کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بررسی ادله ولایت فقیه
۱:۵۶, ۱۸/تیر/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/تیر/۹۶ ۲:۰۵ توسط حقیقتجو.)
شماره ارسال: #1

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام خدمت کاربران و کارشناسان محترم
بحث پیرامون ولایت فقیه یکی از بحث هایی است که کمتر در سایت بیداری اندیشه به آن پرداخته شده و جای خالی آن در لابلای بحثهای عقیدتی و سیاسی احساس میشود. همانطور که میدانید برخی از افراد این اصل را از ملزومات مذهب تشیع میدانند و در مقابل عده ای هم مخالف این اصل هستند و مسند ولایت فقیه را یکی از بدعتهای بوجود آمده در مذهب تشیع اعلام میکنند. همانطور که در مورد ولایت بلافصل حضرت علی (علیه السلام) و امامت سایر ائمه معصوم تحقیق کردن و به حقانیت آنها ایمان آوردن ضروری است عقل حکم میکند که در مورد این مسئله ی مهم هم تحقیق و سپس قبول یا رد کنیم. قبل از وارد شدن به بحث گفتن این نکته ضرورت دارد که صحبت بر سر مسند ولایت فقیه هست نه شخص خاصی.
برای شروع بحث یکی از ادله ی عقلی که توسط آیت الله مصباح یزدی بیان شده را از سایت ایشان کپی میکنم و در انتها دلیل مخالفان برای رد آنرا ذکر میکنم. جزییات این ادله ی عقلی را میتوانید در سایت ایشان مطالعه بفرمائیید. دوستان کارشناس عزیز لطف بفرمایند و در بیان سایر ادله عقلی و نقلی همیاری کنند شاید به امید خدا به نتیجه مطلوب رسیدیم.
الف ـ ادلّه عقلى
دليل عقلى اوّل: اين دليل بطور خلاصه از مقدمات ذيل تشكيل مى‌شود:
الف ـ براى تأمين مصالح فردى و اجتماعى بشر و جلوگيرى از هرج و مرج
و فساد و اختلال نظام، وجود حكومت در جامعه ضرورى و لازم است.
ب ـ حكومت ايده آل و عالى ترين و مطلوب ترين شكل آن، حكومتى است كه امام معصوم (عليه السلام) در رأس آن باشد و جامعه را اداره كند.
ج ـ بر اين اساس كه هنگامى كه تأمين و تحصيل يك مصلحت لازمو ضرورى در حدّ مطلوب و ايده آل آن ميسّر نباشد بايد نزديك ترين مرتبه به حدّ مطلوب را تأمين كرد، لذا در بحث ما هم هنگامى كه مردم از مصالح حكومت معصوم (عليه السلام) محروم بودند بايد بدنبال نزديك ترين مرتبه به حكومت معصوم باشيم.
د ـ اقربيت و نزديكى يك حكومت به حكومت معصوم (عليه السلام) در سه امر اصلى متبلور مى‌شود: يكى علم به احكام كلّى اسلام (فقاهت)، دوّم شايستگى روحى و اخلاقى به گونه‌اى كه تحت تأثير هواهاى نفسانى و تهديد و تطميع‌ها قرار نگيرد (تقوى)، و سوّم كارآيى در مقام مديريت جامعه كه خود به خصلت‌ها و صفاتى از قبيل درك سياسى و اجتماعى، آگاهى از مسائل بين المللى، شجاعت در برخورد با دشمنان و تبهكاران، حدس صائب در تشخيص اولويت هاو... قابل تحليل است.

منبع: http://mesbahyazdi.com/farsi/?../lib/velayat/ch05.htm
آیت الله مصباح یزدی برای اثبات مقدمه ج دو مثال ذکر کرده اند و اینطور بیان میکنند که:
مقدّمه سوّم اين استدلال شايد به تعبيرى مهم ترين مقدمه آن باشد. براى توضيح اين مقدّمه بهتر است از يكى، دو مثال استفاده كنيم:
فرض كنيد ده نفر انسان، آن هم انسان هاى ممتاز و برجسته كه وجود هر يك براى جامعه بسيار مفيد و مؤثّر است در حال غرق شدن هستند و ما اگر با همه امكانات و تجهيزات و افراد نجات غريقى كه در اختيار داريم وارد عمل شويم فقط مى‌توانيم جان هفت نفر از آنها را نجات دهيم و سه نفر ديگر غرق خواهند شد. در چنين وضعيتى عقل سليم چه حكمى مى‌كند؟ آيا مى‌گويد چون نجات جان همه اين ده نفر ممكن نيست و سه نفر آنان قطعاً غرق خواهند شد، ديگر لزومى ندارد شما دست به هيچ اقدامى بزنيد؟ يا مى‌گويد اگر نجات جان همه ممكن بود البتّه بايد براى نجات جان همه ده نفر اقدام كنيم امّا اگر نجات جان همه ده نفر ممكن نبود در مورد هفت نفر باقى مانده تفاوتى نمى‌كند همه هفت نفر را نجات
دهيم يا شش نفر را نجات دهيم يا پنج نفر را و يا آن كه فقط براى نجات جان يك نفر اقدام كنيم و به هر حال در صورتى كه نجات جان همه ممكن نباشد آن چه ضرورت دارد اصل اقدام براى نجات است امّا على رغم امكان نجات جان همه هفت نفر باقى مانده، تفاوتى نمى‌كند كه براى نجات جان همه هفت نفر اقدام كنيم يا اين كه مثلاً فقط جان دو نفر يا حتّى يك نفر را نجات دهيم؟ و يااين كه قضاوت و حكم قطعى عقل اين است كه اگر نجات جان همه ده نفر (مصلحت تام و كامل) ممكن نيست بايد براى نجات جان همه هفت نفر باقى مانده (نزديك ترين مرتبه به مصلحت تامّ و كامل) اقدام كنيم و مجاز نيستيم حتّى يك نفر را كنار بگذاريم؛ تا چه رسد به اين كه بخواهيم مثلاً پنج يا شش نفر ديگر را هم به حال خود رها كنيم و براى نجات جان آنان هيچ اقدامى ننماييم؟ مسلّم است كه قضاوت و حكم قطعى عقل همين گزينه سوّم خواهد بود و هيچ گزينه ديگرى از نظر عقل قابل قبول نيست.
و يا فرض كنيد انسانى در دريا مورد حمله كوسه واقع شده و ما اگر براى نجات جان او هم اقدام كنيم قطعاً كوسه يك يا دو پاى او را قطع خواهد كرد و خلاصه اگر هم موّفق شويم او را نجات دهيم حتماً دچار نقص عضو خواهد شد.
سؤال اين است كه در اين صحنه عقل ما چه حكمى مى‌كند؟ آيا مى‌گويد چون بالاخره نمى‌توانيم او را كاملا صحيح و سالم بيرون بياوريم بنابراين ديگر لازم نيست كارى انجام دهيم بلكه كافى است بنشينيم و تماشا كنيم چه پيش مى‌آيد؟ يا عقل هر انسان عاقل و با وجدانى قطعاً حكم مى‌كند كه گر چه يقيناً يك يا دوپاى او قطع مى‌شود و دچار نقص عضو خواهد شد امّا به هر حال بايد براى نجات جانش اقدام كرد و عدم
مكان نجات او بطور كاملا صحيح و سالم (مصلحت صد در صد) مجوّز عدم اقدام براى نجات يكانسانِ يك پا(مصلحت ناقص) و تماشاى خورده شدن او توسّط كوسه نخواهد بود؟ به نظر مى‌رسد پاسخ روشن است.
قضاوت و حكم عقل در اين دو مثال در واقع بر مبناى يك قاعده كلّى است كه مورد قبول و اذعان عقل است؛ همان قاعده‌اى كه مقدّمه سوّم استدلال ما را تشكيل مى‌دهد:
«هنگامى كه تأمين و تحصيل يك مصلحت لازم و ضرورى در حدّ مطلوب و ايده آل آن ميسّر نباشد بايد نزديك ترين مرتبه به حدّ مطلوب را تأمين كرد.»

و بحث فعلى ما هم در واقع يكى از مصاديق و نمونه هاى همين قاعده كلّى است.

و اما دلایل مخالفین برای رد این ادله ی عقلی:
در موارد الف و ب مخالفتی وجود ندارد و اختلاف بر سر موارد ج و د می باشد. در مورد مثالهایی که آیت الله مصباح یزدی برای اثبات مقدمه ج ذکر کردند باید گفت که عقل در مورد نجات دادن فردی که در حال غرق شدن هست حکمی ندارد بلکه این یک حکم شرعی است که آدم جان انسان بی گناه را نجات بدهد. در مورد نجات جان 7 نفر از 10 نفر باز عقل حکمی ندارد و این شرع است که حکم میکند انسان جان هر تعدادی را که می تواند نجات دهد. لذا ایشان مقدمه ای که آورده اند اصلا یک مقدمه عقلی نیست. شاید بتوان گفت در مورد این مثال دل آدم می سوزد وا فراد غرق شده را تا آنجایی که بتواند نجات می دهد نه اینکه این یک حکم عقلی باشد. از طرفی دیگر اگر یک حکم عقلی می بود می بایست در مورد تمام افراد بشر صدق میکرد. مثلا همانطور که تمام افراد بشر بنا بر حکم عقل دست خود را به سمت آتش نمیبرند چون میدانند که باعث سوختگی میشود در اینجا هم تمام افراد بشر می بایست در صورت مشاهده غرق شدن فردی دیگر مبادرت به نجات وی کنند و این در صورتی است که خیلی از افراد همچنین کاری را انجام نمیدهند. در مورد مثال کوسه هم عقل حکمی ندارد بلکه یک حکم اخلاقی و شرعی ست. دلیل دیگر اینکه این یک قاعده ی کلی نیست که در هر کجا به تمام یک چیز نتوانستیم دست یابیم باید به بخشی از آن که می توانیم دست یابیم. این قاعده در خیلی از امور صدق نمیکند. مثلا فرض کنید روزه ماه رمضان از ساعت 4 صبح تا 8 شب است. اگر فردی نتواند تمام این 16 ساعت را روزه بگیرد آیا می توان گفت که بهتر است 10 ساعت آنرا روزه بگیرد؟ واضح است که همچنین امری هم از نظر عقل و هم از نظر شرع مورد قبول نیست. خب دلایل بطلان مقدمه ج ذکر شد و از آنجایی که اثبات این مقدمه شرط قبول مقدمه د است پس در صورت باطل بودن مقدمه ج مقدمه د هم خود بخود باطل می شود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۶:۱۵, ۱۸/تیر/۹۶
شماره ارسال: #2
آواتار
مغالطه قیاس مع‌الفارق

استدلال کن
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۹:۱۸, ۱۸/تیر/۹۶
شماره ارسال: #3
آواتار
(۱۸/تیر/۹۶ ۱:۵۶)حقیقتجو نوشته است:  
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام خدمت کاربران و کارشناسان محترم
بحث پیرامون ولایت فقیه یکی از بحث هایی است که کمتر در سایت بیداری اندیشه به آن پرداخته شده و جای خالی آن در لابلای بحثهای عقیدتی و سیاسی احساس میشود. همانطور که میدانید برخی از افراد این اصل را از ملزومات مذهب تشیع میدانند و در مقابل عده ای هم مخالف این اصل هستند و مسند ولایت فقیه را یکی از بدعتهای بوجود آمده در مذهب تشیع اعلام میکنند. همانطور که در مورد ولایت بلافصل حضرت علی (علیه السلام) و امامت سایر ائمه معصوم تحقیق کردن و به حقانیت آنها ایمان آوردن ضروری است عقل حکم میکند که در مورد این مسئله ی مهم هم تحقیق و سپس قبول یا رد کنیم. قبل از وارد شدن به بحث گفتن این نکته ضرورت دارد که صحبت بر سر مسند ولایت فقیه هست نه شخص خاصی.
برای شروع بحث یکی از ادله ی عقلی که توسط آیت الله مصباح یزدی بیان شده را از سایت ایشان کپی میکنم و در انتها دلیل مخالفان برای رد آنرا ذکر میکنم. جزییات این ادله ی عقلی را میتوانید در سایت ایشان مطالعه بفرمائیید. دوستان کارشناس عزیز لطف بفرمایند و در بیان سایر ادله عقلی و نقلی همیاری کنند شاید به امید خدا به نتیجه مطلوب رسیدیم.
الف ـ ادلّه عقلى
دليل عقلى اوّل: اين دليل بطور خلاصه از مقدمات ذيل تشكيل مى‌شود:
الف ـ براى تأمين مصالح فردى و اجتماعى بشر و جلوگيرى از هرج و مرج
و فساد و اختلال نظام، وجود حكومت در جامعه ضرورى و لازم است.
ب ـ حكومت ايده آل و عالى ترين و مطلوب ترين شكل آن، حكومتى است كه امام معصوم (عليه السلام) در رأس آن باشد و جامعه را اداره كند.
ج ـ بر اين اساس كه هنگامى كه تأمين و تحصيل يك مصلحت لازمو ضرورى در حدّ مطلوب و ايده آل آن ميسّر نباشد بايد نزديك ترين مرتبه به حدّ مطلوب را تأمين كرد، لذا در بحث ما هم هنگامى كه مردم از مصالح حكومت معصوم (عليه السلام) محروم بودند بايد بدنبال نزديك ترين مرتبه به حكومت معصوم باشيم.
د ـ اقربيت و نزديكى يك حكومت به حكومت معصوم (عليه السلام) در سه امر اصلى متبلور مى‌شود: يكى علم به احكام كلّى اسلام (فقاهت)، دوّم شايستگى روحى و اخلاقى به گونه‌اى كه تحت تأثير هواهاى نفسانى و تهديد و تطميع‌ها قرار نگيرد (تقوى)، و سوّم كارآيى در مقام مديريت جامعه كه خود به خصلت‌ها و صفاتى از قبيل درك سياسى و اجتماعى، آگاهى از مسائل بين المللى، شجاعت در برخورد با دشمنان و تبهكاران، حدس صائب در تشخيص اولويت هاو... قابل تحليل است.

منبع: http://mesbahyazdi.com/farsi/?../lib/velayat/ch05.htm
آیت الله مصباح یزدی برای اثبات مقدمه ج دو مثال ذکر کرده اند و اینطور بیان میکنند که:
مقدّمه سوّم اين استدلال شايد به تعبيرى مهم ترين مقدمه آن باشد. براى توضيح اين مقدّمه بهتر است از يكى، دو مثال استفاده كنيم:
فرض كنيد ده نفر انسان، آن هم انسان هاى ممتاز و برجسته كه وجود هر يك براى جامعه بسيار مفيد و مؤثّر است در حال غرق شدن هستند و ما اگر با همه امكانات و تجهيزات و افراد نجات غريقى كه در اختيار داريم وارد عمل شويم فقط مى‌توانيم جان هفت نفر از آنها را نجات دهيم و سه نفر ديگر غرق خواهند شد. در چنين وضعيتى عقل سليم چه حكمى مى‌كند؟ آيا مى‌گويد چون نجات جان همه اين ده نفر ممكن نيست و سه نفر آنان قطعاً غرق خواهند شد، ديگر لزومى ندارد شما دست به هيچ اقدامى بزنيد؟ يا مى‌گويد اگر نجات جان همه ممكن بود البتّه بايد براى نجات جان همه ده نفر اقدام كنيم امّا اگر نجات جان همه ده نفر ممكن نبود در مورد هفت نفر باقى مانده تفاوتى نمى‌كند همه هفت نفر را نجات
دهيم يا شش نفر را نجات دهيم يا پنج نفر را و يا آن كه فقط براى نجات جان يك نفر اقدام كنيم و به هر حال در صورتى كه نجات جان همه ممكن نباشد آن چه ضرورت دارد اصل اقدام براى نجات است امّا على رغم امكان نجات جان همه هفت نفر باقى مانده، تفاوتى نمى‌كند كه براى نجات جان همه هفت نفر اقدام كنيم يا اين كه مثلاً فقط جان دو نفر يا حتّى يك نفر را نجات دهيم؟ و يااين كه قضاوت و حكم قطعى عقل اين است كه اگر نجات جان همه ده نفر (مصلحت تام و كامل) ممكن نيست بايد براى نجات جان همه هفت نفر باقى مانده (نزديك ترين مرتبه به مصلحت تامّ و كامل) اقدام كنيم و مجاز نيستيم حتّى يك نفر را كنار بگذاريم؛ تا چه رسد به اين كه بخواهيم مثلاً پنج يا شش نفر ديگر را هم به حال خود رها كنيم و براى نجات جان آنان هيچ اقدامى ننماييم؟ مسلّم است كه قضاوت و حكم قطعى عقل همين گزينه سوّم خواهد بود و هيچ گزينه ديگرى از نظر عقل قابل قبول نيست.
و يا فرض كنيد انسانى در دريا مورد حمله كوسه واقع شده و ما اگر براى نجات جان او هم اقدام كنيم قطعاً كوسه يك يا دو پاى او را قطع خواهد كرد و خلاصه اگر هم موّفق شويم او را نجات دهيم حتماً دچار نقص عضو خواهد شد.
سؤال اين است كه در اين صحنه عقل ما چه حكمى مى‌كند؟ آيا مى‌گويد چون بالاخره نمى‌توانيم او را كاملا صحيح و سالم بيرون بياوريم بنابراين ديگر لازم نيست كارى انجام دهيم بلكه كافى است بنشينيم و تماشا كنيم چه پيش مى‌آيد؟ يا عقل هر انسان عاقل و با وجدانى قطعاً حكم مى‌كند كه گر چه يقيناً يك يا دوپاى او قطع مى‌شود و دچار نقص عضو خواهد شد امّا به هر حال بايد براى نجات جانش اقدام كرد و عدم
مكان نجات او بطور كاملا صحيح و سالم (مصلحت صد در صد) مجوّز عدم اقدام براى نجات يكانسانِ يك پا(مصلحت ناقص) و تماشاى خورده شدن او توسّط كوسه نخواهد بود؟ به نظر مى‌رسد پاسخ روشن است.
قضاوت و حكم عقل در اين دو مثال در واقع بر مبناى يك قاعده كلّى است كه مورد قبول و اذعان عقل است؛ همان قاعده‌اى كه مقدّمه سوّم استدلال ما را تشكيل مى‌دهد:
«هنگامى كه تأمين و تحصيل يك مصلحت لازم و ضرورى در حدّ مطلوب و ايده آل آن ميسّر نباشد بايد نزديك ترين مرتبه به حدّ مطلوب را تأمين كرد.»

و بحث فعلى ما هم در واقع يكى از مصاديق و نمونه هاى همين قاعده كلّى است.

و اما دلایل مخالفین برای رد این ادله ی عقلی:
در موارد الف و ب مخالفتی وجود ندارد و اختلاف بر سر موارد ج و د می باشد. در مورد مثالهایی که آیت الله مصباح یزدی برای اثبات مقدمه ج ذکر کردند باید گفت که عقل در مورد نجات دادن فردی که در حال غرق شدن هست حکمی ندارد بلکه این یک حکم شرعی است که آدم جان انسان بی گناه را نجات بدهد. در مورد نجات جان 7 نفر از 10 نفر باز عقل حکمی ندارد و این شرع است که حکم میکند انسان جان هر تعدادی را که می تواند نجات دهد. لذا ایشان مقدمه ای که آورده اند اصلا یک مقدمه عقلی نیست. شاید بتوان گفت در مورد این مثال دل آدم می سوزد وا فراد غرق شده را تا آنجایی که بتواند نجات می دهد نه اینکه این یک حکم عقلی باشد. از طرفی دیگر اگر یک حکم عقلی می بود می بایست در مورد تمام افراد بشر صدق میکرد. مثلا همانطور که تمام افراد بشر بنا بر حکم عقل دست خود را به سمت آتش نمیبرند چون میدانند که باعث سوختگی میشود در اینجا هم تمام افراد بشر می بایست در صورت مشاهده غرق شدن فردی دیگر مبادرت به نجات وی کنند و این در صورتی است که خیلی از افراد همچنین کاری را انجام نمیدهند. در مورد مثال کوسه هم عقل حکمی ندارد بلکه یک حکم اخلاقی و شرعی ست. دلیل دیگر اینکه این یک قاعده ی کلی نیست که در هر کجا به تمام یک چیز نتوانستیم دست یابیم باید به بخشی از آن که می توانیم دست یابیم. این قاعده در خیلی از امور صدق نمیکند. مثلا فرض کنید روزه ماه رمضان از ساعت 4 صبح تا 8 شب است. اگر فردی نتواند تمام این 16 ساعت را روزه بگیرد آیا می توان گفت که بهتر است 10 ساعت آنرا روزه بگیرد؟ واضح است که همچنین امری هم از نظر عقل و هم از نظر شرع مورد قبول نیست. خب دلایل بطلان مقدمه ج ذکر شد و از آنجایی که اثبات این مقدمه شرط قبول مقدمه د است پس در صورت باطل بودن مقدمه ج مقدمه د هم خود بخود باطل می شود.

تشکر بایت رعایت قوانین و اینکه مبحثی مجزا ایجاد کردین
.
سعی کنین با عقل بیایین جلو نه با نقل .
میدونی که یه مطلب گفتی و هرجا نیاز باشه بهش استناد میکنم.
اگه کسی با نظریه و یا خود ولایت فقیه مشکل و یا ایرادی داره اینقدر سطح علمی داره که مستنداتی ارایه بکنه بهش و پاسخ بگیره . اگه شما نقدی معتبر ، مستند و البته عقلی به این بحث داری خوشحال میشیم بیان کنی .
بعدشم :
(۱۸/تیر/۹۶ ۱:۵۶)حقیقتجو نوشته است:  برای شروع بحث یکی از ادله ی عقلی که توسط آیت الله مصباح یزدی بیان شده را از سایت ایشان کپی میکنم و در انتها دلیل مخالفان برای رد آنرا ذکر میکنم.
اگه نظر مخالفین ( با ذکر نام و مستندات ) رو هنوز ارایه ندادین بگین که بدونیم . و اگه بیان شد که کو گوینده این نقد ؟
هرزمان مستند گویی رو توی مباحثاتی که نیاز به نقل قول هست رو رعایت کردین موفقیت کسب میکنین.

راستی ایکاش تعریفی جامع از خود ولایت فقیه (ولایت فقیه مطلقه ) رو تبیین میکردین بعد ... .
با این همه منتظر دفاعیات شما هستیم .
(۱۸/تیر/۹۶ ۶:۱۵)عبدالرحمن نوشته است:  مغالطه قیاس مع‌الفارق

استدلال کن

صبر کن ببنیم به نتیجه میرسه یا اینکه مثل مابقی مباجث رها میشه . Big Grin سابقه حکم به ... میکنه.

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱:۱۳, ۱۹/تیر/۹۶
شماره ارسال: #4

(۱۸/تیر/۹۶ ۱۹:۱۸)mahdy30na نوشته است:  تشکر بایت رعایت قوانین و اینکه مبحثی مجزا ایجاد کردین
.
سعی کنین با عقل بیایین جلو نه با نقل .
میدونی که یه مطلب گفتی و هرجا نیاز باشه بهش استناد میکنم.
اگه کسی با نظریه و یا خود ولایت فقیه مشکل و یا ایرادی داره اینقدر سطح علمی داره که مستنداتی ارایه بکنه بهش و پاسخ بگیره . اگه شما نقدی معتبر ، مستند و البته عقلی به این بحث داری خوشحال میشیم بیان کنی .
بعدشم :
اگه نظر مخالفین ( با ذکر نام و مستندات ) رو هنوز ارایه ندادین بگین که بدونیم . و اگه بیان شد که کو گوینده این نقد ؟
هرزمان مستند گویی رو توی مباحثاتی که نیاز به نقل قول هست رو رعایت کردین موفقیت کسب میکنین.

راستی ایکاش تعریفی جامع از خود ولایت فقیه (ولایت فقیه مطلقه ) رو تبیین میکردین بعد ... .
با این همه منتظر دفاعیات شما هستیم .

صبر کن ببنیم به نتیجه میرسه یا اینکه مثل مابقی مباجث رها میشه . Big Grin سابقه حکم به ... میکنه.
1. شما فکر کنید که این نقد از طرف شیطان الشیاطین است! اگر حق هست بپذیرید اگر هم نیست با دلیل رد کنید.
2. مستند گویی در جایی لازم است که بخواهیم دلیل نقلی برای مطلبی بیان کنیم. شما توی این صحبتهای آیت الله مصباح یزدی جایی میبینید که به شخصی یا کتابی استناد کرده باشند؟ جواب خیر هست چون استدلال عقلی خودشان را بیان میکنند. پس از بنده هم مطالبه ی سند نکنید.
3. تعریف ولایت فقیه: سرپرستی فقیه جامع الشرایط که تمام اختیارات امام معصوم (علیه السلام) را در عصر غیبت دارا است.
4. منتظر دفاعیات من هستید؟؟؟ فکر میکنم شما باید دفاعیات خودتون رو ارائه بدین بر این نقدی که صورت گرفته!!
ادله ی اثبات ولایت فقیه زیاد نیست و فرصت برای بررسی اونها بسیار. شما فعلا اگر بر جایی از این نقدی که شد اشکالی وارد هست بفرمایید تا مستفیض بشیم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۶:۲۷, ۱۹/تیر/۹۶
شماره ارسال: #5
آواتار
(۱۹/تیر/۹۶ ۱:۱۳)حقیقتجو نوشته است:  1. شما فکر کنید که این نقد از طرف شیطان الشیاطین است! اگر حق هست بپذیرید اگر هم نیست با دلیل رد کنید.
2. مستند گویی در جایی لازم است که بخواهیم دلیل نقلی برای مطلبی بیان کنیم. شما توی این صحبتهای آیت الله مصباح یزدی جایی میبینید که به شخصی یا کتابی استناد کرده باشند؟ جواب خیر هست چون استدلال عقلی خودشان را بیان میکنند. پس از بنده هم مطالبه ی سند نکنید.
3. تعریف ولایت فقیه: سرپرستی فقیه جامع الشرایط که تمام اختیارات امام معصوم (علیه السلام) را در عصر غیبت دارا است.
4. منتظر دفاعیات من هستید؟؟؟ فکر میکنم شما باید دفاعیات خودتون رو ارائه بدین بر این نقدی که صورت گرفته!!
ادله ی اثبات ولایت فقیه زیاد نیست و فرصت برای بررسی اونها بسیار. شما فعلا اگر بر جایی از این نقدی که شد اشکالی وارد هست بفرمایید تا مستفیض بشیم.

سلام
نوع تعصبی که دارین نشون میده بحث کردن باشما مثل خیلیای دیگه هست که با پیشفرض هایی که دارین اصلا دقت به کلام نمیکنین و فقط چیزهایی که بهتون گفته شده و یا فکر میکنین اونم بدون تدبر و تفکر ، رو فقط بیان میکنین .
پیش از پاسخ به مطالب معلوم الحال شما باید تذکر بدم که فقط بریدن قسمتی از نظرات و مطالب که پیش و پس اون رو برش و نا لازم میدونین خودش گواه هست بر صداقت و تعصب شما Blush عقل رو شما نه تعریفی ازش میتونی بکنی ( همونطور که در بحث های پیشین شما وا موندی توی موضوعیتش و هم اینکه اگه قرار باشه عقل ها همه یه خکمی رو صورت بدن که بدیهی باشه خیلی تناقضات رو میتونم براتون لیست کنم که بین عقول ( البته نه عقل سلیم ) اختلاف روی حتی یک موضوع اما در جاهای مختلف توش احکام مختلف صادر میکنه .
وارد این مسیر نشین ، از الان به شما میگم توش به دست انداز می افتین ) پس اینقدر غقل عقل نکنین .
(۱۹/تیر/۹۶ ۱:۱۳)حقیقتجو نوشته است:  1. شما فکر کنید که این نقد از طرف شیطان الشیاطین است! اگر حق هست بپذیرید اگر هم نیست با دلیل رد کنید.
گرامی اگه بلد نیستی پاسخ بدی دلیل نداره اسمون ریسمون ببافی ، بعدشم کلام شما سراسر مغالطه توش موج میزنه .
(۱۹/تیر/۹۶ ۱:۱۳)حقیقتجو نوشته است:  2. مستند گویی در جایی لازم است که بخواهیم دلیل نقلی برای مطلبی بیان کنیم. شما توی این صحبتهای آیت الله مصباح یزدی جایی میبینید که به شخصی یا کتابی استناد کرده باشند؟ جواب خیر هست چون استدلال عقلی خودشان را بیان میکنند. پس از بنده هم مطالبه ی سند نکنید.
نظر مخالفین رو وقتی دارید بیان میکنید نباید بگیم مخالفین چنین و چنان ، ایا از روی هوا حرف زدن رو کسی میپذیره ؟
ایشون نظر خودشو رو با پشتوانه مطالعاتی و فقهی خودشون بیان کرذن ( هرچند شما خیلی هاش رو مصادره کردین ) ولی اگه نظر برخی از مخالفین رو ک نگاه میکنیم میبینیم عقل که هیچ توش هیچ دلیلی وجود نداره چز عناد و کوته نظری . پس سعی کنین جامع پاسخ رو نگاه کنین.
(۱۹/تیر/۹۶ ۱:۱۳)حقیقتجو نوشته است:  3. تعریف ولایت فقیه: سرپرستی فقیه جامع الشرایط که تمام اختیارات امام معصوم (علیه السلام) را در عصر غیبت دارا است.
Blush پس تغریف ولایت مطلقه رو شما پیپذیری /
(۱۹/تیر/۹۶ ۱:۱۳)حقیقتجو نوشته است:  4. منتظر دفاعیات من هستید؟؟؟ فکر میکنم شما باید دفاعیات خودتون رو ارائه بدین بر این نقدی که صورت گرفته!!
ادله ی اثبات ولایت فقیه زیاد نیست و فرصت برای بررسی اونها بسیار. شما فعلا اگر بر جایی از این نقدی که شد اشکالی وارد هست بفرمایید تا مستفیض بشیم.
شما مدعی هستین که ادله ای برای نقد و مخالفت با ولایت فقیه دارید نه ما ، گرامی دقت کنین که مطالبتون رو چطور نکارش میکنین .
(۱۸/تیر/۹۶ ۱:۵۶)حقیقتجو نوشته است:  
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام خدمت کاربران و کارشناسان محترم
بحث پیرامون ولایت فقیه یکی از بحث هایی است که کمتر در سایت بیداری اندیشه به آن پرداخته شده و جای خالی آن در لابلای بحثهای عقیدتی و سیاسی احساس میشود. همانطور که میدانید برخی از افراد این اصل را از ملزومات مذهب تشیع میدانند و در مقابل عده ای هم مخالف این اصل هستند و مسند ولایت فقیه را یکی از بدعتهای بوجود آمده در مذهب تشیع اعلام میکنند. همانطور که در مورد ولایت بلافصل حضرت علی (علیه السلام) و امامت سایر ائمه معصوم تحقیق کردن و به حقانیت آنها ایمان آوردن ضروری است عقل حکم میکند که در مورد این مسئله ی مهم هم تحقیق و سپس قبول یا رد کنیم. قبل از وارد شدن به بحث گفتن این نکته ضرورت دارد که صحبت بر سر مسند ولایت فقیه هست نه شخص خاصی.
برای شروع بحث یکی از ادله ی عقلی که توسط آیت الله مصباح یزدی بیان شده را از سایت ایشان کپی میکنم و در انتها دلیل مخالفان برای رد آنرا ذکر میکنم. جزییات این ادله ی عقلی را میتوانید در سایت ایشان مطالعه بفرمائیید. دوستان کارشناس عزیز لطف بفرمایند و در بیان سایر ادله عقلی و نقلی همیاری کنند شاید به امید خدا به نتیجه مطلوب رسیدیم.
الف ـ ادلّه عقلى
دليل عقلى اوّل: اين دليل بطور خلاصه از مقدمات ذيل تشكيل مى‌شود:
الف ـ براى تأمين مصالح فردى و اجتماعى بشر و جلوگيرى از هرج و مرج
و فساد و اختلال نظام، وجود حكومت در جامعه ضرورى و لازم است.
ب ـ حكومت ايده آل و عالى ترين و مطلوب ترين شكل آن، حكومتى است كه امام معصوم (عليه السلام) در رأس آن باشد و جامعه را اداره كند.
ج ـ بر اين اساس كه هنگامى كه تأمين و تحصيل يك مصلحت لازمو ضرورى در حدّ مطلوب و ايده آل آن ميسّر نباشد بايد نزديك ترين مرتبه به حدّ مطلوب را تأمين كرد، لذا در بحث ما هم هنگامى كه مردم از مصالح حكومت معصوم (عليه السلام) محروم بودند بايد بدنبال نزديك ترين مرتبه به حكومت معصوم باشيم.
د ـ اقربيت و نزديكى يك حكومت به حكومت معصوم (عليه السلام) در سه امر اصلى متبلور مى‌شود: يكى علم به احكام كلّى اسلام (فقاهت)، دوّم شايستگى روحى و اخلاقى به گونه‌اى كه تحت تأثير هواهاى نفسانى و تهديد و تطميع‌ها قرار نگيرد (تقوى)، و سوّم كارآيى در مقام مديريت جامعه كه خود به خصلت‌ها و صفاتى از قبيل درك سياسى و اجتماعى، آگاهى از مسائل بين المللى، شجاعت در برخورد با دشمنان و تبهكاران، حدس صائب در تشخيص اولويت هاو... قابل تحليل است.

خوب الان شما توی ارسال نخست نظر موافق رو نقل و مثلا رد کردین . در حالی که ...
وقتی از فقاهت و علوم مربوطه که ابزار این رشته هست ( با کمال پوزش ) سر رشه و علم ندارید با دو صغری کبرایی که اساسش مغالطه هست میخوایین رد کنین ، خودش نشون میده که هنوز ادعاتون استوار نشده و نیاز به تحکیم و کار داره .

منتظرم ولایت فقیه رو ( از نوع ولایت مطلقه ) چطور میخوایین با عقل ناسلیم رد کنید.
دوستان پیشنهاد میکنم ادامه و قبل مطاللبی که از جناب مصباح نقل قول شده رو از متن کتاب مطالعه بفرمان .
دوست گرامی گول دو تا اسم رو نخور که مثلا مخالف بودن بلکه برو محتوا رو بخون ک سرچی مخالف و یا بهتر هست بگم نظرشون چی هست .
کاهی مخالف رو به معناد مقابل و گاهی به معنای عذم پذیرفتن تام قرار میگیره . پس دقت کنن دوستان سر الفاظ .
با تشکر . دفاعیا شما و مستنداد غقلی شما رو ببینیم چطوری پیش میخوایین ببرین .

فقط یه سوال کوچیک از شما در مورد یه موضوع Blush
شما تصور کن فقط زمان برای نجات 1 نفر داری که از اب نجاتش بدی ؛ اونم از بین 2 نفر و فقط همین اندازه وقت داری که یکی رو نجات بدی تاکید کردم چون میدونم در میری از پاسخ ،عقل حکم میکنه چه کنی ؟ ایا هر دو یا اینکه یکی و اون یک نفر رو چطور انتخاب میکنی و چرا ؟ این رو حتما پاسخ میخوام ، حتی اگه بقیه سوالارو پاسخ نمیدی این رو عقلی میخوام برام پاسخ بدی . با تشکر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۹:۵۲, ۱۹/تیر/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/تیر/۹۶ ۱۹:۵۲ توسط حقیقتجو.)
شماره ارسال: #6

(۱۹/تیر/۹۶ ۱۶:۲۷)mahdy30na نوشته است:  فقط یه سوال کوچیک از شما در مورد یه موضوع Blush
شما تصور کن فقط زمان برای نجات 1 نفر داری که از اب نجاتش بدی ؛ اونم از بین 2 نفر و فقط همین اندازه وقت داری که یکی رو نجات بدی تاکید کردم چون میدونم در میری از پاسخ ،عقل حکم میکنه چه کنی ؟ ایا هر دو یا اینکه یکی و اون یک نفر رو چطور انتخاب میکنی و چرا ؟ این رو حتما پاسخ میخوام ، حتی اگه بقیه سوالارو پاسخ نمیدی این رو عقلی میخوام برام پاسخ بدی . با تشکر
سلام

بقیه مطالبی که نوشتین رو فاکتور گرفتم تا بتونم جواب این سوال رو بدم.
وقتی برای یک موضوعی ادله ی عقلی بیان میشه یکسری قواعد عقلی تعریف میشه و بر اساس اونها به یک نتیجه ی نهایی میرسیم. اگر یکی از قواعد تعریف شده مشکل داشته باشه نتیجه ی به دست اومده هم قابل قبول نیست. مثلا وقتی میگید الف=ب و ب=د پس نتیجه می شود که الف=د. در صورتی که مشخص شد الف با ب برابر نیست پس نتیجه بدست اومده هم رد میشه.
دقت کنید که اینجا فقط دلیل عقلی بیان شده و هنوز وارد مباحث فقهی نشدیم که توی ادله نقلی به اون پرداخته میشه. پس برای بررسی آن نیازی به فقیه و مجتهد بودن نیست.
آیا سوال یا قاعده ای که شما مطرح کردی و مشابه با مقدمه ج آیت الله مصباح یزدی هست یک قاعده عقلی ست؟ یک قاعده وقتی عقلی ست که خلاف آن اثبات نشود. مثلا قانون علیت رو در نظر بگیرین. وقتی میگیم در جهان مادی هر معلولی یک علت دارد این یک قاعده عقلی ست چون خلاف آن را نمی توان در جهان ماده ثابت کرد. چنانچه علم فیزیک در آینده ثابت کرد که در جهان ماده برخی معلول ها وجود دارند که نیاز به علت ندارند این قانون عقلی اعتبار خود را از دست خواهد داد.
در مورد قاعده ای که برای نجات جان 1 نفر از 2 نفر مطرح شده عقل هیچ حکمی ندارد و ممکن است حالتهای مختلف پیش آید. حالت اول اینکه فرد هیچکدام را نجات ندهد. حالت دوم اینکه فقط یکی را نجات دهد و حالت سوم اینکه اقدام به نجات جان هر دو نفر کند حتی اگر به قیمت از دست دادن جان خودش تمام شود. این که کدام حالت اتفاق می افتد را عقل حکم نمیکند بلکه وجدان حکم آنرا صادر میکند. همونطور که قبلا گفته شد این مقدمه اصلا یک مقدمه عقلی نیست که با آن بتوان چیزی را از نظر عقلی اثبات کرد.
آیت الله مصباح یزدی در ادامه ی صحبتهاشون اینطور بیان کردند که بعنوان یک قاعده ی کلی «هنگامى كه تأمين و تحصيل يك مصلحت لازم و ضرورى در حدّ مطلوب و ايده آل آن ميسّر نباشد بايد نزديك ترين مرتبه به حدّ مطلوب را تأمين كرد.»
خب اگر این اصل یک قاعده ی کلی باشه پس خلاف اون نباید وجود داشته باشه. بر اساس این قاعده ی کلی اگر شخصی نتونه از ساعت 4 صبح تا 8 شب روزه بگیره باید نزدیکترین مرتبه به حد مطلوب رو تامین کنه و مثلا بجای 16 ساعت 10 ساعت روزه بگیره. یا اگه کسی نتونه وضو رو بطور کامل بگیره باید قسمتی از اون رو که میتونه بجا بیاره مثلا فقط صورت و دستهای خودش رو با آب بشوره. خب مسلم هست که همچنین چیزی غیر ممکن است. پس این قاعده یک قاعده ی کلی نیست که در همه جا صادق باشه. درسته؟ وقتی ثابت شد این یک قاعده کلی نیست و خلاف اون میتونه وجود داشته باشه پس نتایج بعدی که از اون گرفته شده هم نمیتونه قابل قبول باشه. الان بفرمایید کجای این مطالب مغالطه است؟ محل مغالطه رو دقیق ذکر کنید. ممنون
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۲۱:۱۴, ۱۹/تیر/۹۶
شماره ارسال: #7
آواتار
(۱۹/تیر/۹۶ ۱۹:۵۲)حقیقتجو نوشته است:  سلام
بقیه مطالبی که نوشتین رو فاکتور گرفتم تا بتونم جواب این سوال رو بدم.
وقتی برای یک موضوعی ادله ی عقلی بیان میشه یکسری قواعد عقلی تعریف میشه و بر اساس اونها به یک نتیجه ی نهایی میرسیم. اگر یکی از قواعد تعریف شده مشکل داشته باشه نتیجه ی به دست اومده هم قابل قبول نیست. مثلا وقتی میگید الف=ب و ب=د پس نتیجه می شود که الف=د. در صورتی که مشخص شد الف با ب برابر نیست پس نتیجه بدست اومده هم رد میشه.
دقت کنید که اینجا فقط دلیل عقلی بیان شده و هنوز وارد مباحث فقهی نشدیم که توی ادله نقلی به اون پرداخته میشه. پس برای بررسی آن نیازی به فقیه و مجتهد بودن نیست.
آیا سوال یا قاعده ای که شما مطرح کردی و مشابه با مقدمه ج آیت الله مصباح یزدی هست یک قاعده عقلی ست؟ یک قاعده وقتی عقلی ست که خلاف آن اثبات نشود. مثلا قانون علیت رو در نظر بگیرین. وقتی میگیم در جهان مادی هر معلولی یک علت دارد این یک قاعده عقلی ست چون خلاف آن را نمی توان در جهان ماده ثابت کرد. چنانچه علم فیزیک در آینده ثابت کرد که در جهان ماده برخی معلول ها وجود دارند که نیاز به علت ندارند این قانون عقلی اعتبار خود را از دست خواهد داد.
در مورد قاعده ای که برای نجات جان 1 نفر از 2 نفر مطرح شده عقل هیچ حکمی ندارد و ممکن است حالتهای مختلف پیش آید. حالت اول اینکه فرد هیچکدام را نجات ندهد. حالت دوم اینکه فقط یکی را نجات دهد و حالت سوم اینکه اقدام به نجات جان هر دو نفر کند حتی اگر به قیمت از دست دادن جان خودش تمام شود. این که کدام حالت اتفاق می افتد را عقل حکم نمیکند بلکه وجدان حکم آنرا صادر میکند. همونطور که قبلا گفته شد این مقدمه اصلا یک مقدمه عقلی نیست که با آن بتوان چیزی را از نظر عقلی اثبات کرد.
آیت الله مصباح یزدی در ادامه ی صحبتهاشون اینطور بیان کردند که بعنوان یک قاعده ی کلی «هنگامى كه تأمين و تحصيل يك مصلحت لازم و ضرورى در حدّ مطلوب و ايده آل آن ميسّر نباشد بايد نزديك ترين مرتبه به حدّ مطلوب را تأمين كرد.»
خب اگر این اصل یک قاعده ی کلی باشه پس خلاف اون نباید وجود داشته باشه. بر اساس این قاعده ی کلی اگر شخصی نتونه از ساعت 4 صبح تا 8 شب روزه بگیره باید نزدیکترین مرتبه به حد مطلوب رو تامین کنه و مثلا بجای 16 ساعت 10 ساعت روزه بگیره. یا اگه کسی نتونه وضو رو بطور کامل بگیره باید قسمتی از اون رو که میتونه بجا بیاره مثلا فقط صورت و دستهای خودش رو با آب بشوره. خب مسلم هست که همچنین چیزی غیر ممکن است. پس این قاعده یک قاعده ی کلی نیست که در همه جا صادق باشه. درسته؟ وقتی ثابت شد این یک قاعده کلی نیست و خلاف اون میتونه وجود داشته باشه پس نتایج بعدی که از اون گرفته شده هم نمیتونه قابل قبول باشه. الان بفرمایید کجای این مطالب مغالطه است؟ محل مغالطه رو دقیق ذکر کنید. ممنون
گرامی شما توی چند خط اول برای خودت اسمون ریسمون میبافی و بعدم که ...
قاعده با سوال خیلی فرق داره ،تخصصیش رو فاکتور بگیریم عامیانشم باز یکی نیست . بعدشم من فقط یه سوال خیلی اسون با پاسخی اسونتر مطرح کردم ولی ...
سوال رو دقت کن مجدد
(۱۹/تیر/۹۶ ۱۶:۲۷)mahdy30na نوشته است:  فقط یه سوال کوچیک از شما در مورد یه موضوع Blush
شما تصور کن فقط زمان برای نجات 1 نفر داری که از اب نجاتش بدی ؛ اونم از بین 2 نفر و فقط همین اندازه وقت داری که یکی رو نجات بدی تاکید کردم چون میدونم در میری از پاسخ ،عقل حکم میکنه چه کنی ؟ ایا هر دو یا اینکه یکی و اون یک نفر رو چطور انتخاب میکنی و چرا ؟ این رو حتما پاسخ میخوام ، حتی اگه بقیه سوالارو پاسخ نمیدی این رو عقلی میخوام برام پاسخ بدی . با تشکر
دقت مجدد ، #یک_نفر / دلیل #عقل برای #انتخاب ؟

گرامی هم سوال و هم شقوق اون واضح هست ، پس بجای حالت بندی که طرح کردین یکم یه سوال دقت کنین جون پاسخ توش هست ، بله همیشه استثنا وجود داره مثل شما که یک حکم عقلی رو چنان برای خودتون پیچیدین که بجای پاسخ روشتش به ... رسیدین .
سوال بنده ربطی به سوال جناب مصباح نداشت بلکه این یه سوال بسیار ساده و بسیار کاربردی هست که متاسفانه میتونم بگم شما از پاسخ دادنش واموندید .
بحث روزه و ... رو با مباحث معین خودش بسنجید نه هر چیزی رو با چیزی غیر هم جنسش . این کار شما خودش نمونه ای از مفالطات و عدم تسلط به مباحث هست گرامی .
نمونه این موضوع رو توی بحث زیر میبینین
(۱۹/تیر/۹۶ ۱۹:۵۲)حقیقتجو نوشته است:  آیت الله مصباح یزدی در ادامه ی صحبتهاشون اینطور بیان کردند که بعنوان یک قاعده ی کلی «هنگامى كه تأمين و تحصيل يك مصلحت لازم و ضرورى در حدّ مطلوب و ايده آل آن ميسّر نباشد بايد نزديك ترين مرتبه به حدّ مطلوب را تأمين كرد
خب اگر این اصل یک قاعده ی کلی باشه پس خلاف اون نباید وجود داشته باشه. بر اساس این قاعده ی کلی اگر شخصی نتونه از ساعت 4 صبح تا 8 شب روزه بگیره باید نزدیکترین مرتبه به حد مطلوب رو تامین کنه و مثلا بجای 16 ساعت 10 ساعت روزه بگیره. یا اگه کسی نتونه وضو رو بطور کامل بگیره باید قسمتی از اون رو که میتونه بجا بیاره مثلا فقط صورت و دستهای خودش رو با آب بشوره. خب مسلم هست که همچنین چیزی غیر ممکن است. پس این قاعده یک قاعده ی کلی نیست که در همه جا صادق باشه. درسته؟ وقتی ثابت شد این یک قاعده کلی نیست و خلاف اون میتونه وجود داشته باشه پس نتایج بعدی که از اون گرفته شده هم نمیتونه قابل قبول باشه. الان بفرمایید کجای این مطالب مغالطه است؟ محل مغالطه رو دقیق ذکر کنید. ممنون
وقتی میگم از قواعد و اصول این مباحث بی اطلاع هستید ناراحت میشید .
از مطلب شما یه نتیجه جالب میشه گرفت با این اوصافی ک گفتید .
البته میمونم بعد از ادله نقلیتون بیان کنم .
حتما که به این ادله عقلی اکتفا نمیکنین و از ادله نقلی هم برای بحثتون کمک میگیرید.
امیدوارم در پست بعد بدونین چی بگید جون اگه بازم اسمون ریسمون باشه باید از شما خدا حافظی کنم چون وقتم ارزشش بیشتر از این مطالب و مباحثی هست که نتیجش معین هست . Blush
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱:۵۰, ۲۰/تیر/۹۶
شماره ارسال: #8

(۱۹/تیر/۹۶ ۲۱:۱۴)mahdy30na نوشته است:  گرامی شما توی چند خط اول برای خودت اسمون ریسمون میبافی و بعدم که ...
قاعده با سوال خیلی فرق داره ،تخصصیش رو فاکتور بگیریم عامیانشم باز یکی نیست . بعدشم من فقط یه سوال خیلی اسون با پاسخی اسونتر مطرح کردم ولی ...
سوال رو دقت کن مجدد
دقت مجدد ، #یک_نفر / دلیل #عقل برای #انتخاب ؟

گرامی هم سوال و هم شقوق اون واضح هست ، پس بجای حالت بندی که طرح کردین یکم یه سوال دقت کنین جون پاسخ توش هست ، بله همیشه استثنا وجود داره مثل شما که یک حکم عقلی رو چنان برای خودتون پیچیدین که بجای پاسخ روشتش به ... رسیدین .
سوال بنده ربطی به سوال جناب مصباح نداشت بلکه این یه سوال بسیار ساده و بسیار کاربردی هست که متاسفانه میتونم بگم شما از پاسخ دادنش واموندید .
بحث روزه و ... رو با مباحث معین خودش بسنجید نه هر چیزی رو با چیزی غیر هم جنسش . این کار شما خودش نمونه ای از مفالطات و عدم تسلط به مباحث هست گرامی .
نمونه این موضوع رو توی بحث زیر میبینین
وقتی میگم از قواعد و اصول این مباحث بی اطلاع هستید ناراحت میشید .
از مطلب شما یه نتیجه جالب میشه گرفت با این اوصافی ک گفتید .
البته میمونم بعد از ادله نقلیتون بیان کنم .
حتما که به این ادله عقلی اکتفا نمیکنین و از ادله نقلی هم برای بحثتون کمک میگیرید.
امیدوارم در پست بعد بدونین چی بگید جون اگه بازم اسمون ریسمون باشه باید از شما خدا حافظی کنم چون وقتم ارزشش بیشتر از این مطالب و مباحثی هست که نتیجش معین هست . Blush
اجازه بدین تکلیف این ادله ی عقلی مشخص بشه بعد بریم سراغ دلایل نقلی. آسمون ریسمون نبافتم فقط روش استدلال عقلی رو بیان کردم و قانون علیت رو بعنوان مثال ذکر کردم. شاید شما تعریف جدیدی از استدلال عقلی دارید که بنده متوجه نمیشم!
شما میگید قاعده با سوال فرق داره اما باید بگم قاعده میتونه بصورت سوالی یا خبری عنوان بشه. اینکه شما بصورت سوال پرسیدی در نهایت میخوای با جوابی که داده میشه یک قاعده رو ازش نتیجه بگیری دیگه!
شما خودتون میگید جواب توی سوال هست!! پس در واقع اینجا اصلا سوالی مطرح نیست چون از قبل جوابش رو دادی! اسم اینجور سوال پرسیدن چی هست؟؟ اجازه بدین سوال رو اینطوری مطرح کنم. اگر زمان فقط برای نجات یک نفر از دو نفر باشد و انسان بخواهد حتما عملیات نجات را انجام دهد چند نفر را باید نجات دهد؟ خب اینکه دیگه سوال پرسیدن نداره و حکم عقلی نمیخواد چون جوابش مشخصه! شما فرض رو بر این گرفتی که عملیات نجات حتما صورت میگیره! اول باید ثابت کنی که بر اساس حکم عقلی حتما عملیات نجات صورت میگیره و حالت دیگه ای پیش نمیاد بعد جواب شما درست میشه. بحث اصلی بر سر صورت گرفتن عملیات نجات هست برادر گرامی. وقتی این موضوع از نظر عقلی ثابت شد اونوقت میتونید نتیجه بگیرید که ولی فقیه هم باید بر اساس حکم عقل عملیات نجات را برای مردم جامعه تا آنجایی که می شود انجام دهد. اگه از قبل عملیات نجات رو بصورت قطعی در نظر گرفته باشین دیگه چی رو میخوایین ثابت کنین؟!
اتفاقا بحث روزه با بحث ولایت فقیه هم جنس هست چون هر دو مسائل شرعی هستن. هر حکمی که عقل در مورد مثال روزه بگیره میتونیم به بقیه ی مسائل شرعی هم نسبت بدیم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۴:۵۰, ۲۰/تیر/۹۶
شماره ارسال: #9
آواتار
(۲۰/تیر/۹۶ ۱:۵۰)حقیقتجو نوشته است:  اجازه بدین تکلیف این ادله ی عقلی مشخص بشه بعد بریم سراغ دلایل نقلی. آسمون ریسمون نبافتم فقط روش استدلال عقلی رو بیان کردم و قانون علیت رو بعنوان مثال ذکر کردم. شاید شما تعریف جدیدی از استدلال عقلی دارید که بنده متوجه نمیشم!
شما میگید قاعده با سوال فرق داره اما باید بگم قاعده میتونه بصورت سوالی یا خبری عنوان بشه. اینکه شما بصورت سوال پرسیدی در نهایت میخوای با جوابی که داده میشه یک قاعده رو ازش نتیجه بگیری دیگه!
شما خودتون میگید جواب توی سوال هست!! پس در واقع اینجا اصلا سوالی مطرح نیست چون از قبل جوابش رو دادی! اسم اینجور سوال پرسیدن چی هست؟؟ اجازه بدین سوال رو اینطوری مطرح کنم. اگر زمان فقط برای نجات یک نفر از دو نفر باشد و انسان بخواهد حتما عملیات نجات را انجام دهد چند نفر را باید نجات دهد؟ خب اینکه دیگه سوال پرسیدن نداره و حکم عقلی نمیخواد چون جوابش مشخصه! شما فرض رو بر این گرفتی که عملیات نجات حتما صورت میگیره! اول باید ثابت کنی که بر اساس حکم عقلی حتما عملیات نجات صورت میگیره و حالت دیگه ای پیش نمیاد بعد جواب شما درست میشه. بحث اصلی بر سر صورت گرفتن عملیات نجات هست برادر گرامی. وقتی این موضوع از نظر عقلی ثابت شد اونوقت میتونید نتیجه بگیرید که ولی فقیه هم باید بر اساس حکم عقل عملیات نجات را برای مردم جامعه تا آنجایی که می شود انجام دهد. اگه از قبل عملیات نجات رو بصورت قطعی در نظر گرفته باشین دیگه چی رو میخوایین ثابت کنین؟!
اتفاقا بحث روزه با بحث ولایت فقیه هم جنس هست چون هر دو مسائل شرعی هستن. هر حکمی که عقل در مورد مثال روزه بگیره میتونیم به بقیه ی مسائل شرعی هم نسبت بدیم.
سلام
(۲۰/تیر/۹۶ ۱:۵۰)حقیقتجو نوشته است:  اجازه بدین تکلیف این ادله ی عقلی مشخص بشه بعد بریم سراغ دلایل نقلی.
میگم اسمون ریسمون بهتون بر میخوره
(۲۰/تیر/۹۶ ۱:۵۰)حقیقتجو نوشته است:  شما خودتون میگید جواب توی سوال هست!! پس در واقع اینجا اصلا سوالی مطرح نیست چون از قبل جوابش رو دادی! اسم اینجور سوال پرسیدن چی هست؟؟
نمیدونم معلم های مدرسه به شما یاد دادن و یا شما فراموش کردین که ، میگفتن با دقت در سوال پاسخ رو میشه ازش به سهولت ازش بدست بیاریم . اگه چنین بود پس اونها هم در طول دوران تحصیل یک کار نابخردانه از شما میخواستن . و ایا این با رفتار عقلایی منافات نداره ؟
(۲۰/تیر/۹۶ ۱:۵۰)حقیقتجو نوشته است:  اجازه بدین سوال رو اینطوری مطرح کنم. اگر زمان فقط برای نجات یک نفر از دو نفر باشد و انسان بخواهد حتما عملیات نجات را انجام دهد چند نفر را باید نجات دهد؟ خب اینکه دیگه سوال پرسیدن نداره و حکم عقلی نمیخواد چون جوابش مشخصه!
انسان نمیخواد بلکه عقل حکم میکنه ک باید نجات بده وگرنه باید به این عقل ( ببخشین به عاقل بودن ) شک کرد ، البته همیشه استثنا هست و این از بدیهیات هست که گاهی چشم عقل رو کور کنن برخی .
(۲۰/تیر/۹۶ ۱:۵۰)حقیقتجو نوشته است:  شما فرض رو بر این گرفتی که عملیات نجات حتما صورت میگیره! اول باید ثابت کنی که بر اساس حکم عقلی حتما عملیات نجات صورت میگیره و حالت دیگه ای پیش نمیاد بعد جواب شما درست میشه. بحث اصلی بر سر صورت گرفتن عملیات نجات هست برادر گرامی. وقتی این موضوع از نظر عقلی ثابت شد اونوقت میتونید نتیجه بگیرید که ولی فقیه هم باید بر اساس حکم عقل عملیات نجات را برای مردم جامعه تا آنجایی که می شود انجام دهد. اگه از قبل عملیات نجات رو بصورت قطعی در نظر گرفته باشین دیگه چی رو میخوایین ثابت کنین؟!
عقل اگه عقل سلیم باشه و اگه موانعی نباشه به حکم عقل پاسخش روشنه . البته ما در حوادث چند ماه پیش عدم تعقل رو در افرادی که ادعا ی عاقل بودن داشتن دیدیم که چطور برای یک لایک بیشتر جلوی ماشینهای اتش نشانی و ... رو میگرفتن تا یک سلفی بگیرن . پس استثنا هست و اونم بخاطر پرده اندازی روی عقل .
این شما هستی که باید خلاف رو اثبات کنی وگرنه اثبات رفتار مثبت رو ، ثابت نمیکنن مگر اینکه خلافش باشه که اونم ادله رو مدعی میاره . کمی مغالطه گری رو کنار بزارین و کمی تامل کنین در مطالب تا مفاهیم رو درک کنین . هم قاعده البینه و هم اصل برائت . رو یک مطالعه صورت بدین .
البينة على المدعي واليمين على من أنكر
اصل برائت هم که دیگه تعریفش اظهر من الشمس هست .
بنده یک سوال پرسیدم و کاری به بحث ولایت وقیه ندارم بلکه شما هستین سعی میکنین باهم ربط داده و قیاس کنین ، بنده فقط میخواستم شما کمی از عقل برای یافتن پاسخ کمک بگیرین که بازم ... . حقیقتجو گرامی ، شما میدونین که توی احکام نمیشه قیاس کرد یا اینکه در جهل به سر میبرین ؟
توی روزه که مثال میزنین حق ندارین کمتر و یا بیشتر از زمانی معین بمونین و افطار نکنین ، ولی شما در نماز و روزه و مواردی که در شاخه اقل و اکثر ( استقلالی - ارتباطی ) هست رو اگه مطالعه داشته باشی ( کلید دادم دست تا مطالعه کنی ) میتونی درک کنی که چرا در یکی کمتر و یا حد کمالش رو باید انجام بدی . بحث روزه میره توی اقل و اکثر ارتباطی گرامی ، ولی شما باید در خیلی از موارد برسی کنی ببنین ایا شبهه وجوبی در ولایت فقیه هست یا اینکه .... براتون نمیتونم اینجا همه رو بگم چون بحثش گشترده میشه و همینم که بلد هستین قشنگ از یادتون میره .
(۲۰/تیر/۹۶ ۱:۵۰)حقیقتجو نوشته است:  بحث اصلی بر سر صورت گرفتن عملیات نجات هست برادر گرامی. وقتی این موضوع از نظر عقلی ثابت شد اونوقت میتونید نتیجه بگیرید که ولی فقیه هم باید بر اساس حکم عقل عملیات نجات را برای مردم جامعه تا آنجایی که می شود انجام دهد. اگه از قبل عملیات نجات رو بصورت قطعی در نظر گرفته باشین دیگه چی رو میخوایین ثابت کنین؟!
اتفاقا بحث روزه با بحث ولایت فقیه هم جنس هست چون هر دو مسائل شرعی هستن. هر حکمی که عقل در مورد مثال روزه بگیره میتونیم به بقیه ی مسائل شرعی هم نسبت بدیم.
دایره درک عقل تا کجا هست گرامی؟ ایا در احکامی که وجود داره عقل قدرت درک داره ؟ خودش به خودی خود قوه فهمش رو داره ؟ یا اینکه درجایی که شارع حکمی رو معین نکرده جواز داده که با ابزاری که معین و مشخص هست ( اونم خودش معین میکنه ) برای یافتن احکام ظاهری ، وگرنه احکامی که واقعی هستن که تکلیفش معینه ولی برای احکام ظاهری با شرایط معین ، باید براش حکم صادر کرد ، توی این راه عقل هم همراهی میکنه ، پس سعی نکین با هم اینها رو خلط کنین .
یه سوال ، ایا نماز خوندن 4 رکعتی رو اگه 3 رکعتی بخونی ( شک کنی 3 رکعت خوندی یا 4 رکعت ) ایا نماز باطله یا اینکه با توجه به شرایطی که معین هست نماز صحیح میشه .
شک میکنی که نماز 4 رکعتی رو 3 رکعت خوندم یا 4 رکعت عقل چی میگه ؟ میگه بخن اشکال نداره یا میگه نه کم خوندی و یا میگه درست خوندی تازه زیادیم خونی Big Grin
عقل اینجا چی میخواد حکم کنه؟
اینجا ناچاری به کجا مراجعه کنی ، عقل ؟ احکام ؟ مرجع ؟ .... ؟
داره فعالیت عقل اونقدر گسترده نیستکه بخوای هر حکمی رو ازش بگیری مگر اینکه داده هایی که بهش میدی تا ازش خروجی بگیری رو براش تفهیم شده باشه نه اینکه بهش بفهمونی ، و ناچار یه حکمی رو بگیری که میتونه غلط باشه . پس اینقدر عقل عقل نکنین .
میشه بفرمایین از دید عقل و حکم عقل ، وجود امام و شارع دین اصلا لزوم داره یا نه؟ عقل ک داریم چرا شارع بیاد برای ما احکام وضع کنه ؟
(۲۰/تیر/۹۶ ۱:۵۰)حقیقتجو نوشته است:  اتفاقا بحث روزه با بحث ولایت فقیه هم جنس هست چون هر دو مسائل شرعی هستن.
قیاس در احکام ؟؟؟؟؟ در شرعی بودن جای خودش ولی ایا میشه احکام رو با هم مقایسه و حکم استخراج کرد ؟ نکنه شما از پیروان جناب ابوحنیفه هستین که دوست دارین همش قیاس کنین؟
تا جایی که بنده اطلاع دارم شیعه و فقه شیعه قیاس رو در احکام نمیپذیره .
اینو بخون برات خوبه
تو کتاب اختصاص شیخ مفید ( ره ) صفحات 189 تا 190 بیان میشه که :
محمد بن عبيد، عن حماد، عن محمد بن مسلم قال: دخل أبو حنيفة على أبي عبد الله عليه السلام فقال له: إني رأيت ابنك موسى يصلي والناس يمرون بين يديه فلا ينهاهم، وفيه ما فيه فقال أبو عبد الله عليه السلام: ادع لي موسى، فلما جاءه قال: يا بني إن أبا حنيفة يذكر أنك تصلي والناس يمرون بين يديك فلا تنهاهم، قال: نعم يا أبه إن الذي كنت اصلي له كان أقرب إلي منهم، يقول الله تعالى: " نحن أقرب إليه من حبل الوريد ." قال: فضمه أبو عبد الله عليه السلام إلى نفسه وقال: بأبي أنت وامي يا مودع الأسرار . فقال أبو عبد الله عليه السلام: يا أبا حنيفة القتل عندكم أشد أم الزنا ؟ فقال بل القتل، قال: فكيف أمر الله في القتل بشاهدين وفي الزنا بأربعة ؟ كيف يدرك هذا بالقياس ؟، يا أبا حنيفة ترك الصلاة أشد أم ترك الصيام ؟ قال: بل ترك الصلاة، قال: فكيف تقضي المرأة صيامها ولا تقضي صلاتها، كيف يدرك هذا بالقياس ؟، ويحك يا أبا حنيفة النساء أضعف على المكاسب أم الرجال ؟ قال: بل النساء، قال: فكيف جعل الله للمرأة سهما " و للرجل سهمين ؟ كيف يدرك هذا بالقياس ؟، يا أبا حنيفة الغائط أقذر أم المني ؟ قال: بل الغائط، قال: فكيف يستنجى من الغائط و يغتسل من المني ؟ كيف يدرك هذا بالقياس ؟، ويحك يا أبا حنيفة تقول سأنزل مثل ما أنزل الله ؟ قال أعوذ بالله أن أقوله، قال: بلى تقوله أنت وأصحابك من حيث لا تعلمون. قال أبو حنيفة: جعلت فداك حدثني بحديث نحدث به عنك، قال: حدثني أبي محمد ابن علي، عن أبيه علي بن الحسين عليهم السلام، عن أبيه الحسين بن علي عليهما السلام، عن أبيه علي ابن أبي طالب صلوات الله عليهم أجمعين قال: قال رسول الله صلى الله عليه و آله: إن الله أخذ ميثاق أهل البيت من أعلى عليين وأخذ طينة شيعتنا منا ولو جهد أهل السماء وأهل الأرض أن يغيروا من ذلك شيئا " ما استطاعوه، قال: فبكى أبو حنيفة بكاء " [ شديدا " ] وبكى أصحابه ثم خرج وخرجوا.
یه قسمتهایی رو نگی کردم ولی شماهه رو بخون . حداقل امام صادق علیه السلام رو دیگه عالم میدونین که ؟ ایا امام یا ابو حنیفه غیر احکام صحبت کردن ؟ چرا امام مثل شما قیاس نکرد ؟ اما ابوحنیفه قیاس کرد ؟ مراقب باشین که کجا چی بیان میکنین .
ایا اینها احکام نیستن؟ اگه نیستن پس چی هستن /؟؟؟؟ دقت کنین که قیاسهای که میکنین شما رو به کجا میبره و جهل به مباجث فقهی و احکام استخراجی عقلی ( که بر اساس عدم داده های صحیح به عقل و تحلیل غلط بخاطر اون داده های اشتباه هست ) منتح به این میشه که فقط مطالب رو پشت هم دومینویی بیان کنین .
پس میگم اسمون ریسمون ناراحت نشو ، یسری چیزها بهتون گفتن ولی شما بد یا برداشت کردی یا اینکه بد توضیح دادن به شما یا اینکه اصلا دوست داری فقط چیزی رو که دوست داری بیان کنی.
این بحث بسته میشه چون نه بار علمی داره مطالب شما و نه اینکه بر اساس قواعد مباحثه عقلی و ... صورت داره میگیره از سوی شما .
پست بسته میشه
کسی اگه اگه اعتراضی داشت به معاون و یا مدیر بخش اطلاع بده .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  ولایت فقیه همان ولایت رسول خداست‌! تفکر 54 16,181 ۱۵/فروردین/۹۶ ۱۶:۲۵
آخرین ارسال: دعادست
  شناخت بیشتر از ولایت مطلقه فقیه + نظرات و توضیحات آیت الله بهجت در باب ولایت فقیه warior 60 25,551 ۷/تیر/۹۳ ۱۹:۰۱
آخرین ارسال: Bidel.s
Exclamation ولایت فقیه و انتقاد عبدالرحمن 0 1,052 ۱۹/خرداد/۹۲ ۰:۲۵
آخرین ارسال: عبدالرحمن
  پرسشها و پاسخ ها پیرامون ولایت فقیه دوست خدا 12 5,157 ۲۰/مرداد/۹۱ ۱۹:۵۶
آخرین ارسال: دوست خدا
  نظر حضرت ایت الله جوادی املی درباره ولایت مطلقه فقیه. vahrakan 0 1,152 ۲۲/اردیبهشت/۹۱ ۰:۰۵
آخرین ارسال: vahrakan

پرش در بین بخشها:


بالا