کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ایا مرجع دینی نقش امام را دارند ورهبری نقش خلیفه را دارند ؟
۱۳:۳۹, ۱۴/شهریور/۹۶
شماره ارسال: #1
آواتار
با سلام خدمت همه گرامین
در جریان بحثی که جناب فروتقه داشتن در باره خلیفه و امام ، که در اینجا صورت گرفت ، بعد از بسته شدن تاپیک ، با رد و بدل شدن پیامهایی بین ایشون و بنده چندین موضع نو ایجاد شد .
با اینکه از ایشون اجازه برای نشر پیامها گرفته شد _ چون طبق چه قوانین تالار و چه قوانین اخلاقی نشر مطالب خصوصی خلاف شرع بود _ مطالبی که رد و بدل شد اینجا نشر پیدا میکنه بدون قیچی خوردن .

دوستان نسبت به موضع و نگاهی که ایشون به عنوان یه شیعه _ البته گاه کاهی عقاید سلفی توش رویت میشه _ دوستان اگه میل داشتن پاسخ و اعلام کنند که موافق دیدگاه و یا مخالف هستن و به چه علت .

عنوان تاپیک معین و حال پیامها رو مطالعه بفرمایید
نقل قول:
Mforootaghe نوشته است:با نام ویاد خدا

سلام وشب شما بخیر

چون مبحث مسدود بود

چون امامت وخلافت که ازشئون آن است مربوط به اصول دین است ودر اصول دین تحقیق باید کرد لذا بدون نیاز به سند روائی باید گفت کدام خردمندی میپذیرد که کسی خلیفه باشد اما مردم با وی بیعت نکنند ؟اگر درآن 5 سال هم با امام علی بیعت نمیشد کلیه امامان ما همگی خانه نشین بودند ولی امامت آنها برقرار بود ومردم وحکومت را نصیحت وهدایت میکردند.

واما درمورد خلفای ثلاث وامویان وعباسیان و عثمانیان ورهبران جمهوری اسلامی و...بدون اینکه وارد تاریخ بشوم که کاری دشوار است اگر مقبولیت داشتند که در مقابل مردم مسوول بودند واگر نداشتند غاصب حق موفق باشید
mahdy30na نوشته است:سلام و عرض احترام
تشکر بابت بحثی که داشتیم .

جانشین پیامبر ، بعد از زمان ایشان کسی است که تمام شئون منهای نبوت را داراست . گرچه به ظاهر حضرت خلیفه نبوده باشن به نظر عامه اما این فقط نظر اهل تسنن هست .
موفق باشید .
نقل قول:
mahdy30na نوشته است:
Mforootaghe نوشته است:بنام خدا
درود وسپاس
مساله نظر اهل سنت ویا شیعه نیست مساله واقعیتی است که باید دیده شود موفق باشید
سلام
مدتی نبودم .
مسئله اینه به قدری مغالطه و فشار وارد شد بر این موضوع از سوی اهل عامه که هر قسمت این مفهوم رو چرخوندن تا از مدار خارج بشه و موفق شدن .
کسی که ادعای شیعه بودن داره با این حرفهاش جور در نمیاد .
امیدوارم مفاهیم رو درست درک کنین تا درگیر حواشی نشین .
امام جانشین بلافصل نبی از سمت خدا هست . خلیفه نماینده نبی است . حال خودتون حساب کنین کسی که امامت رو قبول نداره جایگاهش کجاست . امام تا هست اگر نماینده معین کرد که بحث تقویض هست . اگه این فعل صورت نگرفت مساوی با خطبه شقشقیه میشه .
البته شیعه نیاز به بیعت و ... نداره فقط همه اینها رو پایین میاره که بگه عزیزم من دستم خالی نیست میام پایین تا تو بهم برسی و درست رو بگیرم .
موفق باشین .

نقل قول:
mahdy30na نوشته است:
Mforootaghe نوشته است:
با نام ویاد خدا
درود برشما وتشکر
ببینید مساله امامت دنباله نبوت است وفرمان الهی در غدیر همین امر بوده است .اگر اهل سنت ویا بخشی ازآن امامت را قبول ندارند ما باآنها کاری نداریم ما معتقد برامامت هستیم .اگر بجای اختلاط امر خلافت با امامت روی مساله امامت کار میکردیم اهل سنت با ما کنار می آمدند ولی اصرار ما برچیزی بود که عملا بی نتیجه بود وارزش چندانی هم نداشت (ارزش خلافت درنظر مولا برابر با آب بینی بز بود) .امر خلافت با بیعت مردم عملی میشود نه اینکه در فضای ذهن وجوددارد.پیامبر در مکه پیامبر بودند ودر مدینه هم همچنین اما درمکه خلافت نداشتند ولی در مدینه چرا. پس بجای اصرار برخلافت که فایده عملی هم نداشت وندارد باید درامر امامت پافشاری کنیم . اگر هردوطرف برحداکثر نظرات خود بایستند تا قیامت همین است موفق باشید
بنده قصد بحث با شما رو ندارم چون افکاری بسته و سلفی دارید .
ارزش خلافت ؟ ببخشید اون خلافتی که اهل بیعت دنبالش بودن یا شانی که امام داشت ؟
وقتی قوه درک معانی رو درون خودتون میبندید و دنبال حرف های صد من یک غاز اهل سلف هستین نتیجه ای جز این حرفا رو نمیشه از شما انتظار نداشت .
امامت دنباله راه نبوت و خلافت شانی از شئون هست نه اینکه خلافت والاتر از امامت باشه .
کمی دقت کنین .
کسی که خودش رو به خواب بزنه رو نمیشه بیدار کرد. نمونه به حد اعلا موجوده .
خود حضرت بر خلافت ادعا داشتن یا امامت ؟ ایا مولا خودشون نمیدونستن چه بیان کنن ؟
واقعا جای تامل هست از هدفتون .
موفق باشید .

mahdy30na نوشته است:
Mforootaghe نوشته است:
با نام ویاد خدا
درود برشما وشب بخیر
من نمیدانم افکار بسته یا سلفی چیست؟ وهرگز بشما هم اتهامی نمی زنم مطلب من روشن است.
بله خلافت شانی از امامت است اما این شان منوط به بیعت مردم است وارزش این امررا هم مولا صریحا فرموده اند جای شبهه ای نیست.
بهرحال امر خلافت وامامت دو اصطلاح برای دو واقعیت بیرونی است امامت نصب الهی است وخلافت مبتنی بربیعت است ومثالهای آنرا هم قبلا درمورد مولا وپیامبر زدم . درعصر ما مراجع حکم امام را دارند ورهبری حکم خلیفه ولذا اولی نیاز به بیعت ندارد اما دومی منوط به رای مردم یا مستقیم(امام راحل) ویا غیر مستقیم (رهبری) است موفق باشید
سلام
هرچی میخام ندید بگیرم انحراف رو نمیشه .
مراجع حکم امام و رهبری حکم خلیفه ؟
با اجازتون میخوام این نقل قول شما رو بدون کم و کاست توی بحث نقل قول کنم تا دوستان حداقل پاسخ شما رو بدن .
البته کلام شما و مطالب پشین هنوز مستنداد و ادله هرچند ضعیف هم براش مطرح نشد .
اگه اجازه میدید نقل کنم . وگرنه همینجا محفوظ خواهد ماند .

Mforootaghe نوشته است:با نام ویاد خدا
درود برشما وتشکر
بله حتما نقل کنید چرا که باور من همین است. مرجع دینی نقش امام را دارند ورهبری نقش خلیفه که در یک زمان مانند پیامبر وامام علی ع(بمدت 5سال) ودر عصر امام زمان یکی میشود پیروز باشید

این قسمتها رو فقط برای تذکر به دوستان نقل میکنم وگرنه در مکاتبات موجود نیست :


نگاهی به این داشته باشین
نقل قول: و دعايش هم مستجاب شد.
و امّا در زمان عثمان - که هيچ حساب و کتابي نبود - به خواست عثمان و اطرافيانش از بني‌اميه، آن را بين خودشان تقسيم مي‌کرد.
اميرالمؤمنين‌(علیه‌السلام) اعلام مي‌فرمايد که دشواري‌هايي که بر عقل‌ها و بر قلوب سنگين مي‌آيد در شرايطي که هست، تاريکي‌هاست و برداشتن اين تاريکي‌ها را شما برنمي‌تابيد و آن حضرت اوضاعي را که از جنگ جمل، صفين و نهروان جلو آمد، مشاهده مي‌فرمود.
اين اتمام‌حجّت بر آنهايي بود که با آن اصرار و التماس خواستار بيعت شدند و حضرت را قسم دادند و گفتند: آيا نمي‌بيني که اسلام به چه حالي گرفتار شده است؟ فرمود: «من اجابت مي‌کنم، ولي بدانيد من اگر بپذيرم، به آنچه مي‌دانم عمل مي‌کنم»
اينجا سخن از اين بود که شما اگر مرا مي‌خواهيد، بايد روش مرا در نفي بدعت‌ها و بازگشت به عهد پيغمبر‌(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) - كه فراموش شده است - بپذيريد.
موقف، موقف خاصی بود كه ارزش‌هاي اسلامي، ضعيف و يا دستخوش تحريف و يا تبديل به ضدّارزش شده بود.
و اما درباره اب بینی بز
در خطبه شقشقیه می فرماید:دانيد . سوگند به کسى که دانه را شکافته و جانداران را آفريده ، که اگر انبوه آن جماعت نمى‏بود ، يا گرد آمدن ياران حجت را بر من تمام نمى‏کرد و خدا از عالمان پيمان نگرفته بود که در برابر شکمبارگى ستمکاران و گرسنگى ستمکشان خاموشى نگزينند ، افسارش را بر گردنش مى‏افکندم و رهايش مى‏کردم و در پايان با آن همان مى‏کردم که در آغاز کرده بودم . و مى‏ديديد که دنياى شما در نزد من از عطسه ماده بزى هم کم ارج‏تر است .

فقط اون اب بینی بز رو میخونین در حالی که کلام امام رو کامل باید دید

یا آن گاه که مالک اشتر از طرف علی (علیه السلام) نامزد حکومت
مصر شد، آن حضرت نامه ای برای مردم مصر نوشت در آن نامه جریان صدر اسلام را نقل می کند تا آنجا که می فرماید: «امسکت یدی حتی رایت راجعه الناس قد رجعت عن الاسلام یدعون الی محق دین محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فخشیت ان لم انصر الاسلام و اهله اری فیه ثلما او هدما تکون المصیبة به علی اعظم من فوت ولایتکم التی انما هی متاع ایام قلائل؛ من اول دستم را پس کشیدم تا آنکه دیدم گروهی از مردم از اسلام برگشتند (مرتد شدند؛ اهل رده) و مردم را به محو دین محمد دعوت می کنند، ترسیدم که اگر در این لحظات حساس اسلام و مسلمین را یاری نکنم خرابی یا شکافی در اساس اسلام خواهم دید که مصیبت آن بر من از مصیبت از دست رفتن چند روزه خلافت بسی بیشتر است.» (نامه 62)
امیر مؤمنان در همان روز اولی که مردم به ایشان برای بیعت هجوم آوردند فرمودند: من سرپرستی و حکومت بر شما مردم را قبول می کنم به شرطی که «[b]تا جایی که در توان دارم عدل را برقرار سازم و حکومت زمانی برای من ارزش دارد که در سایه عدالت و مساوات باشد. اگر به واسطه ی این حق که خدا در اختیار من قرار داده نتوانم ظلم ظالم را سرکوب و حق مظلوم را باز پس گیرم؛ این حکومت ارزش ندارد.» پس حکومتی برای علی بی ارزش بود که در سایه عدالت و مساوات نباشد. اما اگر حکومت در سایه عدالت، مساوات و برابری باشد آن موقع است که ارزش پیدا می کند.

دوستانی که گه گاه میگن امام سکوت کردن برای گرفتن حقشون که خلافت بود و نیاز به بیعت داشتن برای خلافت ، این دوستان نه جایگاه امامت رو درک میکنن و نه مقام جانشین پیامبر رو .
کسی که برگرده بگه حتی اگه انسان جبار و دائم الخمر و ... باشه اما خلیفه هم باشه جانشین پیامبر هست و قیام علیه اون خلیفه _ حاکم _ جایز نیست ولی اگه کسی قیام کرد و پیروز شد و حکومت رو بدست اورد اینم میشه خلیفه ، هیچ فرقی با کسی که بگه امام باشه ولی خلیفه هم درکنارش هیچ فرقی نداره .
توی کتب تاریخی که بعد خلفای راشدین رو حکومت ملوکانه نقل میکنن . اینارو گفتم تا بعدا حرفهایی شنیدین نگین از کجا اومده .


و اما منتظرم دوستان کمک کنن و دکترین جناب فروتقه رو تحلیل کنن که :
Mforootaghe نوشته است:با نام ویاد خدا
درود برشما وتشکر
بله حتما نقل کنید چرا که باور من همین است. مرجع دینی نقش امام را دارند ورهبری نقش خلیفه که در یک زمان مانند پیامبر وامام علی ع(بمدت 5سال) ودر عصر امام زمان یکی میشود پیروز باشید
من فقط موندم اگه رهبری نقش خلیفه رو دارن ، خودشونم که مرجع هستن _ البته ممکنه جناب فروتقه مرجعیت رهبری رو بپذیرن یا نه _ خوب تناقض پیش میاد و برای درک این مفهوم که :
Mforootaghe نوشته است: مراجع حکم امام را دارند ورهبری حکم خلیفه

توضیح کسی داشت بیان کنه . ایام غدیر و فاطمیه دوستان و غیر نظراتی شاد بیان میکنن که ادم گاهی نیاز هست اطلاع داشته باشه /
ببخشین اگه یکم نا منظم شد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۵:۲۹, ۱۴/شهریور/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/شهریور/۹۶ ۱۵:۵۷ توسط Mforootaghe.)
شماره ارسال: #2

با نام ویاد خدا
درود بردوستان ووقت بخیر
صمیمانه از برادرم مهدی سینا سپاسگزاری میکنم که بدرخواست بنده ایشان مکاتبات فیمابین را منتشر کردند .بنده بسیار خوشحالم که در طلیعه عید بزرگ غدیر(امامت) در این باره مطالبی بعرض دوستان برسانم .باشد که ره توشه آخرتمان گردد پیروز باشید

با نام ویاد خدا

درود مجدد بردوستان

مطلب هم ساده است وهم دشوار دشوار است چون اختلافات مذهبی آنرا پیچیده کرده است وساده است چون اگر کمی دقت وانصاف باشد قابل درک است ومانند یک معادله ریاضی روشن

در غدیر بفرمان الهی پیامبر علی را برای امامت پس ازخود معرفی کردند .یکی ازشئون امامت خلافت یا حکومت برجامعه است که تحقق این امر منوط به بیعت اکثریت مردم است. ولذا در طول تاریخ اندک زمانی بوده که مردم با پیامبران خود بیعت برای حکومت کرده باشند ودوران امامان هم بهمچنین. درعصر غیبت بنابرسفارش امام عصر ع مردم برای امر دین باید به فقیهان مراجعه کنند ودر طول 13 قرن گذشته همین عمل هم انجام شد ومراجع دینی ایجاد شدند .اما در سال 57 ملت ایران درامور کشورخود با یکی ازآن مراجع بیعت کردند وحکومت ایران تشکیل شد .اینجا پدیده جدیدی رخ داد وآن خلافت یک مرجع دینی. پس از امام راحل مردم بطور غیر مستقیم آیت الله خامنه ای را برهبری برگزیدند یعنی ایشان خلیفه کشورمان شدند البته آن زمان ایشان مرجعیت نداشتند ودوسال بعد هم مرجع شدند . این دو پدیده از یکدیگر جداست زمانی با هم یکی میشوند وزمانی مجزا. بنابراین مراجع دینی ورهبری همه نائبان امام زمانند اما اولی نیابت امامت ودومی خلافت را بردوش دارند .اولی در امور فردی ودومی در امر جامعه دخالت دارند اولی فتوا صادر میکند برای پیروان خودودومی حکم حکومتی که برای همه لازم الاجراست .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۰:۱۷, ۱۵/شهریور/۹۶
شماره ارسال: #3
آواتار
(۱۴/شهریور/۹۶ ۱۵:۲۹)Mforootaghe نوشته است:  با نام ویاد خدا
درود بردوستان ووقت بخیر
صمیمانه از برادرم مهدی سینا سپاسگزاری میکنم که بدرخواست بنده ایشان مکاتبات فیمابین را منتشر کردند .بنده بسیار خوشحالم که در طلیعه عید بزرگ غدیر(امامت) در این باره مطالبی بعرض دوستان برسانم .باشد که ره توشه آخرتمان گردد پیروز باشید

با نام ویاد خدا

درود مجدد بردوستان

مطلب هم ساده است وهم دشوار دشوار است چون اختلافات مذهبی آنرا پیچیده کرده است وساده است چون اگر کمی دقت وانصاف باشد قابل درک است ومانند یک معادله ریاضی روشن

در غدیر بفرمان الهی پیامبر علی را برای امامت پس ازخود معرفی کردند .یکی ازشئون امامت خلافت یا حکومت برجامعه است که تحقق این امر منوط به بیعت اکثریت مردم است. ولذا در طول تاریخ اندک زمانی بوده که مردم با پیامبران خود بیعت برای حکومت کرده باشند ودوران امامان هم بهمچنین. درعصر غیبت بنابرسفارش امام عصر ع مردم برای امر دین باید به فقیهان مراجعه کنند ودر طول 13 قرن گذشته همین عمل هم انجام شد ومراجع دینی ایجاد شدند .اما در سال 57 ملت ایران درامور کشورخود با یکی ازآن مراجع بیعت کردند وحکومت ایران تشکیل شد .اینجا پدیده جدیدی رخ داد وآن خلافت یک مرجع دینی. پس از امام راحل مردم بطور غیر مستقیم آیت الله خامنه ای را برهبری برگزیدند یعنی ایشان خلیفه کشورمان شدند البته آن زمان ایشان مرجعیت نداشتند ودوسال بعد هم مرجع شدند . این دو پدیده از یکدیگر جداست زمانی با هم یکی میشوند وزمانی مجزا. بنابراین مراجع دینی ورهبری همه نائبان امام زمانند اما اولی نیابت امامت ودومی خلافت را بردوش دارند .اولی در امور فردی ودومی در امر جامعه دخالت دارند اولی فتوا صادر میکند برای پیروان خودودومی حکم حکومتی که برای همه لازم الاجراست .

جناب فروتقه .
شما اثبات کن بیعت با خلیفه اول حداکثری بوده .
اگه تونسنی اثبات کنی فقط .
بیش از چند ده هزار نفر از اهل مدینه و مکه و شهر های مختلف و خود صحابه ... در غدیر بیعت به چه کردن ؟
اگه میگید بحث خلافت نبود که متن معین از خطبه نقل شد بحث خلافت ، امامت ، جانشینی ، جانشینان بعد از نبی به صراحت بیان شد ، چشمی که نمیتونه ببینه دیگه مقصر بنده و امثال سلمانها و امثال عباس ها و امثال طلحه ها و امثال زیبر ها و مقدادها و ................................................... مقصر هستن ؟
جناب ، امام یعنی کی ؟ شما وقتی معنا و کاربرد و جایگاه اون رو نمیدونی _ حق بدین کمی منطقی برخورد کنم با شما و شما هم مثل همیشه بزنین تو جاده خاکی و مظلوم نمایی _ میایی برای بقیه نسخه میپیچی که مسئله راحت هست و میشه حل کرد .
عزیزم ، ولی یعنی چه؟ امام یعنی چه ؟ خلیفه یعنی چه ؟ اگه میخوای بگی همه اینها با هم فرق داره ، باید خدمت شما عرض کنم همه اینها درغدیر توسط پیامبری ک سهو و خطا و هوا و هوس در کلامش راه ندارد توسط دستور خدا معرفی و به علی بن ابیطالب نسبت داده شد . خود بزرگان اهل سنت هم معترف هستن ولی جالب اینجاست که عامه ما این رو قبول ندارن و هزاران حرف برای خودشون درست میکنن.
جناب برای شما دوباره میارم تا شاید اگه دفعه پیش ندیدید دوباره رویت کنین
معاشر الناس! ما قصرت فی تبلیغ ما انزل الله تعالی الی و انا مبین لکم سبب نزول هذه الآیة، ان جبرئیل علیه السلام هبط الی مرارا ثلاثا یامرنی عن السلام ربی - و هو السلام - ان اقوم فی هذا المشهد فاعلم کل ابیض و اسود ان علی بن ابی طالب علیه السلام اخی و وصیی و خلیفتی، و الامام من بعدی، الذی محله منی محل هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی، و هو ولیکم بعد الله و رسوله، و قد انزل الله تبارک و تعالی علی بذلک آیة من کتابه: (انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاة و یؤتون الزکاة و هم راکعون) (المائدة، 55).
و علی بن ابی طالب علیه السلام اقام الصلاة و آتی الزکاة و هو راکع یرید الله عز و جل فی کل حال.
نمیدونم چرا این متن رو اصلا شما و دوستانی که مثل شما فکر میکنن پیامبر در غدیر یه توصیه کرد رو اصلا و ابدا نمیبینن.
اونو که نمیبنید اینم بعدش اصلا رویت نمیکنین
فاعلموا معاشر الناس! ان الله قد نصبه لکم ولیا و اماما مفترضا طاعته علی المهاجرین و الانصار و علی التابعین لهم باحسان، و علی البادی و الحاضر و علی الاعجمی و العربی، و الحر و المملوک، و الصغیر و الکبیر، و علی الابیض و الاسود، و علی کل موحد، ماض حکمه، جائز قوله، نافذ امره، ملعون من خالفه، مرحوم من تبعه، و من صدقه فقد غفر الله له و لمن سمع منه و اطاع له.
معاشر الناس! انه آخر مقام اقومه فی هذا المشهد، فاسمعوا و اطیعوا و انقادوا لامر ربکم، فان الله عز و جل هو مولاکم و الهکم، ثم من دونه رسوله محمد صلی الله علیه و آله و سلم ولیکم القائم المخاطب لکم، ثم من بعدی علی ولیکم و امامکم بامر الله ربکم، ثم الامامة فی ذریتی من ولده الی یوم تلقون الله عز و جل و رسوله، لا حلال الا ما احله الله، و لا حرام الا ما حرمه الله، عرفنی الحلال و الحرام، و انا افضیت بما علمنی ربی من کتابه و حلاله و حرامه الیه.
معاشر الناس! ما من علم الا و قد احصاه الله فی، و کل علم علمت فقد احصیته فی امام المتقین، و ما من علم الا علمته علیا، و هو الامام المبین.

اینم باز ندیده بگیرید ولی اینو چه میکنین؟


معاشر الناس! انه امام من الله، و لن یتوب الله علی احد انکر ولایته، و لن یغفر الله له، حتما علی الله ان یفعل ذلک بمن خالف امره فیه، و ان یعذبه عذابا نکرا ابد الابد و دهر الدهور، فاحذروا ان تخالفوه فتصلوا نارا وقودها الناس و الحجارة اعدت للکافرین.
اینم باز ندیده بگیرید


معاشر الناس! ان علیا و الطیبین من ولدی هم الثقل الاصغر، و القرآن الثقل الاکبر، فکل واحد مبنی عن صاحبه و موافق له، لن یفترقا حتی یردا علی الحوض، هم امناء الله فی خلقه و حکماؤه فی ارضه.
اینم بگیم اصلا رئیت نکردین

معاشر الناس! هذا علی اخیی و وصیی و واعی علمی و خلیفتی علی امتی و علی تفسیر کتاب الله عز و جل و الداعی الیه، و العامل بما یرضاه، و المحارب لاعدائه، و الموالی علی طاعته، و الناهی عن معصیته، خلیفة رسول الله و امیرالمؤمنین و الامام الهادی، و قاتل الناکثین و القاسطین و المارقین بامر الله، اقول ما یبدل القول لدی بامر ربی، اقول: اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه و العن من انکره و اغضب علی من جحد حقه; اللهم انک انزلت علی ان الامامة بعدی لعلی ولیک عند تبیانی ذلک، و نصبی ایاه بما اکملت لعبادک من دینهم و اتممت علیهم بنعمتک و رضیت لهم الاسلام دینا، فقلت: (و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه و هو فی الآخرة من الخاسرین) (آل عمران، 85); اللهم انی اشهدک و کفی بک شهیدا انی قد بلغت.
معاشر الناس! انما اکمل الله عز و جل دینکم بامامته، فمن لم یاتم به و بمن یقوم مقامه من ولدی من صلبه الی یوم القیامة و العرض علی الله عز و جل، فاولئک الذین حبطت اعمالهم و فی النار هم خالدون، لا یخفف عنهم العذاب و لا هم ینظرون.
معاشر الناس! هذا علی انصرکم لی و احقکم بی و اقربکم الی و اعزکم علی، و الله عزو جل و انا عنه راضیان، و ما نزلت آیة رضی الا فیه، و ما خاطب الله الذین آمنوا الا بدا به، و لا نزلت آیة مدح فی القرآن الا فیه، و لا شهد بالجنة فی (هل اتی علی الانسان) (الانسان ، 1) الا له، و لا انزلها فی سواه، و لا مدح بها غیره.

اینم ندیدید ؟
ایات قران رو چطور ؟ایه اکمال ، ایه ولایت ایه ابلاغ اینها رو هم دقت نکردین روش ؟ اهل سنت و سلف اعتراف دارن که مراد همه شاهدان مثال و اوصاف کسی نیست جز علی بن ابیطالب .

احادیث و نصوصی که پیشتر برای شحص مبارک شما نقل شد چطور؟ از حدیث خلفای اثنی عشر تا حدیث من مات و احادیث ثقلین و .... دیگه اونها رو هم ندیدید و یا دیدید و براش توجیح اوردین که نه بحث خلافت است و ما علی را امام میدانیم ولی خلافت با اکثریت به ابوبکر رای اورد . جالبه هم امام باشد هم خلیفه .
ایا ظلم نیست ؟ با بودن صاحب ، غاصب تصرف در اموال کند .
توی حقوق بهش چی میگن جناب فروتقه ؟

نه شما و نه تمام اهل سنت و سلف نمیتونن اجماع و یا اکثریت بیعت خلیفه اول رو اثبات کنن .
جناب فروتقه ، بحث اینکه دست به این ریسمان و اون ریسمان میشین که در طول تاریخ باید مردم میخواستن تا خلیفه و حکومتی شکل بگیره رو بازیچه جدید قرار ندید.
اگه بیعنی بود در غدیر بود و هرکه سرپیچی کرد خلاف عهد عمل کرد .
اگر اکثریتی بود باز غدیر بود نه سقیفه .
اگر مسیر رو شما اون بیعت و حق میدونین پس باید گفت :
نبی مکرم اسلام :

ما اختلف أمة بعد نبیها الا ظهر أهل باطلها علی اهل حقها - کتاب کنز العمال متقی هندی حدیث 929 ترجمه؟ هیچ امتی پس از پیامبرشان، اختلاف نکردند مگر آنکه گروه باطل بر حق گرایان چیره شدند .
منتظرم ببینم اینو چطور میخوایین پاسخ بدین گرامی .
خوب یه نتیجه فعلی :
حضرت علی بن ابیطالب : ولی - وصی - خلیفه - امام بعد از نبی خاتم هستن . حال اگه کسی نپذیرفت این رو ایا باید گفت که بیان نشده ؟ چشم بینا میخواد دیدن اینها .
البته جناب فروتقه اهل فضل هستن و میدونن فقط میخوان که بیشتر اینها رو ما بگیم تا چشم ها بیشتر تحمل کنن این انوار رو .

شما یک روایت صحیح السند بیار که گفته باشه خلافت خلیفه اول با اکثریت و بدون شک و شبهه باشه . واقعا جا داره از ام المومنین عایشه نقل قولی کنم ، ما أَنْزَلَ الله فِينَا شيئا من الْقُرْآنِ إلا أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ عُذْرِي - توی بحاری هست ج4، ح4550، كتاب التفسير، بَاب «وَالَّذِي قال لِوَالِدَيْهِ أُفٍّ لَكُمَا...» ادرس از صفحه خود کتاب از وب سایت سلف میدم براتون

از قران که نمیتونین کمک بگیرین . از احادیث هم که اگه تونستین بیارین . دیگه چه میمونه؟ ریسمان پوسیده هایی که سلف توی اذهان گذاشتن .
برای اثبات بحث خلافت شما به هرچیزی دست میندازی و قیاس میکنی.
توی بخث رجوع بع به فقها یک اشکال در متن شما هست _ رجوع در امور دین رو چطور احصا کردین ؟ _ توی بحث ولایت فقیه بحثاش شذه یک باز نگری کنین .
متاسفم برای شما و برای اون تفکری ک دارید درباره ولایت و امامت و خلافت .
امام عصر برای تشکیل حکومت نیاز به بیعت دارد ؟ اگر دارد چرا و اگر خیر چرا .
پاسخ دوسوال رو مستقیم و بدون هیچ حاشیه روی از شما میخوام

1- اثبات کنین که بیعت صورت گرفته با اَبوبَکْر بن ابی قُحافه در سقیفه مشروع و اینکه بیعت در غدیر برای چه بود . و چرا پیمان شکنی صورت گرفت .
2- اگر بیعت در سقیفه مشروع بود چه نیاز به بیعت گرفتن از امیر المومنین بود ؟ ایا بیعت همه اهل مدینه_ مثلا همه _ و ... مشروعیت نمیبخشید ؟ اصلا بر چه اساس اون بیعت صورت گرفت ؟

دوست دارم بحث رو اگه میتونی حقوقی مطرح کنی البته اگه میل داشتین وگرنه همین روال عمومی . اول این رو شما پاسخ بده بعد من برات اون نظری ک دادی رو بگم بازم کجاش نقص داره هنوز پاسخ اون رو نمیدم .

در اخر فقط میخوام بدونم این متون رو هم چطور برداشت میکنین .
کلام خلیفه ثانی هست Big Grin
عن عمر : حين توفي اللّه نبيّه صلي اللّه عليه وسلم أنّ الأنصار خالفونا، واجتمعوا بأسرهم في سقيفة بني ساعدة وخالف عنّا علي والزبير ومن معهما .
سندش ؟
بخاری ج 8 ص 26، كتاب المحاربين، باب رجم الحبلي من الزنا.

إنه بلغني ان قائلا منكم يقول والله لو مات عمر بايعت فلانا فلا يغترن امرؤ أن يقول إنما كانت بيعة أبي بكر فلتة وتمت الا وانها قد كانت كذلك ولكن الله وقي شرها...
سندشم؟
باز بخاری ج 8 ، ص 25 و 26 ، كتاب المحاربين من اهل الكفر و الرده ، باب رجم الحبلي من الزنا إذا أحصنت .

منتظرم ببینم چه پاسخی میدید . البته میدونم بازم جاده خاکی میرید .

اونهایی که بیعت با خدا رو_
من بایع فانما یبایع الله _ فراموش کردن و یا اون بیعت رو به هر بهانه ای مخدوش میدونن مورد امرزش قرار نمیگیرن همونطور که در همون بیعت نامه ذکر شده . پس مراقب باشیم که چه چیز را انکار و قبول میکنیم.
مراقب باشیم که : شامل حال دعای امیرالمومنین به مالک بن انس ها و زید بن ارقم ها و .... نشیم .

بخونیم این قسمت اخر خطبه غدیر رو با هم :

معاشر الناس! انکم اکثر من ان تصافقونی بکف واحدة، و قد امرنی الله عز و جل ان آخذ من السنتک الاقرار بما عقدت لعلی من امرة المؤمنین، و من جاء بعده من الائمة منی و منه علی ما اعلمتکم ان ذریتی من صلبه، فقولوا باجمعکم: «انا سامعون مطیعون راضون منقادون لما بلغت عن ربنا و ربک فی امر علی و امر ولده من صلبه من الائمة، نبایعک علی ذلک بقلوبنا و انفسنا و السنتنا و ایدینا، علی ذلک نحیی و نموت و نبعث، و لا نغیر و لا نبدل و لا نشک و لا نرتاب، و لا نرجع عن عهد و لا ننقضی المیثاق و نطیع الله و نطیعک و علیا امیر المؤمنین و ولده الائمة الذین ذکرتهم من ذریتک من صلبه بعد السحن و الحسین » اللذین قد عرفتکم مکانهما منی و محلهما عندی و منزلتهما من ربی عز و جل، فقد ادیت ذلک الیکم، و انهما سیدا شباب اهل الجنة، و انهما الامامان بعد ابیهما علی و انا ابوهما قبله.
و قولوا: «اطعنا الله بذلک و ایاک و علیا و الحسن و الحسین و الائمة الذین ذکرت، عهدا و میثاقا ماخوذا لامیر المؤمنین من قلوبنا و انفسنا و السنتنا و مصافقة ایدینا من ادرکهما بیده و اقر بهما بلسانه و لا نبتغی بذلک بدلا و لا نری من انفسنا عنه حولا ابدا، اشهدنا الله و کفی بالله شهیدا، و انت علینا به شهید، و کل من اطاع ممن ظهر و استتر و ملائکة الله و جنوده و عبیده و الله اکبر من کل شهید».
معاشر الناس! ما تقولون؟ فان الله یعلم کل صوت و خافیة کل نفس (فمن اهتدی فلنفسه و من ضل فانما یضل علیها) (الزمر،39)، و من بایع فانما یبایع الله (ید الله فوق ایدیهم) (الفتح، 10).
معاشر الناس! فاتقو الله و بایعوا علیا امیرالمؤمنین و الحسن و الحسین و الائمة کلمة طیبة باقیة، یهلک الله من غدر، و یرحم الله من وفی (فمن نکث فانما ینکث علی نفسه) (الفتح، 10).
معاشر الناس! قولوا الذی قلت لکم، و سلموا علی علی بامرة المؤمنین، و قولوا: (سمعنا و اطعنا غفرانک ربنا و الیک المصیر) (البقرة، 285)، و قولوا: (الحمد لله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا ان هدانا الله) (الاعراف،43).
معاشر الناس! ان فضائل علی بن ابی طالب علیه السلام عند الله عز و جل و قد انزلها القرآن اکثر من ان احصیها فی مقام واحد، فمن انباکم و عرفها فصدقوه.
معاشر الناس! من یطع الله و رسوله و علیا و الائمة الذین ذکرتهم فقد فاز فورا عظیما.

معاشر الناس! السابقون [السابقون] الی مبایعته و موالاته و التسلیم علیه بامرة المؤمنین، اولئک هم الفائزون فی جنات النعیم.
معاشر الناس! قولوا ما یرضی الله به عنکم من القول، فان تکفروا انتم و من فی الارض جمیعا فلن یضر الله شیئا، اللهم اغفر للمؤمنین واغضب علی الکافرین و الحمد لله رب العالمین.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۷:۳۷, ۱۵/شهریور/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/شهریور/۹۶ ۷:۴۵ توسط Mforootaghe.)
شماره ارسال: #4

با نام ویادخدا

درود برمهدی سینا وصبح بخیر
اولا قرار بود برروی تفاوت مرجع دینی ورهبری مطلب نوشته شود باز رفتیم سراغ غدیر ایرادی نیست
ثانیا دوباره همان روایات را بصورت انبوه ارسال کردید والله بنده 15 جلد الغدیررا مرور کرده ام بنابراین بجای طرح روایات که عموما تکراری است بهتر است برویم سر اصل مطلب تا کاربران هم گیج نشوند.
ثالثا شما چند سوال در اول ووسط مطالبتان نوشته اید وبلافاصله بنوعی جواب آنهارا هم از ذهن من خوانده اید چرا؟ بگذارید سوالات شمارا خودم پاسخ بدهم.بهرحال دقیقا مطالب شمارا مرور کردم این سوالات که بعضا تکراری هم هست را پیدا کردم وپاسخ میدهم انشاء الله اگر موارد دیگری هم باشد حتما کوتاه بنویسید ممنونم

شما اثبات کن بیعت با خلیفه اول حداکثری بوده
اگه تونسنی اثبات کنی فقط

برادرم بنده وظیفه ندارم خلافت خلیفه اول را اثبات کنم این وظیفه اهل سنت است بنده میتوانم در مورد خلافت مولایمان اثبات کنم که ایشان 25 سال خانه نشین بودند یعنی درامر خلافت نبودند دلیل آن هم گواهی همه مورخان شرق وغرب وغیره است.

جناب ، امام یعنی کی ؟ ؟ خلیفه یعنی چه ؟

امام ادامه دهنده راه پیامبر است درست مانند نبوت اما بدون وحی جدید وخلیفه مدیر جامعه است که با بیعت ایجاد میگردد و ممکن است هردو دریک زمان دریک فرد باشد مانند 5 سال خلافت امام ع

امام عصر برای تشکیل حکومت نیاز به بیعت دارد ؟ اگر دارد چرا و اگر خیر چرا
پاسخ دوسوال رو مستقیم و بدون هیچ حاشیه روی از شما میخوام

هر خلافتی نیاز به بیعت دارد والا حاصل نمیشود برای امام عصر ع نیز همین است ولذا زمانی ظهور می فرمایند که آگاهی بر حمایت اکثریت مردم جهان را دارند والا حکومت عادله با شمشیر ساخته نمیشود

1- اثبات کنین که بیعت صورت گرفته با اَبوبَکْر بن ابی قُحافه در سقیفه مشروع و اینکه بیعت در غدیر برای چه بود . و چرا پیمان شکنی صورت گرفت

2-اگر بیعت در سقیفه مشروع بود چه نیاز به بیعت گرفتن از امیر المومنین بود ؟ ایا بیعت همه اهل مدینه_ مثلا همه _ و ... مشروعیت نمیبخشید ؟ اصلا بر چه اساس اون بیعت صورت گرفت ؟

1-قسمت اول سوال را دربالا پاسخ دادم اما درغدیر مردم حاضر با ولایت مولا بیعت کردند اما آن زمان پیامبر زنده بودند وپس از رحلت نیاز به بیعت مجدد بود که انجام نشد دلیلش را ازاهل سنت بپرسید چون من نمیدانم

2-این سوال دارای ابهام است بیعت امیر ع با مدینه چه ارتباط دارد؟ سوالتان را کامل بنویسید ممنونم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۲:۵۶, ۱۵/شهریور/۹۶
شماره ارسال: #5
آواتار
(۱۵/شهریور/۹۶ ۷:۳۷)Mforootaghe نوشته است:  با نام ویادخدا

درود برمهدی سینا وصبح بخیر
اولا قرار بود برروی تفاوت مرجع دینی ورهبری مطلب نوشته شود باز رفتیم سراغ غدیر ایرادی نیست
ثانیا دوباره همان روایات را بصورت انبوه ارسال کردید والله بنده 15 جلد الغدیررا مرور کرده ام بنابراین بجای طرح روایات که عموما تکراری است بهتر است برویم سر اصل مطلب تا کاربران هم گیج نشوند.
ثالثا شما چند سوال در اول ووسط مطالبتان نوشته اید وبلافاصله بنوعی جواب آنهارا هم از ذهن من خوانده اید چرا؟ بگذارید سوالات شمارا خودم پاسخ بدهم.بهرحال دقیقا مطالب شمارا مرور کردم این سوالات که بعضا تکراری هم هست را پیدا کردم وپاسخ میدهم انشاء الله اگر موارد دیگری هم باشد حتما کوتاه بنویسید ممنونم

شما اثبات کن بیعت با خلیفه اول حداکثری بوده
اگه تونسنی اثبات کنی فقط

برادرم بنده وظیفه ندارم خلافت خلیفه اول را اثبات کنم این وظیفه اهل سنت است بنده میتوانم در مورد خلافت مولایمان اثبات کنم که ایشان 25 سال خانه نشین بودند یعنی درامر خلافت نبودند دلیل آن هم گواهی همه مورخان شرق وغرب وغیره است.

جناب ، امام یعنی کی ؟ ؟ خلیفه یعنی چه ؟

امام ادامه دهنده راه پیامبر است درست مانند نبوت اما بدون وحی جدید وخلیفه مدیر جامعه است که با بیعت ایجاد میگردد و ممکن است هردو دریک زمان دریک فرد باشد مانند 5 سال خلافت امام ع

امام عصر برای تشکیل حکومت نیاز به بیعت دارد ؟ اگر دارد چرا و اگر خیر چرا
پاسخ دوسوال رو مستقیم و بدون هیچ حاشیه روی از شما میخوام

هر خلافتی نیاز به بیعت دارد والا حاصل نمیشود برای امام عصر ع نیز همین است ولذا زمانی ظهور می فرمایند که آگاهی بر حمایت اکثریت مردم جهان را دارند والا حکومت عادله با شمشیر ساخته نمیشود

1- اثبات کنین که بیعت صورت گرفته با اَبوبَکْر بن ابی قُحافه در سقیفه مشروع و اینکه بیعت در غدیر برای چه بود . و چرا پیمان شکنی صورت گرفت

2-اگر بیعت در سقیفه مشروع بود چه نیاز به بیعت گرفتن از امیر المومنین بود ؟ ایا بیعت همه اهل مدینه_ مثلا همه _ و ... مشروعیت نمیبخشید ؟ اصلا بر چه اساس اون بیعت صورت گرفت ؟

1-قسمت اول سوال را دربالا پاسخ دادم اما درغدیر مردم حاضر با ولایت مولا بیعت کردند اما آن زمان پیامبر زنده بودند وپس از رحلت نیاز به بیعت مجدد بود که انجام نشد دلیلش را ازاهل سنت بپرسید چون من نمیدانم

2-این سوال دارای ابهام است بیعت امیر ع با مدینه چه ارتباط دارد؟ سوالتان را کامل بنویسید ممنونم

سلام
تکراریه این متون؟
چه جالب . چون شمایی که میگی خلافت نیاز به بیعت داره و اینکه در بحث غدیر سخنی از خلافت نبود و امامت بود خواستم دوباره بینید که نخیر بحث اونطوری هم نیست . جالبه ک شما الغدیر مطالعه کردید ولی بازم نظربه نگاه سلف دارید .
(۱۵/شهریور/۹۶ ۷:۳۷)Mforootaghe نوشته است:  شما اثبات کن بیعت با خلیفه اول حداکثری بوده
اگه تونسنی اثبات کنی فقط

برادرم بنده وظیفه ندارم خلافت خلیفه اول را اثبات کنم
این وظیفه اهل سنت است بنده میتوانم در مورد خلافت مولایمان اثبات کنم که ایشان 25 سال خانه نشین بودند یعنی درامر خلافت نبودند دلیل آن هم گواهی همه مورخان شرق وغرب وغیره است.

نقل قول:اگر چه این روایت ویا عبارت مربوط به حدیث غدیر نیست(خَليفَتى عَلى‏ اُمَّتى) اما اگر پیامبر فرموده اند که خلیفه بعد ازمن علی هستند مراد اینستکه با رضایت شما این امر خواهد بود چرا که خود پیامبر خلافتش با بیعت مردم آغاز شد وقاعدتا درمورد جانشین ایشان نیز همین قاعده حاکم است.
این نقل قول برای شما هست درسته ؟ نظر خودتونه دیگه ؟ توی (۷/شهریور/۹۶ ۸:۱۰) ثبت کردید .
من میخوام بدونم پیامبر برای امری وقتی از مدینه خرج میشدن جانشین برای خودشون قرار میدادن یا اینکه میگفتن من که دارم میرم شما برای خودتون یک شخص انتخاب کنین ؟
وقتی در زمان حیات چنین نمیکردن و شخصا جانشین میزاشتن ، چطور میشه که برای بعد از زمان حیات خودشون جامعه اسلامی رو که اینهمه براش زحمت کشیدن بدون جانشین بزارند ؟
جناب اینکه عرض میکنم اثبات کنید این هست که وقتی میگید رای اکثریت یا حداقل با بیعت مردم ، زمانی هست که شما میخوایید حکومتی صورت بدی نه اینکه حکومتی داری ولی بعد بری سمت دیگه .
بیعیت یعنی چی ؟
بزار یکم از روایات خارج بشیم
بیعت از بیع میاد یعنی پیمان و عقد . اینها ر دیگه دوستان حقوقی و شما بهتر باید بلد باشین که / جالب اینجاست که سر حرف با برادران سلف میشه میگن بیعت رضوان یعنی حکم قطعی و رضایت همیشگی ولی بیعت در غدیر یعنی مردم بعداز من علی رو دوست داشته باشینا ، یبار بهش بی احترامی نکنینیا ....
بیعت یا بیع اثراتی داره درسته ؟یکی که بیعت نیکنه با طرف دیگه یعنی من از شما حمایت و با شما خواهم بود همه جوره که نوی قرار داد _ بیعت نامه هست _ حالا چند ده هزار نفر _ بیشتر کمتر _ توی غدیر با خدا بیعت میکنن و مهر میکنن زیر این بیعت نامه رو که ؟؟؟؟
نقل قول:101. هان مردمان! شمار شما بیش از آن است كه در یك زمان با یك دست، با من بیعت كنید؛ از این روى خداوند عزّوجلّ دستور فرموده كه از شما اقرار زبانى گیرم و پیمان سرپرستى على امیرالمؤمنین را محكم كنم و نیز بر امامان پس از او كه از نسل من و اویند؛ چرا كه گفتم: فرزندانم از نسل اویند.

102. پس همگان بگویید: البتّه كه سخنان تو را شنیده، پیروى مى‌كنیم و از آن خشنود و بر آن گردن گذاریم و بر آن چه از سوى پروردگارمان و پروردگار تو در امامت امام‌مان على امیرالمؤمنین و دیگر امامان - از صلب او - به ما ابلاغ كردى، با تو پیمان مى‌بندیم؛ پیمانى با دل و با جان و با زبان و دستان‌مان. با این پیمان زنده‌ایم و با آن خواهیم مرد و با این اعتقاد برانگیخته مى‌شویم و هرگز آن را دگرگون نكرده، شكّ و انكار نخواهیم داشت و هرگز از عهد خود برنگشته، پیمان نشكنیم. (اى رسول خدا!) ما را به فرمان خدا پند دادى درباره‌ى على امیرمؤمنان و امامان پس از او، فرزندانت از نسل او، حسن و حسین و پیشوایان پس از آن دو كه خداوند برپای‌شان كرده. اینك براى آنان عهد و پیمان از ما گرفته شد، از دل‌ها و جان‌ها و زبان‌ها و درون‌ها و از دستان‌مان. هر كس توانست با دست، وگرنه با زبان بیعت نمود. دیگر پیمان نخواهیم شكست و خداوند دگرگونى از ما نبیند و از این پس فرمان تو را به نزدیك و دور از فرزندان و خویشان خواهیم رساند و خداوند را بر آن گواه گیریم و او بر گواهى كافى است و تو نیز بر ما گواه باش.

103. هان مردمان! اكنون چه مى‌گویید؟ البتّه خداوند هر صدایى را مى‌شنود و بر اسرار دل‌ها آگاه است. هر آن كس كه هدایت پذیرد، به خیر خویش پذیرفته و آن‌كه گمراه شد، به زیان خود رفته.(زمر / ۴١) و آن كس كه بیعت كند، حتماً با خداوند پیمان بسته كه دست خدا بالاى دست آن‌هاست.(فتح / ١٠)

104. هان مردمان! آنك با خداوند بیعت كنید و با من پیمان ببندید و با على امیرمؤمنان و حسن و حسین و با امامان از نسل آنان كه پس از ایشان خواهند بود. امامانى كه فرمانى پایدار در دنیا و آخرت‌اند. خداوند مكّاران را تباه مى‌كند و به باوفایان، مهر مى‌ورزد. هر كس پیمان شكند، البتّه به زیان خود گام نهاده و آن كه بر عهدش پابرجا ماند، به زودى خدا او را پاداش بزرگى خواهد داد. (فتح / ١٠)

105. هان مردمان! بگویید هر آن‌چه به شما گفتم و به على با لقب امیرالمؤمنین سلام كنید و اكنون بگویید: شنیدیم و فرمان مى‌بریم. پروردگارا! آمرزشت خواهیم و به سوى توست بازگشت. (بقره / ٢٨۵)و بگویید: تمام ستایش و سپاس، خدایى راست كه ما را به این راه هدایت فرمود و گرنه راه نمى‌یافتیم و البتّه فرستادگان پروردگارمان به درستى آمده‌اند. (اعراف / ۴٣)

106. هان مردمان! برترى‌هاى علىّ‌بن‌ابى‌طالب نزد خداوند عزّوجلّ - كه در قرآن نازل فرموده - بیش از آن است كه من یك باره برشمارم؛ پس هر كس از مقامات او خبر داد و آن‌ها را شناخت، او را باور كنید.

107. هان مردمان! فرمان بردار از خدا و فرستاده‌ى او (احزاب / ٧١) و از على و امامان كه نام بردم، به رستگارى بزرگى دست یافته است. (احزاب / ٧١)

108. هان مردمان! سبقت‌جویان به بیعت و پیمان و سرپرستى او و سلام كنندگان بر او با لقب امیرالمؤمنین، رستگاران‌اند و در بهشت‌هاى پُر بهره خواهند بود.

109. هان مردمان! آن چه خدا را خشنود مى‌كند بگویید و اگر شما و تمامى زمینیان كفران ورزند، خدا را زیانى نخواهد رسید. (آل عمران / ١۴۴)

110. خداوندا! بیامرز ایمان آورندگان به آن چه را ادا كرده و فرمان دادم و بر انكاركنندگان كافر، خشم گیر!

والحمدللَّه ربّ العالمین.

خوب این امضا بود . متن رو هم که شما که الغدیر مطالعه کردی و دوستان اقلش خطبه غدیر رو مطالعه کنن دستشون میاد مفاد بیعت نامه رو .
خوب این بیعتی که شد میشه یک طرفه فسخ بشه ؟
مثلا صحابه ای که با خدا بیعت کردن بعد دوباره با یکی دیگه بیعت کنن سر همون موضوع ؟
این بیعت ایقاع نیست که بشه چنین کرد بلکه عقد هست و این عقد هم برای بیعت کننده .
امام خمینی در این مورد می‌گوید:«بیعت یک نوع عقد می‌باشد چون نیاز به ایجاب و قبول دارد و عقد هم نیاز به ایجاب و قبول دارد و اگر ایجاب و قبول نباشد آن وقت وجوب وفا نخواهد داشت.»
خوب هم ایجاب و قبول صئرت گرفت .
آیت‌الله مکارم شیرازی قائل به این است که بیعت از طرف بیعت‌کننده عقد لازم است و نمی‌تواند فسخ کند ولی از طرف بیعت‌پذیرنده این‌طور نیست یعنی عقد لازم نیست و می‌تواند اگر صلاح باشد فسخ کند. پس می‌توان گفت که از یک طرف یعنی از طرف بیعت‌کننده عقد لازم می‌داند ولی از طرف دیگر یعنی از طرف بیعت‌‌پذیر عقد لازم نیست و می‌گوید: «از لحن آیات قرآن و احادیث استفاده می‌شود که بیعت یک نوع عقد لازم از سوی بیعت‌کننده است که عمل بر طبق آن واجب می‌باشد، و بنابراین مشمول قانون کلی اوفوا بالعقود است.
برای اینکه مفهومش رو اشتباه نکنین مداق میارم برای این مطلب که بیعت‌پذیره اگر صلاح بداند می‌تواند فسخ کند می‌توان به ماجرای کربلا مثال زد که امام حسین(علیه السلام) در شب عاشورا خطبه خواهند و ضمن اظهار و قدردانی از یارانش بیعت خود را از آنها برداشت تا هرجا می‌خواهند بروند ولی آنها هم‌چنان وفادار ماندند و بیعت خودشان را فسخ نکردند.
خوب ایا خدا از بیعتی که صورت گرفته بود سر باز زد یا افرادی که بیعت کرده بودن ؟ خلاف ایه قران و دستور و عهدی که بسته بودن برای پایدار بودن بر خلافت و امامت و وصایت نبی مکرم اسلام
.
میشه بازم برات حقوقی برسی کنم میخوایی؟
حالا متوحه شدید چرا میگم اثبات کنید ؟
چون وقتی بیعتی صورت گرفت بجای اینکه بیان کنید بله بیعت شکنی شده میاید میگید که خلافت نیاز به بیعت دارد . بله نیاز دارد و ی بار صورت گرفت و تکرار اون کاری غلط هست ، چون هنوز بیعت اول _ عقد اول _ پا برجاست و کسی که پیمان مجدد ببنده درحالی که پیامن نخست باقی هست پیمان دوم حکمش معلومه .
متوجه کلام بنده شدید ؟؟ از این صریح تر دیگه نمیدونم چطور باید بیان کنم
حضرت خلافت از ایشان غصب شد ، چرا ترس دارید این رو بگید و همش میگید که خانه نشین بودن.
بله همه مورخین اعتراف میکنن ولی چطور اعترافی ؟

امیدوارم دفعه دیگه از سمت شما بیعت صورت بگیره رو نخونم چون متوجه میشم که باز روی عقیده سلف ماضی هستین .
اما بعد
(۱۵/شهریور/۹۶ ۷:۳۷)Mforootaghe نوشته است:  جناب ، امام یعنی کی ؟ ؟ خلیفه یعنی چه ؟

امام ادامه دهنده راه پیامبر است درست مانند نبوت اما بدون وحی جدید وخلیفه مدیر جامعه است که با بیعت ایجاد میگردد و ممکن است هردو دریک زمان دریک فرد باشد مانند 5 سال خلافت امام ع

امام عصر برای تشکیل حکومت نیاز به بیعت دارد ؟ اگر دارد چرا و اگر خیر چرا
پاسخ دوسوال رو مستقیم و بدون هیچ حاشیه روی از شما میخوام

هر خلافتی نیاز به بیعت دارد والا حاصل نمیشود برای امام عصر ع نیز همین است ولذا زمانی ظهور می فرمایند که آگاهی بر حمایت اکثریت مردم جهان را دارند والا حکومت عادله با شمشیر ساخته نمیشود
بدون وحی جدید ؟ یعنی وحی قدیم ادامه داره ؟ عزیزم تشریع قطع شد .
خلیفه یعنی مدیر جامعه ؟
این ک نگاه اهل سلف و برادران ما
این ایه رو میشه برای من توضیح بدید که :

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ۖ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ
اطاعت از خلیفه یا کسی که اولی الامر _ مراد اهل سنت و اهل بیت هر دو معلوم هست جه کسی هست _ اختلافی پیش بیاد به کجا مراجعه میکنن؟ سر بحث تیمم سوالی پیش اومد یا دیه و ... به چه کسی باید مراجعه کرد یا سر حوضوعی اعتقادی و یا .... ؟ به خلیفه برای رفع ؟ تاریخ به قدری ... توی حافظش ثبت کرده که . مگر نباید کسی که ولی هست ، عین نبی باشد ؟ اگه نباشه ایااحتمال خطا توش راه نداره ؟ چرا داره .
مثلا کسی که حکمی رو میخواد بدونه باید به خلیفه مراجعه کنه یا حاکم شرع ؟
حاکم شرع طبق نظر دوستان خلیفه هست که . حالا اگه اشتبا بگه و یا بگه نمیدونم درسته ؟ مواردی که در زمان خلفا مشاهده میشد که افرادی از یهود و نصارا می اومدن و سوالاتی میپرسیدن ولی با پاسخهای اشتباه روبرو میشدن ولی به لطف جانشین به حق نبی مکرم اسلام چه مشرف به سالام و چه به حقانیت اسلام محمدی ص دست پیدا میکردن. اینه که میگن فقط مدیریت ، فقط خزانه ها و لشکر کشی ها . وگرنه در دین و اخرت Big Grin
مدیر جامعه ؟
ببنیم بقیه هم همین فکر رو دارن ؟

یچیزم بگم ، شاید دیر باشه ولی ضرر نمیکنین ، وقتی گفته میشه "امام خلیفه ولی "در نگاه شیعه یکی هست و در ترادف معنایی بکار میبرن ولی در طرف دیگه بری هرکدوم معانی بار میکنن تا بتونن کاربردی جدا بگیرن . اینو یادم رفته بود بگم /شاید جناب فروتقه با دیدن این کمی تامل کنه که بحث فقط خلافت ظاهری نیست بلکه اگه شیعه میگه ولایت غصب شد یعنی خلافت و امامتی که باید برای همه امت رحمت رو به همراه می اورد غصب شد و فقط 4 روز حکومت داری رو مد نظر نمیگیریم .
بزارین یه عبارت بگم جالبه
نقل قول:الكتب » المعجم الكبير للطبراني » بَابُ التَّاءِ » طُرُقُ حَدِيثِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَسْعُودٍ لَيْلَةَ ...
رقم الحديث: 9831
حَدَّثَنَا إِسْحَاقُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ الدَّبَرِيُّ ، ثنا عَبْدُ الرَّزَّاقِ ، عَنْ أَبِيهِ ، عَنْ مِينَاءَ ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَسْعُودٍ ، قَالَ : كُنْتُ مَعَ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لَيْلَةَ وَفْدِ الْجِنِّ ، فَتَنَفَّسَ ، فَقُلْتُ : مَالَكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ ؟ قَالَ : " نُعِيَتْ إِلَيَّ نَفْسِي يَا ابْنَ مَسْعُودٍ " ، قُلْتُ : اسْتَخْلِفْ ، قَالَ : مَنْ ؟ قُلْتُ : أَبُو بَكْرٍ ، قَالَ : فَسَكَتَ ، ثُمَّ مَضَى سَاعَةً ثُمَّ تَنَفَّسَ ، فَقُلْتُ : مَا شَأْنُكَ بِأَبِي أَنْتَ وَأُمِّي يَا رَسُولَ اللَّهِ ؟ قَالَ : " نُعِيَتْ إِلَيَّ نَفْسِي يَا ابْنَ مَسْعُودٍ " ، قُلْتُ : فَاسْتَخْلِفْ ، قَالَ : مَنْ ؟ قُلْتُ : عُمَرُ ، فَسَكَتَ ، ثُمَّ مَضَى سَاعَةً ، ثُمَّ تَنَفَّسَ ، فَقُلْتُ : مَا شَأْنُكَ ؟ قَالَ : " نُعِيَتْ إِلَيَّ نَفْسِي يَا ابْنَ مَسْعُودٍ " ، قُلْتُ : فَاسْتَخْلِفْ ، قَالَ : مَنْ ؟ قُلْتُ : عَلَيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ، قَالَ : " أَمَا وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ ، لَئِنْ أَطَاعُوهُ لَيَدْخُلَنَّ الْجَنَّةَ أَجْمَعِينَ أَكْتَعِينَ " .

پاسخ دادند : خبر رحلتم را به من داده اند ؛ گفتم اي رسول خدا جانشين خويش را تعيين بفرماييد ؛ فرمودند : چه كسي ؟ عرضه داشتم : علي بن ابي طالب ؛ فرمودند : قسم به كسي كه جانم در دست اوست اگر او را اطاعت كنند همه ايشان را به بهشت خواهد برد .
ترجمه اسانی داره فقط بگم برای دوستان که موضوع اگر بجای 25 سال همون ساعت حضرت به امر خلافت کارشون رو ادامه میدادن _ دقت کنین _ همه اهل بهشت بودن .

و یا وقتی میگید بیعت شد ببنین مهاجرین چه دیدی داشتن
و روي الزبير بن بكار قال: روي محمد بن اسحاق أنّ أبابكر لمّا بويع افتخرت تيم بن مرّة، قال: وكان عامّة المهاجرين لا يشكّون أنّ علياً هو صاحب الامر بعد رسول اللّه(صلي الله عليه وآله وسلم)
یعنی کسی شک نداشت به خلافت امیر المومنین ولی چه شد ؟

(۱۵/شهریور/۹۶ ۷:۳۷)Mforootaghe نوشته است:  هر خلافتی نیاز به بیعت دارد والا حاصل نمیشود برای امام عصر ع نیز همین است ولذا زمانی ظهور می فرمایند که آگاهی بر حمایت اکثریت مردم جهان را دارند والا حکومت عادله با شمشیر ساخته نمیشود
هر خلافتی چه ظلم باشد چه حق
در هر صورت فقط یکی باشه حکومت کنه مهم نیست کیه هرکی تونست بفرما . اینجاست که ادم یاد این کلام امیر المومنین می افته که :
نقل قول:اَما وَالل‍هِ لَقَدْ تَقَمَّصَهَا ابْنُ اَبی قُحافَةَ (فی بعضُ النّسخ: فُلانٌ) وَ اِنَّهُ لَیعْلَمُ اَنَّ مَحَلّی مِنْها مَحَلُّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحی، ینْحَدِرُ عَنِّی السَّیلُ، وَ لایرْقی اِلَی الطَّیرُ. هان! به خدا قسم ابوبكر پسر ابوقحافه (برخی نسخه‌ها: فلانی) جامه خلافت را پوشید در حالی كه می‌دانست جایگاه من در خلافت چون محور سنگ آسیا به آسیاست، سیل دانش از وجودم همچون سیل سرازیر می‌شود، و مرغ اندیشه به قلّه منزلتم نمی‌رسد.
اَما وَالل‍هِ لَقَدْ تَقَمَّصَهَا ابْنُ اَبی قُحافَةَ (فی بعضُ النّسخ: فُلانٌ) وَ اِنَّهُ لَیعْلَمُ اَنَّ مَحَلّی مِنْها مَحَلُّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحی، ینْحَدِرُ عَنِّی السَّیلُ، وَ لایرْقی اِلَی الطَّیرُ. هان! به خدا قسم ابوبكر پسر ابوقحافه (برخی نسخه‌ها: فلانی) جامه خلافت را پوشید در حالی كه می‌دانست جایگاه من در خلافت چون محور سنگ آسیا به آسیاست، سیل دانش از وجودم همچون سیل سرازیر می‌شود، و مرغ اندیشه به قلّه منزلتم نمی‌رسد.
امام عصر کسی که با ایشون بیعت میکنه برای اینکه حضرت رو به حکومتشون اعتبار بده بیعت میکنه ؟ یعنی حکومت امام معصوم اعتبار نداره ؟
عزیزم امام به امر خدا ظهور میفرمایند نه به اراده امت Dodgy میشه بفرمایید در دوران ظهور ، حضرت اول دعوت میکنن یا جنگ ؟ امام تشریف میبرن از مردم یکا یک بیعت میگیرند یا اینکه امتها و افراد میرند به سمت امام ؟
واقعا که کلام معصوم که میفرماید امام همچون کعبه هست که مردم به سمت او میروند حقیقت هست ،،کعبه چه مردم به سمتش بیان چه نیان شرافت خودش رو دارا هست ولی این مردم هستن که در کنار کعبه به مقامی میرن نه کعبه در کنار مردم .
عن فاطمة الزهرا (سلام الله علیها):«لقد قال رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) مثل الامام مثل الکعبة اِذْ تُؤْتی ولا تأتی» (بحارالانوار، ج 36، ص 353)
یا این حدیث رو هم ببنین :

«
قال رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم)
مَثَلُ عَلِیٍّ فِیکُم ـ فِی هذِهِ الأُمَّةِ ـ کَمَثَلِ الْکَعْبَةِ الْمَسْتُورَةِ، النَّظَرُ اِلَیها عِبادَةٌ وَالْحَجُّ اِلَیها فَرِیضَةٌ»( بحارالأنوار، ج38، ص199)
خوب با این اوصاف ، امام نیاز به بیعت دارد ؟ اگر هست ایا مشروعت میبخشه به حکومت معصوم علیه السلام یا اینکه شخص بیعت کننده شرافت پیدا میکنه ؟

گرامی توی ولایت که لنگ میزدید به لطف خدا توی مهدویت هم دارید به پنچری می افتید . مراقل باشید در توحید حداقل مشکل پیدا نکنین .
اما برسیم به قسمتاخر کلام شما که :
(۱۵/شهریور/۹۶ ۷:۳۷)Mforootaghe نوشته است:  1- اثبات کنین که بیعت صورت گرفته با اَبوبَکْر بن ابی قُحافه در سقیفه مشروع و اینکه بیعت در غدیر برای چه بود . و چرا پیمان شکنی صورت گرفت

2-اگر بیعت در سقیفه مشروع بود چه نیاز به بیعت گرفتن از امیر المومنین بود ؟ ایا بیعت همه اهل مدینه_ مثلا همه _ و ... مشروعیت نمیبخشید ؟ اصلا بر چه اساس اون بیعت صورت گرفت ؟

1-قسمت اول سوال را دربالا پاسخ دادم اما درغدیر مردم حاضر با ولایت مولا بیعت کردند اما آن زمان پیامبر زنده بودند وپس از رحلت نیاز به بیعت مجدد بود که انجام نشد دلیلش را ازاهل سنت بپرسید چون من نمیدانم

2-این سوال دارای ابهام است بیعت امیر ع با مدینه چه ارتباط دارد؟ سوالتان را کامل بنویسید ممنونم
این رو شما از روی هوا باز میگید که بعد از پیامبر نیاز به بیعت مجدد بود . طبق چه مباحث فقهی و حقوقی و چه مستندات تاریخی بیعت برای خلافت و جانشینی و امامت و ولایت بر کل مومنین و مسلمین صورت گرفت . بعد میگین که چرا باید خلافت ابو بکر رو اثبات کنین چون مدعی هستین که باید بیعت مجدد صورت میگرفت جال ایکنه چه مهاجرین چه انصار و چه قریشان و چه مردم عامه شکی نداشتن بر ولایت و امامت و خلافت _ این 3 رو میگم تا مثل سلف نگین که اونجا که خلیفه گفته نشد _ مستنداتش چه در این بحثا چه در کتبی همچون الغدیر اومده اگه خونده بودید نباید چنین میپنداشتید .
تکرار کنم بازم ؟
یک شخصی پیش از فوت جمع محل رو جمع میکنه و 2تا محله بالا و پایین رو هم میگه بیایین میخوام براتون یچیزایی بگم . دیگه زنده نیستم ، میگه شاهدین که چیا گفتم ؟ شاهدین که گفتم بعد من پسر عموی من همه کاره منه بعد از من ؟ از وصی من هست تا جانشین من در همه امور؟ عزیزم دقت کن ، کسی که عیت خود اون شخص نباشه و بقولی هم نفس و هم جایگاه نباشه نمیتونه همه اون کارها رو انجام یده ، مثلا همسر شخص رو بعد از فوتش طلاق بده _ اگه میل دارید و تحمل شنیدن واقعیات رو دارید برید ببنین چه شخصی رو حضرت فرمودند حسن جان برو به ام المومنین بگو چنین و چنان حقی رو پیامبر به من دادند و گفتن چنین کنم اگر چنان کردی _ چنین شخصی جانشین و همه کاره هستن نه اینکه مردم تصمیم بگیرن . توضیحات به صورت کامل و شفاف گفته شد اما ....
در باره سوال دوم هیچ ابهامی نیست حیلی هم صریح هست. اگه خلیفه بیعت گرفت و مشروع بود بیعتش ، چرا با اون وضع به اصطلاح از امیر المومنین بیعت گرفته شد _بیعت شد با امیر المومنین _
فقال: إن أنا لم أفعل فمه؟ قالوا: إذا والله الذي لا إله إلا هو! نضرب عنقك. بیعنی که توش رضا نباشه اعتبارش مشخصه .
فقال: إذا تقتلون عبد الله و أخا رسوله، قال عمر: أما عبد الله فنعم و أما أخو رسوله فلا. وقتی هم که گفته میشه جایگاه شخص اصلا مهم نیست و یه عنوان یک فرد عادی نگاه میشه نه به عنوان برادر و وصی

میدونی چرا ؟ بزار از ابن حزم که هم از سلف هست هم از بزگان اهل تسنن:


ولعنة الله على كل إجماع يخرج عنه علي بن أبي طالب ومن بحضرته من الصحابة -
ادرس؟ المحلى بالآثار » كتاب الوصايا » مسألة الوصية بالعتق
درشت میزارم تا همه دقتکنن روش که چرا بیعت از امیر المومنین مهم بود و شما چون اطلاع ندارید پاسخ هم ندارید . چون میخواستن بیان کنن علی بین ابیطالب هم رضایت داشت در بیعت با ما ، حال اینکه در تاریخ خلافش ثبت شده و همیشه به عنوان نقطه مهمی در تاریخ باقی خواهد ماند غصب ولایت و امامت و خلافت ( خلیفه بودن حضرت )

درحالی که شما هرچی بگردی میبینی اسمی از حضرت در واقعه سقیفه نیست بلکه بازم از ام المومنین عایشه نقل کنم که

بخدا قسم ما از دفن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با خبر نشدیم تا اینکه صدای بیل و کلنگ را در شب چهارشنبه از حجره آن حضرت شنیدیم

منبع؟ تاریخ الاسلام(ذهبی): ج۱ص۵۸۲. السیرة النبویة(ابن کثیر):ج۴ ص۵۳۸. مسند احمد:ج۶ ص۲۷۴،۲۴۲،۶۲
یعنی پیامبر در همون اول کار فراموش کردن چه برسه واقعه 18 ذی الحجه رو گرامی . اگر هم امام در همون موقع حضرت رو دفن میکردن ماجرای دفن حضرت زهرا تکرار میشد پس چنین نکردن ولی دیگران از این زمان به نفع خویش استفاده . ثمراه هم شد انحراف و کژی در اسلام خلفا .


اما در نهایت
فوجهوا إلی منزله فهجموا علیه وأحرقوا بابه، واستخرجوه منه کرها، وضغطوا سیدة النساء بالباب، حتی أسقطت محسنا، وأخذوه بالبیعة فامتنع، وقال: لا أفعل. فقالوا نقتلک فقال: إن تقتلونی فانی عبد الله وأخو رسوله، وبسطوا یده فقبضها، وعسر علیهم فتح‌ها، فمسحوا علیه وهی مضمومة -

اهل سنت و سلف و جناب فورتقه معتقد هستن که بیعت صورت گرفته ، خوب اینم دقت کنن که خلیفه مسلیم Big Grin بیعت کرد با امیر المومنین .
حالا چه میگید /؟
با كمك تمام افرادي كه آنجا بودند، هرچه خواستند براي بيعت، دست علي را در دست ابوبكر بگذارند، نتوانستند. ابوبكر گفت: حالا كه علي با من بيعت نمي‌كند، من دستم را روي دست علي به عنوان بيعت مي‌كشم.
کسی که بعیت شونده هست بیعت نمیکنه که بلکه بیعت کننده بیعت میکنه .
اخر یک چیز رو تکرار کنم . اگر امات را نشناختی تکلیف چیست ؟ اهل سنت امامشان کیست ؟
خلیفه اول تا سوم امامشان که بود ؟
جناب فروتقه هنوز پاسخ 2 سوالم رو از شما نگرفتم . هر زمان از این که وقتی حکومتی هست و حاکم جامعه که در هر شرایطی که نبودن جانشین معین میکردن چطور نمیدانستن که بعد از خودشان جانشین بگذارند یا خیر و اینکه اگر نگذاشتن و مردم به میل خود عمل کنند ایا علت انحراف از دین نبود ؟ یعنی 23 سال فقط در یک لحظه زذن زیرش ؟ یا اینکه برای بدست اوردن قدرت زدن بر مردم ؟ وقتی حکومت هست نظر مردم در امر هدایت معین هست ، چطور خلیفه برای زمان بعد خودش جانشین معین و حتی ولیعهد معین میکنه ولی پیامبر نعوذ بالله همینقدر هم نمیدانستن ؟
سلف و وهابیت و اهل سنت پیرو سلف و افرادی که مثل شما فکر میکنند باید بدونن که پذیرش بیعت در امر خلافتی که یکبار بیعت گرفته شده یعنی رد همه اقوال و افعال و سنت و نص الهی .
إرتد الناس بعد رسول الله إلا ثلاثة


امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۴:۰۹, ۱۵/شهریور/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/شهریور/۹۶ ۱۴:۱۱ توسط Mforootaghe.)
شماره ارسال: #6

با نام ویاد خدا

درود بربرادرم مهدی سینا وتشکر از ادامه مباحثه مقدمتا چند نکته را می نویسم

1-بنده اگر 15 جلد الغدیررا مرور کرده ام در مقابل حتی یک صفحه از عقاید اهل سنت وبقول شما سلفی را نخوانده ام چرا که باورهای من متخذ از اسلام اهلبیت است نه مذاهب دیگر بنابراین اگر نادرستی در برداشتهای من هست ناشی از مطالعه نادرست من از کتب اهلبیت است .ولذا بنده مطلقا با عقاید اهل سنت آشنائی ندارم واصولا برخلاف رویه موجود درجامعه باورهای خودم را ازمطالعه دشمن بدست نمی اورم.

2-دلیل اینکه بنده میان مرجع دینی ورهبری در عصر حاضر مقایسه ای انجام دادم برای این بود که مساله غدیر براحتی قابل هضم باشدواز دشواریهای گذشته تاریخی بیرون بیائیم . مرجع دینی نائب امام عصر است ولذا همه ما مطیع فتاوای آنان هستیم اما پدیده رهبری که آن نیز نائب امام اند در انقلاب ما بوجود آمد با رای مردم این پدیده همان خلیفه دوران قدیم است وطبق قانون اساسی رهبری یا خلیفه مرجع دینی نیست .در نتیجه دو منصب وجوددارد یکی مرجعیت ودیگری خلافت اولی همان امامت است بدون بیعت ودومی رهبری است با بیعت مردم اینک که با جدائی ایندو مفهوم عملا آشنا شدیم برمیگردیم به مباحثه خودمان

اولا در غدیر پیامبر بفرمان خدا امام علی را معرفی کردند برای جانشینی خودشان .پیامبر چندین شان داشتند یکی بعنوان یک مسلمان دیگری پیامبر دیگری حاکم و.... مردم هم بیعت کردند اما بیعت بکدامیک برمیگردد؟ مثلا وصی پیامبر نیاز به بیعت همگان دارد؟ امامت که امری وحیانی است نیاز به بیعت دارد؟ اگر بیعتی روی داد مربوط به خلافت مولا پس ازرحلت پیامبر بود که مردم منطقه بیعت کردند اما مردم داخل مدینه که خبر نداشتند آیا آنان هم نمی بایست بیعت کنند؟ بیعت هم که اجباری نبود .اگر هیچکس بیعت نمیکرد پیامبر چه میکرد؟ هیچ او تکلیفش را انجام داد بقیه برعهده مردم بود ولذا با رحلت پیامبر برخی بیعت خودرا شکستند وبرخی هم که درغدیر نبودند بیعت نکردند . خوب این واقعه تاریخی است که رویداده است وکسی هم منکر نیست مردم تخلف کرده اند بخودشان مربوط است بمن وشما چه؟ من وشما باید درباره بیعت خودمان درزمان خودمان بحث کنیم.

امر خلافت که ازشئون امامت است زمانی عملی میشود که مردم بپذیرند ولذا در مدت 25 سال یادشده ما دوخلیفه نداشتیم تنها یک خلیفه بود که آن هم بقول شما نابحق وغاصب ولی یک خلیفه بود نه دوتا پس امیر مومنان امام مردم بودند نه خلیفه بیعت شده

ثانیا مراد ازاین آیه(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ)
این است که خدا ورسول خدا واولی الامرخودتان را اطاعت کنید خوب درزمان خلیفه اول اولی الامر مردم که بود؟ امام علی وخلیفه منتخب یعنی مردم آیات الهی وروایات رسول خدا ودستورات امام علی واحکام حکومتی خلیفه را اطاعت میکردند آیا امام علی طرفداران خودرا علیه دستورات خلیفه برمیشوراند؟ هرگز!! درست است ایشان بخلافت محق تر بودند اما مردم بدیگری بیعت کردند وامام نیز جز درموارد خلاف صریح مخالفت نداشتند .مانند دوران شاه که مراجع دینی مردم را باطاعت ازقوانین جاری سوق میدادند مگر در خلاف بین که امام راحل طغیان کردند .شما میتوانید همراهی امام وفرزندانش را در حکومت خلفا در تاریخ مشاهده کنید.

در پایان عرض کنم که بنده درصدد دفاع از خلافت دیگران نیستم بلکه تحلیلم را از غدیر ورفتار امام علی می نویسم و درنهایت امام عصر زمانی ظهور میفرمایند که اکثریت مردم آماده پذیرش ایشان باشند نه اینکه با آمدن ایشان حمام خون تشکیل شود. موفق باشید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۶:۵۷, ۱۵/شهریور/۹۶
شماره ارسال: #7
آواتار
سلام
(۱۵/شهریور/۹۶ ۱۴:۰۹)Mforootaghe نوشته است:  با نام ویاد خدا

درود بربرادرم مهدی سینا وتشکر از ادامه مباحثه مقدمتا چند نکته را می نویسم

1-بنده اگر 15 جلد الغدیررا مرور کرده ام در مقابل حتی یک صفحه از عقاید اهل سنت وبقول شما سلفی را نخوانده ام چرا که باورهای من متخذ از اسلام اهلبیت است نه مذاهب دیگر بنابراین اگر نادرستی در برداشتهای من هست ناشی از مطالعه نادرست من از کتب اهلبیت است .ولذا بنده مطلقا با عقاید اهل سنت آشنائی ندارم واصولا برخلاف رویه موجود درجامعه باورهای خودم را ازمطالعه دشمن بدست نمی اورم.

2-دلیل اینکه بنده میان مرجع دینی ورهبری در عصر حاضر مقایسه ای انجام دادم برای این بود که مساله غدیر براحتی قابل هضم باشدواز دشواریهای گذشته تاریخی بیرون بیائیم . مرجع دینی نائب امام عصر است ولذا همه ما مطیع فتاوای آنان هستیم اما پدیده رهبری که آن نیز نائب امام اند در انقلاب ما بوجود آمد با رای مردم این پدیده همان خلیفه دوران قدیم است وطبق قانون اساسی رهبری یا خلیفه مرجع دینی نیست .در نتیجه دو منصب وجوددارد یکی مرجعیت ودیگری خلافت اولی همان امامت است بدون بیعت ودومی رهبری است با بیعت مردم اینک که با جدائی ایندو مفهوم عملا آشنا شدیم برمیگردیم به مباحثه خودمان

اولا در غدیر پیامبر بفرمان خدا امام علی را معرفی کردند برای جانشینی خودشان .پیامبر چندین شان داشتند یکی بعنوان یک مسلمان دیگری پیامبر دیگری حاکم و.... مردم هم بیعت کردند اما بیعت بکدامیک برمیگردد؟ مثلا وصی پیامبر نیاز به بیعت همگان دارد؟ امامت که امری وحیانی است نیاز به بیعت دارد؟ اگر بیعتی روی داد مربوط به خلافت مولا پس ازرحلت پیامبر بود که مردم منطقه بیعت کردند اما مردم داخل مدینه که خبر نداشتند آیا آنان هم نمی بایست بیعت کنند؟ بیعت هم که اجباری نبود .اگر هیچکس بیعت نمیکرد پیامبر چه میکرد؟ هیچ او تکلیفش را انجام داد بقیه برعهده مردم بود ولذا با رحلت پیامبر برخی بیعت خودرا شکستند وبرخی هم که درغدیر نبودند بیعت نکردند . خوب این واقعه تاریخی است که رویداده است وکسی هم منکر نیست مردم تخلف کرده اند بخودشان مربوط است بمن وشما چه؟ من وشما باید درباره بیعت خودمان درزمان خودمان بحث کنیم.

امر خلافت که ازشئون امامت است زمانی عملی میشود که مردم بپذیرند ولذا در مدت 25 سال یادشده ما دوخلیفه نداشتیم تنها یک خلیفه بود که آن هم بقول شما نابحق وغاصب ولی یک خلیفه بود نه دوتا پس امیر مومنان امام مردم بودند نه خلیفه بیعت شده

ثانیا مراد ازاین آیه(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ)
این است که خدا ورسول خدا واولی الامرخودتان را اطاعت کنید خوب درزمان خلیفه اول اولی الامر مردم که بود؟ امام علی وخلیفه منتخب یعنی مردم آیات الهی وروایات رسول خدا ودستورات امام علی واحکام حکومتی خلیفه را اطاعت میکردند آیا امام علی طرفداران خودرا علیه دستورات خلیفه برمیشوراند؟ هرگز!! درست است ایشان بخلافت محق تر بودند اما مردم بدیگری بیعت کردند وامام نیز جز درموارد خلاف صریح مخالفت نداشتند .مانند دوران شاه که مراجع دینی مردم را باطاعت ازقوانین جاری سوق میدادند مگر در خلاف بین که امام راحل طغیان کردند .شما میتوانید همراهی امام وفرزندانش را در حکومت خلفا در تاریخ مشاهده کنید.

در پایان عرض کنم که بنده درصدد دفاع از خلافت دیگران نیستم بلکه تحلیلم را از غدیر ورفتار امام علی می نویسم و درنهایت امام عصر زمانی ظهور میفرمایند که اکثریت مردم آماده پذیرش ایشان باشند نه اینکه با آمدن ایشان حمام خون تشکیل شود. موفق باشید


چون نتم قطع و وصل میشد نمیتونستم همش نقل قول کنم ناچار روی فایل خام پاسه ها رو دادم .

سلام بر شما
نخوندید ، اشتباه کردید .
حالا اشنایی داشته باشین یا نه دیگه اون چیز دیگست ، و اگه اشنایی ندارید برید مطالعه کنید و فقط به منابع یک سرفه تکیه نکنین . از طرفی شما که میگید اطلاع ندارید و لی مطالبتون کمی بوی سلف رو میده این چیز طبیعیه چون اونها هم نگاه عامه دارن وشما هم بصورت دیفالت فکر میکنی باید چنین باشه اما چنین نیست .
شما حالا عقاید خودتون رو از کجا بدست میاری به من مربوط نیست ، همون الغدیری که خوندی از مستندات طرف مخالف مستند کرده نه از کتب شیعه . پس این حرف شما تا حدی بی ربط محسوب میشه .

هنوز بنده وارد حجیت و یا رد کلام شما توی بحث مرجیعت نشدم. شما وقتی توی ابتدای تاریخ مشکل دارید و راه معین شده رو کژ میپندارید من بیان الان رو برای شما توصیف کنم؟ ابتدای تاریخ رو میگید مردم نخواستم . خیلی راحت .
حال اینکه اصلا خواست مردم نبود که بخوان یا نه ، چون یک بار معاهده ای رو امضا کردن و با لغو مثلا یک طرفه اون اون معاهده فسخ نمیشه و فقط باید بقول حقوقیا جبران ضرر رو پرداخت کنن که دارن میکنن. .

درباره مردم مدینه که خبر نداشتن ، من الان برات مدارک بیارم میگی من که نمیدونم ، یا میگی تاریخ چنین و چنان _ چون این حرفا رو زدید _ پس واقعا حوصله تکرار مکررات رو ندارم . بجای اسمون ریسمون و درک صحیح تشریف ببرید و مطالعه کنید . نیدونم واقعا الغدیر رو خونید یا اینکه اسم کتاب رو .

مردم منطقه ؟ ببخشین میگم ولی پیامبر وقتی دستور میدن به اونهایی که جلوتر رفتن و اونهایی که عقب هستن بگید برسن ، مردم منطقه کجا بود ؟ همراه پیامبر چند هزار صحابه بودن ، مهجرین و انصاب بود . خلفای ... بودن . اگه اینها مردم منطقه بودن ببخشین میگم پس پیامبر از مردم منطقه 3 روز بیعت گرفت ؟
چطور میشه امیر المومنین هرجا احتجاح میکنن مردم میگن بودیم و شنیدم ولی ایکاش زودتر میگفتی؟
متاسفم برای شما جناب فروتقه واقعا متاسم .
اصلا بر فرض بگیریم که مردم مدینه همه نه اصلا 1 نفر در بینشون بود ، ایا قرار نبود به هر سیاه و سفید ، عرب و عجم ، عبد و ازاد و ... این پیام رسونده بشه ؟ چرا نرسوندن؟ ایا فقط محب بود که پیامش رسونده بشه . واقعا برای نگاه شما متاسفم . یا شما اصلا عقادتون رو از اهل بیت نمیگیرید یا اینکه اونطوری که دوست دارین برداشت میکنین .

توی غدیر بیعت اجباری بود یا اختیاری ؟ بعد میگید که من الغدیر رو خوندم شما حتی خطبه غدیر رو هم نخوندی . یکم بعد تر براتون میگم که اجباری بود یا ازادانه Big Grin
بعد از پست من شروع کنید به مطلوم نمایی و دوستان بیان و بگن چرا من تند میشم .

عجب جمله زیبایی :
خوب این واقعه تاریخی است که رویداده است وکسی هم منکر نیست مردم تخلف کرده اند بخودشان مربوط است بمن وشما چه؟ من وشما باید درباره بیعت خودمان درزمان خودمان بحث کنیم.

بله به منو شما چه دعوای حکومت داری بود و حرص و طمع . اصلا ار کجا کعلوم که اینطوری که میگن باشه . واقعا به این زاویه دقت نکرده بودم

همینطور درباره کربلا هم میشه این حرف شما رو گفت :
خوب این واقعه تاریخی است که رویداده است وکسی هم منکر نیست مردم تخلف کرده اند بخودشان مربوط است بمن وشما چه؟ من وشما باید درباره بیعت خودمان درزمان خودمان بحث کنیم.

باامام حسین هم بیعت شکستن و سر حضرت سر این پیمان شکنی رفت بالای نی و لب و دندان حضرت رو با خیزران میزد اون ملعون فرزند ملعون ، بازم به ما چه .

راستی : خوب این واقعه تاریخی است که رویداده است وکسی هم منکر نیست مردم تخلف کرده اند بخودشان مربوط است بمن وشما چه؟ من وشما باید درباره بیعت خودمان درزمان خودمان بحث کنیم.
بله وقتی هرچه ک در گذشته بوده رو بگیم به ما چه و مربوط به اونها بوده رو نسل بعد ما هم بگن بابا یه سینایی بود با فروتقه ها و .... بحث میکرد چه اعصابی داشت و هرگز کوتاه هم نمی امد اصلا به ما چه بجث کنیم بیاییم دوستانه با مخالفین خودمون بگذرونیم و بگیم اصلا ولایت و خلافتی نبوده و اصلا به ما چه ما یکتا پرستیم و اهورمزدا خدای ما و زرتشت هم پیامبر و کوروش هم انسان شریفی بود . ما رو چیکار به این عرب های مارمولک خور .

واقعا عجب جمله زیبایی بود که گفتین با اب طلا نوشتنش هم توهین هست .

خوب برسیم اینجا
امر خلافت که ازشئون امامت است زمانی عملی میشود که مردم بپذیرند ولذا در مدت 25 سال یادشده ما دوخلیفه نداشتیم تنها یک خلیفه بود که آن هم بقول شما نابحق وغاصب ولی یک خلیفه بود نه دوتا پس امیر مومنان امام مردم بودند نه خلیفه بیعت شده

زمانی که مردم پذیرفتن تخلف از اون یعنی پینان شکنی . یعنی وصیتی که هرگز عملی نشد یعنی پیمانی که رد شد و نتیجش شد ظلم و جور و ارتداد.

همچین میگین به قول من که انگار خودتون اون خلافت رو قبول دارین و این ایا اعتقاد شیعه هست ؟ فقط دلم میخواد توی سرای باقی این حرفتون رو به مادر سادات با شهامت بگین و امیدوارم مادر سادات هم بگن احسنت به فروتقه و مورد دعای ... حضرت قرار بگیرید .

امر خلافت ربطی به مردم نداره چون امری انتضابی از سمت دا بود نه از سمت مردم . این حرفهایی که میزنیننننننننننننننننننننننننن رو اهل سلف میزنن نه یک شیعه .


بیعت کردن ؟ ازادانه ؟
پس بخاری چی نقل میکنه ؟
مردم از ترس عمر و از ترس حانشون با خلیفه بیعت کردن ، ایا اجبار در بیعت و عقود موثر نیست / ؟؟؟ تازه اینم ام المومنین میگه ، به من ربطی نداره

أن عائشة رضي الله عنها قالت شخص بصر النبي صلى الله عليه وسلم ثم قال في الرفيق الأعلى ثلاثا وقص الحديث قالت فما كانت من خطبتهما من خطبة إلا نفع الله بها لقد خوف عمر الناس وإن فيهم لنفاقا فردهم الله بذلك ثم لقد بصر أبو بكر الناس الهدى وعرفهم الحق الذي عليهم وخرجوا به يتلون وما محمد إلا رسول قد خلت من قبله الرسل إلى الشاكرين
بخاری توی صحیخش میاره . سند؟ توی بخش فضائل الصحابه .

خالا بگید بیعت غدیر اجبار بود یا بیعت سقیفه . حالا بعدش اگه درک کردید بگید مردم خواستن و نترسیدن و با حان و دل خلافت اولی رو قبول کردن .
اگه بازم حرفی موند بگید . .

ثانیا مراد ازاین آیه(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ)
این است که خدا ورسول خدا واولی الامرخودتان را اطاعت کنید خوب درزمان خلیفه اول اولی الامر مردم که بود؟ امام علی وخلیفه منتخب یعنی مردم آیات الهی وروایات رسول خدا ودستورات امام علی واحکام حکومتی خلیفه را اطاعت میکردند آیا امام علی طرفداران خودرا علیه دستورات خلیفه برمیشوراند؟

عزیزم میگم مطالعه کن برای همینه .
اولی الامر رو شما برو ببین کی بود ،
اگر کسی از دستور خدا و رسول سرپیچی کنه باید گفت که : پیامبر رو قبول نداشتن و این هم نمونه ای از عدم اعتقاد به پیامبر بود و خدا . درحالی که از کسی باید اطاعت میشد که مثل نبی بود در همه شئون . ایا شما فردی رو داری بین خلفا که چنین بوده باشه ؟ اگه دارید معرفی بفرمایید

امام کجا دستورات خلفا رو پیروی میکرد ؟ میشه مستندات بیارید ؟ ایا امام در جنگها شرکت کردن؟ ایا امام در اموری که جز اسلام در خطر بود دخالت میکرد ؟ ایا امام طبق نظر اون غاصبین جانشینی پیامبر عمل میکردن .
واقعا خجالت میکشم بگم اعتقادات شما اعتقاد شیعه گرانه هست .
گرامی حضرت چنین میفرماید : فصبرت و فی العین قذی و فی الحلق شجی . اینو اگه میتونی هضم کنی بیا بگو امام همکاری میکرد و اونها رو قبول داشت .
اگه میتونی درک کنی اتفاقات مسجد نبی رو برای بیعت گرفتن رو و ماجرای مادر سادات رو که قسم داد اگه علی بن ابیطالب رو رها نکنین گیسو پریشان میکنم رو
اگه میتونی هضم کنی که اگه نفرین میشد نه تو بودی الان حرف بزنی و ادعا های گزاف کنی نه اون خلفای غاصب
اگه میتونی اینها رو درک کنی بفرما درک کن ولی امیدوارم واقعا درک کنی و میدونم نمیکنی .

خوب چرا سکوت کردن چون انسانهایی مثل ... بودن که میگفن ما فردا میاییم ولی فردا میشد 4-5 نفر بیشتر نمیشدن . جالبه که توی تاریخ هست حضرت در مسیری بودن و تعدادی گوسفند بودن گفتن اگه به تعداد این گئسفندان من یار داشتم قیام میکردم . یعنی توی مدینه 40 مرد ولایی نبود . مگه اهل مدینه پیامبر قبول نداشتن ؟ اقا خود بعضیا پیامبر رو قبول نداشتن اینو بگم و بحث رو با شما ختم کنم چون هرچ بود گفتم ولی شما همچنان روی بیعت ظاهری و ... استواردید ایکاش 4 تا مثل شما توی زمان امام میبودن .

ببین چقدر ایمان به پیامبر در صحابه موج میزنه ، فقط متن رو میگم و خودشتون شخصیت ها رو جدا کنین

فقال عمر بن الخطاب : والله ما شککت منذ أسلمت إلا یومئذ فأتیت النبی صلى الله علیه وسلم فقلت : ألست نبی الله ؟ قال : بلى فقلت : ألسنا على الحق وعدونا على الباطل ؟ قال : بلى قلت : فلم نعطى الدنیة فی دیننا إذن ؟ قال : إنی رسول الله ولست أعصیه وهو ناصری قلت : أو لیس کنت تحدثنا أنا سنأتی البیت ونطوف به ؟ قال: بلى أفأخبرتک أنک تأتیه العام؟ قلت: لا قال: فإنک آتیه ومطوف به فأتیت أبا بکر فقلت یا أبا بکر: ألیس هذا نبی الله حقا؟ قال: بلى قلت: ألسنا على الحق وعدونا على الباطل؟ قال: بلى قلت: فلم نعطی الدنیة فی دیننا إذن ؟ قال: أیها الرجل إنه رسول الله ولیس یعصی ربه وهو ناصره فاستمسک بغرزه تفز حتى تموت فو الله إنه لعلى الحق. قلت: أو لیس کان یحدثنا إنا سنأتی البیت ونطوف به؟ قال: بلى أفأخبرک أنک تأتیه العام؟ قلت: لا قال: فإنک آتیه ومطوف به قال عمر: فعملت لذلک أعمالا فلما فرغ من قضیة الکتاب قال رسول الله صلى الله علیه وسلم لأصحابه: قوموا فانحروا ثم احلقوا...

منبعش : الدر المنثور، ج 9 ، ص 225 و همچنین نک: تفسیر الطبری ، ج 22، ص 246؛ تفسیر البغوی، ج 7، ص 318؛ تفسیر الخازن، 5، ص 448؛ مصنف عبد الرزاق، ج 5، ص 339؛ المعجم الکبیر للطبرانی، ج 14،ص 398؛ دلائل النبوة للبیهقی، ج 4، ص 159، صحیح ابن حبان، ج 20، ص 267؛ الاوسط لابن المنذر، ج 10، ص 225؛ الناسخ و المنسوخ للنحاس، ج 2، ص 124؛ سبل الهدی و الرشاد، ج 5، ص 53؛ زاد المعاد، ج 3 ، ص 257؛ مختصر سیرة الرسول (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، ج 1، ص 272؛ تاریخ دمشق، ج 57،ص 229، عمربن الخطاب، ج 1،ص 71، مختصر تاریخ دمشق، ج 7،ص 244؛ تاریخ الاسلام للذهبی، ج 1،ص 264؛ نهایة الأرب فی فنون الأدب، ج 4،ص 471.

اینم بد نیست از منابع مخالغین بخونین
أما والله ما أنا بخيركم ، ولقد كنت لمقامي هذا كارها ، ولوددت لو أن فيكم من يكفيني ، فتظنون أني أعمل فيكم سنة رسول الله صلى الله عليه وسلم إذا لا أقوم لها ، إن رسول الله صلى الله عليه وسلم كان يعصم بالوحي ، وكان معه ملك ، وإن لي شيطانا يعتريني ، فإذا غضبت فاجتنبوني ، لا أوثر في أشعاركم ولا أبشاركم ، ألا فراعوني ! فإن استقمت فأعينوني ، . إن زغت فقوموني .
المصنف ، عبد الرزاق الصنعاني ، ج 11 ، ص 336 و الطبقات الكبرى ، محمد بن سعد ، ج 3 ، ص 212 و تاريخ الطبري ، الطبري ، ج 2 ، ص 460 و البداية والنهاية ، ابن كثير ، ج 6 ، ص 334 و تفسير أبي السعود ، أبي السعود ، ج 3 ، ص 308 و تفسير النسفي ، النسفي ، ج 2 ، ص 52 و تمهيد الأوائل وتلخيص الدلائل ، الباقلاني ، ص 492 و الكشاف عن حقائق التنزيل وعيون الأقاويل ، الزمخشري ، ج 2 ، شرح ص 139 و كنز العمال ، المتقي الهندي ، ج 5 ، ص 590 و شرح نهج البلاغة ، ابن أبي الحديد ، ج 17 ، ص 156 و مستندات دیگه که واقعا زشته برای کسی که حکومت اسلامی رو میخواد خلافت کنه چنین بگه .
حالا یکی بیاد بگه کسی که تا این حد به نبوت شک داره چقدر لایق این هست که خلیفه معین کنه و بگه بیا یا تو با من بیعت من یا من با تو که این وسط بخاطر مسائلی گفته میشه بیا من با تو بیعت کنم تا کسی پیشی نگیره .

بحث سقیفه فقط یک انتخاب نیست . دقت کنین به نوعی کودتا بود . علیه حکومت اسلام برای گرفتن حکومت اماده و تازه بنیان .

به امید روزی که نبینیم دوباره بیان بگن حالا یه بیعتی بود و مردم نخواستن و ولی یعنی دوست و هیچ حرفی از خلافت و جانشینی در غدیر گفته نشد و حکومت باید با خواست مردم باشه و..... . به امید این روز .
ولادت امام هادی هم مبارک شیعیان اثنی عشری .

شما اماده این باش که در چشم حضرت نگاه کنی و بگی
خوب این واقعه تاریخی است که رویداده است وکسی هم منکر نیست مردم تخلف کرده اند بخودشان مربوط است بمن وشما چه؟ من وشما باید درباره بیعت خودمان درزمان خودمان بحث کنیم.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۷:۳۳, ۱۵/شهریور/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/شهریور/۹۶ ۲۲:۱۱ توسط Mforootaghe.)
شماره ارسال: #8

با نام ویاد خدا

درود بربرادر عزیزم وتشکراززحمتی که می کشید اجرکم علی الله

برادرم برای درک عرایض بنده اندکی خودرا از باورهای درونی خود آزاد کنید وسپس در عرایض من دقت کنید آنگاه نظر بدهید.

از قرآن مثال بزنم مردم از خداوند پادشاه خواستند پیامبر خواسته آنان را بعرض خدا رسانید پاسخ آمد طالوت را برگزینید وبعد داود وسلیمان که پیامبر بودند راه طالوت را ادامه دادند یعنی با بیعت مردم پیامبران یادشده خلیفه هم شدند(این از تاریخ ادیان قبل ازاسلام)

زمانیکه پیامبر اسلام بعثت خودرا در مکه اعلام کردند حاکم مکه بت پرست ویا مشرک بود پیامبر مدعی حکومت نبود او برای تکمیل مکارم اخلاق مبعوث شده بود اما زمانیکه وارد مدینه (یثرب)شد مردم با او بیعت کردند واو حاکم مدینه شد (اولین حاکم اسلام)

سوال: آیا پیامبر بدون بیعت مردم می توانستند حکومت کنند ؟وبیش از70 غزوه وسرایا را اداره کنند؟هرگز

آیا در معرفی خود بمردم بعنوان پیامبر مردم را ملزم به بیعت برای حکومت کردند؟ هرگز

اگر بفرض مردم بیعت نمیکردند چه میشد؟ ایشان مانند 124000 پیامبر ماموریت خودرا انجام میدادند (هدایت مردم)

خوب اگر این موارد برای شما روشن است ادامه راه اسلام نیز برهمین منوال است یعنی معرفی علی بعنوان جانشین با بیعت مردم همانگونه که با پیامبر عمل کردند. (سیره رسول الله)

بعدا دیدیم که زمانی مردم بایشان بیعت کردند وزمانی فرزند ایشان بامصالحه امر خلافت را به معاویه تفویض کردند وبعد دیدیم که امام حسین زمانیکه آشکارشد بیعت مردم منتفی است بانگ رحیل به مدینه دادند اما وقایع دیگری پیش آمد

بنابراین در امر خلافت (مدیریت جامعه)تردید ندارم که منوط به بیعت است وبدون آن معصوم قدمی برنمیدارد.حالا شما به هزاران روایت متوسل شوید عقل من کجاست ؟که پیامبر درون من است وداوری میکند. هر روایتی که با عقل نخواند (فاضربواه علی الجدار) موفق باشید
ضمنا فراموش کردید که این پست برای مطلب زیر عنوان گردید اما هرگز بدان پرداخته نشد
(درعصر ما مراجع حکم امام را دارند ورهبری حکم خلیفه )
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۲۲:۴۱, ۱۵/شهریور/۹۶
شماره ارسال: #9
آواتار
(۱۵/شهریور/۹۶ ۱۷:۳۳)Mforootaghe نوشته است:  با نام ویاد خدا

درود بربرادر عزیزم وتشکراززحمتی که می کشید اجرکم علی الله

برادرم برای درک عرایض بنده اندکی خودرا از باورهای درونی خود آزاد کنید وسپس در عرایض من دقت کنید آنگاه نظر بدهید.

از قرآن مثال بزنم مردم از خداوند پادشاه خواستند پیامبر خواسته آنان را بعرض خدا رسانید پاسخ آمد طالوت را برگزینید وبعد داود وسلیمان که پیامبر بودند راه طالوت را ادامه دادند یعنی با بیعت مردم پیامبران یادشده خلیفه هم شدند(این از تاریخ ادیان قبل ازاسلام)

زمانیکه پیامبر اسلام بعثت خودرا در مکه اعلام کردند حاکم مکه بت پرست ویا مشرک بود پیامبر مدعی حکومت نبود او برای تکمیل مکارم اخلاق مبعوث شده بود اما زمانیکه وارد مدینه (یثرب)شد مردم با او بیعت کردند واو حاکم مدینه شد (اولین حاکم اسلام)

سوال: آیا پیامبر بدون بیعت مردم می توانستند حکومت کنند ؟وبیش از70 غزوه وسرایا را اداره کنند؟هرگز

آیا در معرفی خود بمردم بعنوان پیامبر مردم را ملزم به بیعت برای حکومت کردند؟ هرگز

اگر بفرض مردم بیعت نمیکردند چه میشد؟ ایشان مانند 124000 پیامبر ماموریت خودرا انجام میدادند (هدایت مردم)

خوب اگر این موارد برای شما روشن است ادامه راه اسلام نیز برهمین منوال است یعنی معرفی علی بعنوان جانشین با بیعت شما همانگونه که با پیامبر عمل کردند. (سیره رسول الله)

بعدا دیدیم که زمانی مردم بایشان بیعت کردند وزمانی فرزند ایشان بامصالحه امر خلافت را به معاویه تفویض کردند وبعد دیدیم که امام حسین زمانیکه آشکارشد بیعت مردم منتفی است بانگ رحیل به مدینه دادند اما وقایع دیگری پیش آمد

بنابراین در امر خلافت (مدیریت جامعه)تردید ندارم که منوط به بیعت است وبدون آن معصوم قدمی برنمیدارد.حالا شما به هزاران روایت متوسل شوید عقل من کجاست ؟که پیامبر درون من است وداوری میکند. هر روایتی که با عقل نخواند (فاضربواه علی الجدار) موفق باشید

جناب فروتقه کمتر ... به دیگران عرض کنید . خیلی محترمانه گفتم .
وَقالَ لَهُم نَبیهُمْ اِنّ الله قَدْ بَعَثَ لَکمْ طالوتَ مَلِکاً
ایا اینحا بیعت مردم رو میبینی ؟
و پیامبر شان به آنها گفت خداوند طالوت را برای زمامداری شما مبعوث و انتخاب کرده است. خدا اون شخص رو انتخاب کرد نه مردم و پیامبرامر میکنه ( امر دلالت بر وجوب هست ) اطاعت از او را .
کجای کلام اومده که شما طالوت رو انتخاب کنید >؟ از کدوم منابع استفاده میکنین ؟
همونم که خدا فرمود از طالوت اطاعت کنین همونم که زیرش زدن و هزارتا بهانه اوردن ؟ ایا این هست انتخاب ؟ وای بر شما .

« اِنَّ ءایةَ مُلکهِ اَنْ یأتیکمُ التّابوتُ فیه سَکینَةٌ مِنْ رَبِکمْ ».
نشانۀ حکومت او این است که صندوق عهد به سوی شما خواهد آمد (همان صندوقی که) در آن آرامش از پروردگار قرار دارد
اینم برای حکومت کردن این جناب شائول ( همون طالوت ) ایا بیعت این وسط نقشی داره مه مردم انتخاب کنن ؟

غزیزم حکومت حضرت سلیمان علت و گسترگیش بخاطر این بود که نبی خدا بودن رو نشون بده ، به نوعی معجزه نبوت ایشون بود
حضرت سلیمان پسر که بود ؟
داود نبی
ایا برای بعد از خودش حضرت داود سیمان نبی رو جانشین قرار داد یا نه؟ مردم دور هم جمع شدن و گفتن کی بشه کی نشه سلیمان بن داوود رو بگیم بشه ؟ تمام نگاه شما یعنی این .


هنوز فرق انتصاب و انتخاب و مصالحه و معاهده و ... رو نمیدونی پس لطف کن سکوت کن .
ایا معاهده و عقدی لازم بود یا صلحی که شما مد نظر داری ؟ بانیان این فعل چه اقرادی بودند ؟ لعنت خدا بر اونهایی که موجب شدن امام حسن رو نکوهش کنن .

خیلی جالب هست از امامی سخن میگید که اول بیعت میکنن بعد او را پس میزنند . این نتیجه بیعتی هست که شما میگی . وقتی نصب الهی هست ، شما برو دنبال انتخاب که نتیجش بشه امام کشی .

متن قرار داد بین امام حسن ، با معاویه ملعون رو حتما خوندید و رفتار معاویه ملعون رو که باید خونده باشید چون ادعای شیعه بودن میکنی
اگه نخوندی هم اشکال نداره برات میارم
از بندهایی که در این پیمان اومده بود چیه؟


المادّة اوّل:
هذا ما صالح عليه الحسن بن علي بن أبي طالب معاوية بن أبي سفيان صالحه على أن يسلّم إليه ولاية أمر المسلمين، على أن يعمل فيهم بكتاب اللّه وسنّة رسوله(صلى الله عليه وآله وسلم . ( در بعضی متون خلفای صالحین در ادامه متن اومده تذکر بدم مراد از اونها در متن برای این میتونسته باشه که حداقل معاویه رو کنترل کنه وگرنه در بیشتر متون صحیح این قسمت دیده نشده و یا اگه باشه شاذ هست )
این هم متن کلام معاویه هست در زمان بعد از بیعت
إني واللّه ما قاتلتكم لتصلّوا ولا لتصوموا ولا لتحجّوا ولا لتزكوا إنّكم لتفعلون ذلك. وإنّما قاتلتكم لأتأمّر عليكم، وقد أعطاني اللّه ذلك وأنتم كارهون
من صلح نكردم تا شما را وادار كنم نماز بخوانيد، زكات بدهيد، حج بريد، نه، بلكه براى اين است كه بر گرده شما سوار شوم و بر شما رياست كنم .
مقاتل الطالبين ص 45، شرح ابن ابى الحديد ج 16 ص 15

المادة الثانية : أن يكون الأمر للحسن من بعده ، فإن حدَثَ به حدثٌ فلأخيه الحسين ، وليس لمعاوية أن يعهد به إلى أحد .
جنابی ک میگی خلافت رو مردم باید انتخاب کنن اگه نکنن چنین و چنان ، چطور صلح امام حسن رو میبینی اما بندها رو نه ؟
معاويه حقّ تعيين خليفه پس از خودش را ندارد و خلافت از آنِ حسن بن علي(عليهما السلام) است.

ماجرای عبدالله بن عمر رو میدونی ؟ حتما بخون داستانش رو . حتما داستان واقعه حره رو هم یه مطالعه بکن
این همون عقلی هست که میگه مردن برن دنبال انتخاب خلیفه /


المادة الثالثة : أن يترك سبّ أمير المؤمنين والقنوت عليه بالصلاة ، وأنْ لا يذكر عليّاً إلاّ بخير .
یعنی بعضی از این افراد شرافت دارن به برخی از صحابه
نقل قول:أمر معاوية بن أبى سفيان سعداً فقال ما منعك أن تسب أبا تراب ؟ قال: أما ما ذكرت ثلاثا قالهن رسول اللّه(صلى الله عليه وآله وسلم)فلن أسبه لان تكون لى واحدة منهن أحب إلى من حمر النعم، سمعت رسول الله(صلى الله عليه وآله وسلم) يقول لعلي وخلفه في بعض مغازيه؟ فقال له يارسول اللّه تخلفنى مع النساء والصبيان؟ فقال له رسول اللّه(صلى الله عليه وآله وسلم): أما ترضى أن تكون منّي بمنزلة هارون من موسى إلاّ أنّه لا نبوة بعدى. وسمعته يقول يوم خيبر لاعطين الراية رجلا يحب الله ورسوله ويحبه اللّه ورسوله. قال فتطاولنا لها فقال ادعوا لى علياً، قال فأتاه وبه رمد فبصق في عينه فدفع الراية إليه ففتح اللّه عليه وأنزلت هذه الآية (ندع أبناءنا وأبناءكم ونساءنا ونساءكم) الآية دعا رسول اللّه(صلى الله عليه وآله وسلم) علياً وفاطمة وحسنا وحسينا فقال اللّهم هؤلاء أهلى ...سنن الترمذي ج 5 ص 301 ، فتح الباري ج 7 ص 60، السنن الكبرى ج 5 ص 107 .
و واقعا شرم باد بر چند ده هزار نفری ک بالای منبری که به نام رسول خدا بود خلیفه رسول خدا رو سب میکردن . خدایی دم سعد ابی وقاص گرم .

المادة الرابعة : استثناء ما في بيت مال الكوفة ، وهو خمسة آلاف ألف فلا يشمله تسليمالأمر ، وعلى معاوية أن يحمل إلى الحسن كلّ عام ألفَي ألف درهم ، وأن يُفضّل بني هاشم في العطاء والصِلات على بني عبد شمس ، وأن يفرّق في أولاد مَن قُتل مع أمير المؤمنين يوم الجَمَل وأولاد مَن قُتل معه بصفّين ألف ألف درهم ، وأن يجعل ذلك من خَراج (دار بجرد) وهي ولاية بفارس على حدود الأهواز .
ولی دیدیم که چه شد . جناب فروتقه نتیجه انتخاب شخصی و بیعت سقیفه میشه :حتّي إنّ الرجل ليقال له زنديق أو كافر أحبّ إليه من أن يقال شيعة علي ، این یعنی اونجا که میگید :
(۱۵/شهریور/۹۶ ۱۴:۰۹)Mforootaghe نوشته است:  خوب این واقعه تاریخی است که رویداده است وکسی هم منکر نیست مردم تخلف کرده اند بخودشان مربوط است بمن وشما چه؟ من وشما باید درباره بیعت خودمان درزمان خودمان بحث کنیم.

نتیجه اون تخلف و به ما چه میشه این .

المادة الخامسة : على أنّ الناس آمنون حيث كانوا من أرض الله في شامِهم وعراقهم وحجازهم ويمنهم ، وأن يؤمن الأسود والأحمر ، وأن يحتمل معاوية ما يكون من هفَواتهم ، وأن لا يتْبَع أحداً بما مضى ، وأن لا يأخذ أهل العراق بإحَنِه
میشه نتیجه عقلگرایی و انتخابی که میخوایین بهش تکیه کنین این :
أ ـ بتصفية العناصر المعارضة ، سيّما أصحاب أمير المؤمنين عليّ ( عليه السلام ) .
ب ـ تبذير أموال الأُمّة ، وشراء الضمائر والألسُن ، وتسخيرها لصالح الحكم الأُمَوي .
ج ـ قتْل الإمام الحسن بالسمّ عن طريق زوجته جعدة بنت الأشعث بن قيس زعيم المنافقين في الكوفة .
د ـ تتويجه ولَدهيزيد خليفة على المسلمين بقوّة السيف .

جایی که امام بخاطر عقل دیگران با معاویه ... ناچار میشود با منش و ذهنیتی که خلفا و معاویه قبول دارند شرایط عهد نامه رو تنظیم کنن وگرنه مقام امامت و جانشین بودن بر مقام پیامبر بر ایشان ثابت و پایدار بود ، من مات بلا إمام مات ميتة جاهليّة رو به یاد بیارین . چه کسی امام بود ؟ ایا امامت حضرت رو ( چه پدر بزرگوارشون) رو قبول داشتن ایا ؟ خیر پس به لطف عقل گرایی شما و انتخابی که به دست مردم هست و خلافت نامشروعی که صورت گرفت هرکه با آل علی ور افتاد کجا افتاد ؟ حالا بازم برای من اسمون ریسمون و حرفهایی بزنین که چنین و چنان هست /
ایا امام حکومت رو به ملعون تفویض کردن ؟

تاریخ اسلام رو با دقت بخون
وقتی معاویه برمیگرده میشه پادشاهی و ملوک ، ایا خلافت هست توش ؟ خود معاویه ملعون میگه من که نمیگم
بعدشم مورخین اهل سنت تسلیم امور و رتق و فتق اور ثبت کردن توی کتباشون .
لطف کن دیگه به تاریخ خیانت نکن.
ابن کثیر میگه که خود معاویه میدونست که خلیفه و خلافت رو امام به او نداده ، میگفت راضیم به پادشاهی . چرا نگفت راضیم به خلافت ؟ اینجا جانشین پیامبر چرا نیست ؟ خلیفه رو دزدین . خلیفه کو ؟

یاد این افتادم با دوستی بحث میکردم گفتم قاتل حسین بن علی کیست ؟ گفت یزید رضی الله ، گفتم مقتول چه جایگاهی داشت ؟ گفت حسین رضی الله صحابه و نوه پیامبر صلی الله بود . گفتم هر دو رو خدا ازشون رضایت داره ؟ گفت ؟؟؟؟ الان فقط اینو گغتم تا تلنگری بشه به اون حرفتون که حالا یه چیزی توی تاریخ ثبت شده به ماچه ما الان بیعت کنیم با امام . بله ماهم میشیم ... الله . Big Grin حالا انتخاب اینکه با ر شروع بشه یا ل دیگه با خودمونه .

فقط دوتا ذونه کلمه بهت یاد دادن بیایی اینجا حرف بزنی .

وقتی نبی دستوری میدهد عدم انجام او یعنی عدم قبول کلام خدا و دستور الهی ، تا هر زمان میخوایین از عقل خودتون در اموری راه نداره استفاده کن .
ایه قران مفرماد اطاعت از خدا و رسول و اولی الامر ( قطغ یقیت عقل ناقص هم میفهمه کسی که امری میکنه اگه توش مشکلی باشه و خلاف دستور بده نمیتونه اولی الامر باشه ولی عقل هایی مثل ... میگن خیر هر بنی بشری کور و کچل و لال و ... میتونن چون رضایت مردم رو جلب و بیعت کردن . توی بیعتش واقعا موندن که چطوری میشه حلش کرد .
عقلی که میگه امروز بیا حسن علیه السلام رو انتخاب کنیم و فردا بگیم معاویه برحق هست و بریم توی سپاه او . این عقلی هست که شما در طول تاریخ بارها و بارها مشاهده میکنی .
مراجع نه حکم امام رو دارند نه موردی . هرزمان یادگرفتید تاریخ اسلام رو تحلیل و از مناسبات و برخوردهایی که در اون رخ داده از جهات موافق و مخالف نگاه بندازید بیایید و بحث رو ادامه بدید .
واقعا نمیخوام ادامه بدم با امثال شما بحث کردن رو ولی وقتی میبینم مطالبی خلاف واقع نسبت میدید به معصوم واقعا نمیتونم سکوت کنم .
واقعا ادم یاد کلام مولا می افته که میگفتن چرا قیام نمیکنی :
لمّا قبض رسول الله صلي الله عليه وآله وخاطبه العباس وأبوسفيان ابن حرب في أن يبايعا له بالخلافة ( ذلک بعد ان تمت البيعة لأبي بکر في السقيفه وفيها ينهي عن الفتنة و يبين عن خلقه و علمه ) النهي عن الفتنة

أَيُّها النَّاسُ، شُقُّوا أَمْوَاجَ الفِتَنِ بِسُفُنِ النَّجَاةِ، وَعَرِّجُوا عَنْ طَريقِ الْمُنَافَرَةِ، وَضَعُوا تِيجَانَ الْمُفَاخَرَةِ. أَفْلَحَ مَنْ نَهَضَ بِجَنَاحٍ، أوِ اسْتَسْلَمَ فَأَراحَ. هَذَا مَاءٌ آجِنٌ، وَلُقْمَةٌ يَغَصُّ بِهَا آکِلُهَا، وَمُجْتَنِي الَّثمَرَةِ لِغَيْرِ وَقْتِ إِينَاعِهَا کالزَّارعِ بِغَيْرِ أَرْضِهِ. خلقه وعلمه فَإِنْ أَقُلْ يَقُولُوا: حَرَصَ عَلَي الْمُلْکِ، وَإنْ أَسْکُتْ يَقُولُوا: جَزِعَ مِنَ المَوْتِ! هَيْهَاتَ بَعْدَ اللَّتَيَّا وَالَّتِي ! وَاللهِ لَاَبْنُ أَبي طَالِبٍ آنَسُ بالْمَوْتِ مِنَ الطِّفْلِ بِثَدْي أُمِّهِ، بَلِ انْدَمَجْتُ عَلَي مَکْنُونِ عِلْمٍ لَوْ بُحْتُ بِهِ لَأَضْطَرَبْتُمُ اضْطِرَابَ الْأَرْشِيَةِ فِي الطَّوِيِّ البَعِيدَةِ!

واقعا مولای شیعیان غریب و تنها بود .
من دستم به کم نمیره نمیتونم مثل شما و استادتون و دیگر دوستان خلاصه بگم جون مطالب ناقص تحویل داده میشه . اگه حوصله ندارید بخونید هم مهم نیست ، حداقل باقیات و صالحات باقی میمونه تا وقتی این تالار هست .
پیامبر خدا فرمئدند امت من بعد از من 73 فرقه میشه
وَسَبْعِينَ مِلَّةً كُلُّهُاْ فِي النَّارِ إِلَّا مِلَّةً وَاحِدَةً فَقيِلَ لَهُ: مَا الْواحِدَةُ؟ قَالَ مَا أَنَا عَلَيْهِ اليَوْمَ وَأَصْحَابِي. کسی میدونه او فرقه ناجیه کیه؟ بله خود حضرت بیان فرمئدند :

قام رسول اللَّهِ يَوْمًا فِينَا خَطِيبًا بِمَاءٍ يُدْعَى خُمًّا بين مَكَّةَ وَالْمَدِينَةِ فَحَمِدَ اللَّهَ وَأَثْنَى عليه وَوَعَظَ وَذَكَّرَ ثُمَّ قال أَمَّا بَعْدُ ألا أَيُّهَا الناس فَإِنَّمَا أنا بَشَرٌ يُوشِكُ أَنْ يَأْتِيَ رسول رَبِّي فَأُجِيبَ وأنا تَارِكٌ فِيكُمْ ثَقَلَيْنِ أَوَّلُهُمَا كِتَابُ اللَّهِ فيه الْهُدَى وَالنُّورُ فَخُذُوا بِكِتَابِ اللَّهِ وَاسْتَمْسِكُوا بِهِ فَحَثَّ على كِتَابِ اللَّهِ وَرَغَّبَ فيه ثُمَّ قال وَأَهْلُ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمْ اللَّهَ في أَهْلِ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمْ اللَّهَ في أَهْلِ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمْ اللَّهَ في أَهْلِ بَيْتِي فقال له حُصَيْنٌ وَمَنْ أَهْلُ بَيْتِهِ يا زَيْدُ أَلَيْسَ نِسَاؤُهُ من أَهْلِ بَيْتِهِ قال نِسَاؤُهُ من أَهْلِ بَيْتِهِ وَلَكِنْ أَهْلُ بَيْتِهِ من حُرِمَ الصَّدَقَةَ بَعْدَهُ قال وَمَنْ هُمْ قال هُمْ آلُ عَلِيٍّ وَآلُ عَقِيلٍ وَآلُ جَعْفَرٍ وَآلُ عَبَّاسٍ قال كُلُّ هَؤُلَاءِ حُرِمَ الصَّدَقَةَ قال نعم


متوجه شدید؟
نشدید ؟

وفي أحاديث الحث على التمسك بأهل البيت إشارة إلى عدم انقطاع متأهل منهم للتمسك به إلى يوم القيامة كما أن الكتاب العزيز كذلك ولهذا كانوا أمانا لأهل الأرض كما يأتي ويشهد لذلك الخبر السابق ( في كل خلف من أمتي عدول من أهل بيتي ) إلى آخره ثم أحق من يتمسك به منهم إمامهم وعالمهم علي بن أبي طالب كرم الله وجهه لما قدمناه من مزيد علمه ودقائق مستنبطاته

از اين حديث استفاده مى‌شود كه در هر زمان بايد فردى اهل بيت و عترت پاك من كه سزاوار تمسك است، تا روز قيامت موجود باشد، تا امر به تمسك در اين حديث معنا پيدا كند؛‌ همان‌گونه كه كتاب عزيز چنين است. و لذا اهل بيت در رواياتى كه بعداً‌ مى‌آيد، امان زمين معرفى شده اند که شاهد اين نيز روايتي است که آمده است براي امت من عادلاني از اهل بيت وجود دارد .. سپس مستحق‌ترين اين اهل بيت به تمسک، امامشان و عالمشان علي بن ابي طالب است که داراي علم زياد و دقت در استنباط است
الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة» ج 2 ، ص 442
اینم ابن حجر میگه ک سلفیه نه من .

بازم متوجه خلافت و امامت و بیعت و جانشینی و وصایت و ... نمیشید >؟
خیلی جالبه ک خلیفه ثانیه برای ... هم ک شد این رو گفتکه : چی گفت و غزالی چی برای کارش میاره طعنی

واجمع الجماهير علي متن الحديث من خطبته في يوم عيد غدير خم باتفاق الجميع وهو يقول: «من كنت مولاه فعلي مولاه» فقال عمر بخ بخ يا أبا الحسن لقد أصبحت مولاي ومولي كل مولي فهذا تسليم ورضي وتحكيم ثم بعد هذا غلب الهوي تحب الرياسة وحمل عمود الخلافة وعقود النبوة وخفقان الهوي في قعقعة الرايات واشتباك ازدحام الخيول وفتح الأمصار وسقاهم كأس الهوي فعادوا إلي الخلاف الأول: فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمناً قليلا
اگه باز بگید خلافت نیست که اینجا ، باید خدمت شما بگم ولی کیست ؟ صاخب اختیار کیست ؟ پیامبر کجا گفتن من خلیفه شما هستم ؟ ایا نگفتم اولی به انفسکم؟ من صاحت احتیار شما هستم یا نه ؟ دنبال لفاظی نرید .
اطاعت از امیر المومنین چه در زمینه خلافت ، امامن ، امر و نهی ها و دستورانی که میدند واجب بود وامت واجبی رو ترک گفتن که مثل دیگر واجبات بود . این امت عقل رو میپذیرن ؟
نقل قول:أيها الناس أنا البشير و أنا النذير و أنا النبي الأمي إني مبلغكم عن الله تعالى في أمر رجل لحمه من لحمي و دمه من دمي و هو عيبة العلم‏ و هو الذي انتجبه الله من هذه الأمة و اصطفاه و تولاه و هداه و خلقني و إياه من طينة واحدة ففضلني بالرسالة و فضله بالتبليغ عني و جعلني مدينة العلم و جعله الباب و جعله خازن العلم و المقتبس منه الأحكام و خصه بالوصية و أبان أمره و خوف من عداوته و أوجب موالاته و أمر جميع الناس بطاعته‏ و إنه عز و جل يقول من عاداه عاداني و من والاه والاني و من ناصبه ناصبني- و من خالفه خالفني و من عصاه عصاني و من آذاه فقد آذاني- و من أبغضه فقد أبغضني و من أحبه فقد أحبني و من أطاعه فقد أطاعني‏ و من أرضاه فقد أرضاني و من حفظه حفظني و من حاربه حاربني و من أعانه أعانني و من أراده أرادني و من كاده فقد كادني
فقط دلم میخواست بیعت امام رو با خلفا یجور توضیح بدی که ندادی . فقط بگم امام هرگز بیعت نکرد با غاصبین خلافت . چرا ؟

أنا أحق بهذا الأمر منكم لا أبايعكم وانتم أولى بالبيعة لي

اگر واقعه مسجد رو بگی بازم میگم خلیفه که بیعت گرفت بازور بیعت کرد با امام ولی کسی نفهمید .
بیعت کرد ؟ اثبات کنه هرکی میتونه .

دوست گرامی ، در کنار روایاتی همچون من مات ، خلفای اثنی عشر ، من کنت مولی ، و .... بر کسی پوشیده نیست که مردم کلام رسول خدا را نپذیرفتن همونطور که خیلی چیزهای دیگه رو نپدیرفتن و بیعت با شمشیر گرفتن که هیچ مشروعیتی نداشت .
بازم دوست دارم بشنوم از شما و دیگران که تا مردم نخوان حکومتی تشکیل نمیشه .
شما رو با عقلتون تنها میزارم توی دنیایی که عقل توش صبی بیش نیست.
فقط اینقدر بگم دمت گرم که باعث شدی دوباره فتاوای اهل سلف رو دوباره برزو کنم و ببنیم بازم بر همون نظر هستن یا نه که دیدم همچنان در تفسیر و تاویل به سر میرن و برای خلافت شروطی رو هم باز اضافه کردن
طرق انتخاب خلیفه رو در نگاه غیر شیعی ببنیم

پاسخی که دار الفتا سلفی میده : به موضوع انتخاب خلیفه

الحمد لله والصلاة والسلام على رسول الله وعلى آله وصحبه أما بعد:

فكتاب لمعة الاعتقاد هو للإمام: ابن قدامة المقدسي.
وبالرجوع إلى الكتاب المذكور لم نجد فيه النقل عن مالك رحمه الله، لكن قال المؤلف: ( ومن ولي الخلافة واجتمع عليه الناس ورضوا به، أو غلبهم بسيفه حتى صار الخليفة، وسمي أمير المؤمنين، وجبت طاعته، وحرمت مخالفته، والخروج عليه، وشق عصا المسلمين).
وقال الشيخ محمد بن صالح بن عثيمين رحمه الله في شرحه على اللمعة (5/87 ضمن مجموع فتاويه ورسائله): ( الخلافة منصب كبير ومسئولية عظيمة، وهي تولي تدبير أمور المسلمين بحيث يكون هو المسئول الأول في ذلك، وهي فرض كفاية، لأن أمور الناس لا تقوم إلا بها.

وتحصل الخلافة بواحد من أمور ثلاثة:
الأول: النص عليه من الخليفة السابق، كما في خلافة عمر بن الخطاب رضي الله عنه، فإنها بنص من أبي بكر رضي الله عنه.
الثاني: اجتماع أهل الحل والعقد عليه، سواء كانوا معينين من الخليفة السابق، كما في خلافة عثمان رضي الله عنه، فإنها باجتماع من أهل الحل والعقد المعينين من قبل عمر بن الخطاب رضي الله عنه، أم غير معينين، كما في خلافة أبي بكر رضي الله عنه - على أحد الأقوال - وكما في خلافة علي رضي الله عنه.
الثالث: القهر والغلبة، كما في خلافة عبد الملك بن مروان حين قتل ابن الزبير، وتمت الخلافة له). انتهى.
ومنه يعلم أن مستند الحالات الثلاث إجماع الصحابة رضي الله عنهم، ولهذا لم يختلف أهل العلم في ذلك، وحكى غير واحد إجماعهم على أن الخلافة تثبت بهذه الطرق الثلاث.
وفيما يخص الطريق الثالث، نقل ابن حجر في الفتح عن ابن بطال قوله: ( وقد أجمع الفقهاء على وجوب طاعة السلطان المتغلب والجهاد معه، وأن طاعته خير من الخروج عليه، لما في ذلك من حقن الدماء، وتسكين الدهماء... ولم يستثنوا من ذلك إلا إذا وقع من السلطان الكفر الصريح، فلا تجوز طاعته في ذلك، بل تجب مخالفته لمن قدر عليها).
والله أعلم.
اون سومی رو قشنگ توضیح داد. یعنی هرکی اومد باید ازش اطاعت کرد. مهم نیست کیه . فقط بیعت کن حالا شراب خوار بود زنا کار بود ، ظالم بود ، نسب نامشروع بود ، هرچی فقط بگو سمعا طاعتا . جناب فروتقه همه این مطالب رو خوب بخون . و دقت کن اگه جایی رو اشتباه بگی و یا ریز انحراف بزنی و یا نسبتی به کسی بدی که نبود بخاطر اطلاع از حقوق و واژگان و همینطور ادعای شیعه بودن که داری و ... من شک میکنم که اون واژه رو به عمد داری استفاده میکنی.


درسته میل بخ یحث واقعا ندارم ولی کوچکترین کلام رو بی پاسخ نمیزارم .
دوستان موفق باشید . Rose
و آخر دعوانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۱:۱۵, ۱۶/شهریور/۹۶
شماره ارسال: #10
آواتار
دیگه فکر میکنم نشر اکاذیب و افکار انحرافی توسط آقای frotaghe کافی باشه و ایشون رو به خدا می‌سپاریم!

امضای فاطمه خانم
[تصویر: 793255_714.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  آیا فرشتگان اختیار دارند؟ Bidel.s 4 927 ۱۴/شهریور/۹۶ ۱۵:۳۳
آخرین ارسال: Mforootaghe
  درخواست بحث با کسانی که اندیشه بیداری دارند. HARIMEREYHANE 9 2,417 ۲۸/فروردین/۹۴ ۱۰:۲۴
آخرین ارسال: dehmojtaba
  آیا ائمه نیز ولایت تکوینی دارند؟ مصطفي مازح7610 0 486 ۲۲/اردیبهشت/۹۳ ۱۰:۱۵
آخرین ارسال: مصطفي مازح7610
Lightbulb غیب چیه؟ آیا اهل بیت علم غیب دارند؟ عبدالرحمن 6 1,907 ۱۵/دی/۹۲ ۱۹:۳۵
آخرین ارسال: أین المنتظر

پرش در بین بخشها:


بالا