کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چند درصد احادیث کتاب اصول کافی صحیح اند؟
۲۱:۳۲, ۶/مهر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/مهر/۹۵ ۲۱:۳۵ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #1

آیا احادیث كافی صحیحند؟

حدیث صحیح:
• معیار قدما: احادیثی که در كتب معتبر شیعه ذكر شده‌است.
• معیار متأخرین: 1- سند متصل 2 - راویان امامی 3 – وثاقت راوی
• معیار قدما:
• همۀ احادیث كافی صحیحند.
• معیار متأخرین:
• 5000 صحیح -6000 حسن و موثق – 9500 ضعیف


معنی صحیح در اصطلاح قدما یعنی کلینی ،صدوق،مفید ،سید مرتضی ،نجاشی،شیخ طوسی.....تا نیمه قرن هفتم یعنی زمان سید احمد بن طاوس ،با معنی صحیح در اصطلاح متاخرین یعنی از ابن طاوس به بعد متفاوت می باشد

صحیح نزد قدما به حدیثی گفته میشود که نسبت به صدورش از معصوم اطمینان حاصل شود حالا به خاطر وثاقت راوی یا قرائن دیگر مانند حمایت از طرف روایات دیگر و...در این روش مهم اثبات صدور متن روایت به معصوم است بوسیله وثاقت راویان حدیث یا قوت متن یا قراین همراهی کننده مانند تشکیل خانواده حدیث در موضوع خاص و ....

ولی صحیح نزد متاخرین حدیثی هست که سندش به معصوم متصل باشد و راویانش همه امامی عادل باشند

در این روش توجهی به متن حدیث نمی شود و فقط سند برسی می شود و در نتیجه حکم به ضعف یا صحت به سند بر می گردد نه به متن حدیث
لذا گفته می شود صحیح السند یا ضعیف السند

توجه به این نکته لازم است که حکم به وثاقت یا تضعیف راوی بر اساس مطالبی روایی و تاریخی که در توثیق و مدح و ذم راویان جمع آوری شده است صورت می گیرد اگر یک راوی شناخته شده و مدح داشته یاشد روایت او صحیح می شود و اگر مذمت شده باشد روایتش ضعیف می شود و نیز اگر حرفی در باره راوی پیدا نکرده باشیم باز هم حکم به ضعف راوی می شود اگر چه ممکن است فی الواقع فرد خوبی بوده باشد اما برای ما مجهول است

حدیث موضوع یا جعلی

به حدیثی گفته می شود که ثابت شود از امام صادر نشده است به خاطر مخالفت با قرآن یا مسلمات اعتقادی و دینی و تاریخی . و...
بنابراین نمی شود به هر حدیث ضعیف جعلی یا تحریف شده گفت ضعیف آن است که استنادش به معصوم ثابت نشده باشد و جعلی آن است که صادر نشدنش ثابت شده باشد و این دو متفاوتند

با این حساب اعتقاد کلینی ،صدوق،مفید ،سید مرتضی،شیخ طوسی اعلی الله مقامهم با نظر متاخرین متفاوت هست قدما کافی را کاملا صحیح میدانند

خود مرحوم کلینی در مقدمه ی کافی می گوید:

كتاب كاف يجمع من جميع فنون علم الدين ما يكتفي به المتعلّم و يرجع إليه المسترشد و يأخذ منه من يريد علم الدين و العمل به بالآثار الصحيحة عن الصادقين عليهم السلام و السنن القائمة التي عليها العمل، و بها تؤدّى فرائض اللَّه و سنّة نبيّه صلى اللَّه عليه و آله کافی ج 1 ص9

کتاب کافی که از همه ی علوم مورد نیاز در آن است.....هر کس بخواهد به علم دین و روایات صحیحه از ائمه عمل کند..

مرحوم مجلسی در مراه العقول ج1 ص21و 22 نظرش را درباره ی کافی این گونه می گوید:

وجود خبر در امثال چنین اصول معتبری موجب جواز عمل به آن می گردد،اما ناچاریم به هنگام تعارض برای ترجبح روایات بر یک دیگر به سند آنها رجوع کنیم زیرا معتبر بودن تمام روایات کتاب ،منافاتی با این امر ندارد که برخی از آنها قوی تر باشند.

این در حالی است که خود مجلسی در مراه العقول که بزرگترین شرح کافی است بیش از 9000 روایت کافی را دارای سند ضعیف می داند

بر مبنای متاخرین :

جناب فخر الطریحی و شیخ یوسف بحرانی ،پس از اینکه مجموع روایات کافی را 16199 حدیث شمردند از این تعداد 5072 صحیح و 144 حدیث حسن و 1118 حدیث موثق و 302 حدیث قوی و 9485 حدیث ضعیف ،دانستند

جامع المقال ص193 و لولوه البحرین ص 394 و 395

و بنا به نظر آقای سید جواد شبیری زنجانی 9488 سند صحیح 2720 سند موثق و 6328 سند ضعیف می باشد

منبع:
http://www.askdin.com/showthread.php?t=3...#post47259
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم ، میثم2 ، قلب

آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۵:۱۱, ۲۳/مهر/۹۵
شماره ارسال: #31
آواتار
(۲۲/مهر/۹۵ ۲۱:۳۶)Bidel.s نوشته است:  هدف شما در این تاپیک ها چیست؟

1. فرافکنی و کشاندن بحث به حاشیه

2. جواب ندارم می خوام یه چی دیگه بندازم وسط

3. از هر روشی برای سرکوب مخالفم استفاده کنم

4. می خوام بحث با سیر منطقی خودش به نتیجه مطلوب برسه

هدف حتما 1و 2 نیست ، 4 درسته روی 3 هم میشه بحث کرد .

ببین بیدل سوالاتی که من پرسیدم جهت تفتیش عقاید یا فرافکنی نبود !
اگر یادت باشه در ابتدایی ریاضی را با شکل و نخود لوبیا یاد گرفتیم ، اما الان دیگه برای حل مساله ها نیازی به انها نیست .
این سوالات قرار بود مسیرها رو جداکنه تا جواب داده شده خودش محل سوال نباشه !
یه مثال میزنم تا فضا عوض شه و مساله بهتر درک بشه!

فرض کن یه نفر به این باور رسیده که علم اموزی برایش لازم است . این فرد لازمه به درون خودش مراجعه کنه ، احساسات رو بزار کنار ، هدفش رو معلوم کنه و معیار هم داشته باشه و از همه مهمتر یک دید کل نگر داشته باشه .

این ادم با این معیار میاد جلو و میخواد دانشگاه انتخاب کنه ، میدونه دانشگاه خوب باید فضای مناسب داشته باشه ، در دسترس باشه ، دانشگاه خروجی مناسب داشته باشه ، الکی نمره ندن ! الکی به خاطر شهریه نمره کم نکنن !! چند تا استاد تمام داشته باشه چند تا هییت علمی ، تا چه مقطعی پذیرش میکنه و دهها شاخص دیگه ...

این مدلی میاد از بین دانشگاه های موجود انتخاب میکنه و میبینه یه جا خود مرجع علمه ، یه جای دیگه نصف نصفه ، یه جای دیگه از علم خبری نیست و دکه و دکانه !!

این ادم تو هر مرحله ای که باشه یه ادم حسابی هست و قابل بحث ، و اتفاقا خودش بهتر میدونه کجاها باید نظر بده و چی بگه ، وقت گذاشتن برای این ادم ارزش داره.

اما فرض کن حالت دومی پیش بیاد و یه ادم دیگه جور دیگه عمل کنه ، این یکی بیاد جز ،جز برسی کنه ، مثلا در جایی چند ده دانشگاه باشه و هر دانشگاه هم تا الان هزاران خروجی مثل پایان نامه و فارغ التحصیل داشته باشه ! از طرفی هنوز ویژگی های تحقیق درست را هم بلد نیست !

این ادم میاد یه پایان نامه پزشکی رو باز میکنه و میبینه توش نوشته اگر دست بیماری فلان بیماری رو داشت باید قطع بشه ، این ادم میگه وای تو فلان جا دارن دست میبرن ...

یا میره یه پایان نامه دیگه باز میکنه میبینه نوشته مراجع ما این لیست است ، اما اگر کسی بخواد از روی این مرجع حکم بده باید استاد تمام باشه ، اگر بخواد درخواست بودجه برای بررسی صحت یک مطلب از این مرجع رو بده باید حداقل استاد یار باشه و... فرد مورد نظر میگه اینجا هم که دارن از روی مراجع غیر معتبر درس میدن !!!!

این آدم دومی دیگه ادم حسابی نیست و صرف ادعا یا نیت تحقیق آدم رو آدم حسابی نمیکنه !
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۰۴, ۲۳/مهر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/مهر/۹۵ ۱۷:۲۱ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #32

سلام آقا عمار
به نظر شما آیا علامه جعفری، کارشناسان سایت اسک دین، کارشناسان سایت حوزه و ... صلاحیت اظهار نظر در این زمینه رو داشته اند یا خیر؟ آیا ما باید نظرات ایشان را بپذیریم یا نظرات شما را؟ اگر نظری در این زمینه دارید خوبه منبع ذکر کنید. اگر معتقدید نکته ای انحرافی یا نادرست بیان شده لطفا به صورت مصداقی و واضح اشاره کنید نه با تمثیل و کلی گویی.

دوستان بخشی از مقدمه کتاب "عین الحیات" را ذکر کردند که به نظر می رسید با نظر این کارشناسان در تضاده. متن مدکور رو در سایت askdin مطرح کردم و پاسخش رو می تونید در آدرس زیر ببینید:
http://www.askdin.com/showthread.php?t=56569

سوالاتی که مهدی سینای گرامی پرسیده بودند (در مورد اینکه آیا همه روایات نیازمند بررسی اند یا خیر) را هم در سایت پاسخگویی مطرح کردم و منتظرم پاسخش ذکر بشه و براتون منعکس کنم (به دلیل تعطیلی چند روز اخیر ممکنه قدری تاخیر وجود داشته باشه). ممنون میشم تا اون زمان تاپیک درگیر بحثهای انحرافی نشه.

یه سوال که میشه روش فکر کرد اینه: آیا احادیث فقط برای استفاده متخصصان اند یا اینکه مردم عادی هم می تونند احادیث رو بخونند؟

اگر قراره ما احادیث رو بخونیم، آیا بهتره رجوع به کتابها و منابعی که احادیث رو از نظر سندی بررسی نموده اند بلد باشیم یا خیر؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۱۱, ۲۳/مهر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/مهر/۹۵ ۱۷:۱۲ توسط mahdy30na.)
شماره ارسال: #33
آواتار
(۲۳/مهر/۹۵ ۱۶:۰۴)سعدی نوشته است:  سلام آقا عمار
به نظر شما آیا علامه جعفری، کارشناسان سایت اسک دین، کارشناسان سایت حوزه و ... صلاحیت اظهار نظر در این زمینه رو داشته اند یا خیر؟ آیا ما باید نظرات ایشان را بپذیریم یا نظرات شما را؟ اگر نظری در این زمینه دارید خوبه منبع ذکر کنید. اگر معتقدید نکته ای انحرافی یا نادرست بیان شده لطفا به صورت مصداقی و واضح اشاره کنید نه با تمثیل و کلی گویی.

دوستان بخشی از مقدمه کتاب "عین الحیات" رو هم ذکر کردند که به نظر می رسید با نظر این کارشناسان در تضاده. متن مدکور رو هم در سایت askdin مطرح کردم و پاسخش رو می تونید در آدرس زیر ببینید:
http://www.askdin.com/showthread.php?t=56569

سوالاتی که مهدی سینای گرامی پرسیده بودند (در مورد اینکه آیا همه روایات نیازمند بررسی اند یا خیر) را هم در سایت پاسخگویی مطرح کردم و منتظرم پاسخش ذکر بشه و براتون منعکس کنم (به دلیل تعطیلی چند روز اخیر ممکنه قدری تاخیر وجود داشته باشه). ممنون میشم تا اون زمان تاپیک درگیر بحثهای انحرافی نشه.

یه سوال که میشه روش فکر کرد اینه: آیا احادیث فقط برای استفاده متخصصان اند یا اینکه مردم عادی هم می تونند احادیث رو بخونند؟

اگر قراره ما احادیث رو بخونیم، آیا بهتره رجوع به کتابها و منابعی که احادیث رو از نظر سندی بررسی نموده اند بلد باشیم یا خیر؟

بنده منتظرم و پرسشی نو مطرح نمیکنم تا پاسخ رو نفل کنین.

اما یه مطلب . که تو سایت آية الله السيد علي الحسيني الميلاني (دام ظله) برخورد کرده بودم مدتی پیش رو براتون میزارم.
http://www.al-milani.com/qa/qa.php?cat=10087&itemid=400

راستی دوستان اگه دوست دارین احادیث کتب اربعه و دیگر کتن ( البته یکم سخته ) رو برسی سندی کنین الحمدالله نرم افزار هست و میتونین ( برنامه هایی مثل درایة و امثال اون تو منابع اهل سنتم اگه خواستین حدیث رو مستند بگین تا باتون خودم مستند تقدیم کنم و چون قرار نیست تبلیغ کنیک من فقط لینک میدم)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی ، عبدالرحمن
۲۲:۱۵, ۲۳/مهر/۹۵
شماره ارسال: #34
آواتار
نقل قول:
هدف حتما 1و 2 نیست ، 4 درسته روی 3 هم میشه بحث کرد .

...

اگر هدف شما رسیدن به یک نتیجه خوب هست پس به مضمون تاپیک بپردازید.
سه نقطه ای که گذاشتم توی نقل قول یعنی رفتید به حاشیه

حداقل برای من این مدل تاپیک آزار دهنده اس وقتی نه از بهارالانوار چیزی می دونم نه از علوم حدیثی و می خوام بخونم ببینم چه خبره می بینم که تو هر ارسالی یک موضوع حاشیه ای رو کشیدی وسط
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Anti gods
۲۱:۳۰, ۲۴/مهر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/مهر/۹۵ ۰:۰۸ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #35

(۲۳/مهر/۹۵ ۱۷:۱۱)mahdy30na نوشته است:  بنده منتظرم و پرسشی نو مطرح نمیکنم تا پاسخ رو نفل کنین.
لینک تاپیک خدمت شما (سوال در مورد اینه که چه احادیثی نیاز به بررسی دارند و چه منابعی برای بررسی وجود داره):
http://www.askdin.com/showthread.php?p=882856

دوستانی که علاقه مندند می تونند این سوال رو در آدرس فوق پیگیری کنند. اگر سوالی براتون پیش اومده هم می تونید در همونجا مطرح بفرمایید. به دلیل وجود کارشناسان دینی، بحث در اون سایت بهتر به نتیجه می رسه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy30na
۱۱:۴۷, ۲۶/مهر/۹۵
شماره ارسال: #36

سلام
دوستان پیشنهاد فرمودند که روایاتی بر ضد ام المومنین عایشه رو از منابع اهل سنت جمع آوری کنیم و به صورت بروشور در مناطق سنی نشین توزیع کنیم. در نتیجه مخاطب مجبور بشه وجود احادیث ضعیف در این منابع رو بپذیره.

به نظر من برای بحث در مورد صحت منابع میشه شیوه های محترمانه تری رو به کار برد. هم در منابع شیعه و هم در منابع اهل سنت روایاتی وجود داره که برخی اونها ممکنه با مبانی این دو مذهب در تضاد باشند اما این بحثها باید در کمال احترام انجام بشن. نه توهین به افراد مورد احترام مذاهب کار درستیه و نه زحمات محدثان بزرگ رو میشه نادیده گرفت.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۲۱, ۲۶/مهر/۹۵
شماره ارسال: #37
آواتار
جناب سعدی بجای ایجاد اختلاف و تنش بین کاربران و استفاده از مطالب به غلط و برداشت شخصی لطفا خود داری کنین.
(۲۶/مهر/۹۵ ۱۱:۴۷)سعدی نوشته است:  سلام
دوستان پیشنهاد فرمودند که روایاتی بر ضد ام المومنین عایشه رو از منابع اهل سنت جمع آوری کنیم و به صورت بروشور در مناطق سنی نشین توزیع کنیم. در نتیجه مخاطب مجبور بشه وجود احادیث ضعیف در این منابع رو بپذیره.

به نظر من برای بحث در مورد صحت منابع میشه شیوه های محترمانه تری رو به کار برد. هم در منابع شیعه و هم در منابع اهل سنت روایاتی وجود داره که برخی اونها ممکنه با مبانی این دو مذهب در تضاد باشند اما این بحثها باید در کمال احترام انجام بشن. نه توهین به افراد مورد احترام مذاهب کار درستیه و نه زحمات محدثان بزرگ رو میشه نادیده گرفت.

تکرار میکنم خدمت شما ، همونطور که تو ارسال دیگر چنین کفتین ولی پاسختون رو اعلام کردم و منتظر تکرار این مطلب نبودم ولی ... .
کاربر محترم ، پذیرش و یا عدم پذیرش مطلبی که تو کتب اهل سنت اومده ، با خودشون هست و میتونن تحقیق کنن( این مطلب بصورت عام دارم خدمت شما عرض میکنم ، و عرض کنم که این موضوع ربطی به کتاب کافی نداره و امیدوارم با توجه به پاسخهایی که چه کارشناس سایت اسک دین و چه دوستان و بنده به شما دادیم درباره این چنین مطالبی که درباره اخادیث هست دقت بیشتری ب عمل بیارین)
حالا اگه شما نمیدونین بدون که احادیثی که از ام المومنین عایشه بنت ابی بکر باشه رو خیلی هاش توسط دستگاه جعل بنی العباس و بنی الامیه وارد شده و ما با نگاهی جدا نگاه میکنیم نه مثل برخی که دنبال اختلاف افکنی هستن.
جناب سعدی تکرار این اشتباه مجدد شما رو در دفعه بعد که باز تکرار بشه به این دید نگاه میکنم شخصا که دنبال مواردی هستین که به ظاهر مخالف اون هستین.
Dodgy
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، سعدی
۱۶:۳۴, ۲۶/مهر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/مهر/۹۵ ۱۷:۰۹ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #38

سلام مهدی گرامی
بحث در مورد یک برداشت اشتباه در سیاه و سفید دیدن کتابهای حدیثه. اصلا هدف این نیست که بحث رو شخصی کنیم. ممکنه من هم پیشنهادی رو مطرح کنم و شما با این نظر مخالف باشید و مطرح شدن نظرات مختلف می تونه برای رسیدن به یک نقطه نظر مناسب مفید باشه.

اجازه دهید قدری در مورد این شیوه نقد منابع حدیث صحبت کنیم:
نقل قول:طبق کتب برادران اهل سنتمون که اعتقاد دارن در حد قرآن صحیحه و اشتباهی درش نیست، بانو عایشه به پیامبر سم خوراندن.
حالا دو تا نکته:
۱. یا طرف میگه پس این کتاب توش غلط پیدا میشه. که اون وقت ما احادیثی که میگه جناب ابوبکر مورد تایید پیامبر بوده رو زیر سوال میبریم.
۲. یا کتابشون در هر حال درسته و بانو عایشه پیامبر رو شهید کرده.
حالت سوم مال ادم بی منطق و وهابیه که قاطی میکنه و ضامنشو میکشه و بووووم.
ما میخوایم قبل از این که اهل سنتمون حالت سوم بشن شبهه ها رو رفع کنیم.
یک حالت چهارمی در این میان هست که ازش غفلت شده: ممکنه مخاطب ما برخی از روایات موجود در یک مجموعه حدث رو صحیح بدونه و برخی رو ضعیف، مثل دیدگاهی که ما در مورد منابع حدیث داریم. در کتاب کافی هم روایاتی بر ضد بزرگان شیعه داریم اما این روایات رو قبول نداریم. اما زیر سوال رفتن برخی احادیث کتاب کافی باعث نمیشه که ما تمامش رو رد کنیم. به عبارت دیگر اگر صحت روایتی در مورد تصدیق بزرگان شیعه بررسی و تایید شده باشه می تونیم بهش استناد کنیم و اون روایات ضعیف موجب ایجاد مشکل نمیشن.

به طور مثال می تونید بحث در مورد یکی از روایات کتاب کافی رو در تاپیک زیر از سایت اسک دین مشاهده فرمایید. این یکی از روایاتیه که متاسفانه مخالفان شیعه مطرح می کنند و تصور می کنند که آمدنش در کتاب کافی به معنای قبول توسط شیعیانه، در حالی که کارشناس محترم با ذکر دلیل ثابت می کنند که سند این روایت ضعیفه:
http://www.askdin.com/showthread.php?t=56631

البته دغدغه ایشان رو درک می کنم: باید راهی برای رفع تعصبات مذهبی پیدا کنیم تا همون طور که اشاره شد، فرد به مرحلهای نرسه که بخواد به خشونت متوسل بشه. ضمن اینکه بحث در مورد مسائل تاریخی باید از حالت تابو بودن در بیاد. مسئله ای که میشه روش بحث کرد، شیوه صحیح انجام این کاره. از ایشان ممنونم به خاطر اینکه این دغدغه ها رو دارند و به مسائل فرهنگی جامعه اهمیت میدن. اگر فرصتی شد در تاپیک دیگری بحث می کنیم که چه راهکارهایی برای این منظور وجود داره. موفق باشید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم
۱۸:۱۰, ۲۶/مهر/۹۵
شماره ارسال: #39
آواتار
(۲۶/مهر/۹۵ ۱۶:۳۴)سعدی نوشته است:  سلام مهدی گرامی
بحث در مورد یک برداشت اشتباه در سیاه و سفید دیدن کتابهای حدیثه. اصلا هدف این نیست که بحث رو شخصی کنیم. ممکنه من هم پیشنهادی رو مطرح کنم و شما با این نظر مخالف باشید و مطرح شدن نظرات مختلف می تونه برای رسیدن به یک نقطه نظر مناسب مفید باشه.

اجازه دهید قدری در مورد این شیوه نقد منابع حدیث صحبت کنیم:
یک حالت چهارمی در این میان هست که ازش غفلت شده: ممکنه مخاطب ما برخی از روایات موجود در یک مجموعه حدث رو صحیح بدونه و برخی رو ضعیف، مثل دیدگاهی که ما در مورد منابع حدیث داریم. در کتاب کافی هم روایاتی بر ضد بزرگان شیعه داریم اما این روایات رو قبول نداریم. اما زیر سوال رفتن برخی احادیث کتاب کافی باعث نمیشه که ما تمامش رو رد کنیم. به عبارت دیگر اگر صحت روایتی در مورد تصدیق بزرگان شیعه بررسی و تایید شده باشه می تونیم بهش استناد کنیم و اون روایات ضعیف موجب ایجاد مشکل نمیشن.

به طور مثال می تونید بحث در مورد یکی از روایات کتاب کافی رو در تاپیک زیر از سایت اسک دین مشاهده فرمایید. این یکی از روایاتیه که متاسفانه مخالفان شیعه مطرح می کنند و تصور می کنند که آمدنش در کتاب کافی به معنای قبول توسط شیعیانه، در حالی که کارشناس محترم با ذکر دلیل ثابت می کنند که سند این روایت ضعیفه:
http://www.askdin.com/showthread.php?t=56631

البته دغدغه ایشان رو درک می کنم: باید راهی برای رفع تعصبات مذهبی پیدا کنیم تا همون طور که اشاره شد، فرد به مرحلهای نرسه که بخواد به خشونت متوسل بشه. ضمن اینکه بحث در مورد مسائل تاریخی باید از حالت تابو بودن در بیاد. مسئله ای که میشه روش بحث کرد، شیوه صحیح انجام این کاره. از ایشان ممنونم به خاطر اینکه این دغدغه ها رو دارند و به مسائل فرهنگی جامعه اهمیت میدن. اگر فرصتی شد در تاپیک دیگری بحث می کنیم که چه راهکارهایی برای این منظور وجود داره. موفق باشید
برادر گرامی سلام
این که دید ما و یا شما سیاه سفیده خیلی فرق داره ، تو این مدت دید شما بیشتر سیاه سفید بود و بر این پا فشاری میکردین که اگه این حدیث صحیح نیست پس باید گذاشت کنار و حتی پیشنهادبه مواردی دادید که بحثاش شد .
بعله نظرات مختلف باعث قوام میشه ولی کدوم نظرات مختلف باعث میشه قوام پیدا کنه؟ بحثی که دیگه شده و نتیجش مشخصه رو دوباره مطرح کینم و گوشه هایی ازش رو تو هر مورد بگیم و بقولی مرده رو از قبر بکشیم هربار بیرون ایا این حرف شما رو تایید میکنه؟ یا اینکه اگه بحثی نشده و یا اگه شده ممکنه برای شخصی اطلاع کافی نداره مباحث رو به ارا بزاریم ایا اینم میشه تضارب ارا؟
شما برای نظرتون ایا پایبست دارید یا اینکه نه همین الان یچی یهو اشراق شد و بیام بگمه ؟ اگه بحث پخته هست بفرمایید و بنده و سایر دوستان هم پذیرای مطالب هستیم اما اگه ما هم ( بنده مثلا ) مثل شما رفتار کنم و برای هر عبارت شما بگم نه این جعلیه اون ضعیفه اصلا اینو نداریم اون که تو کتاب فلان اومده اون که تو رواتش فلانی هست .... ایا شما میپسندید؟ اگه چنین هست من تو هر پستی که شما بزاری و ببینم از همین مطالب و البته همه رو مستند بیان میکنم ، گرامی اگه اطلاع ندارید بپرسید و چه بنده ناچیز و سروران بنده اگه اطلاعی داشته باشن بدونین کوتاهی صورت نمیگیره از سمت دوستان. اما اگه خدای نکرده کاشف به عمل بیاد و برای هر کاربر و بنده تبیین بشه که کار شما خلاف اینهست دیگه رفتار مناسب انتخاب میشه .
(۲۶/مهر/۹۵ ۱۶:۳۴)سعدی نوشته است:  در کتاب کافی هم روایاتی بر ضد بزرگان شیعه داریم اما این روایات رو قبول نداریم. اما زیر سوال رفتن برخی احادیث کتاب کافی باعث نمیشه که ما تمامش رو رد کنیم. به عبارت دیگر اگر صحت روایتی در مورد تصدیق بزرگان شیعه بررسی و تایید شده باشه می تونیم بهش استناد کنیم و اون روایات ضعیف موجب ایجاد مشکل نمیشن.

به طور مثال می تونید بحث در مورد یکی از روایات کتاب کافی رو در تاپیک زیر از سایت اسک دین مشاهده فرمایید. این یکی از روایاتیه که متاسفانه مخالفان شیعه مطرح می کنند و تصور می کنند که آمدنش در کتاب کافی به معنای قبول توسط شیعیانه، در حالی که کارشناس محترم با ذکر دلیل ثابت می کنند که سند این روایت ضعیفه:
http://www.askdin.com/showthread.php?t=56631
کسی ه کارش سرو کله زدن با احادیث هست و به نوعی دارای تخصص هست حق اظهار نظر داره گلم ، نه افرادی که تازه دوتا اصطلاح بلد شدن. حالا میخواد طرف شیعه باشه یا ...
داداش همچین گفتی بر ضد بزرگان شیعه گفتم الان میخوای نمونه بیاری برای رد کردن مباحث اعتقادی و ...
هر عقل بیا عقلی میتونه اینو درک کنه ولی اوردن این احادیث در این کتب رو نمیدونم چرا شما دقت نمیکنی که چی یود. چه تو اسک دین چه اینجا و چه منابعی که پیشتر براتون گفته شده و شما فقط مثل پستچی مطلب میبری ومیپرسی و میاری ولی خودت دقت نمیکنی بعد وباره روز از نو روزی از نو Big Grin
کسی هیچوقت این حرف شما رو تایید نکرده بود که شما الان میگی
(۲۶/مهر/۹۵ ۱۶:۳۴)سعدی نوشته است:  اما زیر سوال رفتن برخی احادیث کتاب کافی باعث نمیشه که ما تمامش رو رد کنیم. به عبارت دیگر اگر صحت روایتی در مورد تصدیق بزرگان شیعه بررسی و تایید شده باشه می تونیم بهش استناد کنیم و اون روایات ضعیف موجب ایجاد مشکل نمیشن.
اون کسی که میخاد برای کار خودش ازش استفاده کنه برای نمونه از چنین احادیثی خودش بر بطلان حرف خودش مطلع و یا مثل کبک تشریف داره.
برای مثال بزار من یه مثال قشنگتر بزنم که جا بیوفته
ما از این احادیث میخوایم حکم فقاهتی هم بگیریم دیگه ، مرجع محترم که مدارجی رو طی کرده و با این مبادی اشنایی داره میخواد جکم بده ، یکی از موارد در مورد مسکرات و نوشیدنی های حرام هست ، اینو مخصوصا میگم تا متوجه مطلبی بشید.
ببنینم چه مطالبی هست : سند صحیحه و شک نکن ولی میخوام دوتا مورد رو کنار هم بزاری تا متوجه بشی چی میگم
ما داریم که در حرام شفا نیست ، این که مستند هست و اطلاع دارد .
حالا کسی بخواد از این حکم ( کفته معصوم وولی خدا ) حکم فقاهتی برداشت کنه _ البته مرجع جای خود ولی افرادی که کمی از اینها اطلاع دارن وبا 2+2 میخوان حکم استنتاج کنن
میگن که خو گفتن که وقتی تو بیابون هستی وابی نبود میتونی اگه شراب و مسکر داشتی استفاده کنی و حرامی هم نکردی.
خو این موضوع بله هست ولی چطور هست؟
و اینکه ایا مراد چنین هست یا انکه موضوع جیز دیگه ای بود و برداشت و جا بجا کردن عبارات معنا رو عوض کرد
میخوام موضوع برای دوستان یکم جا بیوفته این مثال رو زدم
اینو مطالعه بفرمایید
نقل قول:در خانه نشسته بودیم و مشغول صحبت بودیم که صدای در بلند شد. مفضل در را باز کرد و قاصد نامه را به مفضل داد. مفضل پرسید که نامه از کیست و سوار پاسخ داد «از امام صادق (علیه السلام)». چشم های مفضل از خوشحالی برق زد. به سرعت نامه را باز کرد و به محض این که دستخط امام صادق را دید نامه را بوسید و شروع به خواندن کرد:
«ای مفضل، همان چیزی که به عبدالله بن یعفور سفارش کرده بودم به تو نیز سفارش می کنم، او - که رحمت خدا بر او باد - از دنیا رفت، اما به پیمان خود با خدا و پیامبر و امامش وفادار ماند، در حالی چشم از دنیا بست که آمرزیده و مشمول رحمت الهی بود. در زمان ما کسی مطیع تر از او در برابر خدا و پیامبر و امام یافت نمی شد، همواره این گونه زیست تا خدا او را به بهشت منتقل ساخت...» مفضل دیگر طاقت نیاورد و گریست، شاید به یاد عبدالله افتاده بود، هنوز چهل روز از مرگش نگذشته بود.
گفتم: به یاد عبدالله افتادی؟
- آری، خوشا به حالش، عجب سعادتی دارد که امامش از او تعریف می کند.
- راستی جریان سفارش امام به عبدالله چیست.
مفضل اشک هایش را پاک کرد و گفت: عبدالله به بیماری عجیبی مبتلا شده بود، هر چه می خورد بالا می آورد، حالش رو به وخامت گذاشت و روز به روز لاغرتر شد. وقتی پزشک به بالین او حاضر شد پس از معاینه گفت که شراب، درمان درد اوست و باید هر روز مقداری شراب بنوشد. عبدالله که تا آن موقع لب به شراب نزده بود از قبول این کار خودداری کرد تا این که از امام صادق (علیه السلام) کسب تکلیف کند.
- واقعاً پزشک شراب تجویز کرده بود؟
- آری، حتی عبدالله برای همین مسأله با پزشک به جر و بحث پرداخته بود.
- خوب، امام چه راهی در پیش پایش گذاشت.
- من و عبدالله بن ابی یعفور به هر زحمتی بود به خدمت امام رسیدیم. امام برای پذیرایی از ما میوه آورد، اما عبدالله به او گفت که برای ناراحتی معده اش نمی تواند چیزی بخورد.
سپس عبدالله به امام گفت «ای امام بزرگوار، شما می دانید که من همواره از شما اطاعت کرده ام و هر چه گفته اید نه نگفته ام، اگر این انار را نصف کنید و بگویید این نیمه حرام است و نیمه دیگر حلال است من بدون چون و چرا قبول می کنم، چون حرف شما حجت است». امام به او فرمود «خدا رحمتش را شامل حالت گرداند». سپس عبدالله بیماری اش و درمان آن را نیز گفت و پرسید «حال چه می فرمایید». امام صادق (علیه السلام) به او گفت «شراب حرام است، هرگز شراب ننوش، این شیطان است که تو را وسوسه می کند و می خواهد به بهانه شفای دردت، شراب به تو بنوشاند، اگر از شیطان نافرمانی کنی؛ او نیز مأیوس می شود و دست از تو برمی دارد».
از این سخن امام، عبدالله خوشحال شد و دلش آرام گرفت. از امام خداحافظی کردیم و بازگشتیم. روز به روز حال عبدالله بدتر شد، اقوامش شراب آوردند تا او بنوشد، اما او نخورد.
- مفضل، من شنیده ام اگر برای معالجه باشد اشکالی ندارد.
- اگر اشکال نمی داشت امام صادق او را منع نمی کرد... به هر حال، روزهای آخر عمرش را در بستر گذراند، پسر عمویش به او گفته بود «بیچاره، بخور اگر شراب ننوشی می میری». عبدالله نیز در جوابش گفته بود «به خدا قسم یک قطره هم نخواهم نوشید». چند روزی در بستر ماند و درد را تحمل کرد. خدای متعال هم او را برای همیشه شفا داد.
- واقعاً خوشا به حالش، من نیز غبطه می خورم، کاش امام صادق در حق من نیز دعا و از من تعریف می کرد.
مفضل نامه را بست و گفت: واقعاً شیعه یعنی عبدالله ابن ابی یعفور که هر چه امام گفت پیروی کرد و سعادتمندانه زیست و سعادتمندانه مرد.
خوب اینو خوندین؟
حالا
نقل قول:همه‌ی فقها می‌گویند، در زمان اضطرار، خوردن و آشامیدن از هر حرامى جایز است،[1] اما درباره جریان این حکم نسبت به نوشیدن شراب، بین ایشان اختلاف نظر است، که قول مشهور الحاق شراب به سایر محرمات است. ضمن اینکه برخى، حلال بودن آن را تنها در صورت ترس از تلف شدن در صورت ننوشیدن آن، مقیّد کرده‌اند.[2]
لذا فقهای معاصر، مداوا کردن بیماریها به وسیله محرمات را در صورتى که علاج مرض، منحصر به آن باشد جایز شمرده‌اند، اما درباره‌ی درمان توسط شراب و سایر مسکرات، این شرط را اضافه کرده‌اند که بیمار [با مشورت با پزشک حاذق و متدین] یقین کند که بیماری او قابل معالجه است و یقین داشته باشد که ترک معالجه با شراب به هلاکت وی (یا چیزى نزدیک به آن) منتهى مى‌شود. البته در استفاده و معالجه به آن نباید عجله کرد و تا حد ممکن باید با مشقت صبر نماید که شاید خداوند متعال سلامتی را به او برگرداند.[3]
در هر حال، اگر کسی به حرامى اضطرار پیدا کرد باید به مقدار ضرورت، اکتفا کرده و زیاده بر آن جایز نیست.[4]

[1]. نراقى، ملا احمد، مستند الشیعة فی أحکام الشریعة، ج‌15، ص 19، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم، اول، 1415 ه‍ ق.
[2]. ر.ک: جمعى از پژوهشگران زیر نظر آیت الله شاهرودى، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (علیه السلام)، ج‌1، ص 544، مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامى، قم، اول، 1426 ه‍ ق.
[3]. ر.ک: امام‌ خمینى، سید روح اللّٰه، مترجم اسلامى، على، تحریر الوسیلة، ج‌3، ص 301 م 35، دفتر انتشارات اسلامى، قم، 21، 1425 ه‍ ق.
[4].
امام‌ خمینى، سید روح اللّٰه، مترجم اسلامى، على، تحریر الوسیلة،، ج‌3، ص 299 م 33.دفتر انتشارات اسلامى، قم، 21، 1425 ه‍ ق.
عزیز سعدی گرام ، شما الان این دو متن رو کنار هم بزاری میتونی خیلی موارد ازش استدلال کنی ایا این حکمی که مراجع دادن خلاف حکم خدا هست؟ و یا اینکه کلام ابتدا که مربوط به بیماری أبي يعفور بود اشتباه هست؟
نکته ای هست که میزارم دوستان کشف کنن و فعلا سکوت میکنم.

(۲۶/مهر/۹۵ ۱۶:۳۴)سعدی نوشته است:  البته دغدغه ایشان رو درک می کنم: باید راهی برای رفع تعصبات مذهبی پیدا کنیم تا همون طور که اشاره شد، فرد به مرحلهای نرسه که بخواد به خشونت متوسل بشه. ضمن اینکه بحث در مورد مسائل تاریخی باید از حالت تابو بودن در بیاد. مسئله ای که میشه روش بحث کرد، شیوه صحیح انجام این کاره. از ایشان ممنونم به خاطر اینکه این دغدغه ها رو دارند و به مسائل فرهنگی جامعه اهمیت میدن. اگر فرصتی شد در تاپیک دیگری بحث می کنیم که چه راهکارهایی برای این منظور وجود داره. موفق باشید
اگه متوجه منظور شده بودید چنین خیز برنمیداشتین
تابو نیست عزیزم تازمانی که شما خلافش رو اثبات نکنی از ارزش مطلب کم که نمیشه بلکه نشون میده مطلب دارای قوام هست ، و البته ما که هیچ تعصب ناورا ندارم ، اگه داشتیم که احازه بحث کردن نمیدادیم.
اهل سنت هم عزیز ما هستن و تعصب ندارن بلکه به اون گرامیان طبق مطالبی که گفته شده نسل در نسل رسیده و چه شیعه و چه اهل سنت زیر پرچم اسلام متحد هستن و اینکه اختلافاتی ریز و درشت اگه هست به هیچ غیر اهلش مربوط نیست حالا میخواد وهابی باشه یا میخواد منافق در لباس متحدین اسلام باشه.

در انتها اگه مطلبی در چارچوب بحث هست بفرمایید وگرنه مباحث حاشیه جز تلف کردن وقت همراهان نتیجه نداره .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، سعدی ، فاطمه خانم
۲۳:۲۶, ۲۷/مهر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/مهر/۹۵ ۲۳:۲۸ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #40

سلام
نقل قول:اگه چنین هست من تو هر پستی که شما بزاری و ببینم از همین مطالب و البته همه رو مستند بیان میکنم
ممنون میشم اطلاعات ارزشمندتون رو در اختیار ما بگذارید. همون طور که آدرس زیر بیان شده، در برخی موارد (از جمله بحثهای مهم اعتقادی) نمیشه به احادیث ضعیف تکیه کرد:
http://www.askdin.com/showthread.php?p=882856
حالا اگر من یا هر کاربر دیگه مطلبی رو مطرح کردیم و شما از نادرستی مبانی مطلب مطلع بودید، خوبه ما رو در جریان بگذارید. اینطوری از همدیگه مطالب جدیدی رو یاد میگیریم.

نکته دیگری که اشاره فرمودید:
فقها و مراجع تقلید احکام شرعی رو از روایات استخراج می کنند. حالا اگر فردی مثل من نظر متفاوتی رو در مورد اون مسئله فقهی داشته باشه اهمیت زیادی نداره؛ چون مطمئناً اون فقیه اشراف بیشتری به مسائل دینی داره. در مسائل عقیدتی هم به همین صورته، مثلاً در مورد همین مسئله شهادت یا وفات پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می بینیم که کارشناس سایت پاسخگویی روایات موجود بر ضد همسر گرامی پیامبر رو ضعیف می دونستند و فرمودند که با قطعیت نمیشه در این زمینه نظر داد. اینجا اگر من نظر متفاوتی داشته باشم ملاک نیست.

اون چیزی که می خوام در این تاپیک بهش برسیم اینه که گاهی اوقات عمل به برداشتهای شخصی از روایاتی که صحتشون رو بررسی نکرده ایم کار صحیحی نیست.

موفق باشید Rose
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا