|
دوشرط اصلی زندگی اجتماعی
|
|
۲۰:۴۷, ۴/اردیبهشت/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/اردیبهشت/۹۶ ۲۰:۴۸ توسط Mforootaghe.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بانام ویاد خدا
درود بردوستان احترام به عقاید دیگران اولین شرط زندگی اجتماعی(1) هرکس عقیده ای دارد من مسلمان شیعه وپیرو امام مهدی ع هستم . دیگری مسلمان وسنی است .آن دیگر غیر مسلمانن ومسیحی یا زردشتی یا یهودی یا بودائی یا بهائی ویا....است. برخی بیخدا هستند بعضی پوچگرا وغیره .عقیده هرکس برای خودش میباشد ومورد احترام دیگران .هرگز نباید کسی را بخاطر عقیده اش زیر سوال برد ویا ملامت کرد. هرکس عقیده خودرا یا ازطریق خانواده ویا با تحقیق خود بدست میاورد .تنها احترام به عقاید دیگران مارا از درگیری ودشمنی ونزاع باز میدارد.این اولین شرط زندگی اجتماعی است. تو میتوانی با همکیش خود زندگی مشترک داشته باشی اما نمیتوانی دربرابر عقیده دیگران بایستی. مردم در انتخاب باور آزادند چون خداوند اورا درانتخاب سرنوشت آزاد آفریده است . اگر ازشما درباره عقیده خود پرسشی نمود میتوانی اورا راهنمائی کنی همین ونه بیش. خوشبختانه قانون اساسی جمهوری اسلامی موید آزادی در اندیشه وعقیده است وکسی را بخاطر داشتن هر عقیده ای نمیتوان بازخواست نمود . البته جای تاسف است که در عمل تنها برخی از عقاید وادیان ومذاهب برسمیت شناخته شده است که باید درآینده حتما درآن تجدید نظر شود . در نهایت باید بدانیم که هر کس بر این باور است که باور او کامل است وتنها در سایه یک گفتمان سالم وبدون تعصب میتوان به عیوب باور خود پی برد وآنرا اصلاح نمود . هیچوقت برای اصلاح باورها دیر نیست .هرگز باورهای خودرا به دیگران تحمیل نکنید وبجای بیان عقاید خود از دیگران بپرسید. 2-احترام به قانون دومین وآخرین شرط زندگی اجتماعی است تازمانی که فرد تنها زندگی میکند مشکلی با کسی نخواهد داشت اما زندگی با دیگری سرآغاز مشکلات ودرگیری است.اولین مجموعه اجتماعی خانواده است وبعد اجتماعات سیاسی تا برسد به کشور وبعد سازمان ملل .در تمامی این اجتماعات قطعا احترام به عقاید دیگران مشگل گشا نیست چون درعمل عقاید گوناگون موجب تضاد ودرگیری میشود .برای حل این معضل احترام به قانون تنهاراه میباشد . چون قانون محصول اراده جمع است واحترام به قانون نوعی احترام به عقاید افراد است. شاید ریشه شرط اول زندگی اجتماعی به همین قانون باز گردد .چه عقیده یک فرد قانون درون اوست ودر بیرون هم قانون جمع است که از تلاقی قوانین درونی به یک برآیند میرسد. بنابراین اگر بطور کلی بگوئیم که احترام به قانون چه عقیده فردی وچه قوانین اجتماعی شرط لازم وکافی برای یک زندگی سالم میباشد کاملا سخنی بجاست.البته هر قانونی کامل نیست ومیتواند تغییر واصلاح گردد عقاید افراد در مباحث منطقی قابل اصلاحند وقوانین جامعه از طریق مجالس قانونگذاری نیز تغییر پذیر است .تنها یک مورد بطور استثنا وجودارد وآن انقلاب است که در سراسر عمر یک انسان شاید یکبار ویا دوبار روی دهد چرا که این قانون عمومی نیست .این روش شورش وطغیان علیه وضعیت موجود است که در فرد موجب میشود کلیه باورهای خود بدور ریخته وخودرا تخلیه کند ودوباره اندیشه خودرابسازد ودر جامعه بساط یک نظام را برچیده وسیستمی نو برپا کند . |
|||
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۷:۲۶, ۵/اردیبهشت/۹۶
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
بانام ویاد خدا
درود وشب بخیر این سوالات مربوط به احکام است واحکام هم زمانی مطرح میشود که فرد بالغ باشد وقبل از بلوغ تکلیفی ندارد ووقتی مکلف نیست دیگر مساله انتخاب عقیده نیز پیش نمیاید . بنابراین 1-تا زمان بلوغ فرد تابع والدین است منتها منافاتی ندارد که والدین انهارا به راه دیگری هدایت کنند. 2-پاسخ مورد دوم درهمان اولی نهفته است ضمنا خواهش میکنم بحث را وارد امور دیگری نفرمائید ودر چارچوب دوشرط اصلی برای زندگی اجتماعی بنویسید ممنون |
|||
|
۱۸:۱۵, ۵/اردیبهشت/۹۶
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
(۵/اردیبهشت/۹۶ ۱۷:۲۶)Mforootaghe نوشته است: بانام ویاد خدا شب بخیر ؟ ببخشین مگه وقت محلی شما الان شب هست ؟اگه اینطوره مزاجم استراحت شما نمیشم . پاسختون ، پاسخ سوال بنده نیست که قانع کننده باشه . لطفا دقت کنین در سوال . سوال دیگه ای که دارم (۴/اردیبهشت/۹۶ ۲۰:۴۷)Mforootaghe نوشته است: خوشبختانه قانون اساسی جمهوری اسلامی موید آزادی در اندیشه وعقیده است وکسی را بخاطر داشتن هر عقیده ای نمیتوان بازخواست نمود . البته جای تاسف است که در عمل تنها برخی از عقاید وادیان ومذاهب برسمیت شناخته شده است که باید درآینده حتما درآن تجدید نظر شود .اصل بیست و سوم: تفتیش عقاید ممنوع است و هیچکس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد. ایا مراد شما از ازادی در اندیشه و عقیده این اصل هست؟ عزیزم کسی رو به جرم داشتن یک عقیده بله نمیشه بازخواست کرد اما ایا اون فرد حق نشر عقاید انحرافی خودش رو داره ؟ اصل چهاردهم: به حکم آیه شریفه "لاینهاکم الله عن الدین لم یقاتلوکم فی الدین و لم یخرجوکم من دیارکم ان تبروهم و تقسطوا الیهم ان الله یحب المقسطین" دولت جمهوری اسلامی ایران و مسلمانان موظفند نسبت به افراد غیر مسلمان با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامی عمل نمایند و حقوق انسانی آنان را رعایت کنند. این اصل در حق کسانی اعتبار دارد که بر ضد اسلام و جمهوری اسلامی ایران توطئه و اقدام نکنند. حتاب فروتقه این اصل رو چطور میخوایین توضیح بدین که با ناشرین عقاید منحرف تغارض نداشته باشه و یک خانواده در این موضع سکوت و یا فرزندشون رو رها کنن؟ درحالی که قانون موضعی مشخص گرفته . ( این فقط یک بعد از رفتار قانون هست ) ایا این حرف شما که میگید : (۴/اردیبهشت/۹۶ ۲۰:۴۷)Mforootaghe نوشته است: البته جای تاسف است که در عمل تنها برخی از عقاید وادیان ومذاهب برسمیت شناخته شده است که باید درآینده حتما درآن تجدید نظر شود .انتظار دارید ادیان و فرق ضاله هم ازادی و رسمیت داشته باشن ؟ چرا که خانواده توی مثلا 9 سال و 15 سال بچه خودشون رو فقط میتونن هدایت کنن و بعدش اون فرزند میتونه انتخاب کنه و فریب ظاهر زیبا رو بخوره ؟ چنین سوالی رو پیشتر هم پرسیدم ولی شما رفتی وارد بحث ولایت شدی بحای پاسخ . شبتون بخیر ( البته اونجا ممکنه شب باشه ولی اینجا به وقت تهران ساعت 6و خورده ای بعد ظهر هست . شبتنون خوش |
|||
|
|
۱۸:۳۵, ۵/اردیبهشت/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/اردیبهشت/۹۶ ۱۸:۳۶ توسط Mforootaghe.)
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
با نام ویادخدا
درود برشما وتشکر الان سفر رفته ام به شهرستان واینجا هوا بشدت تاریک است وفکر کردم شب است عصر شما بخیر 1- پاسخ سوال شمارا داده ام اگر ایرادی هست بنویسید 2-بله در مورد کسی که دینش رسمیت ندارد مانند بهائیت حق ندارد تبلیغ کند البته اصل 14 قانون اساسی برای همین موارد است که در مواردیکه فرد دین یا مذهبی دارد که رسمیت ندارد مانند بودائی وبهائی برخورد با آنان باید براساس قسط باشد یعنی آنها هم بنوعی تحت حمایت قرار دارند معذلک قانون در این مورد کافی نیست وبنظر بنده باید دراینده اصلاح شود وبه همه عقاید اجازه فعالیت بدهند (اگر بشود) بهرحال هر کسی از ظن خود شد یار من . هرکسی خودرا برحق میداند ولذا چاره ای جز احترام بدیگران نیست وتنها قانون در این میان حاکم است پیروز باشید |
|||
|
۰:۲۵, ۶/اردیبهشت/۹۶
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
دین رسمی ایران اسلام و مذهب جعفری اثنی عشری است این خودش خیلی از پرسشها رو برای شما حل میکنه اگه دقت کنین . _ اگه مسیحی و زرتشتی و یهودی _ جزو اقلیت هستن علتش الهی دونستن ریشه اونها هست ، وگرنه یک بهایی که طبق نص کلام مبشر دیانتشون کافر و خارج از دین هستن ( حالا کاری به کافر دونستنشون از نصوص اسلامی نداریم ) و همینطور بودایی و ... که تفکر و غقایدشون اساسا مشکل دار هست با اصول دیانت . حالا شما بیا بگو بقیه هم ازادی عقیده و بیان داشته باشن . یکنمونه بگم و بریم سر بحث تویکتاب اسرار الاثار نوشته جناب فاضل مازندرانی ( کم شخصیتی نیست ایشون _ من عقیده دارم از خود باب و بها باسواد تر بود ) میگه : واشهد انّ بعد الابواب الاربعه لیس له باب قد ورد فی الحدیث وانّ له فی ایام غیبته علماء مستحفظین واشهد انّ طاعتهم فرض و موّدتهم عدل و من انکر احداً منهم فقد کفر وکان من الخاسرین / البته این رو از باب نقل قول میکنه ایشون / جلد اول ص 182 _ 124 بدیع ) و شهادت می دهم که بعد از ابواب چهارگانه برای امام زمان، نایب و بابدیگری نیست؛ چنانکه در حدیث وارد است... و همانا در ایام غیبت او، علمایی هستند که نگهبان دینند... شهادت می دهم که طاعت و پیروی ایشان واجباست و دوستی آنها طریقه میانه و اعتدال می باشد و هر کس یکی از ایشان را منکر شود، پس کافر شده و از مردم زیانکار خواهد بود جالب اینحاس که بها الله منکر نواب اربعه و علت گمراهی میدونه ادرسش ؟کتاب رحیق مختوم اثر اشراق خاوری جلد اول خط دوم جلد ص 450 .البته دلایل بیشماری برای رد این عقیده ( بابی و بهایی وجود داره ولی فعلا همینو داشته باشین ) (۵/اردیبهشت/۹۶ ۱۸:۳۵)Mforootaghe نوشته است: با نام ویادخدا با سلام و وقت بخیر و اینکه برای شما جناب فروتقه عزیز سفری خوش ارزو میکنم . ( مشکل ممکنه توی بحث داشته باشیم ولی پدر کشتگی که نداریم )ببینین فروتقه عزیز _ نمیخوام زیاد مطلب رو طولانی کنم فقط یه مراجعه به متن قانون اساسی بندازین ایراد شما پاسخ داده میشه که چرا به سایر عقاید ( مخصوصا فرق باطل و تفکراتی که اساسش زیر سوال هست ) نه اینکه رسمیت داده نشده بلکه مورد تایید هم قرار نگرفته _ و اینکه چرا ادیانی مانند بودایی و بهایی و ... رسمیت و حتی اجازه فعالیت ندارن رو خودتون هم میدونین چرا چنین هست و کمی احساس میکنم برایتون بحث جا افتاده نیست . اصوا 12-13-14 رو با دقت بیشتر و همینطور مقدمه قانون اساسی رو با تامل بیشتر مطالعه بفرمایید . اما درباره نظری که درباره اصل 14 داشتید ذکر یک نکته ضروری هست که ، شما میفرمایین : (۵/اردیبهشت/۹۶ ۱۸:۳۵)Mforootaghe نوشته است: 2-بله در مورد کسی که دینش رسمیت ندارد مانند بهائیت حق ندارد تبلیغ کند البته اصل 14 قانون اساسی برای همین موارد است که در مواردیکه فرد دین یا مذهبی دارد که رسمیت ندارد مانند بودائی وبهائی برخورد با آنان باید براساس قسط باشد یعنی آنها هم بنوعی تحت حمایت قرار دارند معذلک قانون در این مورد کافی نیست وبنظر بنده باید دراینده اصلاح شود وبه همه عقاید اجازه فعالیت بدهند (اگر بشود)گرامی حق تبلیغ نداره ولی ایا حق زندگی کردن نداره؟ ما که میبینیم دارن زندگی میکنن و درس میخونن و کار میکنن و ... . ولی ایا در دعاوی و برسی کارهاشون و ... ایا به مسائلشون رسیدگی نمیشه ؟ اگه چنین باشه شما نمونه بیارین که فلان مثلا بهایی کار نمیکنه و ... .در نگاه یک تابعه ایرانی قوانین براش به تساوی رعایت میشه مگر اینکه در مواردی تخصیص خورده باشه . اونم که اجازه به اون سه اقلیت داده شده بر اساس مصلحتی بود که توی مشروح مذاکرات بیان شده . اها راستی اون مشروح مذاکرات رو هم اگه شد بخونین. عقیده با دیانت ( خود دیانت هم به تقسیم بندی هایی باز منقسم میشه ) و فرقه و تشکیلات خیلی فرق دارن . دقت کنین که اینها رو با هم مکررا خلط نکنین . شما میتونی هر عقیده داشته باشی و تا زمانی که ابرازش نکردی طبق اصل قانون اساسی و سایر مقررات چه مدنی و جزایی کسی با شما کاری نداره مگر اینکه موجبات خلاف نظم عمومی و مخالف اسلام و نظام باشه . اگه توی بخث وارد جزیات بشید و دقت کنین متوجه میشین خیلی موارد رو . فروتقه گرامی براتون شبی خوش ارزو میکنم .موفق باشین.
|
|||
|
|
۷:۱۰, ۶/اردیبهشت/۹۶
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
با نام ویاد خدا درود برشما وصبح بخیر برای اینکه این مبحث را ببندیم ونتیجه گیری را بدیگران بسپاریم موارد زیررا کوتاه می نویسم 1-من مسلمان وپیرو اهلبیت هستم وازباورم دفاع می کنم.براساس فرمان الهی یک مسلمان پیرو اهلبیت نباید به دشمن خود ناسزا بگوید چه برسد به دوستان وهموطنان خود که باورهای دیگری دارند. بنابراین باید به باورهای دیگران هرچه که باشد احترام گذاشت .البته جای مباحثه وگفتگو برای باورمندان همیشه باز است 2-میان انسانها با باورهای گوناگون تنها قانون درعمل حاکم است ودر کشورما قانون اساسی که برخی از ادیان ومذاهب رانیز شناخته است. تا اینجای مطلب عینا همانست که در پست بنده به تفصیل آمده است. اما اینکه قانونگذار برخی را شناخته ودر مورد بقیه سکوت کرده است بدلائلش کاری ندارم واین هم قابل احترام است اما ناقص است . چون همه ادیان ومذاهب بجز دین من راه درستی نیست ومقبول بنده نیست نه بهائیت نه بودیسم نه مسیحیت ویهودیت موجود ونه کمونیسم ووهابیت ومذاهب تسنن معذلک باید بهمه آنها احترام گذاشت ودر جامعه برای همه آنها فرصت عمل نیزداد تا علاوه براینکه از درگیری ونزاع کاسته شود باب مراوده موجب میشود تا آنان نیز به اسلام واهلبیت نزدیک شوند البته بشرط آنکه روحانیت ما بجای شمشیر از ابزار دانش روز بهره ببرند پیروز باشید.
|
|||
|
۱۰:۳۰, ۶/اردیبهشت/۹۶
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
(۶/اردیبهشت/۹۶ ۷:۱۰)Mforootaghe نوشته است: سلام فقط یه جمله میگم و منم مثل فروتقه عزیز نتیجه گیری رو واگذار میکنم به خواننده گرامی. کسی با دزد و قاتل و ... ( حتی بیمار ایدز و انواع سرطانها ) مهربانی میکنه یا اینکه سعی میکنه باهاشون کنار بیاد ؟ یا اینکه سعی میکنه مقابلشون ایستادگی کنه و با پوزش فراوان نابودشونکنه . پ.ن : جالبه که فروتقه عزیزم ، بهاییت و بودایی و کمونیسم و ... رو جزو ادیان میدونن درحالی که اساسا چنین نیست . کمی تامل و تفکر لطفا . ( بازم حضرات انبیا موسی علی نبینا و آله و علیه السلام و عیسی علی نبینا و آله و علیه السلام نبی بودند و رسالتشون اثبات شده ولی بهالله ( حیسنعلی نوری ) و بودا ( که دیگه خودتون بهتر باید بشناسینشون ) و فرقه هایی همچون _ اسم ببرم تبلیغ میشه براشون ، پول که نمیدن چرا تبلیغ کنیم ؟_ ضاله هستن که تکلیفشون معلومه . ایکاش جناب فروتقه در اخر بحث معین میکردن به صراحت که قانون چه ازادیی به اینها باید میداد . ایا ازادی در تبلیغ و نشر اکاذیب و کفریات ، یا ازادی در تعلملات و ... ؟ به هر صورت اسلام و قوانین تکلیف رو روشن کردن و مراجع و علما هم بحای این که شمشیر بکشن با مباجثات علمی برخورد کردند و اگه برخوردی قانونی صورت گرفته ، علتش نقض خطوط معینه و مجرمانه بودن اعمال و افعال بود . دوستان دیگه نظری دارن حتما بیان کنن. یه چیز دیگم بکم و دیگه ![]() فروتقه عزیز از هر فرقه و مکتب که بگی دارن فعالیت میکنن شک نکن ، از بهاییت تا بودایی و شیطان پرست و سیک و مسیحیان تبشیری و .... . فقط شما چیزی رو میبینی که صدای بیگانه میخواد . یکم بقول سهراب ،چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید .
|
|||
|
|
۱۰:۴۲, ۶/اردیبهشت/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/اردیبهشت/۹۶ ۱۰:۴۳ توسط Mforootaghe.)
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
با نام ویادخدا
درود و تشکر برای رفع شبهه کلمه دین بمعنای قانون وروش زندگی است .ممکن است این روش وقانون الهی باشد میشود ادیان پنجگانه الهی که فعلا برای بنده دین اسلام ومذهب اهلبیت کامل وجاری است واگر غیر الهی باشد میشود همه مرام ها ایدئولوژی هامکاتب فلسفی وعرفانی بنابراین باید بهمه با احترام نگریست وبهمه امکان داد تا در چارچوب قانون فعالیت کنند وتنها منطق ودانش بشری میانشان ابزار گفتگو باشد مثال عینی مانند برخی کشورهای اروپائی وپیشرفته موفق باشید |
|||
|
۱۱:۵۴, ۶/اردیبهشت/۹۶
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
(۶/اردیبهشت/۹۶ ۱۰:۴۲)Mforootaghe نوشته است: با نام ویادخدا سلامفروتقه جان حال و احوال ادیان پنجگانه ؟ میشه اسماشون رو بگید بی زحمت ؟ عزیزم شما به ایین احترام میزاری یا به شخصیت خود انسان ؟ مثلا کسی که خدا ناباور هست ، صرف شخصیت حقیقیش که ادمی مثل منو شما هست بهش احترام میزاری یا اینکه چون عقیدش با شما یکی نیست میگی بهش احترام بزارم . شما به صوفیه گناباد و جناب طاهری و امثال تفکرات وهابیت و فرقه های احمد الحسن و ازلی و بابی و .... _ بخوام بشمرم از حوصله شما و دوستان خارج میشه _ بخاطر داشتن عقیده باطل و کفریاتی که دارن احترام میزارید ؟ عزیزدل دقت کنی متوجه میشی که اشکال مفهوم رسانی شما کجاس .اروپایی های پیشرفته الان با گفتگو رفتار میکنن ؟ مثلا میتونم بپرسم چرا تبلیغ دیانت بهایی در فلسطین اشغالی ( اسرائیل جعلی ) ممنوع هست /؟ خوشحال میشم این رو برام توضیح بدی . |
|||
|
|
۱۲:۰۸, ۶/اردیبهشت/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/اردیبهشت/۹۶ ۱۲:۱۱ توسط Mforootaghe.)
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
با نام ویاد خدا
درود برشما کاش سوالات خودرا با شماره مینوشتید تا مرتب پاسخ دهم متاسفانه مطالب شما مانند درک مفاهیم در پرسشهای کنکوری است که آدم نمیداند بچه مورد جواب دهد .در هرحال تلاش میکنم بنویسم اما لطفا در آینده حتما سوالات خودرا بشماره بنویس فقط بخاطر دل من ممنونم 1-ادیان پنجگانه ادیانی است که پیامبران اولوالعزم آورده اند(دین نوح -دین حنیف- یهودیت- مسیحیت- اسلام) 2-آئین در وجود هر شخص است خودش توی هوا وجودندارد احترام به شخص یعنی احترام به همه معتقداتش خواه خدا ناباور باشد یاصوفی یاتفکر طاهری یا وهابیت یا ازلی یا بابی یا بهائی یا بازم بنویسم صد مورد دیگر هم میشناسم 3- در اروپا ادیان وعقاید آزاد است وحتی درعمل هم امکان تبلیغ دارند ازجمله اسلام ومذهب اهلبیت وپیشرفت آنها هم قابل رویت هست 4-در مورد تبلیغ دین بهائی در اسرائیل خبری ندارم ودلیلش را هم نمیدانم ودرهرحال امری غلط است که اسرائیل مانند هر غلط دیگری عمل میکند پیروز باشید |
|||
|
۱۳:۳۲, ۶/اردیبهشت/۹۶
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
(۶/اردیبهشت/۹۶ ۱۲:۰۸)Mforootaghe نوشته است: با نام ویاد خدا سلام و عرض احترام داداش من سوالات اینقدر هم کنکوری نیستا ، شما یکم شاید هنوز با نگارش من اشنا نیستی . 1- من شاید االان حظور ذهن نداشته باشم ، اما ایکاش درباره مورد اول یکم توضیح میدادین . نه اینکه ندوما بلکه میخوام بدونم منظورتون چیه از این 5 دین . ( راستی شما با این تفکیک که انجام دادین زرتشتیان رو از این گردونه خارج کردید . منتظرم خانم نادیا اینجا در مقابل شما موضع مشخصی بگیره و البته اگه حافظه یاری کنه شما تو بحثایی درباره زرتشت هم شرکت داشتین درسته ؟ ) (۶/اردیبهشت/۹۶ ۱۲:۰۸)Mforootaghe نوشته است: 2-آئین در وجود هر شخص است خودش توی هوا وجودندارد احترام به شخص یعنی احترام به همه معتقداتش خواه خدا ناباور باشد یاصوفی یاتفکر طاهری یا وهابیت یا ازلی یا بابی یا بهائی یا بازم بنویسم صد مورد دیگر هم میشناسمپس الان برای شما یک بهایی و یک صوفی گنابادی و ... در نگاه شما یکی هستن ، و عقایدشون رو همراه با خودشون ( یک اسنان + عقاید = احترام ( هرچند عقیده باطل باشد ) ) محترم هست و تا هر اندازه به ایین شما مخالف و هر اقدامی برای نابودی عقیده حقانی شما داشته باشه محترمه . (۶/اردیبهشت/۹۶ ۱۲:۰۸)Mforootaghe نوشته است: 3- در اروپا ادیان وعقاید آزاد است وحتی درعمل هم امکان تبلیغ دارند ازجمله اسلام ومذهب اهلبیت وپیشرفت آنها هم قابل رویت هست عزیزم این ازادی که داده شده ایا واقعا ازادی هستش؟ یا اینکه فقط بگن ما ازادی دادیم ؟یک مثال قشنگ بزنم شاید متوجه استفاده ابزاری از این ازادی بشین . ازادی در ایران رو ابزاری برای سرکوب و تحریم و ... میدونن ولی همین ازادی رو در کشور هایی خاص ندیده میگیرن و بلکه دفاع هم میکنن. یک نکته رو خدمت شما عرض کنم ، قوانینی مانند قوانین سازمان ملل و یا میثاقهایی که وجود داره ( مثل ميثاق بينالمللي حقوق مدني و سياسي.) توش مفاهیمی بکار رفته که خلاف قوانین و حتی شرایع موجود ( حتی در اون ادیان 5 گانه ) شما بیان کردید هست . نمیدونم شما متن قانون اساسی رو مطالعه کردین یا نه . شما مدعی ازادی نشر و تبلیغ دین در اروپا هستین ، یک مورد تقدیم میکنم که ببنین داستان جدیدا به کجا ها رسیده شما اینقدر دوست داری اونها ازادی نشر مطالب داشته باشن ولی اونها ببین چه میکنن :مدتی پیش یکی از اشنیان برای مهاجرت به یکی از کشورهای به ظاهر متمدن ( البته بقول شما ) اقدام کردند و در عین ناباوری در برکه هایی که باید تایید میشد درخواست شده بود که دینتون رو تغییر بدین تا ما به شما اجازه بدیم وارد این خاک بشید و ... . خوب برادر من چرا چنین میشه ؟ یه نگاه به قوانین کشور های اسلامی بندازین ، کسی که از دینش برگرده میشه ؟؟؟؟ افرین و صد افرین . این شده یه حربه که اگه میخوای بیایی پیش ما باید چنین و چنان بشی حالا اگه این طرف بخواد برگرده و یا هر موردی پیش بیاد تکلیفش چیه ؟ اینم نمونه ای از ازادی عقیده . بله منم منکر این نمیشم که اجازه فعالیت دینی به شما میدن ولی ایا اجازه میدن هرکاری خواستی بکنی؟ یا مثلا چرا اگه کسی هولوکاست رو نفی و یا برسی کنه مورد هحوم قرار میگیره ؟ یا بزار یه مورد خیلی قشنگ دیگه براتون مثال بیارم از ساین که میخوایین بهشون احترام خاص بزارین : جناب کورت کخ رو شما نمیشناسی ولی همینقدر بگم یک خط مشی رو مشخص کرد که برای شما باید جالب باشه . میگن ایشون که رسالت کلیسای کاتولیک این هست مسلمونا رو مسیحی کنن . حالا شما بفرما اجازه تبلیغ . خو خطش از جایی ممیاد که همین شخص مثل برخی دیگه میگن حق ندارین یهودیا رو تبلیغ کنین چون حق مادری دارن و جالب اینجاس یعضیا که تکلیفشون با خودشونم معلوم نیست ( میگن یهودیا بعد خودشون میفهمن که دیانت الهی چیه و میان و .... میشن . )اینهه گفتم تا چند نمونه براتون بیارم که بدونین تبلیغ یعنی چی توی اون حوامع (۶/اردیبهشت/۹۶ ۱۲:۰۸)Mforootaghe نوشته است: 4-در مورد تبلیغ دین بهائی در اسرائیل خبری ندارم ودلیلش را هم نمیدانم ودرهرحال امری غلط است که اسرائیل مانند هر غلط دیگری عمل میکند پیروز باشیددر باره بقیه تفکرات و فرقه ها هم شک دارم اطلاع داشته باشین / ********* یعنی اسرائیل اشتباه میکنه اجازه تبلیغ نمیده ؟ سوال هستشا ، لطف کنین پاسخ بدید . |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |








شب بخیر ؟ ببخشین مگه وقت محلی شما الان شب هست ؟
( حالا کاری به کافر دونستنشون از نصوص اسلامی نداریم ) و همینطور بودایی و ... که تفکر و غقایدشون اساسا مشکل دار هست با اصول دیانت . حالا شما بیا بگو بقیه هم ازادی عقیده و بیان داشته باشن .
)
)