کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 2.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
درخواست بحث با کسانی که اندیشه بیداری دارند.
۱۷:۴۰, ۲۶/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #1

سلام دوستان
من دانشجوی یکی از دانشگاه ها هستم و فعلا زندگی خوابگاهی دارم. گاهی به دوستان بحث می کنیم . با دوستس آشنا شدیم با تفکراتی متفاوت ، می خواستم از طریق این سایت با شما صحبت کنم شاید علمم بالا رفت و تونستم با اون فرد بحث کنم. سوالاتش در بین صحبت ها در زیر آمده

1- چرا خدا یک فرد رو حضرت زهرا می آفریند اما من رو نه؟

2- قران از 1400 سال پیش از کجا معلوم تحریف نشده باشد؟

3- چرا باید تو مسایل پیرو یکی دیگه باشیم ما خودمون هم می تونیم با عقل خودمون فکر کنیم و یا بریم اون علم را یاد بگیریم؟

4- میگفت توی کتاب تاریخ تحلیلی اسلام نوشته شده در زمان معاویه تمام کتب و احادیث سوخته شدن غیر قران؟

5- فقط خدا رو قبول داشت و بس؟

6- ما باید به همه احترام بگذاریم و کاری به تفکرات کسی نداشته باشیم؟

7- هر حرفی میزدیم میگفت این حرف ها به شما تحمیل شدن شما خودتون بدست نیاوردید؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۸:۴۱, ۲۶/فروردین/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/فروردین/۹۴ ۲۱:۱۵ توسط سیمرغ.)
شماره ارسال: #2
آواتار
(۲۶/فروردین/۹۴ ۱۸:۳۰)spcgirl نوشته است:  میخوای علمت بره بالا یه دستی به کتابا و جزواهات برسون و درس تو بخون
اون تایمی هم که واسه این بحثها میزارین اگه درس میخوندین الان اینشتن شده بودین Smile
سلام

مباحث مطرح شده در اینجا به ابدیت مربوط میشه که هر انسانی در هر سطحی حتی انیشتین روزی باید بدونه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۰۲, ۲۶/فروردین/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/فروردین/۹۴ ۱۹:۱۰ توسط Silence.)
شماره ارسال: #3
آواتار
سلام
خوبه این بحثا باشه..
من فعلا در حد خودم جواب میدم...جواب مفصل تر با دوستان
1:خداوند خواسته 14 معصوم الگو باشن...همه انسان ها توانایی این که خیلی خوب باشن رو دارن اینجور نبوده که بدون اختیار خودشون معصوم باشن...قطعا با بینش عمیق که داشتن به سراغ گناه نرفتن...انسان ها هم می تونن مثل 14 معصوم پاک باشن چون دارای اختیار هستند و...
2-4:در قرآن کریم هم احتمال تحریف شدن وجود داشته و خیلیا این کارو کردن و دچار انحراف شدن...سوزاندن احادیث فک کنم درزمان خلفای راشدین بودن(دقیق نمی دونم)ولی ما بعد اون 12 امام رو داشتیم که قران رو از بر بودن و اجازه تحریف در قرآن رو نمی دادن...یک بحث دیگه هم بحث تحدی در قرآن هست...
3:قرآن هموراه مارو به استفاده از قدرت تفکر تشویق کرده..
ولی اینو باید مدنظر داشته باشیم که انسان خطا کاره...اثباتش هم راحته...آدما بعد از انجام بعضی از کارها پشیمون میشن این یعنی انسان اشتباه می کنه و عمر انسان اجازه نمی ده یک مسیرو بره و بعد متوجه بشه اشتباس و بخواد دوباره از نو شروع کنه...درضمن ممکنه اون اشتباه آثار جبران ناپذیری داشته باشه...
5:چون خالق ماست!
6:اجباری در به زور دین آوردن نیست...ما باید تا حد امکان مردمو به دین خودمون دعوت کنیم...این کار آثار خیلی زیادی داره البته به شرطی که به حقایق دین پی ببریم و ...ولی باید به سایر تفکرات در صورتی با اسلام دشمنی نداشته باشن احترام گذاشت
7:خب کاری نداره،خودتون برید به دست بیارین یا از نمونه های خارجی مثال بزنین...یه نمونه که دهن همه رو می بنده شهید ادوراد آنیلی دربارش تحقیق کنید...پدرش سناتور و میلیاردر ایتالیایی بود...به اون که چیزی تحمیل نشده و بهترین چیز ها در اختیارش بود...یا اینکه خودتون تحقیق کنید از منابع مختلف
ببخشید دیگه کامل نبود!
ولی خب سوال خود من درباره دین اینه:
چرا اسلام دختر 9 ساله اماده ازدواج می دونه؟
دختر 9ساله نه درک درستی از ازدواج داره نه هیچی و درضمن به شدت به محبت پدر مادر و در کل خانوادش نیاز داره
آیا شوهر دادن دختر نه ساله کار درستیه؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۰۳, ۲۶/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #4
آواتار
(۲۶/فروردین/۹۴ ۱۷:۴۰)HARIMEREYHANE نوشته است:  سلام دوستان
من دانشجوی یکی از دانشگاه ها هستم و فعلا زندگی خوابگاهی دارم. گاهی به دوستان بحث می کنیم . با دوستس آشنا شدیم با تفکراتی متفاوت ، می خواستم از طریق این سایت با شما صحبت کنم شاید علمم بالا رفت و تونستم با اون فرد بحث کنم. سوالاتش در بین صحبت ها در زیر آمده

1- چرا خدا یک فرد رو حضرت زهرا می آفریند اما من رو نه؟

2- قران از 1400 سال پیش از کجا معلوم تحریف نشده باشد؟

3- چرا باید تو مسایل پیرو یکی دیگه باشیم ما خودمون هم می تونیم با عقل خودمون فکر کنیم و یا بریم اون علم را یاد بگیریم؟

4- میگفت توی کتاب تاریخ تحلیلی اسلام نوشته شده در زمان معاویه تمام کتب و احادیث سوخته شدن غیر قران؟

5- فقط خدا رو قبول داشت و بس؟

6- ما باید به همه احترام بگذاریم و کاری به تفکرات کسی نداشته باشیم؟

7- هر حرفی میزدیم میگفت این حرف ها به شما تحمیل شدن شما خودتون بدست نیاوردید؟
سلام
البته دوستان آگاه ترن ولی اینم یافته های ما
1_ خب اگر مشخصاتی که حضرت دارند را شما داشتید شما حضرت زهرا بودید بالاخره هر موجودی یه مشخصاتی داره


2_ قرار خداوند متعال بر این است که حجت بر همه تمام شود و راه از چاه معلوم شود تا انتخاب انسان صورت بگیرد اگر قرار باشد کلام خداوند تغییر کند پس پیام خدا به ما نميرسد تا انتخاب کنیم پس از آنجایی که ما باید انتخاب کنیم باید پیام خدا به ما برسد و خداوند بر هر کاری قادر است


3_ پس هروقت مریض شدی برو چندسال درس بخون اگر تا اونوقت زنده موندی خودتو درمان کن
انسان نه وقت و نه توان این را ندارد که در همه علوم به رشد برسد هر انسانی در جامعه انسانی یک وظیفه دارد و به انسان های دیگر خدمات میدهد


4_ یعنی تمام کتاب هایی که مربوط به تاریخ اسلام میشه را خواندند و فقط همین یک مورد را دیدند
درضمن معاویه مگر چقدر زنده بودند از امام حسین علیه السلام به بعد ما حدیث نداریم آیا بیشترین احادیث شیعه مربوط به دو امام بعد از معاویه است


5_ میشه بفرمایند از کجا فهمیدند خدا هست؟
خدایی که قبول دارند چه ویژگی هایی دارد


6_ ما باید به دیگران احترام بگذاریم ولی از آنجایی که انسان هستیم به دیگران و اندیشه آنها اهمیت می دهیم
بی تفاوتی کاری انسانی نیست


7_ انسان از بچه گی همه چیز را می آموزد از دیگران
مگر بچه خودش تولید اندیشه می کند
ما از بچگی می آموزیم و بعد فکر می کنیم مثل کامپیوتر
اگر به کامپیوتر داده و اطلاعات ندهيم چگونه محاسبه کند
مغز ماهم نیاز به اطلاعات دارد که از پیرامون خود کسب می کنیم


این سوالات یک فرد کم اطلاع است که فکر می کند همه چیز را میداند با چنین افرادی فقط با زبان خوش باید سخن گفت و از کل کل بیمورد باید پرهیز کرد
انسان تا تشنه نباشد آب بدردش نمی خورد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۰۸, ۲۶/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #5
آواتار
(۲۶/فروردین/۹۴ ۱۷:۴۰)HARIMEREYHANE نوشته است:  3- چرا باید تو مسایل پیرو یکی دیگه باشیم ما خودمون هم می تونیم با عقل خودمون فکر کنیم و یا بریم اون علم را یاد بگیریم؟



5- فقط خدا رو قبول داشت و بس؟


6- ما باید به همه احترام بگذاریم و کاری به تفکرات کسی نداشته باشیم؟

سلام

جواب سوال 3

به خاطر اینکه اون فرد(مرجع تقلید) مطالعات زیادی داشته ....شما فکر کن همه ی ملت برن دنبال اون علم و اونو یاد بگیرن..به نظر شما میرن؟؟...به هر حال هر کسی را بهر کاری ساختن.....این کار نیاز به وقت زیادی داره .شما فکر میکنی به همین راحتی هست؟؟؟..میدونید چقدر احکام داریم.........پس بهتره به عنوان یه مقلد به حرف های کسی که ازش تقلید میکنید گوش بدید
________________________________________________________________________________________
جواب سوال 5



قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿۱﴾:بگو اوست‏ خداى يگانه



همونطور که خداوند دفعات زیاد تو قرآن گفته. ما نباید واسه خدا شریک قائل بشیم ..البته باید قبول داشت و به حرف هاش گوش کرد


_________________________________________________________________________________________

جواب سوال 6

خوب اینطور که شما میگید نیست..نه اینکه بی تفاوت باشیم ...مثلا یکی دوست داره حجاب نگیره ....اینجا پیامبر فرموده:

یک گنه کار در میان مردم، مانند کسی است که با گروهی سوار کشتی می شود و هنگامی که در وسط دریا قرار می گیرد، به سوراخ کردن جایگاه خویش می پردازد. اگر دیگران او را از این کار خطرناک بازندارند، آب به کشتی نفوذ می کند و یک باره همگی غرق می شوند.
...پس بی تفاوت بودن هم خوب نیست و به اجتماع خودمون ضرر میزنیم

ببخشید من تا اینجا میتونستم جوابتون رو بدم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۳۹, ۲۶/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #6
آواتار
جواب سوال 2 :
تحریف نشده چون امکان تحریف توش نیست.

به لینک های زیر مراجعه کن و با دقت بخون. اون وقت میفهمی اگه کوچکترین تغییری در قرآن رخ داده بود تمامی این نظم و نظام ها به هم میخورد. پس هیچگونه انحرافی در قرآن رخ نداده:

نظم موسيقايي قرآن

شگفتی قرآن در عدد 19
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۱۲, ۲۷/فروردین/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/فروردین/۹۴ ۰:۲۷ توسط al-shia.)
شماره ارسال: #7

(۲۶/فروردین/۹۴ ۱۷:۴۰)HARIMEREYHANE نوشته است:  2- قران از 1400 سال پیش از کجا معلوم تحریف نشده باشد؟

بسم الله ...

یکی از اصول حوار و بحث علمی این هست که گفته اند " الدلیل علی المدعی " (آوردن دلیل بر عهده ی ادعا کننده هست)

اگر کسی مدعی هست که قرآن تحریف شده،باید دلیل متقن و علمی و منطقی بیاره و الا در بحث علمی احتمالات و امکان چیزی رو ثابت نمیکنه.

(۲۶/فروردین/۹۴ ۱۷:۴۰)HARIMEREYHANE نوشته است:  4- میگفت توی کتاب تاریخ تحلیلی اسلام نوشته شده در زمان معاویه تمام کتب و احادیث سوخته شدن غیر قران؟

بسم الله ...

اولا از ایشون بخواید که دقیق آدرس بدن و سند رو به صورت علمی ارائه بدن نه اینکه صرفا بگن در فلان کتاب فلان مطلب اومده!

ثانیا تراث روایی شیعه و اعتقادات شیعه از گزند تحریف گران تا حد بسیار بالایی مصون مونده و دلیلش هم اهتمام خاص شیعیان و اهل بیت به حفظ این میراث هست و اینکه اهل بیت و اصحابشون در دوره های متعددی تقیه میکردند و این آسیب به طور جدی و ویژه متوجه کتب و میراث روایی و عقیدتی اهل سنت هست که کتبشون پر هست از تحاریف و دستبردها و اسرائیلیات.

(۲۶/فروردین/۹۴ ۱۷:۴۰)HARIMEREYHANE نوشته است:  3- چرا باید تو مسایل پیرو یکی دیگه باشیم ما خودمون هم می تونیم با عقل خودمون فکر کنیم و یا بریم اون علم را یاد بگیریم؟

چه کسی گفته ما باید پیرو باشیم ؟؟؟!!! اگر منظور ایشون از پیرو بحث مرجع تقلید هست باید خدمتشون عرض کنم که تقلید صرفا در باب مسائل فقهی هست و اون هم دلیلیش این هست که ما چون خودمون فقیه نیستیم و نمیتونیم احکام رو استنباط کنیم تقلید میکنیم و باب فقاهت و اجتهاد باز هست و هرکسی میتونه با طی کردن مراحل علمی خودش به اجتهاد برسه و بر مبنای اجتهاد فقهی خودش عمل کنه و از کسی هم تقلید نکنه.

نکته ی دیگه هم این که تقلید در اعتقادات و اصول اعتقادی جائز نیست و هرکسی باید با تحقیق و مطالعه به حقیقت مسائل اعتقادی برسه.(مثل مسائل توحید و معاد و عدل و امامت و نبوت و مسائل مرتبط با اون ها)

مساله ی آخر هم اینکه اتفاقا بسیار هم تشویق شده ایم به اینکه خودمون علوم رو فرا بگیریم و بر مبنای اجتهاد علمی خودمون عم کنیم.

(۲۶/فروردین/۹۴ ۱۷:۴۰)HARIMEREYHANE نوشته است:  1- چرا خدا یک فرد رو حضرت زهرا می آفریند اما من رو نه؟

شما فرمودید که ایشون گفته اند :

5- فقط خدا رو قبول داشت و بس؟

خب حالا بهشون بگید اگر به این نکته ی 5 اگر طبق اعتقاد خودش پایبند هست پس چرا به همون خدایی که قبولش داره چرا اعتراض کرده ؟! Big GrinBig Grin

نکته ی دیگه این که خدا حضرت زهراء رو اجبارا و از سر جبر حضرت زهراء نیافریده و جبری در کار نیست بلکه راه طی کمالات انسانی برای همه باز هست هرچند که هیچکس نمیتونه به حد اهل بیت برسه.

نکته ی مهم اینه که عامل رسیدن اهل بیت به چنین درجاتی، بینش و ایمان و اعتقاد قوی اون هاست و نه جبر در آفرینش

(۲۶/فروردین/۹۴ ۱۷:۴۰)HARIMEREYHANE نوشته است:  6- ما باید به همه احترام بگذاریم و کاری به تفکرات کسی نداشته باشیم؟

اولا ما به همه احترام میذاریم و به هیچکس هم توهین نمیکنیم و راه رو برای نقد و بحث علمی همیشه باز میدونیم.

ثانیا این ادعای ایشون با یکی از ادعاهای دیگه شون در تناقضه !!! :

7- هر حرفی میزدیم میگفت این حرف ها به شما تحمیل شدن شما خودتون بدست نیاوردید؟

اگر ایشون مگن نباید به اعتقادات بقیه کاری داشت پس به چه حقی میان میگن شما عقیده تون بهتون تحمیل شده؟ Big GrinBig Grin

(۲۶/فروردین/۹۴ ۱۷:۴۰)HARIMEREYHANE نوشته است:  7- هر حرفی میزدیم میگفت این حرف ها به شما تحمیل شدن شما خودتون بدست نیاوردید؟


الدلیل علی المدعی ! الدلیل علی المدعی ! الدلیل علی المدعی !
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۰:۱۸, ۲۷/فروردین/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/فروردین/۹۴ ۱۰:۳۲ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #8
آواتار
(۲۶/فروردین/۹۴ ۱۷:۴۰)HARIMEREYHANE نوشته است:  سلام دوستان
من دانشجوی یکی از دانشگاه ها هستم و فعلا زندگی خوابگاهی دارم. گاهی به دوستان بحث می کنیم . با دوستس آشنا شدیم با تفکراتی متفاوت ، می خواستم از طریق این سایت با شما صحبت کنم شاید علمم بالا رفت و تونستم با اون فرد بحث کنم. سوالاتش در بین صحبت ها در زیر آمده

1- چرا خدا یک فرد رو حضرت زهرا می آفریند اما من رو نه؟

2- قران از 1400 سال پیش از کجا معلوم تحریف نشده باشد؟

3- چرا باید تو مسایل پیرو یکی دیگه باشیم ما خودمون هم می تونیم با عقل خودمون فکر کنیم و یا بریم اون علم را یاد بگیریم؟

4- میگفت توی کتاب تاریخ تحلیلی اسلام نوشته شده در زمان معاویه تمام کتب و احادیث سوخته شدن غیر قران؟

5- فقط خدا رو قبول داشت و بس؟

6- ما باید به همه احترام بگذاریم و کاری به تفکرات کسی نداشته باشیم؟

7- هر حرفی میزدیم میگفت این حرف ها به شما تحمیل شدن شما خودتون بدست نیاوردید؟

در پاسخ به سوالات خوبی که مطرح نموده اید امیدوارم که مرحله به مرحله بتوانم پاسخ شما دوست گرامی را بدهم .

1- چرا خدا یک فرد رو حضرت زهرا می آفریند اما من رو نه؟
هدف از خلقت حضرت زهراء سلام الله علیها

  • متن روایت به شرح ذیل است:
  • «لولاک لما خلقت الافلاک و لولا علیّ لما خلقتک و لولا فاطمة لما خلقتکما».
  • اگر شما نبودید، افلاک را خلق نمی‌کردم و اگر علی نبود تو را خلق نمی‌کردم و اگر فاطمه نبود، شما دو نفر را خلق نمی‌کردم.
  • وقتی بیان می‌شود اگر او نبود این را نمی‌آفریدم، اشاره به هدف خلقت است و نه مرتبه‌ی وجودی در خلقت. به عنوان مثال: اگر گفته شود که قرآن کریم برای هدایت انسان‌ها نازل شده است، معنایش این نیست که مقام همه انسان‌ها والاتر از قرآن کریم است. چنان چه می‌دانیم انسان کامل همان قرآن است و به تعبیر همین قرآن، مقام برخی از انسان‌ها از چهارپا نیز نازل‌تر است.
  • اگر پدر و مادری به فرزندشان بگویند: ما به خاطر بچه‌دار شدن و تولد تو با هم ازدواج کردیم؛ معنایش این نیست که مقام و رتبه‌ی وجودی آن فرزند بیش از هر دوی آنهاست.
  • [b]الف - در این حدیث نیز به هدف اشاره دارد، نه سلسله مراتب وجودی در خلقت. دقت شود که یک موقع سخن از مبدأ است و یک موقع سخن از غایت است.
  • در مبدأ خلقت، تردیدی نیست که خلق اول و بالتبع اکمل مخلوقات که به واسطه‎ی همان اکملیتش، اشرف و احبّ مخلوقات نیز هست، وجود مقدس حضرت محمد مصطفی صلوات الله علیه و آله است و سلسله‌ی وجود «نور» به واسطه‌ی او ساطع گردیده است. چنان چه خود فرمود: «اوّل ما خَلَقَ الله نُوری – اول چیزی که خدا خلق کرد نور (وجود) من بود.
  • خداوند متعال، سلسله‌ی انبیا و کتب الهی را فرستاد، تا کامل و ختم شود به خاتم الانبیاء صلوات الله علیه و آله. بدیهی است که اگر این خاتمیت نبود، نبوت حضرت آدم علیه‌السلام و سایر انبیای الهی نیز بی‌غایت و ابتر می‌ماند.
  • اگر امامت به دنبال نبوت نبود نیز خاتمیت ابتر و بی‌حاصل می‌ماند. برای همین به پیامبرش چنین امر می‌کند که آن چه مأموری ابلاغ کن که اگر نکنی، گویا کلاً هیچ رسالتی انجام نداده‌ای:
  • «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ» (المائده، 67)[/b]
  • ترجمه: اى فرستاده‌ی ما، آنچه را از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده ابلاغ كن، و اگر نكنى (گويى هيچ) پيام او را ابلاغ نكرده‏اى و خداوند تو را از (فتنه و شر) مردم نگه مى‏دارد، بى‏ترديد خداوند گروه كافران را هدايت نمى‏كند.
  • بدیهی است که اگر سلسله‌ی امامت نیز به حضرت مهدی علیه‌السلام ختم نشود، کار ابتر می‌ماند و گویی هیچ امامتی نیامده، هیچ رسالتی انجام نشده و هیچ وحی‌ای جامه‌ی عمل به خود نپوشیده و هیچ یک از وعده‌های الهی در این خصوص که به همه انبیا ابلاغ نموده، محقق نگردیده است.
  • پس در اینجا بحث از سلسله مرتبه‌ی وجودی نیست و نمی‌شود گفت: اگر چنین است، لابد مقام حضرت مهدی سلام الله علیه، بالاتر از امام رضا یا امام حسین یا امام علی علیهم السلام می‌باشد. آنان همه نور واحد هستند. چنان چه امیرالمؤمنین، امام علی علیه السلام می‌فرماید: « لانّا كلنّا واحد اولنا محمد اوسطنا محمد اخرنا محمد »؛ یعنی: به درستی که ما همگی واحد هستیم، اول ما محمد است، اوسط ما محمد است و آخر ما نیز محمد است. [چنان چه حتی در اسم‌های ایشان نیز اولی، وسطی و آخری، به همین نام مبارک است].
  • یا امام معصوم علیه السلام در روایتی دیگر می‌فرماید: «کُلّنا نُور واحد»، یعنی: همه ما نوری واحد هستیم.
  • ب – در این حدیث نیز به «غایت» و هدف توجه داده است.
  • هر چند مقام حضرت فاطمه علیهاالسلام در مرتبه‌ای است که معصوم امام حسن عسکری علیه السلام می‌فرمایند: «ما حجّت خدا بر مردمانیم و (مادرمان) فاطمه، حجّت خداست بر ما»، اما در حدیث مورد بحث «لولاک ما خلقت ...»، بحث از مرتبه‌ی وجودی نمی‌باشد، بلکه چنان چه بیان شد، از غایت و هدف است. اگر حضرت فاطمه علیهاالسلام نبود، سلسله امامتی به وجود نمی‌آمد و حتی رسالت نیز ابتر می‌ماند.

  • [/b]

  • [b]
    اما هدف از افرینش انسان چه بوده است ؟؟
  • پاسخ
  • این سؤالاتی است که مفسرین و محدثین با استناد به آیات و روایات و هم چنین حکما و متفکرین با اتکا به دلایل عقلی، حِکَمی و نقلی به آن پرداخته و پاسخ‌های متعدد و مطالب مشروحی در این خصوص نوشته‌اند. چرا که از بدیهی‌ترین و مهم‌ترین سؤالاتی است که در ذهن بشر ایجاد می‌شود و پاسخ صحیح به آن است که تکلیف هدفگذاری و نیز چه باید کرد و چه نباید کردهای بشر را معین می‌نماید. لذا در جستجوی علت آفرینش باید اولاً عمیق و مستمر مطالعه نمود و ثانیاً از موضع‌گیری و برخورد احساسی، جوّی و شعاری پرهیز نمود، چرا که عالم حقیقت است و حقایق با جوّسازی و جوّگرایی و شعار متغیر نمی‌گردند. ما هستیم و این عالم هم هست و قابل انکار نمی‌باشد. پس موضوع بسیار جدی است.
  • الف - همین که برای ذهن هر انسانی این سؤال مطرح می‌شود که «من و ما و این عالم برای چه خلق شده‌ایم؟»، خود گواه بر آن است که نظام خلقت بیهوده و عبث آفریده نشده است – همین نتیجه‌ی قطعی خود دلیل است که اولاً آفریننده دارد - ثانیاً آفریننده حی، علیم، حکیم، واحد و بی‌مانند است و ثالثاً آفرینش به سوی آن هدف رهسپار است:
  • «أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ * فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ» (المؤمنون، 115، 116)
  • ترجمه: آيا پنداشتيد كه شما را بيهوده آفريده‏ايم و اينكه شما به سوى ما بازگردانيده نمى‏شويد * پس والاست‏خدا فرمانرواى برحق خدايى جز او نيست [اوست] پروردگار عرش گرانمايه»
  • ب – شاید برخی بگویند که به فرض آفریننده و هدفی در کار باشد، اما نمی‌دانیم که کیست یا چیست و چه هدفی دارد. اما اگر دقت کنیم معلوم می‌شود که هر کسی، هر چیزی یا هر مقصدی به نشانه‌هایش شناخته می‌شود و نه به ذاتش [قبلاً در این خصوص مطالب بسیاری درج شده است (لینک‌: 12 - 3)].
  • پس اگر فایده خلقت عالم برای مخلوق [به ویژه انسان برخوردار از قوای عاقله، اختیار و انتخاب]، فقط هیمن شناخت مبدأ و معاد و یا به تعبیر دیگری «آغاز و انجام» و بالتبع شناختن راه رشد و کمال، کفایت می‌کند.
  • ج – اما «هدف» یک موقع برای مخلوق مورد سؤال قرار می‌گیرد و یک موقع برای خالق و در مورد دوم، اصل سؤال غلط است. چرا که هدف مخلوق همیشه رفع نقص و رسیدن به کمال است، اما خالق نقصی ندارد که بخواهد آن را با تحقق هدفی مرتفع نموده و به کمال برساند؛ لذا بی‌نیاز (غنی) است. او هستی و کمال محض است، از هر نقصی منزه (سبحان) است و کسری در او وجود ندارد که بخواهد کاملش کند.
  • آیت‌الله جوادی آملی (ادام الله ظله) در پاسخ این سؤال که: «هدف خدا از آفرینش چیست؟» می‌فرمایند: «... این سؤال صحیح نیست، چون خدا خود هدف است، نه این که هدف داشته باشد. هر کسی کاری را انجام می‌دهد، برای آن است که نقص خود را با آن کار برطرف کند. احتیاجی دارد و می‌خواهد آن احتیاج را بر طرف کند تا به کمال برسد». (پرسش‌ها و پاسخ‌ها – دفتر بیستم، ص 128)
  • د – خلقت، تجلی ذات باریتعالی است. وقتی رحمت، علم، قدرت، حکمت، جود، کرم، غنا، جمال و سایر اسمای الهی ظهور یابند، خلقت (وجود) در مراتب متفاوت خود متجلی می‌گردد و موجودات پدید می‌آیند. (به مَثَل مانند تجلی نور است که خود پیداست و سبب پیدایش چیزهای دیگر می‌شود – الله نور السموات و الارض).
  • ﻫ – اما می‌شود پرسید: ما برای چه آفریده شده‌ایم، یا خدا برای چه ما را خلق کرد؟ یعنی غایت ما کجاست و چگونه حاصل می‌شود؟ قرار است چه کنیم، به کجا برسیم و چرا؟ خداوند کریم در پاسخ می‌فرماید:




  • «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ» (الذاریات - 56)
  • ترجمه: و من جن و انس را نيافريدم مگر براى اين كه عبادتم كنند.
  • در نگاه ساده به این آیه و واژه و مفهوم «عبادت»، همان سؤال پیش می‌آید: برای چی؟ مگر خدا به عبادت ما نیاز داشت که ما را آفرید تا عبادتش کنیم؟
  • اما اگر معنای «عبادت» را درست و بیشتر درک کنیم، این سؤال پاسخ داده می‌شود. بیان شد که حق تعالی نور است. نور یعنی هستی. پس از او «نور» ساتع می‌شود. یعنی هستی بخش است. اما مخلوقی که هستی‌اش را از دیگری گرفته است، کامل نیست و عشق بی‌حدی به مبدأ خود، یعنی همان «کمال محض» دارد. لذا باید اندیشه کند، خود را بشناسد، هدف را بشناسد و به سوی هدف حرکت کند.
  • هدف انسان هر چه که باشد، به سوی آن می‌رود. اگر این هدف ناقص و فانی باشد، انسان نیز به کمال نرسیده و به هلاکت می‌افتد، اما اگر هدف کامل و باقی باشد، این انسان همیشه به سوی کمال رفته و حیات و بقا می‌یابد. حال چه هدفی به غیر از کمال مطلق «الله جل جلاله» کامل و باقی است؟ هر چه به غیر از خداوند متعال در نظر گرفته شود، خود مخلوق، محتاج و فانی است. لذا فرمود: انسان را آفریدم تا با عقل، اختیار، علم، راهنمایی توسط انبیاء و کتاب و نیز با تبعیت از انسان کامل، مرا هدف بگیرد و به سوی من حرکت کند تا به کمال برسد. این یعنی «عبادت» [عبادت یعنی وابستگی صرف که منجر به رهروی و اطاعت می‌گردد] لذا خلق نکردم مگر برای این که مرا عبادت کند، یعنی او را خلق نکردم که بندگی دیگران را بنماید، بلکه خلق کردم تا به کمال برسانم و این کمال فقط در راستای وابستگی به خودم حاصل می‌شود. پس، معلوم می‌شود که مخلوق به عبادت نیاز دارد و نه معبود.
  • البته چنان که بیان شد، بحث در این مورد بسیار است که از منظرهای گوناگون مطرح و بررسی می‌شود.
  • عاشق شو، ار نه روزی کار جهان سرآید
  • ناخوانده درس رمزی، از کارگاه هستی (حافظ)


2- قران از 1400 سال پیش از کجا معلوم تحریف نشده باشد؟


پاسخ به سوال دوم




  • اگر صرف گفتن است، ما نیز می‌گوییم: «از کجا معلوم که تحریف شده است؟ شما دلیلی بر نادرستی بیاورید». اگر به شما بگویند که اثبات کنید که دروغگو نیستید و یا دزد نیستید نیستید؟ چه پاسخی می‌دهید و یا چه می‌کنید؟ می‌روید تمامی جملات عمر خود را با سند می‌آورید و تلاش می‌کنید اثبات کنید که دروغگو نیستید و یا تمامی اموال مصروفه و موجود خود را می‌آورید تا اثبات کنید دزد نیستید؟ آیا مدعی به این کار خود و عمل شما یا ما نمی‌خندند؟! یا به او می‌گویید: اگر دلیلی بر دروغ یا دزدی من داری، اقامه کن؟!
  • یک کتابی در دست ماست؛ حال هر کتابی. فرض کنید دیوان حافظ یا گلستان سعدی یا غزلیات شمس تبریزی. همگان از دانشمندان، محققان، ادیبان و شعر و شاعر شناسان مدعی هستند که این اشعار حافظ یا سعدی است. یک دفعه کسی بیاید وسط و با یک جمله‌ی سه کلمه‌ای بگوید: «از کجا معلوم؟!» خب پاسخ او چه خواهد بود؟ آیا آنان تک تک ابیات را مطرح می‌کنند و دلیل و برهان و سند می‌آورند؟ یا به او می‌گویند: «آیا شما دلیلی بر تحریف دارید؟!» اگر دیدند که هیچ پاسخی ندارد، می‌پرسند: آیا شما سررشته‌ای از ادبیات فارسی و شعر دارید؟ مثلاً اگر یک بیت شعر حافظ را برایتان بخوانند و بگویند این مال سعدی است، فرق سیاق یا سبک آنان را می‌دانید؟ اگر دیدند باز هم فقط نگاه می‌کند، می‌پرسند: آیا اصلاً تا کنون یک بار دیوان حافظ یا شمس تبریزی را خوانده‌اید؟ و اگر باز هم با سکوت مواجه شدند، می‌گویند: حالا یک غزل یا دست کم یک رباعی یا یک دو بیتی را که گمان می‌کنی تحریف شده است را بخوان و بگو چرا نظرت این است که تحریف شده است. و اگر باز هم پاسخی نگرفتند، خواهند گفت: پس لطفاً در این زمینه اظهار نظر ننما.
  • پس نمی‌شود همین‌طوری با یک جمله‌ی ساده و سه کلمه‌ای، تحت عنوان «از کجا معلوم؟» همه چیز را مخدوش کرد و زیر سؤال برد.
  • «از کجا معلوم» را نه تنها نسبت به تحریف قرآن، بلکه نسبت به هر نوشتاری و هر فرازی از تاریخ، حتی تاریخ زندگی شخصی افراد می‌شود مطرح کرد. اگر گفتند: «هملت اثر شکسپیر است» می‌شود گفت: «از کجا معلوم»، هم چنین اگر گفتند: «چنگیز به ایران حمله کرد» می‌توان همین‌طوری گفت: «از کجا معلوم» و نیز اگر مادر بزرگی گفت: «پدر بزرگ من اسمش محمد بوده و بازرگان بوده است»، می‌شود گفت: «از کجا معلوم»؟
  • بدیهی است که تحریف شدن یا نشدن یک بیان، یک نوشتار یا یک گزاره تاریخی، اصول، قوانین، چارچوب، استدلال یا بینه‌های خود را دارد، اگر چنین نبود نه تاریخ و ادبیات علم می‌شد و نه هیچ گزاره‌ یا نقلی از گذشته قابل اثبات بود. آیا در نظریات منسوب به افلاطون و ارسطو نیز شک می‌کنند؟ البته می‌تواند شک کنند، اما باید دلایلی بیاورند و اثباتش نیز علم خود را دارد.
  • منتهی اگر کسی قایل به تحریف است یا دست کم در آن شک دارد، باید یک دلیلی، شاهدی، نشانه‌ای یا سندی که دست کم اگر ثابت نمی‌کند، ایجاد شبهه بکند را در دست داشته باشد، نه این که همین‌طوری بیاید وسط و بگوید: «از کجا معلوم؟».
  • همان‌طور که اشاره نمودید: سؤال «از کجا معلوم قرآن تحریف نشده است»، بسیار رایج شده است. خب شما که نمی‌توانید تک به تک آیات را برای آنان بخوانید و استدلال کنید که این تحریف نشده است. پس این یک جنگ تبلیغاتی است، لذا شما نیز در پاسخ بگویید: «از کجا معلوم که تحریف شده است؟!» و چون هیچ پاسخی ندارند، بگویید: پس به قول خودش (قرآن) و همه‌ی قرآن شناسان اعتماد می‌کنیم، شما نیز هر وقت دلیلی بر خلافش داشتید، بیاورید تا با هم بحث کنیم.
  • البته اغلب کسانی که قایل به تحریف قرآن کریم هستند و یا دست کم در آن تشکیک می‌کنند، اصلاً قائل به توحید و اسلام نیستند و یا دست کم اطلاع و علمی به آن ندارند، لذا اصلاً برایشان فرقی نمی‌کند که قرآن تحریف شده باشد و یا نشده باشد. فقط می‌خواهند یک شبهه یا تردیدی را در اعتقادات فرافکنی و شایع کنند.
  • شما بفرمایید: به نظر شما کجای قرآن تحریف شده است؟ و چه شواهدی برای حتی احتمال تحریف دارید؟ آیا به شما نیز وحی می‌رسد؟ یا پیامبر دیگری آمده و خبر داده است که کتاب قبلی دچار تحریف شده است؟ یا اصلش را خوانده‌اید و متوجه شدید که در برخی از نسخ تحریف وجود دارد؟ ... و یا اصلاً به عمرتان یک بار این قرآن را قرائت کرده‌اید؟
  • **- البته بهترین پاسخ برای تحریف نشدن قرآن، همان «تحدی» است که در خود قرآن مطرح شده است. می‌فرماید اگر آیات قرآن کریم وحی نباشد – یا اگر تحریفی صورت گرفته باشد – قطعاً هر دو مورد کار و کلام بشر است؛ پس بشری که می‌تواند چنین آیاتی را بیاورد و یا با تحریف چنین آیاتی را تدوین کند، لابد می‌تواند مکرر و مستمر مثل آن را بیاورد و بالتبع هر چه علم و تکنولوژی پیشرفت می‌کند، باید این کار راحت‌تر باشد، خُب کاری ندارد، مثلش را بیاورند.
  • قرآن کریم کتابی است شامل تعریف و توصیف مبدأ و حقایق عالم هستی و معاد و هم چنین بیان احکامی منطبق با این جهان‌بینی. همه اصول و فروعش نیز با فطرت سازگاری دارد و با عقل و علم قابل اثبات است؛ خب شما چیز دیگری بیاورید.
  • آیا غیر از این است تا کنون صدها مکتب «جهان‌بینی و ایدئولوژی» ظهور و بروز یافته و مانیفست‌ها تدوین شده و عمر همه کوتاه بوده و ظرف چند یا حتی یک دهه، توسط خودشان رد شده است؟
  • بودیسم، هگلیسم، کمونیسم، مارکسیسم، لنینیسم، فرویدیسم، داورینسم، اگزینانتسیالیسم، فمینیسم، لیبرالیسم، مدرنیسم، نئو مارکسیسم، نئو لیبرالیسم، پست مدرنیسم ... و سایر ایسم‌ها، همان کتاب‌هایی هستند که بشر در تبینن حقایق عالم هستی (جهان‌بینی) و بایدها نبایدهای منطق با آن ارائه کرده‌اند و همه به سرعت مورد نقد عقلی و علمی قرار گرفته‌اند.

3- چرا باید تو مسایل پیرو یکی دیگه باشیم ما خودمون هم می تونیم با عقل خودمون فکر کنیم و یا بریم اون علم را یاد بگیریم؟


  • گاهی اوقات فرض غلطی را به دین نسبت می‌دهند و سپس می‌پرسند چرا؟ و بدیهی است که صورت مسئله‌ی غلط هیچ‌گاه به پاسخ درست نمی‌رسد.
  • این سؤال که در هر دوره‌ی چهار ساله‌ای مجدداً مطرح می‌کنند تا اذهان نسل جدید را مشوش نمایند نیز چنین است. و پاسخش در یک جمله‌ی کوتاه این است که «اصلاً صورت مسئله‌ی غلط است».
    [/b]

  • چه کسی گفته که باید در دین تقلید کنیم که حالا سؤال کنیم چرا؟ اتفاقاً اسلام نه تنها در مقوله‌ی «دین» به هیچ وجه تقلید را توصیه ننموده است، بلکه به صورت قاطع آن را رد می‌نماید. چنان چه در اولین مسئله‌ی هر رساله‌ای از قدیم تا کنون قید شده است که «تقلید در اصول دین جایز نیست». و جالب آن که در میان تمامی ادیان و مکاتب بشری، این تنها اسلام ناب ولایی (تشیع) است که تقلید در دین را جایز نمی‌داند. چنان چه یهودیت، مسیحیت و زرتشت همه به تقلید کور دعوت می‌کنند و به همراه سایر مکاتب جدید در این عصر پست مدرن «عقل و عقلانیت» را تعطیل اعلام می‌کنند! چنان چه در دانشگاه‌ها و رشته‌های علوم انسانی، حتی اساتید اجازه تفکر و تعقل نمی‌دهند. همه باید دیکته‌ شده‌ها را حفظ کنند. حتی یک دانشجوی دکترا اجازه‌ ندارد که حرف جدیدی در رساله‌ی خود بزند، بلکه باید نشان دهد که چقدر گفته‌ی دیگران را حفظ و قبول کرده است(؟!) اما این اسلام است که تقلید در شناخت را باطل دانسته و دعوت به تعقل، تفکر و تدبر می‌نماید.

  • خداوند متعال مکرر در کلام وحی [قرآن مجید] فرموده است که به شما چشم و گوش و قلب داده‌ام، بصیرت داده‌ام، قوه‌ی تعقل و تفکر داده‌ام تا با دیدن نشانه‌های من در زمین و آسمان‌ها بیاندیشید و به حقیقت هستی پی‌ببرید و علت بدبختی، فلاکت و عذاب اقوام و نسل‌ها را در همین به کار نگرفتن ابزار شناخت بیان داشته است:

  • «وَ لَقَدْ مَكَّنَّاهُمْ فيما إِنْ مَكَّنَّاكُمْ فيهِ وَ جَعَلْنا لَهُمْ سَمْعاً وَ أَبْصاراً وَ أَفْئِدَةً فَما أَغْنى‏ عَنْهُمْ سَمْعُهُمْ وَ لا أَبْصارُهُمْ وَ لا أَفْئِدَتُهُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِذْ كانُوا يَجْحَدُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ» (الأحقاف - 26)

  • ترجمه: با اين كه به آنان (گذشتگانی که دچار فلاکت و عذاب شده‌اند) مكنت‏هايى داده بوديم كه به شما نداده‏ايم به آنها نيز گوش و چشم و فهم داده بوديم اما نه گوششان به دردشان خورد و نه از چشم و دل خود كمترين بهره‏اى بردند، چون آيات خدا را انكار مى‏كردند و همان عذابى كه مسخره‏اش مى‏كردند بر سرشان بيامد.

  • و فرمود: زمین و آسمان‌ها را بازی خلق نکردم. و فرمود: پیامبران را نیز با دلایل روشن گسیل داشتم و آیات کریمه در این زمینه بسیار است. به عنوان مثال:

  • «إِنَّ في‏ خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ الْفُلْكِ الَّتي‏ تَجْري فِي الْبَحْرِ بِما يَنْفَعُ النَّاسَ وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ ماءٍ فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ بَثَّ فيها مِنْ كُلِّ دابَّةٍ وَ تَصْريفِ الرِّياحِ وَ السَّحابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ» (البقره - 164)

  • ترجمه: به درستى در خلقت آسمان‌ها و زمين و اختلاف شب و روز و كشتى‏ها كه در دريا به سود مردم در جريانند و در آن چه كه خدا از آسمان نازل می‌كند يعنى آن آبى كه با آن زمين را بعد از مردگيش زنده می‌سازد و از هر نوع جنبنده در آن منتشر می‌كند و گرداندن بادها و ابرهايى كه ميان آسمان و زمين مسخرند آيات و دليل‌هايى است براى مردمى كه تعقل كنند.

  • آن چه از دین در آن تقلیدش جایز اعلام شده است، فقط احکام دین است. و تقلید در احکام نیز واجب نیست. بلکه شخص می‌تواند خود تحقیق کرده و در باب احکام متخصص شود که اصطلاحاً به آن اجتهاد و متخصص در این امر را مجتهد می‌گوییم و یا می‌تواند بدون این که خود مجتهد باشد نیز با عمل به احتیاط، به سراغ تقلید نرود. اما از آن جا که امکان تحصیل تخصصی در یک رشته (فقه) برای همگان میسر نیست و عمل به احتیاط نیز بسیار کار صعب و دشواری است، بیان شده که هر کس مایل است می‌تواند از متخصص تقلید نماید.

  • بدیهی است که این اصل نه تنها بسیار عقلانی و کاربردی است، بلکه اساساً چاره‌ای از آن نیست. مگر ما در تمام زندگی همین کار را نمی‌کنیم؟ به عنوان مثال: اصل این است که انسان بفهمد سلامتی یک ضرورت است و حفظ آن واجب است. در فهم این مسئله تقلید به هیچ وجه جایز نیست. سپس بفهمد که برای رعایت و حفظ سلامتی، لابد باید احکامی (باید‌ها و نبایدها)یی را رعایت کند. این هم تقلیدی نیست. سپس بفهمد اگر سلامتی‌اش به خطر افتاد، حتماً باید خطر را بر طرف نماید (ضرورت معالجه)، این نیز تقلیدی نیست، اما در شناخت چارچوب‌ها و احکام سلامتی (یا همان باید‌ها و نباید‌ها) و چگونگی معالجه در صورت ابتلاء،‌ آحاد بشر یا باید همگی در طب و بهداشت و سلامت متخصص باشند (مثلاً پزشک باشند) یا به متخصص امر (مرجع) رجوع کنند و از او تقلید نمایند. و به غیر از این هیچ راهی متصور نیست.

  • اسلام نیز توصیه به همین امر بدیهی نموده است و فرموده که اصول دین تحقیقی است و تقلید در آن به هیچ وجه جایز نیست. حتی یک عوام بی‌سواد پشت کوهی نیز باید به حد فهم خود، اصول را درک کرده باشد، نه این که تقلید نماید. لذا پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)‌ حتی از یک پیرزن عوام می‌پرسد: از کجا فهمیدی خدایی هست؟ و او به همان چرخ ریسندگی‌اش اشاره و استدلال می‌کند. یعنی او نیز مقوله‌ی «حرکت و محرک» را که از بدیهیات اولیه عقل و مورد بحث فلاسفه است، به حد خود درک کرده است و بر باورش نسبت به وجود خدا استدلال عقلی می‌آورد.

  • اما در احکام، مردم آزاد هستند. نمی‌شود که همه مردم بروند در رشته‌ی فقه اسلامی تحصیل کنند و متخصص احکام یا مجتهد شوند. لذا فرمود: هر کس که خود مجتهد نشد، لازم است که به مجتهدی رجوع کند و احکام را از او تقلید نماید. مثل رجوع به هر متخصص دیگری در سایر امور. همان‌طور که یا طبیب، مهندس معماری، مکانیک، خیاط، خباز و ... هستیم و یا به‌ آنها رجوع می‌کنیم، در احکام دین (نه اصل و همه‌ی دین) نیز یا باید متخصص بود و یا باید رجوع کرد. بدیهی است کسی که نه علم دارد و نه به عالمی رجوع می‌کند، نمی‌تواند در طی مسیر تکامل خویش، گامی از گام بردارد و قطعاً همیشه در سراشیبی سقوط و هلاکت حرکت می‌کند.


الباقی پاسخ ها اماده است اما ظرفیت سایت برای پاسخ ها کافی نیست
ان شاء الله پس از اظهار نظر دوستان پاسخ سوال4و 5 و 6 و 7 را خواهم داد.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۹:۳۹, ۲۸/فروردین/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/فروردین/۹۴ ۱۰:۲۴ توسط قاتل مرگ.)
شماره ارسال: #9
آواتار
(۲۶/فروردین/۹۴ ۱۷:۴۰)HARIMEREYHANE نوشته است:  6- ما باید به همه احترام بگذاریم و کاری به تفکرات کسی نداشته باشیم؟
جواب:
هر عملی وابسته به تفکر است.
تفکر نیک عمل نیک را به دنبال دارد و تفکر بد عمل بد را به دنبال دارد.
اگر تفکر یک شخص خوب است که هیچ.
ولی اگر کسی دارد تفکر بدی را در جامعه رواج میدهد باید با آن تفکر مقابله کرد چرا که تفکر بد جامعه را به تباهی خواهد کشاند و عواقب آن متوجه خود ما نیز میشود.
اگر تفکر یک شخص ضرری به خود یا جامعه دارد باید او را امر به معروف و نهی از منکر کرد. اول مرتبه قلبی:یعنی مخالفت خود با آن عقیده را در ذهن خود جای دهیم. دوم مرتبه زبانی و اقناع شخص است. و اگر این دو جواب نداد باید به وسیله قانون و با روش معقول وارد عمل شد. یک سیب خراب تمام جعبه سیب را خراب میکند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۰:۲۴, ۲۸/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #10

سلام
جواب ها رو در خصوصی دادم[تصویر: heart.png]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
Question ایا مرجع دینی نقش امام را دارند ورهبری نقش خلیفه را دارند ؟ mahdy30na 9 1,182 ۱۶/شهریور/۹۶ ۱۱:۱۵
آخرین ارسال: فاطمه خانم
  شاید برای شما هم اتفاق بیافتد(کلید اسرار تالار گفتگوی بیداری اندیشه)&# علی 110 68 32,024 ۲۲/اردیبهشت/۹۵ ۲۰:۳۶
آخرین ارسال: سدرة المنتهی
  آخرین تاپیک مفصل علی 110 در تالار گفتگوی بیداری اندیشه علی 110 2 2,795 ۲۶/مرداد/۹۱ ۲۲:۱۸
آخرین ارسال: علی 110

پرش در بین بخشها:


بالا