کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
آیا نجات بردگان کار بدی بوده است؟
۲۲:۴۴, ۲۵/آبان/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آبان/۹۵ ۶:۴۹ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #1

سلام
فرض کنید یک اسطوره ای داریم که برخی معتقدند در 2500 سال پیش، بردگان یهودی رو آزاد کرده. اگر چنین کاری واقعا انجام شده باشه، آیا کار خوبیه یا بد؟

اصلاً کاری نداریم این فرد وجود داشته یا نداشته یا اینکه این کار رو انجام داده یا نه. فقط از این جنبه نگاه کنید که اگر فردی چنین کاری رو انجام داده باشه، خوب و قابل تقدیره یا بد و منفی؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۳:۱۸, ۲۵/آبان/۹۵
شماره ارسال: #2
آواتار
(۲۵/آبان/۹۵ ۲۲:۴۴)سعدی نوشته است:  سلام
فرض کنید یک اسطوره ای داریم که برخی معتقدند در 2500 سال پیش، بردگان یهودی رو آزاد کرده. آیا اگر چنین کاری واقعا انجام شده باشه، کار خوبیه یا بد؟

اصلاً کاری نداریم این فرد وجود داشته بیا نداشته یا اینکه این کار رو انجام داده یا نه. فقط از این جنبه نگاه کنید که اگر فردی چنین کاری رو انجام داده باشه، خوب و قابل تقدیره یا بد و منفی؟

دو سوال مطرح کیکنم امیدوارم پاسخش رو بگیرم
ایا این بردگان در سرزمین خودش بود یا اینکه در مکانی غیر از سرزمین خودش ؟اگر سرزمین خودش نبوده ، ایا اجازه به این کار داشته یا خیر و اگه داشته چطور داشته؟ کی این احازه رو داده و یا چطور این اجازه براش حاصل شده؟

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی
۰:۰۷, ۲۶/آبان/۹۵
شماره ارسال: #3

سلام مهدی گرامی
نکته اش اینه که مخالفان این شخصیت فقط به کشورگشایی هاش اعتراض نمی کنند؛ بلکه آزاد کردن بردگان یهودی رو هم یه عیب به شمار میارند.

این شخصیت یه سری عیب داشته و یه سری حسن. آیا آزاد کردن بردگان رو یک عیب به شمار میارید یا یک حسن؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱:۱۷, ۲۶/آبان/۹۵
شماره ارسال: #4

درود برشما شب بخیر
سوالی آقای سعدی کرده اند که پاسخش یک کلمه است (خیر). مهم نیست که برده کجائی بوده درایران یا خارج با مجوز یا بدون مجوز بهرحال نجات برده امری بسیار پسندیده وقابل ستایش است حتی افراد عادی نیز در زمان پیامبر این کارو میکردند چه برسه به پادشاه ایران زمین(البته اصل این رویداد درتاریخ باید اثبات شود)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۳:۰۲, ۲۶/آبان/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آبان/۹۵ ۳:۰۸ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #5
آواتار
کلا قوم یهود مورد لعن خداوند قرار گرفتند از این جهت بعد از حضرت موسی بهشون بد گذشت و نتیجه اعمال خودشون بود که در واقع بدبخت شدند !:

* یهود گفتند که دست خدا بسته است. دستهاى خودشان بسته باد.
و بدین سخن که گفتند ملعون گشتند. دستهاى خدا گشاده است. به هر سان که بخواهد روزى مى‏دهد. و آنچه بر تو از جانب پروردگارت نازل شده است، به طغیان و کفر بیشترشان خواهد افزود. ما تا روز قیامت میانشان دشمنى و کینه افکنده‏ایم. هر گاه که آتش جنگ را افروختند خدا خاموشش ساخت. و آنان در روى زمین به فساد می‏کوشند، و خدا مفسدان را دوست ندارد".
سوره مبارکه مائده.آ یه ۶۴


حالا باید دید چرا اون اسطوره رفته اونها رو نجات داده تا بعد تفکر کرد که کارش خوب بوده یا بد !
مثلا جناب فروتقه میفرماید محرومیت جناب علی آباد رو برداریم تا به انتشار اکاذیب خودشون ادامه بدن !
فردا یک جوانی از ازدواج سفید به عنوان یک معامله معاطاتی سر درآورد ایشون مسولیت قبول میکنند ؟!! آیا این عمل از جانب ما صحیح هست !؟ هر آزاد شدنی درست هست ؟
واقعا بنده هر وقت استدلال ایشون در مورد بالا رو یاد میارم سرگیجه میگیرم و این استدلال منطقی است اما تعلیم شیطان هست حقیقتا !!

امضای فاطمه خانم
[تصویر: 793255_714.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy30na ، سعدی ، vahrakan
۶:۴۸, ۲۶/آبان/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آبان/۹۵ ۶:۵۰ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #6

سلام
گفته میشه حضرت موسی (علیه السلام) 3000 سال پیش می زیسته اند. عنی 500 سال قبل از اسطوره مورد بحث ما. پس رفتار نادرست با حضرت موسی (علیه السلام) کار افراد آزاد شده نبوده بلکه کار اجداد 500 سال قبلشان بوده. آیا یک فرد رو میشه به خاطر کار جدش در 500 سال پیش مجازات کرد؟ (رفتار با مسیح و پیامبر اسلام هم مربوط میشه به نوادگانشون در چندین قرن بعد)

برخی این امکان رو مطرح می کنند که خود این فرد یهودی بوده باشه این رو هم یک نکته منفی به حسابی میارند. در نتیجه ایشان را به خاطر یهودی بودن سرزنش می کنند. برخی هم میگن پیرو عقاید دیگری بوده و از این جهت سرزنشش می کنند. حالا یه سوال دارم:

این فرد اگر پیرو کدام عقیده بود سرزنشش نمی کردید؟ و اون اسیران از کدام قوم اگر بودند شایسته آزادیشان می دانستید؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۷:۲۴, ۲۶/آبان/۹۵
شماره ارسال: #7

درود بردوستان صبحتون بخیر
سوال آقای سعدی روشن وپاسخشم روشنه ومن نوشتم. 90 درصد نظر خانم فاطمه ربطی به سوال نداشت ضمنا بنظرم ازآیه قرآن هم سوء تعبیر شده چون همین الان در جمهوری اسلامی یهودیت جزء ادیان رسمی ونماینده اونها درمجلس شورای اسلامی درکنار برادران اسلامی هستند.حالا چرااین قوم ملعون درکنار ما با هم زیست میکنیم پاسخش با مفسر ایه اه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۸:۰۹, ۲۶/آبان/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آبان/۹۵ ۸:۲۷ توسط mahdy30na.)
شماره ارسال: #8
آواتار
(۲۶/آبان/۹۵ ۱:۱۷)Mforootaghe نوشته است:  درود برشما شب بخیر
سوالی آقای سعدی کرده اند که پاسخش یک کلمه است (خیر). مهم نیست که برده کجائی بوده درایران یا خارج با مجوز یا بدون مجوز بهرحال نجات برده امری بسیار پسندیده وقابل ستایش است حتی افراد عادی نیز در زمان پیامبر این کارو میکردند چه برسه به پادشاه ایران زمین(البته اصل این رویداد درتاریخ باید اثبات شود)

جناب Mforootaghe
الان مثلا یه گشوری بره تو یه یه کشور دیگه زندانیایی که هستن رو ازاد کنه کار خوب کرده پس. Soldier
(۲۶/آبان/۹۵ ۳:۰۲)فاطمه خانم نوشته است:  کلا قوم یهود مورد لعن خداوند قرار گرفتند از این جهت بعد از حضرت موسی بهشون بد گذشت و نتیجه اعمال خودشون بود که در واقع بدبخت شدند !:

* یهود گفتند که دست خدا بسته است. دستهاى خودشان بسته باد.
و بدین سخن که گفتند ملعون گشتند. دستهاى خدا گشاده است. به هر سان که بخواهد روزى مى‏دهد. و آنچه بر تو از جانب پروردگارت نازل شده است، به طغیان و کفر بیشترشان خواهد افزود. ما تا روز قیامت میانشان دشمنى و کینه افکنده‏ایم. هر گاه که آتش جنگ را افروختند خدا خاموشش ساخت. و آنان در روى زمین به فساد می‏کوشند، و خدا مفسدان را دوست ندارد".
سوره مبارکه مائده.آ یه ۶۴


حالا باید دید چرا اون اسطوره رفته اونها رو نجات داده تا بعد تفکر کرد که کارش خوب بوده یا بد !
مثلا جناب فروتقه میفرماید محرومیت جناب علی آباد رو برداریم تا به انتشار اکاذیب خودشون ادامه بدن !
فردا یک جوانی از ازدواج سفید به عنوان یک معامله معاطاتی سر درآورد ایشون مسولیت قبول میکنند ؟!! آیا این عمل از جانب ما صحیح هست !؟ هر آزاد شدنی درست هست ؟
واقعا بنده هر وقت استدلال ایشون در مورد بالا رو یاد میارم سرگیجه میگیرم و این استدلال منطقی است اما تعلیم شیطان هست حقیقتا !!

فاطمه خانم مورد جالب رو اشاره کردن و حالا بنده مردی از همین کتاب مقدس که خیلی دوستان کوروش دوست بهش مینازن که توش اومذه چند مورد رو تذکر میدم تا شاید بر نگاه دوستان خوشتر بیاد
فقط خدمت گرامیان عرض کنم همین موردی که عرض میکنم بر یک بعد دیگه اعتبار این کتاب خدشه وارد میکنه البته توضیحش رو هم میدم
علت حمله مجدد بخت نصر چیه؟
و اینکه چرا خدا این شخص رو برای عذاب بر این قوم میفرسته رو از کلام انبیابنی اسرائیل ببینینم
فقط قبلش یه توضیح بدم الان فقط اسارت دوم که مربوط به بابل هست رو میگم

خیلی جالب اینجاست که

نقل قول:کتاب عزرا بخش 1 همون اول ببین چیه
1 حکم کورش و در سال اول کورش، پادشاه فارس تا کلام خداوند به زبان ارمیا کامل شود، خداوندروح کورش پادشاه فارس را برانگیخت تا درتمامی ممالک خود فرمانی نافذ کرد و آن را نیزمرقوم داشت و گفت: 2 «کورش پادشاه فارس چنین می‌فرماید: یهوه خدای آسمانها جمیع ممالک زمین را به من داده و مرا امر فرموده است که خانه‌ای برای وی در اورشلیم که در یهودااست بنا نمایم. 3 پس کیست از شما از تمامی قوم او که خدایش با وی باشد؟ او به اورشلیم که دریهودا است، برود و خانه یهوه را که خدای اسرائیل و خدای حقیقی است، در اورشلیم بنانماید. 4 و هر‌که باقی‌مانده باشد، در هر مکانی ازمکان هایی که در آنها غریب می‌باشد، اهل آن مکان او را به نقره و طلا و اموال و چهارپایان علاوه بر هدایای تبرعی به جهت خانه خدا که دراورشلیم است اعانت نمایند.» ...
چه جالب که این پادشاه چنین بادی به پرجم هست
وقتی میره بابل میشه دعا گوی خدایان بابلی اینجا که میرسه میشه عبد یهوهBig Grin
خو اینو گفتم ولی توضیح:
اسارت‌ بني‌اسرائيل‌ بدست‌ بخت‌ نصّر در سنۀ 606 قبل‌ از ميلاد بوده‌ است‌ ، و كورش‌ بابل‌ را در سنۀ 538قبل‌ از ميلاد فتح‌ نمود . و اين‌ فاصلۀ 68سال‌، قريب‌ هفتاد سالي‌ است‌ كه‌ يهود در اسارت‌ بودند .

امّا فوت‌ كورش‌ در سنۀ 525قبل‌ از ميلاد بود ؛ و حركت‌ عزرا از بابل‌ به‌ بيت‌ المقدس‌ در سنۀ 457قبل‌ از ميلاد است‌ . و بنابراين‌ رفتن‌ عزرا به‌ اورشليم‌ و جمع‌آوري‌ تورات‌ نيز مدّت‌ شصت‌ و هشت‌ سال‌ يعني‌ قريب‌ هفتاد سال‌ پس‌ از مرگ‌ كورش‌ بوده‌ است‌ .
و بنابراين‌ ، از زمان‌ اسارت‌ يهود بدست‌ بخت‌ نصّر كه‌ در سنۀ 6 0 6 قبل‌ از مسيح‌ بوده‌ ، تا آمدن‌ عزرا و نوشتن‌ و جمع‌كردن‌ تورات‌ ، و بناءِ مسجد الاقصي‌ كه‌ در سنۀ 7 45 قبل‌ از مسيح‌ است‌ ، يكصد و چهل‌ و نه‌ سال‌ ، يعني‌ قريب‌ يكصد و پنجاه‌ سال‌ ، يعني‌ يك‌ قرن‌ و نيم‌ فاصله‌ بوده‌ است‌ .
خو برگردیم به اسارت
این ماجراها تو کتابهای دوم پادشاهان - اول تواریخ ( جالبه که تو این کتاب اشاره میشه که 1تواریخ 6:15 و یهُوصاداق‌ به اسیری‌ رفت‌ هنگامی‌ كه‌ خداوند یهودا و اورشلیم‌ را به‌ دست‌ نَبُوكَدْنَصَّر اسیر ساخت‌.) تو کتاب دوم تواریخ دوباره :
نقل قول:2Chr 36:1 و قوم‌ زمین‌، یهُوآحاز بن‌ یوشیا را گرفته‌، او را در جای‌ پدرش‌ در اورشلیم‌ به‌ پادشاهی‌ نصب‌ نمودند.
2Chr 36:2 یهوآحاز بیست‌ و سه‌ ساله‌ بود كه‌ پادشاه‌ شد و در اورشلیم‌ سه‌ ماه‌ سلطنت‌ نمود.
2Chr 36:3 و پادشاه‌ مصر، او را در اورشلیم‌ معزول‌ نمود و زمین‌ را به‌ صد وزنۀ نقره‌ و یك‌ وزنۀ طلا جریمه‌ كرد.
2Chr 36:4 و پادشاه‌ مصر، برادرش‌ الیاقیم‌ را بر یهودا و اورشلیم‌ پادشاه‌ ساخت‌، و اسم‌ او را به‌ یهُویاقیم‌ تبدیل‌ نمود، و نَكُو برادرش‌ یهُوآحاز را گرفته‌، به‌ مصر برد.
2Chr 36:5 یهُویاقیم‌ بیست‌ و پنج‌ ساله‌ بود كه‌ پادشاه‌ شد و یازده‌ سال‌ در اورشلیم‌ سلطنت‌ نمود، و در نظر یهُوَه‌ خدای‌ خود شرارت‌ ورزید.
2Chr 36:6 و نَبُوكَدْنَصَّر پادشاه‌ بابل‌ به‌ ضد او برآمد و او را به‌ زنجیرها بست‌ تا او را به‌ بابل‌ بِبَرد.
2Chr 36:7 و نَبُوكَدْنَصَّر بعضی‌ از ظروف‌ خانۀ خداوند را به‌ بابل‌ آورده‌، آنها را در قصر خود در بابل‌ گذاشت‌.
2Chr 36:8 و بقیۀ وقایع‌ یهُویاقیم‌ و رجاساتی‌ كه‌ به‌ عمل‌ آورد و آنچه‌ در او یافت‌ شد، اینك‌ در تواریخ‌ پادشاهان‌ اسرائیل‌ و یهودا مكتوب‌ است‌. و پسرش‌ یهُویاكین‌ در جایش‌ پادشاهی‌ كرد.
2Chr 36:9 یهُویاكین‌ هشت‌ ساله‌ بود كه‌ پادشاه‌ شد و سه‌ ماه‌ و ده‌ روز در اورشلیم‌ سلطنت‌ نمود و آنچه‌ در نظر خداوند ناپسند بود، به‌ عمل‌ آورد.
2Chr 36:10 و دروقت‌ تحویل‌ سال‌، نَبُوكَدْنَصَّر پادشاه‌ فرستاد و او را با ظروف‌ گرانبهای‌ خانۀ خداوند به‌ بابل‌ آورد، و برادرش‌ صدقیا را بر یهودا و اورشلیم‌ پادشاه‌ ساخت‌.
2Chr 36:11 صدقیا بیست‌ و یكساله‌ بود كه‌ پادشاه‌ شد و یازده‌ سال‌ در اورشلیم‌ سلطنت‌ نمود.
2Chr 36:12 و در نظر یهُوَه‌ خدای‌ خود شرارت‌ ورزیده‌، در حضور ارمیای‌ نبی‌ كه‌ از زبان‌ خداوند به‌ او سخن‌ گفت‌، تواضع‌ ننمود.
2Chr 36:13 و نیز بر نَبُوكَدْنَصَّر پادشاه‌ كه‌ او را به‌ خدا قسم‌ داده‌ بود عاصی‌ شد و گردن‌ خود را قوی‌ و دل‌ خویش‌ را سخت‌ ساخته‌، به‌ سوی‌ یهُوَه‌ خدای‌ اسرائیل‌ بازگشت‌ ننمود.
2Chr 36:14 و تمامی‌ رؤسای‌ كهنه‌ و قوم‌، خیانتِ بسیاری‌ موافق‌ همۀ رجاسات‌ امّت‌ها ورزیدند و خانۀ خداوند را كه‌ آن‌ را در اورشلیم‌ تقدیس‌ نموده‌ بود، نجس‌ ساختند.
2Chr 36:15 و یهُوَه‌ خدای‌ پدر ایشان‌ به‌ دست‌ رسولان‌ خویش‌ نزد ایشان‌ فرستاد، بلكه‌ صبح‌ زود برخاسته‌، ایشان‌ را ارسال‌ نمود زیرا كه‌ بر قوم‌ خود و بر مسكن‌ خویش‌ شفقت‌ نمود.
2Chr 36:16 اما ایشان‌ رسولان‌ خدا را اهانت‌ نمودند و كلام‌ او را خوار شمرده‌، انبیایش‌ را استهزا نمودند، چنانكه‌ غضب‌ خداوند بر قوم‌ او افروخته‌ شد، به‌ حدی‌ كه‌ علاجی‌ نبود.

2Chr 36:17 پس‌ پادشاه‌ كلدانیان‌ را كه‌ جوانان‌ ایشان‌ را در خانۀ مقدسِ ایشان‌ به‌ شمشیر كشت‌ و بر جوانان‌ و دوشیزگان‌ و پیران‌ و ریش‌سفیدان‌ ترحم‌ ننمود، بر ایشان‌ آورد و همه‌ را به‌ دست‌ او تسلیم‌ كرد.
2Chr 36:18 و او سایر ظروف‌ خانۀ خدا را از بزرگ‌ و كوچك‌ و خزانه‌های‌ خانۀ خداوند و گنجهای‌ پادشاه‌ و سرورانش‌ را تماماً به‌ بابل‌ برد.
2Chr 36:19 و خانۀ خدا را سوزانیدند و حصار اورشلیم‌ را منهدم‌ ساختند و همۀ قصرهایش‌ را به‌ آتش‌ سوزانیدند و جمیع‌ آلات‌ نفیسۀ آنها را ضایع‌ كردند.

2Chr 36:20 و بقیۀالسیف‌ را به‌ بابل‌ به‌ اسیری‌ برد كه‌ ایشان‌ تا زمان‌ سلطنت‌ پادشاهان‌ فارس‌ او را و پسرانش‌ را بنده‌ بودند.
2Chr 36:21 تا كلام‌ خداوند به‌ زبان‌ اِرْمیا كامل‌ شود و زمین‌ از سَبَّت‌های‌ خود تمتّع‌ بَرَد زیرا در تمامی‌ ایامی‌ كه‌ ویران‌ ماند آرامی‌ یافت‌، تا هفتاد سال‌ سپری‌ شد.
2Chr 36:22 و در سال‌ اولِ كورش‌، پادشاه‌ فارس‌، تا كلام‌ خداوند به‌ زبان‌ ارمیا كامل‌ شود، خداوند روح‌ كورش‌، پادشاه‌ فارس‌ را برانگیخت‌ تا در تمامی‌ ممالك‌ خود فرمانی‌ نافذ كرد و آن‌ را نیز مرقوم‌ داشت‌ و گفت‌:
2Chr 36:23 « كورش‌، پادشاه‌ فارس‌ چنین‌ می‌فرماید: یهُوَه‌ خدای‌ آسمانها، تمامی‌ ممالك‌ زمین‌ را به‌ من‌ داده‌ است‌ و او مرا امر فرمود كه‌ خانه‌ای‌ برای‌ وی‌ در اورشلیم‌ كه‌ در یهودا است‌ بنا نمایم‌. پس‌ كیست‌ از شما از تمامی‌ قوم‌ او؟ یهُوَه‌ خدایش‌ همراهش‌ باشد و برود.»
یه نکته داشت تا اینجا هم تو کتاب عزرا و هم کتاب دوم تواریخ _ این متن که نقل کردم یک قسمت دوبار تکرار شده علت؟

یک پرسش اینکه این قهر خدا و غالب شدن نبوکدنصر یا همون بخت نصر خودمون علتش چی بود؟ ایا غیر از این بود که بر خدا ی خود این قوم کفر ورزیدن و باعث شدن خدای خودشون یهوه از ینون دور بشه ؟ پس به اسارت رفتنشون تنبیه و عذاب بود توسط بنده خدا و چرا ناراحت هستن برخی؟ این که متن کتاب مقدس هست و اگه بنده نقد میکنم نباید به مزاج بعضیا بد بیادا
کتاب دیگه که کتاب عزرا هست بخش های 1-2-5-6 رو خودتون مطالعه کنید چون زیاده و اگه مق بیارم از حوصلتون خارجه و حتما با توجه به اون توضیحی که بالا دادم بخونین که 150 سال بعد از وقایع اتقاق افتاذه نوشته میشه پس زیاد به اون مطالب دل خوش نکنید چون تورات رو دوباره بازنویسی میکنن چون تو حمله جناب بخت نصر همه چی از بین رفتهBlush
حالاکه یکم در این مورد دارم میگم بزارین کامل کنم که تو کتاب نحمیا یه مورد جالبی هم هست که بدین شکل هست که :
داستان بازگشت هست و اینکه وقتی برگشتن خیلیا که امارشون هست تو همین کتاب بخش 7 لیست میکنه که کیا بودن و جالب اینحاس بعضیا کلا نسبشون رو تو لیست کهنه نمیبینن و احراح میشنCool امارهم میذن که تعدادشون چقدر وبوده
خوب بریم ادامه ببنیم این بخت نصر والاتر بود پیش خدا یا پادشاه فارس


قبل از اینکه بگن خودتون چی فکر می کنید؟کوروش یا بخت نصر ؟
نقل قول:Jer 27:1 در ابتدای‌ سلطنت‌ یهویاقیم‌ بن‌ یوشیا پادشاه‌ یهودا این‌ كلام‌ از جانب‌ خداوند بر ارمیا نازل‌ شده‌، گفت‌:
Jer 27:2 خداوند به‌ من‌ چنین‌ گفت‌: «بندها و یوغها برای‌ خود بساز و آنها را بر گردن‌ خود بگذار.
Jer 27:3 و آنها را نزد پادشاه‌ اَدوم‌ و پادشاه‌ موآب‌ و پادشاه‌ بنی‌عَمّون‌ و پادشاه‌ صور و پادشاه‌ صِیدون‌ به‌ دست‌ رسولانی‌ كه‌ به‌ اورشلیم‌ نزد صِدِقیا پادشاه‌ یهودا خواهند آمد بفرست‌.
Jer 27:4 و ایشان‌ را برای‌ آقایان‌ ایشان‌ امر فرموده‌، بگو یهوه‌ صبایوت‌ خدای‌ اسرائیل‌ چنین‌ می‌گوید: به‌ آقایان‌ خود بدین‌ مضمون‌ بگویید:
Jer 27:5 من‌ جهان‌ و انسان‌ و حیوانات‌ را كه‌ بر روی‌ زمینند به‌ قوّت‌ عظیم‌ و بازوی‌ افراشته‌ خود آفریدم‌ و آن‌ را بهر كه‌ در نظر من‌ پسند آمد بخشیدم‌.
Jer 27:6 و الا´ن‌ من‌ تمامی‌ این‌ زمینها را به‌ دست‌ بنده‌ خود نَبوكدنَصّر پادشاه‌ بابل‌ دادم‌ و نیز حیوانات‌ صحرا را به‌ او بخشیدم‌ تا او را بندگی‌ نمایند.
Jer 27:7 و تمامی‌ امّت‌ها او را و پسرش‌ و پسر پسرش‌ را خدمت‌ خواهند نمود تا وقتی‌ كه‌ نوبت‌ زمین‌ او نیز برسد. پس‌ امّت‌های‌ بسیار و پادشاهان‌ عظیم‌ او را بنده‌ خود خواهند ساخت‌.
Jer 27:8 و واقع‌ خواهد شد كه‌ هر امّتی‌ و مملكتی‌ كه‌ نَبوكدنَصّر پادشاه‌ بابل‌ را خدمت‌ ننمایند و گردن‌ خویش‌ را زیر یوغ‌ پادشاه‌ بابل‌نگذارند خداوند می‌گوید: كه‌ آن‌ امّت‌ را به‌ شمشیر و قحط‌ و وبا سزا خواهم‌ داد تا ایشان‌ را به‌ دست‌ او هلاك‌ كرده‌ باشم‌.
Jer 27:9 و امّا شما به‌ انبیا و فالگیران‌ و خواب‌بینندگان‌ و ساحران‌ و جادوگران‌ خود كه‌ به‌ شما حرف‌ می‌زنند و می‌گویند پادشاه‌ بابل‌ را خدمت‌ منمایید گوش‌ مگیرید.
Jer 27:10 زیرا كه‌ ایشان‌ برای‌ شما كاذبانه‌ نبوّت‌ می‌كنند تا شما را از زمین‌ شما دور نمایند و من‌ شما را پراكنده‌ سازم‌ تا هلاك‌ شوید.
Jer 27:11 امّا آن‌ امّتی‌ كه‌ گردن‌ خود را زیر یوغ‌ پادشاه‌ بابل‌ بگذارند و او را خدمت‌ نمایند، خداوند می‌گوید كه‌ آن‌ امّت‌ را در زمین‌ خود ایشان‌ مقیم‌ خواهم‌ ساخت‌ و آن‌ را زرع‌ نموده‌، در آن‌ ساكن‌ خواهند شد.»
Jer 27:12 و به‌ صدقیا پادشاه‌ یهودا همه‌ این‌ سخنان‌ را بیان‌ كرده‌، گفتم‌: «گردنهای‌ خود را زیر یوغ‌ پادشاه‌ بابل‌ بگذارید و او را و قوم‌ او را خدمت‌ نمایید تا زنده‌ بمانید.
Jer 27:13 چرا تو و قومت‌ به‌ شمشیر و قحط‌ و وبا بمیرید چنانكه‌ خداوند درباره‌ قومی‌ كه‌ پادشاه‌ بابل‌ را خدمت‌ ننمایند گفته‌ است‌.
Jer 27:14 و گوش‌ مگیرید به‌ سخنان‌ انبیایی‌ كه‌ به‌ شما می‌گویند: پادشاه‌ بابل‌ را خدمت‌ ننمایید زیرا كه‌ ایشان‌ برای‌ شما كاذبانه‌ نبوّت‌ می‌كنند.
Jer 27:15 زیرا خداوند می‌گوید: من‌ ایشان‌ را نفرستادم‌ بلكه‌ ایشان‌ به‌ اسم‌ من‌ به‌ دروغ‌ نبوّت‌ می‌كنند تا من‌ شما را اخراج‌ كنم‌ و شما با انبیایی‌ كه‌ برای‌ شما نبوّت‌ می‌نمایند هلاك‌ شوید.»
Jer 27:16 و به‌ كاهنان‌ و تمامی‌ این‌ قوم‌ نیز خطاب‌ كرده‌، گفتم‌: « خداوند چنین‌ می‌گوید: گوش‌ مگیرید به‌ سخنان‌ انبیایی‌ كه‌ برای‌ شما نبوّت‌ كرده‌، می‌گویند اینك‌ ظروف‌ خانه‌ خداوند بعد ازاندك‌ مدتی‌ از بابل‌ باز آورده‌ خواهد شد زیرا كه‌ ایشان‌ كاذبانه‌ برای‌ شما نبوّت‌ می‌كنند.
Jer 27:17 ایشان‌ را گوش‌ مگیریدبلكه‌ پادشاه‌ بابل‌ را خدمت‌ نمایید تا زنده‌ بمانید. چرا این‌ شهر خراب‌ شود؟
Jer 27:18 و اگر ایشان‌ انبیا می‌باشند و كلام‌ خداوند با ایشان‌ است‌ پس‌ الا´ن‌ از یهوه‌ صبایوت‌ استدعا بكنند تا ظروفی‌ كه‌ در خانه‌ خداوند و در خانه‌ پادشاه‌ یهودا و اورشلیم‌ باقی‌ است‌ به‌ بابل‌ برده‌ نشود.
Jer 27:19 زیرا كه‌ یهوه‌ صبایوت‌ چنین‌ می‌گوید: درباره‌ ستونها و دریاچه‌ و پایه‌هاو سایر ظروفی‌ كه‌ در این‌ شهر باقی‌ مانده‌ است‌،
Jer 27:20 و نبوكدنصّر پادشاه‌ بابل‌ آنها را حینی‌ كه‌ یكُنیا ابن‌ یهوْیاقیم‌ پادشاه‌ یهودا و جمیع‌ شرفا یهودا و اورشلیم‌ را از اورشلیم‌ به‌ بابل‌ بُرد نگرفت‌،
Jer 27:21 به‌ درستی‌ كه‌ یهوه‌ صبایوت‌ خدای‌ اسرائیل‌ درباره‌ این‌ ظروفی‌ كه‌ در خانه‌ خداوند و در خانه‌ پادشاه‌ یهودا و اورشلیم‌ باقی‌ مانده‌ است‌ چنین‌ می‌گوید:
Jer 27:22 كه‌ آنها به‌ بابل‌ برده‌ خواهد شد و خداوند می‌گوید تا روزی‌ كه‌ از ایشان‌ تفقّد نمایم‌ در آنجا خواهد ماند و بعد از آن‌ آنها را بیرون‌ آورده‌، به‌ این‌ مكان‌ باز خواهم‌ آورد.»
پس امیدوارم دسوتان متوجه شده باشن این بجث اسارت داستانش چی بوده و چرا چنین بوده
البته دوستانی که میتونن این مون رو مطالعه کنن پیشنهاد میکنم به بخش هاب بعدی که 27-28-29و 30 رو هم مطالعه کنن چون پندهایی جالب توش هست .
و در نهایت هم کتاب دانیال که شاه بیت این ماجرا ها هست
جالبه که این ردیف رو که خدمتنتتون اوردم بهترتیب خود کتاب مقدس هست ولی داستان دانیال که پیشگویی بود بعد از داستان عزرا بیان شده و این خودش به نوعی ... .
دیگه داستان دانیال نبی و خوابش رو که همه کوروش دوستان از حفظ هستن ولی اگه کسی دقت کنه و بگه اون قوچ کوروش هست بکم بی انصافی کردن دلیلشم خیلی خلاصه میگم ولی بزارین یچی بگم چون برخی از گرامیان میگفتن زرتشت و .. و اینکه زدتشت و مجوس یکی بود خواستم بگم تو همین کتاب دانیال بخش دوم ایه 2 چنین اومده Dan 2:2 پس‌ پادشاه‌ امر فرمود كه‌ مجوسیان‌ و جادوگران‌ و فالگیران‌ و كلدانیان‌ را بخوانند تا خواب‌ پادشاه‌ را برای‌ او تعبیر نمایند و ایشان‌ آمده‌،به‌ حضور پادشاه‌ ایستادند. خو دانیال خودش که چنین میگه تو کتابش : Dan 1:21 و دانیال‌ بود تا سال‌ اول‌ كورش‌ پادشاه‌. خو این نشون میده دانیال این کتاب رو ننوشته و یا اگه نوشه دیگه داستان چیز دیگه شده ( داستان عزارنبی رو بخونین که بازنویسی کردن )
خو برگردیم به داستان قوچ
کسی میتونه بگه یه قوچ بر بز پیروز میشه یا برعکس؟ مطالب زیاد شد و برای بخش بعد این رو براتون تا جایی که بشه تحلیل و توضیح میدم . نمیدونم این متن براتون قابل درک باشه یا نه ، تاجایی که میشد سعی کردم متن رو کامل بیارم تا متوجه یش و چس بشین و نگین داستان چیز دیگه یا بود
بصورت کلی بهوه اسارت رو تنبیه و جزای سرکشی قوم خودش میدونه و میگه توسط بنده من و در مقابل کوروش رو فقط پادشاه فارس معرفی میکنه اونم تو کتابی که اصالتش مورد استناد نیست _ البته ما بنا رو بر صحت گذاشتیم دیگه چه کنیم._ بعد داستان بخت نصر که اینها رو میبره و اسیر میکنه چون وعده خدا بوده و در ادامه داستان خواب دانیال که میمونه برای پست بعدی _البته اگه دوستان مطلبی براش داشتن بگن تا من هم متنم رو قرار بدم. فقط اگه نقد و کلامی هست درست و کامل بیان کنید چون دوست ندارم بی اساس کلامی تو این وادی زده بشه وگرنه ماجرا برای خودتون مبهم میمونه.

(۲۶/آبان/۹۵ ۷:۲۴)Mforootaghe نوشته است:  درود بردوستان صبحتون بخیر
سوال آقای سعدی روشن وپاسخشم روشنه ومن نوشتم. 90 درصد نظر خانم فاطمه ربطی به سوال نداشت ضمنا بنظرم ازآیه قرآن هم سوء تعبیر شده چون همین الان در جمهوری اسلامی یهودیت جزء ادیان رسمی ونماینده اونها درمجلس شورای اسلامی درکنار برادران اسلامی هستند.حالا چرااین قوم ملعون درکنار ما با هم زیست میکنیم پاسخش با مفسر ایه اه.

گرامی شما هم که مثل جناب علی اباد استادتون و یا شاید خودتون دارین میزنید به سمت ....
اصل 13 قانون اساسی چی میگه؟


اصل‏ سیزدهم: ‎‎‎‎‎ایرانیان‏ زرتشتی‏، کلیمی‏ و مسیحی‏ تنها اقلیتهای‏ دینی‏ شناخته‏ می‏ شوند که‏ در حدود قانون‏ در انجام‏ مراسم‏ دینی‏ خود آزادند و در احوال‏ شخصیه‏ و تعلیمات‏ دینی‏ بر طبق‏ آیین‏ خود عمل‏ میکنند.

اینجا میشه به بنده بگین دین رسمی گجا اومده؟ اینم که ذکر شده برای انجام احوال شخصیه و نعالیم و عباداتشون هست گرامی نه چیز دیگه . مثلا چرا نگفتن دین بودا و یا هندو ... ؟
اها الان از این ایه چه سو تعبیری شده؟ گرامی وقتی شما فرق هایی که بین بنی اسرائیل در قران هست با الیهود رو برو مطالعه کن بعد بیا اینجا مثل همسایتون تعلیقیه بزن بر کلام دیگرام
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی ، vahrakan
۹:۲۸, ۲۶/آبان/۹۵
شماره ارسال: #9
آواتار
(۲۶/آبان/۹۵ ۷:۲۴)Mforootaghe نوشته است:  چون همین الان در جمهوری اسلامی یهودیت جزء ادیان رسمی ونماینده اونها درمجلس شورای اسلامی درکنار برادران اسلامی هستند


همش ظاهر سازیه
نماینده های خودمون هم هیچ کارن چه برسه به نماینده زرتشت و کلیمی و یهودی و مسیحی.
وقتی نماینده های این مملکت میان نامه مینویسن به قوه قضاییه که طبق کدوم قانون یه زندانی سیاسی باید 16 سال حبس بگیره و چرا این بی عدالتی به این راحتی صورت میگیره ؟؟
در پاسخ شون به جای اینکه به نماینده ملت که حق تحقیق و تفحص داره جواب بدن میان تهدید میکنن.!!!!
خب شما توقع داری تو همچین مملکتی نماینده مجلس کاره ای باشه؟؟




(۲۶/آبان/۹۵ ۶:۴۸)سعدی نوشته است:  این فرد اگر پیرو کدام عقیده بود سرزنشش نمی کردید؟

اسلامSmile

(۲۶/آبان/۹۵ ۶:۴۸)سعدی نوشته است:  و اون اسیران از کدام قوم اگر بودند شایسته آزادیشان می دانستید؟
اسلامSmile
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی
۹:۴۱, ۲۶/آبان/۹۵
شماره ارسال: #10

سلام مهدی گرامی
از اطلاعات خوبتون ممنونم اما خیلی خوبه اگر بتونید خلاصه بنویسید. توضیحات زیاد می تونه خواننده رو گیج کنه.

پس در کل می فرمایید به دلیل اینکه اسارت این قوم به خواست خدا بوده، نباید فرد دیگری آزادشون کنه ... و اینکه در تورات، بخت النصر هم به عنوان یک پادشاه مورد پسند خدا یاد شده.

در مورد اول: توجه کنید که همه چیز به خواست خداست و این دلیل نمیشه که رها کردن دیگران از مصیبتها به معنای مخالفت با خدا باشه. حدیث داریم که حتی خاری که در پای یک فرد فرو میره کفاره گناهان اوست. فرض کنید خدای نکرده برای دوست شما مشکلی پیش بیاد. آیا به دلیل اینکه این مشکل کفاره گناهان اوست و هیچ چیزی بدون خوست خدا انجام نمیشه معتقدید که کمک کردن به او کار نادرستی است؟

در مورد دوم: تورات مجموعه یه سری داستانهاست که توسط یه فرد واحد نوشته نشده اند. در یکی از این داستانها از بخت النصر به عنوان پادشاه مورد تایید خدا نام برده شده و در دیگری از کوروش. اما چیزی که هر دو دارند ذکر می کنند اینه که بخت النصر اونها رو به اسارت گرفت و کوروش آزادشون کرد. شما فرض بفرمایید این حرفها که این پادشاه و اون پادشاه مورد تایید خدا بوده اند رو مردم از خودشون در آورده اند یا حداقل زیاد به این حرفها اعتماد نکنید. اگر در اتفاق افتادن این ماجرا شک دارید هم به عنوان یک داستان بهش نگاه کنید. به نظر شما شخصیت خوب این داستان کیه و شخصیت بد کی؟

اسطوره ها بخشی از فرهنگ ما هستند. خیلی فرق می کنه که ما در داستانهامون چه کاری رو خوب بدونیم و چه کاری رو بد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: پارمیس
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا