|
آیا نجات بردگان کار بدی بوده است؟
|
|
۲۲:۴۴, ۲۵/آبان/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آبان/۹۵ ۶:۴۹ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام
فرض کنید یک اسطوره ای داریم که برخی معتقدند در 2500 سال پیش، بردگان یهودی رو آزاد کرده. اگر چنین کاری واقعا انجام شده باشه، آیا کار خوبیه یا بد؟ اصلاً کاری نداریم این فرد وجود داشته یا نداشته یا اینکه این کار رو انجام داده یا نه. فقط از این جنبه نگاه کنید که اگر فردی چنین کاری رو انجام داده باشه، خوب و قابل تقدیره یا بد و منفی؟ |
|||
|
۲۳:۱۸, ۲۵/آبان/۹۵
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
(۲۵/آبان/۹۵ ۲۲:۴۴)سعدی نوشته است: سلام دو سوال مطرح کیکنم امیدوارم پاسخش رو بگیرم ایا این بردگان در سرزمین خودش بود یا اینکه در مکانی غیر از سرزمین خودش ؟اگر سرزمین خودش نبوده ، ایا اجازه به این کار داشته یا خیر و اگه داشته چطور داشته؟ کی این احازه رو داده و یا چطور این اجازه براش حاصل شده؟ |
|||
|
|
۰:۰۷, ۲۶/آبان/۹۵
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
سلام مهدی گرامی
نکته اش اینه که مخالفان این شخصیت فقط به کشورگشایی هاش اعتراض نمی کنند؛ بلکه آزاد کردن بردگان یهودی رو هم یه عیب به شمار میارند. این شخصیت یه سری عیب داشته و یه سری حسن. آیا آزاد کردن بردگان رو یک عیب به شمار میارید یا یک حسن؟ |
|||
|
۱:۱۷, ۲۶/آبان/۹۵
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
درود برشما شب بخیر
سوالی آقای سعدی کرده اند که پاسخش یک کلمه است (خیر). مهم نیست که برده کجائی بوده درایران یا خارج با مجوز یا بدون مجوز بهرحال نجات برده امری بسیار پسندیده وقابل ستایش است حتی افراد عادی نیز در زمان پیامبر این کارو میکردند چه برسه به پادشاه ایران زمین(البته اصل این رویداد درتاریخ باید اثبات شود) |
|||
|
۳:۰۲, ۲۶/آبان/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آبان/۹۵ ۳:۰۸ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
کلا قوم یهود مورد لعن خداوند قرار گرفتند از این جهت بعد از حضرت موسی بهشون بد گذشت و نتیجه اعمال خودشون بود که در واقع بدبخت شدند !:
* یهود گفتند که دست خدا بسته است. دستهاى خودشان بسته باد. و بدین سخن که گفتند ملعون گشتند. دستهاى خدا گشاده است. به هر سان که بخواهد روزى مىدهد. و آنچه بر تو از جانب پروردگارت نازل شده است، به طغیان و کفر بیشترشان خواهد افزود. ما تا روز قیامت میانشان دشمنى و کینه افکندهایم. هر گاه که آتش جنگ را افروختند خدا خاموشش ساخت. و آنان در روى زمین به فساد میکوشند، و خدا مفسدان را دوست ندارد". سوره مبارکه مائده.آ یه ۶۴ حالا باید دید چرا اون اسطوره رفته اونها رو نجات داده تا بعد تفکر کرد که کارش خوب بوده یا بد ! مثلا جناب فروتقه میفرماید محرومیت جناب علی آباد رو برداریم تا به انتشار اکاذیب خودشون ادامه بدن ! فردا یک جوانی از ازدواج سفید به عنوان یک معامله معاطاتی سر درآورد ایشون مسولیت قبول میکنند ؟!! آیا این عمل از جانب ما صحیح هست !؟ هر آزاد شدنی درست هست ؟ واقعا بنده هر وقت استدلال ایشون در مورد بالا رو یاد میارم سرگیجه میگیرم و این استدلال منطقی است اما تعلیم شیطان هست حقیقتا !! |
|||
|
|
۶:۴۸, ۲۶/آبان/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آبان/۹۵ ۶:۵۰ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
سلام
گفته میشه حضرت موسی (علیه السلام) 3000 سال پیش می زیسته اند. عنی 500 سال قبل از اسطوره مورد بحث ما. پس رفتار نادرست با حضرت موسی (علیه السلام) کار افراد آزاد شده نبوده بلکه کار اجداد 500 سال قبلشان بوده. آیا یک فرد رو میشه به خاطر کار جدش در 500 سال پیش مجازات کرد؟ (رفتار با مسیح و پیامبر اسلام هم مربوط میشه به نوادگانشون در چندین قرن بعد) برخی این امکان رو مطرح می کنند که خود این فرد یهودی بوده باشه این رو هم یک نکته منفی به حسابی میارند. در نتیجه ایشان را به خاطر یهودی بودن سرزنش می کنند. برخی هم میگن پیرو عقاید دیگری بوده و از این جهت سرزنشش می کنند. حالا یه سوال دارم: این فرد اگر پیرو کدام عقیده بود سرزنشش نمی کردید؟ و اون اسیران از کدام قوم اگر بودند شایسته آزادیشان می دانستید؟ |
|||
|
۷:۲۴, ۲۶/آبان/۹۵
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
درود بردوستان صبحتون بخیر
سوال آقای سعدی روشن وپاسخشم روشنه ومن نوشتم. 90 درصد نظر خانم فاطمه ربطی به سوال نداشت ضمنا بنظرم ازآیه قرآن هم سوء تعبیر شده چون همین الان در جمهوری اسلامی یهودیت جزء ادیان رسمی ونماینده اونها درمجلس شورای اسلامی درکنار برادران اسلامی هستند.حالا چرااین قوم ملعون درکنار ما با هم زیست میکنیم پاسخش با مفسر ایه اه. |
|||
|
۸:۰۹, ۲۶/آبان/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آبان/۹۵ ۸:۲۷ توسط mahdy30na.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
(۲۶/آبان/۹۵ ۱:۱۷)Mforootaghe نوشته است: درود برشما شب بخیر جناب Mforootaghe الان مثلا یه گشوری بره تو یه یه کشور دیگه زندانیایی که هستن رو ازاد کنه کار خوب کرده پس. ![]() (۲۶/آبان/۹۵ ۳:۰۲)فاطمه خانم نوشته است: کلا قوم یهود مورد لعن خداوند قرار گرفتند از این جهت بعد از حضرت موسی بهشون بد گذشت و نتیجه اعمال خودشون بود که در واقع بدبخت شدند !: فاطمه خانم مورد جالب رو اشاره کردن و حالا بنده مردی از همین کتاب مقدس که خیلی دوستان کوروش دوست بهش مینازن که توش اومذه چند مورد رو تذکر میدم تا شاید بر نگاه دوستان خوشتر بیاد فقط خدمت گرامیان عرض کنم همین موردی که عرض میکنم بر یک بعد دیگه اعتبار این کتاب خدشه وارد میکنه البته توضیحش رو هم میدم علت حمله مجدد بخت نصر چیه؟ و اینکه چرا خدا این شخص رو برای عذاب بر این قوم میفرسته رو از کلام انبیابنی اسرائیل ببینینم فقط قبلش یه توضیح بدم الان فقط اسارت دوم که مربوط به بابل هست رو میگم خیلی جالب اینجاست که نقل قول:کتاب عزرا بخش 1 همون اول ببین چیهچه جالب که این پادشاه چنین بادی به پرجم هست وقتی میره بابل میشه دعا گوی خدایان بابلی اینجا که میرسه میشه عبد یهوه ![]() خو اینو گفتم ولی توضیح: اسارت بنياسرائيل بدست بخت نصّر در سنۀ 606 قبل از ميلاد بوده است ، و كورش بابل را در سنۀ 538قبل از ميلاد فتح نمود . و اين فاصلۀ 68سال، قريب هفتاد سالي است كه يهود در اسارت بودند . امّا فوت كورش در سنۀ 525قبل از ميلاد بود ؛ و حركت عزرا از بابل به بيت المقدس در سنۀ 457قبل از ميلاد است . و بنابراين رفتن عزرا به اورشليم و جمعآوري تورات نيز مدّت شصت و هشت سال يعني قريب هفتاد سال پس از مرگ كورش بوده است . و بنابراين ، از زمان اسارت يهود بدست بخت نصّر كه در سنۀ 6 0 6 قبل از مسيح بوده ، تا آمدن عزرا و نوشتن و جمعكردن تورات ، و بناءِ مسجد الاقصي كه در سنۀ 7 45 قبل از مسيح است ، يكصد و چهل و نه سال ، يعني قريب يكصد و پنجاه سال ، يعني يك قرن و نيم فاصله بوده است . خو برگردیم به اسارت این ماجراها تو کتابهای دوم پادشاهان - اول تواریخ ( جالبه که تو این کتاب اشاره میشه که 1تواریخ 6:15 و یهُوصاداق به اسیری رفت هنگامی كه خداوند یهودا و اورشلیم را به دست نَبُوكَدْنَصَّر اسیر ساخت.) تو کتاب دوم تواریخ دوباره : نقل قول:2Chr 36:1 و قوم زمین، یهُوآحاز بن یوشیا را گرفته، او را در جای پدرش در اورشلیم به پادشاهی نصب نمودند.یه نکته داشت تا اینجا هم تو کتاب عزرا و هم کتاب دوم تواریخ _ این متن که نقل کردم یک قسمت دوبار تکرار شده علت؟ یک پرسش اینکه این قهر خدا و غالب شدن نبوکدنصر یا همون بخت نصر خودمون علتش چی بود؟ ایا غیر از این بود که بر خدا ی خود این قوم کفر ورزیدن و باعث شدن خدای خودشون یهوه از ینون دور بشه ؟ پس به اسارت رفتنشون تنبیه و عذاب بود توسط بنده خدا و چرا ناراحت هستن برخی؟ این که متن کتاب مقدس هست و اگه بنده نقد میکنم نباید به مزاج بعضیا بد بیادا کتاب دیگه که کتاب عزرا هست بخش های 1-2-5-6 رو خودتون مطالعه کنید چون زیاده و اگه مق بیارم از حوصلتون خارجه و حتما با توجه به اون توضیحی که بالا دادم بخونین که 150 سال بعد از وقایع اتقاق افتاذه نوشته میشه پس زیاد به اون مطالب دل خوش نکنید چون تورات رو دوباره بازنویسی میکنن چون تو حمله جناب بخت نصر همه چی از بین رفته ![]() حالاکه یکم در این مورد دارم میگم بزارین کامل کنم که تو کتاب نحمیا یه مورد جالبی هم هست که بدین شکل هست که : داستان بازگشت هست و اینکه وقتی برگشتن خیلیا که امارشون هست تو همین کتاب بخش 7 لیست میکنه که کیا بودن و جالب اینحاس بعضیا کلا نسبشون رو تو لیست کهنه نمیبینن و احراح میشن امارهم میذن که تعدادشون چقدر وبودهخوب بریم ادامه ببنیم این بخت نصر والاتر بود پیش خدا یا پادشاه فارس قبل از اینکه بگن خودتون چی فکر می کنید؟کوروش یا بخت نصر ؟ نقل قول:Jer 27:1 در ابتدای سلطنت یهویاقیم بن یوشیا پادشاه یهودا این كلام از جانب خداوند بر ارمیا نازل شده، گفت:پس امیدوارم دسوتان متوجه شده باشن این بجث اسارت داستانش چی بوده و چرا چنین بوده البته دوستانی که میتونن این مون رو مطالعه کنن پیشنهاد میکنم به بخش هاب بعدی که 27-28-29و 30 رو هم مطالعه کنن چون پندهایی جالب توش هست . و در نهایت هم کتاب دانیال که شاه بیت این ماجرا ها هست جالبه که این ردیف رو که خدمتنتتون اوردم بهترتیب خود کتاب مقدس هست ولی داستان دانیال که پیشگویی بود بعد از داستان عزرا بیان شده و این خودش به نوعی ... . دیگه داستان دانیال نبی و خوابش رو که همه کوروش دوستان از حفظ هستن ولی اگه کسی دقت کنه و بگه اون قوچ کوروش هست بکم بی انصافی کردن دلیلشم خیلی خلاصه میگم ولی بزارین یچی بگم چون برخی از گرامیان میگفتن زرتشت و .. و اینکه زدتشت و مجوس یکی بود خواستم بگم تو همین کتاب دانیال بخش دوم ایه 2 چنین اومده Dan 2:2 پس پادشاه امر فرمود كه مجوسیان و جادوگران و فالگیران و كلدانیان را بخوانند تا خواب پادشاه را برای او تعبیر نمایند و ایشان آمده،به حضور پادشاه ایستادند. خو دانیال خودش که چنین میگه تو کتابش : Dan 1:21 و دانیال بود تا سال اول كورش پادشاه. خو این نشون میده دانیال این کتاب رو ننوشته و یا اگه نوشه دیگه داستان چیز دیگه شده ( داستان عزارنبی رو بخونین که بازنویسی کردن ) خو برگردیم به داستان قوچ کسی میتونه بگه یه قوچ بر بز پیروز میشه یا برعکس؟ مطالب زیاد شد و برای بخش بعد این رو براتون تا جایی که بشه تحلیل و توضیح میدم . نمیدونم این متن براتون قابل درک باشه یا نه ، تاجایی که میشد سعی کردم متن رو کامل بیارم تا متوجه یش و چس بشین و نگین داستان چیز دیگه یا بود بصورت کلی بهوه اسارت رو تنبیه و جزای سرکشی قوم خودش میدونه و میگه توسط بنده من و در مقابل کوروش رو فقط پادشاه فارس معرفی میکنه اونم تو کتابی که اصالتش مورد استناد نیست _ البته ما بنا رو بر صحت گذاشتیم دیگه چه کنیم._ بعد داستان بخت نصر که اینها رو میبره و اسیر میکنه چون وعده خدا بوده و در ادامه داستان خواب دانیال که میمونه برای پست بعدی _البته اگه دوستان مطلبی براش داشتن بگن تا من هم متنم رو قرار بدم. فقط اگه نقد و کلامی هست درست و کامل بیان کنید چون دوست ندارم بی اساس کلامی تو این وادی زده بشه وگرنه ماجرا برای خودتون مبهم میمونه. (۲۶/آبان/۹۵ ۷:۲۴)Mforootaghe نوشته است: درود بردوستان صبحتون بخیر گرامی شما هم که مثل جناب علی اباد استادتون و یا شاید خودتون دارین میزنید به سمت .... اصل 13 قانون اساسی چی میگه؟ اصل سیزدهم: ایرانیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی تنها اقلیتهای دینی شناخته می شوند که در حدود قانون در انجام مراسم دینی خود آزادند و در احوال شخصیه و تعلیمات دینی بر طبق آیین خود عمل میکنند. اینجا میشه به بنده بگین دین رسمی گجا اومده؟ اینم که ذکر شده برای انجام احوال شخصیه و نعالیم و عباداتشون هست گرامی نه چیز دیگه . مثلا چرا نگفتن دین بودا و یا هندو ... ؟ اها الان از این ایه چه سو تعبیری شده؟ گرامی وقتی شما فرق هایی که بین بنی اسرائیل در قران هست با الیهود رو برو مطالعه کن بعد بیا اینجا مثل همسایتون تعلیقیه بزن بر کلام دیگرام |
|||
|
|
۹:۲۸, ۲۶/آبان/۹۵
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
(۲۶/آبان/۹۵ ۷:۲۴)Mforootaghe نوشته است: چون همین الان در جمهوری اسلامی یهودیت جزء ادیان رسمی ونماینده اونها درمجلس شورای اسلامی درکنار برادران اسلامی هستند همش ظاهر سازیه نماینده های خودمون هم هیچ کارن چه برسه به نماینده زرتشت و کلیمی و یهودی و مسیحی. وقتی نماینده های این مملکت میان نامه مینویسن به قوه قضاییه که طبق کدوم قانون یه زندانی سیاسی باید 16 سال حبس بگیره و چرا این بی عدالتی به این راحتی صورت میگیره ؟؟ در پاسخ شون به جای اینکه به نماینده ملت که حق تحقیق و تفحص داره جواب بدن میان تهدید میکنن.!!!! خب شما توقع داری تو همچین مملکتی نماینده مجلس کاره ای باشه؟؟ (۲۶/آبان/۹۵ ۶:۴۸)سعدی نوشته است: این فرد اگر پیرو کدام عقیده بود سرزنشش نمی کردید؟ اسلام ![]() (۲۶/آبان/۹۵ ۶:۴۸)سعدی نوشته است: و اون اسیران از کدام قوم اگر بودند شایسته آزادیشان می دانستید؟اسلام
|
|||
|
|
۹:۴۱, ۲۶/آبان/۹۵
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
سلام مهدی گرامی
از اطلاعات خوبتون ممنونم اما خیلی خوبه اگر بتونید خلاصه بنویسید. توضیحات زیاد می تونه خواننده رو گیج کنه. پس در کل می فرمایید به دلیل اینکه اسارت این قوم به خواست خدا بوده، نباید فرد دیگری آزادشون کنه ... و اینکه در تورات، بخت النصر هم به عنوان یک پادشاه مورد پسند خدا یاد شده. در مورد اول: توجه کنید که همه چیز به خواست خداست و این دلیل نمیشه که رها کردن دیگران از مصیبتها به معنای مخالفت با خدا باشه. حدیث داریم که حتی خاری که در پای یک فرد فرو میره کفاره گناهان اوست. فرض کنید خدای نکرده برای دوست شما مشکلی پیش بیاد. آیا به دلیل اینکه این مشکل کفاره گناهان اوست و هیچ چیزی بدون خوست خدا انجام نمیشه معتقدید که کمک کردن به او کار نادرستی است؟ در مورد دوم: تورات مجموعه یه سری داستانهاست که توسط یه فرد واحد نوشته نشده اند. در یکی از این داستانها از بخت النصر به عنوان پادشاه مورد تایید خدا نام برده شده و در دیگری از کوروش. اما چیزی که هر دو دارند ذکر می کنند اینه که بخت النصر اونها رو به اسارت گرفت و کوروش آزادشون کرد. شما فرض بفرمایید این حرفها که این پادشاه و اون پادشاه مورد تایید خدا بوده اند رو مردم از خودشون در آورده اند یا حداقل زیاد به این حرفها اعتماد نکنید. اگر در اتفاق افتادن این ماجرا شک دارید هم به عنوان یک داستان بهش نگاه کنید. به نظر شما شخصیت خوب این داستان کیه و شخصیت بد کی؟ اسطوره ها بخشی از فرهنگ ما هستند. خیلی فرق می کنه که ما در داستانهامون چه کاری رو خوب بدونیم و چه کاری رو بد. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |













امارهم میذن که تعدادشون چقدر وبوده