|
سریال ساختمان پزشکان
|
|
۱۸:۰۸, ۷/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/تیر/۹۰ ۲۳:۴۷ توسط akhevi.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
اشاره "ساختمان پزشکان" به سوژه های مبتذل
نویسنده وبلاگ منتظر با بیان نمونه هایی تاکید دارد که سریال ساختمان پزشکان که از شبکه سوم رسانه ملی پخش می شود، روی فارسی وان را سفید کرده است. به گزارش وبلاگستان مشرق، امین هاشمی در مطلب اخیر وبلاگ "منتظر" نوشت: از روز اولي که سريال ساختمان پزشکان شروع شد احساس کردم سبک زندگي يا همون Life Style اين فيلم با خانواده هاي ايراني نمي خونه . همون شب هاي اول شاخ در آوردم .چيزي که اين سريال بر روي اون اصرار داره : اشاره غيرمستقيم به زنا ! مثلا اگر توي فيلم دقت کرده باشيد هميشه وقتي نيما و نازنين توي خونه هستند يا وقتي يکي تنها توي خونه است برادر نيما يا مادر پدرش همينجور در رو باز مي کنند و ميان تو ! براي کساني که با مسائل فرهنگي سر و کار دارند روشنه که اين يک فاجعه است . يک فاجعه . همون قسمت هاي اول اين سريال اگر يادتون باشه برادر نيما (يعني ناصر) از زندان آزاد شده و اومده بود خونه نيما . حالا چه جوري اومده بود ؟ نيما بيدار شد ديد ناصر نشسته توي خونشون داره يک چيزي مي خوره ! زن نيما هم توي اتاق ديگري خوابيده بود . حالا نيما ميخواست بره سر کار ولي ناصر اصرار داشت من مي خوام بمونم خونه و زن داداشم رو ببينم و نيما ميگفت حالا برو خونه ي بابا من شب اومدم بيا ببين ولي ناصر اصرار داشت بمونه توي خونه تا نازنين بيدار بشه و ببينتش . البته قربون صدقه هاي نازنين و ناصر در قسمت بعد و اينکه نازنين چقدر ايشون رو قبول داره هم در ادامه همين اصرار ها بود. توي فيلم بارها و بارها نازنين توي خونه تنها بود و ناصر همينجور در رو باز کرد اومد تو . البته در قسمت هاي بعدي براي اينکه رد گم کنه نشون داد بقيه مانند مادر شوهر نازنين هم همينجوري ميان تو و مثلا راحت ميرن سر يخچال و مي خواست اين عادت بد رو نقد کنه ! يا بارها و بارها و بارها منشي خنگ دکتر نيما افشار از صحبت هاي عادي افشار و همکارش برداشت بد کرد که اينا مي خوان باهاش رابطه برقرار کنند و با گفتن جملاتي همچون واه واه ، اقا برو اون طرف تر وايسا ، ديگه چي؟ و ... فضاي طنزي به اين مسئله داد . در هر قسمت از اين برنامه اتفاقاتي رخ داده که انگار مردها به زن ها نظر دارند . هر چي فيلم جلوتر مي ره اين لايف استايل شيطاني بيشتر رخ مي نمايد . مگر فارسي وان چه کرد که مردم ديگر بهش اقبال نکردند ؟ مگر فيلم هاي آمريکايي چه مي کنند ؟ اول با سبک زندگي مخاطب شروع مي کنند و آرام ارام در يک براندازي نرم سبک خود را جايگزين مي کنند . چندي پيش و قبل از نمايش اين سريال در مورد توقف ساخت آن و بعد توضيح صداوسيما و اصلاحات زيادي که در اين فيلم صورت گرفته مطالبي منتشر شد که نشان از وجود اشکالات فراوان در اين فيلم دارد . البته اين ايراد متوجه علوم انساني غرب زده ما است و تنها بخشي از زندگي سکولاري که متاسفانه روانشناسان امروزه به آن دامن مي زنند در اين فيلم نشان داده شده است . از رفتار و برخورد زننده افراد در اين فيلم (همانطور که اشاره شد) گرفته تا تصاوير و دکور و طرز لباس پوشيدن کاراکاتر هاي فيلم . اصلا فکرش را نمي کردم تصوير فرويد منحرف را بر روي ديوار خانه قهرمان يک فيلم در صداوسيما ببينم حتي در يکي از قسمت ها نازنين به نيما گفت که مگر فکر کردي فرويد هستي ؟ من واقعا نميدونم تقديس فرويد با چه توجيهي در اين فيلم انجام مي شود ؟ وقتي در جلسه نقد اين فيلم يكي از حاضران در فرهنگسراي رسانه به تابلوي عكس فرويد در مطب نيما اشاره كرد مهراب قاسمخاني در پاسخ به آن گفت: نيما شخصيتي است كه ميتواند عكس فرويد را به ديوار اتاقش بزند و كاملا متضاد با آن عمل كند !!!!!! واقعا چه توجيه خنده داري ... همچنين عکسي از عروسي نيما و نازنين بر روي ديوار خانه نيما نصب شده است که نازنين با لباس عروس و نيما با لباس داماد در آن به چشم مي خورد . اما جالب است که نيما دستان خود را شبيه سگي که نشسته باشد جلوي سينه اش قرار داده. اين هم از همان تفکرات منحرفي است که متاسفانه در حال رسوخ کردن است و البته روانشناسي غربي با آن هيچ مشکلي ندارد .تفکري که بر رابطه اي جديد و ضد ديني بين زن و مرد اشاره داشته و حکومت زن بر خانه و مسائل زناشويي را تبليغ مي کند و سگ بودن مرد به نشانه ي فرمانبرداري او از زن نماد اين تفکر است . همانطور که اشاره کردم سبک زندگي تنها به ارتباطات اعضاي خانواده با هم و با ديگران محدود نمي شود. تمامي چيدمان وسايل خانه و تابلو ها و رنگ هاي به کار رفته جاي تحليل و نقد دارد . اگر دقت کرده باشيد در خانه و محل کار نيما افشار تصوير گورخر !!! روي ديوار نصب شده و قابهايي با تصاوير نامفهوم و رنگارنگ نيز وجود دارد . روي ميز هم دکورهاي عجيب و غريب وجود دارد . اگر بهانه بياورند که فيلم طنز است و تصوير گور خر در چيدمان خانه نيما به اين دليل وجود دارد چندان عقلاني به نظر نمي رسد . چرا که در قسمت هاي جدي خانه تصوير اسطوره نيما يعني فرويد نصب شده . همچنين در خانه پدر نيما (فريد) نيز تابلوهايي با تصاوير مينياتور و سنتي و همچنين تصاوير شکار رفتن فريد و سر حيواناتي که شکار کرده نصب شده پس اين فيلم طنز نمي خواهد هجو باشد . پس بنابراين دکور خانه نيما وفريد فضايي کاملا سکولار را در کنار رفتار ها به بيننده نشان مي دهد. حالا بگذريم از تبليغ آيروبيک و مسخره کردن رابطه ايران با ونزوئلا و رئيس دفتر رئيس جمهور و افتتاح طرح هاي عمراني و ... در اين فيلم روانشناسي و طنز و مستهجن ! هر روز که از اين برنامه ميگذره به نيت سازندگان آن بيشتر شک ميکنم . بخش اصلي قسمت پريشب سريال (سه شنبه)بر اصرار و علاقه ي فريد و ناصر براي شرکت در جلسه دختران جوان در کافي شاپ بود . ديشب هم بارها و بارها به خانم دکتر جوان و عشق افراد خانواده از ناصر گرفته تا فريد به اون دختر اشاره شد. طنزي که به لجن کشيده بشه همين ميشه. هيجان افراد خانواده وقتي خانم دکتر جوان و ادا و اطواري وارد ميشه: دوست نيما(هومن ملکي) از رفتن پشيمون ميشه . نيما که قبل از اين سعي مي کرد زنش رو نگه داره حالا ميگه پس چرا نميري برو ديگه! . زنش هم ميگه من مي مونم تو نميتوني پذيرايي کني . فريد با صداي خانم دکتر و نازنين با يک آهنگ ملايم آرام ارام بيدار ميشه و وقتي دو تا خانم جوان رو بالاي سرش ميبينه ميگه من الان توي بهشتم ؟!!! . هومن که از رفتن پشيمون شده سريع مياد به خانم دکتر کمک کنه . ناصر هم مثلا به اين خانم علاقه مند شده و از باباش (فريد) مي خواد توي اين وضع براش خواستگاري کنه . فريد وقتي احتمال ميده زنش مرده داد و هوار راه مي اندازه و از خانم دکتر مي خواد پيشش بمونه و ازش مراقبت کنه . وقتي زن فريد از راه مي رسه صداي خنده ي فريد که با خانم دکتر توي اتاق هستند به گوش مي رسه و زن فريد رو عصباني مي کنه ... البته من خودم همه مطالب این نقد رو قبول ندارم فقط می خواستم این نقد رو اینجا بذارم تا اگه شما هم نظر موافق یا مخالفی در مورد این نقد و همچنین در مورد سریال دارید بیان کنید تا استفاده کنیم. هم چنین قابل ذکره که فیلم نامه نویس این سریال محراب قاسم خانیه که فیلم نامه نویس فیلم سن پطرزبورگه که anti satan عزیز هم نقد مفصلی درباره این فیلم نوشته اند .کارگردانش هم که سروش صحته که کارگردان سریال چارخونه هم بود که تو اون سریال یه شعری در مورد 666 به دفعات تکرار میشد. |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۶:۲۷, ۸/تیر/۹۰
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
ایندفعه به تیتراژ شروع فیلم دقت کنید.به نظرم جالب باشه
![]() به نظرتون اون تصاویری که نشون می دن چیه؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!! |
|||
|
۱۷:۰۶, ۸/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/تیر/۹۰ ۲۲:۰۳ توسط بیداری12.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
متاسفانه مردم برای سرگرمی تن به هر چیزی می دهند! خودمون رو باید حفظ کنیم از شر این برنامه ها. یک نگاه به این فیلم کافیه برای تحریمش برای نفس خود آدم! نیازی به نقد نداره. نباید دید! |
|||
|
|
۱۸:۲۱, ۸/تیر/۹۰
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
به نقل از مشرق:
نقاش ها، خوش نویس ها،نویسنده ها و بسیاری از آدم های اهل ادبیات و هنر عادت دارند که آخر یا پایین اثرشان را امضا کنند. گاهی هم این امضای هنری در تمام کار جریان داشته و این گونه است که می گویند این اثر به سبک فلان هنرمند است . اما در دوره ای اکثر آثار هنری به مدد تولید انبوه تبدیل به کپی های مکرر شده اند دیگر نمی شود کارها را از روی سبک شناخت.اما سروش صحت یکی از کسانی است که هنوز می شود آثارش را با امضا و سبکش شناخت. ساختمان پزشکان، سریال طنز شبانه ای است که رسانه ملی چندی است به روی آنتن فرستاده است و اگر چه غیر از صحت چند دست اندرکار دیگر هم دارد اما سایه سبک و شیوه داستان پردازی و تصویر سازی صحت از اجتماع بر روی آن کاملا قابل حس است. آدم های رذل که هر لحظه به دنبال گذاشتن کلاه روی سر یکدیگر هستند، امضای سروش صحت است که در هر مجموعه ای که صحت حتی مشاور ان بوده است به راحتی قابل رویت است و البته ساختمان پزشکان پر است از این آدم های رذل. باید خدا را شکر کرد که سیمای جمهوری اسلامی از آن جهت که تلاش دارد تا به شعائر اسلامی و انقلابی منتسب شود؛ تصمیم نگرفته تا این رسانه را با نام مستعار "دانشگاه عمومی" خطاب قرار دهد و به رسانه ملی اکتفا کرده است؛ اگر نه معلوم نبود که چگونه باید این تناقضات را حل کرد. این که به بهانه طنز و خندان مردم فضایی مملو از شیادی و رذالت و سوء استفاده گری را با آب و تاب به تصویر بکشیم؛ معلوم نیست بر اساس کدام یک از اهداف تربیتی رسانه ملی تعریف شده است. آدم هایی که تمام زندگی شان را حرص و طمع پر کرده است در دنیایی که برادر به برادر رحم نمی کند، هر گونه تقید به چهارچوب های اخلاقی به مسخره گرفته می شود؛ پدر فرزند را به استثمار می کشد و در نهایت یک مشت آدم رذل در کنار هم و در حالی که دستانشان در جیب هم قرار دارد زندگی می کنند. مدیران خوشحال و راضی رسانه ملی هم بی خبر از کلاهی که تا میانه قامتشان در آن فرو رفته با شادی آمارهای مخاطبان این سریال و نقد های پر طمطراق نوشته شده بر آن را می خوانند و می اندیشند که سریال خوبی را روانه آنتن کرده اند که به خرجش می ارزد و اقلا مردم را چند دقیقه ای از ماهواره دور می کند، غافل از اینکه ساختمان پزشکان یک هجویه اجتماعی است که فضایی شبیه به "مزرعه حیوانات اورول" را به شکل استادانه ای به تصویر کشیده و با زبان تمثیل تمام ارکان اجتماعی و سیاسی را به زیر تیغ برده است. حیواناتی که در ساختمان پزشکان زندگی می کنند؛ هر کدام نماد بخشی از جامعه امروز ایران هستند که تنها هم شان علفشان است و عجیب اینکه این سریال تنها دو بخش از جامعه ایرانی را به حساب آورده است؛ بورژوا ها و خرده بورژوا ها و تلخ تر اینکه این تفکرات مارکسیستی فوکولی مدعی روشنفکری آن در گوشه کافه تریا ها برای جامعه ایرانی هشتاد میلیونی حکم هم صادر می کنند. برای مدیران صدا و سیما، متاسفانه ظهور سانتیمانتالیسم مارکسیستی قابل تحمل تر از شنیدن حرف های جدی است؛ اگر چه به نظر نمی رسد که این بخش از مدیریت فرهنگی از عمق فاجعه آگاه باشد، اما بعید به نظر می رسد که نسبت به اثرات چنین برنامه هایی واکنش نشان دهد. استدلالل این حضرات ساده است؛ "مردم نمی فهمند". سانتی مانتالیسم مارکسیستی، بورژوا ها و خرده برژو اها را هجو می کند و فکر برش می دارد که با چنین هجویه هایی و پوشیدن اورکت سبز آمریکایی حالا برای خودش چریکی است و در دم آخر هم به خیال خودش کنده جامعه سرمایه داری زده ی ایران را که بورژوازی دینی بر آن حاکم است؛ می کشد و از آن طرف هم مدیران شاد و راضی فرهنگی – رسانه ای برای این ماجرا کف می زنند؛ آنتن آبرومندانه پر شده است؛ اما واقعیت نه پر شدن آنتن است و نه ارضای حس خود چریک بینی؛ حق الزحمه عوامل به حساب بانکی شان واریز شده است |
|||
|
|
۲۰:۱۱, ۸/تیر/۹۰
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
بسم الله
دوستان بنظر بنده خیلی خیلی تند رفتید اولا که بحث ترویج زنا کاملا منتفیه من اصلا یه همچین چیزی رو قبول ندارم یکمی رعایت کنید، کدوم آدمی آخه به زن داداشش...؟؟؟؟ شما چرا همه چیز رو به مسائل جنسی ربط میدید؟؟؟؟؟؟؟ دوما بحث نماز هم منتفیه خب بنده خودم پا میشم نماز رو میخونم و دوباره میخوابم. اینکه مشکلی نداره. داره؟؟؟؟؟؟ نقل قول:سرتاسراین طنز گناه و فحشاست!برادر کجای سرتاسر این سریال گناه و فحشاست یکی ندونه فکر میکنه توی صدا وسیما فیلم مستحجن داریم تولید میکنیم. قبول برادر این سریال مشکل زیاد داره. سینما و صدا و سیما به فساد آلوده شده ولی واقعا این حرفتون که سرتاسر این سریال فحشاست خیلی اغراق داره. شدیداً. وقت کمه و حرف بسیار بنده خودم زیاد دل خوشی از صدا و سیما و سینما ندارم ولی با اغراق و تند روی هم مخالفم. در ضمن دقت کنید یک فیلم طنز نمیاد قربون صدقه مردم بره ، طبیعتا باید عادت های بد ملت رو به روشون بیاره مثل مسخره کردن و دروغ گفتن، سرکشی کردن زن ها از حرف شوهرشون، و... ولی بدبختانه ما همیشه جای پند گرفتن از کارهای بد و انجام ندادنشون اونها رو یاد میگیریم!!!!!!!!!!!!!!!! (ولی وجدانی اون قسمت خساست پدر نیما خیلی صورت خوشی نداره وواقعا زشته. به قومیت ها نباید توهین کرد.) یا الله |
|||
|
|
۲۰:۴۱, ۸/تیر/۹۰
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
نقل قول:به نظرتون اون تصاویری که نشون می دن چیه؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!یه سری تصاویر روان شناسی که خیلی هم رایج هست و برای پی بردن به نوع شخصیت افراد و احساسی که دارن استفاده می شه . به صورتی که یه تصویر تقریبا گنگ رو نشون شخص می دن و می گن اولین چیزی که می بینی چیه . بعد با توجه به پاسخ شخص به مشکلش رسیدگی می کنن در این که این سریال واقعا چرت و بی خود هست شکی نیست . اما این سریال یه قسمت خیلی جالب داشت که بسیار هم آموزنده بود . منظورم همون تیکه رئیس دفتر رئیس جمهور هست . |
|||
|
|
۰:۴۲, ۹/تیر/۹۰
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
بدون شک یکی از ماموریتهای این سریال تمسخر اخلاقیات ومسائلی که قشر زیادی از مردم این کشور بهش پایبندند بطور مثال تو یکی ازقسمتا دکتر نیما به یه برنامه تلویزیونی که آرزوش بوده دعوت میشه تو این برنامه راجع به مسائل زناشویی خیلی باز صحبت میکنه درسته در ظاهر همه باهاش مخالفت میکنن اما خودش و بقیه اذعان میکنن کارش کاملا علمیه. پیامی که این قسمت میخواد بده اینه که باید کم کم این مسائل جا بیفته وحتی تو تلویزیون راحت دربارش حرف زده بشه درمورد روابط زن نیما با برادر شوهرش هم بنظر میرسه تعمدا خیلی باز گذاشته شده تابه زعم خودشون عادی سازی صورت بگیره و رفته رفته به سمتی خارج از عرف واخلاق کشیده بشه . البته این توجیه همیشه براشون وجود داره که تو جامعه این مسائل هست تو بلوتوث و..... بطور مثال عطاران این مطلبو بعد از کار جنجالی اخرش تو ماه رمضون عنوان کرد. مطمئناً غرب هم همین مسیر رو طی کرده تابه وضع امروزی رسیده. بنظرم این سریال بیش از اینکه رنگ و بوی ایرانی داشته باشه پایبندی به افکار روانشناسی فرویده
|
|||
|
|
۷:۴۸, ۹/تیر/۹۰
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
من تا حالا سه قسمتشو اونم به صورت توفیق اجباری بیشتر ندیدم.....ولی این فیلمو از اون بی سواده گرفته تا مدرک پروفوسوریه میبینن خیلی ببخشید همه که مثله ما نیستن بشینن فکر کنن آی چی دارن میبینن......
غیر از اینه دخترای ما پرتوقع بار میان.. غیر از اینه مردا رسما خودشونو زی زی تصور میکنن........ غیر از توهین به روانشناسا و تخریب ذهنیته افرادیه که میخوان تو این رشته برن...... غیر از اینه که اصفهانی هارو با یه صفاته بد نشون میدن............ و................. آقا باور کنید اشکال داره من اون قسمتی که ناصر میخواست با مرجان ازدواج کنه رو دیدم خیلی ببخشید این در حد غرور و مردانگی و حتی تو جامعه اسلامی هست که اینطوری دختر انتخاب بشه و حتی ندیده انقدر قربون صدقش رفت..... باور کنید آبرویه خودمون داره میره.... |
|||
|
|
۸:۴۰, ۹/تیر/۹۰
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
در مورد نماز خوندن یا نخوندن کاراکترها نه تنها توی این مجموعه بلکه توی بسیاری از کارهای تلویزیونی من خیلی فکر کردم.
حرف دوستمون درست بود. مثلا توی یه مجموعه طنز مثل همین مجموعه اگه یکی پاشه نماز بخونه خیلی تابلو و عجیبه. از اون طرف هم توی بعضی از کارهای جدی اونقدر تابلو طرف از معنویات حرف میزنه که آدم نمی دونه پای منبر نشسته یا پای تلویزیون. ببینید همه درد و مشکل ما اینه که نه تنها توی فیلمها و سریالهامون بلکه توی زندگی واقعی خودمون هم سبک زندگی یه فرد مسلمان شیعه رو نداریم. کسی که بر مبنای سبک زندگی امریکایی یه فیلم می سازه تمام مولفه های اون نوع سبک زندگی رو در فیلمش قرار می ده: نوع مکالمات، روابط دوستی و خانوادگی، دکوراسیون منزل، مدل ماشین، لباسها، آرایشها.... و همه با هم همخونی داره و هیچ کدوم وصله ای ناجور محسوب نمیشه. در سینمای سکولار ما نمایش یه نماز خوندن مشکلی رو حل نمیکنه. به خودم می گفتم ما باید طنز خودمون رو داشته باشیم به این معنا که ببینیم یک مومن مسلمان شیعه از چه چیزی احساس شعف میکنه. ولی باور کنید اونقدر چارچوب ذهنی من در قوانین سینمای سکولار اسیر شده بود نمیدونستم چه الگوی طنزی میتونیم برای یه مسلمان ارائه بدیم. الگویی که تمام انرژی اش مصروف این نشه که بخواد مردم رو با برجسته کردن "رذایل اخلاقی" بخندونه. |
|||
|
|
۱۰:۵۲, ۹/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/تیر/۹۰ ۲۲:۰۲ توسط بیداری12.)
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
نظراتمو برداشتم! راحت باشید. |
|||
|
|
۱۳:۲۰, ۹/تیر/۹۰
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
من هم با نظر دوستان موافقم .
من توی این سریال به وفور مشاهده کردم که نیما عکس های "گاندی" رو توی خونشون و مطبش زده و اونو اسطوره خودش میدونه و چندن بار جملات گاندی رو تکرار میکنه و همون طور که استاد رائفی پور فرمودند گاندی یک ماسون بود. و در یکی دیگر از قسمت ها که ناصر رفته بود به کلانتری و اسرار به زندانی شدن داشت و اون سربازه ناصر رو داشت به زور بیرون می کرد ، یه لحظه ناصر نماد دست شاخدار (دست شیطانی) رو نشون داد و سریع صحنه رد شد. از این جور نماد ها و رموز در این سریال زیاد مشاهده میشه. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| فیلم: کپی سریال آمریکایی در سریال ماه رمضان | mahdy30na | 50 | 19,404 |
۲/مرداد/۹۳ ۲۳:۲۹ آخرین ارسال: مسافرتنها |
|
| ضلع غربی ساختمان پزشکان (مستندی درباب فرویدزدگی این سریال) | مینو | 1 | 2,302 |
۲۸/فروردین/۹۳ ۱۷:۳۶ آخرین ارسال: هادی... |
|











