حاشیه مراسم۲۲بهمن به امضای جمع بسیاری راهپیمایان تهرانی رسانده بودند که در آن از شورای نگهبان خواسته شده بود، برای انتخابات مجلسِ آن دوره صلاحیت لیبرال‌ها و تکنوکرات‌ را رد کند. حضرت آقا با مشاهده این مضمون، علیرغم امضای کثیر ذیل طومار، فرموده بودند شما نباید با شورای نگهبان اینگونه سخن بگوئید، زیرا شورای نگهبان به مّر قانون عمل می‌کند و نه خواست بنده و شما. آنگاه فرموده بودند، «شما باید از شورای نگهبان بخواهید با شجاعت مسئولیت‌های قانونی خود را ایفا کند.»

روابط عمومی هفته‌نامه یالثارات‌الحسین(علیه السلام)

علیرضا عبداللهی
1- نوشته چرا با نشریاتی که عکس رنگی بازیگران رو چاپ می کنند برخورد نمیشه و با ما برخورد میشه؟ یالثارات برای تهمتهایی که زده طبق قانون باید جوابگو باشه. حالا اگر معتقدند با یک نشریه دیگه هم باید برخورد بشه خب برن از اون شکایت کنند.

2- استفاده از یک نام مذهبی باعث سنگین تر شدن مسئولیت میشه چون کار این نشریه مرتبط با دین تلقی میشه. اصلاً ربطی به بخیل بودن دیگران نداره.

3- گفته سه تا مطلب این مدلی در یک زمان کوتاه، به معنی اوج گیری ادبیات سخیف نیست. در این حدود عادیه.

4- گفته چرا کسانی که خیلی مذهبی هم شاید نباشند، به خلاف شرع بودن این کار اعتراض کرده اند؟ خب اگر با معیار شرع هم نسنجیم، با هر معیار دیگری هم این یه کار زشت و ناروا است.

5- این تصور مطرح شده بود که شاید این نشریه عمداً به دنبال بدنام کردن دینه که این رو تکذیب کرده اند. ولی اگر چنین قصدی هم در میان نبوده باشه، کار این نشریه همچنان جرمه.

6- نوشته اند که شهید آوینی هم از این شیوه در مورد بازیگران غربی استفاده می کرده. باید دید اون مطالب شهید آوینی به چه صورت بوده. بعید می دونم شهید آوینی به صرف مهمان بودن یک بازیگر در اتاق یا خانه بازیگر دیگر، چنین تهمتی رو ذکر کرده باشند که اگر چنین بود، اون مطالب هم شایسته نقد بود.

7- نوشته کسی که این مطالب رو منتشر کرده، هتاک و بی ادب نبوده!

پاراگراف بعدی: نوشته بعید می دونم قوه قضاییه وقتی برای رسیدگی به این شکایت داشته باشه. (حالا ببینیم و تعریف کنیم)

پاراگراف آخر: از این خاطره، نتیجه میشه که ما نباید برای قوه قضاییه تعیین تکلیف کنیم؛ بلکه باید از قوه قضاییه بخواهیم که مسئله رو با جدیت پیگیری کنه.

نقل قول:گفته شد نسبت ناروا به هنرمند! کدام هنرمند. مگر بهره گیری از اسامی غیرواقعی بازدارنده از تحقّق نسبت به شخص معین در عرف روزنامه نگاری نیست.
اسم اصغر فرهادی رو گذاشته اند "فرهاد" و طوری هم آدرس داده اند که مشخص شود منظور چه کسی است. بعد امیدوار بوده اند که "طبق عرف روزنامه نگاری" کسی نتونه ازشون شکایت کنه.

(۲۹/شهریور/۹۵ ۱۳:۵۰)عدالت نوشته است:  پس طبق گفته های شما، یالثارات هم جامعه به اصطلاح هنرپیشه !! را نقد کرده.
حتی اگر همین مطلبو نوشته بود اما طوری آدرس نداده بود که افراد مشخص بشن، اون موقع قضیه فرق می کرد و این شکایتها هم پیش نمی اومد.

اما مسئله اینه که نویسنده مطلب، عامدانه طوری اسمهای مستعار رو انتخاب کرده و طوری آدرس داده که تهمت متوجه افراد خاص بشه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۴۱, ۲۹/شهریور/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/شهریور/۹۵ ۱۴:۵۷ توسط عدالت.)
شماره ارسال: #55
آواتار
(۲۹/شهریور/۹۵ ۱۴:۱۵)سعدی نوشته است:  اما بریم سراغ دفاع یالثارات:
1- نوشته چرا با نشریاتی که عکس رنگی بازیگران رو چاپ می کنند برخورد نمیشه و با ما برخورد میشه؟ خب دلیلش اینه که یالثارات، زشت ترین تهمتها رو به یه سری افراد مشخص زده و طبق قانون باید جوابگو باشه. حالا اگر معتقدند با یک نشریه دیگه هم باید برخورد بشه خب برن از اون شکایت کنند. این که یک نشریه عکسهای رنگی بازیگران رو چاپ می کنه باعث نمیشه تهمت زدن به بازیگران مجاز بشه.

2- خب استفاده از یک نام مذهبی باعث سنگین تر شدن مسئولیت میشه چون کار این نشریه مرتبط با دین تلقی میشه. اصلاً ربطی به بخیل بودن دیگران نداره.

3- گفته حالا دو سه تا تهمت در یک زمان کوتاه، به معنی اوج گیری ادبیات سخیف نیست. در این حدود عادیه.

4- گفته چرا کسانی که خیلی مذهبی هم شاید نباشند، به خلاف شرع بودن این کار اعتراض کرده اند؟ خب اگر با معیار شرع هم نسنجیم، با هر معیار دیگری هم این یه کار زشت و ناروا است.

5- خب این تصور مطرح شده بود که شاید این نشریه عمداً به دنبال بدنام کردن دینه که این رو تکذیب کرده اند. ولی اگر چنین قصدی هم در میان نبوده باشه، کار این نشریه همچنان جرمه.

6- نوشته اند که شهید آوینی هم از این شیوه در مورد بازیگران غربی استفاده می کرده. خب باید دید اون مطالب شهید آوینی به چه صورت بوده. بعید می دونم شهید آوینی به صرف مهمان بودن یک بازیگر در اتاق یا خانه بازیگر دیگر، چنین تهمتی رو ذکر کرده باشند که اگر چنین بود، اون مطالب هم شایسته نقد بود.

7- نوشته کسی که این تهمتها رو منتشر کرده، هتاک و بی ادب نبوده!

پاراگراف بعدی: نوشته بعید می دونم قوه قضاییه وقتی برای رسیدگی به این شکایت داشته باشه. (حالا ببینیم و تعریف کنیم)

پاراگراف آخر: از این خاطره، نتیجه میشه که ما نباید برای قوه قضاییه تعیین تکلیف کنیم؛ بلکه باید از قوه قضاییه بخواهیم که مسئله رو با جدیت پیگیره کنه.

اسم اصغر فرهادی رو گذاشته اند "فرهاد" و طوری هم آدرس داده اند که مشخص شود منظور چه کسی است. بعد امیدوار بوده اند که "طبق عرف روزنامه نگاری" کسی نتونه ازشون شکایت کنه.

حتی اگر همین مطلبو نوشته بود اما طوری آدرس نداده بود که افراد مشخص بشن، اون موقع قضیه فرق می کرد و این شکایتها هم پیش نمی اومد.

اما مسئله اینه که نویسنده مطلب، عامدانه طوری اسمهای مستعار رو انتخاب کرده و طوری آدرس داده که تهمت متوجه افراد خاص بشه.


به نام خدا

کاربر گرامی به هر حال صبر در برابر فحشا و فسادی که جامعه مثلا اسلامی را فرا گرفته هم حدی دارد و بنده میدانستم که این روزها فرا خواهد رسید و مطمئن باشید بدتر از این هم در پیبش است و وای به حال مفسدان که مسبب این اتفاقات آنها هستند و از آزادی سو استفاده کردند.

مگر میشود در کشور اسلامی زندگی کرد و در برابر این فساد و فحشا سکوت کرد و سر را در برف فرو کرد، برخی کاسه صبرشان دیگر سر آمده. بالاخره یا باید بشیم مثل ترکیه و دوبی و اسلام را ببریم سر تاقچه یا باید دقیق به آن عمل کنیم، یک بام و دو هوا نمیشود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی
۱۴:۴۸, ۲۹/شهریور/۹۵
شماره ارسال: #56

مسئله اینه که اسلام برای منع از تهمت زدن هم قانون داره و به این قانون هم باید عمل بشه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۰۱, ۲۹/شهریور/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/شهریور/۹۵ ۱۵:۰۷ توسط عدالت.)
شماره ارسال: #57
آواتار
(۲۹/شهریور/۹۵ ۱۴:۴۸)سعدی نوشته است:  مسئله اینه که اسلام برای منع از تهمت زدن هم قانون داره و به این قانون هم باید عمل بشه.


به نام خدا

خوب به نظر شما باید چکار کرد.

وقتی میدانیم مفسده ای هست ولی نمیتوان آنرا اثبات کرد چکار بایدکرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ باید سکوت کرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟// وقتی میبینیم که یک مدیری در یک اداره ای با یکی از کارمندان خانومش خیلی احساس صمیمیت میکند و آن خانوم با نوع لباس پوشیدنش و نوع حرف زدنش با مدیر باعث ایجاد یکسری حرف و حدیثها میشود، چکار باید کرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چطور میتوان فساد را دید یا حس کرد ولی در برابر آن سکوت کرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آیا واقعا باید روایات آخرالزمانی از شهر خود و محل کار خودمان هجرت کنیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آن موقع پدر و مادر و همسر و فرزندمان را چکار کنیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/ بعد به کجا هجرت کنیم،‌ متاسفانه الان همه جا پراست از امثال همین مفسده، یکی بگوید باید چکار کرد،‌ هر روز منحرفان مذهبی و کفار و مفسدان بیشتر از دیروز میشوند و ما همچنان در حال سکوت هستیم ، چه باید کرد.

بنابراین میتوان به این نتیجه رسید که اکثر مسلمانان ترجیح میدهند سکوت کنند در برابر فساد و فقط به اعمال مذهبی فردی اکتفا کنند و اعمال اجتماعی را کامل فراموش کنند و باز نتیجه اش این میشود که شیطان بزرگ آمریکا میاید و به اکثر کشورهای اسلامی، سیطره پیدا میکند و آنها را بازیچه دست خود میکند یا در کشور اسلامی خیلی از مدیران فساد اقتصادی کلان دارند و بیت المال را کرده اند بیت الحال خودشان و اختلاس پشت اختلاس و مردم این کشور،‌ کم کم غیرت و ناموس و شرف و مهمتر از همه مذهب را فراموش یا تحریف میکنند. این همان آخرالزمان وعده داده شده است.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۰۷, ۲۹/شهریور/۹۵
شماره ارسال: #58

(۲۹/شهریور/۹۵ ۱۵:۰۱)عدالت نوشته است:  
وقتی میدانیم مفسده ای هست ولی نمیتوان آنرا اثبات کرد چکار بایدکرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اولاً هنوز مشخص نشده مفسده ای در کار بوده.

ثانیاً پاسخ این سوال در قرآن مشخص شده که پیش از این درباره اش صحبت شد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۱۰, ۲۹/شهریور/۹۵
شماره ارسال: #59
آواتار
(۲۹/شهریور/۹۵ ۱۵:۰۷)سعدی نوشته است:  اولاً هنوز مشخص نشده مفسده ای در کار بوده.

ثانیاً پاسخ این سوال در قرآن مشخص شده که پیش از این درباره اش صحبت شد.




به نام خدا

حکم اختلاط و خلوت زن و مرد نامحرم در اسلام چیست ؟؟؟؟؟؟ حکم ساپوت پوشیدن و دکمه مانتو باز گذاشتن چیست ؟؟؟؟؟ حکم همجنسبازی چیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حکم زنا چیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حکم شرکت در مهمانیهای مختلط که زنان با آرایش و لباسهای بدن نما و عریان میگردند و شراب در آنها سرو میشود چیست ؟؟؟؟؟؟ چه کسی مسئول اجرای این احکام است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آیا در برابر موارد ذکر شده باید سکوت کرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پس اگر باید سکوت کرد، چرا خداوند حکم داده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۱۷, ۲۹/شهریور/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/شهریور/۹۵ ۱۵:۲۴ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #60

نقل قول:پس اگر باید سکوت کرد، چرا خداوند حکم داده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دوست گرامی
اگر طبق قوانین اسلام و با رعایت شرایطی که ذکر شده بتونی اثبات کنی، نیاز نیست سکوت کنی. اما وقتی اثباتی در میان نیست باید سکوت کنیم. چه بسا اصلاً شک ما بیمورد بوده باشه.

اسلام هم برای جرم مجازات تعیین کرده، هم نحوه اثبات رو مشخص کرده، هم برای فردی که جرم اثبات نشده ای رو به دیگری نسبت بده مجازات تعیین کرده.

نقل قول:حکم شرکت در مهمانیهای مختلط که زنان با آرایش و لباسهای بدن نما و عریان میگردند و شراب در آنها سرو میشود چیست ؟؟؟؟؟؟
منظورتون شرکت در مراسم اسکار و ... است؟

(اگر منظورتون شرکت در عروسیها است که ربطی به این تاپیک نداره)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا